علمای مسلمان علیه طالبان

علمای مسلمان علیه طالبان

مساله ممنوعیت تحصیل دختران با استناد به «شریعت» بدعتی خطرناک و دستبردی ویرانگر به منظومه تفکر اسلامی است و این وظیفه علمای جهان اسلام است که در برابر این تصمیم بایستند و با قدرت، وحدت و شجاعت از اسلام و احکام اسلامی در برابر دستبردهای وقیحانه افراطیون، کژاندیشان، مقدس مآب ها، مزدوران استعمار و عوامل و ایادی اسلام امریکایی مبارزه کنند.

علمای مسلمان علیه طالبان

حسین ابراهیم طاها؛ دبیرکل سازمان همکاری اسلامی خواستار اتحاد علمای اسلام علیه طالبان شده‌است.
آقای طاها از آکادمی بین‌المللی فقه اسلامی خواسته تا به سرعت یک کارزار جهانی را برای اتحاد علما و مراجع دینی جهان اسلام علیه تصمیم طالبان مبنی بر ممانعت دختران از آموزش، آغاز کند.
او یادآور شده که این آکادمی باید به تبیین «آموزه‌های واقعی اسلام» که خواهان آموزش دختران است، بپردازد. حسین ابراهیم طاها این فراخوان را در آغاز دومین نشست سال 2023 اداره آکادمی فقه که از طریق ویدیوکنفرانس برگزار شده بود، ارائه کرده و افزوده: "تصمیم حکومت طالبان برای جلوگیری از آموزش دختران از جمله تحصیلات دانشگاهی و برکناری اعضای هیات علمی زن از سمت‌های‌شان به بهانه این‌که این امر مغایر با شریعت اسلامی است، آخرین موردی بود که توسط آکادمی فقه بررسی شد."
آقای طاها بر اولویت پرونده افغانستان در دستور کار سازمان همکاری اسلامی و آکادمی فقه تاکید کرده است. او همچنین خاطرنشان کرده که تصمیم طالبان براساس نصوص شریعت اسلامی نیست.
این یک نقطه عطف در مبارزه با طالبان است؛ گروهی که ادعای «جهاد» می کند، «شریعت اسلامی» را قانون اساسی دولت خود می داند و در تلاش است تا قرائت خود از اسلام را تنها خوانش درست از این دین حنیف نشان دهد و آن را بر عموم مسلمانان، تحمیل کند.
با این حال، محرومیت دختران از تحصیل، یکی از بارزترین نمونه ها درباره خوانش انحرافی و بسیار خطرناک طالبان از دین است؛ خوانشی که تنها به بازداشتن بی رحمانه صدها هزار دختر مسلمان از درس و تحصیل، منجر نمی شود؛ بلکه چالشی ویرانگر و بنیان برانداز علیه اسلام است و چه بسا زمینه بدنامی اسلام در میان ادیان دیگر را فراهم می کند؛ زیرا آن را دینی تمدن ستیز، ضد علم، ضد زن، عمیقا مردسالار و کاملا بی تعهد نسبت به حقوق انسانی زنان نشان می دهد.
از جانب دیگر، طالبان با نسبت دادن این تصمیم بحث برانگیز و غیرقابل توجیه خود به «شریعت» عملا به بدیهی ترین اصول شریعت درباره حقوق زنان و دختران، از جمله حق تحصیل و کسب علم، دستبرد زده اند و این چیزی نیست که سکوت علما و مجامع علمی و فقهی جهان اسلام در برابر آن، جایز و موجه باشد.
بر این اساس،‌ علمای مسلمان، اکنون خود را در برابر طالبان می بینند؛ زیرا این گروه به دستور پاکستان، امریکا و سازمان های استخباراتی خارجی، یکی از افتخارات بزرگ تاریخ دیانت اسلامی یعنی ارزش انسانی بخشیدن به زن و بازگرداندن آن به جامعه را هدف گرفته و در برابر آن واقع شده است.
با توجه به این واقعیت ها، فراخوان دبیر کل سازمان همکاری اسلامی از علمای مسلمان برای موضع گیری صریح علیه تصمیم اخیر طالبان درباره ممنوعیت تحصیل دختران، صرفا یک اقدام سیاسی برای نشان دادن چهره ای قابل قبول از اسلام در نزد پیروان ادیان و تمدن های دیگر نیست؛ بلکه در عین حال، فراخواندن به چالشی تاریخی برای دفاع از کیان شریعت و اصول احکام و ایمان اسلامی است.
علمای مسلمان، وظیفه دارند که در برابر بدعت ها، انحراف ها و دستبردهای وقیحانه و عمدی به اصول و ارکان شریعت بایستند، حتی اگر این امر، از سوی یک گروه افراطی به ظاهر مذهبی صورت گرفته باشد. چه بسا تیشه زدن به ریشه دین و بدنام کردن اسلام به نام اسلام و از سوی یک جریان افراط گرای اسلامی، بسیار خطرناک تر از حملات و هجمه های دشمنان نام و نشان دار اسلام است.
بنابراین، مساله ممنوعیت تحصیل دختران با استناد به «شریعت» بدعتی خطرناک و دستبردی ویرانگر به منظومه تفکر اسلامی است و این وظیفه علمای جهان اسلام است که در برابر این تصمیم بایستند و با قدرت، وحدت و شجاعت از اسلام و احکام اسلامی در برابر دستبردهای وقیحانه افراطیون، کژاندیشان، مقدس مآب ها، مزدوران استعمار و عوامل و ایادی اسلام امریکایی مبارزه کنند.
انتظار می رود که این فراخوان تاریخی، تنها به همین امر محدود نماند و علمای مسلمان با طالبان که با ادعای برپایی «نظام خالص اسلامی» به کمک امریکا به قدرت بازگشته اند، در سایر زمینه های مرتبط با دین و شریعت نیز مبارزه کنند و اجازه ندهند که اسلام، دست ابزار بازی های جریان های مزدور و استعماری شده و بدنام و مطرود و منزوی گردد.

محراب خونین تشیّع! (سیاهه ای به امیران امارت اسلامی)

 

چرا در حالیکه داعش و تکفیری ها تشیّع را هدف گرفته است، رسما اعلام نمی کنید که شیعه را به رسمیت می شناسید؟ و چرا با به رسمیت شناختن علنی و عملی مذهب جعفری، خط فکری و اعتقادی و عملی تان را از داعش و جنایتکاران جدا نمی سازید؟ و چرا با پذیرش شیعه بعنوان یک مذهب اعتدالی، صف و جبهه اسلام اعتدالی و حنفی را تقویت نمی دارید؟

در حادثه مهیب تروریستی در مسجد جامع شیعیان ولایت قندوز صدها نفر نمازگزار مسلمان شیعه مذهب شهید و زخمی شدند. هیچ خانواده شیعه مذهب مقیم مرکز قندوز از داغ این جنایت، در امان نمانده است.
همه خانواده های شیعه قندوزی داغدار هستند. چه بسیار کودکانی که یتیم شدند و چه پدران و مادرانی که داغدار شدند و چه زنانی که بی سرپرست شدند و چه بی شمار خانواده هایی که گَرد مصیبت بر خانه های شان پاشیده شد.

این مصیبت آنقدر بزرگ و دردناک و وحشتناک است که در خیال وجدان های مرده هرگز نمی گنجد، وجدان های خفته و قلب های سنگی هرگز نمی توانند درک کنند که این فاجعه یعنی چی و این حادثه چه ها که با انسان و انسانیت و با قلب های دردمند مردم قندوز نکرده است.

بخشی از این وجدان ­مرده ها و سفسطه بازها حتما خواهند گفت: زمانی که طیارات برما حمله می کردند شما کجا بودید؟ زمانی که چنین و چنان می شد چرا صدا نکشیدید؟ اما اینها جز بیان و توجیه سرشار از قساوت و بی مسئولیتی نخواهد بود.

طالبان که برای خدا و شریعت و امن و آزادی می جنگیدند و یک نظام را سرنگون کردند، اکنون که زیر سایه امارت شان، جنایتی اینچنین مهیب اتفاق افتاده است؛ چه سخنی به گفتن و چه توجیهی به مردم دارند؛ مردمی که اکنون رعیت گونه زیر سیطره و وعده های شان زندگی می کنند!

طبعاً داعش مسئولیت این جنایت را بردوش می گیرد اما؛
به طالبان؛ این نمایندگان خداوند بر زمین باید گفت، چه توجیهی برای کشتن انسان در مسجد وجود دارد؟ آنانی که در مسجد و محراب و حین نماز کشته میشوند احتمالا چگونه انسانهایی باید باشند؟ آیا اهل کفر و اهل ذمه هستند؟ آنان که در مساجد قندوز و هرات و قندهار کشته می شوند، آیا خارجی هستند؟ حال که شما مسئول امن و نظم و نظام هستید بفرمایید چه کسانی آنها را کشتند؟ و چرا می کشند؟ آیا شما با فکر و عمل آنها موافقید؟ آیا با قاتلین شیعیان قندوز موافقید؟ موافقید که شیعه کافر و مشرک و خارج از دین است؟

از امیران طالبان باید پرسید که شما بعنوان امارت اسلامی، در کنار شیعه هستید یا در مقابل آن؟ و آیا مرگ و زندگی شیعه اهمیتی برایتان دارد؟ اگر شما در مقابل تشیّع هستید تفاوت میان شما و داعش چیست؟ و اگر نیستید؛ چگونه باید بین شما تفکیک و تشخیص قائل شد؟

 اگر تفکیک نیست، پس وطن ما را داعش اشغال کرده و حنفیت و اسلام اعتدالی را کنار زده است. اگر در کنار شیعه هستید، چرا شیعه را برادروار در آغوش نمی گیرید و همدردی نمی کنید؟
همدردی همانند حکومت غنی و عبدالله صرفاً‌ محکوم کردن و حرف مفت گفتن، از دردها نمی کاهد و مانع جنایت نمی شود؛ شما امارت اسلامی در عمل نشان بدهید که درد و غم مسلمان مظلوم شیعه بر جان و روان تان اثر کرده است.

چرا در حالیکه داعش و تکفیری ها تشیّع را هدف گرفته است، رسما اعلام نمی کنید که شیعه را به رسمیت می شناسید؟ و چرا با به رسمیت شناختن علنی و عملی مذهب جعفری، خط فکری و اعتقادی و عملی تان را از داعش و جنایتکاران جدا نمی سازید؟ و چرا با پذیرش شیعه بعنوان یک مذهب اعتدالی، صف و جبهه اسلام اعتدالی و حنفی را در برابر جبهه جنایت و داعش تقویت نمی دارید؟ چرا نمی بینید که یک دشمن جنایتکار هم بر مراسم فاتحه شما حمله می برد و هم بر مسجد و نمازگزاران شیعه!
اعتقاد ندارید یا شما نیز همانند غنی و کرزی، ارباب دارید؟ که اگر افغان هستید و مستقل هستید و مسلمان هستید؛ دنیای فکری و ذهنی و اعتقادی تان را از بند و زنجیر آزاد کنید و مردانه وار اعلام کنید که به برکت خون شهدای مظلوم قندوز و یکاولنگ و هرات و ... پیروان مذهب جعفری به سان پیروان مذهب حنفی و سایر مذاهب اربعه اسلامی، حقوق انسانی شان محفوظ و برابر است و مذهب امام جعفر صادق، در کنار مذهب امام ابوحنیفه، در میان ما و مردم ما رسمی است و حال که داعش مراکز و مساجد شیعیان را هدف گرفته است برای تأمین امنیت این مراکز در پهلوی برادر شیعه تان اقدام کنید.
این پیام را با صدای رسا به همه دنیا اعلام کنید که ما همه با هم برادر و برابر هستیم. صف فکر و عمل تان را از اشرف غنی مفسد وطنفروش و از داعش جنایتکار تکفیری، شجاعانه و هوشمندانه جدا کنید! و توطئه جنگ مذهبی را در نطفه، خفه بسازید؛ جنگی که توسط جنایتکاران بین المللی طرح و حمایت می شود.
نگارنده ی این سطور از یکاولنگ است، از همان مردمی است که در زمستان سال 1379 مظلومانه قتل عام شدند. به یاد بیاورید که چه شد و چه باید می شد؟ در قندوز سادات و شیعه را کشتند و در یکاولنگ سادات و شیعه را کشتید! و می دانم که اگر قلبی در سینه دارید و اگر اندکی عطوفت محمدی(ص) در وجودتان باشد و اگر از آب و نان این وطن خورده باشید راضی نبودید و نیستید؛ شما در مقابل خون شهدای این روز و آنروز مسئول هستید. آن روز هم در مقام حکومت بودید و امروز نیز در مقام حکومت هستید. بیندیشید که با این همه کشته، جنگ، سختی و مصیبت چه باید بکنید غیر از ایجاد چتر کلان سیاسی و ملی و همپذیری و برادری دینی که کلّکم راع و کلّکم مسئول عن رعیته!

گروهی خبر 

منبع: خبر گزاری جمهوریت

آیت‌الله خامنه‌ای به 'مسئولان کشور برادر افغانستان': عاملان انفجار قندوز را مجازات کنید

 

.

منبع تصویر،@KHAMENEI_FA

آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر حکومت ایران در پی انفجار مرگبار روز جمعه در مسجد شیعیان در قندوز افغانستان که منجر به جان‌باختن شمار زیادی نمازگزار شد، در پیامی بدون نام بردن از گروه طالبان، از آنها خواست که عاملان را مجازات کنند.

رهبر حکومت ایران در این پیام که در توییتر نشر شد از "مسئولان کشور همسایه و برادر افغانستان" خواست که عاملان را مجازات کنند.

در پیام آمده است: "جداً انتظار می‌رود که عاملان خونخوار این جنایت بزرگ را به مجازات برسانند و با تدابیر لازم از تکرار چنین فجایعی جلوگیری کنند."

روز جمعه یک بمبگذار انتحاری گروه داعش در داخل مسجد شیعیان هزاره در قندوز خود را منفجر کردکه حدود پنجاه کشته و بیش از صد زخمی به جا گذاشت.

گروه داعش در سایت منسوب به این گروه مسئولیت این حمله را برعهده گرفت و گفته که یک حمله کننده انتحاری این گروه مسجد مرکزی شیعیان هزاره را در قندوز هدف گرفته است.

در گذشته نیز، داعش حملاتی به مساجد شیعیان در افغانستان انجام داده است.

وزارت خارجه ایران نیز ساعاتی پس از وقوع، آن را محکوم کرد. سعید خطیب‌زاده گفت که "اقدامات تروریستی در هر شکل و توسط هر طرفی محکوم است."

در همین حال، امروز حسن روحانی، رئیس جمهور پیشین ایران در واکنش به حمله به مسجد شیعیان در قندور طالبان را مسئول حفظ جان مردم دانست.

حسن روحانی در نخستین پیام توئیتری که پس از پایان دوره ریاست جمهوری‌ نشر کرد، حمله مرگبار به نمازگزاران شیعه در قندوز را محکوم کرد. او در توئیتی نوشت که "دربرابر کشتار بی‌رحمانه قندوز نمی‌توان سکوت کرد".

او نوشت "در شرایط فعلی که گروه طالبان، حکومت را تصرف کرده است مسئولیت جان مردم افغانستان به عهده آن‌هاست".

آخرین پیامی که از آقای روحانی در توئیتر منتشر شده به حدود پنج ماه پیش برمی‌گرد.

حسین امیرعبداللهیان، وزیر خارجه ایران که در دمشق با بشار اسد، رئیس جمهور سوریه صحبت می‌کرد، هر دو در این دیدار سخنانی درباره وضعیت امروز افغانستان نیز بیان کردند.

رئیس‌جمهور سوریه گفت که ایران باید برای موفقیت افغانستان وارد عمل شود.

وزیر خارجه ایران هم گفت: "ما با همه طرف‌ها در افغانستان از جمله طالبان در ارتباط هستیم و آنها را دعوت به تشکیل دولت فراگیر می‌کنیم."

برخی ناظران معتقدند که با قدرت گرفتن شبکه حقانی در کابینه طالبان، ایران خوشبینی قبلی در مورد طالبان را ندارد.

در همین حال، از قول روزنامه جمهوری اسلامی که نزدیک به حکومت ایران است، نقل شده که "کمک‌های ایران به طالبان می‌رسد نه مردم افغانستان".

روزنامه جمهوری اسلامی گفته که "اطلاعات موجود نشان می‌دهند کمک‌های ارسالی جمهوری اسلامی ایران که گروه تروریستی طالبان آنها را دریافت می‌کند، طبق میل خود این گروه و درموارد خاص موردنظر آنها مصرف می‌شوند و به نیازمندان واقعی نمی‌رسند."

شماری از رسانه‌های ایران نیز این خبر روزنامه جمهوری اسلامی را بازتاب داده اند.

گروهی خبر 

منبع: بی بی سی

محقق: ارزش‌های قانون اساسی در گفت‌وگوهای صلح، معامله نخواهند شد

 

محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان

محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان

محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان در سخرانی‌اش به مناسبت روز عاشورا گفت که جمهوریت و ارزش های قانون اساسی در جریان گفت‌وگو های صلح، به معامله گرفته نخواهند شد.

او که در کنار شماری از رهبران سیاسی به این مناسبت سخنرانی می‌کردند، از حکومت و گروه طالبان خواست تا فرصت پیش آمده برای صلح را از دست ندهند.

در این حال، مقام‌های می‌گویند، برای تأمین امنیت مراسم دهم محرم یا روز عاشورا هزاران نیروی امنیتی در شهر کابل و دیگر ولایت‌ها گماشته شده اند.

محمد اسلم شیوا رئیس کمیسیون هماهنگی امور امنیت مراسم مذهبی در کابل امروز به رادیو آزادی گفت: "با همت بلند نیرو‌های امنیتی و دفاعی کشور و نیروهای داوطلب مردمی که در کنار نیروهای امنیتی موظف در سطح کابل فعال هستند، اوضاغ امنیتی در کابل و ولایات تحت کنترول است."

او افزود که ۴ هزار نیروی اردو، پولیس و امنیت ملی و ۱۰ هزار نیروی داوطلب مردمی برای تأمین امنیت روز عاشورا تنها در شهر کابل توظیف شده اند.

گروهی گزارشگران هفته نامه ی ندای غزنه 

منبع : رادیو آزادی

تابلو 'بدحجابی زن از بی‌غیرتی مرد است' در هرات خبرساز شد

 

افغانستان

مجیب الرحمن انصاری

سخنان هیچ یک از چهره‌های مذهبی هرات تاکنون به اندازه اظهارات مولوی مجیب الرحمن انصاری، امام مسجد جامع گازرگاه در شبکه‌های اجتماعی افغانستان تا این حد واکنش گسترده کاربران شبکه‌های اجتماعی و فعالان را در پی نداشته است.

در روزهای اخیر همرسانی عکس‌هایی از تابلویی که روی آن نوشته شده بود "بد حجابی زن از بی غیرتی مرد است" و در زیر آن نیز دیده می‌شد "اداره مرکزی امر به معروف و نهی از منکر گازرگاه شریف" خبرساز شد.

این عکس در شبکه‌های اجتماعی به صورت گسترده همرسانی شد و شماری از کاربران از آن به عنوان تازه ترین نمونه افراط‌گرایی در هرات یاد کردند.

برای مصاحبه به دفتر کار این عالم دین (روحانی مذهبی) در گازرگاه در شمال‌شرق شهر هرات رفتم و با او از خشمی سخن گفتم که اظهارات و موضع گیری‌های او در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی برانگیخته است.

بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی معتقدند که او در تصویری که از گستردگی دامنه "فساد" در هرات ارایه می‌کند اغراق کرده و ناهنجاری‌های مهم اجتماعی را که باید به آن پرداخته شود، نادیده گرفته است.

افغانستان

این تابلو در روزهای گذشته در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی بحثهای زیادی را ایجاد کرد

او درباره این شعار گفت، دلیلش این بوده است تا مرد احساس مسئولیت کند چرا که :"زن چیزی نمی‌داند، زن چیزی نمی‌فهمد، داخل خانه نشسته است. مسئولیت مرد است که او را متوجه بسازد. همان طور که مسئولیت مرد است که شکم زن را سیر کند باید متوجه دین و دینداری او باشد.."

از او پرسیدم آیا مسئله فساد را شایعتر و گسترده تر از آنچه هست نشان نمی‌دهد؟

آقای انصاری در پاسخ به این سئوال گفت: "وقتی که می‌گوییم فساد زیاد هست تنها جنبه فساد اخلاقی نیست. فساد اخلاقی یک بعد است. فساد مالی به اوج خود رسیده، قتل، کشتار، بی‌عدالتی و ناامنی به اوج خود رسیده است. ربا، سود، قمار، مسایل سگ جنگی، مرغ جنگی و ظلمی که بر سر خانواده‌ها و زن‌ها می‌شود همه را فساد می‌دانیم. وقتی تمام این ابعاد را در نظر داشته باشیم میشه گفت دامنه فساد گسترده شده است."

آقای انصاری و شماری دیگر از عالمان دین همیشه به دلیل آنچه که نپرداختن به اولویت‌های مهم اجتماعی خوانده می‌شود، مورد انتقاد قرار گرفته‌اند.

انتشار عکس‌هایی از این تابلوها حتا واکنش برخی مقام‌های پیشین و کنونی دولت افغانستان را در پی داشت از جمله وحید عمر، مشاور ارشد رئیس‌جمهوری افغانستان در امور روابط عمومی و استراتژیک نوشت:"هر مردی که به عوض خود به زن تکلیف تعیین می‌کند، نامرد است. مرد غیرتی مردیست که زن را همتای خود بداند، نه متاع خود!"

برخی فعالان برای نشان دادن اعتراض شان این تابلو را دست‌کاری کردند و روی آن نوشتند:"چشم چرانی تو از بی‌ایمانی توست!برادر چشمت را از زنان نگهدار و به کودکان تجاوز نکن. بدون شک جای تجاوزکاران جهنم است!"

و شماری این تابلوها را به شدت مردسالارانه و تبعیض‌آمیز خوانده‌اند.

بگذر از پست توییتر شماره از @FForotan

Farahnaz Forotan@FForotan

واکنش های کاربران شبکه های اجتماعی در پیوند به نشر این تابلو در هرات.

«چشم چرانی تو از بی ایمانی توست!برادر چشمت را از زنان نگهدار و به کودکان تجاوز نکن.بدون شک جای تجاوزکاران جهنم است!.»
اداره مرکزی امر به معروف و نهی از منکر زنان افغانستان

مشاهده عکس در توییتر

شماری از کاربران شبکه‌های اجتماعی در واکنش به موضع گیری‌های آقای انصاری این سوال را مطرح کرده‌اند که چرا با این شدت و تندی در مقابل قضایای جدی‌تر مثل" تجاوز طلاب و ملاهای مدارس بر کودکان" خرده نمی‌گیرد؟

آقای انصاری می‌گوید، فساد در هر جا که باشد محکوم است. اما او تجاوز طلاب بر کودکان در مساجد را "کاملاً دروغ و یک دسیسه علیه علما" توصیف کرد و گفت: "باالفرض اگر چنین کسی پیدا شد و داخل مسجد و مدرسه این کار را به نام آدرس علم و علما کرد اشتباه و زشت است و باید قانون اسلامی روی او هم تطبیق شود."

امر به معروف و نهی از منکر

پیش از این هم آقای انصاری، ملاامام مسجد جامع گازرگاه هرات اعلام کرده بود که گروه امر به معروف و نهی از منکر تشکیل داده و با کسانی که دست به دزدی بزنند و یا در حال انجام مفاسد اخلاقی دیده شوند، برخورد خواهد کرد.

ایجاد اداره امر به معروف و نهی از منکر از سوی مولوی مجیب الرحمن انصاری نگرانی‌های زیادی در بین مردم به وجود آورده است.

خیلی‌ها نگرانند که افزایش اینگونه فعالیت‌ها ممکن راه را برای محدود کردن آزادی‌های اجتماعی مخصوصا برای زنان و جوانان و فعالیت و حضور آنان در ابعاد مختلف ایجاد کند.

رسیدگی به امور مذهبی و همچنین نظارت بر فعالیت مساجد و ملا امامان از وظایف وزارت حج و اوقاف افغانستان است.

افغانستانحق نشر عکسدارالعلوم عالی انصار

Image captionمجیب الرحمن انصاری، ملاامام مسجد جامع گازرگاه هرات

آقای انصاری هم پذیرفت که "بدون شک اجرای قانون کار نظام و حکومت است و حکومت باید جلو فسادخانه‌ها را بگیرد." او افزود زمانی خودش وارد عمل می‌شود که ببیند دولت با وجود درخواست‌های مکرری که از نهادهای اجرایی می‌شود به وظیفه‌اش عمل نکند.

