X
تبلیغات
هفته نامه ي ندای غزنهN.D.G Weekly News

هفته نامه ي ندای غزنهN.D.G Weekly News
عصر رسانه ها و جنگ آن در افغانستان ن  
لینک دوستان

  بصیر دهزاد

 

لایحه (اصولنامه) طالبان آئینه از تحجر و هویت خشن

شرایط پیچیده جنگی در افغانستان و تشویش های مبنی آینده افغانستان در میان مردم به خصوص حلقات روشنفکر افغان  نه تنها تحریکی برای تقکر و اندیشه  صلح ، وفاق ،ثبات و سمت دهی مشترک ملت عذاب کشیده بسوی آینده های روشن است بلکه تحریکی هم است برای شناخت ، تحلیل و ارزیابی نیرو های که در شرایط جامعه میتوانند قابل لمس باشند مبنی بر اینکه کدام نیرو ، تحریک و حلقه چه را برای ملت و خواست های همگانی عرضه می نمایند و اعتماد ملت را برای تحقق اهداف مشترک و بزرگ میتواند بدست آورند. 

اصولنامه طالبان که از  سال 2009 میلادی موردتصویب شورای رهبری طالبان  و تطبیق در ساحات تحت نظارت شان قرار گرفته است ، مطالب قابل تعمق و تفسیر را برای خواننده بیان میکند و این سوال را در ذهن به وجود میآورد که آیا همین اصولنانه که آنرا لایحه هم نامیده اند ، دقیقاٌ هویت و کرکتر سیاسی تحریک طالبان را بیان مینماید. آیا پالیسی سازان طالبان  در همین محدوده تحمیل اراده بر ملت میکنند و فقط با زور و جبر و خشن از خود بحیث عوامل ارعاب و ترس تصویر میدهند. برای یک لحظه این سوال در ذهنم خطور نمود که اینان چه چیزی بیشتر از ترس ، خشم و ارعاب برای ملت خواهند داد. آیا این همان طالبانی هستند که تا 12 سال قبل در اریکه قدرت فقط  سه چیز دادند: یکی ترس و ارعاب و فشار تواٌم با توهین و تحقیر ، دوم انزوا سیاسی ، فقر و بیکاری و سوم پاکستانی ساختن حیات کلتوری و فرهنگی وبلاخره  خشونت و کینه توزی  با رسوم، کلتور و عنعنات پسندیده و تاریخی مردمان کشور.

و بلاخره این سوال برایم مطرح گردید که این پاکستان، امارات متحده عربی، عربستان سعودی قطر با همراهان غربی اش چون انگلستان ، همین " تحفه بزرگ" را بر ما و ملت مظلوم تحمیل و روا میدارند؟

من میخواهم در این مقاله مساٌله اصلی یعنی بررسی اصولنامه طالبان را از دیدگاه های اجتماعی ، سیاسی و  حقوقی به بحث و تبصره گیرم.

در مجموع این اصولنامه صرف نظر از اینکه در قالب کدام ادبیات ترتیب شده است، مربوط به تعین صلاحیت های مسئولین قدمه های جنگی ، پند ونصیحت به برخورد های اخلاقی و تطبیق جزای قتل به افراد ،بدون در نظرداشت میزان جرم و تعین مجازات برای افراد چون " کارکنان حکومت فاسد و غلام" ، جاسوسان و آنان که با وسایط شان مواد به " کفار و اداره غلام شان" کار میکنند. 

اصولنانه طالبان در 14 بخش و 85 ماده ترتیب شده . بخش اول آن که مربوط بر مسائل تسلیمی و دعوت به تسلیمی افراد مربوط به اصطلاح طالبان " حکومت کفار" اختصاص یافته است، یعنی برخورد با آنانکه به طالبان رو میآورند و یا تسلیم میگردند. مساٌله قابل مکث در این بخش اصولنامه در این است که هرگاه شخصی مرتکب جرایم شدید  که نظر به قوانین جزائی  ( بر اساس غارت دارائی و ضرر با افراد تا سرحد ارتکاب جرم قتل) مستوجب مجازات است ، با تسلیمی شان  به طالبان میتوانند در مصئونیت از تعقیب عدلی وقضائی به سر برده و از هرگونه مجازات در امان باقی میمانند. در حالات جنگی این زمینه همچنانکه در زمان جنگ های های تنظیمی وسیله  برای گریز مجرمان و جنایت کاران از مجازات جرایم ارتکابی جنائی بوده است، اکنون این زمینه از جانب طالبان هم در قالب این لایحه تضمین گردیده است. این جرائم بخصوص جرائم شدید مانند قاچاق مواد مخدر در پیوند حلقه های زنجیری مافیائی ( داخل دولت و گروپ های جنگی) ، قتل های عمدی ، تجاوز جنسی و قطاع الطریقی بدون مجازات باقی میمانندو چنین لایحه ها خود مصئونیت بخشیدن "به لانه فساد"  است.

در شرایط کنونی همین جنایت کاران بخصوص حلقات مافیائی قاچاق مواد مخدر با مصئونیت دوطرفه و روابط  سه گانه یعنی دولت، قوای خارجی و طالبان بخشی عمده از جرایم و فساد در جامعه را رهبری میکنند.

در بخش دوم این اصولنامه که مربوط به اسیران جنگی ااست، در بسیاری حالات قتل لازم دانسته شده است. با وجود آنکه در بعضی موارد قتل اسیر در صلاحیت امام ( مولوی عمر و نایب وی) گذاشته شده است ولی بیشترین اسیران که دستگیر میشوند واجب القتل دانسته شده اند.

 مسآله برخورد با اسیران جنگی که قوانین بین المللی  صراحت یافته است توسط دولت و در برابر اسیران طالبان برخورد نرمتر صورت میگیرد ولی  در اصولنامه طالبان بصورت قطعی موضوع برخورد با اثیران جنگی مطابق کنوانسیئون های بین المللی پیشبینی نگردیده است. بلکه د ر اصولنانه صراحت یافته است که اسیران که انتقال آنان به مراکز طالبان میسر نباشد، باید به قتل رسانده شوند. واقعیات دردناک نشان داده است که در اکثر حالات افراد عادی و عساکر و پولیس عادی که روی مجبوریت های زنده گی به این مسلک روی آورده اند ، بدون ارزیابی موقعیت و عمل فردی ، بصورت گروهی به قتل رسانیده میشوند. مساٌله از دیدگاه برخورد حقوقی قابل مکث است که بدون کدام پروسه عادلانه تنها به حکم قاضی که ممکن وی  در تحجر فکری و بدون شناخت حقوق انسانی و اسیران جنگی افراد متذکره به حکم کفر و کمک به کفار ( به ساده گی و صرفاٌبا  نعره تکبیر یعنی کلمه الله اکبر) به قتل رسانیده میشود.

در بخش چهارم اصولنامه  (لایحه) طالبان وضاحت یافته است که برای تمام کسانیکه به اساس مضنونیت و یا " جرم" رسانیدن مواد و اکمالات به " کفار" و " حکومت مزدور" دستگیر میشوند باید کشته شوند . وسایط شان حریق گردد. همچنان ساختن بنا ها  برای " کفار" سزای مرگ را دارد.

در این مساله بازهم دو موضوع مطرح بحث است. یکی میزان جرم و تناسب مجازات که در این جا تنها یک حکم و یک جزا است و انهم قتل. دوم اینکه در موجودیت و یا عدم موجودیت قاضی و در حالت دوم صلاحیت والی مشخص گردیده است. سوال در اینجاست که قاضی همان کسی خواهد بود که تنها یک حکم را میتواند صادر کند و آنهم  بر اساس کلمه " ساعی بالفساد " . این چنین حکم که ناقض پرنسیپ های حقوق و بخصوص حقوق مجازاتی مدرن است ، حتی در کشور های اسلامی هم دیگر قابلیت تطبیقی خود را از دست داده است. همچنان در قتل های انفرادی و دسته جمعی که توسط طالبان صورت گرفته است  کارکنان و مزدورکاران که فقیر ترین مردم ظلوم اند و برای لقمه نان باید به کاری دست بزنند.، شامل اند. آنان بیرحمانه به قتل رسانیده میشوند  و زن و کودک خانواده را تا اخیر عمر به مجازات گرسنه گی مواجه میسازند. تا جائیکه واقعیت ها نشان داده است  کارکنان ساختمانی سرک ها وپل ها و غیره تاٌسیسات عام المنفعه تحت همین نام  کشته شده اند.

بخش پنجم این لایحه برای انسان تکامل یافته کنونی حتی جامعه اسلامی افغانستان  تصویری از وحشت دوران قرون وسطی را میدهد که در دوران کنونی تنها میتوان از آنها داستان های وحشتناک از دوران جنگ های طالبان بین سالهای 1996-2001 و گذشته های وحشناک تاریخ خونین گذشته قصه نمود. این بخش نظر به تعریف آن در اصولنامه زمینه خوبی خواهد بود برای مجرمان متکرر و دزدان که با ساده گی انسانها را بکشند و مال شان  را به غنیمت گیرند.

در اصولنامه گروه طالبان که خود را مدعی قدرت سیاسی  کشور تقریباٌ 28 میلیونی افغانستان میدانند، از مساٌله تعلیم و تربیت اطفال و نوجوانان اعم از دختر و پسر ، حفظ و حمایت و مصئونیت مکاتب و تعمیرات آن که مال ملت ( بیت المال) است در سه جمله کوتاه طفره رفته شده است. عدم وضاحت طالبان دردادن  تضمین حق تعلیم و تربیت در مکاتب  (بدون استثناٌ و تعین حدود ) یک تصور واضیح  از ایجاد محدودیت برای آموزش دختران میباشد. این مساٌله مهم در واقعیت یکی از معیار های کسب اعتماد مردم  بر حلقات اند که خود و سیاست های خویش را در تناسب با انکشاف جامعه  و روان و سطح کلتور  عرضه می نمایند. خموشی و طفره رفتن طالبان از این بخش عمده در انکشاف اجتماعی و رشد سطح تخصص و تعلیم و معارف، خود بیان عقب مانده گی این حلقه است که موفق نیستند خود را از تحجر و تنگ اندیشی اجتماعی بیرون کشند. اگر این حلقه خود را از تحجر مسلط در مکاتب آنطرف سرحد رها میساختند، ممکن خود را حتی در حد و سطح عقب مانده ترین کشور های اسلامی میتوانستند با بعضی از واقعیت های جامعه وفق میدادند. بطر مثال آنان حد اقل میدانستند که برقه یا چادری برای زنان منشه اسلامی ندارد بلکه زمانی بحیث لباس " مدرن کشمیری" به افغانستان رواج پیدا نموده است.

در پهلوی تعلیم و تربیه و معارف طالبان پیرامون حقمق  طبعی و انسانی زن و احترام بر آن در این اصولنامه  هیچ تذکری نداده اند.

طرز دید طالبان و تعداد از دیگر از افراطیون مذهبی  نسبت به زن تنها  وسیله شهوترانی برای مرد است  یعنی زن باید در خارج از منزل  سبب تحریک احساسات مرد نشوند.( البته مردان که خود  توانائی کنترول و حاکمیت بر احساسات غریزه وی خود را ندارند).  پس زن باید در منزل باشد، اطفال متعدد به دنیا بیاٌورد و حق مردان خانواده را احترام نماید.

  این موضوع  که تناسب دارد با انکشاف جامعه و وسعت نگری  نسبت به جهان ما حول ، تعداد از سازمانهای اسلامی را بلاخره معتقد بر آن ساخته است که  زنان بحیث بخشی از اجتماع از یک اجتماع کوچک (خانواده)  تا یک جامعه بزرگ  میتوانند سهم بزرگ را در انکشاف جامعه داشته باشند. استعداد و توانائی زنان در بعض عرصه های زنده گی اجتماعی متبارز تر از مردان است و همچنان بر عکس آن در بعض عرصه ها مردان متبارز تر اند. بدین لحاظ است که در جوامع باز مرد و زن گام بگام همدیگر در تمام عرصه های اجتماعی جامعه شان را در شاهراه پیشرفت و تغیرات بنیادی قرار داده اند.

از جانب دیگر طالبان و گروه های متحجر متوجه یک مساٌله نگردیده اند که از لحاظ  زنده گی اجتماعی در هر حد که محدودیت فشار بخاطر جلوگیری از مسائل که در احساسات و غرایز ( شکل بیولوژیک یعنی هورمونی) در وجود جنس زن و جنس مرد قرار دارد،  خطر انحرافات و دست زدن به جرائم اخلاقی بیشتر است و آن هم پوشیده ، محرم و مکتوم باقی میمانند. بناٌ از دیدگاه حل.معضلات اجتماعی ایجاد محدودیت ، ارعاب و ممنوعیت ها راه حل اجتماعی نه بلکه مضر بر رشد متناسب جامعه  و تحریک بر اعمال غیر اخلاقی ( بازور، خشونت هک پوشیده و مکتوم باقی میمانند. برخورد بر این قضیه  در قدم اول به شناخت معضله از دیدگاه تخصصی از جمله علوم طبی ، علوم روانی و رشد انکشاف سنی- جسمانی و ضرورت های اجتماعی –بیولوژیکی و بعداٌ  جستجوی راه های حل معقول، ممکن و عملی و در شناخت حقوق انسانها ( اطفال، زن و مرد) ، نیاز دارد و در واقعیت حل پروبلم های اجتماعی در نظر داشت رشد و تکامل جوامع مختلف.  برای من مرتبط به این موضوع و سائر موضوعات دیگر اجتماعی و بررسی های مسائل مربوط به حق انسان و قانونی ساحتن حیات اجتماعی این سوال مطرح میگردد که آیا علمای دینی و یا یک قاضی که در اصولنامه طالبان از آنها تذکر داده شده و به آنان صلاحیت های بزرگ مجازاتی داده شده است، تا کدام حد میتوان اطمینان داشت که قضایای جرمی را با دید وسیع بتوانند بررسی نمایند، عناصر جرم را ( عمدی و غیر عمدی) بررسی نمایدو در بعض حالات غیر از بریدن دست ، زبان، بینی و گوش و یا حکم قتل، جزاٌ های دیگر هم قابل تطبیق خواهد بود.

میخواهم در این مورد تذکری بر مجازات قطع اعضای بدن که به عقیده طالبان و بنیاد گرایان اسلامی نه تنها مجازات است بلکه برای " عبرت" دیگران در محضر عام تطبیق میگردد.

در دیدگاه پرنسیپ های حقوق جرائی مجازات تطبیق حکم قانون بر اساس یک عمل جرمی در یک زمان میباشد که جرم ارتکاب یافته و فرد یا افراد دیگر از این عمل متضرر گردیده اند.  در جرائم جنائی مانند دزدی بدون تشبث به قتل  اکثراٌ مجازات جریمه، حبس تعلیقی ، حبس قصیر و در حالات سنگین تر آن حبس الی سه سال پیش بینی شده است. در جرایم شدید تر ( در قانون جزای افغانستان اصطلاحات قباحت، جنحه و جنایت در تناسب با میزان عمل جرمی و نتایج عمل جرمی) حبس طویل پیش بینی گردیده است. ولی آنچه در برای مرتکبین  جرایم در زمان تنظیم های اسلامی و بعداٌ حاکمیت طالبان دست و پای تعداد از مجرمین بخاطر قطع گردیده که هم مجازات و هم عبرت برای دیگران باشد. نقطه نظر از دیدگاه حقوق بشری این است که تناسب جرم و مجازات در نظر گرفته شود ولی در احکام طالبانی یک مجرم بخاطر عبرت دیگران برای تمام عمر عمداٌ باید معیوب گردد و تا اخیر عمر در محرومیت های اجتماعی و بدنی قرار داده شود، در تمام عمر مورد توهین جامعه قرار گیرد. در حالیکه ممکن فرد در سنین بعدی خود از عمل جرمی خود پشیمان باشد و بحیث فرد نکوو  با حرمت زنده گی نماید ، در حالیکه تطبیق مجازات قطع دست و پا ممکن ده بار سنگین تر از جرمی است که شخص مرتکب گردیده است.

از دیدگاهای  کریمنولوژی،  اختلالات مغزی و محیط که شخص در آن رشد نموده است عوامل مختلفه با عث اثر گزاری بر کردار شخص میشود که یا بنا بر محرومیت های اجتماعی و یا عدم درک ( مغری) از عمل و نتایج عمل جرمی ویا تحت تاٌثیر دیگران مرتکب جرم میشوند. بناٌ در مسائل جرمی قبل از آنکه شخص مجازات شود، عوامل وقوع و یا ارتکاب جرم توسط شخص معین بررسی میگردد. در بعض حالات ممکن مجرم  به عوض رفتن به زندان و یا قطع دست، ضرورت به تجدید تربیت و کمک های روانی و تخصصی داشته باشد. گر چه با کمال تاٌسف هنوز سیستم عدلی و قضائی ما در آن حد امکانات وسیع را در اختیار ندارند، ولی هدف نویسنده صرف تطبیق مجازات مطابق جرم و بررسی عوامل جرم است. پس باز هم بدین سوال رجوع مجدد مینمائم که آیا یک عالم دینی ، قاضی و یا والی طالبی توانائی بررسی مجازات مطابق جرم و عوامل ارتکابی جرم را خواهد داشت؟

به عنوان جمع بندی و نتیجه گیری باید این سوال را مطرح نمود که آیا طالبان از حاکمیت تقریبا، 5 ساله خویش خود چه تجارب و درس های آموزنده را بدست آورده اند تا در روشنی انکشافات سریع و مغلق اجتماعی – کلتوری و فرهنگی چیز های بیشتر و بهتر از گذشته را به جامعه افغانی ما عرضه نمایند. آنچه طالبان در گذشته بر ضد همه اشیای تصویری بودند و همه را به آتش میزدند، اکنون خود ضرورت بر استفاده از انتر نت هستند، فلم های تصویری تبلیغی را در سایت شان به نمایش میگزارند. از  سی دس ها برای ترانه های خویش استفاده مینمایند. آیا جامعه کنونی را هم از یک دیدگاه وسیعتر با در نظر داشت واقعیت های جدید و انکار ناپزیر میتوانند ببینند یا این همان آش و همان کاسه 12 سال قبل است.

شرایط کنونی جامعه افغانی و انکشاف انسان جامعه افغانی دیگر به آن نیرو و تحریک اجتماعی –سیاسی با دلگرمی می بینند تا آنان زمینه ها و امکانات را برای شان اعم در سیاست و طرح های عملی ارائه نمایند که انکشافات و بدیل های بهتر از آنچه که هست، را تضمین و ارائه نماید ، نه پیام ترس، خوف ، ارعاب، ممنوعیت های اجتماعی- سیاسی- کلتوری و فرهنگی، حاکمیت روش های کنترول اجتماعی که صد ها سال قبل رواج داشتند و عصر کنونی  میتوان ]تنها فلم های وحشتناک از آنان ساخت. آیا دره زنی زنان در محضر عام دیگر در تصور طالبان و تعداد قاضیان متحجر بحیث هتک حرمت انسان خواهد بود و نقطه پایان بدان گذاشته شود.

طالبان امروز  باید در شناخت جامعه افغانی منونی زنایل آیند تا واقعیت های جامعه را در مسایل ذیل را منطقاٌ در نظر گیرند:

پذیرش موجودیت گروه های سیاسی و حق آزادی داشتن عقیده سیاسی، احترام به کلتور و عنعنات پسندیده مردم که محصول رشد صد ها و هزاران سال در روان اجتماعی انسانهای جامعه و پزیرش آن میباشد، اصراف از تبعیضات مذهبی، زبانی و قومی، احترام و پذیرش آزادی های ( مشروع) زنان و دختران در ادای سهم اجتماعی شان ( حق تحصیل و کار)، اصراف از تفتیش عقاید و تطبیق اصول دیگر کهنه شده امر و نهی  و دیگر مسائل که با رشد کنونی جامعه در تقابل قرار دارند.\

گروهی سیاسی  هفته نامه ی ندای غزنه



موضوعات مرتبط: سیاسی
[ 2013/3/3 ] [ 12:36 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

پـوهـندوی محمد عـابد حـیـدری

 

از فرامین هشتگانه تره کی تا پیمانهای دهگانه کرزی      

خواننده گان محترم  بالاتر از سنین ( ۴۵ـــ ۵۰ ) سال خود شاهد و تاریخ زنده حوادث خونین سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ خورشیدی که  بعد از انجام کودتا توسط نظامیان مربوط حزب خلق در اردوی افغانستان بوقوع پیوست ، هستند۰  جوانترها نیز، بدون شک که این همه حوادث نا میمون را  از بزرگان و یا هم از طریق مطالعه اسناد آندوره ها میدانند۰                                                        

بعد از تصرف قدرت سیاسی توسط حزب خلق و تکیه زدن اربابان آن بر اریکه قدرت دولتی افغانستان در ماه ثور سال ۱۳۵۷ خورشیدی که سر آغاز همه مصائیب بشمار میرود ، غاصبین قدرت  به ضم خود بخاطر به اصطلاح خدمت !! به کارگران  دهقانان   و سایر زحمتکشان !  افغانستان دست به اعمالی زدند که نه تنها سعادت را به باشنده گان افغانستان در قبال نداشت ، بلکه بر عکس زمینه  ساز مصیبتها و آلامی گردید که کشور و باشنده ګانش را بیشتر از سه دهه است   در آتش جنګ ، ویرانی ، آواره گی۰۰۰ میسوزاند۰ بدون شک رقابتهای بلوک شرق و غرب دیروزی ، تاثیرات جنگ سرد ، خصومت و مداخلات کشور های همسایه۰۰۰در شعله ور ساختن  بیشتر این آتش خانمانسوز بی تاثیر نبوده است۰ لاکن عملکرد های نا بخردانه یک مشت آدمهای عقده ئی تازه بقدرت رسیده ، و بخصوص صدور فرامین هشتگانه رژیم که بدون در نظر داشت شرایط عینی و ذهنی جامعه سنتی افغانستان با داشتن بیشتر از هشتاد درصد اتباع بیسواد ، نقش پطرول را در حوادث خونین ناشی از آن بازی نمود۰ حاکمان تازه کاخ نشین ، به مردم افغانستان از سوراخهای تنگ کنگره های قصر امیر عبدالرحمن نگاه میکردند۰ چند هزار نفرمربوط سازمان سیاسی  خود را با ملت بیست و چند میلیونی افغانستان به اشتباه گرفته ، هر آنچه دلشان خواست همان کردند۰ با بستنها ، زندانی کردنها ، ناخن کشیدنها ، گروه گروه تیرباران کردنها ، با بیلدوزرها بشکل دسته جمعی زیر خاک نمودنها ۰۰۰  توسط عده ئی از این جانیان ضمیر باخته ، از پایتخت شروع تا سطح ولایات ، ولسوالیها ، علاقه داریها  حتی قرا و قصبات افغانستان ،  روی جانی ترین و آدمخوارترین شخصیتها در تاریخ افغانستان و جهان بشریت را سفید ساختند۰ چون همه شاهد عینی این حوادث خونین بوده ایم ، تذکار بیشتر این جنایات که باعث  

زنده ساختن دردها و آلام هم میهنان میشود ، مصلت دانسته نمیشود۰ طبق عنوان ، به مروری مختصر بر فرامین تره کی  ،  شخصیکه حتی در مورد محل تولد خود بمردم کشورش راست نگفت ۰ برایش روز ، ماه  و سال تولد  تراشید  و محل آنرا سورکلئ در ناوه غزنی معرفی نمود ،  پرداخته میشود۰ گرچه به دلیل عدم دسترسی کامل  به منابع ، تحریر تاریخ دقیق صدور این فرامین برایم مقدور نیست ، با آنهم آنچه از محتوا و نتایج نا میمون آنها را در ذهن دارم ، اینجا میاورم۰ در تشریح فرامین ممکن است تسلسل صدور آنها چندان دقیق نباشد ، اما بهر حال هدف معرفی و نتایج  مصیبت بار به میان  آمده  آنهاست۰  

 *ــ تشکیل شورای انقلابی از یکتعداد آدمهای عقده ئی و مریض ملکی و نظامی وابسته به حزب خلق ، و در راس همه استاد مهربان و  شاگرد نا مهربان و بی وفا  اش۰ ( بقول خود شان گوشت و ناخن ) استاد وفادار و شاګرد بی وفا  ، از آنهمه آرگاه و بارگاه غصبی خود ، امروز حتی صاحب قبر هم نیستند ۰( آه مظلومان بسیار زود وسخت دامن این ظالمان را گرفت )۰ و بهمین ترتیب  سر نوشت اکثریت آنها با بالشت خفک کردنها ، اعدامهای صحرائی ،توطیه علیه یکدیگر و تیرباران کردن ها به پایان رسید ۰ تعدادی هم که تا هنوز نفس میکشند ، نان میخورند  و راه میروند ، بدون شک  از عملکرد های نادرست شان رنج میرند و عذاب وجدان میکشند۰  

*ــ فرمان دیگر همانا سلب تابعیت از خاندان ظاهر شاهی ( آل یحیی ) و ضبط تمام دارائیهای این خانواده بود۰ ما شاهد بودیم و هستیم که آن فرمان والا ها به اشکال مختلف به جهنم فرستاده شدند ، واین تبعیدیان دوباره صاحب تابعیتگردیده ، توسطه هواپیماهای قاره پیما ی غول سرمایه به افغانستان آورده شده ، در کاخهائیکه متولد شده بودند ، میزیستند و حکومت میکردند ، جابجا گردیدند۰ صاحب مقام ، منزلت و القاب بلند بالا شدند۰ دهها و حتی صد ها برابریاموال و املاک مصادره شده ای خود  بواسطه رژیم خلقیها ، از قصر های دولتی تا باغها ، زمینهای زراعتی و غیر زراعتی ، از کابل تا پغمان ، کاریزمیر و دشتهای ولسوالی ده سبز ، از ریشخور تا دشتهای ولایت لوگر۰۰۰ هزاران هزار جریب زمین را تصرف و بفروش رسانیدند۰ تنور غصب اراضی  و املاک دولتی بحدی گرم بود که  بعلاوه  خانواده آل یحیی ، عمله ها و فعله های زیادی نیز از تفت آن صاحب مال و منال شدند۰ نه تنها اعضای خانواده ظاهر شاه ، بلکه  درین اواخر دختر شاه امان الله  نیز بر ساحات وسیع از اراضی دولتی ادعای ما لکیت پدرش را نموده ، خواهان  تسلیمگیری این اراضی میباشد۰ حالا خواننده گان خود قضاوت نمایند که چپیها چه کردند ؟ نتیجه چه شد؟ ملت ایکه گویا آنها میخواستند به ایشان خدمت !! کنند ، چه سودی ازین فرمان بردند ؟  و بر عکس آنهائیکه از دید تره کی  دشمنان خلق بودند ،       

امروزه بار دیگر پای برحلقوم خلق گذاشته و به عیش و عشرت مصروف اند۰                              

*ــ فرمان عدم اخذ طویانه  ( ولور ) :  موضوع این فرمان منع اخذ طویانه  توسط پدر دختر از فامیل پسر ، و تعین سن ازدواج برای دختران و پسران بود۰ مقدار مهر مبلغ سه صد افغانی تعین گردیده بود که بدون شک از هر نګاه بر خلاف سنن حاکم بر جامعه و احکام دین بود۰ در اسلام مهریه ،  یا تعین مهر از اجزای مهم عقد بشمار میرود۰ مهر حد اقل دارد ، لاکن حد اکثر را طرفین میتوانند تفاهم نمایند۰ این امر کاملآ انسانی و اسلامی است که نباید برای انسان  قیمت تعین کرد۰ ارزش ، حثیت و شرافت انسان به هیچ عنوان قابل خرید وفروش نیست۰اما هدف دولت تره کی از صدور این فرمان چه بود ؟  احترام به حقوق زنان و دختران ؟ یا بر عکس با صدور  این فرمان به کرامت انسانی زنان و دختران توهین صورت میگرفت۰ تعداد زیادی از حزبی ها به هموطنان محترم مان که صاحب دختران جوان بودند ، توهین نموده ، فشار می آوردند و میگفتند که دخترت جوان است باید به شوهرش بدهی۰ اینطرف و آنطرف جار میزدند که رهبر؟ کبیر! ما  قیمت دختران شما را سه صد روپیه گذاشته ۰ این بی بند و باریها از موضوعات  دیګری  بود که  با  فرهنگ جامعه  سازگار نبود۰ نتیجه چه شد؟  در نتیجه این فرمان نه تنها زنان و دختران کشور صاحب حق و حقوق نګردیدند ، بلکه برعکس از آنچه تا آن  وقت داشتند هم محروم گردیدند۰ امروزه  زنان  و دختران جوان کشور در اکثریت مناطق و بخصوص ساحات نا امن ، مانند متاع خرید و فروش میشوند۰ به نقلگزارشات بعضی از سازمانهای خیریه ، مواردی  بملاحظه رسیده که فامیل چند پسر بخاطر بدست آوردن یک دختر بعنوان عروس ،  دست به داوطلبی  یا مزایده در  پرداخت پول به فامیل دختر میزنند۰هر فامیلکه پول بیشتر به پردازد ، میتواند دختر را در قید نکاح ! فرزندش در آورد۰  دختران کمن سن و سال ، حتی نا بالغ در بدل پول  یا همان ( ولور ) به عقد مردان کهن سال در اورده میشوند۰  اگر کسی در مورد مقدار ولور دختر و یا هم  تفاوت  سن  بین دختر و پسرایکه در عقد یکدیگر می آیند ،  حرفی بمیان بیاورد ، عاجل میگویند :  تو هنوز هم به فرمان تره کی فکر میکنی که قیمت دختر ها را سه صد روپیه ( افغانی ) تعین کرده بود ؟  اینست مفاد آن فرمان که با گذشت بیشتراز سه دهه ،هنوز هم وسیله سرکوب و تهدید بشمار میرود ، نه ناجی زنان و دختران از مصائب۰                                                                                  

*ــ الغای سیستم ګروی و عدم پرداخت پول بهره یا سود به صاحبان پول ، یکی دیگر از فرامین رژیم تره کی بود۰ مطابق این فرمان ، اشخاصیکه زمینهای زراعتی افراد کم زمین و محتاج به پول نقد را  به گروی ګرفته بودند ، مکلف ساخته شدند  تا عاجل زمین  به ګروی گرفته شده را به صاحبش برگردانند۰ دهقانیکه زمینش را باز پس میگرفت بخاطر زرع  به ګندم ( تخمی) ،  حیوان بخاطر قلبه نمودن زمین و۰۰۰ نیاز داشت که هیچکدام آنها را در اختیار نداشت۰ دولت فقط فرمان داد این کار

نشود۰ مگر هیچگاه به دهقان کمک نکرد۰ دهقانان ازکمکهای نسبی قبلی اربابان محروم و خود هم چیزی به اجرای کار ها نداشتند۰  اجرای جبری این فرمان به  شیرازه ساختار ارباب رعیتی   که با وجود غیر عادلانه بودنش ، تا حدودی طرف حمایت اقشار پائین جامعه قرار داشت ، ضربه زد۰ اعتماد نسبی بین ارباب و دهقان را از بین برد و  تضاد های اجتماعی جامعه را عمیقـتر ساخت۰ در مواردی دهاقین را در مقابل اربابان قرار داد که متاسفانه به نفع دهقان تمام نګردید۰ در مراحل اولی آغاز قیامهای ضد رژیم ،  دهقا نیکه رژیم خود را به اصطلاح مدافع منافع او  میدانست ، متحمل بیشترین تلفات گردید۰ جامعه بار دیګر بحالتی برگشت ، که قبل از صدور فرمان داشت۰ امروزه هم این حالت بیداد میکند۰                                                                                                    

*ــ  فرمان توزیع زمینهای مازاد زمیندار به دهاقین بی زمین و کم زمین با شعار : « زمین مال کسی است که بالای آن کار میکند » که در ظاهر واقعآ دلکش بود ،   صادر و بدون یک برنامه ریزی منطقی و حساب شده ، حزبیهای دو آتشه با رسمانها و متر ها بدست و شانه ،  در ساحاتیکه امنیت بود ، مانند مور و ملخ ریختند و زمین مالک را که از سی جریب  اضافه میبود ، به دهقانش توزیع کردند۰ دهقانیکه همه دار و ندارش مرهون همان اربابش بود ، از روی مجبوریت و بی میلی زمین را تسلیم میگردید۰ در اکثریت مناطق ، بمجرد بر ګشت متر بدستان که از جیب خلیفه میبخشیدند ، دهاقین زمین ها را با از بین بردن خطوط به اصطلاح توزیع  ،  دوباره به اربابان بر میگشتاندند۰ در بعضی ولایات مالکین اراضی داوطلبانه حاضر به توزیع مازاد اراضی خود ګردیده بودند ، لاکن هیاتهای توزیع بعد از خط کشی و تقسیم زمینها ، به مالکان آنها که بهر حال معززین جامعه خود بودند ، توهین میکردند۰ این کار دیگر قابل قبول نبود و زمینه ساز آغاز قیامهای مردمی علیه دستگاه حاکمه ګردید۰ بعد از سه دهه و اندی ، شاهد آنیم  که  زمین های شخصی اربابان  سر جایش  قرار دارند ، برعکس مافیا ی غصب زمینها که اکثریت مطلق آنها را تفنگداران شریک در حاکمیت تشکیل میدهد ، به هزاران هکتار زمین زراعتی و غیر زراعتی شخصی و بخصوص دولتی ( مال ملت ) را  به قبضه خود آورده اند۰   آن فرمانها و این نتایج که همه مصائب اشرا توده های میلیونی بدوش میکشند۰ و اما پیمانهای آقای کرزی.                                                                                                               ۰

 حامد کرزی که در جلسه  اول شهر بن المان  ( نومبر ۲۰۰۱ ) از طرف ایالات متحده امریکا بر مردم و کشورجنگزده افغانستان تحمیل گردید ، بیشتر از یک دهه است که با عناوین چون  رئیس اداره  انتقالی ، دولت موقت و رئیس جمهور انتخابی بر افغانستان حکم میراند۰ موصوف بدون شک آدم حلیم و بردبار ، لاکن کم کاره ، ضعیف و نه چندان مصمم در تصمیم ګریها ، نهایت مصلحتگرا وکم اتوریته ، حرف شنو و خوشباور ، و درین اواخر تا حدودی هم حیله گر و گروپ باز شده است۰                  

دولت افغانستان تحت زعامت کرزی آنچه که مردم توقع داشت ، دست آورد ندارد۰ با وجود  حمایت جامعه جهانی ، موجودیت فزیکی بیشتر از یکصد و سی هزار نیروی نظامی  مجهز با پیشرفته ترین وسایل جنګی  کشورهای غربی ، ناتو و ایالات متحده بمنظور حمایت نظامی از رژیم ، سرازیر شدن میلیارد ها دالرامریکائی جهت باز سازی و نو سازی افغانستان  ۰۰۰ هیچ کار بنیادی که در دراز مدت به نفع افغانستان تمام شود ، متاسفانه صورت نګرفته است۰ با آنهم نباید دست آوردهای نسبی را که نصیب کشور ګردیده ، بخصوص در ساحه آموزش و پرورش ، تحصیلات عالی ، مخابرات و ارتباطات ، آزادی بیان ، رشد قابل قدر میدیای ګفتاری ، نوشتاری و دیداری ۰۰۰  نادیده ګرفت۰  اما یک چیزیکه  در صدر دست آوردهای آقای کرزی قرار دار ، همانا  انعقاد پیمانهای بیشمار امنیتی و استراتیژیکی با کشور های مختلف جهان است ، که بیشتر مشابه فرامین هشتګانه به نظر میرسند۰ بدین معنی که تره کی  در صدور فرامین وقفه نشناخت  و در زمان کوتاه یکسال و چند ماه ،  هشت فرمان صادر نمود ، حالانکه هیچکدام مرحم دردها و آلام مردم نگردید   و بر عکس به سـر آغاز مشکلات و مصائب مردم تبدیل گردید ۰  حالا کرزی در امضای پیمانها و توافقنامه ها   شب را  از روز،  داخل کشور را از بیرون تشخیص نداده ، در یکسال و چند ماه اخیر ،  چپنش بر شانه ، هی منزل و طی منزل ګرد  دنیا  گشته ، پیمان امضا کرده و میکند۰ شاید او هم به ضم خودش مثل سلف اش تره کی که سعادت !! جامعه و مردم را در صدور فرامین اش تشخیص داده بود ،  کرزی هم این سعادت ! را در امضای قراردادهای امنیتی ، میداند۰ امید راه او هم مثل آن دیگرش به ترکستان نباشد؟ کثرت این همه پیمانها ی دفاعی ،  ضرب المثل « قصاب که زیاد شد ، ګاو حرام میشود » را در ذهن تداعی میکند ، که خدا نکند ۰ همه شاهدیم که  با موجودیت این همه پیمانای نظامی و دفاعی افغانستان با کشورهای جهان ، روزانه به دهها تروریست انتحاری با واسکتهای انفجاری و صد ها کیلو ګرام مواد منفجره وارد افغانستان  میګردند ۰ کشور همسایه ما پاکستان یومیه به دهها فیر راکت و میزائیل بر محلات مسکونی ولایت کنـر انداخت مینماید ۰ سوال اینجاست که مفاد این همه پیمانها که نقطه اولی و اساسی آنها را موضوعات امنیتی و دفاعی تشکیل میدهد ، چه وقت عملی خواهد شد۰ نشود کشورهائیکه پیمان دفاعی به امضا رسانیده اند ، مانند همان کسیکه تفنګچه در بغلش بود ، ازش پرسیده شد که این سلاح را چی میکنی ؟ جواب به روز مبادا نګهداشته ام ۰ منتظر «  روز مـبـادا »  باشند ؟ امید است  افغانستان با امضای این  همه پیمانهای استراتژیک ، نظامی و دفاعی ،  در موجودیت  حدود پنجاه کشور خارجی ، پیش چشمان همه ،  مستعمره همسایه  هایش نگردد۰  انشا الله                                                                          

   پیمانها ونکات عمده آنها                                                                                            

**  اولین پیمان استراتیژیک افغانستان با یک کشور خارجی عبارت از عقد پیمان کابل – دهلی است۰  پیمان استراتیژیک  بین افغانستان و هندوستان توسط آقای کرزی در اواخر سال ۲۰۱۱ میلادی عقد گردید که پیمان مذکور در ماه اپریل ۲۰۱۲ میلادی از طرف پارلمان افغانستان نیز تصویب گردید۰ نکات عمده آن را  امورات امنیتی ، تجارتی ، فرهنگی و آموزشی ( این بخش اخیر واقعآ قابل لمس  و بیشتر از هر کشور دیگراست ) تشکیل میدهد۰                                                                     

**  پیمان کابل ــ روم :  این پیمان در اوائل سال ۲۰۱۲ میلادی و در جریان سفر کرزی به ایتالیا به امضا رسید۰ فشرده محتوای آن ، تعهد ایتالیا مبنی بر انجام همکاری در زمینه های سیاسی ، اقتصادی ، مبارزه با مواد مخدر ، اجرای قوانین و همچنان بخشهای فرهنګی و رسانه ها ، میباشد۰   

** پیمان کابل ــ واشنګتن :  اول ماه می سال ۲۰۱۲ میلادی رئیس جمهور ایالات متحده بارک حسین اوباما ، شب هنگام و دزدانه وارد کابل گردیده ، در نیمه های شب در دفتر کار کرزی پیمان همکاریهای استراتیژیک بین  افغانستان و امریکا را به امضا رساندند۰ موافقت نامه متذکره دارای هشـت بخش و تا سال ۲۰۲۴ میلادی مدار اعتبار است۰ موضوع اصلی و اساسی این  موافقت نامه استراتیژیک را  تاسیس پایګاه های نظامی دایمی امریکا در خاک افغانستان تشکیل میدهد۰ در شب عقد موافقت نامه ، بقول بعضی ازر سانه ها ، معاونین ریاست جمهوری افغانستان قبل از داخل شدن به اتاقیکه اوباما حضور داشته ، بررسی بدنی شده بودند۰ بعد از امضای موافقت نامه ، اوبا دوباره به میدان هوائی بگرام که قرار گاه امریکائیهاست ، پرواز نموده است۰                                            

