وزارت معارف از بودجه‌‌ی وزارت و بودجه‌‌ی کمیته‌‌ی اختصاصی مبارزه با کرونا معاش معلمان مکاتب خصوصی را نیز پرداخت کند. وقتی معلم از معاش چندهزاری‌اش ماهانه به‌صورت منظم مالیات دولت را پرداخته، حالا حق دارد در این شرایط از حمایت دولت مستفید شود.

محمد مقیم، آموزگار

وقتی قرنطین تمام شود، دوباره آموزگاران و دانش‌آموزان در صنف حاضر شوند، معلمِ مکتب خصوصی از تجربه‌های تلخ و دشوار خویش در روزهای قرنطین برای دانش‌آموزان بگوید و اگر دوباره از شاگردان بپرسد که «چه کسی می‌خواهد در آینده معلم شود؟» مطمئنم که هیچ دانش‌آموزی دستش را بالا نخواهد کرد. چون دانش‌آموز پیش چشم خودش می‌بیند که هیچ شعاری برای معلم نان و آب نشده و فقط او را در هاله‌ای از شعارهای موهوم قرار داده است. سپری‌کردن سه ماه بدون معاش، قراردادهای بدون هیچ تعهد و تضمین، بی‌توجهی و بی‌مسئولیتی وزارت معارف، همه مصداق بارز درماندگی یک آموزگار مکاتب خصوصی است.

در صنف نگاه دانش‌آموز به دهان و زبان آموزگار، در خارج از صنف و روزهای قرنطین، نگاه معلم به هر سویی. سرگردان دنبال نان. پشیمان از معلمی و کار در مکتب خصوصی. حس حقارت یک معلم در مکتب خصوصی تنها به نگاه ابزاری مالک مکتب به او خلاصه نمی‌شود، بلکه مشکلات به قدری زیاد است که یک آموزگار در تمام زندگی‌اش به علت کمبودی‌ها ردپای حقارت را احساس می‌کند. کم‌کم به این نتیجه می‌رسیم که بسیاری از سر بیکاری و مجبوری معلم می‌شوند. با این واقعیت‌ها و دشواری‌های زندگی، یک آموزگار کی می‌خواهد از سر شوق معلم شود؟

معلمی می‌پرسد: «چه وقت کار شروع می‌شود؟»

«نمی‌دانم. شاید هر وقتی که قرنطین تمام شد.»

«از کرونا نمی‌ترسی که مکتب شروع شود؟»

«نه. وقتی در خانه نان نباشد و مکتب نیز ما را به حال خود رها کرده باشد، خطر معنا ندارد. کارد گرسنگی به استخوان رسیده.»

جواب مالکان مکاتب خصوصی: «فیس نمی‌گیریم، معاش نیز پرداخت نمی‌کنیم.» در نشست‌های‌شان با دولت نیز معاش و معیشت معلمان در اولویت نیست. بیش‌تر برای معافیت از مالیات، کرایه‌‌ی ساختمان‌ها و پول آب و برق تقلا دارند. حق دارند. اما مستحق‌تر معلمان و خانواده‌های‌شان‌اند.

راه حل چیست؟

1ـ دادن جواز رسمی برای درس غیرحضوری. این‌گونه معلمان با حفظ تدابیر بهداشتی به سر کارشان می‌روند. شاگردان -خصوصا در شهر کابل- درس‌ها را دریافت می‌کنند، می‌خوانند و به صنف بالاتر ارتقا می‌کنند. با اخذ فیس مشکل معاش نیز حل می‌شود. آنچه فعلا تحت نام درس‌های غیرحضوری در برخی از مکاتب خصوصی جریان دارد، جواز رسمی ندارد. با شروع مکاتب شاگردان مجبورند، دوباره همان درس‌ها را به‌گونه‌‌ی حضوری بخوانند.

2ـ وزارت معارف از بودجه‌‌ی وزارت و بودجه‌‌ی کمیته‌‌ی اختصاصی مبارزه با کرونا معاش معلمان مکاتب خصوصی را نیز پرداخت کند. وقتی معلم از معاش چندهزاری‌اش ماهانه به‌صورت منظم مالیات دولت را پرداخته، حالا حق دارد در این شرایط از حمایت دولت مستفید شود.

نظارت وزارت معارف از قرارداد معلمان با مکاتب خصوصی در درازمدت نیز راهگشا و ضروری است. جلو خودسری‌های مالکان مکاتب را می‌گیرد و برای معلمان نیز تضمین خلق می‌کند. خصوصی‌سازی آموزش مزیت‌هایی دارد؛ اما اگر نظارت درست صورت نگیرد، تبعات آن نیز کم نخواهد بود و مکاتب خصوصی را در حد دکان تنزیل خواهد داد. دکانی که فقط جنس نمی‌فروشد. شاگردان را گروگان گرفته، از معلمان و خانواده‌ها استفاده‌‌ی ابزاری می‌کند. امیدوارم وزارت معارف در زمنیه توجه کند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه 

منبع : اطلاعات روز