او گفت: "در یکی از گوشه‌های این شهر یک خانه به آتش کشیده شد. ما همین خانه را به گوش مسئولین بیش از دو ماه پی در پی کتبی، صوتی و تصویری از طریق منبر [اطلاع دادیم]، جمعی از مو سفیدان رفتند پیش مسئولین که در همین محل فسادخانه علنی است. ولی حکومت کاری نکرد. حکومت که کاری نکرد وظیفه علما چیست؟ وظیفه علما در کنار اینکه بیان است، در کنار بیان بحث امر بمعروف و نهی از منکر و تادیب یک مسئله شرعی است که علما هم می‌توانند به بسیاری از اموری که حکومت مداخله نمی‌کنند، باید علما مداخله کنند."

مداخله ضروری یا هرج و مرج و انارشی

مولوی سید محمد شیرزادی، رئیس ارشاد حج و اوقاف هرات در واکنش به سخنان مجیب الرحمن انصاری، گفت که "دعوت به سوی ارزش‌ها و بازداشتن از مفاسد" کار هر مسلمان است اما اجرای حکم در مسایل جزایی و جرمی کار محاکم/دادگاه‌ها است.

آقای شیرزادی گفت برای حفظ نظم باید کارها از سوی نهادهای مرتبط اجرا شود.

او می‌گوید: "اگر قرار باشد هرکس در جامعه اسلامی قانون را بر مجرم اجرا کند، طبیعی است که فضای هرج و مرج در جامعه ایجاد می‌شود و هتک حرمت ایجاد می‌شود و مصونیت حیات به هیچ کس باقی نمی‌ماند.

افغانستانحق نشر عکسSOCIAL MEDIA

Image captionاعلامیه ایجاد گروه امر به معروف و نهی از منکر

مولوی سید محمد شیرزادی در گفتگو با بی‌بی‌سی و با اشاره به سخنان آقای انصاری در مورد برخورد با مجرمان گفت: "فردا کسی با یک نفر مشکل و عقده شخصی دارد، یک بهانه میگیرد مثلا قضیه زنا یا قتل را مطرح کرده، خود را به عنوان فرد مسلمان صاحب صلاحیت در قضیه تطبیق جرم مسئول پنداشته و آن وقت فضا و شیرازه وحدت و اخوت در داخل جامعه متلاشی می‌شود."

آقای انصاری چند روز قبل مدعی افزایش فساد میان دختران و پسران در هرات شد و گفت که "اگر دختر و پسری به جرم زنا یا قمار یا شراب دیده و دستگیر شد، قانون خدا بر سرش جاری خواهد شد."

او همچنین افزوده که "قوانین خدا در روی زمین خدا" را از منطقه خواجه انصار ولایت هرات آغاز خواهد کرد و گفت "دزد اگر گرفته شد، دارالافتای دارالعلوم عالی انصار هست. ببرید دارالافتا هر فیصله‌ای که کرد. اگر دارالافتا گفت دستش قطع شود که تمام حقوق بشر پشتش باشد، دستش قطع می‌شود."

سخنان آقای انصاری که خود بانی و مسئول دارالعلوم عالی انصار در هرات است، واکنش‌هایی هم در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی در پی داشت. شماری این کاربران گفته که او "بخاطر ترويج افراط گرایی و ثابت كردن جايگاه خود چنين سخنانی می‌گويد." کاربر دیگری گفته بود که افزایش جرایم و عدم توجه دولت به این موضوع، باعث شده که آقای انصاری خود دست به کار شود.

شهر مدارا یا افراط گرایی؟

هرات از مراکز مهم فرهنگی افغانستان شمرده می‌شود. شهری با تاریخ شکوهمند هنری و فرهنگی. منتقدین آقای انصاری معتقدند که او قدرت دولتی که مبتنی بر قانون اساسی اسلامی است را به چالش کشیده و نیز در اظهاراتش به زنان و مردان اهانت کرده است. آقای انصاری اما می‌گوید به وظایف اسلامی‌اش عمل کرده و در بسیاری موارد سخنان او از سوی رسانه‌ها تحریف و یا به نقل گزینشی سخنانش اکتفا می‌شود.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه 

منبع : بی بی سی

    شورای علمای شیعه افغانستان حمله تروریستی در کابل را محکوم کرد

    شورای علمای شیعه افغانستان حمله تروریستی روز گذشته در هتل اورانوس را محکوم کرد.

    به گزارش شورای علمای شیعه افغانستان در بیانیه ای اعلام کرد که جاى شک نیست که این عمل وحشیانه از جانب کسانى که تجلیل از درگذشتگان را هرچند پیامبر اسلام هم باشد، شرک مى دانند.

    متن کامل:

    بسم رب قاصم الجبارین

    وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوْمًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیْهِ سُلْطَانًا،(سوره اسراء، آیه ٣٣).

    با تأسف و تأثر اطلاع یافتیم که کوردلان جنایتکار، در محفل تجلیل از میلاد پیامبر اعظم اسلام، (ص) در قصر اورانوس واقع در جاده میدان هوایى کابل حمله انتحارى کرده و طبق اخبار اولیه بیش ۴٠ را شهید و بیش از ۶٠ نفر را زخمى نموده اند که به احتمال زیاد، آمار شهداء و زخمیان بالا برود.

    جاى شک نیست که این عمل وحشیانه از جانب کسانى صورت گرفته که تجلیل از درگذشتگان را هرچند پیامبر اسلام هم باشد، شرک مى دانند. گویا بیشترین شهداى این حادثه هولناک از علماى دین و پویندگان طریق شریعت اسلام مى باشند. کسانى که چنین فاجعه عظیم را مرتکب شدند، چه پاسخى در برابر خداوند متعال دارند که مى فرماید: “وَمَن یَّقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَائُهُ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِیْهَا” کسى که یک مسلمان را به عمد بکشد، جزایش جهنم همیشگى است.شوراى علماى شیعه افغانستان در حالى که این جنایت هولناک را محکوم مى کند، همدردى خود را با بازماندگان شهداء اعلام نموده و برى شهداى مظلوم، فردوس برین و براى بازماندگان صبر جمیل از درگاه خداوند تمنا دارد.

     گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه 

    منبع : خبرگزاری صنا

    ایجاد روز رخصتی رسمی برای مسلمانان در آلمان ممکن است؟

     

    توماس دیمیزیر، وزیر داخله آلمان در کابینه انگلا مرکل از ایجاد یک روز رخصتی رسمی برای مسلمانان در آلمان استقبال کرده است. این مسئله بسیار مهم جلوه می کند اما تا عملی شدن آن راه درازی در پیش است.

    Eifeler Sufi-Zentrum Osmanische Herberge (DW/M. Odabasi)

     

    "در جایی که مسلمانان زیادی حضور دارند، چرا نباید درباره یک روز تعطیلی رسمی برای آنها فکر کرد؟" این سخن سیاستمدار محافظه کار، توماس دیمیزیر باعث شد تا بحث اساسی درباره این موضوع راه بیفتد.

    طرح چنین موضوعی از سوی دیمیزیر، اول از همه یک اقدام سیاسی حزبی پنداشته می شود. بیدرنگ پس از انتخابات سراسری آلمان که در آن این حزب شمار زیادی از هوادارانش را از دست داد، دیمیزیر روی موضوع حساسی انگشت گذاشت و پرسید که آیا حزب "دموکرات مسیحی" او بسیار زیاد محافظه کار نیست؟

    "روز درگذشتگان" که در آلمان روز اول ماه نوامبر است، روزی است که بسیاری از مسیحیان کاتولیک از آن تجلیل می کنند. حالا دیمیزیر درباره یک روز مشابه برای مسلمانان فکر می کند که نفوس آن ها نیز در آلمان قابل توجه است.

    واکنش ها به این طرح

    روزهای رخصتی در آلمان سنت دیرینه محسوب می شود؛ بر همین اساس، برند آلتوسمن، رهبر حزب "دموکرات مسیحی" در ایالت نیدرزاکسن از ایجاد روز رخصتی اسلامی انتقاد کرده است. او نیازی نمی بیند که ساختار روزهای رخصتی در آلمان تغییر کند؛ آنچنانی که دیمیزیر پیشنهاد کرده است. این موضوع نه تنها در نشست حزبی مطرح است بلکه بحث روی تعطیلات مذهبی در مبارزات انتخاباتی نیز داغ بود.

    در ایالت نیدرزاکسن، روز یکشنبه پارلمان محلی جدید انتخاب شد و دیمیزیر به عنوان عضو ارشد حزب "دموکرات مسیحی" به این ایالت رفت و این موضوع جنجالی را مطرح کرد.

    Eifeler Sufi-Zentrum Osmanische Herberge (DW/M. Odabasi)

    در دنیای مجازی نیز، اظهارات دیمیزیر با واکنش های شدیدی روبرو شده است. اریکا شتاینباخ، رئیس سابق انجمن بیجاشدگان در یک پیام تویتری نوشته است: «زیر پاگذاشتن همچنان ادامه دارد...». بیاتریکس فان شتورش، سیاستمدار برجسته حزب راستگرای "بدیل برای آلمان" در واکنش نوشته است: «نه! نه! نه! اول درباره تنظیم دیگر رخصتی های ملی فکر شود پیش از آن که درباره رخصتی مسلمانان فکر صورت بگیرد».

    در طرف دیگر، این اظهارات وزیر داخله آلمان با واکنش مثبت از سوی شورای مرکزی مسلمانان آلمان روبرو شده است. ایمن مزیک، معاون این شورا گفته است که چنین رخصتی برای مسلمانان گامی در جهت ادغام اجتماعی است. او می گوید که مسئله این نیست که مسلمانان یک روز از کار رخصت باشند. او توضیح می دهد: «مسئله این است که مسلمانان در مکاتب و ادارات دولتی به حساب بیایند». مزیک می گوید که به عنوان مثال یک افسر پولیس مسلمان که تمام ماه رمضان روزه گرفته، در آخر ماه رخصتی داشته باشد و به جای او یک پولیس مسیحی گماشته شود و بالعکس در رخصتی های کریسمس، یک کارمند مسلمان به جای همکار مسیحی خود کار کند.

    تعطیلات از سوی ایالت ها تعیین می شوند

    در واقع پیش از این در بعضی از ایالت ها تعطیلات و رخصتی های اسلامی وجود داشته است. به عنوان مثال، در برلین، هامبورگ و بریمن، شاگردان مسلمان حق دارند که یک روز از درس رخصت باشند. کارفرمایان نیز به کارگرانشان اجازه می دهند که مسجد بروند یا در محل کار به عبادت و نماز بپردازند. در برلین عید فطر و قربان رخصتی داده می شود؛ در هامبورگ و بریمن برای روز عاشورا نیز تعطیلی در نظر گرفته شده است.

    بنابراین، تنظیم رخصتی ها در واقع یک مسئله ایالتی است. تا هنوز ۹ رخصتی رسمی در سراسر آلمان تثبیت شده است که از این جمع فقط روز وحدت آلمان (سوم اکتوبر) یک رخصتی ملی است. توماس دیمیزیر نخستین کسی نیست که درباره رخصتی مذهبی مسلمانان سخن گفته است. پیش از او شورای مرکزی مسلمانان و یک سال بعد اجتماع ترک های مسلمان نیز خواهان آن شده اند.

    گروهی خبر هفته نامه ندای غزنه 

    منبع :دویچه وله

     

     

    درِ تمام مدارس دینی خصوصی در کندز به دستور طالبان بسته شد

     


     

    تمام مدرسه‌های دینی خصوصی در کندز به دستور طالبان بسته شده‌اند.

    فیض‌الله ایماق، معاون تعلیمات اسلامی ریاست معارف/آموزش و پرورش این ولایت می‌گوید، طالبان به تمام مسؤولان مدارس دینی خصوصی گفته‌اند که در صورت بازبودن این مدرسه‌ها، نوجوانان مصروف آموزش می‌شوند و روند سربازگیری آنان با مشکل روبه‌رو می‌شود.

    ایماق می‌افزاید، حدود 350 دارالعلوم/دانش‌سرای خصوصی در مرکز و ولسوالی‌های کندز فعالیت داشتند که با دستور طالبان، تمام آن‌ها بسته شده، اما دارالحفاظ‌ها/مدرسه‌های حفظ قرآن این ولایت به دلیل این که کودکان در آن درس می‌خوانند، هنوز باز اند.


     فرماندهی پولیس کندز نیز این موضوع را تأیید می‌کند. عبدالحمید حمیدی به سلام‌وطندار می‌گوید که تلفات سنگین طالبان در درگیری‌های اخیر سبب کم‌بود نیروی جنگی این گروه شده و آنان قصد دارند تا با بستن درِ مدرسه‌های دینی از دانش‌آموزان به عنوان نیروی جنگی، استفاده کنند.

    فرمانده پولیس کندز می‌افزاید که تلاش دارند تا مدرسه‌های دینی مناطق زیر کنترل دولت را دو باره باز کنند.

    شماری از دانش‌آموزان این مدرسه‌ها هم به سلام‌وطندار می‌گویند که طالبان از تمام مسؤولان مدارس دینی داخل شهر خواسته‌اند که مدارس دینی را ببندند.

    ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی گروه طالبان اما در گفت‌وگو با سلام‌وطندار، بستن مدارس دینی از سوی این گروه را رد می‌کند و می‌گوید که هیچ فرمان و امری در این مورد از سوی آنان صادر نشده است.

    گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه 

    منبع : سلام وطندار

     

    انفجار در مسجد باقرالعلوم کابل ده‌ها کشته بجا گذاشت

    • 36 دقیقه پیش
    مسجد باقرالعلومImage copyrightFBImage captionمسجد باقرالعلوم مربوط به شیعیان کابل است و در شماری از همایش‌هایی که در آن برگزار می‌شد، مقام‌های ارشد دولتی سخنرانی می‌کردند

    فرمانده پلیس حوزه ششم امنیتی در غرب کابل به بی‌بی‌سی گفته که انفجار نیرومندی در مسجد باقرالعلوم در خیابان کاتب ده‌ها کشته بجا گذاشته است.

    حفیظ‌الله علی‌زاده گفت که این انفجار روز دوشنبه (اول قوس/آذر) در داخل مسجد روی داده، اما هنوز مشخص نیست که این رویداد ناشی از انفجار بمب کارگذاری شده بوده یا بمبگذاری انتحاری.

    آقای علی‌زاده گفت که این انفجار بسیار نیرومند بوده و حدود پنجاه نفر را کشته است.

    اسماعیل کاووسی، سخنگوی وزارت صحت (بهداشت) افغانستان گفته که اجساد ۱۰ نفر و ۴۵ زخمی به بیمارستان‌ها منتقل شده و احتمال افزایش شمار تلفات وجود دارد.

    حفیظ‌الله علی‌زاده گفته که پلیس از قبل گزارشی درباره احتمال انفجار در این مسجد در دست نداشت.

    فرمانده پلیس حوزه ششم امنیتی کابل گفت که نیروهای پلیس در محل رویداد حضور یافته و در حال بررسی آن است.

    عکس‌هایی که کاربران شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده‌اند، نشان‌دهنده تلفات سنگینی در این انفجار است. این کاربران نوشته‌اند که این رویداد ناشی از انفجار انتحاری بوده است.

    برخی منابع گفته‌اند که در این مسجد مراسم اربعین در حال برگزاری بوده است.

    مسجد باقرالعلوم اخیرا به محل سخنرانی مقام‌های ارشد دولتی افغانستان تبدیل شده بود.

    هنوز هیچ فرد یا گروهی به صورت رسمی مسئولیت این انفجار را به عهده نگرفته است.

    واکنشها

    عبدالله عبدالله، رئیس اجرائی حکومت وحدت ملی ضمن محکوم کردن این رویداد، از عاملان آن به عنوان "تروریست‌ها" نام برده، اما وابستگی گروهی آن‌ها را مشخص نکرده است.

    او تاکید کرده که "تروریست‌ها" انسان‌های بیگناه، از جمله کودکان را در "مکانی مقدس" هدف حمله انتحاری قرار داده که بیانگر "وحشیگری و بی‌رحمی" عاملان آن است.

    آقای عبدالله افزوده که این حمله نمی‌تواند با تفرقه در میان مردم افغانستان شود و عاملان آن بهای این اقدام خود را خواهند پرداخت.

    آقاحسین سانچارکی، مشاور شیعه آقای عبدالله در صفحه کاربری خود در فیسبوک نوشته که گروه طالبان مراسم اربعین را در مسجد باقرالعلوم هدف قرار داده و "خانواده‌های زیادی" را به سوگ نشانده است.

     گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه 
    منبع : بی بی سی 

    پژوهش تازه از مدرسه‌های بزرگ تولید هراس اگنان در پاکستان سخن می‌گوید

    pakistan-madrasa-14-june-16

    یک پژوهش که از سوی یک پژوهش‌گر پاکستانی انجام شده است از موجودیت سه مدرسۀ بزرگ تولید طالب و هراس‌افگن در پاکستان در نزدیک مرکزهای نظامی و استخباراتی پاکستان سخن می‌گوید.

    یک پژوهشگر برجسته پاکستانی می‌گوید که مدرسه‌های حقانیه و پنج پیر در خیبرپختونخوا و «جامعه البنوریه» در کراچی سه مرکز اصلی تولید هراس افگن استند و این مدرسه‌ها درنزدیک مرکزهای ارتش و استخبارات پاکستان جا گرفته اند.

    این مطلب در یک گفت‌وگو زیر نام جنگ با طالبان ابراز شد که در انستیتیوت "هادسون" ایالات متحده با حضور سفیرافغانستان در واشنگتن و داکتر محمد تقی روزنامه نگار و پژوهشگر پاکستانی با میزبانی حسین حقانی سفیرپیشین پاکستان در واشنگتن برگزار شد.

    داکتر محمد تقی پژوهشگر پاکستانی گفت: «این جا منطقه اکوره ختک است. این هم مدرسه حقانیه است که رهبرحقانی و بسیاری از طالبان از همین مدرسه فارغ شده اند و هنوز هم صدهزار دانشجو دارد و مرکز هراس افگنی است. اما در اطراف این مدرسه مرکزهای مهم نظامی و استخباراتی پاکستان جا گرفته اند ازجمله واحد کماندو، پایگاه نظامی مردان، پایگاه ارتش درمیدان هوایی پشاور، پایگاه نظامی صالح خانه، پایگاه نظامی درنوشهره، پایگاه نظامی کمره و نه چندان دورتر از مدرسه حقانی پایگاه اصلی ارتش پاکستان درراولپندی نیز قراردارد.»

    در این گفت‌وگو سفیر افغانستان با اشاره به سیاست‌های پاکستان می‌گوید نیاز است که جهان بر پشتیبانان هراس افگنی بیشتر فشار آورد.

    حمد الله محب سفیرافغانستان در واشنگتن گفت: «جامعه جهانی بر کشورهایی که ازهراس افگنی برای رسیدن به هدف‌های سیاسی شان کارمی گیرند بیشتر فشار آورند. من یک پیام روشن به همسایه‌گان مان دارم: شما باید با ما کار کنید و بخشی از آینده با سعادت منطقه باشید تا افغانستان به مرکز همکاری‌های منطقه‌یی مبدل شود.»

    آقای محب همچنان می‌گوید که با افزایش صلاحیت‌های نیروهای امریکایی درافغانستان، ترس در دل طالبان جا گرفته است و آنان در میدان‌های نبرد با شکست‌های بیشتری روبه رو خواهند شد.

    گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

    منبع : طلوع نیوز

    هراس از پیوستن جوانان افغان با گروه دولت اسلامی  

     

    تحلیلگران میگویند که داعش در صدد اختلاف قومی و مذهبی در افغانستان است تا با استفاده از این فرصت، جوانان را به آن گروه جذب کند.
    تحلیلگران میگویند که داعش در صدد اختلاف قومی و مذهبی در افغانستان است تا با استفاده از این فرصت، جوانان را به آن گروه جذب کند.

    شماری از تحلیلگران می گویند که با در نظر داشت فقر، بیکاری و نا امیدی به آینده آن کشور، ممکن تعداد از جوانان افغان بخاطر بقای شان جذب این گروه تندرو شوند.

    جاوید کوهستانی، تحلیلگر سیاسی و نظامی افغانستان، می گوید در گذشته بسیاری از جوانان افغان به شمول تحصیل کرده ها، به دلایل فقر و بیکاری به گروه های تندرو رو آوردند و حالا اگر حکومت افغانستان برای حل فقر و بیکاری جوانان اقدامات لازم و به موقع نکند، احتمال یکجا شدن جوانان با گروه های دهشت افگن مثل گروه دولت اسلامی یا داعش، بعید نیست.

    آقای کوهستانی به رادیو آشنا صدای امریکا گفت:" اگر به این وضیعت توجه جدی صورت نگیرد، کسانیکه فرصت بیرون شدن از افغانستان را به کشور های اروپایی ندارند، معمولا برای امرار حیات، به گروه های دهشت افگن رو میاورند."

    آقای کوهستانی می افزاید که گروه داعش امتیازات قابل ملاحظۀ برای جنگجویان خود فراهم می کند که حد اقل شامل "هشت صد دالر پرداخت ماهوار و حتی بیشتر از آن می شود."

    جان کمبل، قوماندان نیرو های ماموریت حمایت قاطع در افغانستان، هفتۀ گذشته در مجلس استماعیه کمیتۀ روابط امور نظامی سنای امریکا، گفت که یکی از دلایل عمدۀ پیوستن و تغییر نام افراد گروه طالبان به داعش در افغانستان، تصور به دست آوردن کمک های مالی بیشتر از گروه داعش در آن کشور بوده است.  

    تلاش داعش برای ایجاد اختلافات قومی و مذهبی

    وحید مژده، تحلیلگر سیاسی افغان، نیز تائید می کند که فقر و بیکاری می تواند جوانان را مجبور به پیوستن با گروه های جنایتکار و دهشت افگن کند، اما او به این باور است که داعش در افغانستان تلاش می کند تا با استفاده از ایجاد اختلافات مذهبی و قومی سرباز گیری کند—نه پرداخت پول.

    آقای مژده به رادیو آشنا صدای امریکا گفت: "داعش برای جنگ در افغانستان نیاز به انگیزه قوی دارد، انگیزۀ بالا تر از پول. اگر ما تجربۀ عراق و سوریه را مطالعه کنیم، اختلاف میان شیعه و سنی موجب شد تا داعش سرباز گیری کند. آنان در افغانستان نیازمند یک  چنین اختلاف استند، اختلاف که موجب عقده شود و سپس جوانان با داعش یکجا شوند، که بسیار خطرناک خواهد بود."

    شرایط سرباز گیری داعش در افغانستان تکرار نمی شود

    ولی علی نوری زاده، رئیس مرکز پژوهشی  ایران و اعراب مستقر در لندن، به این باور نیست. او می گوید که سرباز گیری که داعش در عراق و سوریه داشت، در افغانستان تکرار نخواهد شد، زیرا با به گفتۀ او با وجود فقر و بیکاری و جنگ های دوامدار در آن کشور، "طبیعت مردم افغانستان بر خلاف اعمال گروه های مثل داعش است که سر می برند و انسان ها را زنده به آتش می کشند."

    علاوه بر آن، آقای نوری زاده می گوید که مردم افغانستان از قرن ها به این سو در کنار هم با داشتن عقاید مختلف با هم زندگی کرده اند، بنا بر این، تصور نمی رود که داعش در این عرصه موفق شود."

    محمد محقق، معاون دوم رئیس اجرائیه حکومت افغانستان، نیز در مصاحبه با تلویزیون آشنا صدای امریکا گفته بود "یکی از اهداف فعالیت گروه دولت اسلامی یا داعش در مناطق مرکزی افغانستان، آماج قرار دادن هزاره ها و شیعیان است."

    تلاش داعش برای جذب تندروان اسلامی در افغانستان

    از جانبی دیگر، آقای کوهستانی نیز می گوید که گروه دولت اسلامی در عین حال تلاش می کند تا از افراد با مفکوره های تندرو اسلامی، سرباز گیری کند. به گفتۀ آقای کوهستانی، افراد وابسته به حزب اسلامی گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان، حزب تحریر که جریان افراطی مذهبی است، کار های را به نفع داعش در افغانستان انجام می دهند.

    اما علی نوری زاده به این باور است که گروه دولت اسلامی ممکن تلاش کند با استفاده از دامن زدن مسایل قومی و گروهی به اهداف خود نایل شود، ولی این تلاش ها موفقیت را در پی نخواهد داشت.