**  در ماه می سال ۲۰۱۲ میلادی در جریان سفر کرزی بکشور المان ، پیمان کابل ــ برلین توسط او  و نخست وزیر المان به امضا رسید۰ مفاد عمده پیمان کابل ــ برلـین علاوه بر موضوعات امنیتی ، در بر ګیرنده توسعه اقتصادی ، ګسترش فعالیتهای آموزشی ، ایجاد زیر ساختها ، کشف و استخراج معادن ، کمک به ایجاد یک دادګستری سالم و قوه قضائیه مدرن میباشد۰  

 جانب المان شرط کامل اجرای این موافقت نامه را به حفظ و رعایت حقوق بشر ، از جمله آزادی زنان و رعایت حقوق حقه آنها در همه امورات چون ، آموزش ، تعلیم و تربیه ، شرکت در امورات اجتماعی ، سیاسی ۰۰۰ و غیره منوط دانسته است۰  کشور المان متعهد گردید که  جهت تقویت نیروهای نظامی افغانستان ( ارتش و پولیس ) سالانه بیشتر از یکصدو نود میلیون ( ۱۹۰ میلیون ) دالر کمک نماید۰  

** پیمان  کابل ــ پاریـس : این پیمان در جریان سفر ماه جنوری ۲۰۱۲ میلادی کرزی به اروپا ، در پاریس به امضا رسید۰ بر اساس این موافقت نامه جانب فرانسه متعهد گردید تا در عرصه های دفاعی و امنیتی ، کشاورزی ، توسعه روستائی ، بهداشت ، آموزش وپرورش ، تحصیلات عالی ، فرهنگ و

باستان شناسی ، دولتداری خوب ، حاکمیت قانون ، تاسیسات زیر بنائی ، اقتصاد و امور مالی ، تجارت و صنعت به افغانستان همکاری نماید۰  مدت اعتبار آن از تاریخ عقد ، مدت پنجسال تعین گردیده ، علاوه شده در صورت توافق طرفین میتواند تمدید ګردد۰ 

** پیمان افغانستان با بریتانیای کبیر :  اوائل سال ۲۰۱۲ میلادی کرزی در جریان سفرش به لندن ، با نخست وزیر انگلیس موافقت نامه همکاریهای استراتیژیک را امضا کرد۰ بر اساس این پیمان دولت بریتانیا در امورات امنیتی ، حاکمیت قانون ، توسعه اقتصادی ، اجتماعی  و فرهنگی به افغانستان کمک میکند۰بخش عمده این پیمان که بریتانیا  به اجرای آن متعهد گردید ، تاسیس یک دانشکده افسری با معیار های ناتو بخاطر تربیت افسران ارتش افغانستان بود۰ 

**  عقد پیمان بین کابل ــ پـکـن :  در ماه سیپتمبر ۲۰۱۲ میلادی در جریان سفر « زویان کانگ » عضو دفتر سیاسی حزب کمونست چین بکابل ، پیمان استراتژیک افغانستان و چین به امضا رسید۰ مفاد عمده پیمان را مبارزه با تروریزم ، افراط ګرائی ، تجزیه طلبی و مقابل با مواد مخدر تشکیل میدهد۰

**  پیمان کابل ــ وارسا :  متن پیشنویس این پیمان را کرزی در جریان سفرش به نیویارک ، به رئیس جمهور پولند سپرده بود۰ بعد تدقیق طرفین ، سر انجام در اخیر سال ۲۰۱۲ میلادی و در جریان سفر وزیر خارجه پولند بکابل توسط او و همتای افغانستانی اش در حضور کرزی به امضا رسید که مفاد عمده آنرا  همکاریها در عرصه های مختلف سیاسی ، اقتصادی ، آموزشی ، فرهنگی ، امنیتی تشکیل میدهد۰   

**  پیمان  کابل ــ کانـبـیرا : این پیمان در جریان نشست سران ناتو در شهر شیکاگو در مورد افغانستان ، بین حامد کرزی و نخست وزیر استرالیا خانم جولیا گیلارد به امضا رسید۰ مفردات عمده آن عبارت اند از : توسعه سیاسی ، دینی ، تجارت ، سرمایه ګذاری ، امور مهاجرت ، رشد فرهنگی و تقویت ارتباطات بودند۰                                                                                                   

** موافقت نامه  بین افغانستان و کشور ناروی۰ این پیمان در جریان سفر کرزی که تاریخ پنجم فبروری ۲۰۱۳ میلادی مطابق ۱۷ دلو ۱۳۹۱ خورشیدی صورت ګرفت ، بین حامد کرزی و نخست وزیر ناروی ینس استولتـنبرگ در مقر صدارت ناروی به امضا رسید۰  مفاد این پیمان همکاریهای استراتیژیک شامل بخشهای نظامی ، سیاسی ، اقتصادی و خدمات فرهنګی میګردد۰ بعد از امضای موافقت نامه ، دولت ناروی تعهد سپرد که  تا سال ۲۰۱۷ میلادی مبلغ  هفتـصد و پنجاه میلیون که معادل ۱۳۶ میلیون دالر امریکائی میګردد ، کمک میکند۰ دولت ناروی  بطور خاص بردولت داری خوب ،  کاهش فساد اداری و از بین بردن فرهنگ رشوت را از جانب افغانستان مطالبه نمود۰           

ــــ  قابل تذکار است که دولت افغانستان تصمیم امضای پیمان همکاریهای استراتژیک با اتحادیه اروپا را نیز دارد ۰ متن پیشنهادی اتحادیه اروپا در اواخر سال ۲۰۱۱ بجانب افغانستان تحویل داده شده ، لاکن از متن آن و تصمیم دولت افغانستان در این مورد اطلاع کامل در دست  نیست۰    

در اخیر قابل یادهانی است که : با امضای این همه پیمانهای همکاریهای استراتژیک ، معلوم نیست سر نوشت افغانستان که با گذشت هر روز آتش جنگ ، ترور ، آدمکشی ، انفجار و انتحار بیشتر و بشتر میگردد ، چه خواهد شد؟ خدا نکند که نتیجه امضای این همه موافقت نامه  ها ، مانند فرامین هشتگانه منجر به بر بادی بیشتر افغانستان ګردد۰ آمین !                                                                     

بیست و چهارم فبروری ۲۰۱۲ - میلادی



موضوعات مرتبط: سیاسی
[ 2013/3/3 ] [ 12:32 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

مفهوم برابری بنیادی ترین اصل اندیشه لیبرال فمینیستی است و همین اصل است که مبنای تحلیل های فمینیست های اولیه را از وضعیت زنان تشکیل می دهد و داعیه ای می شود بر خواست های آن ها مبنی بر آموزش برابر زنان و مردان، مشارکت آنان درحیات سیاسی و اجتماعی و برخورداری آنان از حقوق مساوی با مردان. در واقع بر مبنای تأکید بسیار به مفهوم برابری است که فمینیست های لیبرال تحت عنوان جناح برابری خواه شناخته می شوند.

فمینیسم در ابتدای راه خود، متناسب با روحیه ی عصر روشنگری و تحت تأثیر فضای مسلط فکری مدرن، بر ارزش برابری تأکید خاص نهاد. بر اساس فضای مسلط فکر لیبرال، برابری همه ی انسان ها بنیان تقاضاهای زنان را برای رفع موانع اجتماعی پیشرفت آنان، که بر اساس جنس تعیین شده بود، تشکیل می داد؛ تحلیل های متکی به عادت و تربیت و فرهنگ، تفاوت های جنسیتی را تبیین می کرد و خواست هایی چون آزادی و فرصت برابر با مردان را توجیه می نمود. آن چه بیش از هر چیز در نوشته ها و گفته های رهبران جنبش در این مرحله دیده می شود، تأکید بر جوهره ی انسانی مشترکی است که صرف نظر از تفاوت های جنسی باید اساس رفتارها، شئون، حقوق و شخصیت افراد قرار گیرد و تقریبا همه ی حقوقی که آن ها طلب می کنند بر مبنای همین مفاهیم و به ویژه برابری است.

فمینیسم لیبرال جزء نظریه های نابرابری جنسی طبقه بندی می شود. بر مبنای این نظریه زنان و مردان نه تنها موقعیت های متفاوتی در جامعه دارند بلکه در موقعیت های نابرابری نیز قرار گرفته اند. زنان در مقایسه با مردانی که در همان جایگاه اجتماعی زنان قرار دارند از منابع مادی، منزلت اجتماعی، قدرت و فرصت های تحقق نفس کمتری برخوردارند(این جایگاه اجتماعی می تواند بر طبقه، نژاد، شغل، قومیت، دین، آموزش، ملیت یا بر هر عامل مهم اجتماعی دیگری مبتنی باشد). در برابر استدلال هایی که موقعیت نابرابر زنان را محصول طبیعت آنان می دانستند و به نظر می رسید محصول عادات فکری و فرهنگی و منافع باشد، فمینیست ها استدلال می کردند که نابرابری میان زنان و مردان ازسازمان جامعه سرچشمه می گیرد و از هیچ گونه تفاوت مهم زیست شناختی یا شخصیتی میان و زنان و مردان ناشی نمی شود. هر چند افراد انسانی ممکن است از نظر استعدادها و ویژگی هایشان با یکدیگر تا اندازه ای تفاوت داشته باشند اما هیچ گونه الگوی تفاوت طبیعی مهمی وجود ندارد که دو جنس را از هم متمایز سازد. در واقع همه ی انسان ها با یک نیاز عمیق به آزادی برای تحقق نفس و نوعی انعطاف پذیری مشخص می شوند که باعث می شود خودشان را با الزام ها و فرصت های موقعیت های زندگیشان تطبیق دهند. نابرابری جنسی برای آن وجود دارد که زنان در مقایسه با مردان از قدرت کمتری برای برآوردن نیاز به تحقق نفس برخوردارند.

جامعه پذیری

هدفی که فمینیست های لیبرال دنبال کرده اند اثبات این نکته بوده که تفاوت های قابل مشاهده میان دو جنس ذاتی نیست، بلکه نتیجه ی جامعه پذیری و «همگون سازی جنس و نقش» است. تفاوت رفتار با دختران و پسران که کمابیش از بدو تولد آغاز می شود از شکوفایی کامل ظرفیت های انسانی زنان جلوگیری می کند. پژوهشگران فمینیست با تحقیقات خود وجود تبعیض علیه زنان و برخورد متفاوت با آنان را نشان داده و همین مسئله را زمینه ساز جایگاه فرودست زنان در جامعه دانسته اند. برای آزاد کردن زنان باید نشان داد که زن ومرد از ظرفیت های یکسان برخوردارند، زنان خصوصیات کامل انسانی دارند و تفاوت میان زنان و مردان ناشی از تفاوت تربیت دختر و پسر و همچنین ناشی از انتظارات متفاوت جامعه از آنان و وجود قوانین تبعیض آمیز است.
اگر یکی از دلایل نابرابری زنان و مردان در عرصه ی عمومی فقدان برخی از صلاحیت ها نزد زنان باشد، با توجه به باور به برابری بنیادی زن و مرد باید مشکل را در جای دیگر جستجو کرد و این نقطه عبارت است از آموزش متفاوتی که دختران و پسران چه در مدرسه و چه در خانواده می بینند. از آن جا که فرض نظام آموزشی این است که باید دختران و پسران برای نقش های متفاوتی در آینده آماده شوند، همیشه دختران در معرض آموزش هایی قرار می گیرند که آنان را از زندگی شغلی دور می کند و باعث می شود آن ها سرنوشت خود را در خانه داری ببینند.درک این نکته مهم است که در واقع، نظام آموزشی مؤلفه ای مهم در روند جامعه پذیری است که نتیجه ی آن فرودست ساختن زنان است. همین آموزش متفاوت انگاره های مربوط به تفاوت ذاتی زنان و مردان را تقویت می کند. حال آن که اگر از آغاز دختران و پسران در شرایط مساوی و با برنامه ای واحد آموزش ببینند، مشخص خواهد شد که تفاوت های ذهنی و فیزیکی دختران و پسران تفاوت تعیین کننده ای ندارد و زمینه برای برابری کامل زن ومرد به عنوان یک باور عمومی نیز از این طریق فراهم خواهد شد.

لیبرال ها نیروی اساسی در نظام نابرابر جنسی را تبعیض جنسی می دانند. تبعیض جنسی که مانند ایدئولوژی نژادپرستی است، از پیشداوری ها و عرف های تبعیض آمیز علیه زنان و باورهای پذیرفته شده درباره ی تفاوت های طبیعی میان زن ومرد که سرنوشت های اجتماعی متفاوتی را برای دو جنس رقم می زنند، ساخته می شود. به خاطر همین تبعیض جنسی است که زنان از همان کودکی محدود می شوند تا آن که نقش هایی را در بزرگسالی پذیرا گردند که آن ها را از انسانیت کامل محروم سازد. در واقع همین نقش های خاص جنسی اند که با قید و بندها و شرایط ویژه ای که به زنان تحمیل می کنند، از آن ها یک چنین موجوداتی بوجود می آورند. بر مبنای این تحلیل از نابرابری زنان و مردان(نقش جامعه پذیری و تربیت متفاوت)، فمینیست های لیبرال به آموزش برابر زنان و مردان تأکید می کردند.

فمینیسم متأثر از لیبرالیسم بر آموزش به عنوان مهم ترین ابزار تقویت عقل و توسعه ی علم و شناخت طبیعت تأکید می کرد.همان طور که در عصر روشنگری گسترش آموزش اصلی ترین راه کشف حقیقت و پیشرفت و توسعه دانسته می شد، مدافعان حقوق زنان نیز بر همین موضوع تأکید کردند و آموزش زنان را رمز راهیابی آنان بهعرصه ی آزادی و استقلال و ترقی برشمردند. در نظر آنان همانطور که دنیای قدیم با انحصاری کردن آموزش، مانع درک قوانین طبیعت بوسیله ی عقل، در میان اکثریت مردم می شد، دنیای جدید هم با انحصاری کردن آموزش در میان مردها، نیمی از جامعه یعنی زنان را از درک قوانین طبیعت بوسیله ی تقویت درک عقلانی، محروم کرده بود. بنابراین نخستین حق قابل استیفا برای زنان حق آموزش و مهم ترین توصیه به آنان تلاش در زمینه ی یادگیری بود.

 سپهر عمومی

یکی از اصلی ترین انتقادهای فمینیست های لیبرال متوجه تقسیم بندی جامعه به دو حوزه ی عمومی و خصوصی است. آن ها محصور کردن زنان به حوزه ی خصوصی (خانه) را دلیل وضعیت موجود آنان و ورود به عرصه ی عمومی (جامعه) و مشارکت در فعالیت های آن را لازمه ی رهایی آنان می دانند. در رهیافت لیبرال فمینیستی، تبیین جایگاه زنان در جامعه بر حسب حقوق نابرابر یا موانع مصنوعی در برابر مشارکت زنان در جهان عمومی که فراسوی خانواده و خانه داری واقع شده است، صورت می پذیرد. بدین ترتیب در این اندیشه تمرکزی بر حوزه ی عمومی و بر منازعات قانونی سیاسی و نهادی برای برابری حقوقی افراد به منظور رقابت در آن حوزه ی عمومی، ملاحظه می شود. شهروندی عمومی و حصول برابری با مردان در سپهر عمومی از اهمیتی محوری نزد فمینیسم لیبرال برخوردار است.

فریدان و سایر فمینیست های لیبرال بر آن بودند که زنان باید از تعلق خود به خانه بکاهند و بااین باور که خانه جایگاه مناسبی برای زنان است، مقابله کنند.آن چه این فمینیست ها می خواستند بر آن فائق آیند، حذف زنان از جریان اصلی حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ی لیبرال آمریکا و یا در حاشیه گذاشتن آنان بود. این موضع به خوبی در متن بیانیه ی اهداف سازمان ملی زنان دیده می شود:«…هدف سازمان ملی زنان اقدام برای بازگرداندن زنان به مشارکت کامل در جریان اصلی جامعه ی آمریکاست تا همه ی امتیازات و مسئولیت های ناشی از آن را در مشارکت کامل با مردان به انجام رسانند… ما معتقدیم زنان می توانند با پذیرش کامل چالش ها و مسئولیت هایی که با همه ی اشخاص دیگر جامعه در آن سهیمند، به عنوان بخشی از جریان اصلی تصمیم گیری در زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آمریکا به این برابری نائل شوند.

عملگرایی

فمینیست های لیبرال عمدتا از نظریه پردازی اجتناب کرده و خود را بیش از هر چیز عمل گرا می دانند. آن ها اساسا به دنبال اصلاح نظام اجتماعی و فرهنگی از طریق اقدام در درون نظام به ویژه از طریق ایجاد تغییرات حقوقی و یا عملی بودند. از این رو به فعالیت مستقیم در درون نهادها و نیز اعمال فشار بر نهادها از بیرون توجه داشتند.
فمینیست های لیبرال با توجه به این واقعیت که نظام سیاسی لیبرال- دموکراتیک در مقابل خواسته های گروه های اجتماعی کم و بیش انعطاف پذیر است از کانال های عادی برای اقناع تصمیم گیرندگان و تأثیرگذاری بر فرآیندهای تصمیم گیری و سیاست گذاری استفاده می کردند. بر این اساس فمینیست های لیبرال اقدامات عملی همچون برگزاری تظاهرات، گردهمایی ها و کنفرانس ها، تشکیل سازمان های متشکل زنان- که سازمان ملی زنان بزرگترین شان بود- پیگیری های حقوقی و قضایی و اعمال نفوذ و فشار بر نهادهای دولتی و سازمان های خصوصی را برای دست یابی به خواست های خود مدنظر قرار دادند. بسیاری از خط مشی هایی که جنبش زنان آمریکا مبتکر آن بوده اند و در اعلام برنامه ی نیرومندترین سازمان زنان، سازمان ملی زنان، گنجانده شده اند، با الهام از همین نظریه تنظیم شده اند.

ین عملگرایی نتایج عملی زیادی نیز برای زنان به ارمغان آورد که از آن جمله می توان به افزایش حضور زنان در مراکز آموزش عالی، ورود بیشتر زنان به نیروی کار، افزایش میزان دستمزدها، ایجاد مراکز نگهداری از کودکان و… اشاره کرد. می توان موج اول جنبش زنان در آمریکا را بارزترین نمونه و نماینده ی فمینیسم لیبرال قلمداد کرد که نتیجه ی عملی اش کسب حق رأی برای زنان در سال ۱۹۲۰ بود. در واقع عملگرایی لیبرال فمینیست ها بود که زمینه را برای نظریه پردازی فمینیستی در ابعاد گسترده فراهم ساخت.

فمینیسم لیبرال به هیچ وجه قدیمی نشده است و شاید حتی آینده ای انقلابی چنان که آیزنشتاین پیش بینی می کرد، پیش رو داشته باشد. نقاط قوت فمینیسم لیبرال انکار ناشدنی است. بسیاری از اصلاحات قانونی و آموزشی  را که به کیفیت زندگی زنان بهبود بخشیده است نتیجه تلاش های فمینیسم های لیبرال بوده است. بعید بود بدون تلاش لیبرال فمینیست ها این همه زن بتوانند در شغل و حرفه به مراتبی که اکنون رسیده اند دست یابند. مسلماً لیبرال فمینیست ها تا تضمین کامل تمامی دست آوردهای آموزشی و قانونی و شغلی راه درازی در پیش دارند.


موضوعات مرتبط: اجتماعی، حقوق زن از دیدگاه اسلام
[ 2013/3/3 ] [ 12:28 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]


پت سولیتانو که به علت اختلال دو قطبی هشت ماه در بیمارستانی روانی به سر برده است٬ از بیمارستان مرخص می‌شود و به خانه می‌آید، اما همه چیز نسبت به گذشته تغییر کرده است. همسرش رفته٬ خانه‌اش را از دست داده و پدرش هم بیکار شده است.

آمدن تیفانی٬ دختری که اخیرا همسرش را از دست داده٬ به زندگی او اتفاق جدید دیگری است که برخلاف اتفاق‌های دیگر می‌تواند حال پت را بهتر کند.

چرا باید این فیلم را دید

یدن فیلم‌هایی درباره رابطه آدم‌هایی که از جنس خودمان هستند، اگر خوب ساخته شده باشند٬ بسیار تاثیرگذارند. خوشبختانه چند سال گذشته فیلم هایی از این دست زیاد ساخته شدند. استقبال مخاطبان و جوایز سینمایی هم تشویقی برای ادامه ساخت آنها بوده است.

دفترچه امیدبخش یکی از نمونه‌های خوب این گونه است. فیلم‌هایی که راه‌های فرعی٬ ماهی مرکب و وال و سایرس از موفق‌ترین آنها در سال‌های اخیر بوده‌اند.

پت و اطرافیان او مردمی از طبقه‌ای متوسط هستند که مانند بسیاری از مردم این طبقه اجتماعی در جامعه‌های غربی آنقدر درگیر گرفتاری‌های روزمره زندگی هستند که از خود و درون‌شان غافل مانده‌اند. مردمی که تنها ناجی‌شان٬ خودشان و تغییر رفتارشان است.

اما

همه‌چیز فیلم عالی است، از فیلمنامه و شخصیت‌پردازی گرفته تا بازی‌های طبیعی و دوست‌داشتنی همه بازیگران. فقط ممکن است گاهی برایتان زیادی پرحرف و به تبع این پرحرفی، خسته‌کننده باشد. البته فقط گاهی.

کارگردان

دیوید او راسل (متولد ۱۹۵۸)‌ یکی از فیلمسازهای تثبیت‌شده نسل جدید مستقل‌های آمریکایی است.٬ نسلی که در فیلم‌هایشان همه‌چیز در خدمت داستان و روایت آن است، حتی بازیگران سرشناس هالیوود. نسلی که علاوه بر او با فیلمسازهای دیگری چون الکساندر پاین و نوآ باومباک شناخته می شود که شاید به نوعی جای پای کسانی چون سیدنی پولاک می گذارند.

او فیلمسازی را در سال ۱۹۸۷ میلادی آغاز کرد. با این حال با فیلم سه پادشاه -یکی از نخستین فیلم‌ها درباره جنگ اول خلیج فارس- در میان منتقدان اعتبار قابل توجهی به دست آورد.

مبارز با بازی والبرگ و کریستین بیل در سال ۲۰۱۰ میلادی موفقیت بزرگی در کارنامه‌اش محسوب می‌شود. اما دفترچه امیدبخش که نزدیک به پنج سال او را به خود مشغول کرده٬ تاکنون موفق‌ترین فیلمش از نظر منتقدان بوده است.

ستاره

جنیفر لارنس برای دفترچه امیدبخش نخستین اسکارش را به دست آورد

در فیلمی که هر چهار بازیگر آن برای هر چهار بخش اسکار بهترین بازیگری، نامزد شدند٬ سخت است یک نفر را به عنوان ستاره فیلم انتخاب کرد.

اما بردلی کوپر٬ هنرپیشه‌ای که در چند سال اخیر همیشه نقش بچه باحال‌های خوش‌تیپ را بازی کرده (سورچران‌ها٬ خماری و بی‌حد و مرز) و شهرتی بابت آنها به هم زده است ٬در نقش شخصیتی چندلایه که دچار مشکلات روحی است، بسیار خوش درخشیده. از شانس بد او امسال دانیل دی‌لوئیس با یکی از آن شاه‌نقش‌هایش برای رسیدن به اسکار سد راهش شد.

در مقابل، جنیفر لارنس که با زمستان استخوان‌سوز چشم‌ها را خیره کرده و نامزد اسکار شده بود٬ بحق برنده این جایزه شد.

افتخارات

ر هشت رشته اسکار نامزد بود و یکی از اصلی‌ترین فیلم‌های امسال به شمار می‌رفت. اما فقط یک اسکار نصیبش شد (جنیفر لارنس). با این حال از سال ۲۰۰۴ میلادی نخستین فیلمی بوده که در پنج رشته اصلی اسکار (بهترین فیلم٬ بهترین کارگردانی٬ بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگران نقش اصلی مرد و زن) نامزد شده است.

اما بیشترین افتخار را برای این فیلم جنیفر لارنس به دست آورد که امسال تقریبا همه جوایز معتبر سینمایی در آمریکا را برای بهترین بازیگر نقش اصلی زن گرفته است.

شاید نمی‌دانستید که

قرار بود این فیلم را آنتونی مینگلا و سپس سیدنی پولاک بسازند٬ اما هر دو به علت مرگ، از کارگردانی این فیلم باز ماندند و قرعه به نام دیوید او راسل افتاد و یکی از دلایلی که او را برای ساختن این فیلم ترغیب کرد این بود که پسر خودش هم دچار اختلال دوقطبی است.

گروهی سینمایی هفته نامه ی ندای غزنه.



موضوعات مرتبط: بهرين هاي سينما دنيا و افغانستان
[ 2013/3/2 ] [ 13:5 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
بانک جهانی اعلام کرده است که ۱۰۰ میلیون دلار برای بهبود و توسعه خدمات بهداشتی در افغانستان به دولت این کشور کمک می‎کند.

در خبرنامه این بانک که روز جمعه ۱۱حوت/اسفند در کابل نشر شد، آمده است: "این کمک بلاعوض بانک جهانی، عرضه خدمات صحی را در ٢٢ ولایت افغانستان در مناطق شهری و روستایی فراهم می‎سازد."

بانک جهانی از سال ۲۰۰۳ تاکنون ٣٣۵ میلیون دلار را به بخش بهداشت افغانستان کمک کرده است.

بر اساس این خبرنامه قراراست دولت افغانسان ۳۰ میلیون دلار و اتحادیه اروپا نیز ۲۷۰ میلیون دلار را برای بهبود و توسعه خدمات بهداشتی در سال‌های آینده در این کشور مصرف کنند.

انک جهانی با اشاره به اینکه تعداد مراکز بهداشتی تحت پوشش این بانک در افغانستان از ۱۴۸ به ۳۲۴ مرکز افزایش یافته، تصریح کرده است که ۲۰ هزار کارمند که ۵۰ درصد آنان را زنان تشکیل می‎دهد، در این مراکز مشغول کار هستند.

درخبرنامه بانک جهانی آمده است که تعداد مراکز فعال صحی درسطح افغانستان از ۴٩۶ مرکز اکنون به دو هزار افزایش یافته و قرار است که با عملی شدن این برنامه ارائه خدمات اساسی بهداشتی از ۱۱ ولایت به ۲۲ ولایت افغانستان گسترش یابد.

بانک جهانی افزایش ظرفیت کارمندان، مدرن سازی نظام بهداشت، ساده سازی ساختارهای اداری و آموزش کارمندان فنی را از اهداف دیگر این پروژه اعلام کرده است.

این بانک با تقدیر از دستاوردهای افغانستان در راستای رسیدن به شاخص‎های اهداف توسعه‌ای هزاره سازمان ملل نوشته است که با وجود تمام دستاوردهای که دولت افغانستان داشته، بخش بهداشت در این کشور با چالش‌های زیادی مواجه‎است.

بانک جهانی ‌می‌گوید میزان مرگ و میر کودکان در افغانستان هنوز هم در مقایسه با دیگر کشورهای توسعه نیافته بالا است و در حدود ۵۵ درصد کودکان در این کشور از سوء تغذی رنج می‌برند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه.


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/3/2 ] [ 12:55 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

احمد رشید، نویسندۀ و روزنامه‌نگارِ معروف پاکستانی از دولتِ افغانستان می‌خواهد تا خط مرزی دیورند را به رسمیت بشناسند.
این روزنامه‌نگارِ پاکستانی در گفت‌وگویی با مجلّۀ انگاره چاپ کابل گفته است که خط دیورند، «مرزِ شناخته‌شدۀ بین‌المللی» است و برای این‌که به کشمکش‌ها در افغانستان نقطۀ پایان گذاشته شود، دولت این کشور باید این مرز را بپذیرد.
آقای رشید در این گفت‌وگو پذیرفتنی می‌داند که پاکستان، «پشتیبانِ راستین» طالبان در منطقه بوده است و بیش‌تر رهبرانِ این گروه را پناه داده است؛ امّا وی امیدوار است که با تلاش‌های مشترک افغانستان و پاکستان، این روند تغییر یابد و پاکستان از حمایتِ طالبان دست بردارد.
این روزنامه‌نگار از کشورهای همسایه به ویژه پاکستان می‌خواهد تا به حمایت‌شان از گروه‌های هراس‌افگن پایان دهند. وی با آن‌که امریکا را «بازی‌گرِ اصلی صلح افغانستان» می‌خواند، می‌گوید که حکومت‌های افغانستان، پاکستان و ایران نیز می‌توانند در گفت‌وگوهای صلح اثرگذار باشند.
آقای رشید در این گفت‌وگو از جامعۀ جهانی می‌خواهد تا برای تأمین امنیت و فضای صلح‌آمیز پس از سال ۲۰۱۴، افغانستان را یاری کند. وگرنه، وی باورمند است که جامعۀ جهانی قادر به ادامۀ جنگ افغانستان نیست.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/3/2 ] [ 12:51 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

قرار است به دعوت حکومت افغانستان یک مؤتمر اسلامی با شرکت عالمان جید و مفتی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های جهان اسلام، تشکیل شود. ظاهراً هدف این کار یافتن راه‌های مقابله با آن دردسری است که گفته می‌شود همه منطقه را به نا آرامی کشانده است.
گفته می‌شود که دولت افغانستان از این اجلاس انتظار دارد تا ممنوعیت عملیات انتحاری از زبان مفتی‌ها اظهار گردد و به عین ترتیب فتواهایی درجنگ کنونی علیه طالبان صادر شوند.
اسماعیل قاسمیار، رییس کمیسیون روابط خارجی شورای عالی صلح افغانستان روز گذشته به خبرنگاران درکابل گفت که «شورای همکاری کشورهای اسلامی» و همچنان «کنفرانس اسلامی» درقسمت برگزاری این نشست به آن‌ها وعده کمک داده است: «به گمان غالب این اجلاس در عربستان سعودی برگزار می‌شود که درآن علمای بزرگ و مفتی‌ها شرکت می‌کنند. سازمان همکاری اسلامی و سازمان رابطه عالم اسلامی وهمین‌طور سازمان‌های اسلامی دیگر به ما در این قسمت وعده همکاری داده اند».
افغانستان چندین بار کوشش نموده تا برای جلوگیری از حملات انتحاری علیه نظام حاکم، از حمایت علمای دینی و مفتیان اسلامی برخوردار گردد. دراین ارتباط چندین بار از رهبران مذهبی در پاکستان تقاضا کرده که علیه این حملات مواضع شان را بیان دارند، اما چندی پیش علمای دینی پاکستانی یک بار دیگر این تقاضای دولت افغانستان را رد نمودند و نشستی را بدین مناسبت تحریم کردند که قرار بود در کابل برگزار شود.
فضل الرحمان اوریا، تحلیلگر مسایل سیاسی می‌گوید: «در این اجلاس مفتی‌ها و علمای دینی که قرار است به دعوت حکومت افغانستان در عربستان سعودی دایر شود، هدف حکومت این خواهد بود تا بر پاکستان فشار آورده شود که از حمایت هراس‌افگنان در افغانستان دست بردارد، زیرا رهبران گروه‌های مذهبی پاکستان بر طالبان نفوذ زیادی دارند».
اوریا می‌گوید: «آرزوی حامد کرزی آن است تا عربستان سعودی در بین افغانستان و پاکستان میانجیگری بکند. همچنان سعودی و مفتیانی که در آنجا اجلاس می‌کنند ، برمراجع مذهبی پاکستان فشار وارد کنند تا آن‌ها طالبان را برای گفت‌وگو با دولت افغانستان آماده سازند».
از جانب دیگر، عصمت الله غلجی، عضو مرکز مطالعات استراتژیک افغانستان براین نظر است که جهان اسلام از هراس‌افگنی و بی‌ثباتی در افغانستان، سخت رنج می‌برد. بنابراین باید برای آن یک راه حل مشترک جست‌وجو شود. این کار بدون مشورت ، تفاهم و کمک علمای دینی ناممکن است.
تاکنون دقیقاً معلوم نیست که این اجلاس علمای دینی جید ومفتی های جهان اسلام کی برگزار می‌شود.
با این‌همه شورای علمای افغانستان می‌گوید که بازهم از رهبران مذهبی پاکستان دعوت می‌شود که دراین اجلاس شرکت کنند. شورای علمای اسلامی افغانستان فکر می‌کند، هرگاه حمایت گروه‌های مذهبی پاکستان را دراین زمینه جلب کند، وسیله خوبی برای آشتی با طالبان می‌باشد.

گروهی خبر هفته ندای غزنه


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/3/2 ] [ 12:49 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

رییس شورای علمای پاکستان می‌گوید که انجام حملات انتحاری در افغانستان، کشمیر و فلسطین جایز و در پاکستان ناجایز است.
علامه طاهر اشرفی همچنان گفته است که علمای پاکستانی به دلیل مخالفت علمای افغانستان با حضور طالبان در نشست علمای دو کشور در کابل، این نشست را تحریم کرده اند.
رییس شورای علمای پاکستان در مصاحبه‌یی با بی بی سی گفت که نبود یک راهکار مشخص نزد علمای افغانستان برای نشست علمای دو کشور، دیگر دلیل اشتراک نکردن آنان در این نشست است.
حدود سه ماه پیش وزیران خارجه افغانستان و پاکستان در نشستی در اسلام‌آباد به برگزاری کنفرانسی با اشتراک علمای دینی افغانستان و پاکستان در کابل، به توافق رسیدند.
این نشست قرار بود در ۲۱ اپریل سال روان میلادی به هدف بحث در مورد حملات انتحاری و خشونت علیه غیرنظامیان برگزار شود، اما به نظر می‌رسد که بنا بر مخالفت اعضای شورای علمای پاکستان این نشست برگزار نخواهد شد.
رییس شورای علمای پاکستان می‌گوید که آنان شرایط‌شان را برای شرکت در کنفرانس علمای دو کشور در کابل مطرح کرده اند.
علامه طاهر اشرفی رییس شورای علمای پاکستان در پاسخ به این سوال که چرا علمای پاکستان دعوت به اشتراک در کنفرانس روحانیون دو کشور در کابل را نپذیرفتند، گفت که “علمای افغانستان برنامه مشخصی نداشتند”.
آقای اشرفی گفت که روحانیون پاکستانی برای برگزاری این کنفرانس روی پنج نقطه تاکید کردند اما پیش شرط‌های آنان از جمله حضور اعضای گروه طالبان در این کنفرانس، از سوی علمای افغانستان تغییر داده شد و به همین دلیل آنان از شرکت در نشست علما در کابل خودداری کردند.
اما اعضای شورای علمای افغانستان این دلایل را “بهانه‌جویی ملاهای پاکستانی” برای شرکت نکردن در این نشست توصیف می‌کنند و می‌گویند که آنان از گروه طالبان نیز دعوت کرده اند که در این نشست شرکت کنند.
شورای علمای افغانستان می‌‎گوید که روحانیون پاکستان با ارسال نامه‌یی به قیام‌الدین کشاف رییس این شورا، نشست علمای دو کشور را که قرار بود در کابل برگزار شود، بنابر دلایلی تحریم کرده‌اند.
مولوی شهزاده شاهد، از سخنگویان این شورا به بی‌بی‌سی گفت: “دلایل علمای پاکستان برای شرکت نکردن در این نشست منطقه‌یی، قانع‌کننده نیست، زیرا قرار نبود که در این نشست بر علیه طالبان فتوای دینی صادر شود.”
رییس شورای علمای پاکستان در پاسخ به این سوال که آیا شما به عنوان یک عالم دینی حمله انتحاری را جایز می‌دانید گفت: “حمله انتحاری در افغانستان، فلسطین و کشمیر روا و جایز است، زیرا افغانستان از سوی امریکا، کشمیر از سوی هندوستان و فلسطین توسط اسراییل اشغال شده است.”
اما سخنگوی شورای علمای افغانستان در واکنش به این اظهارات گفت: “این طور شده نمی‌تواند که یک پدیده در یک جای حرام باشد و در جای دیگر حلال باشد. اگر حلال است در همه جا حلال است و اگر حلال نیست، در این‌جا چطور حلال بوده می‌تواند.”
آقای شاهد گفت که در حملاتی که در افغانستان صورت می‌گیرد بیشتر غیرنظامیان و حتی عالمان دینی در مساجد کشته می‌شوند.
سخنگوی شورای علمای افغانستان گفت که مقام‌های پاکستانی در ملاقات با مقام‌های افغان سه مرتبه توافق کردند که این کنفرانس در کابل برگزار شود و شرکت نکردن علمای پاکستانی در کنفرانس روحانیون دو کشور در کابل به معنی “انصراف از توافقات دوجانبه” توسط پاکستان است.
پیش از این عمل انتحاری از سوی شماری از روحانیون از جمله مفتی اعظم عربستان سعودی شیخ عبدالعزیز آل شیخ، ناروا دانسته شده است.
رییس شورای علمای پاکستان همچنین گفت: “امام کعبه حال گفته ما در سال ۲۰۱۲ گفته بودیم، ملا عمر در عید گذشته گفت و در آینده نیز می‌گوید که باید از کشتن افراد غیر نظامی و بی‌گناه جلوگیری به عمل آید اما چطور کشورهای اسلامی اشغال شود اما یک عالم دین، برضد جهاد حکم صادر کند.”
رییس شورای علمای پاکستان اما گفت که “هرگونه حمله انتحاری در پاکستان و هدف قراردادن هزاره‌ها” را تقبیح می‌کند. او می‌گوید که دلیل حملات انتحاری در پاکستان همکاری اسلام آباد با واشنگتن است، اما دلیل حملات انتحاری در افغانستان “اشغال این کشور توسط نیروهای خارجی است”.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/3/2 ] [ 12:48 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
داکتر عبدالله عبدالله، رهبر ایتلاف ملی تغییر و امید، نسبت به برگزاری انتخابات شفاف در سال ۲۰۱۴ ابراز شک و تردید می‌کند و می‌گوید که حامد کرزی، رییس‌جمهور افغانستان، بنای برگزاری انتخابات آزاد و شفاف را ندارد. وی می‌گوید که اکثریت مردم افغانستان خواهان برگزاری انتخابات شفاف و سالم هستند و جامعه جهانی باید از برگزاری یک انتخابات شفاف حمایت کند. آقای عبدالله گفت که رییس‌جمهور کرزی با برگزاری جلسات فرمایشی می‌خواهد در مورد انتخابات تصمیم بگیرد.

آقای عبدالله که روز جمعه، یازدهم حوت، در مراسم بزرگداشت از هجدهمین سالگرد ترور عبدالعلی مزاری، رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان، با حضور هزاران تن از شهروندان کابل و ده‌ها تن از شخصیت‌های سیاسی، فرهنگی و اعضای کابینه و شورای ملی کشور سخن می‌گفت، افزود: «آقای کرزی بنای برگزاری یک انتخابات سالم و شفاف را ندارد؛ این اراده و نیت را ندارد.»
رهبر ایتلاف ملی هم‌چنین گفت که جامعه جهانی در قبال مردم افغانستان مسوولیت دارد و باید از انتخابات شفاف و سالم در این کشور حمایت کند. او در مورد انتقال سالم قدرت سیاسی در سال ۲۰۱۴ ابراز نگرانی کرد، اما گفت که مردم افغانستان در این زمینه نقش اصلی را به‌عهده دارند.

در صورتی‌که انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۴ نیز با تقلب گسترده همراه شود، مورد پذیرش احزاب و ایتلاف‌های سیاسی قرار نخواهد گرفت.

در همین حال، محمد محقق، رهبر حزب وحدت مردم افغانستان و عضو ارشد جبهه ملی نیز، انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۴ را یک حادثه مهم خواند و گفت این جبهه چهار خواست مشخص به حکومت ارایه کرده که در صورت در نظر گرفتن این خواست‌ها، انتخابات سالم و شفاف‌تری برگزار خواهد شد. اصلاح قوانین مربوط به انتخابات، توزیع شناس‌نامه‌های برقی، مستقل دانستن کمیسیون انتخابات و تامین امنیت انتخابات، از جمله خواست‌های مطرح جبهه ملی است. آقای محقق گفت با ‌آن‌که حکومت خواهان خروج نیروهای بین‌المللی از کشور در سال ۲۰۱۴ است، تاکنون تضمینی برای تامین انتخابات آینده نداده است. محمد محقق می‌گوید: «من باور ندارم که اگر تمام خارجی‌ها با این عجله بروند و عجله‌ای که حکومت هم در برابرشان دارد، حکومت بتواند امنیت را تامین کند.»
در این نشست، احمدضیا مسعود، معاون پیشین حامد کرزی و رهبر جبهه ملی، ایالات متحده امریکا را متهم به دست‌داشتن در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۰۹ کرد و  گفت که حکومت فعلی با تقلب گسترده و به کمک ایالات متحده بالای مردم تحمیل شده است.
آقای مسعود، دموکراسی موجود در کشور را «تقلبی» توصیف کرد و افزود که یکی از ارزش‌های اصلی دموکراسی، برگزاری انتخابات سالم و شفاف است. معاون پیشین رییس‌جمهور کرزی، حکومت فعلی را «نامشروع» خواند و افزود که این حکومت در سال ۲۰۰۹ به کمک ایالات متحده و با تقلب گسترده به‌وجود آمد. آقای مسعود گفت: «اصل دموکراسی برگزاری یک انتخابات شفاف و عادلانه است، اما در سال ۲۰۰۹ همچو انتخابات شفاف برگزار نشد و حکومت موجود به اثر تقلبات انتخاباتی بالای مردم افغانستان حاکم شد.» وی هم‌چنین تاکید کرد: «هنوزهم حکومت می‌خواهد و همان‌طوری که در انتخابات ۲۰۰۹ به کمک امریکایی‌ها و تقلب گسترده‌ای انتخاباتی به قدرت رسید، بازهم به کمک‌ امریکایی‌ها و از طریق تقلب گسترده می‌خواهد دوباره خود را بالای سرنوشت مردم حاکم بسازد.»
رهبر جبهه ملی افغانستان، از جامعه جهانی به‌ویژه ایالات متحده امریکا خواست که در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری از حکومتی که به‌گفته‌ی او «فاسد» است، حمایت نکنند. احمدضیا مسعود هم‌چنین گفت که حکومت افغانستان در تلاش است که از ایالات متحده امریکا در انتخابات آینده امتیاز بگیرد و به همین دلیل، محدودیت‌هایی را وضع کرده است. اشاره آقای مسعود به دستور خروج نیروهای امریکایی از ولایت میدان‌وردک است. اخیرا آقای کرزی دستور داد که نیروهای ویژه‌ای امریکا طی دو هفته آینده باید ولایت میدان‌وردک را ترک کنند. حکومت می‌گوید که این نیروها در آزار و اذیت باشندگان این ولایت دست دارند.
با این‌حال، رهبر جبهه ملی افزود، در صورتی‌که انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۴ نیز با تقلب گسترده همراه شود، مورد پذیرش احزاب و ایتلاف‌های سیاسی قرار نخواهد گرفت. به‌گفته‌ی او، همراه شدن انتخابات ریاست‌جمهوری آینده با تقلب، می‌تواند پیامدهایی منفی گسترده و بی‌ثبات‌کننده‌ داشته باشد.
عبدالعلی مزاری، دبیرکل حزب وحدت اسلامی افغانستان، با ورود طالبان در کابل، در ۲۲ حوت سال ۱۳۷۳ خورشیدی پس از دو روز اسارت به‌دست این گروه کشته شد. گرچند نیروهای حزب وحدت در ولایت غزنی تلاش کردند تا جلو پیشرفت طالبان را بگیرند، اما مقاومت نتوانستند و این گروه کم ‌کم وارد کابل شد.
هم‌چنین آقای مزاری پیش از ورود طالبان به کابل، با شورای نظار و اتحاد اسلامی در جنگ قرار داشت و از همین‌رو، می‌خواست که با گروه نوظهور طالبان به ایتلافی دست یابد، اما طالبان با اسیر کردنش، فورا او را به قتل رساندند.

گروهی خبر هفته نامه ندای غزنه


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/3/2 ] [ 12:33 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، در گزارشی که به شورای حقوق بشر سازمان ملل ارایه کرده، بار دیگر از نقض حقوق بشر در ایران خبر داده و گفته است که نقض حقوق بشر در دو سال گذشته بیشتر شده است.

به نقل از رادیو فردا، احمد شهید در این گزارش که متن کامل آن به تاریخ۱۰ حوت، در وبسایت شورای حقوق بشر سازمان ملل منتشر شده، به نرخ اعدام‌ها در ایران، اعترافات تحت فشار، نحوه برگزاری انتخابات، آزادی بیان و حق تجمع، برخوردها با حامیان حقوق بشر در ایران، شکنجه، اعدام‌ها، حقوق زنان، اقلیت‌های قومیتی، اقلیت‌های مذهبی، و وضعیت هم‌جنس‌گرایان و دوجنس‌گرایان و تراجنسیتی‌ها در جامعه ایران اشاره کرده و از نقض حقوق بشر در این موارد خبر داده است.
گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران از جمهوری اسلامی خواسته است که همکاری‌اش را با گزارشگر سازمان ملل افزایش دهد و گفتگویی اساسی و سازنده با این گزارشگر شکل دهد و سفر او را به ایران تسهیل کند.
احمد شهید در جون ۲۰۱۱ به سمت گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران انتخاب شد ولی از آن زمان هنوز موفق به دیدار از این کشور نشده و مقام‌های ایرانی به او اجازه سفر به ایران را نمی‌دهند.
در این گزارش همچنین از ایران خواسته شده است فورا تحقیقاتی درباره پیگرد افراد همکار نهادها و سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشری آغاز کند و برای حصول اطمینان از مصونیت کافی از ارعاب یا برخورد با افراد و اعضای گروه‌هایی که در پی همکاری با سازمان ملل، نمایندگان و زیرمجموعه‌های آن در حوزه حقوق بشر هستند یا بوده‌اند، اقداماتی کند.
این گزارش هم‌چنین خواستار، آزادی سریع فعالان جامعه مدنی و مدافعان حقوق بشر از جمله روزنامه‌نگاران، وب‌نگاران، وکلا، دانشجویان، فعالان سیاسی و زیست‌محیطی و فرهنگی، و آزادی زندانیان عقیدتی همچون کشیش بهنام ایرانی فرشید فتحی و همچنین رهبران جامعه بهایی و احترام کامل به اصل تضمین حق آزادی باور، عقیده و مذهب که از سوی ایران پذیرفته شده است.
احمد شهید همچنین خواستار بررسی قوانین و اصلاح قوانینی شده است که ناقض تعهدات بین‌المللی ایران در پایبندی به رفع همه شکل‌های تبعیض در قانون و رفتار حکومت هستند؛ از جمله قوانین و سیاست‌هایی که مانع برابری جنسیتی و حقوق زنان است و مایه تبعیض علیه اقلیت‌های دینی و قومیتی و هم‌جنس‌گرایان و دوجنس‌گرایانه و تراجنسیتی‌ها در ایران است.
احمد شهید همچنین از سازمان ملل و کشورهایی که علیه ایران تحریم وضع کرده‌اند خواسته است که تبعات تحریم‌ها را دنبال کنند و همه گام‌های مقتضی مانند معافیت‌های انسان‌دوستانه را انجام دهند. وی در این گزارش به کمبود دارو یا مشکلات اقتصادی مردم در اثر تحریم نیز اشاره کرده است.
آقای شهید و نهادهای بین‌المللی از وضعیت حقوق بشر در ایران انتقاد می‌کنند و ایران را بارها به نقض گسترده حقوق شهروندان متهم کرده‌اند.


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/3/2 ] [ 12:19 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

سه شنبه ۸ حوت ۱۳۹۱

د آلمان د پرمختیایی چارو وزیر دیرک نېبل، له یوې ورځپاڼی سره په مرکه کی ویلی دی چی نه غواړی له افغانستان سره د دغه هیواد مرستی نوری هم ډیری شی.

د آلمان د پرمختیایی چارو وزیر له تیر ورځ له «وېلټ ام زونتاګ» ورځپاڼې سره په مرکه کې ویلی دی، چې دی به له افغانستان سره د آلمان مرستی نوری ډېری نه کړی: «په کال کې د شاوخوا ۴۳۰ میلیونو یورو په ورکولو سره موږ هغی کچی ته ورسېدو چې سړی یې په معقول ډول لګولای شی، پرته له دې چې پیسې پر غلطو لارو ولاړی شی.»
د دویچه‌ویله په وینا، نیبل د دې خبرې سپیناوی په دې ډول وکړ چې ویې ویل، «که زیاتې پیسې ولګوم کیدای شی لا ښې لاس ته راوړنی هم ونه شم لرلای.»
نیبل دا هم وویل چې آلمان د تېر کال په جولای کې د توکیو په نړیوال بسپنه ورکوونکی کنفرانس کې ژمنه کړې ده چې د افغانستان ملاتړ به تر ۲۰۱۶ کاله پورې په یوه ثابته مالی کچه سره مخ ته بوزی.
د آلمان حکومت په ۲۰۰۱ کال کې د طالبانو د واکمنۍ له راپرځونی راهیسې د افغانستان د ملکی بیا رغاونې له پاره څه باندې ۲،۵ ملیارده یورو لګولی دی. آلمان په دې ترتیب په اروپا کې دوهم او په ټوله نړۍ کې دریم لوی بسپنه ورکوونکی هېواد دی.
نیبل تل د اداری فساد په له منځه وړلو ټینګار کړی دی.
نیبل تېر کال په اګست میاشت کې له ولسمشر حامد کرزی سره کتلی ول او د اداری فساد په له منځه وړلو او اداری اصلاحاتو یې ډېر ټینګار کړی وو.
نیبل هغه وخت ویلی ول چې آلمان دې ته ژمن دی چې له افغانستان سره به خپلو مرستو دوام ورکوی او د ۲۰۱۲ کال له پاره یې د ۱۷۵ ملیونو یورو ژمنه کړې وه. نیبل ویلی ول: «زه هیله من یم چی افغان دولت به په خپلو چارو کی اصلاحاتو ته پراختیا ورکړی. دا هغه څه دی چی زموږ تر منځ همکاریو ته اعتبار ور بخښی.»
دغه المانی وزیر ویلی ول، چی له افغان چارواکو سره د خبرو اترو اصلی موضوع د ښې حکومتوالی او قانون د حاکمیت په اړه وه.
له هغه وخت راهیسی چی د المان دغه سیاستوال د آلمان د پرمختیایی چارو وزیر ټاکل شوی و، ده افغانستان ته اووه ځله سفرونه کړی دی.


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/2/26 ] [ 10:13 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
سه شنبه ۸ حوت ۱۳۹۱

ناتو در واکنش به ادعای دولت مبنی بر بدرفتاری نیروهای ویژه امریکا با ساکنان ولایت میدان‌وردک، گفته به شواهدی دست نیافته که این ادعا را ثابت کند.
روز یک‌شنبه، ۶‌حوت، ایمل فیضی، سخنگوی رییس‌جمهور کرزی به خبرنگاران گفت که رییس‌جمهور به نیروهای ویژه امریکایی دو هفته مهلت داده که از این ولایت خارج شوند.
او دلیل تعیین این ضرب‎الاجل از جانب شورای امنیت ملی را «آزار، اذیت، شکنجه و حتا قتل مردم بی‌گناه توسط افراد مسلحی زیر نام قوای خاص امریکایی در ولایت میدان وردک» عنوان کرد.
به گزارش بی‌بی‌سی، روز دوشنبه جنرال گونتر کاتز سخنگوی ناتو به خبرنگاران در کابل گفت که از تصمیم اخیر حکومت افغانستان آگاه است، اما شواهدی که اتهامات مطرح شده از سوی حکومت را ثابت کند، وجود ندارد.
او تاکید کرد که ناتو در همکاری با حکومت افغانستان تلاش می‎کند که راه‌حلی برای رفع نگرانی شهروندان افغان پیدا کند.
آقای کاتز گفت: «ما تمامی اتهام‎ها در مورد بدرفتاری را جدی می‌گیریم و تلاش به خرج می‎دهیم تا واقعیت‎های مربوط به این مساله را مشخص کنیم.»
او افزود: «ما وضعیت وردک را به صورت جدی ارزیابی می‎کنیم و این مساله را در هماهنگی کامل با همکاران افغان خود حل خواهیم کرد.»
سخنگوی پیمان ناتو تاکید کرد که همه عملیات نظامی که از سوی نیروهای تحت فرمان این پیمان در ولایت میدان‌وردک اجرا شده، با هماهنگی نیروهای داخلی انجام شده است.
با این حال، جنرال کاتز در پاسخ به این پرسش که آیا نیروهای ویژه امریکایی مطابق ضرب‎الاجل تعیین‌شده از سوی حکومت ولایت میدان وردک را ترک می‎کنند یا نه، توضیحی نداد.
این در حالی است که وزارت دفاع در صفحه فیسبوک خود از قول جنرال ظاهر عظیمی، سخنگوی این وزارت نوشته که برای اجرای دستور حامد کرزی، از نیروهای ویژه امریکایی خواسته شده که ولایت میدان وردک را در مدت تعیین‌شده «تخلیه» کنند.
آقای عظیمی گفته است که مقام‎های امنیتی تصمیم گرفته‎اند نیروهای ارتش در محلات استراتژیک این ولایت مستقر شوند و عملیات پاک‌سازی و گشت‌زنی مطابق «برنامه جدید امنیتی» اجرا شود.
ولایت میدان‌وردک با شهر کابل فاصله کمی دارد و نفرات مسلح وابسته به گروه طالبان و حزب اسلامی در شماری از مناطق استراتژیک آن حضور فعال دارند.
دو شاهراه کابل-قندهار و کابل-بامیان از این ولایت می‎گذرد و در چند ماه گذشته گزارش‎هایی منتشر شده که دسته‎های مسلح وابسته به این دو گروه اقدام به راه‌گیری و حتا قتل مسافران کرده‎اند. در چند مورد سربریدن مسافران به نفرات مسلح شورشیان نسبت داده شد.
در پی اعلام تصمیم اخیر حامد کرزی برای خروج نیروهای ویژه امریکایی از میدان‌وردک، شماری از رسانه‌ها، از آن انتقاد کردند که چرا دولت به جای این تصمیم، مانع فعالیت شورشیان نمی‌شود.


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/2/26 ] [ 9:44 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

سه شنبه ۸ حوت ۱۳۹۱

۸‌صبح، کابل: مجلس سنای کشور اعدام‌های اخیر ا فغان‌ها در ایران را به شدت محکوم کرده و گفته است که این کشور برخلاف تعهدات قبلی‌اش به جانب افغانستان، به سلسله‌ی اعدام‌ افغان‌ها در آن  کشور پرداخته  است.

گفته می‌شود که در یک هفته‌ی گذشته دولت ایران ده تن از افغان‌های مهاجر  در آن کشور را به جرم قاچاق مواد مخدر اعدام کرده و اجساد آنها به افغانستان منتقل شده است.
بر بنیاد گزارش رسانه‌ها، بیشتر اعدام‌شدگان، باشندگان ولسوالی کلفگان ولایت تخار هستند که مراسم خاک‌سپاری پنج تن آنان روز شنبه برگزار شد. خانواده‌های اعدام‌شدگان در این ولسوالی گفته‌اند که نزدیک به هشتاد تن از باشندگان این ولسوالی در شش‌ماه اخیر، در ایران اعدام شده‌اند.

مجلس سنا با انتشار اعلامیه‌ای می‌گوید با آن‌که مقام‌های ایرانی در دیدار هیات‌های پارلمانی افغانستان از آن‌ کشورتعهد کرده بودند تا مجازات اعدام افغان‌ها را به حبس درازمدت کاهش می‌دهند، اما این کشور«پی‌درپی» به اعدام افغان‌ها در آن کشور ادامه می‌دهد.
این مجلس هم‌چنین می‌گوید که افغانستان در بیش از سه دهه گذشته،« در اثر توطیه‌‌های آشکار و پنهان برخی از همسایگان، میلیون‌ها فرزند خود را از دست داده است.»
مجلس سنا اعدام‌های اخیر افغان‌ها در آن کشور را «غیرمنصفانه» خوانده و گفته‌است که برغم و اندوه مردم افغانستان افزوده است.
مجلس سنای کشور هم‌چنین از نهاد‌های حقوقی بین‌المللی و حکومت افغانستان خواسته است تا‌موضوع اعدام‌های مخفی و علنی افغان‌ها به شمول کارگران عادی در ایران را به صورت جدی پی‌گیری کند.
پیش از این، ریاست‌جمهوری به وزارت خارجه و اداره‌ی امور دستور داده است تا چگونگی اعدام‌افغان‌ها در ایران را از راه‌های دیپلوماتیک پی‌گیری جدی کند.
این درحالی است که کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نیز بر ضروت مطرح ساختن اعدام افغان‌ها در شورای امنیت سازمان‌ ملل تاکید کرده و حزب حق و عدالت پروسه مجازات اعدام به افغان‌ها را غیر منصافانه خوانده است.

گروهی خبر هفته نامه ندای غزنه


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/2/26 ] [ 9:42 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

شهر کابل
8صبح، کابل: 8صبح به اسنادی دست یافته که نشان می‌دهد از سال 1381 تاکنون، حدود 2 میلیون جریب زمین دولتی، توسط افراد مختلف و ارگان‌های دولتی غصب شده است.
این سندها نشان می‌دهد که بیشترین زمین‌های غصب‌شده، در ولایت‌های کابل، بلخ، ننگرهار، قندهار و هرات بوده است.
حامد کرزی، رییس‌جمهور کشور، به‌تاریخ 5/5/1391، طی فرمانی 165ماده‌ای، وزارت زراعت را مکلف ساخت «در مدت سه‌ماه، با همکاری وزارت‌های عدلیه، امور داخله، لوی‌سارنوالی، اداره‌ی عالی مبارزه با فساد اداری و اداره‌ی مستقل ارگان‌های محل در مورد غصب املاک دولتی و شخصی در سطح کشور، معلومات دقیق را جمع‌آوری و به شورای وزیران ارایه کند.»
پس از این فرمان، یک کمیسیون متشکل ‌از نمایندگان شش نهاد یادشده و در راس آن وزارت زراعت، ایجاد شد.

کمیسیون، پس از بررسی و تحقیق دریافت که نزدیک به دو میلیون جریب زمین دولتی توسط شماری از اعضای پیشین کابینه، زورمندان، فرماندهان جهادی، اعضای شورای ملی، بزرگان قوم، متنفذان، افراد مسلح غیرمسوول، ارگان‌های دولتی و شماری از افراد دیگر غصب شده است.
بر اساس یک کاپی گزارش این کمیسیون، شماری از افراد از یک تا بیش از یک‌هزار جریب زمین دولتی را در ولایت‌های کابل، هرات، بلخ، قندهار، ننگرهار و کندز غصب کرده‌‌اند.
‌غاصبان زمین، روی زمین‌های غصب‌شده خانه‌های رهایشی، شهرک‎‌ها، تانک تیل‌ها، مارکیت‌ها و زمین‌های زراعتی ساخته‌اند.
از سویی هم، در یک گزارش مشاوریت ارشد ساختمانی و تخنیکی ریاست جمهوری آمده است: «بیش‌از 4.5 میلیون جریب زمین دولتی در مناطق زراعتی، دهاتی و شهری غصب شده است.»
در ادامه‌ی این گزارش آمده است که 20 در صد زمین‌ها در ساحات پلانی شهرهای کشور، غصب شده است که این زمین‌ها تاثیرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی منفی را برای دولت به‌وجود آورده است.
در گزارش گفته شده که در نتیجه‌ی غصب زمین‌های دولتی، بزرگ‌ترین پروژه‌های مالی دولت با مشکلات غیرقابل‌حل روبه‌رو شده است.
در گزارش مشاوریت ساختمانی ریاست‌جمهوری، دادگاه‌ها، سارنوالی، شهرداری‌ها، ریاست قضایای دولت، اعضای شورای ملی، اعضای شورای ولایتی، مسوولان وزارت‌های انکشاف شهری، وزارت‌ دفاع، داخله و ریاست امنیت ملی از  جمله‌ی تشویق کنندگان و همکار غاصبان زمین  گفته شده‌اند.
در این گزارش آمده است: «فرماندهان مسلح، زورمندان، اعضای کابینه، ماموران، منصب‌داران، پولداران، برخی از نمایندگی‌‌های تجارتی و راهنما‌های معاملات ملکیت‌های عامه را غصب کرده‌اند.»
در پایان این گزارش، امضا‌های محمد یوسف پشتون، مشاور ارشد ساختمانی و تخنیکی ریاست‌جمهوری، دگرجنرال عبدالحلیم علیم نماینده‌ی لوی سارنوالی، انجنیر محمد یاسین رییس حفظ و احیای شهرهای تاریخی وزارت شهرسازی، هارون ظریف، معاون اداره‌ی اراضی وزارت زراعت، محمد امین  قانع مشاور اداره‌ی امور و دبیرخانه‌ی شورای وزیران، امین‌الله امانت، آمر نظارت و بررسی اداره‌ی عالی مبارزه با فساد اداری و غلام ایشان سلطانی رییس کدستر اداره‌ی جیودیزی و کارتوگرافی دیده می‌شود.
هم چنین بر اساس یک سند دیگر، در تمام 22 ناحیه کابل، زمین غصب شده است.
در مکتوب شماره 3284، تاریخ 1391/9/6، ریاست عمومی ملکیت‌های شهرداری کابل عنوانی مقام ریاست مجلس نمایندگان و کمیسیون خاص نظارت از اعمال حکومت، فهرست شماری از افرادی که به‌صورت غیرقانونی زمین‌های دولتی را در 22 ناحیه‌ی شهر کابل، غصب کرده‌اند، وجود دارد. این مکتوب در 19 ورق، به ‌امضای انجنیر محمدیونس نواندیش، شهردار کابل، نوشته شده است.

نمایندگان و وزیران
گزارش شهرداری کابل نشان می‌دهد که شماری از نمایندگان برحال نیز، زمین‌های دولتی را غصب کرده‌اند.
در گزارش یادشده آمده است: «ملا عزت‌الله عاطف، حدود 500 جریب زمین‌ تپه‌ی خواجه‌جم را که در اطراف تپه‌ی بند قرغه در مربوطات ناحیه‌ی پنجم شهر کابل موقعیت دارد، غصب کرده است. این زمین که ساحه‌ی سبز می‌باشد، هم‌اکنون توسط ملاعزت، به‌فروش می‌رسد. این شخص به‌طرف غرب بند قرغه، یک شهرک رهایشی به‌نام «ملاعزت» نیز ساخته است و از این طریق نمره‌های رهایشی به‌فروش می‌رساند.»
در سند شهرداری کابل، آمده است که آقای عاطف در گام نخست 45 جریب زمین را قباله کرده؛ سپس صدها جریب دیگر را غصب کرده است. او در منطقه‌ی قرغه، یک راهنمای معاملات نیز دارد.
ملا عزت‌الله عاطف، از فرماندهان پیشین جهادی و نماینده مردم در مجلس نمایندگان است.
هم‌چنین براساس گزارش کمیسیون خاص حکومت، نجیب‌الله کابلی، در سال 1382، حدود 620 جریب زمین دولتی نوع بایر را در منطقه‌ی کاریزمیر ولسوالی شکردره غصب کرده است. آقای کابلی، در این زمین یک شهرک رهایشی ساخته است.
نجیب‌الله کابلی، صاحب امتیاز تلویزیون امروز، نماینده پیشین مردم در مجلس نمایندگان و رییس کنونی حزب مشارکت ملی است.
نمایندگانی هم هستند که تنها چند بسوه زمین را در مهم‌ترین نطقه‌های شهر کابل، غصب کرده‌اند.
براساس مکتوب شماره 793 تاریخ 14/6/1391، ریاست ناحیه‌ی دهم، سیدحسین انوری، احاطه‌ی برج برق 14 چهارقلعه وزیرآباد را غصب کرده است.
آقای انوری، رییس حزب حرکت اسلامی مردم افغانستان و یکی از نمایندگان کنونی مردم کابل در مجلس است.
هم‌چنین، شخصی به‌نام احمد در شیرپور شهر کابل، یک قسمت از حیاط برج برق شیرپور را غصب کرده است.
در مکتوب شماره 239، تاریخ 20/4/1389ریاست ناحیه‌ی بیست‌ویکم شهرداری کابل، آمده است که در منطقه‌‌ی بت‌خاک این ناحیه‌، بیش از 5 هزار جریب زمین غصب شده است.
در همین حال، در ناحیه‌ی هفتم، منطقه دشت پدوله، در حال حاضر شماری از افراد نمره‌های رهایشی را در این منطقه خط‌اندازی می‌کنند. هم‌اکنون بیش از 250 ساختمان خودسر در بالای پروژه‌ی پدوله توسط افراد مختلف به‌شکل غیرقانونی ساخته شده است.
حامد کرزی، چند سال پیش، در فرمانی زمین‌های دشت پدوله را به نمایندگان و سناتوران شورای ملی داد، اما نمایندگان از گرفتن نمره‌های رهایشی در دشت پدوله خودداری کردند.
مجلس نمایندگان، مصوبه‌ای را صادر کرد که براساس آن نمره‌های دشت پدوله حق معلولان و معیوبان است.
از سویی هم، شماری از وزیران پیشین کابینه نیز، در برخی از ناحیه‌های شهر کابل، زمین‌های دولتی را غصب کرده‌اند.
استاد اکبر، وزیر پیشین مهاجران و عودت‌کنندگان و قوماندان ممتاز، از فرماندهان جهادی، در روستای «نونیاز» از مربوطات ناحیه‌ی بیستم شهر کابل، حدود 500 جریب زمین را غصب کرده‌اند.
آقای اکبر، در حال حاضر یکی از مشاوران وزارت مهاجران است.
با این حال، آقای ممتاز، برای ساخت 5 شهرک غیرقانونی خود نیز، هزارها جریب زمین دولتی را غصب کرده است. (جزییات غصب زمین توسط فرمانده ممتاز را، در بخش شهرک‌ها بخوانید.)
هم‌چنین، براساس مکتوب شماره 79، تاریخ 12/6/1391 مدیریت ملکیت‌های ناحیه‌ی نوزدهم شهرداری کابل، در جوار ذخایر گاز تپه‌ی تره‌خیل، حدود 30 جریب زمین از طرف «کوچیان تره‌خیل» غصب شده است.
در سند تاکید شده است: «قوماندان مروت تره‌خیل، حدود 80جریب زمین دولتی را در جوار ذخایر گاز تپه‌ی تره‌خیل، غصب کرده است. قوماندان مروت تره‌خیل و رحمان کوچی تره‌خیل نیز، 80 جریب زمین را در ساحه‌ی کوه‌سلطانی ولسوالی ده‌سبز غصب کرده‌اند.»
در همین حال، یکی از اعضای مجلس نمایندگان که نخواست نامش فاش شود، مدعی‌ است که ملا تره‌خیل محمدی، یکی از نمایندگان مردم کابل و عضو کمیسیون خاص مطالعه اعمال حکومت، حدود 120 هزار نمره زمین دولتی را در منطقه‌ی بت‌خاک کابل، غصب کرده است.
به‌گفته‌ی این منبع، آقای تره‌خیل زمین‌های غصب‌شده‌ی دولتی را به ‌بستگان خود توزیع کرده است.
اما ملا تره‌خیل محمدی، با رد این ادعاها می‌گوید هیچ‌گاهی زمین‌های دولتی و شخصی را غصب نکرده است.
آقای تره‌خیل گفت: «من غصب نکرده‌ام، آدرس من مشخص است. هر فردی که این گپ را گفته است، بیاید و برای من بگوید که در کجا زمین را غصب کرده‌ام. این تبلیغ است و شما باید قبول نکنید.»
او هم‌چنین می‌گوید که رییس‌جمهور کرزی، در منطقه‌ی بت‌خاک برای کوچیان پروژه داده است.
محمدی افزود: «نمره‌های بت‌خاک، به‌من هیچ تعلق ندارد، زمین بت‌خاک را کوچیان گرفته‌اند. اگر من گرفته‌ باشم، ادعاکننده بیاید تا من جواب بدهم. کوچیان در هر جایی‌که باشند، نباید از نام من استفاده‌ کنند. اگر از نام من استفاده صورت گرفته باشد، حتما از آن جلوگیری می‌کنم.»
از سویی هم، در شرق و غرب میدان هوایی بین‌المللی کابل، بیش از 80هزار مترمربع زمین دولتی توسط افراد مختلف غصب شده است.
اکنون در شمال و غرب این میدان، خانه‌های رهایشی ساخته شده است.
شهرداری کابل، در دهه‌ی 60، بیش از 80هزار مترمربع زمین را به‌منظور گسترش و ساخت ساحه‌ی امنیتی برای این میدان منظور کرده بود، اما اکنون این زمین‌ها غصب شده است.
قوماندان عبدالرحمان، حدود 40جریب زمین دولتی را در شمال میدان هوایی غصب کرده است. او اکنون این زمین را چهاردیواری نیز کرده است.
این قوماندان با زور خود، 4جریب زمین آمریت حوزه‌ی پانزدهم امنیتی کابل را نیز، غصب کرده است.
در سند شهرداری کابل آمده است که قوماندان عبدالرحمان، سند اصلی ندارد و تنها با اقرار خط، در صدد غصب زمین است.
شماری از افرادی که نام‌های‌شان درج سند نشده‌اند، حدود 27 هزار مترمربع زمین را در «سبز لیسه‌ی محمد فقیر فیروزی»، در اطرف میدان هوایی از مربوطات ناحیه‌ی پانزدهم، غصب کرده و در آن‌جا خانه‌ ساخته‌اند.
در همین حال، در نقاط مرکزی شهر کابل نیز، صدها هزارها جریب زمین دولتی غصب شده است.
در بخشی از سند شهرداری کابل آمده است: «دامنه‌ی کوه‌های خواجه‌صفا، شیردروازه، ‌بالاحصار و دامنه‌‌ی کوه‌های شهدای صالحین در ناحیه‌ی اول شهرداری کابل و دامنه‌ی کوه‌های آسمایی، عقب ذخایر مواد نفتی کارته آریانا، دامنه کوه‌های قول‌آبچگان و ده‌افغانان در ناحیه‌ی دوم توسط افراد مختلف غصب شده است.»
در ادامه‌ی سند آمده است: «زمین‌های عقب وزارت زراعت، دهمزنگ، عقب سیلو، جمال‌مینه و کوه آسمایی در مربوطات ناحیه‌ی سوم، چمن وزیرآباد و دامنه‌ی کلوله‌پشته در ناحیه‎‌ی چهارم نیز غصب شده است.»
با این حال، زورمندان به ‌مساحت هزارها مترمربع زمین را در ساحه‌های تپه‌ی بی‌بی مهرو، دامنه‌ی کوه مشرف، کوتل خیرخانه، زمین توسعه‌ی دستگاه برق حرارتی، پروژه‌های حصه‌های اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم خیرخانه و پروژه‌ی 212فامیلی، خانه‌های خودسر ساخته‌اند.
هم‌چنین، 750 نمره زمین در منطقه‌ی پروژه‌ی خیرخانه مینه که از جمله‌ی پروژه‌های شهری می‌باشد، توسط افراد مختلف غصب شده است.
در ‌سمت جنوب بلاک‌های 2 و 4 پروژه‌ی احمدشاه مینه که در قطعه‌ی 113 و 114 نوآباد کادستری به‌نام فارم وزارت زراعت قید است، 106جریب زمین دولتی در جریان چند سال گذشته، غصب شده است.
از سویی هم، در ناحیه‌ی سیزدهم شهر کابل نیز، هزارها جریب زمین دولتی در جریان ده‌سال گذشته، غصب شده است.
شیردل و حاجی راکی، از دیگر غاصبان، حدود یک‌هزار جریب زمین دولتی را در دشت قلعه‌ی حیدرخان ناحیه‌ی سیزدهم غصب کرده است.
هم‌چنین، محمدآصف مشهور به سیاه‌پوش، با قباله‌ی جعلی حدود 100 جریب زمین دولتی را در سال‌های 1382 و 1383 از منطقه‌ی قلعه‌ی محب ناحیه‌ی سیزدهم غصب کرده است.
آقای سیاه‌پوش، سپس هر جریب زمین را حدود 200هزار کلدار پاکستانی به‌فروش رسانیده است. او هم‌اکنون در شهر نو کابل زندگی می‌کند.
دگروال حبیب‌الله، حدود یک‌هزار جریب زمین دولتی را از منطقه‌ی «قلعه» ناحیه‌ی سیزدهم، غصب کرده و بعدا به‌شکل نمره‌ به‌فروش رسانیده است.
هم‌چنین، حاجی خلیل و حاجی جلیل حدود 100 جریب زمین را در سال 1386 در ناحیه‌ی سیزدهم غصب کرده است. او زمین ‌غصب‌شده را برای شماری از باشندگان ولایت‌های غزنی، بامیان و میدان‌وردک به‌فروش رسانیده است.
مدیر زمری، حاجی زلمی و خیال حدود 400 جریب زمین متصل شهرک حاجی نبی خلیلی را غصب کرده‌اند.
آنان، زمین‌های غصب شده را دوباره به ‌آقای خلیلی به‌فروش رسانیده‌اند.
حاجی نبی خلیلی در ناحیه‌ی ششم یک شهرک رهایشی به‌نام امید سبز دارد.
در همین حال، رضا خلیلی یکی از پسران نبی خلیلی، مدعی است که مدیر زمری، حاجی زلمی و خیال قباله‌ی شرعی دارند.
خلیلی گفت: «زمین‌های متصل شهرک ما، از جمله‌ی زمین‌های پدری افراد یاد شده است. سندهای آنان تایید دادگاه‌های کشور را نیز دارد.»
آقای خلیلی می‌افزاید که آنان با سند اصلی زمین‌ها را به‌فروش می‌رسانند و زمین‌های شهرک امید سبز، هیچ‌گونه مشکل قانونی ندارد.
هم‌چنین، محمدداوود حدود 40 جریب زمین دولتی را از منطقه‌ی ریگ‌ریشن دشت برچی و لالا در سال 1387حدود 30 جریب زمین را از همین منطقه غصب کرده‌اند.
لالا، هر جریب زمین را مبلغ یک‌میلیون‌و500هزار افغانی برای مردم به‌فروش رسانیده است.
در عین حال، محمدداوود و شیرآغا هر یک حدود یک‌هزار جریب زمین دولتی را از منطقه‌ی کاریزمیر در مربوطات ناحیه‌ی سیزدهم غصب کرده‌اند.
ارزک، محراب، ارسلا، امیرمحمد، احمدشاه، ملنگ، قطب‌الدین، ببرک، زمرک، سنگ، ولدان حبیب، عارف، نور، مستوفی و اعظم هر یک بیش از ده‌ها جریب زمین دولتی را از ناحیه‌ی سیزدهم غصب کرده‌اند.
از سوی دیگر، یک بخش بزرگ زمین‌های کول‌حشمت‌خان در شهر کابل، که یک ساحه‌ی محافظت شده است، توسط افراد مختلف غصب شده است.
در پایان این سندها امضا‌های رییس‌های ملکیت‌، پالیسی و انسجام، استملاک و طرح و تطبیق پلان‌های شهری شهرداری کابل دیده می‌شود.
در میان متهمان غصب زمین، تنها 94 تن از آنان در سال 1373 هر یک دو- سه بسوه زمین را از مناطق مختلف خیرخانه غصب کرده‌اند.
روزنامه‌ی 8صبح تلاش کرد که نظر مسوولان شهرداری کابل را نیز بگیرد، اما مسوولان این اداره به‌دلیلی که موضوع غاصبان زمین تاکنون رسانه‌ای نشده است، از گفتگو در این مورد خودداری کردند.

زمین‌های وزارت دفاع
در همین حال، در جریان یازده‌سال گذشته، نزدیک به 3هزار جریب زمین وزارت دفاع ملی در شهر کابل نیز، غصب شده است.
در مکتوب شماره 2060، تاریخ 26/9/1391، ریاست امور ساختمانی و اداره‌ی املاک وزارت دفاع، عنوانی کمیسیون خاص بررسی و مطالعه اعمال حکومت مجلس نمایندگان تاکید شده که حدود 3هزار جریب زمین این وزارت توسط زورمندان، افراد مسلح غیرمسوول و شماری از افراد دیگر غصب شده است.
در بخشی از این مکتوب آمده است: «نزیک به 3هزار جریب زمین این وزارت در منطقه‌های ریش‌خور، مهتاب‌قلعه، پلچرخی، تپه‌های کارته‌نو، مرنجان، بی‌بی مهرو، دافع هوای تره‌خیل، کلوله‌پشته، قرغه و پولی‌گون کمری شهر کابل، توسط زورمندان و افراد مسلح غیرمسوول در جریان یازده‌سال گذشته، غصب شده است.»
در زیر این سند، امضای جنرال بسم‌الله محمدی، وزیر دفاع ملی، دگروال انجنیر توریالی مدیر تنظیم وارداتی و دگروال انجنیر عبدالسلام مدیر پالیسی ساختمانی و اداره‌ی املاک این وزارت، دیده می‌شود.