    به باور این تحلیلگر، دلیل که داعش توانست در عراق دست بالای در سرباز گیری داشته باشد، زیرا ظلم و تعدی حکومت به رهبری نوری المالکی بود که بالای پیروان سنی مذهب داشت، ولی در افغانستان وضیعت به گونۀ دیگر است.

    آقای نوری زاده به رادیو آشنا صدای امریکا گفت: " ما در افغانستان این وضیعت را نمی بینیم. شیعه، سنی و سایر گروه ها در افغانستان، در حکومت سهم دارند و ظلم بدان معنی بالای شان صورت نمی گیرد. بنا بر این، فکر نمی کنم که  این پیام داعش در افغانستان شنوندگان زیادی داشته باشد."

    بر اساس گزارش ها، داعش در نقاط مختلف افغانستان به شمول ولایات کندز، بدخشان، زابل، غزنی و بخش های از هرات فعال اند، ولی بیش ترین فعالیت آنان در ولایات شرقی افغانستان مثل ننگرهار، نورستان، کنر و لغمان می باشد.

    ساحۀ نفوذ داعش در افغانستان

    این درحالیست که فرماندۀ نیرو های ماموریت حمایت قاطع در افغانستان نیز تاکید می ورزد که گروه دولت اسلامی یا داعش می خواهد ولایت ننگرهار را به مرکز فعالیت های این گروه در منطقه مبدل سازد.

    به گفتۀ آقای کمبل، پس از عملیات اردوی پاکستان در امتداد مرز با افغانستان، صدها جنگجو طالبان پاکستانی و پیکارجویان عرب، چیچنی و ازبک، وارد ولایات هم مرز با پاکستان به ویژه ننگرهار شده و با داعش پیوسته اند.

    بر اساس گزارش ها، در هفته های گذشته، حدود ۲۸۰ تن از افراد وابسته به داعش در عملیات های نظامی قوای افغان کشته شده اند.

    تحلیلگران می گویند که بیکاری ده ها هزار جوان آن کشور وا داشت تا با قبول خطرات جدی و پرداخت پول های هنگفت راهی کشور های اروپایی شوند. اما جوانانی که توانایی چنین کار را ندارند، در مقابل جلب و جذب گروه های تندروان مثل داعش آسیب پذیرند.

    حال انتخاب با حکومت افغانستان است که آیا اجازه می دهد تا روند فعلی که جوانان افغان با آن مواجه است، ادامه یابد و یا اینکه حکومت دست به کار خواهد شد و اقدامات اشتغالزایی را روی دست خواهد گرفت تا جوانان افغان برای پیوستن با گروه های دهشت افگنی متمایل نشوند.

    گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه 

    منبع : صدای امریکا

     

    آینده روابط طالبان و شبکه حقانی بعد از ملاعمر  

    صرف‌نظر از تحلیل‌های متفاوتی که درباره چگونگی رشد جریان داعش در دو کشور ارائه می‌شود، وجود داعش خطر مشترکی برای گروه طالبان و شبکه حقانی به شمار می‌رود و همین امر هم باعث می‌شود که دو گروه با درک شرایط جدید منطقه، همکاری‌های خود را بیش از گذشته افزایش دهند.

    تبين : القاعده، طالبان، شبکه حقانی، شورای کویته، تحریک طالبان  و... کلیدواژه‌هایی هستند که  در دو دهه اخیر به ادبیات سیاسی جهان  اضافه شده است. این مفاهیم در واقع  اسامی گروه‌های شبه‌نظامی و بعضاً تروریستی در شبه‌قاره هند و جنوب آسیا، به‌خصوص متعلق به افغانستان است؛ و در این میان سازمان القاعده و گروه طالبان به‌عنوان محور این گروه‌ها شناخته می‌شوند. اگرچه فعالیت القاعده در مقایسه با دیگر گروه‌های شبه‌نظامی افغانستان، فراتر از جغرافیای جنوب آسیا است اما این سازمان با دیگر گروه‌های این منطقه- جنوب آسیا- پیوندهای ناگسستنی دارد. صرف‌نظر از همکاری این گروه‌ها در خارج کردن شوروی سابق از افغانستان، سازمان القاعده و گروه طالبان از پیوند خانوادگی نیز برخوردار هستند چراکه دختر "ملاعمر"  به‌عنوان رهبر گروه طالبان و پسر "بن لادن"  رئیس سابق  سازمان القاعده  باهم عقد زناشویی بستند. این گروه‌ها در سالهای اخیر به دلیل حضور نظامیان غربی در افغانستان؛ به‌صورت مشترک عملیات‌های ضد آمریکائی را در این منطقه بر عهده گرفته‌اند. اکنون با مرگ ملا عمر رهبر پیشین طالبان سؤال‌های متعددی درباره همکاری این گروه‌ها مطرح شده است. آیا همکاری القاعده و طالبان بعد از ملا عمر در منطقه ادامه خواهد داشت؟ دست یاری شبکه حقانی از گروه طالبان  با مرگ ملا عمر قطع  خواهد شد؟  حضور داعش در منطقه جنوب آسیا چقدر به "همگرایی یا واگرایی"  گروه طالبان  و شبکه حقانی کمک خواهد کرد؟ در مقاله پیش رو تلاش خواهد شد، ضمن اشاره به پیشینه شکل‌گیری "گروه طالبان  و شبکه حقانی"، آینده همکاری این دو گروه بعد ملاعمر را مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.

    • پیشینه شکل‌گیری طالبان و شبکه حقانی

    1- گروه طالبان

    آنچه امروز به‌عنوان «طالبان افغان» شناخته می‏شود، مجموعه‏ای متنوع از چندین گروه ستیزه‏جوی افغان است که خود را به آرمان‏ها، کارکردها و کلیتی به نام «طالبان» متعهد می‏دانند. اگرچه زمینه‌های اولیه شکل‌گیری "طالبان" به زمان "جنگ سرد" برمی‌گردد، اما ظهور رسمی آن به بعد از عقب‌نشینی ارتش سرخ شوروی از افغانستان و در واقع فروپاشی بلوک شرق مربوط می‌شود. به بیان دیگر، با پایان جنگ سرد و خروج شوروی از افغانستان، پاکستان مجرای کمک‌رسانی به مجاهدان افغانی گردید و با تغییرات داخلی، به تأسیس هزاران مدرسه دینی با گرایش "سلفی دیوبندی" اقدام کرد که با حمایت کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس به‌ویژه عربستان هم راه بود. نقش پاکستان در ایجاد پرورش و حمایت از گروه افراطی طالبان، کاملاً آشکار است و منافع ملی پاکستان نیز در افغانستان، از ره گذر گروه‌های دست‌نشانده پشتون تأمین می‌شود. از آنجایی که احزاب مثل "حزب اسلامی به رهبری حکمتیار"، دیگر نمی‌توانست خواسته‌ها و منافع پاکستان را تأمین کند، این کشور در پی ایجاد گروهی جدید برآمد و ایجاد طالبان از این منظر قابل بررسی است. البته در این میان اختلافات احزاب داخلی افغانستان، زمینه را برای تأثیرگذاری هرچه بیشتر پاکستان فراهم ساخت. بدین ترتیب، طالبان در سال 1994 ظهور کردند و تا سپتامبر 2001 اغلب خاک افغانستان را به کنترل درآوردند.(1) گرو ه طالبان، بعد از حادثه 11 سپتامبر 2001  و حمله نظامی آمریکا به خاک افغانستان سقوط کرد.(2) اکنون این سؤال مطرح می‌شود که چگونه گروه طالبان بعد از عقب‌نشینی شوروی سابق از افغانستان، حکومت این کشور را به مدت حدود 5 سال در اختیار گرفت؟ علل و عوامل رشد طالبان چه بود؟ چه کسانی در شکل‌گیری این گروه افراطی  در افغانستان نقش داشتند؟

    الف) فرضیه‌های شکل‌گیری طالبان

    حداقل دو فرضیه درباره چگونگی شکل‌گیری گروه طالبان مطرح است:

    1- خیزش خودجوش:

    بر خی از کار شناسان گروه طالبان را در حقیقت مظهر خیزش پشتون‌ها و ملی‌گرایی این قوم توصیف می‌کنند. طرفداران این تحلیل اعتقاد دارند که پس از سال‌ها کشمکش بین احزاب و گروه‌های سیاسی افغانستان، زمانی که قدرت در اختیار قوم غیر پشتون قرار گرفت، اقوام پشتون در جستجوی رهبری برای بازگرداندن افتخار و اقتدار گذشته خود بودند. چراکه در طول سیصد سال گذشته سیاست و حکومت در افغانستان همیشه در اختیار قوم پشتون بوده است. هواداران این نظریه استدلال می‌کنند که بسیاری از اعمال و رفتار این قوم نه از اسلام بلکه از مقررات قبیله‌ای پشتون‌ها، موسوم به " پختون والی" نشأت گرفته است.(3)

    2- سازمان‌های جاسوسی کشورهای منطقه و غرب

    در این میان برخی دیگر از صاحب‌نظران معتقدند که سازمان‌های جاسوسی کشورهای منطقه –پاکستان و عربستان – در کنار نهادهای اطلاعاتی غرب- امریکا و انگلیس - در شکل‌گیری گروه طالبان نقش بسزایی داشتند. هواداران این نظریه معتقدند که آمریکا و انگلیس برای خارج کردن شوروی سابق از افغانستان از طریق پاکستان و کشورهای عربی به مجاهدین افغان کمک کردند و زمینه خروج ارتش سرخ را از افغانستان فراهم ساختند.(4) صرف‌نظر از این‌که کدام نظریه در پیدایش گروه طالبان در افغانستان نقش اصلی را ایفا کرده باشد. آنچه قدر مسلم است اینکه نهادهای اطلاعاتی کشورهای منطقه و غربی در ظهور و بروز طالبان نقش کلیدی داشته است.

    ب) نقش سازمان‌های جاسوسی در ظهور طالبان

    بی‌نظیر بوتو  که هنگام ظهور طالبان صدراعظم پاکستان بود در این باره به این نکته اذعان می‌کند که "طالبان  طرح مشترک انگلیس، امریکا و ISI است".(5) شاید مهم‌ترین  و مسئله‌سازترین مشکل دوران تصدی من اوضاع داخلی افغانستان در همسایگی بود. پس از اینکه افغانستان در سال 1979 توسط شوروی اشغال شد  پاکستان با امریکا همراه شد تا به مجاهدین مساعدت کند. انگیزه امریکا از دخالت تنها عمل به استراتژی جنگ سردش بود. آمریکا افغانستان را راهی برای کوتاه کردن دست شوروی از منابع آن می‌دانست  و تلاش کرد تا تجاوز و اشغال غلط شوروی را به شکستی در جنگ سرد تبدیل کند. آمریکا با استفاده از افغانی‌ها و پاکستان و ارتش به‌عنوان جانشینان، جنگی خونین و درنهایت موفقیت‌آمیزی را علیه شوروی در افغانستان به راه انداخت که کاملاً به‌طور مستقیم منجر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در 1990 شد.(6)

    آنچه از اظهارات خانم بوتو برمی‌آید، کشورهای غربی با همکاری پاکستان و برخی کشورهای عربی در طراحی و پیدایش طالبان نقش اساس بر عهده داشتند. برژینسکی مشاور امنیت ملی کاخ سفید در دوران زمامداری کارتر در این زمینه می‌گوید که آمریکا با هدف کشاندن اتحاد شوروی سابق به دام افغانستان با همکاری و مساعدت سازمان اطلاعات ارتش پاکستان، مصر، عربستان سعودی و سازمان جاسوسی فرانسه طالبان را سازماندهی کردند.(7) "محصول مشترک دو سازمان سیا و آی اس آی" است. همان طور که زبیگنیو برژینسکی  مشاور امنیت ملی دو لت کارتر در یک مصاحبه مطبوعاتی در سال 1988 اقرار کرد، بر اساس اطلاعات رسمی، سازمان سیا کمک به مجاهدان افغان را از سال 1980 یعنی بعد از حمله نظامی شوروی به افغانستان در 24 دسامبر 1979 آغاز کرد اما در حقیقت سوم ژوئیه 1979 کارتر دستورالعملی امضاء نمود که طبق آن باید به مخالفان دولت طرفدار شوروی در افغانستان به‌صورت مخفی کمک می‌شد. بر اساس گفته‌های برژینسکی، بخشی از فعالیت‌های مخفی سازمان سیا ایجاد یک شبکه بنیادگرای اسلامی بود که به "جهاد و جنگ مقدس علیه شوروی" نامیده می‌شد. این شبکه از طرف ایالات‌متحده و عربستان سعودی پشتیبانی می‌شد که بخش اعظم کمک مالی این عملیات از طریق قاچاق مواد مخدر در مثلث طلایی تأمین می‌شد.(8)

    به اعتقاد بسیاری از کار شناسان در تشکیل طالبان، پاکستان در سازمان‌دهی و هدایت سیاسی و عربستان و امارات متحده عربی در تأمین مالی طالبان نقش اصلی را ایفا کرده‌اند. به بیان دیگر پاکستان نقش کارساز و مؤثری در حمایت نظامی، سیاسی و مالی از گروه‌های عمده جهادی در برابر شوروی داشت و همه کمک‌های غرب و به‌ویژه آمریکا در طول سال‌های دهه 1980 از طریق سرویس امنیت داخلی پاکستان (ISI) مقامات نظامی پاکستان در اختیار مجاهدین قرار می‌گرفت و با کمک مالی عربستان سعودی به آموزش و تجهیز گروه‌های جهادی افغانستان (CIA) و پرداختند. بدین ترتیب پاکستان با کمک مدارس دیوبندی سازمان‌دهی آموزش و هدایت طالبان را به عهده گرفت. در این چارچوب، بسیاری از مدارس پاکستان در زمان جهاد افغانستان توسط ضیاءالحق و در طول مرز به سرپرستی "دارالعلوم حقانی" افغانستان با پاکستان تأسیس شدند. یکی از معروف‌ترین این مدارس مولوی فضل الرحمن رهبر افراطی جمعیت علمای اسلام است که گفته می‌شود، بسیاری از رهبران ارشد طالبان و از جمله خود "ملا عمر" سرکرده این گروه در آن تحصیل کرده‌اند. در واقع بسیاری از بچه‌های افغان بعد از سال 1978 که بعدها جزو کادر اصلی طالبان شدند، در مدارس پاکستانی تعلیم دیده بودند. البته دولت پاکستان علاوه بر کمک های نظامی در عرصه سیاسی و دیپلماتیک هم از مساعدت با طالبان دریغ نکرد. شناسایی زودهنگام طالبان پس از فتح مزارشریف در 25 می 1997 و تلاش دیپلماتیک برای گرفتن کرسی افغانستان در سازمان ملل و سازمان کنفرانس اسلامی از دست نماینده دولت ربانی و دادن آن به نماینده طالبان نمونه‌هایی از این تلاش‌ها بود که به نتیجه نرسید.(9)

    به موازات دولت و نهادهای اطلاعاتی پاکستان، دولت پادشاهی عربستان سعودی هم از این قافله  عقب نماند. در آن زمان، دولت سعودی از مجاهدان عرب و افغانی حمایت مالی می‌کرد تا علیه نیروهای شوروی سابق در افغانستان بجنگند. به همین منظور کمیته‌هایی با اشراف امیر سلطان بن عبدالعزیز، امیر منطقه ریاض (البته در آن زمان) تشکیل شد و ائمه مساجد مردم را به کمک به مجاهدان ترغیب می‌کردند.(10) البته عربستان سعودی از کمک به طالبان اهدافی را دنبال می‌کرد: اول آن‌که عربستان خود را ام‌القرای جهان اسلام می‌داند و کمک به مسلمانان را البته از نوع غیر شیعه آن وظیفه و رسالت اصلی خود قلمداد می‌کند. انگیزه دوم عربستان در حمایت از طالبان ممانعت از نفوذ ایران در افغانستان و بدین طریق منزوی ساختن جمهوری اسلامی ایران در این کشور و آسیای مرکزی بوده است. افغانستان تحت کنترل طالبان می‌توانست راه ارتباطی مناسبی میان عربستان سعودی و کشورهای آسیایی باشد. البته در این میان گسترش "تبلیغات وهابیت" و دامن زدن به احساسات ضد شیعی و اختلافات بین شیعه و سنی سومین انگیزه و اهداف عربستان در کشورهایی مانند افغانستان و پاکستان بوده است. با توضیحاتی که پیرامون شکل‌گیری طالبان ذکر شد، روشن شد که کشورهای غربی با همراهی پاکستان- آی اس آی- و برخی کشورهای عربی به‌خصوص عربستان سعودی، در ظهور و بروز گروه طالبان نقش کلیدی بر عهده داشتند.

    2- شبکه حقانی

    شبکه حقانی یکی از گروهای شبه‌نظامی در افغانستان به شمار می‌رود. شبکه حقانی در سال 1973 به‌عنوان گروهی ضد داوود خان رئیس‌جمهور موردحمایت شوروی در افغانستان ظهور کرد به بیان دیگر، شبکه حقانی مجموعه‌ای از شبه‌نظامیان افغان است که از چند گروه تشکیل می‌شود. نام این شبکه از مولوی جلال‌الدین حقانی که تحصیل‌کرده مدارس علوم دینی پاکستان است گرفته شده است. البته در حال حاضر به دلیل کهولت سن جلال‌الدین-در صورت زنده بودن - فرزندش "سراج‌الدین حقانی"، رهبری این شبکه را بر عهده دارد. مقر اصلی این شبکه دقیقاً معلوم نیست اما استان‌های شرقی افغانستان همچون پکیتا، پکتیکا و خوست که در همسایگی وزیرستان جنوبی و شمالی پاکستان قرار دارد به‌عنوان محل استقرار نیروهای حقانی شناخته می‌شود. شبکه خانوادگی حقانی ، متشکل از عناصر کلیدی زیر هستند:

    الف- «ابراهیم عمری»، هماهنگ‏کننده مبارزین خارجی در میران‏شاه،

    ب- «حاجی ‏خلیل» از قبیله زدران،

    ج-«مولوی عبدالرحمن زدران»، رئیس عملیات و پسردایی حقانی،

    د- «حاجی مالی ‏خان» که در اواخر سپتامبر 2011 توسط ناتو دستگیر شد

    ه-و «اصلحان حقانی»، برادر جلال‏الدین، «قاری یحیی»، داماد حقانی، «سراج‌الدین حقانی»، پسر بزرگ و جانشین پدر، «بدر الدین»، «خلیل احمد» و «بصیر الدین»، پسران میانی حقانی و فرماندهان سطوح پایین شبکه هستند

    و-«نصرالدین حقانی»، مترجم پدر، «نصیر‏الدین حقانی» رابط بین‏المللی و مسئول جذب کمک‏های مالی و «محمد عمر»، پسر دیگر حقانی که در سال 2010 در پکتیا کشته شد.

    اکثر افراد مورد اشاره فارغ‏التحصیلان «دارالعلوم حقانیه» پاکستان هستند. خاندان حقانی از پشتون‏های پیرو اهل‏ سنت حنفی و دارای اعتقادات دیوبندی هستند. البته به سبب پیوندهای عمیق خاندان حقانی با آل‏ سعود، دیدگاه‏های آن‌ها به‌شدت متأثر از آرا و آموزه‏های وهابی است. (11)

    هسته اصلی شبکه حقانی شامل قبیله زردان از ارتفاعات پشتون نشین است. با ترسیم خط مرزی دیوراند، بخشی از این قبیله در افغانستان  و بخش دیگری در پاکستان قرار دارد که همین امر باعث شده شبکه حقانی از حمایت دو طرف مرز برخوردار باشد. پشتون‌ها بیشتر جامعه‌ای تحت رهبری روحانیت هستند که می‌توان ریشه‌های آن را به تفکرات "مدارس دیوبندی" که اسلام سلفی است، بازگرداند.(12) در دوران جهاد افغانستان بر ضد ارتش سرخ شوروی، حزب جمعیت علمای اسلام به رهبری مولانا فضل الرحمن-که متعلق به قوم پشتون بود- و هم‌چنین مدرسه دارالعلوم حقانی که توسط مولانا سمیع الحق اداره می‌شد، صدها مجاهد طالب جنگ در افغانستان را به این کشور اعزام نمودند. در دوران حکومت طالبان در افغانستان نیز جمعیت علمای اسلام یکی از حامیان اصلی طالبان در کنار ارتش و اطلاعات پاکستان بود. مولانا فضل‌الرحمن و مولانا سمیع‌الحق از رهبران جمعیت، هزاران نفر از طالبان مدارس خود را، به افغانستان اعزام کردند تا در کنار طالبان، شبکه حقانی و دیگر گروه‌های افغانی بجنگند.(13)

    • ارتباط شبکه حقانی با نهادهای اطلاعاتی پاکستان

    اگرچه اطلاعات رسمی و موثقی درباره ارتباط  شبکه حقانی با نهادهای اطلاعاتی وجود ندارد و در این بین ارتش پاکستان و یا آی اس آی پاکستان کلاً هرگونه ارتباطی با این گروه‌ها را انکار و رد می‌کنند، ولی به اعتقاد برخی کارشناسان "شبکه حقانی" در این بین استثنا است و می‌توان گفت که حقانی ارتباطات قوی‌تری با ارتش و یا "آی اس آی" پاکستان نسبت به بقیه گروه‌ها دارد. علت این امر هم این است که شبکه حقانی گروهی است که "آی اس آی" آن را به وجود آورده است و ارتش پاکستان کارهایی را که نمی‌خواهد به نام ارتش تمام شود به‌وسیله این گروه انجام می‌دهد. آن‌گونه که گفته می‌شود شبکه حقانی از امکانات آموزشی و تسلیحاتی ارتش پاکستان استفاده می‌کند، اما ارتش در مقابل این ادعا را انکار می‌کند و شبکه حقانی نیز اعلام میکند که مستقل است، نیروهایش افغانی است و در داخل افغانستان تا منطقه وزیرستان حضور دارد. به هر حال همه به این مسئله واقف‌اند که شبکه حقانی با "ISI" پاکستان مرتبط است.(14)

    • ارتباط شبکه حقانی با گروه طالبان

    برخی معتقدند که  همکاری و اتحاد "گروه طالبان و شبکه حقانی" به‌رغم سقوط رژیم طالبان- و دیگر گروه‌های شبه‌نظامی- همچنان پابرجاست. بر اساس گزارش‌های فرماندهان نظامی امریکا در افغانستان که در رویترز منعکس شده، سه گروه شورشی عمده در این کشور وجود دارد که ضمن انجام تلاش‌های هماهنگ و داشتن اهداف مشترک، ساختارهای فرماندهی متفاوتی دارند و تحت طرح‌های راهبردی جداگانه‌ای کار می‌کنند و میزان همکاری‌شان با یکدیگر متفاوت است. "طالبان"، "شبکه حقانی" و "حزب اسلامی گلبدین"، مهم‌ترین گروه‌هایی هستند که گفته می‌شود در خاک پاکستان و در مناطق مرزی آن با افغانستان مستقر هستند و با عبور از مرزها در مناطق مختلف افغانستان دست به اقدامات خشونت‌آمیز می‌زنند.(16) به‌موازات آن برداشت، برخی دیگر از کار شناسان معتقدند که پس از آنکه آمریکایی‌ها در افغانستان گروه طالبان را ساقط کردند و طالبان به مناطق  بلوچستان پاکستان بازگشتند، شبکه حقانی ارتباطات نزدیکی با گروه طالبان برقرار کرد بنابراین امروزه شبکه حقانی دقیقاً همانند طالبان به‌عنوان یک گروه مطرح است. در نتیجه این دو گروه از گروه‌های اصلی معارض در افغانستان هستند که نیروهای مسلح زیادی در اختیار دارند و قدرت آن را دارند که هم عملیات انتحاری و همچنین عملیات نظامی منظم انجام دهند. حقیقت این است که گروه‌های طالبان و شبکه حقانی پشتوانه قوی مردمی در قبایل پشتون دارند. این قبایل حدود 45 میلیون جمعیت دارا هستند که در دو سوی خط مرزی دیورند قرار دارند.(17) در این میان "وحید مژده" یکی از افراد نزدیک به جریان طالبان  با درک شرایط جدید افغانستان- مرگ ملا عمر و انتخاب جانشین- معتقد است که هم‌صدایی در بین جریان‌های شبه‌نظامی  وجود دارد: "آنچه که به نام «شورای کویته»، «شورای پیشاور»، «میرامشاه» و «شبکه حقانی» مطرح است، فقط نام‌هایی متفاوت است. آنانی که می‌خواهند طالبان را تقسیم‌شده ببینند، روی این نام‌ها تکیه می‌کنند، همه این‌ها همان گروه طالبان هستند که در مناطق مختلف فعالیت می‌کنند. مشخصات یک گروه که خود را از گروه دیگر جدا می‌داند این است که رهبر مستقل، سخنگوی جداگانه و ارگان انتشاراتی جدا داشته باشد. شما در شورای کویته کسی را نمی‌بینید که ادعای رهبری این شورا را داشته باشد و یا با شبکه حقانی اختلاف داشته باشد. همچنین در شبکه حقانی نیز کسی را نمی‌بینید که از مرکزیت طالبان اطاعت نکند. در دوران جهاد مردم افغانستان علیه شوروی نیز چنین چیزی وجود داشت. مثلاً حزبی که در افغانستان، علیه شوروی می‌جنگید، در پیشاور هم دفتر داشت. در کویته و دیگر مناطق پاکستان نیز دفتر داشتند. در آن زمان حقانی وابسته به حزب اسلامی «مولوی یونس خالص» بود و هیچ‌کس به آنان، شبکه حقانی نمی‌گفت و به‌عنوان فرمانده حزب اسلامی در استان خوست شناخته می‌شد."(18) به هر تقدیر از مجموع آنچه گفته شد چنین برمی‌آید که: اولاً در شکل‌گیری "شبکه حقانی و گروه طالبان" نهادهای اطلاعاتی کشورهای منطقه به‌خصوص پاکستان نقش داشتند و ثانیاً همکاری این دو جریان شبه‌نظامی  به‌رغم سقوط رژیم طالبان ادامه دارد. اکنون این سؤال مطرح است که همکاری این دو گروه "بعد مرگ ملاعمر"، به چه صورت خواهد بود؟ آیا خطر وجود "داعش" در افغانستان می‌تواند به همگرایی گروه طالبان و شبکه حقانی کمک نماید؟

    3- گروه طالبان و شبکه حقانی بعد از ملاعمر به چه سمتی حرکت خواهند کرد؟

    حدود دو ماه از اعلام خبر مرگ ملاعمر رهبر پیشین گروه طالبان- در 7 مرداد- می‌گذرد. در این مدت اظهارنظرها و تحلیل‌های متفاوتی از نحوه مرگ "ملا عمرتا انتخاب جانشین وی یعنی "ملا منصور" مطرح شده است. طرح انتقادهای گسترده از انتخاب "ملا منصور "به‌عنوان جانشین "ملا عمر" در بین اعضای طالبان، گمانه‌زنی‌های متفاوتی را درباره ادامه همکاری‌های مشترک "گروه طالبان و شبکه حقانی" مطرح ساخته است. صرف‌نظر از چگونگی انتخاب "ملا منصور" و حواشی آن، همکاری این دو گروه در افغانستان و پاکستان ادامه خواهد داشت و گمانه‌زنی‌هایی که تأکید بر شکاف و دودستگی میان این گروه دلالت داشته، منطبق با واقعیت‌های منطقه نیست، چراکه:

    1- "ایمن ظواهری" رهبر سازمان القاعده از انتخاب "ملا منصور" به‌عنوان رهبر جدید طالبان حمایت کرده است.