وزارت دفاع در ولایات
از سویی هم، در جریان یازده‌سال گذشته، حدود 90هزار جریب زمین‌ وزارت دفاع در ولایت‌های ننگرهار، کنر، فاریاب، بلخ، پکتیا، خوست، غزنی، پکتیکا، قندهار، فراه، هرات، بدخشان و کندز توسط زورمندان، افراد مسلح غیرمسوول و برخی از ارگان‌های دولتی غصب شده است.
هم‌چنین، نزدیک به 2500 جریب زمین وزارت دفاع، در ولایت‌های ننگرهار، بلخ، زابل، پکتیا، خوست، کابل و غزنی تحت دعوای برخی از افراد قرار دارد.
در همین حال، وزارت‌های دفاع، داخله، شهرداری کابل و برخی از ارگان‌های دولتی نیز، هزارها جریب زمین دولتی را غصب کرده‌اند.
مسوولان وزارت زراعت، آبیاری و مالداری می‌گویند که غصب زمین‌های دولتی در شهرها، ضرر بزرگی بر دولت وارد کرده است.
مجید‌الله قرار، سخنگوی این وزارت به 8صبح گفت: «تپه‌های اطراف شهرها، از جمله‌ی کمربندهای سبز و نگهدارنده‌ی محیط‌زیست سالم می‌باشد؛ اما متاسفانه اکثریت زمین‌ها و تپه‌های شهرها به‌شمول شهر کابل، توسط افراد مختلف غصب شده است.»
آقای قرار، می‌افزاید که تثبیت زمین‌های غصب شده و شناسایی هویت غاصبان زمین بزرگ‌ترین مرحله‌ی کار کمیسیون بررسی غصب زمین‌های دولتی به‌شمار می‌رفت که اکنون این کار تمام شده و غاصبان کاملا شناسایی شده‌اند.
او، مشخص نکرد که تاکنون چه تعداد متهمان غصب زمین را شناسایی کرده‌اند.
با این حال، مسوولان وزارت امور داخله که یکی از اعضای کمیسیون شناسایی متهمان غصب زمین است، می‌گویند که حدود 20 هزار نفر نزدیک به 2 میلیون جریب زمین دولتی را غصب کرده‌اند.
صدیق‌الله صدیقی، سخنگوی این وزارت گفت: «وزارت داخله، پس از فرمان شماره 45 رییس‌جمهوری، در جریان شش‌ماه گذشته، 20 هزار متهم غصب زمین را که از 29 ولایت کشور، نزدیک به دو میلیون جریب زمین دولتی را غصب کرده‌اند، شناسایی کرده است.»
به‌گفته‌ی صدیقی، متهمان غصب زمین از زورمندان تا افراد عادی جامعه را تشکیل می‌دهند: «ما فهرست آنان را به ارگان‌های عدلی و قضایی کشور فرستاده‌ایم. پس از فیصله‌ی دادگاه‌ها، پولیس ملی مکلف است که آنرا تطبیق کند.»
اعضای کمیسیون یادشده، مدعی‌اند که فهرست متهمان غصب زمین را به اداره‌ی امور جهت فیصله‌ی شورای وزیران فرستاده‌اند.
اما رفیع فردوس، سخنگوی اداره‌ی امور از گفتگو در این مورد خودداری کرد. آقای فردوس گفت: «بنابر دلیل‌هایی نمی‌توانم که در مورد غصب زمین صحبت کنم.»

ولسوالی‌ها و شهر جدید کابل
دامنه‌ی غصب زمین تنها در 22 ناحیه‌ی شهر کابل، پایان نمی‌یابد، بل صدها هزار جریب زمین دولتی در ولسوالی‌های کابل نیز، غصب شده است. براساس گزارش اداره اراضی وزارت زراعت و مالداری، 212تن در کابل 25990جریب زمین را غصب کرده‌اند.
در ولسوالی‌های کابل، بیشترین زمین توسط ملک‌های روستاها، بزرگان محل، افراد مسلح غیرمسوول، افسران متقاعد، فرماندهان پیشین جهادی و متنفذان قوم غصب شده است.

بیش از یک‌هزار جریب زمین
شمار افرادی که بیش از یک هزار جریب زمین دولتی را در ولسوالی‌های شکرده‌، سروبی، پغمان، بگرامی، چهارآسیاب، خاک‌جبار، ده‌سبز، میر بچه‌کوت، قره‌باغ، گل‌دره و موسهی غصب کرده‌اند، به یازده تن می‌رسد.
در گزارش کمیسیون بند دوم ماده 27، فرمان شماره 45 رییس‌جمهوری، چنین آمده است: «ورثه‌ی عبدالله، یکی از فرماندهان پیشین جهادی در سال 1382، حدود 3900 جریب زمین دولتی را از روستای الغوثی ولسوالی شکردره، بدون کدام اسنادی غصب کرده است. او زمین‌ها را به ‌خانه‌های رهایشی و زمین‌های زراعتی تبدیل کرده است.»
از سویی هم، شماری از افراد مسلح ناشناس و ملکان روستاها نیز در میان متهمان بزرگ غصب زمین قرار دارند.
محمدنبی، وزیر و حاجی هر یک ملکان روستای چنار ولسوالی خاک‌جبار از همین روستا، حدود 4245 جریب زمین دولتی را بدون داشتن قباله غصب کرده‌اند.
این سه تن، در حال حاضر در این زمین‌ها خانه‌های رهایشی ساخته‌اند.
هم‌چنین، همیشه‌گل و بهرام‎‌الدین، از جمله‌ی تفنگ‌داران غیرمسوول حدود 1300 جریب زمین دولتی نوع للمی را از روستای بت‌خاک ولسوالی بگرامی با داشتن قباله‌ی جعلی، غصب و در این زمین، خانه‌های رهایشی آباد کرده‌اند.
در همین حال، شماری از بزرگان و متنفذان برخی از ولسوالی‌های کابل نیز، بیش از یک هزار جریب زمین دولتی را غصب کرده‌اند.
در گزارش اداره‌ی اراضی آمده است: «سخی و نورآغاز، از جمله‌ی بزرگان ولسوالی سروبی در سال 1382، حدود 1447 جریب زمین دولتی نوع للمی را از مرکز این ولسوالی غصب کرده‌اند. این دو متنفذ در حال حاضر در زمین‌های غصب شده، خانه‌های رهایشی ساخته‌اند.»
هم‌چنین، قاری شمس‌الله و ابراهیم حنیفی، از بزرگان ولسوالی پغمان، در سال 1383، حدود 1262 جریب زمین دولتی نوع للمی را از روستای زرشخ این ولسوالی غصب کرده‌اند.
آنان، اکنون در زمین‌های غصب‌شده خانه‌های رهایشی ساخته‌اند.
شماری از متهمان دیگر که بیش از یک‌هزار جریب زمین را غصب کرده‌اند، هر یک سید عبدالواحد، شخص متنفذ در روستای بت‌خاک ولسوالی بگرامی، حاجی دوران، در روستای چهل دختران ولسوالی چهار آسیاب، هم‌چنین، ملک لیوه خیل، ملک ریزه‌گل و داکتر شاه‌محمد، از جمله‌ی بزرگان ولسوالی‌های بگرامی و چهارآسیاب، از یک‌هزار تا 1300 جریب زمین از نوع بکروبابر را در ولسوالی‌های بگرامی و چهارآسیاب غصب کرده‌اند.

در میان این افراد حاجی دوران، در سال 1370 از روستای چهل دختران ولسوالی چهارآسیاب نیز 300 جریب دیگر را غصب کرده است.

منبع: 8 صبح.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزن


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/2/23 ] [ 15:57 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

ساز و آواز برای 'بینوایان'؛ داستانی پردرد و پرامید


آخرین روایت سینمایی "بینوایان" بر پایه رمان بزرگ ویکتور هوگو به شیوه موزیکال تهیه شده است. تام هوپر، سینماگر بریتانیایی، داستان حماسی نویسنده بزرگ را، که در گستره‌ای بیست ساله از دورانی توفانی در تاریخ فرانسه روایت می‌شود، تا جای ممکن به فضای واقعی نزدیک کرده است.

"بینوایان" را می‌توان موزیکالی نو دانست به این معنی که در آن از فضای خیالی سن یا سالن رقص، معمول فیلم‌های موزیکال، هیچ خبری نیست. سراسر فیلم در فضاهای حقیقی و مکان‌های "واقعی" بازگو می‌شود. دکورهای فیلم در بازسازی خیابان‌ها و تونل‌ها، سنگرها و زندان‌ها، که غالبا در تاریکی فرو رفته‌اند، ماهرانه است. بازیگران نیز، به ویژه هیو جکمن در ایفای نقش ژان والژان و آن هاتاوی در نقش فانتین، ظاهری رئالیستی و پذیرفتنی دارند، تنها نکته غیرواقعی فیلم این است که کاراکترها به جای حرف زدن آواز می‌خوانند.

این گرایش یا ژانر را هرگز نمی‌توان "نو" دانست، کافی است اشاره کنیم به چند نمونه معروف که سینمای موزیکال در خدمت درونمایه‌های رئالیستی قرار گرفته ‌است: از "الیور" (۱۹۶۸) به کارگردانی کارول رید، "اتاقی در شهر" (۱۹۸۲) به کارگردانی ژاک دمی تا فیلم سینمایی "رقص در تاریکی" (۲۰۰۰) به کارگردانی لارس فون تریه و...

آخرین روزنه‌های امید

ویکتور هوگو (۱۸۰۲ – ۱۸۸۵) بزرگترین نماینده دوران واپسین رومانتیسم است که در آثار او رگه‌های نیرومند رئالیستی وجود دارد. "بینوایان" که نخست در سال ۱۸۶۲ منتشر شد، عموما مهمترین رمان او شناخته می‌شود. کتاب ادعانامه یا فریاد دادخواهی انسانی نیکدل و باوجدان است که از ناروایی‌ها و نابرابری‌های دنیای خود به جان آمده است.

هوگو که در اعتراض به برقراری دیکتاتوری لویی بوناپارت از فرانسه تبعید شده بود، ده سال از زندگی خود را بر سر این رمان گذاشت و آن را چونان بیلان یا کارنامه نظامی که او را به تبعید فرستاده بود، به میهن خود فرستاد. دیری نگذشت که رمان به یکی از پرخواننده‌ترین آثار ادبی جهان بدل شد، و نه تنها مردم فرانسه بلکه ملت‌های بسیاری که با رنج و ستم "دنیای نو" آشنا بودند، سیمای خود را در آن دیدند.

"بینوایان" روایت پردرد و رنج نخستین مرحله سرمایه‌داری است، که این نظام با خشونت و ددمنشی در رسیدن به سود بالاتر و بهره‌کشی بیشتر، هیچ رحم و شفقتی نمی‌شناسد و برای قربانیان خود کمترین حقوقی قائل نیست.

اما در عین حال رمان، به اقتضای سرشت تحول‌خواه و انقلابی هوگو، سرشار از امید و روشن‌بینی است و در آن بارقه‌های امید به بهروزی و فردایی بهتر می‌درخشد. رمان را راهنمایی برای "جستجوی انسانیت در دنیای بورژوایی" دانسته‌اند، زیرا در منجلاب تیرگی و اعماق تباهی جا به جا انسان‌های شریف و پاکباخته را نشان می‌دهد که از هیچ تلاشی برای پیروزی حق و عدالت کوتاهی فروگذار نیستند.

ژان والژان، قهرمان مقاوم و نجیب "بینوایان" قربانی این نظام غیرعادلانه است که بر آن می‌شورد. او که به جرم دزدیدن کف دستی نان برای خانواده‌ای گرسنه به زندان محکوم شده، پس از رهایی از بند، به زندگی خود در یاری به بینوایان و فرودستان معنی می‌بخشد.

او با این که با تحمل سال‌های دراز و پررنج زندان، مکافاتی شاق را پشت سر گذاشته، از نظر قانون همچنان تبهکار است و محکومیت را چون داغ ننگی بر پیشانی دارد. افسری بیرحم و سنگدل به نام ژاور نماینده "نظم و قانون" است که با سرسختی اهریمنی و کینه‌ای سوزان قدم به قدم ژان والژان را دنبال می‌کند و آرام نمی‌گیرد تا او را باز در عمق سیاهچال ببیند.

در پایان رمان وصفی پرشور و باشکوه هست از جنبش اعتراضی که سرانجام به انقلاب ژوئن ۱۸۳۲ می‌انجامد و پایه‌های نظام حاکم را می‌لرزاند. با این که این جنبش، که شخص هوگو در آن نقش داشت، در سرکوبی خونین فرو رفت، اما میدان آزمونی بود برای بسیاری از جنبش‌های مردمی بعدی.

"بینوایان" همچنین رمانی است اخلاقی، آموزنده و تربیتی که هوگو آن را با هدف آگاهسازی و روشنگری نوشت. شاید به تعبیر امروزی بتوان آن را از نخستین الگوهای "ادبیات متعهد" دانست، به این معنا که نویسنده با آماج اجتماعی و سیاسی ویژه‌ای قلم در دست گرفت و پیشاپیش از اهمیت و تأثیر کار خود به خوبی آگاه بود.

یک داستان و پنجاه فیلم

از داستان "بینوایان" حدود پنجاه برگردان فیلمی وجود دارد، یعنی می‌توان گفت که این رمان بیش از هر اثر ادبی دیگری به فیلم برگشته است. نه تنها در فرانسه و هالیوود، بلکه در ژاپن، مکزیک و ترکیه از روی آن فیلم ساخته‌اند. از ماجراهای آن در قالب‌ها و سبک‌های گوناگون فیلم ساخته شده، صامت و ناطق، از سیاه و سفید تا رنگی، با رنگمایه‌های تراژدی و عشقی و کمدی، هم عروسکی و هم کارتونی.

یکی از آخرین برداشت‌های "بینوایان" را روبرت حسین، بازیگر و کارگردان ایرانی‌تبار فرانسوی تهیه کرد، که ورسیون سینمایی آن در سال ۱۹۸۲ به روی پرده سینما رفت و به صورت سریالی چهارقسمتی در سال ۱۹۸۵ از تلویزیون فرانسه به نمایش درآمد. این برداشت بیش از هر فیلم دیگری به روایت اصلی و سیر ماجراهای داستان وفادار است.

آخرین فیلم تام هوپر، برگردان سینمایی نمایش موزیکال "بینوایان" است که با موسیقی کلود میشل شونبرگ بر پایه متنی از آلن بوبلیل معروفیت جهانی دارد. این نمایش از سپتامبر ۱۹۸۰ تا امروز به زبان‌های فرانسوی و انگلیسی در تماشاخانه‌های بزرگ پاریس و لندن و برادوی (نیویورک) روی صحنه بوده و از پربیننده‌ترین نمایش‌های موزیکال شناخته شده است.

تام هوپر، که در اینجا متأسفانه از قدرت و ظرافت فیلم پیشین خود "سخنرانی پادشاه" دور مانده، چیز زیادی به رمان "بینوایان" نیافزوده است؛ جز آواز، که متاسفانه همیشه زیبا و گوش‌نواز نیست. کارگردان اصرار داشته که بازیگران فیلم خود آواز بخوانند، آن هم به صورت زنده و سر صحنه. این شگرد در مورد برخی از بازیگران مانند هیو جکمن (ایفاگر نقش ژان والژان) موفق است و در مورد برخی دیگر مانند راسل کرو، ایفاگر نقش ژاور، توفیق زیادی ندارد.

مهمترین و شاید تنها نکته مهم در تولید این فیلم پاسخ به آرزوی افراد بیشماری است که در طول سی سال گذشته از موزیکال "بینوایان" بسیار شنیده، اما فرصت تماشای آن را روی صحنه نداشته‌اند.

منبع: بی بی سی

گروهی سینمایی هفته نامه ی ندای غزنه.


موضوعات مرتبط: بهرين هاي سينما دنيا و افغانستان
[ 2013/2/23 ] [ 15:55 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
الکس تیر، معاون اداره انکشافی ایالات متحده امریکا برای افغانستان و پاکستان می‌گوید که بعد از این، بیشتر کمک‌های این اداره برای حفظ دست‌آورد‌های ده‌سال گذشته به مصرف می‌رسد. آقای تیر می‌گوید که افغانستان در ده‌سال گذشته، دست‌آورد‌های خوبی داشته است و این دست‌آوردها به نگهداری جدی نیاز دارند.

آقای تیر گفت: «افغانستان در ده‌سال گذشته در بخش‌های تعلیم و تربیه، صحت و اقتصاد دست‌آورد‌های مهمی ‌داشته است و این دست‌آورد‌ها نیاز به حفاظت دارند. بنابراین، پس از این تمرکز و کمک ما بیشتر برای حفظ این دست‌آورد‌ها خواهد بود.»
اداره انکشافی ایالات متحده امریکا پس از سال ۲۰۰۲ حدود ۱۴ ملیارد دالر برای بازسازی افغانستان کمک کرده است. بخش اعظم این کمک‌ها در پروژه‌ها عمرانی، زراعت، تعلیم و تربیه، صحت و رسانه به مصرف رسیده است.

الکس تیر می‌گوید پولی که اداره انکشافی ایالات متحده امریکا به کشورهای مختلف جهان کمک می‌کند، از مالیه‌دهندگان خود به دست آورد و برای ادامه کمک‌ها به افغانستان قناعت دادن آن‌ها بسیار ضروری است.

به باور آقای تیر، پولی که ادره انکشافی ایالات متحده امریکا در ده‌سال گذشته هزینه کرده است، نتیجه قابل‌قبول داشته است. به همین دلیل این اداره، به ادامه کمک‌هایش مصمم است. او گفت: «ده‌سال قبل ما در مورد یک نسل گم‌شده زنان فکر می‌کردیم که نمی‌توانستند به مکتب بروند و کار کنند، اما حالا پس از یک دهه، صدهاهزار دختر و زن می‌توانند به مکتب بروند، به دانشگاه بروند و می‌توانند در حکومت کار بکنند. زنان امروز در اقتصاد و سیاست دخیل‌اند. این‌ها همه تغییرات مثبت است.»
او دست‌آورد‌های بخش صحت را بیشتر از همه می‌داند و می‌گوید که برای تعدادی، این قابل باور نیست که اوسط عمر افغان‌ها در ده‌سال گذشته ۱۵ الی ۲۰ در‌صد افزایش یافته است. آقای تیر گفت: «ده‌سال قبل ۶درصد مردم افغانستان به خدمات صحی دسترسی داشتند، در حالی که امروز بیش از ۶۶درصد مردم افغانستان به خدمات صحی دسترسی دارند و اوسط عمر افغان‌ها ده‌سال قبل ۴۴ سال بود، اما امروز به ۶۴ سال رسیده است. این یک دست‌آورد مهم است که حتا برای بعضی‌ها قابل باور نیست.»
آقای تیر می‌گوید که پس از این، بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری‌‌ آن‌ها در بخش‌های زراعت، کمپنی‌های کوچک و منابع طبیعی خواهد بود. به گفته الکس تیر، سرمایه‌گذاری بر تصدی‌های کوچک و متوسط زراعتی می‌تواند برای بهبود و انکشاف زراعت موثر باشد. او گفت: «در کنار سرمایه‌گذاری بالای تصدی‌های زراعتی و کمپنی‌ها کوچک، هم‌چنین ما در نظر داریم تا بالای منابع طبیعی افغانستان سرمایه‌گذاری کنیم، چون برای اقتصاد افغانستان خیلی مهم است، اما این کار به زمانی زیاد نیاز دارد.»
نگهداری از دست‌آورد‌های ده‌سال گذشته برای انکشاف افغانستان، از مسایل عمده به شمار می‌رود. روی این منظور، حکومت افغانستان در کنفرانس توکیو از جامعه جهانی و ایالات متحده امریکا، خواستار همکاری جدی شده بود. اداره انکشافی ایالات متحده امریکا می‌گوید که برای حفاظت از دست‌آورد‌های گذشته، به افغانستان همکاری می‌کند و برای این کار برنامه‌هایی را روی دست دارد.
الکس تیر می‌گوید، برای حفاظت از دست‌آورد‌ها، به دو چیز باید فکر کرد: اول اینکه افغان‌ها در رهبری قرار بگیرند و دوم افغانستان باید منابع داشته باشد. آقای تیر گفت: «برای نگهداری دست‌آورد‌ها نیاز است تا دولت افغانستان، مردم و سکتور خصوصی ظرفیت‌سازی کنند و در رهبری قرار بگیرند تا این دست‌آورد‌ها باقی بماند.»
او هم‌چنین می‌گوید حکومت افغانستان باید عواید خود را بلند ببرد. به گفته آقای تیر: «راه دوم برای حفاظت از دست‌آورد‌ها این است که حکومت باید عواید خود را افزایش بدهد و خبر خوش این است که افغانستان عواید خود را به دو میلیارد دالر افزایش داده است، اما برای تمام مصارف کافی نیست. به همین دلیل ما کمک می‌کنیم، اما این کمک‌ها تدریجا کم می‌شود. ما در جستجوی انکشاف سکتور خصوصی هستیم، تا بتواند زمینه کاریابی و انکشاف را مساعد کند.»
الکس تیر می‌گوید پولی که اداره انکشافی ایالات متحده امریکا به کشورهای مختلف جهان کمک می‌کند، از مالیه‌دهندگان خود به دست آورد و برای ادامه کمک‌ها به افغانستان قناعت دادن آن‌ها بسیار ضروری است. تیر گفت: «به دو دلیل ما توانستیم کمک‌های خود را به افغانستان ادامه بدهیم: اول این که مالیه‌دهندگان امریکا را که منبع اصلی کمک‌های ما هستند، قانع ساختیم که کمک‌های آن‌ها نتیجه داده است و دست‌آورد‌های زیادی داشته است. دوم این که دولت افغانستان در کنفرانس توکیو تعهد کرد تغییراتی به میان خواهد آورد که این دست‌آورد‌ها به حال خود باقی بماند. با فساد مبارزه خواهد کرد، با مشکلاتی مانند کابل‌بانک رسیدگی خواهدکرد، انتخابات افغانستان را به شکل شفاف برگزار خواهدکرد و عایدات خود را بلند خواهد برد.»
در کنفرانس توکیو که سال گذشته در مورد چگونگی ادامه کمک‌ها برای افغانستان راه‌اندازی شده بود، با در نظرداشت مشکلات افغانستان نیاز این کشور برای ده‌سال پس از ۲۰۱۴ سالانه ۴ ملیارد دالر تخمین زده شد. در این نشست جاپان و دیگر کشورهای کمک‌کننده تاکید کردند که در برابر ادامه حمایت بین‌المللی، دولت افغانستان باید وضعیت حکومت‌داری را بهبود بخشد، با فساد مبارزه کند و انتخابات ریاست‌جمهوری و پارلمانی را به صورت شفاف برگزار کند.
آقای تیر می‌گوید، دست‌آورد‌های افغانستان می‌تواند خوب حفاظت و انکشاف داده شود، در صورتی که افغانستان به تعهداتش عمل کند.
به گفته‌ی آقای تیر، به اساس فیصله کنفرانس کابل در دو سال گذشته، ۵۰ درصد کمک‌‌های این اداره از طریق حکومت افغانستان به مصرف رسیده است، اما جای نگرانی این است که ادارات دولتی نمی‌توانند بوجه‌ی انکشافی خود را در زمان معینه به مصرف برسانند. او می‌گوید که اگر ادارات دولتی نمی‌توانند بودجه را به مصرف برسانند، دیگر از سوی این اداره به برای آن‌ها پول داده نخواهد شد.

منبع: 8 صبح.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/2/23 ] [ 15:47 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

یکتن از فرماندهان طالبان همراه به همسرش در ولسوالی چهارسده ولایت غور در غرب افغانستان، پس از دادگاه صحرایی و اجرای حکم ضرب شلاق از منطقه‌اش اخراج شد.
مقام‌های محلی در این ولایت اعلام کردند که این رویداد پس از آن صورت گرفت که همسر این فرمانده طالبان از سوی مردم این منطقه به فساد اخلاقی متهم شد.
عبدالحی خطیبی، سخنگوی والی غور در این زمینه گفت: در حکمی که از سوی دادگاه صحرایی طالبان در روستای کورگین ولسوالی چهار سده این ولایت صادر شده این زن و مرد هر کدام محکوم به ۲۷ ضربه شلاق شدند.
او گفت که حامد نام فردی است که به همراه همسر این فرمانده طالبان محکوم شده است.
گفته شده پس از این رویداد این زن و مرد از منطقه مسکونی‌شان اخراج شده‌اند.
خطیبی بیان کرد که تحقیقات واحدهای امنیتی ولایت غور برای دستگیری عاملان این رویداد آغاز شده است.
به گفته سخنگوی والی غور علاوه بر این چندی پیش یک زن و مرد دیگر به جرم فساد اخلاقی پس از محاکمه صحرایی طالبان به قتل رسیدند.
او از نوع اعدام این افراد توسط طالبان چیزی نگفت.
گروه طالبان نیز در این رابطه اظهار‌نظر نکرده‌اند.
گفتنی است که ولسوالی چهارسده ولایت غور از جمله مناطق پرتحرک طالبان به شمار می‌رود.


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/2/23 ] [ 15:45 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

رییس کمیسیون مستقل انتخابات از نهادهای امنیتی خواست که با تأمین امنیت مراکز رأی‌دهی، برای برگزاری یک انتخابات شفاف و عادلانه، آماده‌گی جدی بگیرند.

فضل احمد معنوی روز گذشته در یک نشست خبری در کابل به خبرنگاران گفت که نبود امنیت، عمده‌ترین چالش در راه برگزاری سالم انتخابات آیندۀ ریاست‌جمهوری می‌باشد.
رییس کمیسیون مستقل انتخابات تأکید کرد که تا یک هفتۀ دیگر لیست مراکز رأی‌دهی را با نیروهای امنیتی به‌خاطر تأمین امنیت شریک می‌سازند.
فضل‌احمد معنوی هشدار می‌دهد که اگر امنیت مراکز رای‌دهی تأمین نشود، آن‌ها نخواهند توانست یک انتخابات همه‌شمول را برگزار کنند.
رییس کمیسیون مستقل انتخابات گفت: «من اگر مسوولیت کمیسیون انتخابات را در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۴ داشته باشم، در جایی ‌که امنیتش تأمین نباشد، صندوق رأی‌گیری نمی‌گذارم؛ نیروهای امنیتی مکلف‌اند امنیت مراکز رأی‌دهی، محلات رای‌دهی، کارمندان کمیسیون، مواد انتخاباتی، ناظرین، رای‌دهنده‌گان و امنیت کاندیدها را تأمین کنند. در صورتی‌ که امنیت این همه تأمین نشود، انتظار نداشته باشید که کمیسیون معجزه کرده و انتخابات را برگزار ‌کند.»
در این حال، کمیسیون انتخابات از در اختیار قرار گرفتن بودجۀ انتخابات توسط وزارت مالیه، انتقاد می‌کند.
رییس کمیسیون انتخابات معتقد است، هرگاه بودجۀ انتخابات به تنهایی از سوی وزارت مالیه به مصرف برسد، این مسأله مانع پیشرفت برنامه‌های این کمیسیون برای برگزاری انتخابات در زمان تعیین‌شدۀ آن خواهد شد.
آقای معنوی گفت: «فرمان ۴۵ ریاست‌جمهوری افغانستان، وزارت مالیه را مکلف می‌سازد که بودجۀ انتخابات باید از طریق وزارت مالیه به مصرف برسد که ما این مسأله را به چالش کشیدیم؛ دید ما این است که هرگاه مطابق معیارهای وزارت مالیه مصرف کنیم، شاید نتوانیم کارهای انتخابات را انجام بدهیم، بناً ما هم شرط‌های خود را داریم که برخی از شرط‌های ما را باید حکومت استثنائاً بپذیرد.»
اما آقای معنوی ابراز خوش‌بینی می‌کند که با در میان گذاشتنِ این مسأله به حکومت، در کلیات پیشنهادهای این کمیسیون پذیرفته شده است ولی در جزییات هنوز هم بحث‌ها ادامه دارد. بر اساس معلومات کمیسیون مستقل انتخابات، برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری حدود یک‌صد و پنجاه میلیون دالر هزینه می‌بردارد که بخش بزرگی از این مبلغ از سوی جامعۀ جهانی پرداخته می‌شود.
در این حال، مسوولان کمیسیون مستقل انتخابات می‌گویند، برنامه‌هایی را روی دست دارند تا بتوانند در سال ۲۰۱۴ انتخابات شفاف را برگزار و سطح تقلب را محدود سازند.
تأمین امنیت مراکز رأی‌دهی از عمده‌ترین مشکل برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری و پارلمانی دوره‌های گذشته نیز بوده است.
در مناطقی که امنیت به درستی تأمین نگردیده بود و مردم نتوانسته بودند به مراکز رأی‌دهی حضور به هم برسانند، صندوق‎ها به نفع نامزدان مشخص پر شد و به مرکز فرستاده شد.
اما حالا حکومت اطمینان داده است که با روی دست‌گرفتن تدابیر امنیتی، زمینه را برای برگزاری انتخابات مهیا می‌سازد.
آیساف نیز گفته است که نیروهای خارجی در صورت ضرورت، در این زمینه حاضر به همکاری با نیروهای امنیتی افغان‌اند.
قرار است انتخابات ریاست‌جمهوری و شوراهای ولایتی در ۱۶ حمل سال ۱۳۹۳ برگزار گردد.

منبع:‌ماندگار.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه.


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/2/23 ] [ 15:40 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

جنرال محمد ایوب سالنگی فرمانده پولیس کابل، اظهارات جنرال پیشین ارتش شوروی سابق در خصوص افغانستان را واهی و خلاف حقیقت می‌خواند.
جنرال بوریس گروموف به خبرگزاری ریانووستی گفته است که آن‌ها در افغانستان شکست نخورده‌اند و با بیرق‌های برافراشته به خانه‌های شان برگشته‌اند.
او همچنان گفته است که هم‌اکنون اکثریت مردم افغانستان از آن‌ها به نیکی یاد می‌کنند.
اما جنرال محمد ایوب سالنگی فرماندۀ پیشین جهاد و مقاومت، واکنش تندی به اظهارات این جنرال شوروی سابق، نشان داده است.
او این اظهارت را کاملاً واهی و خلاف حقیقت می‌داند و می‌گوید که گروموف آفتاب را به دو انگشت پنهان کرده نمی‌تواند.
این فرمانده ارشد جهادی، فرماندهان شوروی سابق را متهم به کشتار جمعی مردم افغانستان کرده و گفت: به تاریخ ۴ دلو ۱۳۶۷ ارتش شوروی سابق، پیش از خروج، انسان‌های بی‌گناه را به گونۀ دسته‌جمعی در ولسوالی سالنگ ولایت پروان شهید کردند و حتا در آن هنگام حیوانات و پرنده‌گان نیز از شر آن‌ها مصون نماندند.
او گفت که در چهارم دلو سال ۱۳۶۷ براثر بمباران هواپیماهای ارتش شوروی سابق که از میدان‌های هوایی شیندند، دوشنبه و … پرواز می‌کردند، ۱۲۰۰ تن از مردم بی‌گناه ما در سالنگ به شهادت رسیدند.
او گفت: ارتش شوروی سابق خلاف همۀ موازین پذیرفته‌شدۀ منطقه‌یی و جهانی، مردم را به گونۀ وحشیانه به رگبار بستند و تا توانستند بی‌گناهان را به شهادت رسانیدند.
فرمانده امنیه کابل می‌گوید: «این‌که جنرال گروموف مدعی است که ما در «افغانستان شکست نخورده‌ایم و با سربلندی از این کشور خارج شده‌ایم»، یک ادعای واهی و ‌دور از حقیقت می‌باشد؛ دنیا می‌داند که اتحاد جماهیر شوروی سابق در نتیجۀ مقاومت و پایمردی شجاعانۀ مردم افغانستان شکست خوردند؛ شکست شوروی سابق در تمام اسناد و مدارک منطقه‌یی موجود است.»
آقای سالنگی هم‌چنان می‌افزاید، در بخشی از اظهارات گروموف آمده است که «مردم افغانستان ما را دوست دارند و هنوز از ما به نیکویی یاد می‌کنند»، این یک اشتباه است، کسانی که جگرگوشه‌های خویش را در نبرد با دشمن (شوروی سابق) از دست داده باشند، نه تنها آنان را دوست نمی‌دارند، بل رسم مردم افغانستان این است که هرگز دشمن خود را نمی‌بخشند.
او گفت: من به جنرال گروموف می‌گویم با گذشت نزدیک به سی سال هنوز مردم افغانستان به شوروی سابق با دیدۀ نفرت نگاه می‌کنند و نسبت به آن‌ها، متنفر هستند.
فرمانده امینه کابل گفت، اخیراً (به ‌تاریخ ۵ دلو سال جاری) مردم سالنگ تجاوز ۴ دلو ۱۳۶۷ شوروی سابق به افغانستان را به شدت محکوم کرده و از شهدایی‌که توسط ارتش متجاوز شوروی به شهادت رسیده‌اند، گرامی‌داشت به عمل آوردند؛ آن‌ها همچنان طی اعلامیه‌یی خواستار به محاکمه کشانیدن عاملان اصلی تجاوز شوروی وقت به افغانستان شده شده‌اند.
او گفت که در میان شهدا و مجروحان حملات بی‌رحمانۀ ارتش شوروی سابق ده‌هاتن از خویشاوندان و نزدیکان ما نیز حضور داشتند؛ پدر و خواهرم در این حملات به شدت زخم برداشتند و تا اکنون علایم زخم‌ها در وجود آن‌ها به مشاهده می‌رسد.
این فرماندۀ جهاد و مقاومت گفت که فرماندهان شوروی سابق در هنگام خروج، به دلیل این‌که از ارتش منظم مجاهدین در سالنگ به خاطر انتقام‌گیری می‌هراسیدند، خانه‌های مردم را با سلاح‌های سنگین بمباران کردند.
به گفتۀ جنرال سالنگی، حتا کسانی‌که در بس‌های شهری بودند از سوی فرماندهان شوروی سابق کشته شدند.
او می‌گوید که خودم نیز باری از سوی نیروهای شوروی سابق در سالنگ محاصره شدم و به شکل ماهرانه توانستم خودم را از محاصرۀ آن‌ها نجات بدهم.
فرماندۀ پولیس کابل همچنان می‌گوید: «این جنرال شوروی سابق باید بداند که خروج شوروی در اثر فشار، مقاومت و ایستادگی مردم افغانستان صورت گرفته و این خروج، به معنای شکست بوده است؛ در نتیجۀ این شکست، اتحاد جماهیر شوروی از هم پاشید و کشورهای در بند استبداد و استعمار آسیای میانه به آزادی و استقلال رسیدند که این خود نشانۀ از شکست شوروی در جنگ افغانستان می‌باشد و حتا اسناد و شواهد موثق وجود دارد که برخی از مقام‌های بلندرتبۀ این کشورها، آزادی کشور خود را مدیون جهاد مردم افغانستان می‌دانند.»
آقای سالنگی می‌افزاید، در حدود ۶ ماه پیش از خروج اتحاد جماهر شوروی از افغانستان جنرال گروموف برای مذاکره با مجاهدین به درۀ سالنگ آمده بود؛ من نیز از نزدیک با این جنرال ملاقات کردم و در آن‌هنگام شکست را در چهره‌اش به وضوح مشاهده می‌کردم.
او گفت که این جنرال چهارستارۀ شوروی سابق با ۵۰ ماشین محاربوی به درۀ سالنگ آمده بود و برخی خواست‌های مشخص داشت که از سوی مجاهدین رد گردید.
او افزود، جای تعجب است که هنوز هستند کسانی چون گروموف که شکست‌ شوروی سابق را بی‌شرمانه پیروزی عنوان کرده و خاطره‌های تلخی را که از افغانستان با خود برده‌اند، به فراموشی سپرده‌اند.
وی افزود، اظهارات این جنرال یادآور آن همه دردها و رنج‌های بیکران است که مردم افغانستان به اثر تجاوز قشون سرخ متحمل شده‌اند.
فرماندۀ پیشین جهادی، از سفارت فدراسیون روسیه در کابل خواسته است که جلو اظهارات تحریک‌آمیز در خصوص جهاد افغانستان را بگیرد.
به گفتۀ آقای سالنگی، این‌گونه اظهار و نظرهای غیرمسوولانه نمک‌پاشیدن به زخم‌های مردم رنج دیدۀ افغانستان می‌باشد.
فرماندۀ امنیۀ کابل گفت که اظهارات من هیچ رابطۀ با فدراسیون روسیه ندارد، زیرا در ده سال گذشته این کشور روابط خوبی با افغانستان داشته و در بخش‌های مختلف مردم افغانستان را کمک کرده است.
جنرال گروموف که از فرماندهان ارشد اتحاد جماهیر شوروی سابق در افغانستان بود، گفته است: من همیشه کاملاً صادقانه می‌گفتم و حالا می‌گویم: ارتش ما در افغانستان هیچ‌گونه شکست را متحمل نشده، برعلاوه ما به خانه با سربلند و بیرق‌های برافراشته برگشتیم. و حتی حال، با گذشت ۲۴ سال بعد از خروج قطعات محدود از افغانستان، خود افغانان با اکثریت تمام ما را به نیکی یاد می‌کنند.
جنرال گروموف گفت: «ورود نیروهای شوروی به این کشور را اشتباه فاجعه‌بار رهبری آن وقت شوروی می‌دانم. درست است، به افغانستان به مثابۀ همسایه استراتژیک ما، باید کمک می‌کردیم، چیزی‌که اتحاد شوروی قبل از آغاز حضور نظامی انجام می‌داد؛ اما به نظر من، همکاری نظامی- تخنیکی و کمک به ارتش افغانستان به سطح مشاورین نظامی ما کاملاً کافی بود».

منبع:‌ماندگار.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه.


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/2/23 ] [ 15:39 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

هند، امریکا و افغانستان روز سه شنبه دومین دور مذاکرات سه جانبۀ خود را در دهلی نو برگزار کردند و در خصوص آیندۀ افغانستان به بحث و مذاکره پرداختند.

مسایل مربوط به تحول سیاسی، امنیتی و اقتصادی و همچنین همکاری در زمینه پروژه‌هایی‌که در افغانستان درحال اجراست، طی نشست سه جانبۀ روز گذشته مورد بررسی قرار گرفت.
در این نشست، راه‌های ارتقای همکاری برای رویارویی با چالش‌ها و فرصت های مشترک، از جمله مبارزه با تروریسم و خشونت افراطی و افزایش تجارت و سرمایه‌گذاری منطقه‌‎یی مورد بررسی قرار گرفت.
این دیدار با توجه به اعلام امریکا مبنی بر خروج ۳۴ هزار نیروی امریکای از افغانستان طی یکسال آینده برگزار شده است.
وای. کی. سینها، معاون دوم در وزارت امور خارجه هند، ضمن تأکید بر ایجاد هماهنگی میان سه کشور در زمینه مسایل افغانستان گفت: از آن‌جا که دیدگاه هند، افغانستان و امریکا در زمینه صلح، ثبات، دموکراسی و شکوفایی افغانستان مشترک است، این گفت‌وگوی سه جانبه فرصت مغتنمی برای تبادل دیدگاه‌ها فراهم می‌آورد.
وی افزود: ما در جلسه امروز(دیروز) حوزه‌های اصلی بحث درباره تحول سیاسی، امنیتی و اقتصادی افغانستان و پروژه‌های خاص را مشخص کردیم.
سفر اخیر روسای جمهور پاکستان و افغانستان به انگلستان که دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس میزبان آن بود، نیز در این نشست سه جانبه مورد بررسی قرار گرفت.
گفته می‌شود در این دیدار، نیروهای امنیتی ونظامی سه کشور حضور داشتند.
جاوید لودین معاون وزیر امور خارجه افغانستان، وی.کی.سینها معاون دوم و ویکرام کومار دوراسوامی معاون مشترک امور امریکا از هند و روبرت بلک معاون وزیر امور خارجه امریکا در امور آسیای جنوب و مرکزی، روسای هیات‌های شرکت‌کننده دراین مذاکرات بودند.
نخستین نشست سه جانبه هند، امریکا و افغانستان سپتامبر گذشته در امریکا برگزار شد که طی آن درباره همه چشم‌اندازهای شرایط افغانستان به طور آشکار گفت‌وگو شد.

منبع :‌ ماندگار؛ گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/2/23 ] [ 15:37 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

لئون پاناتا، وزیر دفاع آمریکا

مقام‌های آمریکایی گفته‌اند از ۸ تا ۱۲ هزار نیروی مشترک ناتو بعد از سال ۲۰۱۴ در افغانستان باقی خواهند ماند.

ولی هنوز روشن نیست که سهم نیروهای خود آمریکا در این میان چه تعداد خواهد بود.

قبلا توماس د مزیر، وزیر دفاع آلمان گفته بود که، لئون پانه‌تا، وزیر دفاع آمریکا به او گفته است که از ۸ تا ۱۲ هزار سربازان آمریکایی بعد از ۲۰۱۴ در افغانستان باقی خواهند ماند.

بعدا آقای پانه‌تا، اظهارات وزیر دفاع آلمان را رد کرد و گفت: "روی گزینه‌های متعددی بحث شد ولی هیچگونه تعهدی اعلام نشده است."

آقای پانه‌تا روز جمعه ۴ حوت/اسفند در پایان نشست وزیران دفاع سازمان پیمان آتلانتیک شمالی "ناتو" با خبرنگاران صحبت می‌کرد.

آقای پانه‌تا، قبلا گفته بود که مقام‌های آمریکایی برنامه دارند تا نیروهای آن کشور در نقاط مختلف افغانستان از جمله کابل باقی بمانند.

به گفته آقای پانه‌تا، مقام‌های پنتاگون برنامه‌ای را در دست دارند که نظر به آن نیروهای آمریکایی ماموریت مشاوره و آموزش را برای نیروهای امنیتی افغان، بعد از خروج نیروهای رزمی آمریکا در سال ۲۰۱۴ ادامه خواهند داد.

نظر به این برنامه نیروهای آمریکایی یک واحد کوچک ضد تروریسم را برای مهار شورشیان در افغانستان نگه‌ می‌دارند.

ارتش بزرگتر

وزیر دفاع آمریکا همچنین گفت که رئیس جمهوری آمریکا برنامه نگهداری شمار ۳۵۲ هزار سرباز افغان را تا ۵ سال دیگر به طور جدی بررسی می‌کند.

نگهداری ارتش بزرگتر، بخشی از تلاشی است که دولت آمریکا برای ایجاد امنیت و ثبات در افغانستان می‌کند.

یک مقام ناتو گفته است آمریکا می‌کوشد به افغان‌ها اطمینان بدهد که آمریکا و متحدانش بعد از ختم ماموریت رزمی آنها در سال ۲۰۱۴ این کشور را رها نخواهند کرد، و این چیزی است که اعضای ناتو هم به آن فکر می‌کنند.

اگر ناتو با این شمار سرباز در ارتش افغانستان موافقت کند هزینه سالانه نگهداری این نیروها ۲ میلیارد دلار بالاتر از آنچه می‌شود که قبلا اعلام شده بود.

هزینه سال جاری ارتش ۳۵۲ هزار نفری افغانستان ۶ و نیم میلیارد دلار است که نزدیک به ۶ میلیارد آن را آمریکا تامین می‌کند.

آمریکا قرار است تا پایان سال ۲۰۱۴ شمار زیادی از نزدیک به ۶۶ هزار نیروی رزمی خود را از افغانستان خارج کند.

منبع:‌بی بی سی، گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه.


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/2/23 ] [ 15:34 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
اداره جرایم و مواد مخدر سازمان ملل متحد اعلام کرده است که افغان‌ها در یک سال گذشته ۳.۹ میلیارد دالر رشوه پرداخته‌اند.

به نقل از بی بی سی، این میزان دوبرابر عواید داخلی افغانستان و یک چهارم کمک‌های تعهد شده جامعه جهانی در کنفرانس توکیو در جاپان است.
میزان پرداخت رشوه در سال ۲۰۱۰ میلادی ۲.۵ میلیارد دالر اعلام شده بود که ۲۰ درصد از در آمد ناخالص ملی کشور به شمار می‌رود.
این اعلامیه که روز پنجشنبه در کابل نشر شده تاکید کرده است که میزان پرداخت رشوه در افغانستان از سال ۲۰۰۹ میلادی تا سال ۲۰۱۲، چهل درصد افزایش یافته است.
در این گزارش آمده که با وجود افزایش مقدار رشوه تعداد رشوه‌دهندگان در افغانستان از سال ۲۰۰۹ تا کنون کاهش یافته‌ است. سازمان ملل با تاکید بر این‌که نصفی از جمعیت افغانستان برای دریافت خدمات عمومی در نهادهای دولتی مجبور به پرداخت رشوه شده‌اند، این میزان را در بخش خصوصی نیز ۳۰ درصد اعلام کرده‌است.
میزان دریافت رشوه در بخش خصوصی ۶۰۰ میلیون دالر امریکایی ذکر شده که ۱۵ درصد از مجموع رشوه پرداخته شده در افغانستان را تشکیل می‌دهد.
بر اساس این گزارش در مناطق غربی افغانستان ۷۱ درصد از مردم، شمال شرق ۶۰ درصد، جنوب ۴۰ درصد و مرکز ۳۹ درصد به نهادهای دولتی رشوه پرداخت کرده‌اند.
گزارش می‌افزاید که رشوه دادن در بخش آموزش و پرورش به صورت بی‌سابقه افزایش یافته و تعداد افغان‌هایی‌که به آموزگاران در کشور رشوه می‌دهند از ۱۶ درصد در سال ۲۰۰۹ به ۵۱ درصد در سال ۲۰۱۲ افزایش یافته است.
این گزارش می‌افزاید، با آنکه افغان‌ها فساد را یکی از چالش‌های عمده در کشور می‌دانند، این روند به یک عرف در زندگی آنان تبدیل شده است.
۶۸ درصد از افرادی که با آنان مصاحبه شده است، پرداخت رشوه به کارمندان دولت را به عنوان حقوق کمکی به آنها قابل قبول دانسته‌اند، در حالی‌که این رقم در سال ۲۰۰۹ میلادی ۴۲ درصد بوده است.
۶۷ درصد از مصاحبه شوندگان استخدام کارمندان دولتی را براساس روابط خانوادگی قابل‌قبول دانسته ولی تعداد این افراد در سال ۲۰۰۹ میلادی ۴۲ درصد بودند.
حامد کرزی پیش از این در اجلاس بین‌المللی افغانستان در شهر بن آلمان به متحدان و حامیان بین‌المللی خود وعده داد که در راستای مبارزه با فساد اداری در کشور اقدامات جدی را روی‌دست خواهد گرفت.
همچنین در کنفرانس توکیو در جولای سال گذشته، کشورهای کمک کننده ادامه کمک‌ها به افغانستان را به مبارزه موثر دولت با فساد مشروط کردند.
رییس جمهور کرزی در گذشته چندین‌بار خارجی‌ها را متهم به فساد اداری کرده است.



موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/2/9 ] [ 11:11 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]


آیساف روز سه‌شنبه اعلام کرد، دو تن از رهبران محلی طالبان در عملیات‌های جداگانه‌یی در ولایت قندهار دستگیر شدند.
به گزارش خبرگزاری شینهوا، آیساف در خبرنامه‌یی اعلام کرد، نیروهای افغان و ناتو روز گذشته یکی از فرماندهان طالبان را در منطقه ارغنداب در ولایت قندهار دستگیر کردند.
در این خبر منتشر شده بدون آنکه نامی از این فرماندۀ طالبان برده شود، اعلام شد: این فرماندۀ طالبان مسوولیت برنامه‌ریزی و اجرای حملات با استفاده از بمب‌های دست ساز را علیه نیروهای ائتلافی و افغان برعهده داشت.
در ادامه این خبر همچنین اعلام شد، نیروهای امنیتی همچنین یکی دیگر از شبه نظامیان مظنون را نیز دستگیر کرده و در نتیجه این عملیات در ولایت قندرهار انبار مهمات آن‌ها را نیز تصرف کردند.
ایساف همچنین اعلام کرد، یکی دیگر از فرماندهان طالبان نیز توسط نیروهای مشترک در منطقه اسپین بولدک ولایت قندهار دستگیر شد.
ایساف در این خبر اعلام کرد: این فرماندۀ طالبان به طور مستقیم مسوولیت ساخت، جاسازی و توزیع بمب‌های دست ساز و همچنین مسوولیت نظارت بر نیروهای ائتلافی و افغان در آماده‌گی برای اجرای حملات بااستفاده از بمب‌های دست ساز را در این منطقه از ولایت قندهار برعهده داشت.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه؛

منبع: ماندگار



موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/2/9 ] [ 11:0 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

والی هرات  می‌گوید رسیده‌گی به پروندۀ قتل علی سینا مدت زمانی،  طول خواهد کشید.
دوکتور داوودشاه صبا والی هرات دریک نشست خبری گفت که دادستانی مبارزه علیه جرایم داخلی و خارجی روزگذشته نشست فوق‌العاده را جهت بررسی پروندۀ قتل علی سینا دایر کرده تا به صورت فوق‌العاده به این پرونده رسیده‌گی نمایند.
وی  افزود که حاکمیت  قانون در فضای عدالت  نیاز به زمان دارد تا عدالت در آن قربانی نشود وهیچ فردی به شمول رییس جمهور صلاحیت ندارد که بدون قانون حکمی را صادر نماید.
صبا می‌گوید که افرادی در هرات وجود دارد که از هر وضعیت به نفع شان استفاده می‌نمایند که این افراد را مافیای زور وفساد نامیده ایم.
این درحالیست که صبح روز گذشته تظاهرات اعتراض آمیزی با حضور هزارن نفر در مقابل ساختمان ولایت هرات برگزارشده و از مقام ولایت خواهان مجازات فوری قاتلین پسرهشت ساله گردیده بودند.



موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/2/9 ] [ 10:57 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

مسوولان امنیتی در ولایت غور گفته‌اند که مردی خانم بیست و پنج ساله‌اش را در مربوطات این ولایت به قتل رسانده است.

عبدالحی خطیبی، سخنگوی والی غور گفت که تا اکنون انگیزۀ این قتل مشخص نیست، اما تحقیقات در زمینه آغاز شده است.
به گزارش بخدی، آقای خطیبی افزود که این حادثه شب گذشته در ولسوالی تیوره ولایت غور رخ داده است.
غور در غرب کشور از ولایاتی است که در جریان چند ماه گذشته چند مورد خشونت علیه زنان در ادارات این ولایت ثبت شده است.
اخیراً قضایای خشونت علیه زنان در شماری از ولایات کشور به شکل قابل توجهی افزایش یافته است.
با این حال، سخنگوی والی غور می‌گوید: «پدر خانم (مقتول) ادعا کرده است که دخترش توسط مرمی کشته شده است.»
به گفته عبدالحی خطیبی، پدر این زن مشکلات خانواده‌گی را از عوامل اصلی کشته‌شدن دخترش خوانده است.
او می‌گوید که شوهر این خانم از منطقه فرار کرده است.
عنعنات ناپسند، مشکلات خانواده‌گی و ازدواج‌های قبل از وقت، از عوامل اصلی افزایش فرار یا قتل زنان در کشور خوانده شده است.
شماری از نهادهای مدنی و فعالان حقوق بشر همواره مبنی بر افزایش خشونت علیه زنان شکایت کرده اند.
به باور آنان، دولت هیچ توجهی برای پایان دادن به قضایای خشونت علیه زنان در کشور ندارد.
قتل یک کودک در هرات
مسوولان امنیتی در هرات، دیگر ولایت غربی کشور می‌گویند که یک کودک در نتیجه درگیری مسلحانه میان دو فرمانده جهادی کشته شده است.
نورخان نیکزاد، سخنگوی فرماندهی امنیه ولایت هرات می‌گوید که در این درگیری، ملانبی از فرماندهان سرشناس طالبان نیز کشته شده است.
نیکزاد گفت: «در نتیجه زد وخورد مسلحانه روز گذشته (یک شنبه) میان دو گروه از مخالفان مسلح دولت در ولسوالی اوبه ولایت هرات، یک فرمانده محلی طالبان کشته و شماری از طرفین نیز زخمی شدند.»
او تاکید کرد که کودک در حال بازی در مقابل دروازه خانه اش بوده و در نتیجه اصابت مرمی کشته شده است.
سخنگوی فرماندهی امنیه ولایت هرات افزود که تحقیقات در زمینه آغاز شده است.
موجودیت سلاح در نزد برخی از فرماندهان جهادی و فعالیت برخی از گروه های مسلح غیر مسوول نگرانی هایی را برای شماری از باشندگان ولایات کشور به وجود آورده است.
وقوع درگیری‌های مسلحانه میان فرماندهان سابق، هرازگاهی تلفات سنگین بر جا می‌گذارد.


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/2/9 ] [ 10:49 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
به عقیده حامد کرزی شاهزاده هری در اظهارنظرهای خود درخصوص کشتن طالبان در افغانستان مرتکب اشتباه شده است.

به نوشته روزنامه دیلی میل، حامد کرزی، رییس جمهوری افغانستان پیش از مذاکرات با دیوید کامرون در تفرجگاه چکرز در انگلیس از اظهارنظر دقیق در خصوص ادعاهای مناقشه برانگیز شاهزاده هری در خصوص ماموریتش در افغانستان خودداری کرد اما گفت که وی یک مرد جوان است و جوانان در صحبت‌های خود اشتباه می‌کنند.
حامد کرزی گفت که شرایط زنده‌گی در ولایت هلمند افغانستان پیش از آنکه نیروهای انگلیسی در سال ۲۰۰۶ به این ولایت بیایند بهتر بوده است.
چند وقت پیش شاهزاده هری اظهارنظرهایی مناقشه برانگیز را در خصوص ماموریت ۲۰ هفته‌یی خود در افغانستان ایراد کرد که این اظهار نظرها خشم افغا‌ن‌ها را موجب شد.
حامد کرزی که یکی از دوستان شاهزاده چارلز است مخالفت خود با اظهارنظرهای شاهزاده هری عنوان کرد و گفت که این مساله نباید بیشتر از این مورد توجه قرار گیرد.
وی خاطرنشان ساخت که شاهزاده هری یک مرد جوان است و ما هنگامی که مردان جوان اشتباه می‌کنند باید راه خروج را برای آنها باز بگذاریم.
حامد کرزی همچنین گسترش حملات نیروهای خودی علیه نیروهای غربی در افغانستان توسط سربازان افغان را نقض جدی مهمان نوازی عنوان کرد.
وی گفت: در سال ۲۰۰۲ تا سال ۲۰۰۶ افغانستان امنیت بسیار بهتری داشت. هنگامی که ما خودمان حضور داشتیم و تعداد سربازان خارجی بسیار کم بود مدارس در ولایت هلمند باز بودند و زندگی ایمن‌تر بود.
وی تاکید کرد که نمی‌خواهد انگلیس را مقصر بدتر شدن اوضاع بداند و افغان‌ها قدردان فداکاری‌های نیروهای انگلیسی هستند.
حامد کرزی تصریح کرد که مشخص نیست آیا انگلیس و امریکا به خاطر آنکه تصور می‌کنند ماموریتشان در تضعیف القاعده را رقم زده‌اند افغانستان را ترک می‌کنند و یا به این خاطر این کار را انجام می‌دهند که فهمیده‌اند در درجه اول در مکانی غلط در حال جنگیدن هستند و باید آنچه را که انجام می‌دهند قطع کرده و محل را ترک کنند.


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/2/9 ] [ 10:35 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

مایکل پوسنر، معاون وزارت خارجه ایالات متحده امریکا در امور دموکراسی، حقوق بشر و کار، در سفر به افغانستان، در باره مسایل حقوق بشری، انتخابات و مصوونیت غیرنظامیان در افغانستان ابراز نگرانی می‌کند و می‌گوید در صورتی‌که دولت افغانستان بتواند انتخابات آینده ریاست‌جمهوری را شفاف و عادلانه برگزار کند، این کشور آینده روشن دموکراتیک در پیش خواهد داشت.
آقای پوسنر که روز چهارشنبه، 18 دلو، در کابل با خبرنگاران صحبت می‌کرد، گفت مسایل حقوق بشری، انتخابات آینده ریاست‌جمهوری و مصوونیت غیرنظامیان افغان، نگرانی مشترک ایالات متحده امریکا و مردم افغانستان است. مایکل پوسنر که در سه‌روز هفته گذشته با برخی از مقام‌های دولتی، فعالان حقوق بشر و مسوولان نهادهای مدنی در کابل و جلال‌آباد دیدار و گفتگو کرده است، می‌گوید که برگزاری انتخابات شفاف و عادلانه و هم‌چنین رعایت ارزش‌های حقوق بشری برای ایالات متحده امریکا اهمیت خاصی دارد. معاون وزارت خارجه ایالات متحده امریکا گفت: «ما سه مورد نگرانی حقوق بشری را مشاهده می‌کنیم. اول، موضوعات مربوط به تامین دموکراسی و برگزاری انتخابات شفاف و عادلانه در سال 2014؛ دوم، موضوعات مربوط به روند صلح و مصالحه و حصول اطمینان از این‌که زنان و گروه‌های آسیب‌پذیر براساس قانون از مصوونیت برخوردار باشند؛ سوم، این‌که موضوعات مهم‌تر دیگری در مورد پالیسی‌های امنیتی.»

هم‌چنین معاون وزیر خارجه ایالات متحده امریکا، افزود که این کشور از دولت افغانستان انتظار دارد در راس کمیسیون مستقل انتخابات یک شخص بی‌طرف را براساس قانون انتخاب کند. او افزود: «ما از کمیسیون مستقل انتخابات به‌شمول یک رییس بی‌طرف و قابل اعتبار که از طریق یک روند مشورتی و فراگیر در چارچوب قانون اساسی انتخاب شده باشد، پشتیبانی و حمایت می‌کنیم.»
مایکل پوسنر هم‌چنین گفت که فعالان جامعه مدنی و حقوق بشر در افغانستان خواهان آن هستند که پارلمان کشور به زودترین فرصت قوانین مربوط به انتخابات را تصویب کند.
در مورد انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان که در شانزدهم حمل سال 1393 برگزار خواهد شد، پیش از این‌ نیز نگرانی‌هایی وجود داشته است. برخی‌ از جریان‌های سیاسی مخالف حکومت می‌گویند که در صورت عدم اصلاح قوانین مربوط به انتخابات و نهادهای انتخاباتی، احتمالا انتخابات آینده ریاست‌جمهوری نیز مانند انتخابات‌های گذشته با تقلب‌های گسترده همراه خواهد بود.
هم‌چنین معاون وزیر خارجه ایالات متحده امریکا، در سفر به ولایت بلخ، با عطامحمد نور، والی این ولایت دیدار کرده است. آقای نور در این دیدار گفته است که برای برگزاری انتخابات شفاف، باید کارت‌های رای‌دهی جدید توزیع شود و هم‌چنین کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی ایجاد گردد. جدال بر سر استفاده از کارت رای‌دهی میان حکومت و اپوزیسیون از مدت‌ها به این‌سو جریان دارد.

روند صلح
معاون وزیر خارجه امریکا در امور دموکراسی، حقوق بشر و کار هم‌چنین گفت که مردم افغانستان در دیدار با وی، از روند گفتگوهای صلح نیز ابراز نگرانی کرده‌اند. به‌گفته‌ی مایکل پوسنر، جامع نبودن روند صلح و عدم مشوره با زنان و گروه‌های مختلف از جمله موارد اصلی نگرانی مردم از گفتگوهای صلح است. او می‌گوید: «در رابطه به پروسه صلح و مصالحه، در حالی‌که درک وسیع از اهمیت آن موجود است، تعداد زیادی‌که با ما صحبت کرده‌اند، نگرانی‌شان را در مورد این‌که پروسه صلح باید جامع باشد و در آن مشوره‌ها با زنان و گروه‌های مختلف جامعه در سراسر کشور باید صورت گیرد، ابراز کردند. آرزویی هم در میان مردم موجود است که گویا در صورت موفقیت این پروسه، حقوق اساسی مردم که در قانون اساسی کشور بازتاب یافته است، به‌خصوص حقوق زنان و گروه‌های آسیب‌پذیر حفظ گردد.»
با این‌حال، معاون وزیر خارجه ایالات متحده امریکا تاکید کرد که شورای عالی به‌عنوان مرجع اصلی مذاکره‌کننده با مخالفان مسلح دولت، برای رفع نگرانی‌های مردم، برنامه‌های آگاهی‌دهی وسیع داشته باشد و به این نگرانی‌ها پاسخ دهد.
مایکل پوسنر هم‌چنین گفت که دولت افغانستان باید برای حفاظت از جان غیرنظامیان در برابر حملات شورشیان مسلح و هم‌چنین حفظ ارزش‌های حقوق بشری و کرامت انسانی در زندان‌های مربوط به دولت، طرح‌های مشخصی روی‌دست گیرد. آقای پوسنر با اشاره به گزارش اخیر سازمان ملل متحد در مورد شکنجه زندانیان در زندان‌های دولت افغانستان، تاکید کرد که دولت فرصت دارد تا تدابیر اصلاحی را روی‌دست گیرد.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه.


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/2/9 ] [ 10:33 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
پرتو نادری

روزنامه ماندگار در شماره پیش، نامه‌یی از آقای نجفی وزیر ترانسپورت را – که در عین حال متهم به تقلب در انتخابت ریاست‌جمهوری در دوران سمتش در کمیسیون انتخابات است- با نامه‌یی از وزارت اصلاعات‌وفرهنگ به نشر رساند.
حالا بار دیگر برای این که دلیل شکایت آقای نجفی از آقای پرتو نادری به دلیل نشر یک مقاله بالا گرفته است، بران شدیم که بار دیگر این مقاله را به نشر برسانیم تا در وشنی آن دیده شود

که در کجای این مقاله به آقای نجفی اتهام و توهین صورت گرفته است. وهم‌چنان از جناب لوی سارنوال کشور می‌خواهیم تا به هیچ وزیر و رییس دولتی اجازه ندهند که بلایی یر سرنویسنده‌گان و سرانجام آزادی بیان در افغانستان بیاورند. تجربه آقای نجفی گویای این حقیقت است که باید مسوولان نظام، کاری را که امروز انجام می‌دهند انتظار تبعات آن را در فردا داشته باشند. هم‌چنان از «کمیسیون رسیده‌گی به تخطی‌های رسانه‌یی» که در رإس آن جناب وزیر اطلاعات وفرهنگ قرار دارند می‌خواهیم تا تعریف شان را از «توهین»، «هتک حرمت» و «افترا» که گویا در این مقاله به آقای نجفی صورت گرفته است روشن سازند.»

هیچ‌گاه با رییس‌جمهور سخنی نگفته ام. به زبان دیگر، او هیچ‌گاهی با من سخنی نگفته است. چند باری هم که او انبوه شاعران را به دربار فراخوانده بود تا برایش شعر بخوانند، من پوزش خواسته بودم. گفتند چرا؟ گفتم نه رییس‌جمهور سلطان محمود غزنوی است و نه هم من ابولقاسم حسن عنصری بلخی.
حال ناگزیرم تا سخنی با او در میان گذارم. هرچند شنیده ام که رییس‌جمهور را فرصت خواندنِ روزنامه‌ها نیست؛ اما باد اباد! شاید باد موافقی سخنان مرا به گوشش برساند.
راستش هیچ‌گاهی با رییس‌جمهور احساس همدردی نداشته ام، جز زمانی که گروهی از نامزدان معترض و به زبان دیگر، نامزدان ناکام پارلمانی به دیدار او رفته بودند تا او را در خانه‌اش تهدید کنند. کسی به کوه بالا می‌شد و کسی هم  تمام واژه‌گانی را که می‌شناخت، چنان سنگ‌پاره‌هایی در فلاخن دهان کرده بود و بر سر و صورت رییس‌جمهور پرتاب می‌کرد؛ اما او هم‌چنان خاموش بود و صبور. دشوار ترین لحظه‌ها آن گاه بود که کسی تمام خشونتی را که داشت، در حنجره  جمع کرده  و در حالی که با انگشت  رییس‌جمهور را نشانه گرفته بود، می‌گفت: «زه اوس پوهیژم چه ته د افغانستان رییس‌جمهور نه یی؛ د افغانستان رییس‌جمهور آیکن بیری دی….»
دروغ‌گو دشمن خداست؛ از این خاموشی و شکیبایی رییس‌جمهور خوشم آمد و او در ذهن من جایگاهی یافت. در سرزمینی که همیشه خشونت سخن آخر را زده، یک چنین شکیبایی برای رییس‌جمهورِ چنین سرزمینی، فضیلتی غنیمت است.
با این حال، همواره خاموشی رییس‌جمهور نمی‌تواند جایگاه او را در ذهن  و روان مردم  بالا ببرد؛ بلکه گاهی خاموشی، خود می‌تواند هزاران هزار پرسش بی‌پاسخ را در ذهن و روان مردم بیدار سازد. یک رهبر و یک رییس‌جمهور زمانی در ذهن اجتماعی و سیاسی مردم سقوط می‌کند، که در پیوند به سیاست‌ها و مشروعیت او پرسش‌هایِ بی‌پاسخی پدید آید. چون در چنین صورتی، مردم پاسخ‌های ذهنی خود را می‌سازند و بسا که این‌گونه پاسخ‌ها جو غلیط بدبینیِ اجتماعی را نسبت به او در  میان مردم پدید می‌آورد.
در یکی از شماره‌های ماه اسد ۱۳۹۰ روزنامة ماندگار، گزارشی به نشر رسیده بود در پیوند به آقای نجفی وزیر ترانسپورت. در این گزارش، آقای نجفی وزیر ترانسپورت ادعا کرده است که: «حامد کرزی را من رییس‌جمهور ساختم، ورنه داکتر عبدالله رییس‌جمهور بود.» من این موضوع را یک بار دیگر از آن جهت در «ماندگار» مطرح می‌کنم که؛ نخستین بار همین روزنامه بود که از این راز سر به مهر پرده برافگند، و حال باید همه‌چیز آفتابی شود که هیچ انسان هوشمندی تیر در تاریکی رها نمی‌کند!
انتخابات دیگری در پیش رو داریم. رییس‌جمهور، احزاب سیاسی، نهادهای مدنی، رسانه‌های آزاد، مدافعان حقوق زنان، سازمان‌های حقوق بشر، شخصیت‌های دیگراندیشِ سیاسی و عالمان دین، این مسوولیت سنگین را بر دوش دارند که تمام آن عواملی که سبب می‌شود انتخابات و دموکراسی در کشور از مسیر اصولی آن منحرف شود، از میان بردارند!
چقدر جرات می‌خواهد که کسی برخیزد و بگوید که من رییس‌جمهور را به تاج‌‎وتخت رسانده ام. ما در گذشته وزیر فتح‌محمد خان را داشتیم که گاهی این را به شاهی می‌رساند وگاهی آن را، تا این‌که خشم تاریخ را بر ضد خود برانگیخت و آن خشم تا هنوز پایان نیافته است. به تناسخ باوری ندارم، اما زمانی که سخنان نجفی را شنیدم ناخودآگاه با خود گفتم: گویا روح فتح‌محمد خان در اندام نجفی حلول کرده است که اگر او شاهی برمی‌گزید، اینک نجفی رییس‌جمهور برمی‌گزیند! در غیر آن، چه‌گونه می‌توان باور کرد که یک وزیر کابینه که یکی از ستون‌های استوار حکومت است، لب به چنان سخنی بگشاید که سپس نه تنها خود، بلکه رییس‌جمهور را نیز به خاموشی سنگین و دردناکی وادارد.
روزنامة ماندگار در ماه اسد ۱۳۹۰ چنین گزارشی را به نشر رسانده بود. از آن زمان تا کنون نه تنها آقای نجفی مهر بر دهان زده، بلکه رییس‌جمهور نیز خاموش است. این‌که جناب نجفی چرا چیزی نمی‌گوید، می‌توان دلیل آن را فهمید. کودک بودم که این ضرب‌المثل را شنیده بودم: «از ماهی پرسیدند که چرا سخن نمی‌گویی؟ گفت: دهانم پر آب است!»؛ اما چرا رییس‌جمهور خاموش است؟
این خاموشی از آن خاموشی‌هایی نیست که جایگاه رییس‌جمهور را در ذهن مردم بالا ببرد؛ بلکه از آن گونه خاموشی‌هایی است که جایگاه او را در ذهن مردم فرو می‌پاشد.  این خاموشی  را چه‌گونه می‌توان توجیه کرد؟ آیا رییس‌جمهور پاسخی به آن ندارد و یا هم می‌گوید که آب‌ها از آسیاب‌ها فرو افتاده و دیگر بیل برداشتن پشت آب رفته، سودی در پی ندارد! من دیده ام گاهی رییس‌جمهور که به پرسش‌های مردم پاسخی نداشته، بدون تعارف اعتراف کرده است که پاسخی…    ادامه صفحه ۷
پرسشی ماندگار در…
ندارم. آخرین نمونه‌اش در دیداری با مردمان هلمند بود که پاسخی برای آن مردمان  جگرسوخته نداشت که چرا نیمه‌شبی سربازان امریکایی دهکدة آنان را به خاک‌وخون کشیدند؟ رییس‌جمهور نه پاسخی داشت و نه سخنی؛ اما اعتراف کرد که جز خاموشی، پاسخ دیگری ندارم!!
امریکایی‌ها با شلیک مسلسل‌ها، خانواده‌های هلمندی را به خاک‌وخون کشیدند و رییس‌جمهور را بی‌پاسخ ساختند؛ اما نجفی با یک جمله، اعتبار انتخابات ریاست‌جمهوری و اعتبار رییس‌جمهور را به خاک کشید و او را بی‌پاسخ ساخت. گاهی خاموشی، خود پاسخی است؛ اگر خاموشی رییس‌جمهور در برابر مردمان داغدیدة هلمند، نوعی همدردی با آنان  تلقی می‌شود، اما در این‌جا خاموشیِ او  به معنای تایید سخنان نجفی می‌باشد. اگر آن‌جا خاموشی رییس‌جمهور همدردی تلقی می‌شود، این‌جا بی‌اعتنایی در برابر تاریخ تلقی می‌گردد.
به یاد دارم که آن پیرمرد هلمندی پس از بیان آن حادثة خونین که موی بر اندام انسان راست می‌کرد، پرسشش را متوجه رییس‌جمهور ساخت. اما آقای کرزی خاموش ماند و پیرمرد باز با صدای بلند تکرار کرد که جناب رییس‌جمهور این پرسش من متوجه شماست!… تا این‌که رییس‌جمهور گفت که پاسخی ندارم!
من باور دارم که پاسخ رییس‌جمهور به سخنان نجفی، می‌تواند چنان گریستن جمال ناصر پس از شکست از اسراییل در پیام رادیویی‌اش به ملت مصر، جایگاه او را در میان مردم تا اندازه‌یی بهبود بخشد. جمال ناصر گریست، در پیشگاه ملت بزرگ خود گریست، از دل گریست، صادقانه گریست، مانند یک شهروند عادی گریست و در هنگام گریستن، احساس و غرور ریاست‌جمهوری نداشت. او مسوولیت همه‌چیز را بر گردن گرفت و گریست، و صدای گریه‌اش را تمام ملت مصر و تمام عرب و حتا دشمن رجزخوان پیروز هم شنید، و همین صدای دردناک گریه‌های او بود که دوباره جایگاهش را در دل مردم و در ذهن و وجدان آن‌ها باز کرد.
من نمی‌خواهم یک بار دیگر شاهد گریستن رییس‌جمهور باشم؛ چون می‌دانم در این گریه‌‎ها آن سوز و گداز گریه‌های جمال ناصر که ملتی را به حرکت درآورد، وجود ندارد. اما شاید تنها  پاسخ روش رییس‌جمهور افغانستان به گفته‌های نجفی است که می‌تواند جایگاه او را در  میان مردم و در دادگاه تاریخ مشخص سازد.
پیرمرد نقره‌یین گیسوی تاریخ، پیوسته پرسش خود را تکرار می‌کند. جناب آقای کرزی پیش از آن‌که دیر شده باشد و تو را توانِ گفتن نباشد، با فریادی بلند پاسخ ده که آیا تو را آرای مردم به ریاست‌جمهوری رسانده است و یا  نجفی؟ که او را خلعت وزارت پوشانده ای.
این صدا و این پرسش، پیوسته در گنبد زمانه‌ها و روزگارانِ دراز، خواهد پیچید و خواهد پیچید و پیوسته از رییس‌جمهور پاسخ خواهد خواست، برای آن‌که پیرمرد گیسو نقره‌یین تاریخ، سخت‌گیرتر از آن پیرمرد گیسو خون‌آلود هلمندی است!


موضوعات مرتبط: اخبار، سیاسی، چهره ها، اشخاص جنایتکار در افغانستان
[ 2013/2/9 ] [ 10:22 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
علی‌رضا افشاری


ادگار آلن‎پو، شاعر و نویسندة امریکایی (۱۸۴۹-۱۸۰۹) با نوشتن داستان «قتل‌های خیابان مورگ» که در آن فردی هوشیار از جنایت‌کاران و پولیس سبقت می‎گیرد، کارآگاه دوپین را خلق‎ کرد: این شخصیت مورد توجه نویسنده‌گانِ دیگر قرار گرفت و کم‎کم “سبک پولیسی” یا “ادبیات سیاه” شکل گرفت.
داستان پولیسی، بافتی معماگونه و مرموز دارد که‎ معمولاً جست‌وجو، درون‌مایة اصلی آن را تشکیل می‎دهد. در آن، عدالت اجتماعی مورد سوال قرار می‎گیرد و مجریان و درهم‎شکننده‌گانِ قانون در نبردی همیشه‌گی رودرروی هم می‎ایستند.
قهرمان داستانهای پولیسی، خواه کارآگاهی خصوصی نظیر فیلیپ مارلو یا سام اسپید باشد یا بازرسی چون مگره، انگیزه و هدف نهایی‎اش، در زمینة عدالت اجتماعی است. او هرچند می‎داند که تلاشش فقط به رفع بخش کوچکی از بی‎عدالتی‎ از جامعه‎اش خواهد انجامید، اما هم‌چنان راهش را ادامه‎ می‎دهد و از داستانی به داستان دیگر، فراروی شرّ و ظلم‎ می‎ایستد.
ژان کوکتو، نویسنده و منتقد فرانسوی می‎گوید: «برای من کاملاً آشکار شده است که نام رمان پولیسی برخلاف آن‌چه تا به حال به آن‎ نسبت داده‎اند، مبیّن ادبیاتی بسیار قوی و جالب است. من در کشف مقصود نویسنده‌گانی که کتاب‌های‌شان برندة جایزه‎های‎ گوناگون می‎شود، به زحمت دچار می‎شوم در صورتی که از میان پنجاه جلد رمان پولیسی، دوازده اثر می‎تواند از شاهکارهای‎ واقعی باشد که حتا ترجمه به زبان‌های دیگر نیز از زیبایی آن‌ها نمی‎کاهد».

داستان‌های پولیسی را می‎توان به دو نوع اصلی تقسیم کرد:
۱) داستان‌های فکری ـ پولیسی (معمایی)
۲) داستان‌های هیجانی ـ پولیسی (هیجانی)
داستان‌های فکری ـ پولیسی:
این نوع که به رمان‌های “قاتل کیست” موسوم است، دارای بافتی‎ معماگونه و ملموس است و ضمن داشتن جنبة سرگرم‎کننده، به‎ گسترش دامنة تفکر خواننده نیز کمک می‎کند. در داستان‌هایی از این دست، به‎طور معمول ابتدا قتلی رخ می‎دهد و بعد یک مأمور کارکشتة پولیس، به گروهی از افراد مشکوک می‎شود.
پرسش‌های مداوم و نشانه‎های متفاوت، او را یاری می‎کند تا بتواند به نتیجه‎یی قطعی دست پیدا کند، امّا خوانندة اثر تا پایان‎ داستان در ابهام باقی می‎ماند و درست در فصل پایانی است که‎ همه‌چیز ـ آن‌هم به ارایة دلایل منطقی ـ روشن می‎شود و نویسنده‎ با آگاه کردن خواننده از حقیقت ماجرا، او را با جواب معما ـ که‎ در بیشتر مواقع با توجه به عناصری ساده و پیش‎پاافتاده به‌دست‎ می‎آید ـ روبه‎رو می‎کند و به او ثابت می‎کند که آن‌چه در نگاه اول‎ به ذهن خطور می‎کند، تا چه حد می‎تواند غلط و گمراه‎کننده‎ باشد.
سر آرتور کانن دویل، پزشک و نویسندة اسکاتلندی (۱۹۳۰-۱۸۵۹) از اولین کسانی است که این نوع از ادبیات پولیسی را به‎ شکلی نو عرضه کرده است. قهرمان داستان‌های کانن دویل، شرلوک هولمز، کارآگاهی خصوصی است که ماجراهایش از زبان داکتر واتسن، دوست و مصاحبش نقل می‎شود.
دایرةالمعارف داستان‌های پولیسی (Encyclopeadia of Mystery (Detection-London 1976 از شرلوک هولمز به عنوان‎ بزرگ‌ترین کارآگاه در عرصة ادبیات و احتمالاً مشهورترین‎ مخلوق ادبی همة اعصار نام برده است.
هرکول پوآرو، کارآگاه کوتاه‌قد بلژیکی پس از شرلوک‎ هولمز پرآوازه‎ترین کارآگاه جهان است. دنیا، آگاتا کریستی، بانوی جنایی‎نویس انگلیسی (۱۹۷۶-۱۸۹۱)، خالق پوآرو را به عنوان “ملکة جنایت” می‎شناسد. در کارنامة زنده‌گی پربار این‎ نویسندة توانا عنوان هفتادوهفت کتاب پرفروش و هیجان‎انگیز به ثبت رسیده است؛ کتاب‌هایی که هریک مانند هزارتویی بی‎انتها از شک و گمان و تردید، خواننده را با خود درگیر می‎کند و فضای آمیخته به سوءظن برای کشف مجرم یا مجرمان به وجود می‎آورد. شخصیت‌های داستان‌های او همواره به یک میزان و با فاصله‎یی معین از هستة اصلی ماجرا در مظان اتهام قرار دارند و به‎ندرت می‎توان پایان داستان‌های او را حدس زد.

داستان‌های هیجانی ـ پولیسی:
داستان‌های پرهیجان (Thriller)، پیش از دومین جنگ جهانی‎ به‌ویژه پس از آن در ایالات متحده خلق شد. این نوع از ادبیات‎ پولیسی افزون بر داشتن جذابیت بسیار، اشاره‎هایی به تضادهای‎ جامعة غرب دارد. در این داستان‌ها، برخلاف نوع قبل، کارآگاه‎ فاقد مصونیت است و اگرچه در کشف جنایت هیچ‎گاه شکست‎ نمی‎خورد، ولی روبه‎رو شدن با دنیایی از فساد، تباهی و مرگ و آگاهی از جامعة منحط ثروتمندان غربی، طمع پیروزی را در کامش تلخ می‎کند. در اغلب این داستان‌ها، تقریباً به اسثنای‎ قهرمان داستان، بقیة شخصیت‌ها از جمله سیاست‌مداران، کاباره‎داران و پولیس‌ها، اشخاص فاسد و رشوه‎بگیر و خشنی‎ هستند که در جنگل آسفالت‌شدة اجتماع مانند حیوان‌های وحشی‎ به جان یکدیگر افتاده‎اند و برای مال‎ومنال دنیا یکدیگر را می‎درند. این، بازتاب روش فکری و اقتصادی جامعه‎یی است‎ که نویسنده‌گان این‎گونه آثار در آن زنده‌گی می‎کنند و از این جهت‎ می‎توان آن‌ها را منتقد و معترضی اجتماعی دانست.
جیمز هادلی چیز، نویسندة امریکایی (۱۹۸۵-۱۹۱۶) سلطان هیجان‎نویس‌های جهان است و مقلدان فراوانی دارد. برای اثبات شهرت او همین بس که کارگردانی چون رابرت‎ آلدریج از اولین کتابِ او یک اثر کلاسیک گانگستری به شمار می‎رود و هر سال تجدید چاپ می‎شود (No Orchids For (Miss Biandish، شاهکار سینمایی‎اش، “دسته‎ی گریسام” را به وجود آورد. از سال ۱۹۳۸ که جیمز هادلی چیز دست به قلم‎ برد، تا کنون بیش از شصت داستان پولیسی و جاسوسی‎ هیجان‎انگیز نوشته که هرکدام از این کتاب‌ها در چندین چاپ و در میلیون‌ها نسخه به فروش رسیده است.