    2- "مولانا سمیع الحق" که از آن به‌عنوان" پدر طالبان" یاد می‌شود، از" ملا منصور"، جانشین ملا عمر، سرکرده سابق طالبان حمایت کرده و از شبه‌نظامیان طالبان خواسته تا اختلافات داخلی خود را حل کنند.

    3- "ملا منصور" رهبر جدید طالبان، "سراج‌الدین حقانی"، رهبر جدید گروه حقانی را به‌عنوان جانشین خود انتخاب کرده است و انتخاب "سراج‌الدین حقانی" نشانگر همسویی دو جریان شبه‌نظامی در افغانستان محسوب می‌شود.(19)

    4- شخصی به‌عنوان رئیس جدید طالبان تعیین‌شده که در پنج سال گذشته رهبر طالبان بوده و از زمانی که "ملا عمر" بیمار بود، تا امروز گروه طالبان را هدایت کرده است. در واقع منصور از سال 2010 به بعد گروه طالبان را هدایت کرده است که در دو یا سه سال آخر، اصلاً ملاعمر نبوده است. پس از ملاعمر، فرماندهان جنگ در جبهه‌ها توسط وی انتخاب شده است. شناخت دقیق از تک‌تک آنان دارد و به‌گونه‌ای در طالبان نفوذ دارد که هیچ‌کس نمی‌تواند هدایت «تحریک طالبان» را به عهده بگیرد و مانند وی، تصمیم‌گیری کند.(20)

    5- هیچ‌گونه اختلاف و تفاوتی بین "طالبان و شبکه حقانی" وجود ندارد چراکه شبکه حقانی از گروه‌های زیرمجموعه سازمان القاعده است، مضاف بر این که شبکه‌ای است که سران آن با گروه طالبان مرتبط هستند و قبلاً نیز عضو گروه طالبان بوده‌اند. یعنی گروه طالبان که تحت عنوان گروه طالبان افغانستان یا پاکستان شهرت دارند، به حمایت از گروه حقانی می‌پردازند.(21)

    6- و نکته آخر اینکه نهادهای اطلاعاتی منطقه و غرب- سازمان "سیا" و "آی اس آی"- که در شکل‌گیری و ظهور و بروز "طالبان" و "شبکه حقانی" نقش کلیدی بر عهده داشتند، در این مدت هیچ‌گونه ابراز نظرهای منفی درباره انتخاب "ملا منصور" رهبر جدید طالبان، بر زبان جاری نساختند. در واقع سیاست‌های اعلامی این سازمان، تلویحاً حکایت از حمایت از ملا منصور دارد.

    • نتیجه‌گیری

    از مجموع آنچه گفته شد چنین برمی‌آید که "گروه طالبان و شبکه حقانی" با انتخاب  رهبران جدید خود، در واقع شاهد نوعی "پوست‌اندازی جدید" هستند و در این بین، برخی‌ها با درک شرایط منطقه معتقدند انتخاب "ملا منصور" و "سراج‌الدین حقانی" به‌عنوان رهبرانی جدید "گروه طالبان و شبکه حقانی" مسیر جدیدی را پیش روی آن‌ها قرار خواهد داد که یکی از آن‌ها فاصله گرفتن این دو گروه و رفیق دیرینه از یکدیگر خواهد بود. این گمانه‌زنی‌ها با واقعیت‌های حاکم در منطقه سازگار نیست چراکه همان‌طور که پیش از این ذکر شد، حمایت و جانب‌داری "ایمن الظواهری و مولانا سمیع الحق" به‌عنوان "رهبر القاعده" و "پدر طالبان" از انتخاب "ملا منصور"، از فاکتورها و متغیرهای مهم در رد شکاف میان "شبکه حقانی" و "گروه طالبان" به شمار می‌رود. افزون بر این موضوع، انتخاب "سراج‌الدین حقانی" به‌عنوان جانشین "ملا منصور" رهبر جدید طالبان، گویای این موضوع است که میان این دو گروه اختلاف‌نظر و اختلاف دیدگاه وجود ندارد، چراکه در صورت وجود اختلاف‌نظر، این گروه‌ها نمی‌توانستند در اولین جلسه، هیئت‌رئیسه طالبان را بعد از "ملا عمر" انتخاب نمایند. صرف‌نظر از این موضوع، رئیس جدید طالبان یعنی "ملا منصور" در پنج سال گذشته هدایت و رهبری گروه طالبان را بر عهده داشته است و در این مدت شبکه حقانی  نیز با گروه طالبان همکاری نزدیکی داشتند. به این متغیرها باید "خطر داعش" را نیز اضافه کرد. در شش ماه گذشته "گروه داعش" فعالیت‌های خود را با حمایت "بازیگران غربی و منطقه‌ای" در افغانستان و پاکستان آغاز کرده است. صرف‌نظر از تحلیل‌های متفاوتی که درباره چگونگی رشد این جریان در دو کشور ارائه می‌شود، وجود "داعش" خطر مشترکی برای "گروه طالبان و شبکه حقانی" به شمار می‌رود و همین امر هم باعث می‌شود که دو گروه با درک شرایط جدید منطقه، همکاری‌های خود را بیش از گذشته افزایش دهند. این متغیرها و برخی دیگر از متغیرهای موجود دیگر گویای این موضوع است که "شبکه حقانی و گروه طالبان" همچنان به مسیر همکاری‌های خود در افغانستان ادامه خواهند داد. البته در این میان یک متغیر مهم می‌تواند به این تحلیل خدشه وارد سازد و به روند همکاری  این دو گروه صدمه زند. همان‌طور که پیش از این اشاره شد، در شکل‌گیری و بروز و ظهور "گروه طالبان و شبکه حقانی" نهادهای اطلاعاتی منطقه و غرب مؤثر بودند. این احتمال وجود دارد که در صورتی که "سیاست‌های راهبردی" بازیگران غربی در افغانستان و پاکستان تغییر یابد، در میزان حمایت و جانب‌داری نهادهای اطلاعاتی بازیگران از دو گروه یادشده نیز تغییراتی صورت گیرد که در آن صورت گریزی از تغییرات غیر قابل پیش‌بینی نیست.

    ----------------------------------------

    منابع:

    1- کاظمی، سیدآصف، (1393) «بررسی زمینه‌های سیاسی- اجتماعی شکل‌گیری طالبان در پاکستان»، مجتمع عالی امام خمینی (ره)، قابل دسترسی از (آخرین مشاهده 6شهریور1394):

    http://www.sokhanetarikh.com/all-version/87-sokhanetarikh-no8/198-2012-08-08-14-24-31

    2- کتاب سبز وزارت خارجه (1382)، تهران، وزارت خارجه، چاپ چهارم.

    3- غلامی، طهورث، (1389)، «شاخص‌های بنیادگرایی سنی وهابی در محیط منطقه‌ای ایران»، مرکز بین‌المللی مطالعات صلح، قابل دسترسی از (آخرین مشاهده 7 شهریور 1394):

    http://peace-ipsc.org/fa/%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87

    4- همان

    5- مژده، وحید، (1382)، «افغانستان و پنج سال سلطه طالبان»، تهران، نشر نی، چاپ دوم.

    6- بوتو، بی‌نظیر، (1387)، «بی‌نظیر بوتو دختر شرق»، ترجمه علیرضا عیاری، تهران، انتشارات اطلاعات، چاپ سوم

    7- فرزین نیا، زیبا، (1384)، «سیاست خارجی پاکستان: تغییر و تحول»، تهران، دفتر مطالعات سیاسی، چاپ اول

    8- ملازهی، پیر محمد و همکاران (1383)، «کتاب آسیا3: ویژه افغانستان پس از طالبان»، تهران، ابرار معاصر، چاپ اول

    9- غلامی، طهورث، (1389)، «شاخص‌های بنیادگرایی سنی وهابی در محیط منطقه‌ای ایران»، مرکز بین‌المللی مطالعات صلح، قابل دسترسی از (آخرین مشاهده 7 شهریور 1394):

    http://peace-ipsc.org/fa/%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87

    10- عبدالباری، عطوان، (1391)، «سازمان سری القاعده»، تهران، موسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور، چاپ اول

    11- الوقت (1393)، «جریان‌شناسی در طالبان افغانستان و پاکستان»، قابل مشاهده از (آخرین مشاهده 7 شهریور 1394):

    http://alwaght.com/fa/News/5090

    12- سلطانی، محمدجواد، (1394)، «مجموعه گزارش‌های ویژه اندیشکده راهبردی تبیین، شبکه حقانی»، اندیشکده راهبردی تبیین.

    13- تابش قطره (1393) «جریان‌شناسی طالبان»، قابل‌دسترسی از (آخرین مشاهده 6 شهریور 1394):

    http://sabou.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=385:s-&catid=2:1391-07-17-05-03-54&Itemid=19

    14- ملازهی، پیرمحمد، (1390)، «وزیرستان پاکستان، بهشت افراطی‌ها»، مرکز بین‌المللی مطالعات صلح، قابل دسترسی از (آخرین مشاهده 6شهریور 1394):

    http://peace-ipsc.org/fa/%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B7%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D8%A7/

    16- شهوند، شهراد، (1389)، «سنخ‌شناسی گروه‌های شورشیِ مخالف دولت در افغانستان»، مرکز بین‌المللی مطالعات صلح

    17- ملازهی، پیر محمد، (1391)، «عقبه قومی عامل بقای حقانی و طالبان»، دیپلماسی ایرانی، قابل دسترسی از (آخرین مشاهده 7 شهریور 1394):

    http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1907704/%D8%B9%D9%82%D8%A8%D9%87+%D9%82%D9%88%D9%85%DB%8C+%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84+%D8%A8%D9%82%D8%A7%DB%8C+%D8%AD%D9%82%D8%A7%D9%86%DB%8C+%D9%88+%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86.html

    18- مژده، وحید، (1394)، «بازی بزرگ برای تقسیم طالبان»، ایرنا، قابل دسترسی از (آخرین مشاهده  6 شهریور 1394):

    http://www.irna.ir/fa/News/81719296

    19- همان

    20- همان

    21- ملازهی، پیرمحمد، (1390)، «وزیرستان پاکستان، بهشت افراطی‌ها»، مرکز بین‌المللی مطالعات صلح، قابل دسترسی از (آخرین مشاهده 6شهریور 1394):

    http://peace-ipsc.org/fa/%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B7%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%8

     برگرفته شده از سایت انترنتی آریایی

    رییس‌جمهور‌: علما سکوت نکنند  

    Ghani meeting with Ulama

    محمداشرف غنی، رییس‌جمهور با رییس و اعضای شورای سرتاسری علما دیدار کرد. رییس‌جمهور در این دیدار گفت: صلح یکی از نیازمندی‌های شهروندان است. ما بدون تحکیم صلح در کشور راه دیگری نداریم. اختیار صلح را به دیگران داده نمی‌توانیم. مذاکرات صلح باید بین‌الافغانی باشد.

     این اظهارات رییس‌جمهور در حالی بیان می‌شود که برخی از کارشناسان گفت‌وگوهای صلح حکومت با گروه طالبان را ناکام خوانده می‌گویند: حکومت در گفت‌وگوهای صلح به جای این‌که با گروه طالبان مذاکره کند، از سوی سازمان جاسوسی پاکستان فریب داده شده است.

    رییس‌جمهور‌ در این دیدار تلاش‌ها و رهنمایی علمای دین در راستای تحکیم صلح و بسیج مردم ‌را قابل قدر دانسته گفت: علمای دین باید صدای خویش را به خاطر تحکیم صلح از منابر مساجد بلند کنند.

    در خبرنامۀ ارگ نگاشته شده است، در این دیدار که در ارگ انجام شد، رییس‌جمهور گفت: نخستین خواست ما این است که علمای دینی و دولت باید در یک صف واحد بایستند. من به این افتخار می‌کنم که علما با انتشار اعلامیه‌، اوضاع کنونی کشور را تحلیل واضح ‌و راه‌های بیرون‌رفت از مشکلات را مشخص کرده‌اند. رییس‌جمهور غنی گفت: اعلام جهاد از سوی مخالفان دولت، شرعاً، اصولاً و اخلاقاً جواز ندارد. استفادۀ نادرست از احکام اسلامی نه‌تنها جرم است، بلکه بغاوت نیز است. او از علمای دین خواست تا صدای‌شان را در این زمینه از مساجد بلند کنند. رییس‌جمهور محمد‌اشرف غنی از علمای دینی خواست تا با استفاده از نفوذ خود، ملت را در اطراف دولت جمع کرده و دولت را با ملت به طور بنیادی وصل کنند. وی گفت: کشور برای حل مشکلات خویش به یک اجماع سرتاسری نیاز دارد. شورای سرتاسری علما حملات تروریستی را خلاف احکام اسلامی و عواطف بشری دانسته، از مسئولان امنیتی کشور تقاضا کرده تا در شناسایی و سپردن جنایتکاران به پنجۀ قانون، اقدامات عاجل به عمل آورده و در جلوگیری از وقوع چنین واقعات، سعی و تلاش جدی کنند.

    شورای علما در این اعلامیه از مخالفان مسلح خواسته است تا اضافه‌تر از این باعث بدبختی این ملت مسلمان و مظلوم نشده از کشتن برادران خود و ویرانی کشور‌شان دست کشیده و از راه گفت‌وگوی بین‌الافغانی به حل مشکلات‌شان با دولت افغانستان بپردازند.

    منبع : جامعه باز

    واحد تحقیق وارزیابی افغانستان: گروه های افراطی در تلاش سربازگیری از مکتب ها هستند  

    یک پژوهش تازه که از سوی واحد تحقیق وارزیابی افغانستان صورت گرفته نشان میدهد که مخالفین مسلح دولت، گروه های هراس افگن ونیز شماری از احزاب سیاسی در مکتب های افغانستان نفوذ کرده واز دانش آموزان کشور که مصروف فراگیری درس در مکتب ها هستند سربازگیری می نمایند.

    این پژوهش نشان میدهد که در کنار طالبان، حتی گروه جندالله از مکتب های افغانستان نوجوانان را در صفوف اش جذب می نماید.

    میر احمد جوینده، معاون واحد پژوهش وارزیابی افغانستان گفته است:"این سروی در ۱۸ ولایت کشور و در ۱۳۶ مکتب لیسه انجام شده است، دراین سروی،با ۴۳۱ استاد وشاگرد گفتگو شده است."

    یافته های این پژوهش نشان میدهند که ناخشنودی ها از حکومت ونیز عرضه نشدن خدمات اجتماعی به گونه یکسان به مردم از سوی حکومت علت های اصلی رفتن نوجوانان دانش آموز به صفوف حلقه های تند رو ومخالف دولت استند.

    جوینده می افزاید:" ما یافتیم که آیدولوژی های افراطی دست راستی وابسته به احزاب اسلامی،فعالیت های زیاد دارند،مانند حزب تحریر،جمعیت اصلاح،طالبان،حزب اسلامی ، جندالله اینان هر کدام به نوبت خود در میان مکتب ها نفوذ کرده اند."

    براساس یافته های پژوهش این نهاد، از طالبان گرفته تا گروه جندالله، حزب اسلامی گلبدین حکمتیار، حزب التحریر وگروه طالبان در مکتب های افغانستان رخنه کرده اند، وبرای افزوده شدن هم فکران شان به یارگیری می پردازند، تکان دهنده این که در برخی از حالت ها بکس بر دوشان دانش آموز چانته برداران ضد حکومتی میشوند.

    در واکنش به این گفته ها، مقام های وزارت معارف گفته اند که در مکتب های کشور به هیچ گونه فعالیت های سیاسی، اجازه داده نشده است.

    محمود حقمل، سخنگوی وزارت معارف به طلوع نیوز گفته است:"هیچ معلمی، وهیچ شاگردی را ما در محیط مکتب،اجازه فعالیت های سیاسی را نمی دهیم،چون معارف یک ارگان غیر سیاسی وغیر نظامی است، ولی اگر بحث این است که فلان استاد ویا فلان شاگرد با چی کسانی سروکار دارند، این جامعه افغانستان است، هرکس بعد از وقت رسمی اش،بیرون از مکتب اش،بدون شک روابطی را دارند."

    فعالیت های سیاسی در مکتب ها ممنوع است،اما بر بیناد این پژوهش دیده میشود که فعالیت های زیر زمینی گروه های ضد دولت درمکتب های کشور وجود دارند
    پیش از این حامد کرزی رییس جمهور پیشین نیز در زمان حکومت داری اش خواهان گرفتن جلو فعالیت های سیاسی را در نهاد های تعلیمی وتحصیلی شده بود.

    گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه 

    منبع : طلوع نیوز

    طالبان کيستند وچه کردند ؟؟؟  

    استاد صباح

     

    « رويداد هاوحوادث سياسي ونظامي افغانستان »

    درده اکتبر سال ۱۹۹۴ میلادی دراوج جنگ‌های داخلی افغانستان گروهی وارد منطقه سپین بولدک ولایت قندهار درجنوب افغانستان شدند ونام خود را «تحریک اسلامی طلبای کرام» نهادند. حمایت‌های مکرر و القائات پنهان عربستان سعودی از طالبان آنها را با برداشت انحرافی از شعار جهاد با شرک و کفر و اینکه هر کس کشته شود به بهشت خواهد رفت باعث شد این گروه خیلی زود پیروان زیادی از افغانستان و پاکستان پیدا کنند. طالبان پاکستان در سال ۲۰۰۷ میلادی با هدف استقرار حکومت اسلامی و جاری کردن قوانین شرع درپاکستان، وارد مبارزه مسلحانه شد. طالبان مناطقی را در جنوب افغانستان اشغال کردند. آنها یک ماه و دو روز پس از اعلام موجودیت، ولایت قندهار چهارمین ولایت مهم افغانستان را تصرف کردند. طالبان ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶ کابل پایتخت افغانستان را تصرف کردند. آنان به محض ورود دکتر محمد نجیب‌الله احمدزی، رئیس جمهوری پیشین افغانستان و برادرش شاهپور احمد زی را کشتند و جنازه‌هایشان را در چهارراه آریانا در نزدیکی ارگ ریاست جمهوری افغانستان به نمایش گذاشتند. سپس به تدریج سه چهارم خاک افغانستان را تصرف کردند.طالبان سپس نام حکومت خود را امارت اسلامی گذاشتند و تشکیلات خود را از طریق رادیو اعلام نمودند. کشورهای پاکستان، امارات متحده عربی وعربستان سعودی تنها کشورهایی بودند که طالبان را به رسمیت شناختند.

    يـاد بـاد آن روزگارانی كه اين دوران نبـود
    دور دور نـاكسـان و نـاجوانـمــردان نبــود
    هر كجا می رفتی از پاكی نشان می يافتی
    مردمـان را لكه های ننگ بـردامـان نبـود
    اين قدَر نيـرنـگ بـاز ونـانجيب و بـدگهـر
    وين همه گول وذليل و ابله و نادان نبود
    تا كه خشمی شعله ورميشد جهان را می گداخت
    بنديـان خشمگين را بـر جگـر ، دندان نبـود
    هيچ دژخيم از قساوت ، بهره تا اين حد نداشت
    بی گنـاهـان را به دار آويختـن آسان نبـود
    زخمها رامرهمی بود و به شبها همدهی
    شام تنهايی ، دراز و درد ، بی درمان نبود
    هركسی مردانه می آمد به ميدان نبرد
    بر فـراز نيـزه های ايـن و آن قـرآن نبـود
    مردم ديندارو باايمان به خلوت می شدند
    با فريب دين و ايمان اين همـه دكان نبـود
    اقتدا می كرد هر كس بر دل بيدار خويش
    مفتيان را مفت خواری تا بدين ميزان نبود
    راستـی را آشكارا می توانستنـد ديـد
    در پس هر پرده ردپايی ازشيطان نبود
    بـود آبـادان سراسر ، سـرزميـن آريــا
    هرطرف آشفتگی و وضع بی سامان نبود
    در ميان مرز می جستند استقلال را
    مرزبنـدی بهـر برپـا كردن زندان نبـود
    مردم افغان به پاكی شهره بودند وشرف
    اينهمه نامردمی دربرخی ازايشان نبود
    مرد و زن را چشم و گوشی باز بودو دانشی
    خلق ، همچون گلّه دنباله رو چوپـان نبـود
    امتيــاز بــرتــریرا آدم ممتــاز داشت
    هر كسی كه می رسيد از راه ، او سلطان نبود
    نـام افغان لـرزه بـر اندام دنيـا می فكند
    دست و پای ما زهول اجنبی لرزان نبود
    اي دل بسوز و با غم بي ميهني بساز
    كزبهـر افـتـخــار ، تو را ميهني نـمـانـد.؟؟؟

    در زمان موجوديت اتحاد شوروی وحاکميت حزب دموکراتيک خلق افغانستان وجنگ وگريز مجاهدين! آمريکا احساس کرد که برای تأمين سلطه درمنطقه، بايد استراتيژی دراز مدتی را طرح ريزی کرد . انگليس که پيوسته درمستعمرات خويش و هنوز که هنوز است برای خودش حق دخالت را از اين مستعمرات سابق خود در امور ديگران محفوظ نگهداشته است ؛ در کنار آمريکا برای اعاده نفوذ انگلوساکسونها دراين منطقهء دست ناخورده و پر نعمت دست بکار شد . کمکهای مالی و تسليحاتی ، امريکا ، انگليس ، اسرا ييل ، جرمنی ، فرانسه ، کانادا ، استراليا، شيخ های عرب ، چين کمونيست ... به مجاهدين افغان از طريق پاکستان ( ژاندارم منطقه ) قدم اول استراتيژی آمريکا را تشکيل ميداد .  ازهمان اول واشنگتن ميدانست که مجاهدين به علت قدرت پرستی و اختلافات دوامدار آنها عامل آيده ال  آمريکا برای  آجرای نقش ها و نقشه های ايند ه نخواهند بود .از اين رو بهره جويی از گروه خاص دست پرورده ای که نيازهای استراتيژيک آمريکا را برآورده سازد ، به عنوان يکی از اصول سياسی دخالت واشنگتن در افغانستان مورد تا ييد دستگا ه های جاسوسی آن کشور قرار داشت ، آنها معتقد بودند که بايد عناصر جنگ جو از ميان مردم کشورهای مختلف خاورميانه ای انتخاب کرد که از نظر چهره و معتقدات مذهبی با يکديگر و مردم افغانستان همگونی و همگرايی داشته باشند .  افراد متذکره پس از آموزش در پاکستان و کسب تجربه در جنگهای داخلی عليه شوروی ها ، ميتوانند به عنوان نيروی جايگزين آمريکاييها در خاورميانه و نقاط ديگر جهان فعال باشند ، به عبارت ديگر جذب و سازماندهی افرادی که در ظاهر هويت و مليت خاورميانه ای داشته اما در باطن مزدوران سرويسهای جاسوسی اند .  از سال 1983 به بعد مزدوران مذکوربه وسيله  کارشناسان آمريکا در پاکستان وافغانستان دايماٌ آموزش ديده اند که بيشتر شان از مهاجرين عرب و افغان مقيم غرب يا بصورت محصل يا سوداگر و پيشه ور بودند .اسامه بن لادن چهل وپنج ساله در هنگام موجوديت شوروی ها در افغانستان وارد پشاور شد و به خدمت گذاری آماده گرديد .