آلیستر مک لین
آلیستر مک‎لین، نویسندة انگلیسی (… ـ ۱۹۲۳) با نوشتن‎ آثاری چون “توپ‌های ناوارون”، «قلعة عقاب‌ها”، “دوازده مرد خبیث”، “ایستگاه زبرا”، “پنج روز وحشت”، “گذرگاه‎ نوادا”، “دروازة طلایی”، از معدود نویسنده‌گان جهان است که هر یک از کتاب‌هایش بلافاصله پس از انتشار در صدر فهرست آثار پرفروش قرار می‎گیرد. کتاب‌های آکنده از هیجان مک‎لین تقریباً همه‌گی با شرکت مشهورترین هنرپیشه‌گان “هالیوود” به صورت‎ فیلم درآمده است و به بیشتر زبان‌های زندة دنیا ترجمه شده.
خارج شدن نویسنده‌گان پولیسی از چارچوب‌های قراردادی این‎ سبک در چند دهة گذشته، و در کنار آن، به‌کارگیری عناصر جست‎وجو و هیجان به وسیلة نویسنده‌گان سبک‌های دیگر ادبی، باعث شده است که ادبیات پولیسی، گسترشی محسوس پیدا کند. برای نمونه می‎توان به چند مورد زیر اشاره کرد:
یان فلمینگ، نویسندة انگلیسی (۱۹۶۴-۱۹۱۸) خالق‎ مشهور جیمز باند از اولین نویسنده‌گان رمان‌های جاسوسی ـ به‎ شکل امروزی ـ است. او که خود در سازمان‌های جاسوسی نیروی‎ دریایی انگلستان خدمت می‎کرد، برای بازگو کردن آن‌چه دیده‎ بود، شکل داستان را برگزید. در ضمن، یان فلیمینگ از مراحل‎ تولید فیلم‌های “داکتر نو”، “از روسیه با عشق” و “گلد فینگر” بازدید کرده، شون کانری را تأیید کرده بود.
از دیگر نویسنده‌گان معروف رمان‌های جاسوسی از لن دیتن (… ـ ۱۹۲۹) خالق آثاری چون “تشییع جنازه در برلن”، “پروندة ایپکرس”، و ژان لوکاره (… ـ ۱۹۳۱) خالق آثاری چون “جاسوس جنگ سرد”، “سه روز کندور” … می‎توان نام برد.
فردریک فورسایت، خبرنگار و نویسندة انگلیسی (۱۹۳۸) را باید پایه‎گذار سبک گزارشی ـ هیجانی‎ دانست. او که گران‌ترین نویسندة عصر کنونی است، با نوشتن‎ کتاب‌های پرفروشی چون “روز شغال”، “پروندة اودسا”، “سگ‌های‎‌های او»، برخلاف شرلوک‎ هولمز استدلال نمی‎کند، بلکه به شناختی شهودی دست می‎یابد؛ دیگران را درک می‎کند، با آن‌ها همدل است و می‎تواند از نظر فکری و عاطفی در قالب هر انسان دیگری در آید و زنده‌گی را از دریچة چشم او بنگرد.
شاید خواندن این مطلب خالی از لطف نباشد که: لرد رادر فورد، دانشمند معروف اتم‎شناس که اساس انفجار هسته‎یی‎ را کشف کرد، در اوقات استراحتش داستان‌های پولیسی‎ می‎خواند. یک بار، استاد او که پدرزنش نیز بود، وی را از این‎ کار منع کرد و گفت: «شایستة استاد فیزیک نیست که پیوسته‎ داستان پولیسی بخواند». رادر فورد در پاسخ چنین گفت: «استاد عزیز، من با جهانی سروکار دارم نامرئی و رویت نشدنی، که‎ تنها به مدد نیروی ذهن می‎توان راز آن را کشف کرد و هیچ چیز جز داستان پولیسی، آیینة ذهن را صیقل نمی‎دهد و آن را آماده‎ نمی‎کند». و استاد بدین گفته قانع شد.

علی‌رضا افشاری

ادگار آلن‎پو، شاعر و نویسندة امریکایی (۱۸۴۹-۱۸۰۹) با نوشتن داستان «قتل‌های خیابان مورگ» که در آن فردی هوشیار از جنایت‌کاران و پولیس سبقت می‎گیرد، کارآگاه دوپین را خلق‎ کرد: این شخصیت مورد توجه نویسنده‌گانِ دیگر قرار گرفت و کم‎کم “سبک پولیسی” یا “ادبیات سیاه” شکل گرفت.
داستان پولیسی، بافتی معماگونه و مرموز دارد که‎ معمولاً جست‌وجو، درون‌مایة اصلی آن را تشکیل می‎دهد. در آن، عدالت اجتماعی مورد سوال قرار می‎گیرد و مجریان و درهم‎شکننده‌گانِ قانون در نبردی همیشه‌گی رودرروی هم می‎ایستند.
قهرمان داستانهای پولیسی، خواه کارآگاهی خصوصی نظیر فیلیپ مارلو یا سام اسپید باشد یا بازرسی چون مگره، انگیزه و هدف نهایی‎اش، در زمینة عدالت اجتماعی است. او هرچند می‎داند که تلاشش فقط به رفع بخش کوچکی از بی‎عدالتی‎ از جامعه‎اش خواهد انجامید، اما هم‌چنان راهش را ادامه‎ می‎دهد و از داستانی به داستان دیگر، فراروی شرّ و ظلم‎ می‎ایستد.
ژان کوکتو، نویسنده و منتقد فرانسوی می‎گوید: «برای من کاملاً آشکار شده است که نام رمان پولیسی برخلاف آن‌چه تا به حال به آن‎ نسبت داده‎اند، مبیّن ادبیاتی بسیار قوی و جالب است. من در کشف مقصود نویسنده‌گانی که کتاب‌های‌شان برندة جایزه‎های‎ گوناگون می‎شود، به زحمت دچار می‎شوم در صورتی که از میان پنجاه جلد رمان پولیسی، دوازده اثر می‎تواند از شاهکارهای‎ واقعی باشد که حتا ترجمه به زبان‌های دیگر نیز از زیبایی آن‌ها نمی‎کاهد».

داستان‌های پولیسی را می‎توان به دو نوع اصلی تقسیم کرد:
۱) داستان‌های فکری ـ پولیسی (معمایی)
۲) داستان‌های هیجانی ـ پولیسی (هیجانی)
داستان‌های فکری ـ پولیسی:
این نوع که به رمان‌های “قاتل کیست” موسوم است، دارای بافتی‎ معماگونه و ملموس است و ضمن داشتن جنبة سرگرم‎کننده، به‎ گسترش دامنة تفکر خواننده نیز کمک می‎کند. در داستان‌هایی از این دست، به‎طور معمول ابتدا قتلی رخ می‎دهد و بعد یک مأمور کارکشتة پولیس، به گروهی از افراد مشکوک می‎شود.
پرسش‌های مداوم و نشانه‎های متفاوت، او را یاری می‎کند تا بتواند به نتیجه‎یی قطعی دست پیدا کند، امّا خوانندة اثر تا پایان‎ داستان در ابهام باقی می‎ماند و درست در فصل پایانی است که‎ همه‌چیز ـ آن‌هم به ارایة دلایل منطقی ـ روشن می‎شود و نویسنده‎ با آگاه کردن خواننده از حقیقت ماجرا، او را با جواب معما ـ که‎ در بیشتر مواقع با توجه به عناصری ساده و پیش‎پاافتاده به‌دست‎ می‎آید ـ روبه‎رو می‎کند و به او ثابت می‎کند که آن‌چه در نگاه اول‎ به ذهن خطور می‎کند، تا چه حد می‎تواند غلط و گمراه‎کننده‎ باشد.
سر آرتور کانن دویل، پزشک و نویسندة اسکاتلندی (۱۹۳۰-۱۸۵۹) از اولین کسانی است که این نوع از ادبیات پولیسی را به‎ شکلی نو عرضه کرده است. قهرمان داستان‌های کانن دویل، شرلوک هولمز، کارآگاهی خصوصی است که ماجراهایش از زبان داکتر واتسن، دوست و مصاحبش نقل می‎شود.
دایرةالمعارف داستان‌های پولیسی (Encyclopeadia of Mystery (Detection-London 1976 از شرلوک هولمز به عنوان‎ بزرگ‌ترین کارآگاه در عرصة ادبیات و احتمالاً مشهورترین‎ مخلوق ادبی همة اعصار نام برده است.
هرکول پوآرو، کارآگاه کوتاه‌قد بلژیکی پس از شرلوک‎ هولمز پرآوازه‎ترین کارآگاه جهان است. دنیا، آگاتا کریستی، بانوی جنایی‎نویس انگلیسی (۱۹۷۶-۱۸۹۱)، خالق پوآرو را به عنوان “ملکة جنایت” می‎شناسد. در کارنامة زنده‌گی پربار این‎ نویسندة توانا عنوان هفتادوهفت کتاب پرفروش و هیجان‎انگیز به ثبت رسیده است؛ کتاب‌هایی که هریک مانند هزارتویی بی‎انتها از شک و گمان و تردید، خواننده را با خود درگیر می‎کند و فضای آمیخته به سوءظن برای کشف مجرم یا مجرمان به وجود می‎آورد. شخصیت‌های داستان‌های او همواره به یک میزان و با فاصله‎یی معین از هستة اصلی ماجرا در مظان اتهام قرار دارند و به‎ندرت می‎توان پایان داستان‌های او را حدس زد.

داستان‌های هیجانی ـ پولیسی:
داستان‌های پرهیجان (Thriller)، پیش از دومین جنگ جهانی‎ به‌ویژه پس از آن در ایالات متحده خلق شد. این نوع از ادبیات‎ پولیسی افزون بر داشتن جذابیت بسیار، اشاره‎هایی به تضادهای‎ جامعة غرب دارد. در این داستان‌ها، برخلاف نوع قبل، کارآگاه‎ فاقد مصونیت است و اگرچه در کشف جنایت هیچ‎گاه شکست‎ نمی‎خورد، ولی روبه‎رو شدن با دنیایی از فساد، تباهی و مرگ و آگاهی از جامعة منحط ثروتمندان غربی، طمع پیروزی را در کامش تلخ می‎کند. در اغلب این داستان‌ها، تقریباً به اسثنای‎ قهرمان داستان، بقیة شخصیت‌ها از جمله سیاست‌مداران، کاباره‎داران و پولیس‌ها، اشخاص فاسد و رشوه‎بگیر و خشنی‎ هستند که در جنگل آسفالت‌شدة اجتماع مانند حیوان‌های وحشی‎ به جان یکدیگر افتاده‎اند و برای مال‎ومنال دنیا یکدیگر را می‎درند. این، بازتاب روش فکری و اقتصادی جامعه‎یی است‎ که نویسنده‌گان این‎گونه آثار در آن زنده‌گی می‎کنند و از این جهت‎ می‎توان آن‌ها را منتقد و معترضی اجتماعی دانست.
جیمز هادلی چیز، نویسندة امریکایی (۱۹۸۵-۱۹۱۶) سلطان هیجان‎نویس‌های جهان است و مقلدان فراوانی دارد. برای اثبات شهرت او همین بس که کارگردانی چون رابرت‎ آلدریج از اولین کتابِ او یک اثر کلاسیک گانگستری به شمار می‎رود و هر سال تجدید چاپ می‎شود (No Orchids For (Miss Biandish، شاهکار سینمایی‎اش، “دسته‎ی گریسام” را به وجود آورد. از سال ۱۹۳۸ که جیمز هادلی چیز دست به قلم‎ برد، تا کنون بیش از شصت داستان پولیسی و جاسوسی‎ هیجان‎انگیز نوشته که هرکدام از این کتاب‌ها در چندین چاپ و در میلیون‌ها نسخه به فروش رسیده است.

آلیستر مک لین
آلیستر مک‎لین، نویسندة انگلیسی (… ـ ۱۹۲۳) با نوشتن‎ آثاری چون “توپ‌های ناوارون”، «قلعة عقاب‌ها”، “دوازده مرد خبیث”، “ایستگاه زبرا”، “پنج روز وحشت”، “گذرگاه‎ نوادا”، “دروازة طلایی”، از معدود نویسنده‌گان جهان است که هر یک از کتاب‌هایش بلافاصله پس از انتشار در صدر فهرست آثار پرفروش قرار می‎گیرد. کتاب‌های آکنده از هیجان مک‎لین تقریباً همه‌گی با شرکت مشهورترین هنرپیشه‌گان “هالیوود” به صورت‎ فیلم درآمده است و به بیشتر زبان‌های زندة دنیا ترجمه شده.
خارج شدن نویسنده‌گان پولیسی از چارچوب‌های قراردادی این‎ سبک در چند دهة گذشته، و در کنار آن، به‌کارگیری عناصر جست‎وجو و هیجان به وسیلة نویسنده‌گان سبک‌های دیگر ادبی، باعث شده است که ادبیات پولیسی، گسترشی محسوس پیدا کند. برای نمونه می‎توان به چند مورد زیر اشاره کرد:
یان فلمینگ، نویسندة انگلیسی (۱۹۶۴-۱۹۱۸) خالق‎ مشهور جیمز باند از اولین نویسنده‌گان رمان‌های جاسوسی ـ به‎ شکل امروزی ـ است. او که خود در سازمان‌های جاسوسی نیروی‎ دریایی انگلستان خدمت می‎کرد، برای بازگو کردن آن‌چه دیده‎ بود، شکل داستان را برگزید. در ضمن، یان فلیمینگ از مراحل‎ تولید فیلم‌های “داکتر نو”، “از روسیه با عشق” و “گلد فینگر” بازدید کرده، شون کانری را تأیید کرده بود.
از دیگر نویسنده‌گان معروف رمان‌های جاسوسی از لن دیتن (… ـ ۱۹۲۹) خالق آثاری چون “تشییع جنازه در برلن”، “پروندة ایپکرس”، و ژان لوکاره (… ـ ۱۹۳۱) خالق آثاری چون “جاسوس جنگ سرد”، “سه روز کندور” … می‎توان نام برد.
فردریک فورسایت، خبرنگار و نویسندة انگلیسی (۱۹۳۸) را باید پایه‎گذار سبک گزارشی ـ هیجانی‎ دانست. او که گران‌ترین نویسندة عصر کنونی است، با نوشتن‎ کتاب‌های پرفروشی چون “روز شغال”، “پروندة اودسا”، “سگ‌های‎‌های او»، برخلاف شرلوک‎ هولمز استدلال نمی‎کند، بلکه به شناختی شهودی دست می‎یابد؛ دیگران را درک می‎کند، با آن‌ها همدل است و می‎تواند از نظر فکری و عاطفی در قالب هر انسان دیگری در آید و زنده‌گی را از دریچة چشم او بنگرد.
شاید خواندن این مطلب خالی از لطف نباشد که: لرد رادر فورد، دانشمند معروف اتم‎شناس که اساس انفجار هسته‎یی‎ را کشف کرد، در اوقات استراحتش داستان‌های پولیسی‎ می‎خواند. یک بار، استاد او که پدرزنش نیز بود، وی را از این‎ کار منع کرد و گفت: «شایستة استاد فیزیک نیست که پیوسته‎ داستان پولیسی بخواند». رادر فورد در پاسخ چنین گفت: «استاد عزیز، من با جهانی سروکار دارم نامرئی و رویت نشدنی، که‎ تنها به مدد نیروی ذهن می‎توان راز آن را کشف کرد و هیچ چیز جز داستان پولیسی، آیینة ذهن را صیقل نمی‎دهد و آن را آماده‎ نمی‎کند». و استاد بدین گفته قانع شد.


موضوعات مرتبط: فرهنگی
[ 2013/2/2 ] [ 11:28 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

مقامات ارتش پاکستان اعلام کردند، در جریان سفر پنج روزۀ وزیر دفاع افغانستان به اسلام آباد، مقامات ارشد دفاعی دو کشور برای همکاری موثر جهت افزایش امنیت مناطق مرزی پاکستان و افغانستان به توافق رسیدند.
بر اساس گزارش رسانه‌های پاکستانی، هیات وزارت دفاع افغانستان به سرپرستی بسم الله خان وزیر دفاع، نسبت به آموزش‌های نظامیان افغان در پاکستان، بر اساس توافق‌های دو جانبه، علاقه نشان داد.
بر بنیاد این گزارش‌ها، هیات افغانستانی از موسسات آموزشی و امکانات مختلف ارتش پاکستان بازدید و با سطح گسترده‌یی از آموزش‌های جنگی و تاکتیک های دفاعی در این کشور آشنا شدند.
مقامات وزارت دفاع افغانستان، در جریان این سفر، استاندارد آموزش ارتش پاکستان را قابل توجه دانسته و گفته اند: نیروهای امنیت ملی افغانستان که در حال حاضر از سوی مربیان و تیم‌های نظامی کشورهای غربی آموزش می‌بینند، قادر خواهند بود در آینده دوره‌های آموزشی خود را در پاکستان بگذرانند.
منابع نظامی پاکستان نیز از تمایل افغان‌ها برای واگذاری امر آموزش‌های نظامی و دفاعی نیروهای امنیتی زن ارتش افغانستان به پاکستان سخن گفته و بیان کرده اند: به اعتقاد هیات افغانستانی، کشور برادر و مسلمان پاکستان می‌تواند مکان مناسبی برای آموزش نیروهای زن ارتش افغانستان باشد.
رسانه‌های محلی پاکستان، همچنین به نقل از بسم‌الله خان نوشته‌اند: هزاران نفر از اتباع افغان در نقاط مختلف پاکستان ساکن بوده و مشغول به تحصیل در درجات مختلف هستند، بسیاری از آنان به عنوان داکتر و انجنیر از پاکستان فارغ‌التحصیل شده و در چنین شرایطی پاکستان می‌تواند یک مقصد عالی برای آموزش نیروهای امنیتی افغانستان قلمداد شود.
بنابر این گزارش، مقامات ارشد دفاعی پاکستان و افغانستان برای ادامه مبادلات هیات‌ها با هدف بحث و نتیجه‌گیری در زمینه مسایل مختلف و منافع مشترک به توافق رسیدند.
منابع نظامی پاکستان با اشاره به گفت‌وگوی هیات وزارت دفاع افغانستان با مقامات ارشد ارتش پاکستان، پس از بازدید از تاسیسات دفاعی این کشور افزودند: با توجه به محیط عملیاتی یکسان پاکستان و افغانستان، پاکستان به یک مقصد خوب جهت آموزش های حرفه‌یی برای افسران و سربازان افغان تبدیل شده است. پیش از این حکومت افغانستان در سند همکاری‌های استراتژیکی که با هندوستان به امضا رسانیده بود، بر سر آموزش نیروهای افغان به وسیلۀ کشور هندوستان توافق کرده بود.
این درحالی‌ست که آگاهان نظامی از سپردن مسوولیت آموزش نیروهای امنیتی افغانستان به ارتش پاکستان به شدت هشدار می‌دهند.
به باور آگاهان، پاکستان به عنوان بزرگترین حامی طالبان و شبکۀ تروریستی حقانی، اگر مسوولیت آموزش نیروهای افغان را بر عهده بگیرد، از این طریق می‌تواند به ساده‌گی در درون نیروهای امنیتی افغانستان رخنه کند.
تحلیلگران داخلی و بین‌المللی همواره برای جلوگیری از نفوذ ارتش و استخبارات پاکستان در صفوف نیروهای امنیتی افغانستان تأکید کرده اند.
پاکستان نزدیک به دو دهه است که طالبان را به حیث یک عامل اصلی برای رسیدن به اهداف براندازانۀ خود در افغانستان، حمایت و پشتیبانی می‌کند.

برگرفته شده از روزنامه ی ماندگار: گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه.


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/2/2 ] [ 11:21 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

سازمان دیدبان حقوق بشر که مقر آن در نیویورک است در یک گزارش ۶۶۵-صفحه ای که در اول فوریه/فبوری منتشر کرده وضعیت حقوق بشر در سال ۲۰۱۲ را در ۹۰ کشور جهان بررسی کرده است.

بخشی از این گزارش به وضعیت حقوق بشر در افغانستان اختصاص یافته است.

در گزارش این سازمان در مورد افغانستان آمده است که حکومت به رهبری حامد کرزی به جنگسالاران و ناقضان حقوق بشر و "مقامات مفسد" اجازه داده است تا در رده های بالایی حکومت کار کنند.

در این گزارش همچنین آمده است که وضعیت زنان و دختران افغان که پس از سال ۲۰۰۱ بهتر شده بود در سال گذشته به دلیل افزایش نا امنی ها، بدتر شده است.

انتقاد از طالبان

سازمان دیدبان حقوق بشر، از طالبان نیز به دلیل آسیب رساندن به غیر نظامیان انتقاد کرده است.

این گزارش می افزاید، طالبان به حملات غیرقانونی خود ادامه داده اند، حملاتی که در آن افراد غیر نظامی کشته می شوند.

دیدبان حقوق بشر در این گزارش از طالبان به عنوان گروهی نام برده که تفاوتی بین نظامیان و غیر نظامیان قائل نیست.

در این گزارش از برد آدامز، رئیس بخش آسیایی دیده بان حقوق بشر نقل شده که آینده حفاظت از حقوق بشر در افغانستان، با شک و تردید جدی روبرو است.

آقای آدامز گفته است فساد، ضعیف حاکمیت قانون، حکومتداری بد، و سیاست ها و عملکرد های سوء استفاده جویانه، آسب پزیرترین شهروندان افغان را از حقوق بشری شان محروم کرده است.

انتقاد از حامیان بین المللی

سازمان دیدبان حقوق بشر از طالبان به دلیل آسیب رساندن به غیر نظامیان انتقاد کرده است

از بازیگران بین المللی دخیل در مسائل افغانستان نیز در این گزارش انتقاد شده است.

در گزارش آمده است: خستگی فزاینده بین المللی از افغانستان، فشار سیاسی بر حکومت برای حفاظت از حقوق بشری شهروندان را، کم کرده است.

این نهاد گفته است که باوجود وعده های پیشین بازیگران بین المللی، تعهدات جهانی برای دفاع از حقوق اساسی در افغانستان کم‌رنگ تر شده و قطع کمک های جهانی همین حالا دروازه های مکاتب و مراکز درمانی را در بخش هایی از افغانستان بسته است.

دستگاه قضایی، مانع رشد زنان

در گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر، دستگاه قضایی افغانستان به عنوان مانع و تهدید جدی در برابر زنان برای رسیدن آنها به حقوق برابر با مردان، معرفی شده است.

براساس این گزارش تنها در سال ۲۰۱۲ چهارصد زن و دختر به اتهام "جرایم اخلاقی" مانند فرار از خانه و یا برقراری رابطه جنسی خارج از چارچوب ازدواج، زندانی شده اند.

در این گزارش گفته شده است که هرچند زنان در سال اخیر در سمت های مهم دولتی منصوب شده اند اما هنوز هم آنها با ظلم و بی عدالتی روبرو هستند.

این گزارش تاکید می کند که طالبان نیز بصورت مشخص زنان فعال را هدف قرار می دهد.

گزارش دیدبان حقوق بشر تاکید می کند که سیستم قضایی افغانستان، حمایت لازم را از حقوق زنان نکرده است

ترور ناجیه صدیقی سرپرست ریاست امور زنان لغمان و اعدام یک دختر ۲۲ ساله در درهء غوربند پروان بدست طالبان به اتهام زنا در سال ۲۰۱۲ به عنوان خشونت هایی سازمان یافته ای که از سوی شورشیان بر زنان افغان اعمال می شود، نام برده شده است.

حمله نیروهای شورشی بر نهاد های آموزشی از دیگر نگرانی هایی است که در گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر مطرح شده است. بر اساس این گزارش تنها در شش‌ماه اول سال گذشته، شورشیان ۳۴ بار به مدارس حمله کرده اند.

افغانها گیر مانده اند

این گزارش وضعیت مردم افغانستان را نگران کننده توصیف می کند. مردمی که بین طالبان که اعتنایی به رعایت حقوق بشر ندارند و دولت حامد کرزی که به فکر حفاظت از حقوق بشر نیست، گیر مانده اند.

در این گزارش، جنگسالاری، جدی ترین مشکل افغانستان توصیف شده است.

برد آدامز رئیس بخش آسیایی این نهاد گفته است که نام حکومت افغانستان با فساد، شکنجه و معافیت ناقضان حقوق بشر مترادف شده است و امدادگران خارجی باید کمک مستقیم خود به این حکومت را، با بهبود حقوق بشر و حسابدهی از بدرفتاری های گذشته، مشروط کنند.


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/2/2 ] [ 11:12 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

 

   ع باغبان

 

قانون وقانونیت در دوره حکومت انتقالی وریاست جهوری حامد کرزی ازدسامبر 2001 الی امروز

قسمت اول :

نگاه برسیرتطبیق قانون دراین دوره پرتلاطم تاریخ کشورما مستلزم توضیح  نکات کلیدی آن میباشد که چرا افغانستان دروضع بحرانی قرار گرفته است.  اگرسیاستها وبحرانها درکشورما ومنطقه به همین منوال ادامه یابد خطر سقوط وحتا موجودیت کشورما را زیرسوال قرار میدهد.  گرچه ازبحث اصلی خارج میگردیم اما لازم است تا برعوامل،انگیزه ها و جریانات روزتبصره داشته باشیم.

یکی ازپیآمد های جنگ سرد تقویه وانکشاف سازمان تروریستی القاعده بود که به سلسله ترویج افکارتند روانه اسلامی وفراگیری تعلیمات نظامی تروریستی ، سلسله تولد وتکثرآنان درمنطقه ،جنوب آسیا و تا شاخه های افریقا انتشار یافت. طالبان یکی ازچگیده آن میباشد که به کمک مالی ونظامی امریکا،عربستان صعودی،شیخ های عرب،بصورت عموم پیروان مذهب وهابی وسایرکشورهای ذیدخل درقضیه افغانستان با تدریس وتعلیمات عملی نظامی درمدارس دینی و مذهبی پاکستان طبق خواست  وآرزوی دیرینه استخبارات آن کشور،ایجاد و فعالیتهای تروریستی بیشتر رادرخاک ما، منطقه وجهان وسعت دادند.

بنیاد گرائی وتروریزم درمنطقه وبخصوص (افغانستان ،پاکستان ،ایران،افریقا ) به اثرسیاستهای انتقامجویانه ابرقدرتها به سرعت رشد نمود وبکمک بانیان شان قدرت رادرافغانستان غصب وبه توسعه فعالیتهای تروریستی درهمه نقاط جهان پرداختند تا آنکه شاگردان تربیه شده به خانه ولینعمتان خود حمله نمودندو(حادثه یازدهم سپتامبر) بوقوع پیوست. 

 امریکا به همکاری جامعه جهانی تصمیم گرفت تا تحت عنوان مبارزه علیه تروریزیم ،ازبین بردن لانه های خود تعمیرنموده شان وتضعیف بنیه اقتصادی آنان یعنی مبارزه علیه مواد مخدره ، درتحقق اهداف طویل المدت خویش یعنی حضور نظامی در منطقه عمل نماید. همان بود که امریکا بابمبارانها هوائی و حملات زمینی بکمک متحدین داخلی، عملاً داخل اقدام شد وبخاطر قانونی جلوه دادن اعمال خویش، فیصله شورای امنیت سازمان ملل متحد را در زمینه حاصل و آهسته،آهسته  قوای نظامی تقریباً 48  کشورجهان درکشورما پیاده گردیدند. حکومت جدید به اساس تصمیم امریکا با توافق کشورهای ذیذخل درقضیه افغانستان وگنارآمدن بعضی سازمانها وتنظیمهای جهادی که نقش اساسی در جنگها سه دهه اخیرکشورما داشتند،ایجاد وجهت قانونی جلودادن حکومت جدید خودساخته ،کنفرانس بین المللی راطبق خواست دول یکه در منطقه منافع داشتند بدون حضور ویا موافقه همه سازمانها، احزاب و گروپهای افغانی ورعایت اکثریت اعضای حاضردرجلسه شهربن آلمان ( 27 نوامبر الی 8 دسامبر2001) جناب حامد کرزی را بحیث رئیس دولت موقت افغانستان تعین نمودند.

 حامد کرزی درشرایطی به حیث رئیس دولت موقت تعین گردید که درافغانستان دولت ازهم پاشیده بود.قوای ثلاثه بشمول قوای امنیتی وجود نداشت،اقتصادکشور به اثرچوروچپاول نابود شده،بانکها تهی وچپاول شده بود، پول پاکستانی بیشتراز پول افغانی درکشورچلش داشت. بینظمی وبی امنیت حکمفرما بود و دریک کلام تمامی ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اداری و قانونی نا بود ودرهم ریخته بود. سیستم ملوک الطوایفی دروطنما حاکم وهرقوماندان وجنگسالار در منطقه تحت تسلط خود باخشونت فرمانروائی میکرد، مردم درحالت فلاکتبار به سرمیبردند و.....    آنزمان به یک حکومت مقتدر با پایه های وسیع،کادرهای با فهم، مجرب وبا دانش ووطنپرست که منافع اولیای کشوررا درنظرمیداشت ضرورت بود. چراکه درکنفرانس بن جامعه جهانی با تعهداتی کمکهای اقتصادی جهت اعمار مجدد افغانستان ، وظایف ومکلفیتهای متعدد را بدوش حکومت جدید گذاشت که بصورت عموم آوردن صلح ،ایجاد سیستم اداری،مبارزه علیه تروریزم ،مافیای  مواد مخدره وکشت آن  وسایرپروبلمهای جامعه افغانستان بود . دولت موقت طی مدت زمان لویه جرگه عنعنوی را دایر وقانون اساسی دلخوا را طرح وتصویب نمود که یکی ازنواقص آن محدود نمودن صلاحیتهای ارگان سارنوالی منحیث عالی نظارت کننده دولت به منظورتطبیق دقیق ویکسان قانون درمراحل مختلف دردولت میبود ومقام سارنوالی میتوانست باطرح پلانهای نظارتی ازتطبیق قانون درهمه ارگانها وموسسات دولتی نظارت بعمل آورد وجلواین همه قانون شکنیها،  قانونگریزیها ونابسامانیهای رابا کادرهای مجرب وپاک میگرفت اماافسوس.... 

 دولت کرزی بتاریخ 4 دلو 1383 قانون اساسی جدید راتصویب و وظایف دولت ،حقوق ووجایب اتباع وقوای ثلاثه دولت تثبیت نمود. طورمثال دولت طبق مواد 5 ـ 6 ـ 7 ـ و 8 مکلف میباشد تا : 

 قوانین را درجامعه تطبیق ،ازاستقلال ،حاکمیت ملی وتمامیت ارضی دفاع نموده امنیت راتامین نمایدوبه ایجادیک جامعهء مرفه ومترقی براساس عدالت اجتماعی ،حفظ کرامت انسانی، حمایت حقوق بشر، تحقق  دموکراسی ، تأمین وحدت ملی مکلف می باشد.از هر نوع اعمال  تروریستی، زرع و قاچاق مواد مخدر وتولید واستعمال  مسکرات جلو گیری می کند . معادن وسایر منابع  زیر زمینی  وآثار  باستانی ملکیت دولت می باشند..(با تاسف قانون کمترتطبیق میگردد، برحاکمیت ملی وتمامیت ارضی تعرض صورت میگیرد چنانچه به اثر فیرهزاران راکت و توپخانه پاکستان درمناطق ولایات کنرونورستان صدهاهموطنما شهید و زخمی شدند وتجاوزات تاحال ادامه دارد.امنیت درسراسرکشوربه شمول پایتخت کشور درفاصله چند صد متری مقرریاست جمهوری وجود ندارد. حتا به دروازه مرکز اداره استخبارات افغانستان،داخل وزارت داخله وداخل وزارت دفاع افغانستان حملات انتحاری وترورها صورت گرفته وامکانات هر لحظه ترور وکشتار وبی امنیتی درهرقریه ،شهر ،اداره و.... میرود. تجاوربه آزادیهای مردم ،غصب اموال وجایدادها، گروگان گیری، چپاول معادن به شکل استخراج غیرفنی ادامه دارد، جنگلات غارت میگردد، در زرع وتولید مواد مخدره افغانستان درسطح جهان اول گردید وسایراعمال خلاف قانون.........) اینها مثالهای کوچک ازعدم تطبیق قانون درکشورمیباشد.

همچنان ماده 39 قانون اساسی حکم مینماید: دولت ازحقـوق اتبـاع افغانستان درخارج ازکشور حمايت مي نمايد.(وضع رقتبارمهاجرین افغان درپاکستان و زجر وشکنجه آنان توسط مسئولین امور،وضع رقتبارمهاجرین افغان درایران بخصوص زجر،شکنجه واعدامهای خلاف قانون وشریعت اسلامی آنان ووضع مهاجرین درسایرکشورها بخصوص یونان،سویدن وهالند قابل تشویش میباشد.) ماده 40 قانون حکم مینماید که ملکیت ازتعرض مصئون است.(تنها مثال غصب اضافه ازیک ملیون زمینهای دولتی وشخصی ثبوت خوب ازقانونشکنیهامیباشد.)

به همین شکل قانون شکنیها درنظام محدود نیست که بعداً مفصلتر خواهیم دید. جامعه جهانی با ملاحظه وضع ناهنجاروقانونشکنیهای که روزانه درافغانستان توسط حلقه زنجیری آقای کرزی دردولت افغانستان وگروهای ائتلافی که رهبری نظام راتشکیل داده، صورت میگیرد.درنشستها وکنفرانسهای بین الملی برعلاوه تعهدات کمکهای اقتصادی جهت اعمارمجدد افغانستان وحتا بیشترا آن ، برضعف ،فساد وقانونشکنی دراداره دولت افغانستان انتقاد نموده وبررفع آن فساد به صراحت مسئولین نظام رامتوجه ساخته،حتا متذکرشدند که نبود پلانهای منظم وعملی حکومت ،نتوانستند تعهدات اقتصادی خویش را انجام دهند.   جامعه جهانی درکنفرانسهای متعدد کمکهای ذیل را تعهد وعملی نمودند :

ـ کنفرانس توکیو جنوری 2002تعهد( 5/4) میلیارد دلار کمک برای باز سازی

ـ کنفرانس برلین مارچ 2004 جامعه جهانی تعهد 8 ملیارددالررانمود وبه اساس فیصله های این کنفرانس کمکهای مذکوربیشتر درجهت اعمار افغانستان ازقبیل راه سازی،تامین انرژی برق وبهبود وضع صحی وتداوی مردم درجامعه بود.    گرچه دولتمردان افغانستان با تقاضای 12 ملیارد دالربه کنفرانس رفته بودند.اما  نسبت فقدان طرح جامع واداره سالم درامربازسازی ، نبودپلانهای موثر انکشافی کمکهای کنفرانس قبلی توکیورامصرف کرده نتوانست.بازهم توقع جامعه جهانی ازدولت افغانستان مبارزه علیه فساد، ایجاد حاکمیت قانون وعایت حقوق بشربود. گرچه دولتمردان مانند همیش تعهد کردند که برای ایجاد دولت سالم و عاری از فساد ، تقویه سکتورخصوصی ،مشارکت گروهای اجتماعی ، بازسازی کشور ومبارزه علیه کشت،زرع ومافیای مواد مخدره تلاش مینمایند. اما افسوس ....

ـ کنفرانس لندن درفبروری 2006 با شرکت 70 کشور وسازمانهای تعهد 10 میلیارد دالر را برای بازسازی افغانستان نمودند. دراین کنفرانس حتا سندی به نام " توافقنامه افغانستان " نیز به امضا رسید که بر اساس آن دولت آفغانستان در ایجاد اداره شفاف پاسخگو میباشد وعلیه فساد، تروریزم ومواد مخدره مبارزه مینماید.اماافسوس اسناد فیصله های کنفرانس به اصطلاح درلندن فراموش شد.

کنفرانس روم جولای 2007 با تعهد 360 ملیون دالر طی دو روزکنفرانس بین المللی تحت عنوان حاکمیت قانون در افغانستان با اشتراک آقای رئیس جمهور افغانستان ونمایندگان عالیرتبه بیش ازبیست کشور وسازمان بین المللی درایتالیا گردید و بخاطرایجاد نظام حقوقی وحاکمیت قانون وتقویت نظام عدلی وقضایی افغانستان تصامیم اتخاذ نمودند. ( جهت رفع رسوائی فساد واداره ناسالم دولت کرزی جهانیان تصمیم میگیرند ومصرف آنرا هم تادیه مینمایند اما افسوس که درک واحساس دربین دولتمردان وجود ندارد )

کنفرانس پاریس، جون 2008 تعهد 10 ملیارد دالربه باز سازی افغانستان نمود. گرچه بیان این مطلب قانونی نیست اما بامنطق اینکه تجربه 7 سال گذشته مبنی بر موجودیت فساد گسترده درحکومت خودساخته  شان، ایکاش توجه به نصب کادرها میکردند تا زمینه تحقق پلانها واهداف درنظرگرفته شان با روحیه اعمار مجدد افغانستان ورفاه مردم عملی میگردید.اما توجه نشد.  

کنفرانس لندن 8 جنوری 2010 با حضوربیش از 70 کشور ونهاد کمک کننده دایر وتعهد 10 ملیارد دالررا نمودند. درفقره 23 و 24 قطعنامه جهت رفع فساد گسترده یکه دردولت آقای کرزی وجود داشت جامعه جهانی برعلاوه تعهدات ، مکلفیتهای ذیل را بدوش دولت افغنستان نیزگذاشت :
  دولت افغانستان  مبارزه علیه فساد و رفع عوامل آن با  اهداف مشخص وطرح و تطبیق پلان هایکه جنبه عملی داشته باشد، اقدام نماید وبرمواد ذیل تاکید کردند:

ـ ایجاد وتقویه اداره عالی نظارت برتحقیق ونظارت بر اعمال مسئولین حکومتی آغشته با فساد ومبارزه علیه فساد ذریعه  فرمان رئیس جمهورطی یک ماه .      

ـ ایجاد محاکم خاص در سال 2010 جهت مبارزه با فساد بشمول جرایم بزرگ ومحکمه اختصاصی بخاطرمبارزه با فساد با داشتن استقلالیت قضا.

 ـ  تقرروتبدل دررهبری حکومت با روند شایسته سالاری طبق قانون .

ـ  صدورفرمان مبنی براینکه رئیس جمهوراقارب خویشرا درپستهای بلند دولتی مانند وزیر،مشاور وزرا، معینان،اعضای پارلمان، والی ها ، روسای گمرکات و ریاست های عواید در حکومت مقررننماید.( اما دریخ نوشته ودرآفتاب گذاشته شد )

همچنان اشتراک کننده گان کنفرانس تعهد کردند تا دولت افغانستان را در مبارزه با فساد کمک نمایند وتعهد کردند که شفافیت وموثریت درکمکهای خویش به افغانستان را طبق اعلامیه کنفرانس پاریس منعقده جون 2008 و کنوانسیون ملل متحد برای مبارزه با فساد افزایش دهند.

 کنفرانس بن دوم بتاریخ  8 سپتامبر2011باشرکت 100هیات نماینده گان کشور های مختلف دایرگردید. کنفرانس جهانی بن دوم تصمیم گرفت که حد اقل تا 10 سال بعد از خروج نیروهای نظامی خارجی ، افغانستان را کمک نماید.  بازهم دولت آقای کرزی موظف به اصلاحات ومبارزه با فساد اداری گردید.

 

کنفرانس شیکاگو 20 ماه می 2012 تعهد 1،4 ملیارد دالررانمود وجامعه جهانی با نگرانی وسئواستفاده ازکمکهای خویش درزمینه رفع فساد در دولت افغانستان بحثهای داشت. چنانچه یکی ازمفسرین ضمن تبصره مورخ 20 ماه می 2012 چنین تحریر داشت :   (( پاشنه آشیل غرب: طبقه سیاسی افغانستان :  

  وجود طبقه‌ سیاسی متعهد و معتقدبه هویت سیاسی جدید و ژئو-استراتژیک و اقتصادی افغانستان ،ضرورت اجتناب نا پذ یرافغانستان و جامعه جهانی محسوب می شود. طبقه‌ سیاسی موجود درافغانستان هم درحکومت وپارلمان،اپوزیسیون،رسانه ها، احزاب سیاسی وجامعه مدنی دراکثرموارد بازتاب واقعیتهای تلخ افغانستان مانند استبداد سیاسی، شئونیسم قومی-زبانی،وابستگی استخباراتی، نگرش ایدئولوژیک به دین، مافیای مواد مخدر وچپاولگری در دهه اخیر است. 

طورنمونه، براساس منابع و بررسی های انجام شده، سرمایه‌ های اندوخته شده توسط مقامات دولتی، اعضای خانواده و نزدیکان دولتمردان افغان،نمایانگر از اوج وعمق مافیایی شدن قدرت وسیاست درافغانستان است. طبق یک بررسی استخباراتی، این سرمایه نزدیک به ده میلیارد دلارآمریکایی تخمین شده است که در دهه اخیر مقامات افغان از راه های قانونی و غیرقانونی به دست آورده اند.

سرمایه گذاری افغانها در دبی نمونه بارزی از این سرمایه است؛ به گونه ای که افغانها مقام سوم سرمایه گذاری را پس ازروسها وایرانیها دربازار املاک دبی، به دست آورده اند. ))

  کنفرانس توکیو جولای 2012  تعهد کمک 16 ملیارد دالر را نمودند و  حکومت افغانستان بازهم تعهد نمود که درتقویت حکومتداری که اساس آنرا رعایت حقوق بشر، حاکمیت قانون و احترام به قانون اساسی تشکیل دهد اقدام مینماید مجدداً در تعهد خویش تکرار نمود که شرط اساسی رشد و انکشاف پایداراقتصادی میباشد. که باحکومت سالم، حاکمیت قانون و رعایت حقوق بشربه هدف بهبود ودستیابی به عدالت برای همه، به خصوص زنان اطمینان داد ومبارزه علیه فساد اداری راشعارقرارداده منجمله در مبارزه علیه مواد مخدره تلاش مینماید و.......    گرچه بحث ما خیلی طویل گردید اما همه مطالب فوق به اثبات میرساند که دولت مردان افغانستان طی این دوره همیش درتلاش بودند که اولاً بکدام شکل ،نیرنگ وچانه زنی کمکهای جامعه جهانی راتحت نام اعمارمجدد افغانستان جلب وتعهد آنان را اخذ نمایند وثانیاً اگربتوانند آن کمک ها را درچوکات بودجه دولت داخل نمایند تا دست آزاد درحیف ومیل داشته باشند گرچه درکمکهای خارج ازبودجه نیزسئواستفاده وافر نمودند چون:( اراده مبارزه با فساد اداری درنظام نمیباشد) تصامیم اتخاذ شده جامعه جهانی بروی کاغذ باقی ماند تا اینکه افغانستان را در پرتگاه نابودی قرار داده اند.

 با نظرداشت مطالب فوق سوال بوجود میآید که آیا جامعه جهانی با نصب این کادرها غفلت نمودند ویا قصداً بخاطرراضی نگهداشتن گروه های شریک در حکومت جدید مرتکب بزرگترین گناه تاریخی گردیدند. چرا که اکثردولتمردان به عوض کاردرجهت رفاء عامه، عامل قانونشکنها،تخلفات ،جنایات وخیانت ها شدند که ما طورنمونه مروری برآن خواهیم نمود.    اینکه دولت جدید مسئولیتها ووظایف خویش راچراانجام داده نمیتواند ویا انجام نمیدهد وعوامل عمده ناکامی دولت چه میباشد؟

 نقش عمده درایجاد دولت کرزی، کشورهای خارجی بخصوص امریکا و متحدینش داشت عوامل خارجی نیزدرعدم  رعایت وحاکمیت قانون  در این دوره نقش قابل ملاحظه دارد.  درعوامل خارجی میتوان ازحکومت عقب پرده مانند نماینده خاص ویا سفیر با صلاحیت دولت امریکا که نقش اساسی درتعین رئیس دولت داشت وموجودیت اضافه ازصدهزارقوائی نظامی بشمول استخبارات آن که درکشورما حضور دارند، به همین شکل 48 کشوردیگر که درافغانستان حضور نظامی دارند، کادر هایکه توسط آنکشورها درکابینه حکومت کرزی نصب ویا درنصب آنان مشوره دادند، میباشند، نفوذ استخبارات ودولت پاکستان دربین کادرهای رهبری دولت و تنظیمها با نظرداشت اینکه گذشته یا به اصطلاح تهداب فعالیتهای  شان توسط آنان گذاشته وپایه گذاری شده و نقش اساسی درتباهی کشورما داشت ودارد.  ( به اصطلاح دهان پرآب نزد استخبارات ودولت پاکستان میباشند ) به همین شکل دولتمردانیکه عضویت تنظیمهای هشتگانه ایران را داشتند مانند تنظیمهای ارتباطی پاکستان، اکثراً در جهت منافع کشورایران واستخبارات آن تمایل دارند. سایر کادرها که بقا ومنافع خود را درپشتیبانی کشورهای ارتباطی خود میدانند.    نقش (یوناما ) درافغانستان که صاحب صلاحیت درامور دولت افغانستان تحت نام نظارت ازفیصله های موسسه ملل متحد میداند نیز ازعوامل خارجی دروضع نا میمون کشورما میتوان یاد آورشد، بی بند وباری وعدم رعایت نظم وقانون توسط موسسات امنیتی خارجی ،انجوها وسایر ادارات خارجی عامل دیگردربی ثباتی ، بنظمی ونابسامانیها ی کشورماحساب میگردند.

 با اینکه عوامل خارجی نقش خویش را داشت ودارد اماعلت اساسی درقضایای  سه دهه اخیرکشورما بخصوص  دوره موردبحث (عامل داخلی ) بود ومیباشد  ما نه باید این هم تخلفات نابسامانیها، بی اعتنائی درمقابل قانون، قانونگریزیها وخلاصه اینهمه بیتفاوتیها وجنایات را بدوش خارجیان انداخت.اگر واقعاً دولت مردان روحیه وطن ومردم دوستی میداشتند،خارجیان هرگزجرئت جنایات مکرر وتسلسل آنرا نمیداشتند ومرتکب نمیگردیدند. لذا عامل عمده دربروز حوادث رقتبار وفساد گسترده درکشورما ،عامل داخلی میباشد که نقش کادرها ،تربیه ، سواد،تحصیلات ورشته تحصیل،روحیه عدم مردم وطندوستی آنان ، ترجیع دادن منافع شخصی برمنافع عامه ، خلاصه عدم خدمت به وطن ومردم میباشد.چون تهداب اکثرآنان خدمت به دول اجنبی درمقابل پول ومنفعتهای شخصی و گروهی بوده است.دربعضی حالات بخصوص درجهت منافع شخصی،اعمال طالبان بهتر از بعضی کادرهای فعلی میباشد چراکه طالبان ملیونروسرمایه دارنگردیده اند .  قبل ازتبصره برمطالب فوق ،بهتردانسته میشود تا درباره محترم آقای کرزی معلومات مختصرداشته باشیم . جناب شان درشهر کندهار تولد واز لیسه حبیبیه شهرکابل فارغ ودررشته حقوق وعلوم سیاسی تا فوق لیسانس درکشورهندوستان تحصیل نموده وقرارمدارک نشرشده درکشورهای ایتالیا وانگلستان به تحصیلات خویش ادامه دادند ومدتی درامریکا اقامت داشتند.بیشترعلاقه دارد تا بالای لباس پاکستانی چپن ووکلای افغانی رابه تن کند.

 موصوف ابتداء درتنظیم نجات ملی به رهبری صبغت الئد مجددی فعالیتهای سیاسی داشت  ودردوران حکومت برهان الدین ربانی درپست معاونیت وزارت خارجه اجرائی وظیفه نمود.بعدازآنکه مناسباتش با آقای قسیم (فهیم) مسئول اداره امنیت ملی آنزمان خراب وتیره شد به کندهاروبعداً با سلاح ومقدارپول نقد به شهرکویته پاکستان فراروبا گروپ طالبان بخش ملاربانی که ازطرفداران ظاهر شاه بود پیوست.چون موصوف قبلاً باارگانها وادارات پاکستان،سفارت وقونسلی امریکا وسایرادارات بشمول ادارات استخباراتی شناخت، ارتباط  واعتبارداشت. به حیث نماینده طالبان درسازمان ملل متحد تعین گردید.

 طوریکه بملاحظه میرسد محترم کرزی مسلمان نسبتاً تندرومیباشد. فامیل، قوم و زادگاهش برافکارواعمالش تاثیرات خاص داشته ودارد(چراکه افکارونظریاتش همیش درحال تغیر وتحول میباشد ) با آنکه پدرش درسال 1999  وبرادرش بعداً در سال 2011 توسط طالبان به شهادت رسیدند وادعا های وجود دارد که پدرش به دستورملامحمدعمرشهید شد وانتقام قتل پدرش یکی ازعواملی بود که با کمک ودستورامریکاعلیه رهبری طالبان قدعلم نماید.همان بود که بالوسیله قوای هوائی امریکا با سلاح ومهمات درشهر دهراود ولایت ارزگان افغانستان پیاده شد وعلیه طالبان مقاومت وبغاوت را آغاز نمود. گرچه بتاریخ 13 ماه عقرب 1380 در ارزگان توسط گروه طالبان محاصره شد ولی بکمک قوای هوائی امریکا نجات داده شد.  باآنهم جناب کرزی نظربه عقیده تندروانه وتعهد اولی که با طالبان درکویته پاکستان نموده بودجمع خصلت پشتونوالی وارتباطات قبلی ،درتحقق سیاستهای پنهانی مثلث استخباراتی امریکا ـ انگلیس ـ پاکستان باید بیتفاوت نه باشد. همین علاقه خاص شان دلیل رسیدن ویا سهیم شدن طالبان در قدرت میباشد.درحالیکه طالبان قاتل هزاران افغان بوده وبه اثر جنایات  شان روزانه دها وبعضاً صدها هموطنما شهید،معلول ویتیم میگردند،آیا کدام دلیل دیگرمیباشد،درغیرآن چیست ؟

 طوریکه بملاحظه میرسدطی سالهای حکومتش بمراتب تروریستان وجنایتکاران  که دشمنان مردم ما میباشند باآنکه با بم ها،واسکتهای انتحاری،سلاح ومهمات دستیگروتوسط آقای کرزی ویابه وساطت این وآن رها گردیدند ورها شده گان با تجربه بیشتر دوباره به کشتاروفعالیتهای جنایتکارانه شان ادامه داده ومرتکب شهادت صدهاهموطن دیگرما گردیده وسلسله جنایات شان با دلسوزی آقای کرزی ادامه دارد. همچنان یکتعداد قاتلین وتروریستان که مرتکب شهادت هزاران هموطنان ما شده اند وعملاً مصروف اعمال جنایتکارانه میباشند ونام شان درلست سیاه امریکا و شورای امنیت ملل متحد ثبت بود به اثرتلاش وتقاضای جناب کرزی ازلست مذکور حذف وفعلاً درجهت کشتاروتباهی کشورما فعالیت مینمایند. همچنان آن متجاوزین به ناموس مردم (زنان ،اطفال ونوجوانان ) که ازجمله زورمندان ویا نزدیکان دولتمردان میباشد کمترتحت پیگرد قانون قرارمیگیرند که مثالهای زیاد وجود دارد. غاصبان ملیونها جریب زمین دولتی وشخصی از مصئونیت قضائی برخورداربوده،دستگیر ومحاکمه نمیگردند و....

 همه این نا بسامانی ها وقانون شکنیها عوامل متعدد ومختلف دارد.

سوالات متعدد بوجود میآید که چرا آقای کرزی باداشتن تحصیلات عالی مسلکی  حقوقی کمتردرجهت رعایت نظم وحاکمیت قانون اقدام می نماید. 

  آیا:

  ـ افکاروایده های شخصی کرزی درتائیدجنایات طالبان وجنایتکاران میباشد؟ 

  ـ تحت فشارفامیل ، قوم وقبیله یا گروپهای ومتحدانش قرار دارد ؟ 

  ـ فشارامریکا وشرکایش درقضیه افغانستان عامل تزلزل فکری شان میباشد؟    ـ آیا حکومات عقب پرده مانع حاکمیت قانون درجهت منافع مردم میباشد ؟

 ـ آیاهدف شان ازتوسعه جنگهای بیشتر وویرانی، از بین رفتن زیربنا های اقتصادی وطنما وکشورهای منطقه جهت هموارنمودن بستربهترسرمایه گذاری کشورهای سرمایه دار  درآینده میباشد، مانند کشورهای عربی ؟

 ـ آیا فشارهای مثلث استخباراتی جهت تحقق منافع شان درمنطقه میباشد ؟

 ـ آیا فشارمتحدین داخلی اش میباشد که جهت بدست آوردن منافع شخصی درچپاول وغصب بیشترسرمایه با استفاده از قدرت دولتی عمل نمایند ،آزادانه وبیشتر ازگذشته وظایف خویش را در جهت چوروچپاول ،غصب دارائیهای مردم ودولت ،قتل وکشتار،تجاوزبه حقوق مردم که جزخصلت شان شده بود عمل نمایند. که با این اعمال زمینه های فسادرا درهمه سطوح کشور بوجود آورد ودرسطح جهان مقام اول را درقانون شکنی ،فساد،زرع وتولید مواد مخدره کسب نموده اند. شاید جناب کرزی تحت شعار ( ازکمنامی کرده بد نامی بهتر است )  وظایف خویش را انجام میدهد. چنانچه آقای کرزی درمحفل توذیع دیپلوم های محصلان پوهنتون کابل فرمودند که :(...مقام ریاست جمهوری را که فعلاً بدست آورده ام به زودی رها نمیکنم ) برای شان بیتفاوت خواهد بود که در وطن چه میگذرد.  سئواستفاده ،فساد وعدم رعایت وتطبیق قانون،عامل  بربادی وطن وتباهی مردم شده ومیشود.اما فعلاً اکثر دولتمردان  به سرمایه داران بزرگ درکشور ومنطقه تبدیل گردیده اند.  انگیزه بی تفاوتیهای حکومت کرزی شاید دلایل فوق باشد ویا مطالب دیگر..  باآنکه درهمه کنفرانسهای بین المللی ازفساد وعدم حاکمیت قانون درحکومت کرزی یادآوری شده وجناب شان را متوجه آینده ساخته اند و آقای کرزی در همه کنفرانسها متذکره تعهد درجهت اصلاح اداره نمودند اما افسوس که در جهت عملی نمودن فیصله ها وتعهدات خویش کمترعمل نمودند.                 

بانظرداشت توضیح فوق برمیگردیم بر قانونیت ومشروعیت دولت دراین دوره.   رهبری دولت کمتردرجهت ملت سازی،سهیم نمودن سازمانها، احزاب وایجاد روحیه وحدت،حاکمیت سیاسی که رعایت پرنسیپهای حقوقی را جهت حاکمیت قانون وقانونیت اصل عمده آنرا تشکیل میدهد توجه  داشت.درجریان توضیحات بعدی روشن خواهد شد. بهتر دانسته میشود تاتعاریفی ازبعضی اصطلاحات و پرنسیپها داشته باشیم تا در روشنی آن نتایج لازم داشته باشیم.

 اصل عمده درمشروعیت دولت ،ارادۀ عمومی مردم میباشد.  ارادۀ عمومی عبارت ازاصل حاکمیت مردم برتعیین سرنوشت شان میباشد که  ازطریق انتخابات  شفاف وواقعی  تمثیل میگردد.    اصطلاح مشروعیت درفرهنگ سیاسی  مترادف با قانون و قانونیت میباشد. گرچه مشروعیت مفهوم وسیعتری ازقانونیت را دارد درمشروعیت برعلاوه رعایت حقوق افراد جامعه،درتحقق قانون جهت تامین عدالت وانصاف باید سنتها وارزشهای فرهنگی حاکم بر جامعه را نیزدربرداشته باشد.لذا مشروعیت یک رژیم مبین هویت ارزشی وقانونی آن است ومیزان سنجش مشروعیت سیاسی  درجوامع متفاوت میباشد.   ازدیدگاه حقوقدان ودانشمند معروف ( وبر) مشروعیت سه  نوع میباشد 

  ـ مشروعیت قانونی ـ مشروعیت سنتی ـ مشروعیت عاطفی یا احساسی   درعدم مشروعیت، حکومات ازطریق زور، ارعاب و خشونت عمل مینمایند .    ژان ژاک روسو دراثرمعروف خویش ( قرارداد اجتماعی ) بیان داشته که هیچ انسان مقتدر وزورمند نمیتواند که همیشه فرمانروا باشد مگر اینکه نیرو و قدرت خود را تبدیل به حق نماید و اطاعت زورمندان را به صورت وظیفه درآورد.      بدین اساس از نظرروسو وقتی میتواند مشروعیت اساس حکومت واقعی را تشکیل دهد که : قرارداده ها در جامعه برضایت عقد شده باشد.

درمشروعیت باید سه مفهوم (فقدان ، زوال  وبحران ) را درنظرداشت وپذیرفت که این مفاهیم یکسان ومترادف نمیباشند وهریک موقعیتی خاص را درمناسبات جامعه و دولت دارند.                                                                    اینکه بروزهریک ازاین سه موقعیت به بحران سیاسی منجرمیگردد تردیدی وجود ندارد اما باید متذکرشد که بحران سیاسی به معنی بی‌ثباتی سیاسی نیست. زمانی بحران سیاسی به بی‌ثباتی سیاسی می انجامد که دولت نسبت  ضعف اداره نه تواند درهمه ساحات (تامئین امنیت،حفظ ورعایت حقوق افراد جامعه و......) وظایف خویش را انجام دهد یعنی دولتیکه نقش یا کارآمدی خویش را در جامعه از دست دهد.   لازم دیده میشود تا تعاریف از فقدان،زوال و بحران مشروعیت داشته باشیم.  فقدان مشروعیت:موقعیتی نادرست دولت درجامعه میباشد که دولتها و حکومات به کمک دول خارجی ویا کودتاهای نظامی بقدرت برسند و افراد جامعه درایجاد آن نقش لازم نداشته باشند.   زوال مشروعیت: زمانیکه نظامها ویا حکومات بابی کفایتی به مرورزمان نسبت عدم تامین ورعایت حقوق افراد درجامعه ، باور وحقانیت خویش را از دست بدهند به زوال مواجع میگردند.  بحران مشروعیت: ظهورعدم باور مردم  به حقانیت اعمال دولتمردان زمینه های بروزبحران وگسترش آن درجامعه گردیده ومنجربه زوال مشروعیت میگردد و رابطه دولت وجامعه برهم میخورد.   فقدان مشروعیت،بحران مشروعیت نیست،بلکه عدم باورمردم به حقانیت دولت میباشد.دربحران مشروعیت،اعتبار وباورمردم نسبت به دولت ودولتمندان ازبین رفته،مناسبات بین شان ازهم فروپاشیده وسبب زوال دولت میگردد.

 سوال دیگر !

آیا  دولت مشروع حتماً دولت قانونی میباشد وبرعکس آن؟  دولت ازنظر سیاسی عموماً دارای دومفهوم میباشد: 

  ـ مشروع و كارآمد. هردو مفهوم لازم وملزوم یک دیگر میباشند.     امکان دارد که دولت( کارآمد نامشروع ویا مشروع نا کارآمد) طی زمان کوتاه  دستخوش بحرانها ‌گردد وازبین برود.بعضاَ نظامهایکه ازمشروعیت کمتربر خوردارمیباشند، به مرور زمان مورد اعتماد مردم قرار گرفته نسبتاً پایه داری خواهند ماند.

 ‌اساس یک حکومت باورمند ومشروع ، قانون وحاکمیت قانون  میباشد .  پروفیسور دکتور محمد طاهرهاشمی استاد مضمون حقوق اساسی در فاکولته حقوق وعلوم سیاسی پوهنتون کابل مشروعیت راچنین تعریف نموده است: (مشروعیت تداوم منطقی قانونیت است.)  قانونیت لازمه مشروعیت است . هدف ازلازمیت اینست که مشروعیت بدون قانونیت عرض وجود کرده نمیتواند درحالیکه وجود قانونیت به موجودیت وعدم موجودیت مشروعیت وابسته نبوده  قانونیت میتواند بدون مشروعیت عرض وجود نماید یعنی رابطه بین قانونیت و مشروعیت میتواند یکطرفه هم باشد گرچه قانونیت لازمه مشروعیت است بعضاً مشروعیت دردامنه قانونیت عرض وجود مینماید لذا باید ابتداء قانونیت تجسم یابد وبعداً مشروعیت. حاکمیت قانون عبارت ازتطبیق یکسان قانون درجامعه میباشد که با موجودیت شرایط ذهنی وعینی برای تطبیق قانون وقرارداشتن قانون در راس حرم قدرت درجامعه عملی میگردد. 

 حاکمیت قانون درجامعه مستلزم دوخصلت عمده میباشد:  

  یکی اینکه افراد جامعه درسطحی قراربگیرند که قانون پذیرباشند وقانون پذیری  جزاخلاق وفرهنگی شان شود.این کاربا طرح وتطبیق پلانهای وسیع ازطریق توضیح اهمیت ومفیدیت قانونیت درجامعه واضرارقانونگریزی توسط  آموزش وپرورش درمکاتب، پوهنتونها ، مراجع تحصیلی ویا تبلیغات گسترده ذریعه  رسانه های تصویری وچاپ کتب و سایرنشرات درجامعه مفید واقع میشود. تا فرهنگ قانون پذیری در جامعه حاکم شود.  خصلت دوم واساسی حاکمیت قانون دریک نظام، کادرها ونقش ارگانهای طرح ،تصویب ،نظارت وتطبیق قانون میباشد که بانظارت وتطبیق یکسان قانون ،نظم ،عدالت وامنیت درجامعه حکمفرما میگردد .

بانظرداشت پرنسیپهای حقوقی فوق نظام یا دولت آقای کرزی را ازنگاه مطالب ذیل ملاحظه مینمائیم :  

   1ـ  بوجودآمدن نظام  ،ساختار و کادرها یا دولتمردان

2ـ اهداف وعملکردهای نظام 

 3ـ مناسبات داخلی نظام ( روابط کاری قوای ثلاثه )  

 4 ـ شیوه برخورد دولتمردان با مردم . طوریکه فوقاً یاد آورشدیم

ادامه دارد .....

به امید حاکمیت قانون درکشورما

بااحترام    ع باغبان


موضوعات مرتبط: سیاسی
[ 2013/2/2 ] [ 10:46 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

  

عبدالله هروی

 

پارلمان بر بی عدالتی و عدم توازن مهر تایید نهاد!

بر بنیاد گزارش‌های نشرشده مجلس نمایندگان بودجه ملی سال 1392 را که بالغ بر سه‌صدوپنجاه‌وچهارمیلیارد افغانی شامل بودجه‌ی عادی و انکشافی می‌شود، روزیکشنبه هفته روان به تصویب رساند. گفته می‌شود که برای بودجه سال 1392، 196میلیارد و 327 میلیون افغانی برای بودجه عادی و 157میلیارد و 750 میلیون افغانی برای بودجه انکشافی اختصاص یافته است. بر بنیاد اظهارات مقام‌های وزارت مالیه و کمیسیون مالی و بودجه مجلس نمایندگان،60 درصد کل بودجه ملی از کمک‌های بین‌المللی تمویل شده، 37 درصد آن از عواید ملی و 3 درصد دیگر آن کسر بودجه 1392 به‌شمار می‌رود.

براساس ماده هشتاویکم از فصل پنجم قانون اساسی کشور هر یک از اعضای مجلس شورای ملی کشور در موقع اظهار رای، مصالح عمومی و منافع علیای مردم افغانستان را مدار قضاوت قرار می‌دهد. تصویب پروگرام های انکشافی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و تکنالوجی، تصویب بودجه دولتی و اجازه اخذ یا اعطای قرضه از وظایف و صلاحیت‌های دیگر مجلس شورای ملی برطبق ماده نود از فصل پنجم قانون اساسی کشور می‌باشد. بنابر این کم از کم انتظار شهروندان کشور از نمایندگان شان در پارلمان این است که به وظایف و صلاحیت‌های خویش مبتنی بر آنچه در قانون اساسی آمده است، عمل نمایند.

چگونگی به تصویب رساندن بودجه سال 1392 در مجلس نمایندگان از موضوعات جنجال‌‌برانگیزی بود که طی روزهای اخیر سرخط خبرهای داخلی قرار گرفته بود. مجلس نمایندگان به دلیل عدم توازن و غیرعادلانه بودن بودجه ارائه شده، به ویژه در مورد پرداخت پول بیشتر به دفتر ریاست‌جمهوری و بانک مرکزی دو مرتبه ‌آن را رد نمودند.  اختصاص دادن 70میلیون دالر به هدف جلوگیری از کاهش سرمایه بانک مرکزی و نیز اختصاص یافتن حدود 86 میلیون دالر به دفتر ریاست‌ جمهوری (کداحتیاط)، هم چنین اختصاص ندادن بودجه کافی برای چهار پروژه ملی از جمله پروژه سرک گردن‌دیوال، پروژه بند برق دوشی و گیله‌گی و دو پروژه دیگر، از موضوعات جنجال‌برانگیز درباره تصویب بودجه سال آینده بود که از سوی اعضای مجلس نمایندگان شدیدا مورد اعتراض قرار گرفته بود. نمایندگان پارلمان در جلسات قبلی با انتقادهای تند حکومت را به عدم رعایت توازن و عدالت در بودجه ملی متهم ساختند. آنان هم چنین تاکید ورزیدند که اختصاص یافتن میلیون‌ها افغانی در کد احتیاط ریاست جمهوری علاوه بر اینکه غیرمنطقی است، شائبه سوء استفاده سیاسی از آن نیز وجود دارد. اتخاذ موضع سرسختانه نمایندگان در مورد تعدیل بودجه ملی، مردم را در تصویب یک بودجه عادلانه و متوازن خوش بین و امیدوار ساخت. اما برخلاف همه این خوش بینی‌ها و انتظارهای بوجودآمده، سرانجام بودجه ارائه شده از سوی حکومت با اندک تغییر تاکتیکی به تصویب اعضای مجلس نمایندگان رسید. هرچند برخی از نمایندگان پس از اعلام تصویب بودجه سال آینده، معترض گردیده و مسئله معامله و فریبکاری را در آن دخیل دانستند، اما واقعیت روشن و تلخ اینست که پارلمان کشور به هر دلیلی باردیگر بودجه ای را به تصویب رساند که خود بر ناعادلانه بودن و عدم رعایت توازن در آن اقرار داشت. متاسفانه این برای نخستین بار نیست که پارلمان کشور اصل اساسی وظایف و صلاحیت خود را که در قانون اساسی تصریح گردیده است، یعنی درنظر داشت منافع علیای مردم افغانستان را فراموش نموده و به طرحی رای مثبت دادند که خود برنادرستی آن معترف بودند؛ چنانچه مجلس نمایندگان در سال گذشته نیز، برای دو مرتبه بودجه ملی سال 1391 را رد نمودند ودر مرتبه سوم آن را بازهم بدون کمترین تغییر به تصویب رساندند.

 حال در ارتباط با تصویب بودجه سال آینده از سوی پارلمان پرسش‌های بسیاری قابل طرح می‌باشد که اعضای مجلس نمایندگان بایستی پاسخ‌های شفاف و دقیق دربرابر آن‌ها ارائه دهند. پرسش نخست اینست که نمایندگان چرا نتوانستند انتقادهای شان را بر چگونگی بودجه به صراحت و قاطعیت برای حکومت به اثبات برسانند؟ چه چیزی باعث گردید که آنان اینگونه به یک باره از موضع انتقادی و اعتراضی خویش عقب نشینی نمایند؟ پاسخ‌های که در ارتباط با این پرسش تاکنون از زبان بعضی از اعضای مجلس نمایندگان شنیده شده است بسیار حیرت انگیز و تاسفبار است! یکی از پاسخ‌های که بعضی از نمایندگان ابراز داشته اند اینست که در پشت پرده معامله‌هایی میان اعضای مجلس نمایندگان و حکومت صورت گرفته است، برخی از نمایندگان در حضور رسانه‌ها، هم قطاران ‌شان را به معامله با حکومت برای تصویب طرح بودجه متهم نمودند. یکی از اعضای مجلس نمایند‌گان در این باره تصریح نمود که مجلس در روز تصویب بودجه  بسیار متفاوت از سایر روزها بود و فضا قسمی آماده شده بود تا بودجه به تصویب برسد؛ بربنیاد گفته‌های این عضو مجلس نمایندگان هیئت اداری پارلمان و حکومت پیشاپیش در فضا سازی مجلس برای تصویب بودجه برنامه داشتند.

چنانچه این پاسخ را بپذیریم، باید فاتحه ای چنین پارلمانی را خواند و دروازه آن را بست. زیرا در این صورت چنین مکانی خانه ملت نخواهد بود تا در آن نمایندگان مردم بر طبق قانون از منافع علیای شهروندان حفاظت نمایند، بلکه چنین مکانی در واقع یک راهنمای معاملاتی خواهد بود انواع معامله ها از آدرس مردم و بنام مردم صورت میگیرد! شاید گفته شود که بخشی از اعضای مجلس نمایندگان در این معامله شریک بوده اند، باید پذیرفت تعداد نمانیدگان معامله گر بدان اندازه بوده است که رای اکثریت مجلس را دربر می‌گرفته است.

ادعای دیگری که در ارتباط با تصویب بودجه سال آینده مطرح می باشد و عده ای از نمایندگان برای تبرئه خود آن را پیش می کشند اینست که این عده مدعی اند که این بودجه با نیرنگ و فریب به تصویب رسیده است. جالب است که این ادعا یا توجیه را نیز مرور نماییم: برخی از اعضای مجلس نمایند‌گان اظهار می‌دارند که در تصویب بودجه ملی سال ۱۳۹۲، نیرنگ صورت گرفته و نمایند‌گان اغفال شده‌اند. در ادامه گفته شده است : پس از یک رای‌گیری علنی در مورد "دریافت قرضه از کشورهای خارجی"، اعلان کرد که بودجه با اکثریت آرا به تصویب رسید. بعضی از نمایندگان اقرار میدارند که بنابود جهت تکمیل بودجه کافی برای برخی از پروژه‌های عمده داخلی از کشورهای خارجی قرضه گرفته شود، از آنجایی که صلاحیت تصویب گرفتنِ قرضه برای این پروژه‌ها طبق قانون در صلاحیت مجلس نمایند‌گان می‌باشد، قرار بر این شد که این موضوع به رای گذاشته شود. به این جهت آخرین رای‌گیری صورت گرفته در مجلس در مورد بودجه نبود، بل در خصوص گرفتن قرضه از کشورهای خارجی صورت گرفته بود، اما رییس مجلس از این وضعیت، به نفع تأیید بودجه سال مالی ۹۲ سوء استفاده نمود. اگر این توجیه یا ادعارا هم بپذیریم در واقع عذر بدتر از گناه است. زیرا هم عدم صداقت اعضای مجلس نمایندگان، بخصوص هیئت اداری را به اثبات می‌رساند و هم سادگی و عدم شایستگی اعضای مجلس را در نمایندگی از مردم و ناتوانی شان را در دفاع و حفاظت از منافع علیای مردم را ثابت می‌سازد.

به هر روی تصویب بودجه سال آینده، که ناعادلانه بودن و عدم توازن در آن کاملا هویدا می‌باشد، از سوی پارلمان با هر روشی از جمله معامله، اغفال، نیرنگ یا ناتوانی در استدلال های انتقادی برآن و... انجام یافته است؛ و هم چنین افتضاح چگونگی استیضاح وزرا، بصورت کامل و بی پرده بی کفایتی و عدم صلاحیت اعضای مجلس نمایندگان را برای مردم افغانستان به اثبات رساند.


موضوعات مرتبط: سیاسی
[ 2013/2/2 ] [ 10:45 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
 

فقره نهم

 

     در باره ارزیابی پروتوکول 320 مورخ 24 میزان 1389 اتحادیه ملی کارکنان افغانستان (امکا)    

در پوشش این پروتوکول دوکاکین و هوتل ستاره طلایی ملکیت اتحادیه را بنحو خاینانه به دسترس شرکت ساختمایی کوه البرز قرار دادند

مسُول و عاقد قرارداد آقای محمد ظاهر کارگر رئیس اسبق و هیات اجرائیه امکا!

همچنان آقای معروف قادری رئیس و هیات اجرائیه فعلی امکا که با وصف حکم جدی بند دو و پنج قطعنامه کنگره فوق العاده وحکم ماده 16 بند 26 اساسنامه وهدایت صریح مصوبه 105و 135 مورخ 2 ثور 1391 اقدام به معرفی مرتکیبین تخلف جهت تعقیب عدلی نکرده و علاوهٌ هیات رئیسه به اتفاق آرا در جلسه 5 میزان 1392 خویش به ابطال کلیه قرار داد  های نا مشروع اصدار حکم نموده که متسفانه بنابر معامله و کسب سود به اجرای احکام اقدام نکرده ،  لذا منحیث کتمان کننده تخلفات مسُولیت بزرگ را به عهده دارد .

کمیسیون بررسی سمع شکایات ولسی جرگه موظف در امکا تخلفات و قانون شکنی های را تثبیت نموده که موجب غدر فاحش شده و چنین توضیح میگردد.

1- مدت 15 ماه قبل از تاریخ عقد قرارداد دوکاکین و هوتل ستاره طلایی ملکیت امکا فعالیت نموده که عواید آن غارت گردیده زیرا ریاست تفتش مرکزی امکا به وسیله استعلامیه 181 مورخ 3/9/1389 خویش آغاز فعالیت دوکاکین و سالون عروسی ستاره طلایی ملکیت امکا را از وزارت محترم مالیه و ریاست مالیه دهنده گان متوسط استفسار نموده که ضمیمه دوسیه هذا است.

به جواب استعلام از طرف هیات حوزه هشتم مالیاتی شروع فعالیت هوتل 12 اسد 1388 در فورمه ثبت هوتل ها و استعلام که موجود دوسیه است از طرف شیر محمد هیات حوزه هشتم مالیاتی ثبت و مالیات انتفاعی آن از ربع دوم سال 1388 قرار تعرفه 70771 ، مورخ 19/7/1388 و نمبر 149 مبلغ 37750 افغانی و از ربع سوم سال 1388 قرار تعرفه تمبر 71904 مورخ 15/10/1388 و آویز نمبر 160 مورخ 20/10/1388 مبلغ 83625 افغانی و از ربع چهارم سال 1388 قرار تعرفه نمبر 71946 مورخ 16/1 1389 و آویز 314 مورخ 17/1/1389 مبلغ 17700 افغانی تحویل گردیده است و از سال 1389 از ربع اول قرار تعرفه نمبر 013508، مورخ 16/6/1389 مبلغ 90750 افغانی و از ربع دوم سال 1389 قرار تعرفه نمبر 007067، مورخ 11/7/1389 و آویز تحویلی نمبر 58، مورخ 15/8/1389 مبلغ 85440 افغانی تحویل بانک گردیده است، پس ثابت میگردد که فعالیت در سال 1388 موجود بوده که مالیه توسط تعرفه ها و آویز های تحویلی پرداخته شده است.

تاریخ عقد قرارداد 24 میزان 1389 و تاریخ فعالیت بدون قرارداد مطابق معلومات ریاست مالیه دهنده گان متوسط وزارت مالیه 12 اسد 1388 بوده که بدون تردید یک تخلف و تخطی آشکارا بوده میتواند زیرا

پانزده ماهه عواید فعالیت دوکاکین و هوتل ثابت نگردید که به حساب عواید امکا انتقال شده باشد.

2- در سهمیه دوکاکین ملکیت امکا نیز غدر فاحش به ملاحظه میرسد چنانچه در قرارداد آمده که شرکت ساختمانی کوه البرز طور شراکت به تعداد 144 دوکان را در دو طبقه یعنی منزل تحتانی و منزل اول و همچنان در طبقه دوم دفتر های اداری، تفریحگاه و سایر ضرورات و در منزل سوم دو سالون به شکل هوتل اعمار نموده که قرار پروتوکول قبلی 40 فیصد سهم امکا و 60 فیصد سهم شرکت ساختمانی کوه البرز میباشد، با وضاحت میبینیم که در محاسبه سهم امکا غدر بزرگ به میان آمده چنانچه 45.5 دوکان و موازی 424.95 متر مربع سالون (هال) نشان داده شده است. در حالیکه اگر سهم چهل فیصد حقوق امکا را از مجموعه 144 باب دوکان سنجش نمایم 57.60 باب دوکان تثبیت میشود نه 45.5 پس 12.1 باب دوکان مفقود و غارت گردیده است و نیز مساحت هر باب دوکان در قرارداد عمداٌ مجهول و نامشخص گذاشته شده است.

هر گاه قیمت هر باب دوکان را در این موقیعت مهم تجاری حداقل مبلغ 60000 دالر امریکایی باشد پس 726000 دالر امریکایی ضرر قطعی و بزرگ به امکا تحمیل گردیده است.

3-  هر گاه استجاره هر باب دوکان در این موقیعت حساس تجاری طور اوسط دوصد و پنجاه دالر امریکایی باشد مجموعاٌ رقم 14400 دالر امریکایی در ماهه صرف عاید 57.60 دوکان بالغ و تخمین میگردد. که این ضرر قطعی دیگریست بر پیکر بنیه مالی امکا.

4 – همچنان (هال) سالون بزرگ که بحیث سالون عروسی ستاره طلایی به مساحت 424.95 متر مربع فعالیت دارد، حداقل کرایه ماهوار آن مبلغ 6000 دالر امریکایی بوده میتواند که در سال 72000 دالر امریکایی و در 4 سال فعالیت عواید آن بالغ بر 288000 دالر امریکایی میگردد.

محاسبه کلی از چهار قلم غبن فاحش و اختلاس انکار ناپذیر بدین شرح  توضیح میگردد:

الف:- کرایه ماهوار 57.60 باب دوکاکین ماهوار مبلغ  14400 دالر امریکایی.

در یک سال 14400* 12 ماه مساوی به 172800 دالر * 4 سال مساوی به 691200 دالر امریکایی .

ب:- کرایه ماهوارسالون ستاره طلایی مبلغ 6000 دالر امریکایی، در یک سال 6000* 12ماه = 72000 دالر امریکایی، جمع 4 سال مساوی به مبلغ 288000 دالر امریکایی میگردد.

ج:- فعالیت عواید 15 ماهه دوکاکین و سالون عروسی  قبل از عقد قرارداد :

کرایه ماهوار 57.60 باب دوکاکین ماهوار مبلغ  14400 دالر امریکای از 15 ماه 216000 دالر امریکایی .

د:- کرایه ماهوار سالون عروسی از قرار فی ماه مبلغ 6000 دالر امریکایی 6000*15 ماه = 90000 دالر امریکایی .

ح:- قیمت 12.1 باب دوکان مفقود شده که عمداٌ از قلم کشیده شده فی باب دوکان مبلغ 60000 دالر امریکایی مجموعاٌ مبلغ 726000 دالر امریکایی غارت گردیده است.

ل:- در قرارداد جانبین تعهد شده بود که اعمار دوکاکین و هوتل در ساحه 100*10 متر مربع زمین به قیمت مجموعه 750000 دالر عملی گردد، اما به قرار مشاهده و بررسی ابتدایی بصورت تقریبی موازی 2500 متر مربع زمین معه پارکنگ در تصرف شرکت ساختمانی قرار داده شده.