    ارقامی که اخيراٌ به وسيله ( الشرق الا وسط ) چاپ شد حاکيست که اسامه بن لادن در مراکز فعاليت خويش در پاکستان و افغانستان ( دوهزارنوصد) نفر نيروی جنگی داشت که شامل : 
    پنجصدونودوچهارنفر مصری ، چهارصدوده نفر اردنی ، دوصدونوديک نفر يمنی، دوصدوپنجاه پنج نفر عراقی ، صدوپانزده سودانی ، صدوشصت پنج نفر سوری، صدهفتادهشت نفر الجزايری ، شصت پنج فر تونسی ، پنجاه پنج نفر مراکشی ، سي پنج فلسطينی و تعداد ديگری  از اتباع کشور های امير نشين  خليج فارس بوده اند .  از آنجايی که در جريان جنگهای افغانستان مزدوران ( سيا) بودند که نقش عمدای را در حوادث افغانستان بازی کردند ، بنابر آن گروه مذکور بعد از کم رنگ شدن جنگ و جهاد و بيرون شدن شوروی ها از افغانستان با آمريکا در ظاهر اختلافات پيدا کردند . ولی اين نقطه را نبايد از ياد برد که مصارف لوژيستيکی امارت طالبان بعد از تصرف کابل روزانه بالغ بر يکصدنودپنج هزار دالر امريکايی تخمين ميشد ، در حاليکه به گفته مقامات آمريکايی ثروت بن لادن  در بانکهای جهانی مصادره گرديده است ،  پس اين مصارف لوژيستيکی طالبان از چه منبع تمويل می گرديد در صورتيکه پاکستان به تنهايی نميتوانست اين مصارف را بپردازد . از طرف ديگر مقامات امريکايی و رسانه های گروهی آن اسامه بن لادن را در انفجار های رياض _ ظهران ، دربه گذاری نوزده نودوسه مرکز تجارت مانهاتان و انهدام سفارت خانه های آمريکا در کنيا و تانزانيا ، متهم ميدانند ، حمله راکتی  آمريکا در سودان و افغانستان نيز ظاهراً به بهانه تا ديب وی صورت گرفت . در حاليکه اين اتهام مسخره بنظر ميرسد .

    امريکا در اين دنيای بزرگ  فقط و فقط با القاعده دشمنی دارد وباقی همه مردم دوستان او است . اين اتهام بخاطر نقش بيشتر اسامه وارد ميگردد تا وی را غرض مقاصد بعدی کشت شطرنج بدهد .  از اينها گذشته ، طالبان در کنار بن لادن مدعی بودند که اسلام با حکومت سلطنتی مخالف است .  آنان ميگفتند ، که بن لادن قبل از انفجارهای رياض و ظهران به آمريکا اخطار داده بود که خاک سعودی را تخليله کنند . بدين ترتيب موج تبليغاتی امريکا با انتشار اخبار ضد و نقيض کوشيده است  تا ماموريت اصلی بن لادن و طالبان را در پرده ای از ابهام فرو برده و جهانيان را از نقش واقعی  واشنگتن در پرورش متعصبان فوق از ديد ها پنهان سازد .

    طالبان بعد از اعلام موجودیت از سوی ملا عبدالمنان نیازی سخنگوی رسمی خود در اواخر سال نوزده صدونودچهارميلادي برگزاری امنیت و ثبات و جمع‌آوری سلاح ازدست قبایل مختلف و توقف راهزنی‌ها و سرقت و غارت را هدف اصلی موجودیت خود اعلام کرد، اما مدتی بعد که بر تعدادی از استان‌های افغانستان مسلط شده و محبوبیت نسبی در میان مردم پیدا کرد، اهداف و برنامه‌های خود را توسعه داده و خواستار برپایی دولت اسلامی شد. این را ملا عمر رهبر این جریان در فبروری سال نوزده نودشش مطرح کرد.

    بر اساس اصلاحیه جدید برنامه‌های طالبان و اهداف آنان به شرح زیر است: 
    - برقراری دولت اسلامی به روش خلفای راشدین.
    - اسلام دین همه ملت و دولت باشد. 
    - قانون کشور برگرفته از شریعت اسلام باشد. 
    - علما و افراد متعهد در پست های دولتی باشند. 
    - ریشه تعصبات قومی و قبیله ای برکنده شود. 
    - جان ما و آبروی اهل ذمه حفظ شود و مطابق شریعت اسلامی با آن‌ها تعامل شود. 
    - مناسبات با کشورها و سازمان‌های اسلامی افزایش یابد. 
    - مناسبات سیاسی با دولت‌های اسلامی بر پایه موازین شرع تعریف شود. 
    - برحجاب زن تاکید شود. 
    - هیئت‌های امر به معروف نهی از منکر [بنا بر الگوی وهابیت سعودی] در تمامی مناطق دولت ایجاد شود. 
    - مبارزه با جرائم اخلاقی، مواد مخدر و فیلم‌ها و تصاویر غیر اخلاقی شدت گیرد. 
    - دادگاه‌های شرعی مستقل شود. 
    - یک روش اسلامی بر مدارس و دانشگاه‌ها مسلط شود.
    - اقتصاد کشور اسلامی شود. 
    - از کشورهای اسلامی برای بازسازی افغانستان کمک گرفته شود. 
    - زکات و اموال عمومی در پروژه های عام المنفعه هزینه شود.

    این مفاهیم، مفاهیم ناب اسلامی بود که در وهله اول چشم هر بیننده‌ای را به خود خیره می‌کند، اما عملکرد فرقه‌ ی طالبان و دیدگاه های تنگ نظرانه آن‌ها جایی برای اجرای واقعی این مفاهیم اصیل باقی نمی‌گذاشت. بویژه اینکه ریشه اصلی طالبان برگرفته از آموزه‌های وهابی بود که مبتنی بر اصل تکفیر غیر است.  مردم افغانستان به علت خستگی ازجنگ‌های داخلی، طالبان را ترجیح دادند، اما طالبان با دیدگاهی بسته و افکاری متفاوت با محیط و جهان برخورد کردند و به نوعی با بازگشت به نگرش‌های افراط گرایانه مذهبی و با زیر فشار قرار دادن مردم موجبات نارضایتی قشر کثیری از مردم افغانستان را فراهم ساختند. آنها نام حکومت افغانستان از جمهوری اسلامی به امارت اسلامی تبدیل نموده و رهبر خود ملا محمد عمر را به عنوان امیرالمؤمنین معرفی نمودند.  آنها به زنان اجازه نمی‌دادند تا به تنهایی از خانه‌ها بیرون روند. مردم را به زور برای ادای نماز به مساجد می‌فرستادند. ریش مردان در نظام طالبانی باید بلند می‌بود و موهای سرشان را می‌بایست کوتاه می‌کردند.  طالبان در مدت موجودیت خود جنایت‌های وحشتناکی را مرتکب شد است، یکی از مهم ترین این جنایت‌ها نسل کشی مسلمانان شیعه منطقه هزاره بود. طبق گزارش‌های نهادهای بین‌المللی حقوق بشری، طالبان در دورهٔ حاکمیت خود دست به کشتار هزاران تن از مردم شیعه هزاره زدند. قتل‌عام مردم هزاره در شهر مزار شریف در ماه آگوست سال ۱۹۹۸ روی داد و هزاران تن از مردم هزاره در طی چند روز کشته شدند.

    حلقه رهبری طالبان را کسانی تشکیل می‌دهند که تعدادی از آنان هیچ‌گاه دیده نشدند و با رسانه‌ای صحبت نکردند و تصویری از آنان مشاهده نشده ‌است. طالبان از سازماندهی قوی برخوردار نیست و ساختاری اداری واضح و لیست‌هایی برای تنظیم امور داخلی و برنامه‌های کاری خود ندارد، این جنبش حتی کارت‌های عضویت برای اعضای خود ندارد تا آنها را سازماندهی کند. این جنبش مدعی است که یک حزب نیست و به همین علت نمی‌خواهد به ساختارهای اداری حزبی پایبند باشد. با وجود شوراهای متعددی که در طالبان وجود دارد، اما تصمیمات این شوراها الزام آور نیست، تصمیمات اصلی را ملا عمر می گیرد و آزادی کامل در رد یا قبول تصمیمات شورای عالی دارد.

    ساختار قدرت در طالبان بر اساس هرم زیر است:  ملا محمد عمر رهبر اصلی طالبان است که اختیارات گسترده‌ای دارد. وی در سال نوزده نودچهار یعنی از ابتدای شکل‌گیری طالبان به عنوان رهبر طالبان انتخاب شد وهزاروپنجصد نفر از علمای افغانستان با وی بیعت کردند. 
    ملاعمر برای اداره امورخود در کابل برای مدتی موقت بعد از سقوط کابل به دست طالبان شورایی تاسیس کرد که تحت مدیریت مستقیم وی کار می کردند، این شورا شش نفره بود و ریاست آن را ملا محمد ربانی بر عهده داشت، بعد از مرگ وی ملا محمد حسن جانشین وی شد.

    شورای مرکزی طالبان - تعداد اعضای این شورا مشخص نیست و اعضای مشخصی هم ندارد، اما در ابتدای تاسیس از هفتاد نفر آغاز شده است که ریاست آن را ملا محمد حسن رحمانی والی قندهار بر عهده داشت.

    شورای عالی طالبان -  تمام رهبران معروف طالبان عضو این شورا هستند، این شورا نیز اعضای مشخصی ندارد. محمد حسن رحماني، نورالدين الترابي، إحسان الله إحسان، سيد محمد حقاني، يار محمد و وكيل أحمد متوكل از جمله اعضای مشهور این شورا هستند.

    شورای وزیران-  این شورا از کارداران وزارتخانه ها تشکیل شده که جلسات هفتگی منظمی دارند، بیشتر اعضای این شورا جوانان هستند و تعداد اندکی از آنها بدون تغییر باقی می‌مانند. ملا عمر برای کاستن از هزینه‌ها تعداد زیادی از وزارتخانه‌ها را با هم ادغام کرده است.

    دار الافتاء مرکزی - این مرکز شامل تعدادی از علمای وهابی برای فتوا دادن در امور شرعی است. مرکز اصلی آن در قندهاراست و رئیس آن مولوی نور محمد ثاقب است. عبدالعلی الدیوبندی، شیر علی شاه و نظام الدین شامزی از اعضای اصلی این مرکز هستند.  ملا عمراختیارات گسترده‌ای به والیان داده است، هر والی شورایی برای استان دارد که مسایل مرتبط به ولايات را درآن بررسی می کند.  طالبان در مبارزات خارجی خود ازتعدادی از فرماندهان نظامی بهره می‌گیرد که مهم‌ترین آن ها ملا عبیدالله وزیردفاع و مولوی جلال الدین حقانی فرمانده معروف پکتیا ومحمد نعیم کوچی از لوگر است. در مجموع افراد زیر حلقه رهبری طالبان را تشکیل می‌دادند.
    • ملا محمد عمر رهبر 
    اعضای شورای داخلی
    • ملا محمد ربانی
    • ملا احسان الله
    • ملا محمد
    • ملا عباس
    • ملا پاسانی
    اعضای شورای مرکزی
    • ملا محمد حسن
    • ملا نورالدین
    • ملا وکیل احمد
    • ملا شیرمحمدملنگ
    • ملا عبدالرحمن
    • ملا عبدالحکیم
    • سرداراحمد
    • حاجی محمد غوث
    • معصوم افغانی.
    طالبان به تدریج افراد زیر را در پست‌های زیر تعیین نمودند.
    • رئیس شورای کابل: ملا حمد ربانی
    • رهبر سیاسی لوگر: ملا محمد غوث
    • مسئول سواره مناطق اشغالی: ملا احسان الله
    • والی قندهار: ملا محمد حسن
    • والی هرات: ملا یارمحمد
    • والی پکتیا: ملا کرامت الله
    • وزیر خارجه: ملا شیر محمد استانکزی
    • رئیس بانک: ملا احسان الله احسان
    • وزیراطلاعات و فرهنگ: ملا امیر خان متقی
    • رئیس امنیت ملی: ملا فاضل احمد
    • وزیر مهاجرین: ملا عبد الرقیب.
    طالبان استفاده از لفظ دموکراسی را رد می‌کنند، چرا که معتقدند دموکراسی حق قانون گذاری را به انسان می‌دهد و جایی برای خدا قائل نیست. این گروه هیچ اهمیتی برای وضع قانون اساسی یا تنظیم امور دولت برای انسان قائل نیست و معتقد است قرآن و سنت دستورات دولت اسلامی هستند.  ملا عمر خلیفه و امیرالمومنین طالبان از سوی اهل حل و عقد انتخاب می‌شود و مدت زمان مشخصی برای تصدی این منصب ندارد. طالبان اهمیت زیادی به ظواهر دین می‌دهد و هیئت امر به معروف و نهی از منکر بازوی اجرایی طالبان مطابق الگوی وهابیت سعودی برای اعمال برداشت های سفت و سخت این جریان از دین تاسیس شده است. طالبان اجازه تشکیل احزاب سیاسی جدید را ندارند و احزاب موجود را نیز نمی‌پذیرند. طالبان این اقدامات را فرقه گرایی و قبیله‌ای می‌داند و معتقد است که این اقدامات از تعصبات جاهلی است و مشکلات گوناگون و دشمنی و تفرقه در جامعه ایجاد می‌کند.  طالبان از سنت های دئوبندی که با سنت های پشتون در آمیخته اند متاثر است. دئوبندیسم نگرشی اساسا فرهنگی بود که در پاسخ به رشد سکولاریزم، گسترش نگرش صوفیانه، تاثیر رو به افزایش هندویسم بر مسلمانان، و نیز شکست جنبش های اسلامی در مقابله با اشغالگری انگلیس در سالهای هجده پنجاه درهند رشد کرد. دئوبندی‌ها شبکه گسترده‌ای از مدارس دینی در تمام شبه قاره هند دارند، بالغ بربيست هزار مدرسه دینی دئوبندی تنها در پاکستان وجود دارد.
    ایدئولوژی سیاسی داعش سلفیت است. سلفیت بطور کلی یک نگرش سنی است ولی جزء هیچ کدام از مذاهب چهار گانه سنی یعنی حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی نیست. سلفی‌ها خود را غیرمقلد می‌دانند و معتقدند که برای درک درست از اسلام باید مستقیما به قرآن و حدیث مراجعه کرد. این نحوه دید به شدت نخبه گرایانه است و نسبت به فرق مذهبی دیگر اسلام دید تحقیرآمیزی دارد. این خودبینی آنها را از داشتن پایگاه اجتماعی نیرومند در جامعه باز می‌دارد. 
    از نظر استراتژی سیاسی گرچه طالبان به دنبال تشکیل دولت اسلامی است، اما دید روشن و مدونی درباره نوع دولتی که می‌خواهد در جهان مدرن ایجاد کند، ندارد. طالبان از این جهت که سیاسی‌اند با نیروهای اسلامی سنتی و یا بنیادگرا متفاوتند و از این جهت که درک روشنی از دولت ندارند از اسلام‌گرایان متفاوتند. از همین جهت توانائی آنها در اداره کشور بویژه در زمینه های اقتصادی بسیار محدود است.
    عوامل داخلی و خارجی توسعه طالبان 
    عوامل داخلی
    جنگ داخلی : جنگ داخلی بین گروه‌های مختلف افغان برای دستیابی به قدرت یکی از عوامل اصلی ایجاد طالبان بود، این جنگ در طول سالها بیش ازصد هزار کشته بر جای گذاشت و خسارت‌های مالی زیادی را نیز به این کشور وارد کرد. به همین علت بخش‌های زیادی از مردم افغان، طالبان را به عنوان جنبش نجات بخش خود می‌دانستند و فکر می‌کردند این جریان افغانستان را از مصیبت‌های جنگ نجات می‌دهد و امنیت و ثبات داخلی را در آن ایجاد خواهد کرد. هرج و مرج و ناامنی  : بروز هرج و مرج در افغانستان بعد از عقب نشینی نیروهای اتحادیه جماهیر شوروی سابق از این کشور باعث شد افغانستان بین فرقه‌های مختلف درگیرتجزیه شود، به این ترتیب وحدت کشور دچار تهدید شد و اهالی نیز برای این که وحدت کشور را حفظ کرده و افغانستان را از این حالت خارج کنند، فکر کردند که طالبان می‌تواند نمونه خوبی برای اتحاد و قرار گرفتن زیر یک پرچم قوی باشد. 
    درزمان  جنگ عده‌ ی از جنگجويان با دستیابی به معادن مختلف و سنگ‌های قیمتی در کشور و تسلیحات و انبار مهمات و ... به ثروت‌ای انبوهی دست پیدا کردند. آنها به تدریج به ثروتمندان عمده‌ای تبدیل شدند که در میان فقیرترین ملت‌های دنیا زندگی می‌کردند، فقر و عقده ناشی از اختلافات طبقاتی در میان مردم تنگدست افغانستان و سوء استفاده از برخی مفاهیم اسلامی نظیر عدالت و مساوات از سوی طالبان از جمله انگیزه‌های مردم برای گرایش به سمت طالبان بود.

    عوامل خارجی

    پاکستان:  پاکستان همواره به دنبال نفوذ در همسایه شمالی خود و تسهیل تبادل تجارتی با جمهوری‌های آسیانه میانه بود، اما با دولت‌های ربانی و مسعود نمی‌توانست کنار بیاید، چرا که آنها وی را به همکاری با هند متهم می‌کردند و روابط خصمانه‌ای با آنها داشتند. این کشور برای براندازی دولت‌های کوچک افغانستان از همکاری حکمتیار و رباني نیز بهره برد. به همین علت به اذعان بسیاری از ناظران سیاسی سرویس‌های اطلاعاتی پاکستان حمایت از طالبان را کلید نفوذ در افغانستان دانستند.

    آمریکا:  منافع آمریکا در برهه‌ ی از زمان کاملا با منافع طالبان تطابق داشت، به همین علت بود که در ابتدا از بروز آن جلوگیری نکرد و بعدها نیز به حمایت گسترده از این جنبش و سرپوش گذاشتن بر جنایات آن پرداخت. آمریکا طالبان را زیر بال و پرخود قرار داد تا بتواند از آن به عنوان اهرم فشاری برای اجرای سیاست‌های خود درژئوپلتیک خاص منطقه استفاده کند. جلوگیری ازحضور منطقه‌ ی ایران، اهرم فشار بر روسیه وچين وهند و ایجاد هرج و مرج خلاق در آسیانه میانه بر اساس طرح‌های مداخله جویانه از جمله انگیزه‌های آمریکا درحمایت از طالبان بود.

     دردولت كلينتون، مباحثات زيادى در مورد افغانستان انجام شد كه درنهايت، دو راه حل مطرح شد:

    راه حل اول كه از سوى كارل ايندرفورث معاون وزيرخارجه مطرح شده بود، بر تلاشهاى عمده ديپلماتيك براى پايان دادن به جنگ داخلى و آغاز يك دولت اتحاد ملى استوار بود، راه دوم از سوی ريچارد كلارك و شيهان پيشنهاد شده بود و خواهان آن بود كه طالبان به عنوان يك گروه حامى تروريسم شناخته شود و به طور مخفيانه به دشمن و رقيب او، يعنى اتحاد شمال كمك شود، گزينه ديپلماتيك ديگرى هم در دسترس بود: مطرح كردن گروههاى تبعيدى افغان به عنوان يك آلترناتيف ميانه رو براى طالبان دراواخرسال ۱۹۹۹ميلادی واشنگتن مقدمات گفت وگوى رهبران تبعيدى را فراهم كرد كه شامل محمدظاهر پادشاه سابق مستقر در روم وحامد كرزى بود، دو مقام وزارت امورخارجه كه ازمقاومت طالبان به ستوه آمده بودند، پيشنهاد كردند كه سعودى ها ۲۵۰ميليون دالر به طالبان درعوض تحويل بن لادن پيشنهاد كنند، چنين پيشنهادى از همان ابتدا با مخالفت مواجه شد، در وزارت امور خارجه، اين گزينه نيز مطرح بود كه طالبان به عنوان يك سازمان تروريستى خارجى محسوب شوند تا ازطرح شناسايى رسمى طالبان به عنوان دولت حاكم جلوگيرى شود، در اين زمينه نخست تشکيل طالبان را به شکل گراف تقديم ميداريم و بعد می پردازيم به دنباله مطالب :

    ـ  ملامحمد عمر / رهبر/ هوتک /تحصيل در مدرسه علوم دينی قندهار.

    ـ ملا ربانی / رئيس شورای کابل / ـکاکر/ رئيس حکومت.

    ـ ملا محمد حسن / وزير خارجه بعد از نودوهفت/ از قندهارهوتک/ تحصيل در مدرسه علوم دينی در کويته

     ـ ملا محمد غوث / وزير خارجه تا نودوهفت  / از خوشاب قندهار، نورزی/ درسال نودوهفت  در مزاردستگير شد/ يک چشم نا بينا.

    ـ ملا عبدالرزاق   / گمرکات   /ازقندهار،   پوپلزی .

     ـ ملاسيدغياث الدين/ وزير تحصيلات/از فارياب / فاقد تحصيلات رسمی، تاجر، گشواره در گوش دارد.

    ـ ملاخيرالله خير خواه / وزير داخله /از قندهارـ    پوپلزی/ فارغ التحصيل، مدرسه حقانيه.

    ـ احسان الله احسان / رئيس بانک دولتی /از قندهارپنجوی/ والی خوست درسال97 که در مزار کشته شد.

    ـ مولوی عبدالستارسنايی/ رئيس داد گاه عالی  /از قندهارـ اسحاق زی/ تحصيلکرده مدرسه علوم دينی قندهار.

    ـ ملا محمد عباس / وزير صحت عامه / از ارزگان ـ هوتک/ فارع التحصيل مدرسه علوم دينی زابل .

    ـ ملا عبيدالله /  وزير دفاع  / از قندهارـ هوتک/  روابط بين (آی اس آی پاکستان) و طالبان.

     ـ  ملا داد الله …

     ـ محمد الله آخوند / وزير ماليه / ازقندهارـ الکزی  / تحصيلکرده در مدرسه علوم دينی کويته.

    ـ امير خان متقی / وزيراطلاعات و کلتور/از لوگرـ/ تحصيل درمدرسه حقانيه وقوماندان نيروهای بغلان.

    ـ عبدالطيف منصور/ وزير زراعت/ از پکتيا /تحصيلکرده مدرسه حقانيه.

    ـ محمد عيسی / وزير آب وبرق / ازقندهارـ هوتک.

    ـ الله داد آخوند/ وزير ارتباطات/ از قندهارـ هوتک / علوم دينی در ايالات شمالغربی پاکستان

     ـ  نورالدين ترابی/ وزير عدليه/ از ارزگان ـ هوتک / يک چشم.

    ـ حميد الله نمانی / وزير تحصيلات عالی  /از زابل ـ  دفتانی/ فاقد تحصيلات رسمی  .    

    ـ احمد جان / وزير معدن / از پکتيا  ـحدران/  مذاکره کننده با کمپنی های نفتی.

    ـ جلال الدين حقانی / وزير امور سرحدات /از پکتيا ـ حدران/ جنبش اسلامی را عليه داود خان رهبری کرد،

     ـ صادق آخوند/ وزير تجارت قندهار  / ازقبيله وطايفهءهوتک /فاقد تحصيلات، در تسخير مزار شرکت داشت

     ـ قاری دين محمد/ وزير پلان /از بدخشان / عضو برجسته در شورا.

     ـ مولوی قلم الدين / رئيس امر باالمعروف /از لوگر/ تحصيلکرده لوگر و حقانيه، منشی مولوی نبی محمدی.

     ـ مولوی جليل الله / عدليه  /از هرات  / تحصيلکرده مدرسه ديوبندی در هند.

    ـ محمد حسن  /والی ولايت قندهار /ازارزگان ـ اچکزی / تحصيلکرده مدرسه دينی درکويته.

     ـ وکيل احمد/ وزير خارجه /از قندهارـ کاکر/ منشی و دستياراصلی ملا عمر، سخنگوی طالبان.

     ـ شير محمد ستانکزی/معاون وزير خارجه/ از لوگـر ـ  سانکزی/افسر سابق پوليس ، آموزش ديده درهند.

    ـ عارف الله عارف/ معاون وزير ماليه /از پکتيا /تحصيل تا صنف شش، و چهارده سال تحصيل در حقانيه   . 

     كلينتون طى فرمانى، رژيم طالبان را به عنوان حامى تروريسم شناخت، در اكتبر همان سال، طی يك قطعنامه، سازمان ملل متحد تحريم هاى اقتصادى و مسافرتى عليه طالبان وضع كرد، با وضع تحريم ها به نظر مى آمد تلاشها به نتيجه مى رسد  در نوامبر، كلارك در نامهء به سندى برگر نوشت كه به نظر مى رسد طالبان آماده اقداماتى هستند، ملامحمدعمر درجلسه دولت خود از احتمال عزيمت بن لادن اشاره كرده بود، حدس و گمان ها بر آن بود كه مقصد بعدى بن لادن، سومالى است، البته چچن هم مدنظر بود، اما با حملات روسها، اين احتمال دوم بسيار كم بود. كلارك گفت: عراق و ليبى هم از گزينه هاى ديگر بودند اما گمان نمى رفت كه بن لادن به ديكتاتورهاى سكولار عرب مانند صدام و قذافى اطمينان كند، كلارك همچنين از يمن به عنوان يك گزينه ديگر نام برد،اما هيچ كدام از فشارهاى خارجى برروى ملا محمدعمر تأثيرى نداشت چون نسبت به تجارت با جهان خارج بى علاقه بود، او در واقع هيچ ارتباط ديپلماتيكى با غرب نداشت، چون از ملاقات با غير مسلمانان امتناع مى ورزيد . 

     شوراى وزيران طالبان  با اكثريت آرا، رأى به اين داد كه آنها با بن لادن خواهند ماند و او را تحويل نمى دهند وايالات متحده به همكارى با روسيه پرداخت؛ كشورى كه درحال مبارزه با جدايى طالبان چچن بود كه از حمايت و پشتيبانى اسامه بن لادن بهره مند بودند، آمريكا توانست سازمان ملل متحد را قانع كند تا قطعنامه ۱۳۳۳ شوراى امنيت را صادر كند، طبق اين قطعنامه، طالبان تحريم تسليحاتى مى شدند، هدف قطعنامه ضربه زدن به طالبان در حساس ترين نقطه بود، يعنى صحنه نبرد با اتحاد شمال و ممانعت كردن از تحويل سلاح به آنها، يعنى كارى كه پاكستان آن را انجام مى داد، البته قطعنامه نه اثرى برملا محمدعمرگذاشت و نه جريان همكارى نظامى پاكستان را با طالبان متوقف كرد مقامات آمريكايى مجدداً براى ترغيب پاكستان به همكارى تلاش كردند، رئيس جمهور كلينتون درجون ۱۹۹۹ميلادی مجدداً با نواز شريف تماس برقرار كرد و با او درباره بحران با هند به گفت وگو پرداخت اما در مهمترين امر از او به شديد ترين وجه خواست تا طالبان را به اخراج بن لادن قانع كند، كلينتون پيشنهاد داد كه پاكستان ازكنترول خود بر تأمين نفت طالبان و صادرات افغانستان از طريق بندر كراچى براى وارد آوردن فشاراستفاده كند، نواز شريف در مقابل، پيشنهاد داد كه نيروهاى پاكستانى راساً به دستگيرى بن لادن اقدام كنند، اگر چه كمتركسى درواشنگتن به انجام اين كاراعتقاد داشت، اما رئيس جمهوركلينتون با اين ايده موافقت كرد، رئيس جمهوركلينتون دراوايل جولاى مجدداً با نوازشريف در واشنگتن ملاقات كرد، در اين ديدار، كلينتون از شكست پاكستان در انجام اقدام مؤثر در رابطه با طالبان و بن لادن شكايت كرد،شريف مجدداً بر برنامه خود تأكيد كرد او توانست موافقت كلينتون را براى آموزش نيروهاى ويژه پاكستانى براى دستگيرى بن لادن كسب كند، دراكتبر۱۹۹۹ميلادی نواز شريف توسط پرويزمشرف خلع و آن برنامه نيز لغو شد، در ابتدا دولت كلينتون اميدوار بود كه كودتاى پرويزمشرف ممكن است راه را براى اقدام عليه بن لادن بازكند، اما اينگونه نشد و در پايان سال ۱۹۹۹ميلادی يكسال پس از بمب گذارى سفارتخانه ها، ديپلماسى با پاكستان به مانند تلاش ها با طالبان به ثمر نرسيد به عنوان پاسخى به بمبگذارى سفارتخانه، كلينتون به سيا اين اجازه را داد تا از طريق برنامه قبلى خود به دستگيرى بن لادن و يارانش بپردازد، كلينتون همچنين اجازه حمله به بن لادن از راههاى ديگر را هم داد.

    طبق فرمان ويژه اى هم تمامى منابع مالى مرتبط با بن لادن ضبط شد، سيا از دانش خود براى مختل كردن هسته هاى القاعده استفاده كرد، با همكارى مقامات آلبانى، سيا موفق شد تا عمليات القاعده را در تيرانا، خنثى كند و چند سلول تروريستى را از بين ببرد،پس از بمب گذارى هاى سفارتخانه، افراد مرتبط با القاعده در جمهورى آذربايجان، ايتاليا و بريتانيا دستگير شدند. سيا با همكارى اف.بى.آى توانست از حمله به سفارت آمريكا در اوگاندا ممانعت به عمل آورد و مظنونان را دستگير كند، بتاريخ ۴ نومبر۱۹۹۸ميلادی قاضی نيويارك جنوبى عليه بن لادن اقامه دعوى كرد، اسامه محمد بن لادن متهم شده بود كه با سودان، ايران و حزب الله متحد شده است.

     با دخالت نظامی امريكا درافغانستان دراكتبردوهزارويک، بن لادن رهبرا لقاعده تمام تلاش خود را براي همكاري با طالبان، ملاعمر و حزب اسلامي گلبدين حكمتيار در افغانستان انجام ميداد، همچنين القاعده به همكاري خود با سپاه صحابه، لشكر جنگوي، لشكر طيبه ، جيش محمد، حركت المجاهدين و گروه‌هاي ديگر پاكستاني ادامه ميدهد، با حضورنيروهاي آمريكا و گروه‌هاي امنيتي واطلاعاتي درافغانستان و پاكستان كه مركزالقاعده را مورد هدف قرار دادند، القاعده بيش ازپيش مركزيت خود را از دست داد، درحالي كه گروه عملياتي القاعده به نقاط مختلف سفرميکنند و اين حملات را با هسته مركزي در جنوب هماهنگ ميسازند، اعضاي القاعده به همان اندازه كه راغب است حضورش در دنيا را اثبات كند، روي شبكه جهاني همفكران خود در جنوب شرقي آسيا، جنوب آسيا، شاخ آفريقا، خاورميانه و قفقاز تكيه دارد تا به وسيله آنها به دشمنان ضربه بزند حملات در كنيا، اندونزيا، هندوستان، پاكستان، كويت و يمن به دليل جبران از دست دادن و نبود فضا و فرصت مناسب در افغانستان انجام  ميپذيرد .

     پس از اينكه نيروهاي آمريكا و متحدان آن درهفت اكتبر سال دوهزارويک در امور افغانستان مداخله كردند، عراق به يك پايگاه مناسب براي القاعده تبديل شد گروه‌ها ی آنها با نااميدي نياز به يك نمايش جديد دارند تا از نظر روانشناسي و فيزيكي، افرادي را كه به فنون جنگي آشنايي دارند، تربيت كنندالقاعده جهت ايجاد مشكل براي دشمنانش، به طور مداوم تاكتيك‌هاي نظامي، متد حمايت مالي و تكنيك شايعه‌پراكني جديدي را در سال گذشته ابداع كرده است، به رغم اينکه غرب صدوپنجاه  ميليون دالر، دارايي القاعده را در چهار ماه اول پس ازيازده سپتامبر،ضبط كرد، اما القاعده برنامه مالي خود را تغيير داد، براي مقابله با هر تهديدي، پنتاگون توانايي نظاميي  و سيا توانايي اطلاعاتي خودشان را افزايش داده‌اند، تااکنون چندين عضو القاعده و طالبان دستگير و كشته شدند،براي اينكه از موفقيت اين مبارزه مطمئن شويم، جامعه بين‌المللي بايد، در بازسازي افغانستان بكوشد. ملل غربي بايد به جاي حرف زدن عمل كنند، بايد، با گروه‌هاي كه از نظر سياسي و اقتصادي مسائل حاشيه‌اي ايجاد مي‌كنند، ويا به مبارزه پرداخته شود، مبارزه عليه اسلام تندرو نبايد با مسلمانان دنيا كه يك ‌‌پنجم نفوس دنيا را تشكيل مي‌دهند، آميخته شود.

    اسامه بن لادن درمیان افراطگرایان پاکستانی طرفداران زیادی یافت و علیرغم اینکه دستش به خون هزاران نفر آلوده بود، افراطگرایان پاکستانی از او طرفداری می کردند در عین حال بارها و بارها دولت های مختلف پاکستان حضور وی را در خاک خود تکذیب کرده و می گفتند بن لادن هنوز در افغانستان بسر می برد. بارها منابع مختلفی از حمایت پنهانی سازمان اطلاعات پاکستان از بن لادن خبر دادند. دوم مه پس از اینکه در شب قبل از آن به وقت آمریکا، باراک اوباما مرگ اسامه بن لادن را اعلام کرد، کلیه روزنامه های جهان تیتر یک خود را به این مسئله اختصاص دادند.حتی روزنامه ساموآآبزرور که در جزایر ساموآ در اقیانوس آرام منتشر می شود. كرزي از كشته شدن رهبر شبكه القاعده استقبال كرد و آن را يك پيروزي در جنگ با تروريزم خواند. كرزي همچنين گفت كه اسامه بن لادن، عامل كشتار هزاران انسان بي گناه، شامل كودكان، زنان،‌ سالخوردگان و جوانان، نه تنها در افغانستان، كه در سراسر جهان بود. رييس جمهور بار ديگر از نيروهاي بين المللي مستقر در افغانستان خواست تا عمليات شبانه، بازرسي منازل و عمليات در روستاهاي كشور را پايان دهند. او گفت براي نابودي تروريزم، در هر جايي كه باشد، آماده همكاري است. بارك اوباما رييس جمهور امريكا اعلام كرد كه اسامه بن لادن در يك عمليات گروه كوچكي از كماندوهاي امريكايي در پناهگاه خود در خاك پاكستان كشته شد. اوباما همچنين گفته است كه جسد اسامه بن لادن هم اكنون در اختيار امريكا قرار دارد.
    بنابر گزارشها صدها تن از باشندگان واشنگتن پايتخت امريكا در اطراف كاخ سفيد تجمع و به ابراز شادماني پرداخته اند.
    همچنين از تجمع در نزديكي محلي گزارش شده كه برج هاي دوگانه و مركز تجارت جهاني در نيويارك در آن قرار داشت و در ماه سپمتبر سال دوهزاريک هدف حملات تروريستي قرار گرفت كه شبكه القاعده طراح آن اعلام شد.

    يك ماه پس از هدف قرار گرفتن شهرهاي نيويارك و واشنگتن در امريكا، ائتلاف بين المللي به رهبري امريكا و با مجوز شوراي امنيت سازمان ملل متحد، حملات خود را در افغانستان به هدف سرنگوني رژيم طالبان آغاز كردند.
    اوباما درسخنان خود پس از كشته شدن بن لادن تأكيد كرد كه جنگ با القاعده همچنان ادامه مي يابد و همزمان با آغاز رياست جمهوري خود، دستگيري و يا كشتن رهبر اين شبكه تروريستي را ازاولويت هاي دولت خود اعلام كرده بود.

    رييس جمهور امريكا مي گويد كه اسامه بن لادن رهبرمسلمان نبود، بلكه او عامل قتل عام مسلمانان بود و جنگ با القاعده، جنگ با مسلمانان نيست. جورج بوش رييس جمهورپيشين امريكا كه حملات يازده سپمتبر در زمان رياست جمهوري او انجام شد، كشته شدن بن لادن را دستاورد مهم براي امريكا و پيروزي براي صلح دوستان جهان و كساني خواند كه وابستگان خود را در حملات نيويارك از دست داده اند. جوليا گيلارد نخست وزير استراليا نيز گفته است كه ماموريت كشورش در افغانستان ادامه مي يابد و كشته شدن بن لادن به معناي پايان جنگ با تروريزم نيست. خانم گيلارد گفته است كه جنگ با القاعده همچنان ادامه مي يابد و نيروهاي كشورش در افغانستان به ماموريت خود در مبارزه با شورشيان ادامه مي دهند.

    گروهی سیاسی هفته نامه ی ندای غزنه 

    منبع : سایت آریایی

    زمان واندیشه(۱۳)مطبوعات مطبوع

    عکسمحمد شوری


    *زمان و اندیشه سلسله مطالبی است که در نشریه توانا(بعدا تعطیل شد)در موضوعات مختلف توسط اینجانب بانام مستعارعلی میثمی به چاپ می رسید.این قسمت درشماره۳۸در۱۰خرداد ۱۳۷۸ هفته نامه توانا درج شده است.که اینک برای استفاده و دسترسی کاربران به ترتیب و به شکل جداگانه مرتب در تریبون زمانه چاپ خواهم کرد. این سیزدهمین قسمت است.
    آیة‌الله خامنه‌ای: امروز مطبوعات آزادند تا هر آنچه که می‌خواهند بنویسند ولی انتشار مطالب بی اساس نمی‌تواند آزادی مطبوعات را متزلزل کند.(روزنامه رسالت ۲۰/۱۱/۱۳۷۱)
    حجة الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی : به اعتقاد من هم به نفع جامعه وهم به نفع مطبوعات است که فضای تمیز حق و باطل توسط مردم در کشور وجود داشته باشد. دراین فضا مقداری قربانی خواهیم داد. اما قربانیان که درمحیط خفقان و سانسور و رمزگویی بوجود مِی‌آیند خطرناک‌ترخواهد بود. گاهی این جریان تبدیل به موج می‌شود و همه چیز را با خود می برد.(روزنامه جمهوری اسلامی ۲۸/۵/۱۳۷۶)
    سید مرتضی نبوی نماینده تهران ومدیر مسئول روزنامه رسالت: توطئه برخی از نشریات داخلی درکشورجدی است. هدف برخی از مطبوعات داخلی هتاکی به احکام اسلام و قرآن سلب ایمان جوانان و درنتیجه براندازی نظام است. به بعضی از نشریات داخلی دراین زمینه میلیونها دلار از طریق کشورهای غربی کمک می‌شود.(روزنامه اخبار ۲۶/۷/۱۳۷۷)
    مجله بیان به مدیر مسئولی حجةالاسلام سید علی اکبر محتشمی پور: مروری بر مجلات و نشریات موجود به خوبی این واقعیت را آشکارتر می‌کند که عده‌ای از روشنفکران عقب مانده و واپس‌گرا که هنوزدرحال و هوای دوران قبل از انقلاب به سر می‌برند وهنوزدربسترفرهنگ ۲۵۰ ساله گذشته فروخفته‌اند. درتلاشند تا این فرهنگ و ارزشهای بربادرفته را دراین مملکت احیاء کنند و درتلاشند که درحیطۀ فرهنگ و هنرجنبشی را که دیگرهم فکرانشان درعرصۀ سیاست و نظامی‌گری نتوانستند پدید آورند اینان با استفاده از جنبش فرهنگی زمینه‌های تحقق آن را فراهم آورند. (مجله بیان – آذر ۱۳۶۹)
    تیمسارنقدی مسئول حفاظت اطلاعات نیروی نتظامی: دشمن پیش روی کرده مواضعی را تصرف کرده است ومست ازاین پیروزی آماده پیشروی‌های بزرگتر است. تصورآتش بس همانقدرخام است که تصور صلح درابتدای جنگ. متأسفانه تاخت وتاز در عرصۀ مطبوعات درحدی است که می‌توان آن را به یک کودتای مطبوعاتی تعبیرکرد.(روزنامه جهان اسلام ۲۲/۷/۱۳۷۷)
    محمد جواد لاریجانی نماینده مجلس: با امکانات بیت المال غالب مجلات و روزنامه‌هایی پیدا شدند که یک صدا طبل علیه نظام را می‌زدند و ریشه‌های نظام در امور هدف قرار می‌دادند.(روزنامه قدس ۲۶/۷/۱۳۷۷)
    امام جمعه گناوه: عوامل اجنبی درلباس سردبیر، خبرنگارو روزنامه نگار، ایمان را از مردم و جوانان می‌گیرند و آنها را نسبت به ارزشها بی تفاوت می‌کنند.(روزنامه اخبار ۱/۷/۱۳۷۷)
    علی اکبر پرورش، عضو هیأت مؤتلفه اسلامی : به کارگیری ادبیات بسیار قوی در نوشتارها و انتشارکتاب از سوی یک روحانی درخصوص نفی حکومت دینی، انعکاس مقالات برخی نویسندگان معاند دربرخی ازجراید از جمله اقداماتی است که از سوی روشنفکران طی سالهای اخیردرجهت محو حکومت دینی صورت گرفته است.(روزنامه رسالت)
    سردار رحیم صفوی، فرمانده کل سپاه پاسداران: درحال حاضرشرایط را برای همه بازگذاشته‌ایم و اجازه چاپ مطلب و روزنامه دارند اما درموقع مناسب سراغ آنها می‌رویم مامنتظریم تا میوه کال برسد!(روزنامه اخبار ۱۳/۳/۱۳۷۷)
    یادداشت روزنامه کیهان درسال۱۳۵۷:مطالبی که این روزها در بارۀ روزنامه‌ها از قول صاحب امتیازان آنها جعل می‌کنند نشان می‌دهد که حقیقت تا چه اندازه برای آنهایی که که مردم و خواستها و آرزوهایشان را درک نمی‌کنند خطرناک و تحمل ناپذیر است. وقتی این شایعه پراکنی‌ها به صورت یک سیاست در می‌آید و حتی به اصطلاح به صورت ظریف و زیرکانه در لابه لای خبرهای رادیو و وسایل ارتباط جمعی که حال نفوذ و سیطرۀ قدرت بر آنها محرز است. سربرمی‌آوریم عزم و ایمان نویسندگان و خبرنگاران روزنامه‌ها دراستقامت در سنگری که مردم و توده‌های میلیونی آن راتائید می‌کنند بیشتر می‌شود. گیریم که این جبهه وسنگر ازهمه سوی جهان زیرآتش و رگبار تهمت و کین قرارگیرد.(روزنامه کیهان ۱۶/۱۱/۱۳۵۷)

    زمان واندیشه(۱۴)دکتر علی شریعتی



    عکسمحمد شوری


    زمان واندیشه(۱۴)دکتر علی شریعتی—————————————-
    *زمان و اندیشه سلسله مطالبی است که در نشریه توانا(بعدا تعطیل شد)در موضوعات مختلف توسط اینجانب بانام مستعارعلی میثمی به چاپ می رسید.این قسمت درشماره۳۹در۲۵خرداد ۱۳۷۸هفته نامه توانا درج شده است.که اینک برای استفاده و دسترسی کاربران به ترتیب و به شکل جداگانه مرتب در تریبون زمانه چاپ خواهم کرد. این چهاردهمین قسمت است.
    دکتر شریعتی: خدایا: مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان؛ اضطرابهای بزرگ، غم های ارجمند و حیرت‌های عظیم به روحم عطا کن!
    لذتها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیزبه جانم ریز!

    خدایا: به من تقوای ستیز بیاموز تا درانبوه مسئولیت نلغزم و ازتقوای پرهیز مصونم دار، تادرخلوت عزلت نپوسم.
    اگرتنها ترین تنها ها شوم، بازهم خداهست. او جانشین همۀ نداشتن هاست. نفرین‌ها وآفرین‌ها بی ثمر است.
    (بمناسبت ۲۹ خرداد سال ۱۳۵۶ روزدرگذشت شهید دکترعلی شریعتی)
    شهید دکتر بهشتی : مرحوم شریعتی یک قریحۀ سرشار و یک اندیشه پویا و جستجوگر و یک اندیشه نا آرام بود. اندیشه‌ای که همواره در پی فهمیدن و شناختن بود. (روزنامه جمهوری اسلامی ۳۰/۳//۱۳۶۰)
    آیةالله خامنه‌ای : به نظر من شریعتی برخلاف آنچه که همگان تصور می‌کنند یک چهره هم چنان مظلوم است و این بدلیل طرفداران و مخالفان اوست.(روزنامه جمهوری اسلامی ۳۰/۳/۱۳۶۰)
    سید حمید روحانی نویسنده کتاب نهضت امام خمینی : به گفته مجاهد شهید شادروان شریعتی : امروزهر نهضتی که درکشورهای اسیر بپاخیزد فرمول تفسیرات آنان این است که اگر منافع آمریکا را تهدید کند دستاورد کمونیسم است و اگر به کمونیست‌ها بتازد ساخته آمریکاست واگر به هردوتاخت موجی است که از انگلستان یا فرانسه برانگیخته و اگر به آمریکا شوروی انگلیس و فرانسه همه یک جانبه حمله برد آن وقت است که تهمت فاشیست ومرتجع! (کتاب نهضت امام خمینی ج ۱ ص ۱۴)
    مرحوم مهندس بازرگان : مسلماً مصیبت بود که یک کلاهی دیپلم گرفته از مدارس جدید و فکلی فرنگ رفته که دکتر درجامعه شناسی شده است دم از قرآن و اسلام بزند. کتاب فاطمه فاطمه است بنویسد. در دانشگاه مشهد درس اسلام شناسی بدهد و بخواهد جوانان مملکت را با زبان علمی و اجتماعی و سیاسی روز به طرف خدا واسلام و تشیّع سوق دهد. آنهم نه شیعۀ صفوی، بلکه شیعۀ علوی وانقلابی. چه رسد به اینکه به مراجع تقلید ایراد گرفته و بگوید چرا کار تحقیقی نمی‌کنید… این نکته از بدیهیات جامعه شناسی است که نه هیج کاسب از همکار خوشش می‌آید و نه هیچ صاحب دانش و هنرمند یا تاجر… روانشناسی بشر همیشه در برابرنوآوری مقاومت داشته است. از این رو عکس العمل دربرایر شریعتی نمی‌توانست تند نباشد.(کتاب شخصیت و اندیشه دکتر علی شریعتی ص ۲۴ )
    آیةالله طالقانی: شریعتی در دوره‌ای که اسلام زنده باد گفتنش جرم بود شروع کرد جوانان را جذب کردن. دنبال تحقیق رفت، کتاب خواند، تفکرکرد، اندیشید، هجرت کرد و با مردم دنیا و مکتب‌های مختلف آشنا شد. بتدریج آفاق ذهنش باز شد و آنچه که باید بداند از یک اسلام متحرک انقلابی دریافت و به کشورخود بازگشت.(ازنشریه ویژه نامه سمیناردکترشریعتی وتجددحیات تفکراسلامی ص ۳۵)
    دکتر علی شریعتی : نقد یک شخص، یک مکتب یا یک اثر اولاً از نظر فنی، اصول و ضوابط معین و دقیقی دارد که درحکم درس‌های ابتدایی است. ولی بسیار ضروری است که باید آن که می‌خواهد به این کار بپردازد فراگیرد. این اصول ابتدایی را نداشتن و آنگاه به بررسی وانتقاد پرداختن آن چنان جهل مرکب مضحکی است که مانند کسی است که در مسابقه اتومبیل رانی شرکت کند و هنوز پشت فرمان اتومبیل نشستن و روشن کردن و کلاج گرفتن ودنده عوض کردن را حتی یکبار به چشم خود ندیده باشد و فقط همین قدر درهمان پشت کوه و زندگی چادرنشینی و خرسواری افواهی شنیده باشد که خارجی‌ها خیلی به مسابقه اتومبیل رانی علاقه دارند واین ورزش در فرنگستان رایج است!(مجموعه آثار ش ۳۴ ص ۸۹)
    گفتنی است این تمام مطلبی نبود که برای « یادبود دکتر علی شریعتی » تهیه کرده بودم؛ بندهایی از آن حذف گردید؛ که درذیل خواهید خواند:
    امام خمینی: جناب آقای دکتر ابراهیم یزدی، ایده‌الله تعالی؛ پس ازاهداء سلام، تلگراف‌های زیادی از اروپا و آمریکا ازطرف اتحادیه‌های انجمن‌های اسلامی، دانشجویان اسلامی دراروپا و انجمن‌های اسلامی دانشجویان در آمریکا از بخش‌های مختلف و از سایر برادران محترم خارج کشور« ایده هم الله تعالی » در فقد دکترعلی شریعتی واصل شد و چون جواب به تمام آنها از جهاتی مّیسرنیست و تفکیک صحیح نمی‌باشد، از جنابعالی تقاضا دارم تشکر اینجانب را به همه برادران محترم « ایده هم الله تعالی » ابلاغ نمائید.(صحیفه نور ج۱ ص ۲۲۷ مرداد ماه سال ۱۳۵۶)
    حجةالاسلام سید محمود دعائی، مدیر مسئول روزنامه اطلاعات: شریعتی یکی از شیفتگان ومخلصین امام بود و باشناختی که ما از مخالفین دکتر داشتیم می‌دانیم که مخالفین دکتر، عمدتاً دقیقاً مخالفین خود امام بودند.(مجله سروش ش ۱۰۲ – ۱۳۶۰)
    سید حمید روحانی نویسنده کتاب نهضت امام خمینی : شریعتی درپی آزادی از زندان، طبق اسناد موجود، هیچگونه دیدار رسمی که در پرونده او ثبت شده باشد با مقامات ساواک تا سال ۱۳۴۷نداشته است. لیکن ساواک او را زیرنظر داشته و کارکرد اورا ارزیابی می‌کرده است. بارها درگزارش ساواک در باره شریعتی آمده است که:« ازنامبرده فعالیتهای مضّره‌ای دیده نشده است.» لیکن درسال ۱۳۴۷ گزارشی پیرامون ارتباط نامبرده با برخی عناصرکمونیست به ساواک می‌رسد. ساواک مشهد برای بدست آوردن درستی یا نادرستی گزارش یاد شده با شریعتی به گفت و گو و مصاحبه می‌نشیند. دراین گفت و گو « ضعف روحی»، « سازشکاری » و زمینه فکری شریعتی برای همکاری با رژیم شاه برای ساواک مشهد بیشترروشن می‌شود… بدین گونه زمینه دادوستدهایی سیاسی ونامه پراکنی‌های شریعتی با مقامات ساواک آغاز می‌گردد. ( کتاب نهضت امام خمینی جلد سوم ص ۱۵۲ )
    امام خمینی : امروز قلمهای مسموم درصدد تحریف واقعیات هستند باید نویسندگان امین این قلمهارا بشکنند.( از کتاب نهضت امام خمینی ج ۲ ص ۵ – ۵/۴/۱۳۵۷)
    امام خمینی:.. یک سنخ دیگر این است که قبل از ماه مبارک، قبل از ماه محرم (دراین دو ماهی که اجتماع مسلمین است) قبل از اینکه این دو موسوم بیاید یک چیزی توی کار می‌آورند. ما دیدیم که دردو سه سال (که حالاهم تتمه اش هست) چه بساطی درست کردند برای کتاب شهید جاوید، با هم اختلاف؛ اهل منبر واهل محراب و اهل بازار و اهل کذا. یکی ازآنطرف کشید و یکی از این طرف کشید … قوا راهدر دادند و اعلیحضرت با کمال آرامش اموال این ملت را خوردند و سلطه‌اش راتحکیم کرد بر آنها…هدر دادند قوای خودشان را چند سال الآن هم دنبالش هستند. بعد از آن دوباره یک چیزی دیگری را آوردند … درآنوقتی که شما می‌خواهید اجتماع باهم پیدا کنید وآنهایی که می‌ترسند که مبادا در این اجتماعات چه بشود، یک هم چنین مطلبی را پیش می‌آورند یکقدری کهنه که می‌شود، یک چیزدیگری پیش می‌آورند « علی شریعتی» چقدرقوای مارا قوای اسلامی راتحلیل بردند وهمه را به هم متوجه کردند و همه قدرتها راکوبیدند برای اختلاف بین این اهل منبر و دادوقال که اهل محراب چه و دانشگاهی چه و دانشکده چه …الآن هم این اختلافات هست…( صحیفه نور ج ۲ ص ۲۵۰ – ۹/۸/۱۳۵۷)
    آیةالله خامنه‌ای: شریعتی در سال ۴۳ که از خارج از کشور برگشته بود دربدو ورود دستگیر شد و زندان رفت با برادرمان آقای دکترباهنردرهمان سال و درهمان زندان هم زندانی بودند مدتی؛ و بعد از آنکه آقای باهنراز زندان آزاد شده بودند به من گفتند جوان مسلمان عمیقی است وخیلی به ایشان اظهار امیدواری می‌کردند.( مجله نورعلم ش ۶و ۸ و کیهان هوائی بهار ۱۳۶۹)
    آیةالله مهدوی کنی : نوشته‌ها و سخنرانی‌های دکتردرروحیه جوانان درآن زمان و در برابر رژیم سابق نقش سازنده‌ای داشت…
    آقای دکتر و برداشت‌های وی را نمی‌توان وحی منزل تلقی کرد و به این لحاظ جوانان باید نکات مثبت و منفی آثار اورا ازهم تفکیک کنند تا دچار سردرگمی نشوند.( روزنامه کیهان ۲۹/۳/۱۳۶۲)
    مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر دکتر علی شریعتی ): کلینی قائل به تحریف قرآن است! کسی که بر چنین گمراهیست که قرآن را تقلیل یافته می‌داند، بلکه برچنین کفری آشکاراست، چطورما روایت او را قبول می‌کنیم؟ گفتم آقایون شما که اینجا نشسته‌اید همه اهل علمید، شما را بخدا دکترعلی شریعتی درتمام کتابهایش، همه اشتباهاتش را روی هم بگذارید به میزانی است که در نظرغیرشیعه همه روایات شیعه را از اعتبار بیندازد؟ چنین اشتباهی دکترشریعتی کرده؟ کجا کرده؟ شما الآن به کلینی ارادت می‌ورزید و هیچکس برای این اشتباه نمی‌گوید کتاب کافی را باید کنار گذاشت؛ در صورتیکه او قائل به این است که قرآن کامل پیش امام (ع) است و… دکتر شریعتی کجا چنین اشتباهی کرده که همه روایات شیعه را ازاعتباربیندازد؟ و تازه اشتباهاتش، مصامحه‌هایی است که بعضی ازجاها بکاررفته. عرض می‌کنم که یک اشتباه عمقی که صدمه بزند به افکار و عقاید مردم، دکتر شریعتی ندارد؛ کجا دارد؟ بعضی اختلاف سلیقه است. ( کتاب دکتر شریعتی از دیدگاه شخصیتها ص ۱۰۲)
    دکتر شریعتی: حضرت آیة‌الله! امروز دیگر مردم « عوام کالانعام » نیستند. هم آگاهی اجتماعی پیدا کرده‌اند و هم غالباً با کتاب سروکار پیدا کرده‌اند. وقنی نامه حضرت مستطاب عالی رسید که درآن تصریح فرموده بودید به حسینیه ارشاد نروید… همه از خود با تعجب می‌پرسیدند که امروز دیگر این طرز حرف زدن بسیار کهنه شده است .( ازنامه ایشان به آیة الله میلانی – مجموعه آثار ۳۴ ص ۱۰۱)
    آیة الله شهید مرتضی مطهری : برادرعزیز دانشمندم، جناب آقای دکترعلی شریعتی؛ قلب خود شما گواه است که تا چه اندازه به شما ارادت می‌ورزم و به آینده شما از نظر روشن کردن نسل جوان به حقایق اسلامی امیدوارم. خداوند مثل شما را فراوان فرماید. (مجله سروش ش ۱۰۲)
    که البته ناقص چاپ شد!

    همچنین مطلب زیر رابرای یکی از مطبوعات ارسال کردم که چاپ نشد:
    شریعتی ؛درکی نو ازدینمشکل همچنان باقی است!
    قبل ازپیروزی انقلاب اسلامی درایران، دین ومذهب درحاشیه بود؛ یعنی تنها به عنوان یک رفتار سنتی و کلیشه‌ای عینیت داشت. درآن زمان « ازمیان معتقدین به دین و مذهب درجامعه ما، اکثریت دریک محدوده بسیار بسته‌ای زندگی می‌کردند، درآن محدوده از محل خودشان و از گروه اجتماعی خاص پیرامونشان تجاوز نمی‌کردند. ازخبرها و حوادث و جریاناتی که دربیرون می‌گذشت، اطلاعی نداشتند.آنها وجدانشان آرام بود. مسئولیتشان سبک و تمام دنیا و جامعه برایشان روبراه بود. و اساساً برای کسی که چنین محیط وجامعه ای و طرزتفکری داردهیچ کاری وهیچ ناهنجاری پیش نیامد که او احساس مسئولیت بکند. او مشغول کار بوده و اطرافیانش هم همه متدین بوده‌اند. مراسم مذهبی هم اجرا می‌شد نمازودعاهم می‌خواندند، روضه و روزه هم می‌گرفتند و درمراسم‌های دینی هم شرکت می‌کردند. بنابراین هیچ حادثه بزرگی و خطرخطیری پیش نیامده که یک کار حتمی، فوری و سنگینی و تازه‌ای انجام دهند. چیزی عوض نشده که خودش راعوض کند. راهش، سخنش وطرز فکرش را »۱ اما این چنین نماند! دنیای تازه، فهم تازه هم می‌طلبد.
    اسلام اگردین ماندگار و ابدی است. اگر راهنمای عمل توده‌ها در تمامی زمانهاست، باید فهم تازه ازآن راهم بدست آورد ودرکی نو ازآن جاری وساری ساخت. و معلم شهید دکترعلی شریعتی این چنین کرد؛ و بافهم ودرکی نووبدیع ازمکتب اسلام، عصرخویش راسیراب نمود. او از جمله احیاءگران دین است که مذهب و عقیده دینی را از حاشیه بودن بیرون آورد ودین را به میان جوانان و قشرتحصیلکرده برد. پیروزی انقلاب اسلامی درایران و تأسیس نظام جمهوری اسلامی تا حدود زیادی مرهون فهم و نگاه شریعتی از اسلام است.
    نظام جمهوری اسلامی ایران نیز، مکتب اسلام را مسیرحرکت درحاکمیت قرارداد و عنوان کرد که می خواهد رفتارهای اجتماعی– فردی مردم را براساس اصول اسلام راستین و ناب هدفمند وقانونمند سازد. اما آیا دراین مدت، این آرزو عملی شده است؟! اکنون بیش از۲۰ سال از این تجربه می گذرد ولی آنچه نماد عینی دارد آن چیزی نیست که همواره شعار آن را داده‌ایم.
    فهم و درکی که ما ازدین – باتوجه به اینکه حاکمیت هم برمبنای دین است – ارائه داده‌ایم نتواسته است با دنیای امروز طرازشود. پاسخگوی روحهای تشنه نیست. و به قول استاد عبدالکریم سروش « محبوب های دوران کودکی عقلانی »!
    معلم شهید درسال ۵۱ چنین روزی را پیش بینی کرده بود؛ او درسخنرانی معروف خود تحت عنوان « نیایش » چنین می‌گوید:
    « فردا این نسل متوسط، واسطه میان نسل گذشته وآینده فرهنگ مذهبی ما و فرهنگ استعماری آینده نسلی که به هرحال پیوسته به یک روح مذهبی بوده ونسل گسسته‌ای که پوک وپوچ پرورده خواهد شد، این نسل واسط وجود دارد. این نسل همیشه نیست. این گروه همیشه نخواهد بود. اینرا به شما عرض کنم که ۱۰ سال دیگر، ۱۵ سال دیگر، ۲۰سال دیگر، اگر حسینیه‌های ارشادی وجود داشته باشد توی این مملکت و بگذارند که وجود داشته باشد و بهترین برنامه‌ها هم برای جوانان و تحصیل کرده‌ها و دانشجویان ونسل دانشگاهی داشته باشید وبراساس مذهب، دیگر مثل امروز چنین ازدحامی نخواهد شد، این چنین استقبال نخواهد شد. این چنین نخواهد بود که برای یک جمع دینی، هزاران دانشجو ۷ ساعت ۸ ساعت دربدترین شرایط بیایند و به حرف مذهب گوش بدهند دیگردغدغه مذهب دردرونش نخواهد بود اگرنجنبیم و اگر کاری نکنیم.»۲
    آری اگر نجنبیم و اگر کاری نکنیم! اما متأسفانه، اکنون که بعد از ۲۰ سال، بازیک شخصی روحانی که تلمّذ درحوزۀ دین داشته و از این حاکمیت هم پذیرفته شده ومقبول قلوب تشنه روحهای ناسیراب شده از اسلام قرارگرفته است. وقتی او هم همانند شریعتی توانست همه را جمع کند! و وقتی ازدین وآزادی می‌گوید، همانهایی را که مرحوم شریعتی آن زمان گفت آیا می‌توانیم ۲۰ سال بعد آنان را این چنین جمع کنیم با حرفهای بی‌ارزش همان فهم سنتی و قشری نگریستن ازدین، مثل سوت زدن و کف زدن را مترادف با سیلی خوردن اسلام دانستن و یا ذکر این مطلب درنماز جمعه که کسانیکه شعار آزادی را می‌دهند، کسانی هستند که شب در پستوی خانه‌شان فیلمهای آمیزش زن و مرد که درآمریکا پخش می‌شود را می‌بینند وچون کاری نمی‌توانند صورت دهند شعار آزادی سرمی‌دهند!
    و یا وقتی که با یک فیلم آدم برفی، اسلام و تعصب دینی را در خطر می‌بینند و وقتی …
    آری وقتی فهم و درک ما ازدین اینگونه باشد، چه باک که اسلام گریزی از سوی جوانان سرعت گیرد؟ رنجی که شریعتی سالها تحمل کرد تا توانست جوانان این مرز وبوم را با فرهنگ و روح اسلام راستین آشنا وآنان را جذب دین کند، اکنون بقول خود دکتر شریعتی بواسطه جنگ « مذهب علیه مذهب » کاربرد پیدا کرده و…
    اگر بخواهیم از قافلۀ تمدن علم، پیشرفت دانش وآگاهی امروزی عقب نمانیم و همراه با آن باشیم باید فهم و درک ما از مذهب ودین، متوازن با دنیای پیچیده امروزی باشد، باید شناخت وجهان بینی ما « امروز» را درک کند. اما متأسفانه باید گفت: « مسأله اساسی که امروز مطرح است این است که ما به عنوان طرفداری از مذهب و هم چنین به عنوان اعتقاد به تشیع در زمان خودمان و در برابر نسل تحصیلکرده جدیدمان متهمیم.» ۳
    ما نمی‌توانیم با دنیای جدید و تمدن جدید همراه با وسایل و امکانات جدید و فوق مدرن برخوردی بسته ومنفی داشته باشیم. دنیایی که درآن ماهواره، اینترنت وانواع و اقسام وسایل اطلاع گیری واطلاع رسانی درآن خلق و تولید شده و می‌شود. ما دروازه‌های خود را برروی آن نمی‌توانیم ببندیم. ما برای هدفمند کردن رفتارهای فردی و اجتماعی بر اساس دین، چشم و گوشهای خود را نمی‌توانیم ببندیم.
    ما اکنون با انبوه جوانان و قشرهای تحصیلکرده‌ای مواجهیم که ذهن سیال آنان، آن به آن به دنبال راهی نو ومسیری تازه است. مسیری که بتواند روح سرشارازذوق و خلاقیت جوان را سیراب کند و بقول شریعتی: « کسانیکه در یک جوّ دیگر و نسل دیگری پرورده شده‌اند و مثل من فکر می‌کنند، اینجا دچاریک تناقض، یک بلاتکلیفی و یک رنج بزرگ هستند، نمی‌توانند آرام بمانند، جوانها و تحصیلکرده‌ها و کسانیکه امروزبا فرهنگ جهان آشنا هستند وازطریق مختلف افکار وعقاید فلسفی و اجتماعی جهان را می‌شناسند و درعین حال می‌خواهند در برابرهمه اینها مقاومت کنند و بمانند و به مذهب خودشان و ایمان نخستین خودشان وفادار بمانند، دچار یک مسئولیت بزرگ و یک رنج بزرگ هستند. »۴
    آری ما درمرحله کنونی انقلاب دارای یک مسئولیت بسیار بزرگی هستیم وآن نوع نگاه ما به دین است. نگاهی که می‌بایست با دنیای امروزسروکارداشته باشد و همسان با آن بتواند درمسیر حرکت زندگی ما، طراوت و شادابی خود را حفظ کند. این حرکت عملی نیست. مگر همانکه قرآن فرمود: « ان الله لایغیروا مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم » و بقول دکتر شریعتی: « تامردم بیدار نشوند و وجدان آگاه اجتماعی نیابند، هرمکتبی و هر نهضتی عقیم ومجرد خواهد ماند.»۵
    جلوگیری از این کار تنها بستگی به نوع وفهمی که ما ازدین برای عصر خود بیان می‌کنیم دارد. کاری که شهید شریعتی درعمر اندک ولی پربار خود کرد. اوعصرخودرا خوب شناخت و باشناخت ازآن و فهم دین ودرک خود از مذهب راهم بیان کرد.
    البته افتادن درمسیر چنین راهی، شجاعت و شهامت طلبی می‌طلبد! قربانی هم باید داد! چون ما زمانی را داریم طی می‌کنیم که درآن به کسانیکه همچون شریعتی دین و مذهب را به سوی جوانان سوق می‌دهند انواع واقسام اتهامات و برچسب‌ها زده می‌شود. به جرأت می‌توان گفت باطن اکثرمنشا جبهه گیری علیه شریعتی ومثل ایشان تنها هوای نفس است! حسادت، عُقده خود برزگ بینی و ضعف شخصیت است !
    بقول مرحوم مهندس بازرگان : « مسلماً مصیبت بود که یک کلاهی دیپلم گرفته از مدارس جدید و فکلی فرنگ رفته که دکتر در جامعه شناسی شده است، دم ازقرآن و اسلام بزند کتاب فاطمه فاطمه است بنویسد، دردانشگاه مشهد درس اسلام شناسی بدهد و بخواهد جوانان مملکت را با زبان علمی و اجتماعی و سیاسی روز به طرف خدا و اسلام و تشیع سوق دهد. آنهم نه شیعه صفوی بلکه شیعه علوی و انقلابی چه برسد به اینکه به مراجع تقلید ایراد گرفته بگوید چرا کار تحقیقی نمی‌کنند… اما طبیعی بود که چنین باشد. این نکته ازبدیهیات جامعه شناسی است که نه هیچ کاسب ازهمکار خوشش نمی‌آید و نه هیچ صاحب دانش و هنرمند یا تاجر براحتی تحمل کشفیات تازه یا فن و کالاهای نوظهور را نمی‌نماید. رواشناسی بشر همیشه دربرابر نوآوری مقاومت داشته است. »۶
    فهم درست از اسلام و چیدن بساط اندیشه دربستر آزادی این امکان را می‌دهد که حاکمیت نظام جمهوری اسلامی در نهادینه کردن فرهنگ اسلام موفق شود، اما متأسفانه روح اخباریگری و اخباریگری نگریستن در فضای بعد از انقلاب اسلامی به نوعی شکل گرفته و دربرخورد بامسائل نظری دراسلام طرح وبیان آن ازدیدگاههای مختلف البته بارنگ و لعابی از آزاد اندیشی دوباره زنده شده است.
    بقول شریعتی: « دیکتاتوری و آزدای ازاین جا ناشی نمی‌شود که یک مکتب خود را حق می‌شمارد یا ناحق؛ بلکه از این جا ناشی می‌شود که آیا حق انتخاب را برای دیگران قائل است یا قائل نیست.»۷

    باید گفت حق انتخاب حق نوع برداشتی که از اسلام می‌کنیم وفهمی که از اسلام می فهمیم کانالیزه شده است. و این همان روح اخباریگری است. درحالیکه قرآن می‌فرماید: « فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه »
    « اسلام یا تشیع رانباید در شعارها و ابراز احساسات ومظاهر و اداها وحُب و بُغض‌های تاریخی و… جستجو کرد. بلکه درنوع شناخت، نوع تلقی جهان بینی نظام اجتماعی نقش سیاسی، شکل رهبری، زیربنای اقتصادی موضع گیری طبقاتی وبالاخره سیستم ارزشهای اجتماعی – انسانی، تاریخی و اخلاقی باید جست وازاین رو است که می‌گوئیم چه بسا بی مذهب‌ها – که انسانند- از بسیاری متعصبین مذهبی به روح مذهب نزدیک ترند »۸

    و« انقلابی شدن بیش ازهر چیزمستلزم یک انقلاب ذهنی، یک انقلاب در بینش و یک انقلاب در شیوه تفکرماست » ۹
    و« اجتهاد برجسته ترین شاخصه روح علمی و بینش اعتقادی اسلام است و نه تنها موجب می‌شود که اندیشه اسلامی در قالب‌های ثابت زمان متحجر نشود و فهم مذهبی و قوانین واحکام دینی به صورت سنت‌های راکد و تعبدهای موروثی و اعمال تکراری عبث و بی روح درنیاید و درمسیر تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی ومرگ و زاد، نیازها و مقتضیات زندگی از حرکت باز نایستند و بازمان و زمینه جدید بیگانه نگردد و همواره نوبماند ومترقی و ضروری بلکه عاملی است که طرز تفکراسلامی پیشاپیش زمان همواره درحرکت وکمال باشد ودرطی تاریخ توسعه و تکامل وغنای بیشتر یابد. و نه تنها از زمان عقب نیفتد که زمان رانیز با خویش به جلو براند و از رکود و توقف روح اجتماعی وفکرعلمی جامعه اسلامی مانع گردد.۱۰
    البته این هنگامی محقق می‌شود که ما نه تنها فهم ودرک خود را ازدین عین حقیقت نپنداریم وبرای هرچه و هر چیزی، خطوط قرمز فراوانی نکشیم و همه چیز را با هاله‌ای از تقدس و مقدس‌گرایی موضع‌گیری نکنیم! زیاده روی و افراط در نوع نگاه ماه از مقولات مذهبی که بعضی ازآنها رنگ و بوی حکومتی و سیاسی هم دارند. بد تعریف کردن ازآن و پیش شرط ها و قیودات ذهنی خود را عین اسلام ناب پنداشتن مانند نوع نگاه ما از امر بمعروف ونهی ازمنکر، ولایت فقیه، آزادی، حجاب و…همه می‌تواند ما را به رکود وتوقف بکشاند. بقول شهید شریعتی: « از بد دفاع کردن تا نفی کردن راهی نیست!».
    شریعتی عصر و زمان خود را خوب شناخت و فهم ودرک درستی از دین راهم متناسب با آن بیان کرد ودردمندانه فریاد کشید: « این نسل دارد ازدست می‌رود، این نسل درمیان دو پایگاه تجدد و تقدم، دوقطب مجهز شکل گرفته سنت وبدعت، اُملیسم وفُکلیسم، ارتجاع و انحراف، مقلدین گذشته ومقلدین حال، کهنه پرست وغرب پرست متعصب مذهبی و متعصب ضد مذهبی، تنها مانده وبی پایگاه وبی پناه این نسل نه درقالب‌های قدیم موروثی مانده است ونه در قالب‌های جدید وتحمیلی و وارادتی شکل گرفته وآرام یافته، درحال انتخاب یک ایمان است ونیازمند وتشنه است آزاد است اما آواره از مذهب، آنچنان که هست و بر او عرضه می‌شود گریزان است وازآن نومید. ایدئولوژی‌های غرب را، مدهای فکری را و تیپ‌های اخلاقی و اجتماعی زندگی مدرن را و استعمارفرهنگی جدید را نپذیرفته و درجستجوی مکتبی است که به او انسان بودن و به جامعه‌اش آزادی و آگاهی و عزت و به اوایمانی روشنگر و سلاحی اعتقادی درمبارزه باجهل وذلّت واسارت وعقب ماندگی و تضاد طبقاتی ببخشد. اگرمی‌دانید که اسلام راستین می‌تواند به او پاسخ این نیازها را بدهد اگر معتقدید که تشیع راستین علوی به او چنین سلاحی رامی بخشد، برای او، برای اسلام وبرای تشیع کاری بکنید. برای او یک پایگاه آموزشی، یک تکیه گاه، تبلیغ، یک جریان فکری نیرومند و نو و اثر بخش و متناسب با زمان او ونیازاو وزبان او خلق کنید. این خوراکهای فکری، این کتابهای مذهبی و این شکل تبلیغ از مذهب او را به ایمان شما نمی‌کشاند. در برابرصدها ایدئولوژی ومکتب فلسفی و اجتماعی وعلمی امروزی که از تمدن جدید براوهجوم آورده‌اند، نمی‌تواند بایستد. آنچه هست تنها نسل قدیم وفادار به مذهب وسنت را اشباع می‌کند، برای این نسل کاری بکنید. برای اوخوراک فکری تازه فراهم کنید. برای حرف زدن با او برای شناساندن اسلام تشیع وفرهنگ وتاریخ وایمان و توحید وقرآن ومحمد وعلی وفاطمه وکربلا وامام و عدالت وامامت وجهاد واجتهاد و… زبان تازه‌ای بیافرینید دست به خلق یک رنسانسی اسلامی، یک نضهت انقلابی- فکری، یک جوشش نو ونیرومند شیعی بزنید وبودجه‌های مذهبی‌ها، خدمت‌های دینی را، فعالیت‌های اسلامی را به طرح اسلام و راستین دراین عصر وبرای این نسل صرف مکنید وگرنه این نسل ازدست می‌رود. این فرصت از میان می‌رود. این ایمان واین مذهب به فردا نمی‌رسد. هنور که می‌توان وهنوز که می‌توانید کاری کنید.»۱۱
    اما باید به روح بلند شهید شریعتی گفت: ای معلم شهید مشکل همچنان باقی است! و اززبان شریعتی باید گفت: « آنکه مسئول است مسئول ساختن، نباید ویران کردن را بیاموزد.۱۲
    ———————–
    ۱- پدر، مادر، ما متهیم . انتشارات شبدیز ص ۱و۲
    ۲- همان ص ۲
    ۳- همان ص ۳
    ۴- همان ص۴
    ۵- مجموعه آثار شماره ۴ – ص ۸۹
    ۶- کتاب شخصیت و اندیشه دکترعلی شریعتی ص ۲۴
    ۷- مجموعه آثار شماره ۷ – ص ۱۳۰
    ۸- مجموعه آثار شماره ۲۶ – ص ۳۲۳
    ۹- مجموعه آثار شماره ۲- ص ۱۶۷
    ۱۰- اجتهاد ونظریه انقلاب دائمی ص ۹
    ۱۱- پدر، مادر ، مامتهیم ص ۱۴۰ و۱۲۹
    ۱۲ مجموعه آثار شماره ۱۳ ص ۲۱۱

    نظري گذرا بر حقوق مدني زن در شريعت و قانون

    نظري گذرا بر حقوق مدني زن در شريعت و قانون

    قضاوت پال حضرت گل حسامي

    منبع : http://www.moj.gov.af/?lang=da&p=magazines&nid=145

    - حقوق مدني چيست؟

    حقوق مدني به معناي عام، شامل تمام رشته‌هاي حقوق خصوصي (داخلي و بين‌المللي) است و به معناي خاص شامل مباحث ذيل است:الف) اشخاص (اسم، اقامتگاه، احوال شخصي، اهليت، حجر، قيموميت)ب) خانواده (نکاح، طلاق، قرابت، نفقه، حضانت، ولايت)ج) اموال و دارايي (اموال، طرق تملک، عقود و تعهدات، ارث، هبه، وصيت)علاوتا حقوق مدني به معناي خاص شامل حقوق تجارت و حقوق بحري و هواپيمايي و قوانين کار و بيمه و اصطلاحات ارضي هم مي‌باشد.

    2- وضعيت حقوق زن قبل از اسلام

    قبل از طلوع آفتاب درخشان اسلام (در دوران جاهليت) در سرزمين عرب ظلم‌هاي چشمگير و استبدادهاي فراموش ناشدني را بالاي زنان انجام مي‌دادند، زن‌ها را مالک و متصرف در نفس و مال شان نمي‌دانستند. آنها را به شکل اشيا و کالاهاي تجارتي خريد و فروش مي‌نمودند. براي آنها حق اختيار انتخاب شوهر و حق وارثت در مال داده نمي‌شد. آنها به شکل مال موروث به وارثت گذاشته مي‌شدند، حق تصرف اموال را نداشتند، در مراسم مذهبي براي شان جايگاه نبود، تا جايي رسيد که کشتن، حتا زنده به گور کردن زنان را روا دانسته و انجام اين عمل را نشانه شرافت و عزت پدران تلقي مي‌نمودند چنانچه از اين عمل شنيع آنها قران کريم حکايت مي‌کند، ترجمه: وقتي‌که مژده داده شود يکي آنها را به تولد دختري، آنقدر ناراض و خشمگين مي‌شود، چهره اش سياه مي‌گردد، پر از غم و اندوه، پنهان مي‌شود از قوم از ناخوشي آنچه مژده داده شده و به وي (تولد دختر) در فکر و تامل فرو مي‌رود که آيا اين را زنده بگذارم به حالت ذلت و رسوايي، يا اينکه در آورم اين را زير خاک (زنده در گور کنم) آگاه باشيد اي انسان‌ها چه فيصله بدي بود که اينها انجام مي‌دادند، (سوره نحل آيه‌هاي 58-59) اين هم يک عمل ناشايسته و ظلم فراموش ناشدني بود که انجام مي‌دادند. - ثروت و اموالي‌که توسط وارثت، جهيز، هديه، تحفه و غيره براي زنان داده مي‌شد در آن اموال متصرف شناخته نمي‌شدند، بلکه تصرف اموال به دوش خاندان شوهر گذاشته مي‌شد. - زناني‌که ثروت و دارايي در اختيار شان قرار مي‌داشت اجازه ازدواج را نداشتند تا اينکه زير دست اوليا مرده، مال و ثروت شان تحت تصرف اينها قرار مي‌گرفت. - گاهي روي کدام نارضايتي و رنجش طبيعي که ميان زنان و شوهران رخ مي‌داد، زنان را معلق مي‌گذاشتند به طوري‌که نه حق آنها را ادا مي‌کردند، و نه طلاق شان مي‌دادند، تا اينکه آنها دچار مشکلات گرديده زيورات مهرهاي شان را به شوهران شان تسليم نموده خود را رها نمايند. - گاهي زن‌ها را طلاق مي‌دادند، ولي اجازه دوباره شوهر کردن براي شان داده نمي‌شد، تا اينکه چيزي از آنها حاصل نمايند. - گاهي خاندان شوهر به زني‌که شوهرش وفات مي‌کرد اجازه نکاح به جاي ديگر را نمي‌دادند بنابر ننگ جاهلي يا طمع به مال و ثروت. اين همه ظلم‌هاي فراموش ناشدني بود که در دوران جاهليت و ناداني عليه اين قشر جامعه انجام مي‌دادند. 3- حقوقي را که اسلام به زن قايل شد

    وقتي‌که چراغ عدل و انصاف بدرمنير، آفتاب درخشان اسلام در جزيره العرب درخشيد و دين مقدس اسلام ظهور نمود، حقوق تمام مخلوقات روي زمين را برآورده ساخت و انسان‌ها را با رحم، شفقت، الفت و مهرباني بالاي تمام مخلوقات روي زمين حکم فرمود. دين مقدس اسلام، حقوق اصلي انساني را برآورده کرد، چشم‌هاي نابينا را باز نمود، تاريکي‌هاي ظلم و ستم را دور کرد، انسان را کرامت و شرافت بخشيد، قانون عدل و انصاف را جاري نمود و حقوق اصلي زن را که يک چيز فراموش شده بود دوباره احقاق نمود و آنهايي‌که در گذشته مورد ظلم و شکنجه قرار گرفته بودند رفع ظلم نمود. دين مقدس اسلام زنان را منحيث يک قشر از انسان‌هاي آزاد، خود مختار و داراي تصرفات کامل در اموال و ثروت شان معرفي نمود، علاوه بر آن مردها را توصيه نمود در رابطه با زنان از محبت، خير خواهي، اخلاق نيک و رفتار خوبي کار گيرند. در قرآن کريم مي‌بينيم سوره طويلي به نام نسا و سوره ديگري به نام مريم مسما گرديده است. در دين مقدس اسلام حقوق زنان بالاي مردان مثل حقوق مردان بالاي زنان لازمي و ضروري قرار داده شده چنانچه در اين باره خداوند متعال فرمود، ترجمه: زنان را حقي هست بالاي مردها مثل آنچه مردها را است بالاي زن‌ها بر طريقه پسنديده و مشروع.- اسلام زن‌ها را در رابطه به اختيار نمودن همسر، آزادي کامل و اختيار بيشتر داده و نکاح اجباري را ممنوع قرار داده است در اين رابطه پيامبر بزرگوار اسلام فرموده، ترجمه حديث: به نکاح داده نشود زنان بيوه بدون مشوره او، به نکاح داده نشود دختران بدون اجازه آنان. - جاي ديگري ارشاد گرديده، ترجمه، حديث: زن بيوه حقدار است به نفس خود نسبت به ولي اش، و از دختر در رابطه به نفس اجازه خواسته مي‌شود. - از اين ارشادات پيامبر بزرگوار اسلام(ص) هويدا مي‌گردد که اختياز نمودن همسر به دست خود زنان بوده و نکاح اجباري را ممنوع قرار داده است. - دين مقدس اسلام نکاحي را که در غياب زنان بدون اجازه آنها صورت مي‌گرفت به اجازه آنها موقوف قرار داد، ترجمه‌ي حديث: از خنسا بنت خذام روايت شده در حالي‌که او بيوه بود، پدرش وي را به نکاح شخصي در آورد که او را خوش نداشت، بنابرآن خدمت رسول الله (ص) حاضر شده عرض نمود، پيامبر(ص) نکاح وي را رد نمود.- دين مقدس اسلام، براي زنان با تمام انواع و اقسام حق ملکيت را ثابت و معين و با تمام انواع مشروعه حق تصرف ايشان را اثبات کرد، مثل مردان با آنها حق وصيت و ميراث را اعطا نمود، اختيار بيع و شرا را به آنها داد، حق اجاره، هبه، عقاري، وقف، صدقه، کفاله، حواله، رهن و امثالهم را به ايشان سپرد. در قرآن کريم تملک مالي، ثروت و حق وراثت براي زنان بدين عبارت تصريح گرديده است، ترجمه آيه: براي مردها حصه‌اي است از آن اموالي‌که به وراثت گذاشتند پدران و مادران و ديگر خويشاوندان شان، هم چنان براي زنان حصه‌اي است از آن اموالي‌که گذاشته پدران، مادران و ديگر خويشاوندان ايشان، کم باشد يا زياد، يک حصه مقرر کرده شده است. - دين مقدس اسلام مهر را يک حق مسلم زنان قرار داده مردها را توصيه نمود که اين حق ثابته آنها را به خوشي خود اعطا نمايند آنها را جهت اداي مهرهاي شان مورد تعدي و تجاوز قرار ندهند. خداوند متعال در اين رابطه ارشاد فرموده، ترجمه آيه: بدهيد مهر زنان را به خوش دلي، بدون نزاع و تعدي و تجاوز.تصريح بايد داشت که مهر حق مسلم زن است، اوليا و شوهر حق تصرف آن را ندارند، زيرا تصرف ايشان در ملک غير محسوب خواهد شد. زنان بالغ و رشد يافته مي‌توانند با ميل و اشتياق و رضايت خاطر به تمام يا قسمتي از مهريه خود را از ذمه زوج ساقط و يا بخشش نمايند، حتا پدر نمي‌تواند مهريه دختر خود را بخشش نمايد در صورتي‌که دختر صغيره باشد، بخشش پدر به اذن و رضاي دختر موقوف خواهد بود. - دين مقدس اسلام، زنده به گور کردن دختران را که يک رسم جاهلانه و ظالمانه رايج در ميان اعراب بود، ممنوع قرار داد، راجع به جزاي اخروي آن در قران کريم ارشاد گرديده، ترجمه آيه: وقتي‌که دختري را زنده به گور کرده بودند پرسيده شود به کدام گناه کشته شد. يعني، روز قيامت از آن دختران معصوم که بدون گناه زنده در گور کرده بودند پرسيده مي‌شود و خداوند(ج) مرتکبين چنين جنايت عظيم را به جزاي اعمال شان مي‌رساند. خلاصه اينکه دين مقدس اسلام اين قشر مظلوم و محکوم جامعه را که قرن‌ها مورد شکنجه و استبداد قرار گرفته بود از اين ظلم و استبداد رها نموده، حقوق اصلي آنها را برآورده ساخت، علاوه بر اينکه زنان را از اين گرداب ظلمات نجات بخشيد، مردان را هم مکلف نمود تا با زنان از اخلاق نيکو و رواداري کامل کار گرفته همراي آنها معاشرت خوب و رفتار نيک نمايند.

    4- حقوق مدني زن، مندرج در قانون مدني افغانستان

    قانون مدني افغانستان که به اساسات دين مقدس اسلام بنا يافته، حقوق مدني زن را نيز بدان اساسات در خود گنجانيده است.

    در اينجا به صورت فشرده مواردي از احوال شخصيه، حضانت، طلاق، ملکيت، و نفقه بيان مي‌شود:

    الف) احوال شخصيه

    ترجمه اصطلاح خارجي Etat personnes و اصطلاح Etat و statut است که عبارت از مجموع صفات انسان که به اعتبار آنها يک شخص در اجتماع داراي حقوق شده و آن حقوق را اجرا مي‌کند مانند: تابعيت، ازدواج، اسم، اقامتگاه، اهليت و غيره.

    اهليت چيست؟

    الف) صفت کسي است که داراي جنون، سفه، صغر، ورشکستگي و ساير موانع محروميت از حقوق (کلا يا بعضا نباشد).اين اصطلاح در مقابل حجر يا عدم اهليت به کار مي‌رود. ب) صلاحيت شخص براي دارا شدن حق و تحمل تکليف و به کار بردن حقوقي که به موجب قانون دارا است.

    تابعيت چيست؟

    الف) تابعيت:رابطه‌اي است سياسي که فردي يا چيزي را به دولتي مرتبط مي‌سازد، به طوري‌که حقوق و تکاليف اصلي وي از همين رابطه ناشي مي‌شود مانند تابعيت هر کسي نسبت به دولت متبوع و تابعيت کشتي و هوا پيما. در حقوق‌ مذهبي ملاک تابعيت مذهب است و فاقد مذهب معين نسبت به اهل آن مذهب، اجنبي يا کافر محسوب مي‌شود. ب) حضانت:حضانت در لغت به معناي پروردن است در اصطلاح عبارت است از نگه‌داري مادي و معنوي طفل توسط کساني‌که قانون مقرر داشته است. مطابق ماده 236 قانون مدني حضانت عبارت از حفاظت و پرورش طفل است در مدتي‌که به حفاظت و پرورش زن محتاج باشد. حضانت حق اشخاصي است که به اساس قانون تنظيم گرديده است، که به صورت تقسيم بندي شده به موادي قانوني در اين مورد اشاره کرد: مي‌توان آن را تحت سه عنوان آتي الذکر مطالعه نمود:

    - مفاد قلمرو حضانت مواد 250- 256 قانون مدني.

    - اشخاصي‌که حضانت طفل را به عهده مي‌گيرد، مواد - 237- 238- 239- 240- 241 و 242 قانون مدني. - عوامل اجراي حق حضانت يا عوامل سقوط آن مواد 243- 253- 254 قانون مدني.ج) نکاح:طبق صراحت 60 قانون مدني نکاح يا ازدواج عقدي است که معاشرت زن و مرد را به مقصد تشکيل خانواده مشروع گردانيده، حقوق و واجبات طرفين را به وجود مي‌آورد. که مي‌توان آن را در چند کتگوري مورد مطالعه قرار داد.

    1- نامزدي در عرف و عادات

    - نامزدي به اساس قانون مدني- وعده نکاح، ماده 64 قانون مدني.

    - استرداد تحايف ماده 64 قانون مدني.

    2- عقد نکاح ماده 66 قانون مدني

    3- صحت شرايط نکاح

    - قصد باطني و رضا ماده 66 قانون مدني.

    4- اهليت طرفين عقد

    - بلوغ و قابليت جسمي مواد 70-71 قانون مدني

    -ولايت در نکاح مواد 72-73-75-78- 79،قانون مدني

    -قرابت (سببي و نسبي) مواد 56-57-58-،59 قرابت 81-82-83-84، قانون مدني حرمت نکاح.

    - نکاح منکوحه.

    - طلاق ثلاثه ماده حلاله 85 قانون مدني.

    - حرام، لعان و کفر (حرمت موقت، لعان، کفر).

    حرمت موقت: فقرات 1-2-3 ماده 85 قانون مدني.

    لعان: فقره 4-5 ماده 85 قانون مدني.لعان: نوعي از رسيدگي کيفري است در مورد اسناد زنا از طرف زوج به زوجه (درشرايط خاص) و نفي انتساب فرزندي که متعلق به فراش او است به شرطي‌که قبلا به فرزندي او نکرده باشد. به عبارت ديگر لعان آن چنان است که مردي زن خود را متهم به زنا با مرد بيگانه بسازد براي اينکه آبرو و عزت زن پامال نگردد و به خاطر صدق و يا کذب اين موضوع و ادعاي مردي که به اين اتهام مبادرت کرده، خداوند (ج) روشن شدن اين موضوع را مقيد به سوگند و شهادت چهار نفر شاهد ساخت و اگر مرد سوگند بخورد و چهار شاهد را به خاطر حق بودن اتهامش حاضر سازد در آن صورت زنا ثابت مي‌شود و زن مرد اگر محصن و محصنه باشند، سنگسار مي‌گردند و اگر اظهار شاهدان درست نگردد، سه حکم بر مرد اتهام زننده، جاري مي‌شود که اول هشتاد دره زده مي‌شود، دو ديگر شهادت او هرگز پذيرفته نمي‌شود، و سوم در زمره فاسقان شامل مي‌گردد. کفر: فقره5 ماده 85 قانون مدني (زني‌که اهل کتاب نباشد).

    6- آثار نکاح

    - روابط مالي زوج و زوجه: در جوامع اروپايي قبل از قرن بيستم زنان در مقابل شوهران خويش فاقد استقلال مالي بودند و بعد از ازدواج از جمله مهجوران به حساب مي‌رفتند از قرن 19 به بعد آهسته آهسته در قوانين تحولات به عمل آمد و زنان استقلال مالي خويش را به دست آوردند، امروز به اساس قوانين و يا به اساس رضايت زنان، آنها از نظر مالي شريک شوهران شان به حساب مي‌روند. - مهر: در حقوق ا سلام بين زن و شوهر استقلال مالي به رسميت شناخته شده طرفين بعد از ازدواج نيز مي‌توانند، دارايي جداگانه داشته باشند مهر که ملکيت زن است زن در آن هر نوع تصرف مالکانه را نموده مي‌تواند. ماده 110 قانون مدني.- تامين معيشت فاميل (مسکن و نفقه) به دوش شوهر است ماده 115- 116 قانون مدني.نفقه طبق ماده 118 قانون مدني مطابق توان مالي شوهر مي‌باشد. - جهيز زوجه: جهيز مالي است که زن علي الرسم در مواقع ازدوج با خود به منزل شوهر مي‌برد و علاوه بر استفاده خود به شوهر نيز اباحه انتفاع آن را مي‌نمايد. اين مال در ملکيت زن خواهد ماند و شوهر مالک آن نمي‌شود. - روابط غير مالي بين زوج و زوجه: در مسايل زوجيت نظر به حقوق، حصه اخلاق و عواطف وزين و سنگين مي‌باشد از همين رو بايد بين شوهر و زن عواطف انساني، عشق، محبت، ايثار، و وفا حکومت نمايد نه حقوق و قانون. لذا گفته مي‌توانيم که فاميل تنها يک سازمان حقوقي نيست و قانون قدرت آن را ندارد که فقط آن را تنظيم نمايد بلکه فاميل يک سازمان مختلط حقوقي و اخلاقي است که حصه اخلاق نسبت به حقوق وزين است. - حقوق متقابل (مسکن مشترک، حسن معاشرت، استحکام روابط فاميلي، تربيت اولاد، وفاداري متقابل).- اقتدار شوهر و رياست فاميل: براي تنظيم امور يک اجتماع به موجوديت يک رييس ضرورت است، خانواده نيز چون حيثيت يک اجتماع کوچک را دارد آن هم به يک رييس ضرورت دارد و اکثر ممالک جهان اين رياست را به شوهر واگذار شده و به زن حق داده است تادر تنظيم و اداره فاميل با شوهر همکار باشد. اگر شوهر از اختيارات خويش تجاوز مي‌نمايد به زن حق طلاق داده شده است.- نتايج رياست شوهر: تعيين محل سکونت، مخالفت با بعضي از مشغوليت‌هاي زن، اسم فاميلي، تابعيت (بالاي زن خارجي تحميل تابعيت افغاني) ولايت از دارايي اولاد صغير و محجور به دوش پدر است، ماده 268 قانون مدني.د) طلاق:مطابق صراحت ماده 135 قانون مدني طلاق عبارت است از انحلال رابطه زوجيت صحيحه در حال يا آينده بين زوج و زوجه به الفاظي که وقوع طلاق صراحتا از آن افاده شده بتواند.در موضوع طلاق مي‌توان با شرايط اساسي طلاق شکلي و انواع طلاق و آثار انحلال ازدواج از قبيل عدت، نفقه عدت و غيره اشاره نمود.

    - شرايط اساسي طلاق

    - قصد و رضاي شوهر به طلاق (بدون جبر و اکراه، بيهوشي و خواب).

    - اهليت شوهر ماده 137 قانون مدني (عاقل و بالغ).

    - معين بودن موضوع طلاق زن معين، بيان نمودن قصد و اراده به صيغه خاص.

    - شرايط لازم زن زن بايد حايضه يا نفاسه نباشد.

    شرايط شکلي طلاق

    - اجراي صيغه طلاق (بايد مبهم نباشد).

    - تکرار طلاق- رجعي.

    - طلاق به حضور شاهدان (دو شاهد عادل، معقول و پرهيزگار)

    - انواع طلاق

    - طلاق رجعي، ماده 150 قانون مدني.

    - طلاق با اين، ماده 146 قانون مدني.

    آثار انحلال ازدواج

    عدت: ماده 198 قانون مدني، عدت عبارت است از مدت معيني است که با انقضاي آن تمام آثار مرتبه ازدواج از بين مي‌رود. نفقه عدت: مطابق ماده 212 قانون مدني: هرنوع تفريقي که از جانب زوج واقع مي‌گردد، خواه طلاق باشد و يا فسخ، موجب اسقاط نفقه عدت زوجه نمي‌گردد. گرچه زوج قصوري در آن نداشته باشد. در مورد 212-213- 213 قانون مدني موارد نفقه معتده تسجيل گرديده است. هـ) ملکيت زن و نفقه:طوري‌که در پاراگراف‌هاي قبلي نظر به تصريحات شريعت اسلامي و قوانين موضوعه اشاراتي رفت، زن داراي حقوق و مکلفيت‌هاي مساوي با مردان بوده و حق ملکيت از جمله حقوق اساسي بشر بوده، زن نيز صاحب حق ملکيت مي‌باشد و آن را به شکل موروثي و يا اکتسابي به دست آورده مي‌تواند منجمله مهر از جمله حقوق مالي زن بوده که پدر، برادر و شوهر بدون اذن زن در آن حق تصرف ندارد. نفقه زن به دوش شوهر مي‌باشد که مطابق هدايات قانون مدني نفقه زوجه مشتمل است بر طعام، لباس، مسکن، و تداوي متناسب به توان مالي زوج. همچنان مطابق صراحت 126 قانون مدني، مطلقه از تاريخ طلاق تا ختم عدت مستحق نفقه مي‌گردد.