 تردیدی راه ندارد که قیمت یک بسوه زمین در مسیر سرک عمومی در آن سال ها حداقل 150000 دالر بوده که بدین صورت قیمت 25 بسوه مبلغ 3750000 دالر بالغ میگردد با وصف آن که قانون تدارکات و ارزش معاوضه روی انگیزه های نفسانی محاسبه نگردیده شرکت ساختمانی البرز با هزینه 750000 دالر مقدار %60 سهم میگیرد و مقدار %60 زمین را نیز در تصاحب خویش درآورده و اداره امکا که مالک اصلی جایداد است و به ارزش 3750000 دالر قیمت زمین خود مقدار %40 سهم اخذ میدارد این نسبت و تناسب نا برابر میرساند که در زمینه عقد قرارداد از خدعه و فریبکاری وسیع کار گرفته شده. لذا قانوناٌ حق مصادره جایداد امکا محفوظ بوده که بایست تحقق یابد.

مجموعه قیمت ها :

قیمت ضایع شده بند الف ----------------------------------- 691200 $

قیمت ضایع شده  بند ب ------------------------------------ 288000 $

قیمت ضایع شده بند ج -------------------------------------- 216000 $

قیمت ضایع شده بند  د  -------------------------------------- 90000 $

قیمت ضایع شده بند ح ------------------------------------- 726000 $

قیمت ضایع شده بند ل ------------------------------------- 3750000 $

___________________________________________

قیمت مجموعی غدر فاحش و اختلاس بالغ بر مبلغ : 5761200  دالر امریکایی.

پر واضیحست که آقای ظاهر کارگر رئیس اسبق امکا و هیات اجرائیه آن در همدستی با قراردادی مرتکب غبن فاحش شده لذا طبق ماده 570، 571، 572 قانون مدنی و ماده 268، 269 و 270 و بند 4 ماده 271 و بند 5 ماده 273 قانون جزا مستوجب مجازات بوده و بروفق ماده 94 قانون تدارکات شخصیکه بالاثر تخلف از احکام قانون موجب دریافت منفعت برای خود و شخصی دیگری و یا خساره به اداره گردد برعلاوه مجازات پیشبینی شده در قانون متخلف و ذینفع مکلف به پرداخت جبران خساره میباشد.

 

مضاف بر آن هیات رهبری فعلی آقای معروف قادری و هیات اجرائیه آن با وصف قطعنامه کنگره

فوق العاده به معرفی مرتکیبین غدر فاحش جهت تعقیب عدلی و قضایی اقدام نکرده مرتکب کتمان جرم گردیده که مسُولیت آن از عاملین جرم کمتر بوده نمی تواند.

با احترام

هیات رهبری کمیسیون سمع شکایات ولسی جرگه


موضوعات مرتبط: سیاسی، اقتصادی
[ 2013/2/2 ] [ 10:37 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

Ain Tarma neighbourhood, Damascus, Syria

By Goran Tomasevic

One moment, I heard two incoming shots. I was already aiming my camera on these two Syrian rebels. I heard the scream and saw one of them get shot. He was still alive as I was shooting but dying as he was carried away.

There was intensive fighting as the rebel group I was with in a Damascus neighborhood was trying to overtake a government checkpoint some 50 meters away. There was another group of rebels who were supposed to fire rocket propelled grenades from a further distance away from the checkpoint. After that, the group I was with was meant to engage the soldiers manning the checkpoint.

At the checkpoint I could clearly see sandbags and tanks. I didn’t look at the tanks anymore because I needed to take cover. I pulled back a little to look for the best position to take pictures and how to be covered in the best possible way.

There were two rebels next to me and two rebels across the street. A couple of sniper shots were fired. They were clearly sniper shots, not Ak’s, as they came one by one. I could clearly see through the lens when they actually shot the rebel. The rebel next to him was also shot and injured but he should recover after being hit in the stomach.

Full Focus Gallery: Shot by a sniper

After the rebel was killed they pulled back maybe 20-30 meters and I took pictures of the body being taken out. The hole where the rebels had to drag the body through was really small and it was difficult to drag him through. There was a lot of fire as the rebels dragged him away.

A tank fired a couple of shells onto the top of the building and rubble fell down around us.

The rebels kept on fighting for a few hours. It was heavy, with a lot of RPGs and attacks on multiple sites. They pulled back after a couple of hours of intensive fighting and fired some mortar shells.

From what I’ve seen the fighting is up and down. The lines between the Free Syrian Army and the government army are pretty clear. Since I’ve been here it’s literally been going house by house. The other day there was a rebel next to me who was struck by shrapnel. The rebels and the government forces are close enough to be throwing hand grenades at one another. You can hear them shouting at each other.

The lines seem to be pretty much the same. One day the government takes a couple of houses and then the rebels take a couple of houses again so it is pushing back and forth.

I’m covering several of the neighborhoods in Damascus so I hear some airstrikes or mortar shells all the time. Something is happening all the time.


موضوعات مرتبط: Engalish News and other
[ 2013/2/2 ] [ 9:58 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
آسیای میانه، پایتخت آن شهر کابل است.

واژهٔ افغانستان به عنوان نام یک کشور در سال ۱۹۲۳ و در قانون اساسی امان‌الله شاه به تصویب رسید. واژهٔ افغان که هم‌معنی قوم پشتون بوده‌است در سال ۱۹۶۴ و در قانون اساسی تصویبی محمد ظاهرشاه با تعریفی جدید و به معنی همهٔ افراد شهروند کشور افغانستان به‌کار رفت. با این حال هنوز اکثریت فارسی‌زبانان افغانستان واژهٔ افغان را به معنی مردم پشتون به کار می‌برند.

اقوام بزرگ افغانستان عبارت اند از:

  1. تاجیک
  2. پشتون (افغان)
  3. هزاره
  4. ازبک
  5. پشه ای
  6. ایماق
  7. ترکمن
  8. قزلباش
  9. بلوچ

فارسی دری : جمهوری اسلامی افغانستان
پشتو : د افغانستان اسلامی جمهوریت
پرچم افغانستان نشان ملی افغانستان
پرچم نشان ملی افغانستان
شعار ملی:
سرود ملی: سرود ملی افغانستان
جایگاه کشور افغانستان روی نقشه
پایتخت
 - مختصات جغرافیایی
کابل
بزرگ‌ترین شهر کابل
زبان رسمی فارسی (دریپشتو
نوع حکومت جمهوری اسلامی
حامد کرزی
احمد ضیاء مسعود
کریم خلیلی
استقلال
• اعلام استقلال
• رسمیت استقلال
از بریتانیای کبیر
۱۶ اسد ۱۲۹۸ (۱۹۱۹)۲۷ اسد ۱۲۹۸ (۱۹۱۹)
مساحت
 - کل
 
 - آبها (%)
 
‪۶۵۲،۰۹۰ km² ‫(
۴۱ام)
جمعیت
 - براورد ۲۰۰۵
 - تراکم جمعیت
 
‪۲۹٫۸۶۳٫۰۰۰ ‫(۳۸ام)
‪۴۶/km² ‫(۱۵۰ام)
تولید ناخالص داخلی
(برابری قدرت خرید)
 - کل
 - سرانه
براورد ۲۰۰۶

۳۱٫۹ بیلیون دلار (۹۱ام)
۱٫۳۱۰
دلار (۱۶۲ام)
شاخص توسعه انسانی (۱۹۹۳) ۰٫۲۲۹ (نامعلوم) – پایین
واحد پول افغانی (afg)
منطقه زمانی
 - در تابستان (DST)
(UTC+4.30)
بدون تغییر
کد بین‌المللی موتر (خودرو)
AFG
دامنه اینترنتی
.af
پیش‌شماره تلفن
+93

 

افغانستان دارای ۳۴ ولایت (استان) است.


 

دین‌ها و مذاهب

۹۹٪ مردم افغانستان را مسلمان تشکیل میدهند که حدود ۸۰٪ آنان مسلمان سنی و۱۹٪ مسلمان شیعه‌هستند.

مذاهب دیگری چون هندو و سیک نیز در افغانستان پیروانی دارد. پیش از جنگ‌های ۳۰ سال اخیر اقلیت یهودی ای نیز در افغانستان و بویژه شهر هرات وجود داشتند اما امروزه اغلب آنان به اسرائیل مهاجرت کردند.

زبان‌ها

 پراکندگی زبانها در افغانستان - ولایت‌های دارای رنگ سبز: زبان فارسی دری، قهوه‌ای: پشتو، نارنجی: ازبکی، فیروزه‏ای: نورستانی، فولادی (طوسی): بلوچی و بفنش: پشه‌ای

 

مردم افغانستان به یکی از زبان‌های دری (فارسی) ۵۰٪، پشتو ۳۵٪، زبان‌های ترکی تبار(از جمله ازبکی و ترکمنی) ۱۱٪، و در حدود ۴٪ به یکی از ۳۰ زبان کم گویشورتر (از جمله پشه یی، نورستانی و بلوچی) سخن می‌گویند. بر اساس قانون اساسی افغانستان، زبانهای دری و پشتو زبان‌های رسمی دولت افغانستان میباشند و در مناطقی که گویشوران زبانی دیگر زیاد باشند آن زبان به عنوان زبان رسمی سوم تلقی می‌شود.

سواد

تعریف فرد باسواد: فرد بالای ۱۵ سال که می‌تواند بخواند و بنویسد.

کل: ۳۶ درصد با سواد

  • مردها: ۵۱٪ درصد

موضوعات مرتبط: سیاسی، اجتماعی، فرهنگی
[ 2013/1/30 ] [ 12:2 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]


غزنه در مقام «مرکز تمدن اسلامی» در کشور های آسیایی

image منار غزنی

سازمان علمی ، فرهنگی و آموزشی کشور های اسلامی « آی اس ای اس سی او» در ششمین اجلاس خود که در کشور لیبی برگزار شد، تصمیم گرفت تا شهر تاریخی غزنی، غزنه، در افغانستان، به عنوان « مرکز تمدن اسلامی » در میان کشور های آسیایی پذیرفته شود. به گفتۀ وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان، قرار است این لقب رسمآ در سال ٢٠١٣ میلادی به این شهر تفويض گردد.

شهر غزنین یا غزنی مرکز ولایت، غزنی و یکی از شهر های مرکزی افغانستان است . ساکنان این شهر را غزنوی و یا به اصطلاح عام غزنیچی میگویند. این شهر از لحاظ موقعیت جغرافیایی در جنوب کابل واقع گردیده و از سطح بحر ٢٢١٩ متر ارتفاع دارد.سازمان علمی ، فرهنگی و آموزشی کشور های اسلامی « آی اس ای اس سی او» در ششمین اجلاس خود که در کشور لیبی برگزار شد، تصمیم گرفت تا شهر تاریخی غزنی، غزنه، در افغانستان، به عنوان « مرکز تمدن اسلامی » در میان کشور های آسیایی پذیرفته شود. به گفتۀ وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان، قرار است این لقب رسمآ در سال ٢٠١٣ میلادی به این شهر تفويض گردد.
غزنی در سراشیبی های ارتفاعات سفید کوه که به سوی جنوب امتداد می یابد، واقع گردیده شاهراه عمومی ایکه کابل را به قندهار وصل می کند، از میان این شهر می گذرد.

مرکز امپراتوری بزرگ اسلامی
غزنی از لحاظ تاریخی نه فقط در افغانستان، بلکه در منطقه وجهان نیز از شهرت زیادی برخوردار است. سلطان محمود غزنوی در سال ١١٠١ میلادی امپراطوری بزرگی را در غزنی اساس گذاشت که از اصفهان در ایران، تا دهلی در هند، را در بر می گرفت. تاریخ شناسان به این عقیده هستند که سلطان محمود غزنوی، بستر مناسبی را برای شکوه و جلال فرهنگ اسلامی فراهم نموده و در زمان امپراطوری او، افغانستان از شهر های بزرگ اسلامی شناخته می شد تا سرحدی که خلافت بغداد ، سلطان محمود غزنوی را به عنوان بزرگترین سلطان اسلام می شناخت.
غزنی همچنان بحیث زده گاه و پرورشگاه بزرگ دانشمندان ، شاعران، نویسنده گان ، فیلسوفان و متفکران بزرگ اسلامی شهرت فراوانی دارد. حکیم سنایی غزنوی، شاعر مشهور زبان فارسی و نویسنده بینظیر این زبان، ابو الفضل بیهقی، از این شهر برخاسته و در همینجا پدرود حیات گفته اند.

شهر با هزار مدرسه
گویند شهر غزنی زمانی هزار باب مدرسه داشته است. همین حالا در اطراف این شهر، آرامگاه های چند تن از شعرا و دانشمندان مشهور زبان فارسی، نظیر ابوریحان البیرونی واقع است. خرابه های غزنۀ قدیم، پایتخت غزنویان در شمال شرقی این شهر قراردارد. مناره های ستاره شکلی که از قرن دوازدهم میلادی بجامانده اند، پیوسته بر شکوه و جلال تاریخی این شهر می افزایند. اطراف این مناره ها با طرحهای مهندسی و ظرافت خاصی تز یین گردیده اند. این آثار گرانبهای تاریخی قبل از آغاز سه دهۀ اخیر بحران در افغانستان، در مرکز توجه سازمان علمی فرهنگی یونسکو وسایر نهاد های فرهنگی- تاریخی کشور وجهان قرار داشته سالانه هزار ها تن از سیاهان و جهانگر دان از ان دیدن می نمودند که متاسفانه این دیدار ها با آغاز سالهای بحران کمرنگ و کمرنگ تر گردید. .
بامرور کوتاهی از پیشینۀ تاریخی شهر غزنی، ما اقدام اخیر سازمان علمی فرهنگی کشور های اسلامی را در جهت اعطای لقب « پایتخت تمدن اسلامی» به شهر غزنی ، یک اقدام بزرگ فرهنگی- تاریخی ارزیابی می کنیم. و آرزو مندیم این اولین و آخرین اقدام نباشد ، بلکه سایر داشته های ارزشمند تاریخی کشور ما که در طی سالیان متمادی، بخصوص در دوردان بحران اخر از نظر دورمانده و به سوی نابودی گراییده اند، نیز مورد توجه حامیان فرهنگ در عرصه ملی و بین المللی، قرار گیرند.


موضوعات مرتبط: فرهنگی
[ 2013/1/30 ] [ 11:58 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]


موضوعات مرتبط: تصاوير غزنه باستان
[ 2013/1/30 ] [ 11:56 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]


موضوعات مرتبط: تصاوير غزنه باستان
[ 2013/1/30 ] [ 11:55 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]


موضوعات مرتبط: تصاوير غزنه باستان
[ 2013/1/30 ] [ 11:55 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]


موضوعات مرتبط: تصاوير غزنه باستان
[ 2013/1/30 ] [ 11:53 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
مناره غزني


 


نمائي نزديک مناره غزني


 




موضوعات مرتبط: تصاوير غزنه باستان
[ 2013/1/30 ] [ 11:52 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]



 


موضوعات مرتبط: تصاوير غزنه باستان
[ 2013/1/30 ] [ 11:34 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]



 


 

نماي ديگري از زيارت حکيم سنايي غزنوي 


موضوعات مرتبط: تصاوير غزنه باستان
[ 2013/1/30 ] [ 11:33 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]


موضوعات مرتبط: تصاوير غزنه باستان
[ 2013/1/30 ] [ 11:31 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

8صبح، دهلی جدید: سلمان خورشید وزیر خارجه‌ی هند می‌گوید کشورش به همکاری با افغانستان پس از سال 2014 متعهد است. او که روز گذشته در میان جمعی از خبرنگاران افغان در دهلی جدید صحبت می‌کرد، گفت که نقش هند در افغانستان مبتنی بر خواست و نیازهایی است که از جانب افغان‌ها مطرح می‌شود.

آقای خورشید در مورد نقش هند در آینده افغانستان گفت: «ما می‌خواهیم در افغانستان بخشی از راه‌حل باشیم، نه بخشی از مشکل. ما خواهان ثبات، صلح و حفظ و احترام به حاکمیت ملی افغانستان هستیم.» او می‌گوید: «از همین‌رو ما در افغانستان به گونه‌ای عمل می‌کنیم که مورد انتقاد کسی مواجه نشویم. نقش ما در برنامه‌های زیرساختی افغانستان قابل توجه است مانند بند سلما، آموزش به افغان‌ها و رشد ظرفیت‌های افغان ها.»

آقای خورشید می‌گوید که نقش کشورش در افغانستان، این نیست که چیزی از افغانستان نصیب هند شود، بلکه خواهان این است که افغانستان از همکاری هند بتواند نفع ببرد. با این حال آقای خورشید به این باور است که نقش کشورش باید در افغانستان به گونه محتاط بازی شود تا مشکلی را از جانب دیگران به افغانستان خلق نکند.

او می‌گوید: «ما نمی‌خواهیم که به خاطر دیگران، برنامه‌ها و حمایت‌مان از افغانستان را محدود بسازیم، اما این را هم نمی‌خواهیم که به خاطر حمایت ما از افغانستان، مشکلی از جانب دیگران برای افغانستان خلق شود.»

این اظهارات آقای خورشید در حالی بیان می‌شود که شماری از آگاهان به این باور‌اند که هند در کمک‌هایش به افغانستان، برای مواجه نشدن با پاکستان با احتیاط عمل می‌کند.

حمایت از گفتگوهای صلح

با این حال، آقای خورشید به این باور است که گفتگو با طالبان یک مساله داخلی افغانستان است، اما روی شرایطی که برای پیوستن طالبان به روند صلح از جانب افغانستان و جامعه جهانی مطرح‌ است، نباید معامله شود. او می‌گوید: «اگر ممکن باشد که کسانی که قانون اساسی افغانستان را می‌پذیرند و دست از خشونت می‌کشند به روند صلح بپیوندند، ما از آن حمایت می‌کنیم.»

آقای خورشید می‌گوید که هند بدیل دیگری در برابر گفتگو با طالبان ندارد و از همین‌رو از روند آشتی طالبان با دولت افغانستان حمایت می‌کند. با این حال، آقای خورشید تایید می‌کند که عناصری در مرز افغانستان و پاکستان‌اند که از سوی پاکستان حمایت می‌شوند و سبب ناامنی افغانستان شده‌اند.

او می‌گوید که صلح در افغانستان می‌تواند نفع بزرگی را به کشورهای منطقه به بار بیاورد و افغانستان را به دهلیز اقتصادی آسیای مرکزی و آسیای جنوبی مبدل بسازد و ثبات اقتصادی افغانستان را تامین کند.

با این حال، آقای خورشید می‌گوید که آسیب‌پذیری‌های هند و افغانستان، منافع مشترک میان این دو کشور به بار آورده است. آقای خورشید با اشاره به پاکستان می‌گوید: «مشکلاتی که شما در یک زمینه دارید، شاید ما در همان زمینه کم‌تر داشته باشیم و برعکس در زمینه‌هایی که ما مشکل زیاد داریم، شاید شما مشکل کم‌تر داشته باشید، اما در هر‌حال، ما مشکل مشترک داریم.» آقای خورشید در این گفتگو به نقش پاکستان در آسیب رساندن به هردو کشور اشاره داشت. او گفت وقتی که پاکستان در یک زمینه متوجه افغانستان شود، مشکل هند در همان زمینه کم‌تر می‌شود و وقتی که پاکستان در مورد یک مساله به مرز‌های هند تمرکز کند، مشکلات افغانستان در همان زمینه کم می‌شود.

رابطه مردم با مردم

وزیر خارجه هند هم‌چنان گفت که قرارداد همکاری‌های استراتژیک که میان افغانستان و هند به امضا رسیده است، راه را برای تامین رابطه مردم هند با مردم افغانستان بیشتر مساعد می‌سازد. او می‌گوید: «قرارداد همکاری‌های استراتژیک هند و افغانستان یک قرارداد جامع است و شامل حمایت کشور ما از جامعه مدنی و دموکراسی و رابطه مردم هند با مردم افغانستان می‌شود.» آقای خورشید می‌گوید که پس از این حمایت‌های هند از نهادهای جامعه مدنی افغانستان بیشتر از گذشته خواهد شد.

با توجه به روابط تجاری و اقتصادی دیرینه میان هند و افغانستان، انتظار افغان‌ها این‌است که هند به عنوان یک قدرت اقتصادی منطقه‌ای، بستر را برای همکاری میان دو کشور افغانستان و هند در درازمدت بازتر بسازد و در زمینه سرمایه‌گذاری‌های بیشتر بر زیرساخت‌های اقتصادی افغانستان توجه کند.


موضوعات مرتبط: سیاسی
[ 2013/1/27 ] [ 12:3 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
مقام‌های امنیتی در غزنی می‌گویند که فعالیت نهادهای عدلی و قضایی در ولسوالی‌های اندر، قره‌باغ، زنخان، خوگیانی، مقر و گیرو متوقف است. این مقام‌ها می‌گویند که متوقف بودن نهادهای عدلی، به‌معنای «نقض آشکار قانون» است.
زرور زاهد، فرمانده‌ پولیس غزنی، می‌گوید: «نبود اداره‌های ملکی نقض آشکار قانون است. هم‌اکنون باشندگان ولسوالی‌های گیرو، اندر، زنخان، مقر و قره‌باغ، [به دلیل غیرفعال بودن نهادهای عدلی] با مشكلات روبه‌رو‌اند.»در همین حال، مسوولان سارنوالی استیناف غزنی می‌گویند آنان به‌خاطر نبود امنیت، کارمندان خود را به ولسوالی‌های ناامن نمی‌فرستند.
عبدالرشید عابد، رییس سارنوالی استیناف غزنی گفت: «هنوز هم مشكل‌ بدامنی در شماری از ولسوالی‌های این ولایت وجود دارد. ما به‌خاطر ناامنی نمی‌توانیم كارمندان خود را در مناطق ناامن روان کنیم.»
برمبنای تصمیم تازه سارنوالی غزنی، قرار است ولسوالی‌های نامن در آینده‌های نزدیک، صاحب سارنوال شوند. آقای عابد ادامه داد: «آنان هفته‌ی پیش در ولسوالی ده‌یك، سارنوالان خود را برای خدمت به مردم فرستادند. نهادهای عدلی و قضایی در شماری از ولسوالی‌های دیگر غزنی نیز در آینده‌ای نزدیک فعال خواهد شد.»
با این حال، شماری از باشندگان ولسوالی‌های ناامن غزنی، مدعی‌اند که نبود مراکز عدلی و قضایی، سبب شده تا آنان مشکلات‌شان را نزد طالبان حل کنند.
احمدخان، یکی از باشندگان ولسوالی قره‌باغ غزنی گفت: «در ولسوالی ما به ‌غیر از پوسته‌های امنیتی پولیس، دیگر هیچ نهاد دولتی وجود ندارد. مردم مجبورند برای حل مشکلات‌شان به محاکم طالبان مراجعه کنند.»
ولسوالی ناوه نیز، از چهارسال به این‌سو توسط طالبان کنترول می‌شود. در حال حاضر باشندگان این ولسوالی از عرضه‌ی خدمات صحی و رفتن به ‌مکتب محروم‌اند.
ناامنی
در همین حال، شماری از باشندگان ولسوالی‌های ناامن غزنی می‌گویند که مشکل، تنها فعال نبودن نهادهای عدلی و قضایی نیست. آنها، علاوه بر این‌که تایید می‌کنند نهادهای عدلی در ولسوالی‌های‌شان فعال نیست، می‌گویند نیروهای امنیتی نیز در ولسوالی‌های ناامن حضور ندارند.
اسدالله نقشبندی، یکی از باشندگان روستای قلعه‌ی احمدخان ولسوالی اندر غزنی گفت: «در برخی از روستاهای این ولسوالی پولیس محلی وجود دارد؛ اما با آن‌‌هم شاگردان آزادانه به مکتب رفته نمی‌توانند. مردم به مراکز صحی و بازارها دسترسی ندارند.»
به‌گفته‌ی او، تنها شمار معدودی از سربازان و افسران پولیس در مرکز ولسوالی اندر وجود دارند که هیچ‌گاهی از پاسگاه‌های امنیتی بیرون نمی‌شوند.
از سویی هم، شماری از باشندگان مرکز غزنی مدعی‌اند که در جریان چند ماه گذشته، مناطق نزدیک شهر نیز، ناامن شده است.
احمدشاه نوابی، یکی از باشندگان روستای قره‌باغی در مرکز غزنی گفت: «این روستا در 10کیلومتری شهر غزنی موقعیت دارد، اما هنوز هم طالبان در آن روستا نفوذ دارند. تمام دعاوی باشندگان این روستا توسط طالبان حل‌وفصل می‌شود.»
باشندگان مرکز غزنی، از افزایش حمله‌های انتحاری، انفجار ماین‌های کنار جاده‌ای و درگیری‌ها میان نیروهای امنیتی و طالبان نیز، نگران‌اند.
در همین حال، شماری از اعضای شورای ولایتی غزنی نیز می‌گویند که اوضاع امنیتی این ولایت بد‌تر از سال‌ پار است.
حمیده گلستانی، یکی از اعضای این شورا گفت: «در سال جاری رییس‌ سارنوالی استیناف و شورای ولایتی غزنی کشته شدند؛ در ضمن، کشته‌شدن ده‌ها سرباز و افسر پولیس در داخل و بیرون از شهر غزنی، از عمده‌ترین دلیل ناامنی این ولایت است.»
به‌گفته‌ی خانم گلستانی، ناامنی‌ها بر زندگی روزمره باشندگان غزنی، تاثیرات منفی به‌جا گذاشته است.
او افزود: «اگر آمار نیروهای امنیتی در غزنی، بیشتر نشود و سربازان کنونی با وسایل جنگی و پیشرفته مجهز نشوند، سال آینده غزنی شاهد مشکلات و ناامنی‌های بیشتر خواهد بود.»
در همین حال، فرمانده عمومی خیزش‌های مردمی در ولسوالی اندر غزنی، می‌گوید که نخستین‌ زمستان است که طالبان، غزنی را ترک نکرده و به پاکستان نرفته‌اند.
انجنیر لطف‌الله كامرانی، فرمانده عمومی خیزش‌های مردمی به 8صبح گفت: «طالبان هر زمستان غزنی را به قصد پاکستان ترك می‌كردند، اما در سال جاری برای تضعیف قیام، تصمیم گرفته‌اند كه با ما بجنگند.»
آقای کامرانی، از كم‌توجهی دولت شکایت دارد: «از زمان آغاز خیزش‌های مردمی در غزنی، وضعیت امنیتی باشندگان ولسوالی اندر بهتر شده است. اگر دولت به‌زودی ما را کمک مالی نکند، همه‌ی افرادم کشته خواهند شد.»
او ادامه داد: «فعلا 50كلدار پاكستانی در جیبم هست كه پول یك لیتر تیل موترسایكل را هم پوره نمی‌كند. اسدالله خالد در آغاز قیام اندر را کمک می‌کرد، اما زمانی‌که آقای خالد، به‌حیث رییس عمومی امنیت ملی تعیین شد، همراه ما چندان همکاری ندارد.»
خیزش‌های مردمی علیه طالبان برای نخستین‌بار در بهار سال جاری از ولسوالی اندر غزنی آغاز شد.
گروهی خبر: هفته نامه ی ندای غزنه

موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/1/27 ] [ 12:1 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

 

در درگیری‌ها میان زندانیان و محافظان زندان غزنی ۲ زندانی کشته و ۱۰ تن دیگر زخمی شده اند که وضعیت ۳ تن از آن‌ها وخیم گزارش شده است.
محمد علی احمدی، معاون والی غزنی می‌گوید که درگیری میان زندانیان و محافظان زندان پس از آن صورت گرفت که اقارب یکی از زندانیان می‌خواست هنگام ملاقات با استفاده از یک ترموز چای، مواد مشکوک به داخل زندان انتقال دهد. اما او درجریان تلاشی از سوی محافظان زندان گرفتار شد. در پی این واقعه شماری از زندانیان دست به شورش زده و با پرتاب اشیای مختلف به سوی محافظان زندان با آن‌ها درگیر شدند. آن‌ها طی این درگیری تمامی میله‌های زندان و دروازه آن را نیز شکستاندند.
یک زندانی طالب به نام ملا داوود در درگیری آن‌ها با نیروهای امنیتی کشته و ۱۱ زندانی دیگر زخمی شدند که وضعیت صحی چهار تن از آن‌ها وخیم گزارش شده است. صبح روز سه شنبه یکی از این مجروحین در شفاخانه ولایتی غزنی جان داد.
آقای احمدی، معاون والی غزنی این شورش را دسیسه گروه طالبان عنوان نموده و گفت که هدف آن‌ها زمینه‌سازی برای فرار طالبان زندانی بوده است. اما محافظان امنیتی موفق شده اند تا این توطیه را خنثی نموده و از فرار زندانیان جلوگیری نمایند.
او گفت که یک کمیسیون نهادهای مختلف دولتی به شمول شورای ولایتی جهت بررسی این رویداد تشکیل می‌شود تا علت اصلی این واقعه روشن گردد.
در همین حال، عبدالجامع جامع، معاون شورای ولایتی غزنی که در پیوند با این قضیه به زندان غزنی رفته بود، طی تماس تیلفونی با خبرنگاران گفت که وضعیت تا اکنون به حالت عادی برنگشته است. او گفت که طالبان زندانی اعتصاب غذا کرده اند و خواستار فرستادن هیات از سوی حکومت مرکزی برای رسیدگی به دوسیه‌هایشان می‌باشند.
در حال حاضر زندان غزنی، تحت تدابیر شدید امنیتی قرار دارد و اجازه ورود به خبرنگاران و دیگر افراد به داخل زندان داده نمی‌شود. گفتنی است که اکنون بیش از ۳۰۰ تن، در این زندان دوره محکومیتشان را می‌گذرانند که ۱۰ تن از آن‌ها زن می‌باشند.


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/1/27 ] [ 12:0 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

قرار است تا حدود سه ماه دیگر، مراسم نامگذاری غزنی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام، در ساختمان «مرکز فرهنگ اسلامی» برگزار شود. اما کار این ساختمان چندی قبل شروع شده است و به گفته مقام‌ها، فقط ۲۰ درصد تکمیل شده است. براساس برنامه‌ریزی حکومت افغانستان، به تاریخ ۲۳ حمل سال ۱۳۹۲ خورشیدی غزنی رسماً به عنوان پایتخت فرهنگ جهان اسلام نامگذاری می‌شود. اما فرهنگیان غزنی شک دارند که تا آن زمان این شهر برای برگزاری چنین برنامه ای آماده شود. محمد موسی اکبرزاده، والی غزنی گفت که برعلاوه ساخت مرکز فرهنگ اسلامی، بیش از ۶۰ پروژه خورد و بزرگ دیگر در این ولایت عملی می‌شود تا زمینه برگزاری این برنامه آماده شود. به گفته او، با گرم شدن هوا کارهای ساخت و ساز در غزنی شدت می‌یابد. ساخت مسجد، مهمانخانه برای مهمانان ویژه (وی آی پی)، بازار سرپوشیده زنانه، ۲۰ منزل رهایشی، ورزشگاه، به طول سه کیلومتر دیوار احاطه وی، ساحه سبز و برپایی ۳۴ خیمه برای ولایت‌های کشور، از جمله پروژه‌هایی است که باید تا سه ماه دیگر به پایان برسند. والی غزنی گفته است که کار شماری از این پروژه‌ها از جمله ساخت مرکز فرهنگ اسلامی آغاز شده و ۲۰ درصد پیشرفته است. به گفته او، مرکز فرهنگ اسلامی ۱۷ میلیون دالر هزینه بر می دارد. قرار است مرکز فرهنگ اسلامی در سه طبقه ساخته شود و تا حالا صرفاً طبقه اول آن در حال تکمیل شدن است و به دلیل سرمای زمستانی، کارها به کندی پیش می رود. مسوولیت ساخت این مرکز به عهده وزارت انکشاف شهری است. والی غزنی به دویچه وله گفت که تا اکنون ده میلیون دالر برای ساخت مرکز فرهنگ اسلامی به غزنی انتقال یافته است. او می‌گوید این پول بسیار ناوقت به ولایت غزنی رسیده است و این یکی از دلایل کندی ساخت و ساز پروژه های جدید است. این در حالی است که امنیت غزنی هنوز مایه نگرانی است و شورشیان طالبان در برخی ولسوالی های این ولایت فعالیت دارند. از سوی دیگر، ولایت غزنی هنوز میدان هوایی و هوتل های معیاری برای مهمانان خارجی ندارد. حدود ۲۰ درصد کار ساخت مرکز فرهنگ اسلامی پیشرفته است. حدود ۲۰ درصد کار ساخت مرکز فرهنگ اسلامی پیشرفته است. محمد عارف روان، مسوول نشریه «کندو» درغزنی می‌گوید مقام‌های حکومتی این ولایت از چند سال به این سو وعده نوسازی و بازسازی غزنی را می‌دهند، اما در عمل کار چندانی انجام نشده است. او می‌گوید: «با آن که سال ۲۰۱۳ فرا رسید، تاکنون هیچ کار بنیادی برای برگزاری جشنواره غزنی ۲۰۱۳ صورت نگرفته است و اگر اقدامات لازم صورت نگیرد در روز برگزاری جشنواره، غزنی از پایتخت فرهنگی نمایندگی هم کرده نمی تواند». صدیق نصرت، فعال فرهنگی در غزنی می‌گوید برخی از آثار تاریخی درغزنی که بازسازی شده اند، از کیفیت خوب برخوردار نمی‌باشند و هویت فرهنگی برخی از بازمانده‌های تاریخی بازسازی شده زیر سوال رفته است. به گفته او، برای معرفی سابقه تاریخی غزنی نیز آمادگی گرفته نشده، آثار نوشتاری و فرهنگی مورد نیاز جمع آوری نشده و اصلاً تاهنوز چیزی در این رابطه چاپ نشده است تا مهمانان خارجی در مورد غزنی و گذشته آن آگاهی حاصل کنند. بسم الله شریفی، سرپرست ریاست اطلاعات و فرهنگ غزنی می‌گوید که در راستای فعالیت‌های فرهنگی برنامه‌های را روی دست دارد که در آینده‌های نزدیک عملی خواهد شد. او در نظر دارد که در تمام مکان‌های تاریخی لوحه‌هایی نصب گردند.

گروهی خبر: هفته نامه ی ندای غزنه


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/1/27 ] [ 11:58 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

 

شش کارمند ریاست امور زنان ولایت دایکندی به اتهام تجاوز بر یک دختر ۱۵ ساله بازداشت شدند.
یک دختر ۱۵ ساله به نام منیژه که در ولسوالی سنگ تخت بندر ولایت دایکندی سه ماه قبل مورد تجاوز دو تن قرار گرفت، افراد متهم بازداشت و از سوی محکمه یکی آن‌ها به مدت ۵ سال و دیگری به مدت ۱۶ سال به زندان محکوم شدند، اما بعد تر نظر به فیصله دادگاه این دو تن از زندان آزاد شدند و چون خانوادۀ وی از قبولی دختر خودداری کرد، این دختر به تاریخ ۲۶ جدی روز سه شنبه از زندان آزاد گردید و برای نگهداری به خانۀ امن به ریاست امور زنان سپرده شد که همان شب مورد تجاوز کارمندان این ریاست قرار گرفته است.
قربانعلی ارزگانی والی ولایت دایکندی به رادیو آزادی گفت: «با توجه به ادعای این دختر افراد مظنون توقیف می‌شوند و فعلاً هم تحت توقیف قرار دارند. دوسیه توسط بخش جرایم جنایی و څارنوالی تحت بررسی است و صحت عامه هم در این مورد بررسی می کند که آیا واقعاً چنین واقعه رخ داده است یا نه.»
جواد دادگر رییس دفتر کمسیون مستقل حقوق بشر ولایت دایکندی در مورد اظهارات این دختر اضافه کرد: «نظر به اظهارات که این دختر داشته، فعلاً همین شش تن که تحت توقیف اند، یک نفر را متهم کرده که بالای وی تجاوز کرده، هم چنان در بخش از اظهارات مسوولین شفاخانه مرکز این ولایت گفته شده که آثار از ارتکاب این عمل در بعضی از قسمت های بدن این دختر موجود بوده که نشان دهندهء اتفاق افتادن چنین واقعهء است.»
به گفته آقای دادگر، یکی از دلایلی که این مشکل به وجود آمده، نبود خانۀ امن در ولایت دایکندی است.
حبیبه شجاعی سرپرست ریاست امور زنان ولایت دایکندی در این مورد گفت: «ما تنها یک تعمیر برای ریاست داریم، دیگر تعمیر در اختیار نداریم که به بحیث خانهء امن از آن استفاده کنیم و خانۀ خودم هم در این جا نیست که وی را به خانۀ خود ببرم. من اصلاً وقوع هم چو واقعه را رد می‌کنم و این یک توطیه است.»
مژگان مصطفوی معیین وزارت امور زنان افغانستان، نگهداری این دختر را مسوولیت مرکز اصلاح و تربیت زندان می‌داند نه دفتر ریاست امور زنان ولایت دایکندی. او می‌گوید: «مرکز اصلاح و تربیت باید از قبل تمام جوانب قضیه را می‌سنجید. اما خوشبختانه گزارشی که ما از شفاخانۀ دایکندی داریم، فعلاً ادعای این دختر را رد کرده است.»
این در حالی است که نماینده‌های شورای ولایتی و جامعۀ مدنی دایکندی با برگزاری کنفرانس مطبوعاتی خواهان بررسی عادلانۀاین قضیه از سوی نهادهای عدلی و قضایی ولایت دایکندی شدند.

گروهی خبر: هفته نامه ی ندای غزنه


موضوعات مرتبط: اخبار
[ 2013/1/27 ] [ 11:56 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
<< مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این بلاگ به تاسی از فیصله جمع کارمندان هفته نامه ندای غزنه تاسیس گردیده است و محتوای این بلاک حاوی موضوعاتی سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و اسلامی می باشد.
همچنان در باره هنجار ها و ناهنجار های که در طی چندین سال ، کشور عزیزمان به آن گرفتار است تحت بحث قرار میدهد و برای ذهنیت دادن جوانان و بانوان کشور نیز یک منبع بهتری است تا آنها را از مسایل گونا گون با خبر نماید و در باره تحولات دنیا آگاهی میدهد.
قابل یادهانی است اینکه ؛تماماَ دوستانیکه علاقمندی به فرهنگ ویب بلاک خوانی و فرهنگ اطلاعات عمومی و غنی درباره ای ولایت غزنی باستان دارند می توانند که مطالب خویش را توسط پست الکترونی به ما ارسال بدارند، زیرا هفته نامه ندای غزنه همیشه از تماماً دوستداران و علاقمندان خویش نیز متقاضی است تا در بخش موضوعات ساسیی ، اجتماعی ، اقتصادی ، ورزشی ، ادبی و فرهنگی اداره هفته نامه را یاری رسانیده ، اشخاص و علاقمندانی که درخارج ازکشور زنده گی دارند توسط مطالب ارسالی شما عزیزان بتوانند درباره ولایت باستانی و مهد تمدن اسلامی اطلاعاتی مناسب بدست بیاورند.
همچنان با ارسال مطالب زیبا خویش شما می توانید به غنامندی بیشتری به فرهنگ ویب بلاک خوانی تعدادی کثیر از جوانان را تشویق کرده و آنها را وادار به معرفی ولایت تاریخ و باستانی غزنی باستان کوشا سازید.
با عرض حرمت ممـــــــــــــــتاز حــــیدری صاحب امتیاز و مدیر مسئوول هفته نامه ندای غزنه
امکانات وب

استخاره آنلاین با قرآن کریم


كد ماوس

تماس با ما href="http://www.1abzar.com">اسلایدر



آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر