هفته نامه ي ندای غزنهN.D.G Weekly News
عصر رسانه ها و جنگ آن در افغانستان ن  
لینک دوستان
واکنش‌هایی که به اعلام موضع در قبال رسانه‌ها از سوی کمیسیون رسانه‌های انتخابات نشان داده شد، نشان می‌دهد که برخی از تحلیلگران و کارشناسان رسانه‌ای از این محدودسازی رضایت ندارند. اخیرا نهادهای حمایت‌کننده از رسانه‌های آزاد لایحه کمیسیون رسانه‌های انتخابات را خلاف قانون اساسی کشور خوانده شده است.

به‌نظر می‌رسد آن‌چه به‌عنوان نکته اعتراضی از سوی برخی از نهادهای حمایت‌کننده از رسانه‌های آزاد مورد اشاره قرار گرفته است، درخواست حساب‌دهی مالی رسانه‌ها از سوی کمیسیون رسانه‌های انتخابات می‌باشد. این‌که این کمیسیون خواستار گزارش‌دهی مالی رسانه‌های آزاد شده است، با واکنش نهادهای حمایت‌کننده از رسانه‌های آزاد روبه‌رو شده است.
صرف‌نظر از این‌که در خصوص موجه بودن خواسته‌های مطرح شده از سوی کمیسیون رسانه‌های انتخابات و یا انتقادهایی که از سوی دست‌اندرکاران حمایت‌کننده از رسانه‌های آزاد عنوان شده است، توجه شود، در پیوند به این موضوع می‌توان یک بحث روانی اجتماعی را مطرح کرد. برداشت اولیه‌ای که از علاقه دست‌اندرکاران کمیسیون رسانه‌های انتخابات به محدود‌سازی فعالیت‌های رسانه‌ای می‌کنند، این ذهنیت را ایجاد می‌کند که ممکن است این محدود‌سازی‌ها ناشی از عطش روانی حکمرانی و یا بی‌باوری به آزادی بیان باشد.
اهمیت این بحث در این است که دیده می‌شود مطالبات محدودیت‌گرایانه از سوی کسانی مطرح می‌شود که تا چند روز پیش خود از مدافعان رسانه‌های آزاد بوده و در قالب رسانه‌گران آزاد فعالیت داشته‌اند. وقتی از سوی این افراد مطالبات محدودگرایانه از رسانه‌های آزاد صورت می‌گیرد، تقریبا دو بحث را به‌میان می‌آورد که هر یک از این دو بحث می‌تواند نشان‌دهنده شکاف‌های عمیق در باورهای جامعه باشد.
وضع این محدودیت‌ها از یک‌سو می‌تواند نشان‌دهنده تحت تاثیر قرار گرفتن روحیه عطش برخورد حاکمیتی در نزد افراد جامعه باشد. به این معنا که در این جامعه و در میان افرادی که این جامعه را تشکیل می‌دهند، این عطش وجود دارد که در صورت دسترسی به مقام و صلاحیت، برخورد حاکمانه با سایر اعضای جامعه داشته باشد. این روحیه سبب می‌شود تا شخصی که در گذشته مدافع یک ایده بوده است، با شامل شدن در حلقه قدرت، نه تنها از مدافعه از ایده قبلی خود دست بردارد، بلکه مبادرت به تغییر ایده خود کرده و حتا در برابر آن موضع می‌گیرد.
این تغییر دیدگاه ریشه در ستم‌پذیری دارد که در جامعه وجود دارد. در واقع از همین روحیه است که زورمندان نیز سود برده و تلاش می‌کنند تا بدون توجه به خواسته‌ها و مطالبات مردم، جامعه و حتا قانون، آن‌چه را خود می‌خواهند برتر شمرده و در محقق‌سازی آن اصرار داشته باشند. همین نیز سبب شده است که هر شخصی به پیمانه دسترسی به صلاحیت و قدرت حتا به خود حق می‌دهد که قانون وضع کند و محدودیت‌هایی را در برابر دیگران ایجاد کند. این در حالی است که در همین جامعه اصول خاصی در خصوص تشریفات مربوط به وضع قوانین وجود دارد و منابع و مراجع محدودی می‌توانند مبادرت به وضع قوانین نمایند.
از سوی دیگر رفتار متبارزکننده محدودیت‌سازانه از سوی کسانی‌که در چند روز گذشته در صف رسانه‌گران آزاد قرار داشته‌اند و امروزه در موقعیت دیگری قرار گرفته‌اند، می‌تواند نشان‌دهنده عدم باور عمیق آنان به اصل آزادی فعالیت‌های رسانه‌ای باشد که در نظام حقوقی افغانستان به‌عنوان اصل آزادی بیان به‌رسمیت شناخته شده است. اصل آزادی بیان که به‌عنوان یکی از اصول اساسی در نظام حقوقی افغانستان مورد تاکید قرار گرفته است، ایجاب می‌کند که به این اصل احترام گذاشته شود و از سوی دیگر جامعه نیز اجازه داشته باشد که از مصادیق این اصل بهره‌مند شود.
این‌که دیده می‌شود، صف‌های اجتماعی باعث تغییر دیدگاه‌های افراد این جامعه می‌گردد، یک نکته بسیار منفی است. زیرا موجودیت چنین روحیه‌ای در جامعه هرگز اجازه نخواهد داد که برخی از اصول و قواعد اساسی از نهادینه شدن لازم برخوردار شود. به‌نظر می‌رسد این مشکل در رفتار سیاسی موجود در جامعه نیز هرازگاهی به مشاهده می‌رسد. این‌که دیده می‌شود برخی از سیاستمداران چند روزی در یک صف قرار گرفته و یک دیدگاه را مطرح می‌کنند و بعد از چند روز در صف دیگری قرار گرفته و دیدگاه دیگری را مطرح می‌کنند، نشان‌دهنده همین موجودیت تغییرپذیری فکری براساس تغییرات و جابه‌جایی‌ها در صف‌ها می‌باشد.
همین عارضه باعث شده است که در این کشور تاکنون هسته‌های قوی و در عین حال پایدار سیاسی شکل نگیرد. اگر چنین هسته‌های قوی و پایدار شکل می‌گرفت، امروزه ما شاهد شکل‌گیری احزاب سیاسی قوی می‌بودیم که می‌توانستند چهره مطلوب‌تری را در عرصه مدیریتی سیاسی کشور به نمایش می‌گذاشتند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع: 8 صبح

[ 2014/1/18 ] [ 10:37 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
یک مقام ارشد ایالات متحده امریکا هشدار داده که تولید تریاک در افغانستان به نحو بی‌سابقه‌ای رونق یافته است. او گفته است که به این دلیل، خطر تبدیل‌شدن افغانستان به یک دولت «مواد مخدر-جنایتکار» وجود دارد.

به گزارش دویچه‌وله، جان ساپکو، بازرس کل امریکا برای بازسازی افغانستان، به سناتوران امریکایی هشدار داده که با وجود اجرای برنامه‌های پرهزینه بین‌المللی برای مبارزه با مواد مخدر در بیش از یک دهه، تولید کوکنار که در عین زمان به تمویل شورشگری طالبان کمک می‌کند، نسبت به هر وقت دیگر بیشتر است.
رییس دفتر نظارت بر بازسازی افغانستان «سیگار» در گزارش‌اش نوشته است که در نتیجه، رشد تجارت تریاک می‌تواند باعث مسلط‌شدن کامل شبکه‌های قاچاقبران مواد مخدر بر افغانستان شود.
جان ساپکو با ذکر دیدگاه‌های کسانی که در افغانستان کار می‌کنند، گفته است که بعد از خروج بخش اصلی نیروهای زیر فرماندهی ناتو در اخیر سال جاری، افغانستان می‌تواند یا به یک دولت مدرن موفق، یا یک دولت اسلامگرای طالبانی و یا «یک دولت مواد مخدر – جنایتکار» تبدیل گردد.
او نوشته است: «با فقدان برنامه‌های موثر در مبارزه بر ضد موادمخدر و فقدان اراده سیاسی در افغان‌ها برای جلوگیری جدی این مشکل خطرناک، امکان سوم می‌تواند واقعیت یابد.»
فعلا ۲۰۹ هزار هکتار زمین در افغانستان کوکنار کشت شده و این بیانگر تولید ۹۰ درصد تریاک جهان است. ساپکو گفته است که کشاورزان افغانستان «امروز بیشتر از هر وقت دیگر در تاریخ معاصر این کشور کوکنار می‌کارند.»
هنگامی که نیروهای امریکایی طالبان را در سال ۲۰۰۱ به دلیل اتحاد شان با القاعده از حکومت برکنار کردند، در افغانستان ۸۰۰۰ هکتار زمین کوکنار کشت می‌شد.
ساپکو به کمیته کنترول مواد مخدر بین‌المللی در مجلس سنای امریکا نوشته است: «به عقیده تقریبا همه کسانی که من با آنها گپ زده‌ام، اوضاع در افغانستان خوف‌انگیز است و چشم‌انداز اندکی برای بهبود در سال ۲۰۱۴ و بعد از آن وجود دارد.»
این مقام امریکایی افزوده است: «به نظر می‌رسد که امروز نه ایالات متحده امریکا و نه حکومت افغانستان دارای کدام استراتژی واضح و اولویت یافته برای مبارزه موثر با تجارت مواد مخدر است، و بعد از سال ۲۰۱۴ این برنامه‌ها بسیار کمتر خواهد بود.»
او می‌گوید با وجود آن که از سال ۲۰۰۲ به این‌سو هفت میلیارد دالر برای پروژه‌های مبارزه با مواد مخدر هزینه شده است و سه میلیارد دالر دیگر صرف برنامه‌های بدیل زراعتی شده است، واشنگتن هنوز هم فاقد یک استراتژی منطقی و بهم مرتبط برای مهار کردن این مشکل می‌باشد.
در سال‌های اول ماموریت ایتلاف بین‌المللی، پیش از آن که در سال ۲۰۱۰ تغییری در دیدگاه واشنگتن به وجود آید و تمرکز روی مبارزه با فساد و جلوگیری از رسیدن پول تریاک به طالبان شود، ایالات متحده امریکا جانبدار امحای مزارع کوکنار بود.
جان ساپکو گفته است که شیوع قاچاق تریاک و هیرویین سکتور مالی افغانستان را «مسموم» می‌سازد و افزایش فساد در حالی که «شبکه‌های جنایتکار را پرورش می‌دهد»، مشروعیت دولت را تضعیف می‌کند.
ساپکو نوشته است: «علایمی وجود وجود دارند که عناصری در نیروهای امنیتی افغانستان با جماعات روستایی به توافق می‌رسند تا به کشت کوکنار اجازه بدهند و یا حتا آن را تشویق کنند.»
بنا به سنجش‌های ایالات متحده امریکا و جامعه بین‌المللی، شورشگری طالبان مستقیما از تجارت مواد مخدر سود می‌برد. طوری که جنگجویان سالانه بین ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلیون دالر از قاچاق مواد مخدر، اخازی، مالیات، آدم‌ربایی و سایر انواع قاچاق به دست می‌آورند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2014/1/18 ] [ 10:36 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
وزیر دفاع پولند اعلام کرده که این کشور خروج نیروهای خود از افغانستان را در سال ٢٠١۴ تسریع خواهد کرد.

توماس سیمونیاک، وزیر دفاع پولند در یک کنفرانس خبری در ورشو گفته است: «در توافق با متحدان خود، ما تصمیم گرفته‌ایم خروج نیروهای خود از افغانستان را تسریع کنیم. بدین ترتیب، از ماه می آینده فقط ۵٠٠ سرباز پولندی در افغانستان باقی خواهند ماند.»
وزیر دفاع پولند افزوده که تمامی تجهیزات سنگین از جمله وسایط‌ زرهی و هلیکوپترهای مربوط به نیروهای پولندی از افغانستان انتقال داده خواهد شد.
شمار نیروهای پولندی در افغانستان در ماه نوامبر گذشته به ١١٠٠ سرباز می‌رسید و پیشر این کشور اعلام کرده بود یک هزار تن از آنان تا پایان سال جاری در افغانستان باقی خواهند ماند.
در چارچوب نیروهای بین‌المللی مستقر در افغانستان، نیروهای پولندی امنیت ولایت غزنی در جنوب شرق کشور را بعهده دارند و تا کنون ٣٨ نظامی پولندی در این راه جان خود را از دست داده‌اند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2014/1/18 ] [ 10:15 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

وزارت امور داخله می‌گوید به‌دلیل وجود مشکلات تخنیکی در بودجه، روند پرداخت معاشات پولیس که در ماه‌های عقرب و قوس به تاخیر افتاده بود، سر از امروز شنبه، ۲۸ جدی، پرداخته می‌شود. به‌گفته‌ی مسوولان این وزارت، سال مالی ۱۳۹۲ نه ماهه بود و این مساله نیز در تاخیر پرداخت معاشات پولیس تاثیر داشته است.
این اظهارات در حالی بیان می‌شود که اخیرا شماری از ماموران پولیس در تماس با روزنامه ۸صبح، از پرداخت نشدن به‌موقع معاشات‌شان در ماه‌های عقرب و قوس شکایت کرده بودند.
با این‌حال، صدیق صدیقی، سخنگوی وزارت امور داخله، می‌گوید به‌دلیل مشکلات تخنیکی در بودجه، پرداخت معاشات پولیس با تاخیر مواجه شده بود اما این مشکل حل شده و پول به حساب تمام ماموران پولیس در بانک‌ها فرستاده و آنان می‌توانند سر از روز شنبه معاش خود را دریافت کنند. آقای صدیقی گفت: «پول در تمام بانک‌ها فرستاده شده و روز شنبه تمام سربازان ما می‌توانند معاشات خود را بگیرند. البته یک مشکل تخنیکی در حساب تخصیص بودجه و مدیریتی که از طرف نهادهای مختلف در بخش معاشات وجود داشت، معاشات ماه‌های عقرب و قوس با تاخیر مواجه شد که هر دو ماه انتقال شده و روز شنبه سربازان ما می‌توانند معاش خود را بگیرند.»
سخنگوی وزارت امور داخله افزود که سال مالی ۱۳۹۲ که نه ماهه بود نیز بر پرداخت معاشات پولیس تاثیر گذاشته بود. به‌گفته‌ی او، بسته شدن معاشات و تخصیص جدید، پرداخت به‌موقع معاشات پولیس را با مشکل مواجه ساخت.
در همین‌حال، جنرال نظیفه ذکی، عضو کمیسیون امنیت داخلی مجلس نمایندگان، نیز می‌گوید که شکایت سربازان پولیس به‌دلیل پرداخت نشدن به‌موقع معاشات‌شان به این کمیسیون نیز رسیده بود. اما او می‌افزاید که از معاشات پولیس برای تدویر لویه‌جرگه استفاده شده و به همین دلیل، دو ماه معاش سربازان پولیس به تاخیر افتاد. خانم ذکی گفت: «نزدیک به یک ماه است که سر و صدای سربازان پولیس و هم‌مسلک‌های ما در رابطه به عدم پرداخت معاشات‌شان بلند شده و به ما مراجعه کرده‌اند. ما هم به سمع وزارت امور داخله رساندیم و مسوولان این وزارت را به کمیسیون امنیت داخلی مجلس خواستیم و آنان گفتند که مقدار پول وزارت را در جرگه مشورتی از بودجه عادی که معاشات پولیس است، به‌مصرف رسانده است.»
اما، وزارت امور داخله اختصاص معاشات پولیس برای تدویر لویه‌جرگه را رد کرده می‌گوید که مشکلات تخنیکی در بودجه و نه ماهه بودن سال مالی باعث تاخیر در پرداخت معاشات پولیس شده است.
با این‌حال، جنرال نظیفه ذکی تاکید می‌کند در صورتی‌که معاشات ماموران امنیتی به‌ویژه پولیس به‌موقع پرداخته نشود، این مساله روی امنیت کشور تاثیر منفی بجا می‌گذارد. به‌گفته‌ی او، فرار از وظایف و بی‌توجهی به مسوولیت‌ها از جمله تاثیرات منفی پرداخت نشدن به‌موقع معاشات سربازان پولیس خواهد بود.
هم‌چنین نورالحق علومی، عضو پیشین مجلس نمایندگان و از آگاهان نظامی کشور نیز، می‌گوید که دولت باید در پرداخت به‌موقع معاشات نیروهای امنیتی توجه جدی داشته باشد. به‌گفته‌ی او، زمانی‌که یک سرباز از مصوونیت خانواده خود مطمین نباشد، نمی‌تواند به وظیفه خود ادامه بدهد. آقای علومی گفت: «معاش به فامیل تعلق دارد. وقتی‌که یک سرباز یا یک افسر بفهمد که فامیلش نمی‌تواند امرار معاش کند و زندگی خود را به درستی به پیش ببرد، طبعا هوش و حواسش به طرف فامیلش می‌شود تا وظیفه.»
نورالحق علومی تاکید می‌کند که دولت باید همیشه متوجه باشد تا «چرخ» امنیتی از کار نیفتد. به‌گفته‌ی او، زمانی‌که دولت می‌بیند در پرداخت معاشات نیروهای امنیتی با مشکل مواجه می‌شود، باید تدابیری روی‌دست گیرد تا حرکت چرخ امنیتی متوقف نشود. وی گفت: «دولت زمانی‌که می‌بیند در دیگر فصل‌های خود پول ندارد تا معاشات نیروهای امنیتی را پرداخت کند، می‌تواند یک یا چند پروژه را متوقف کند و آن‌قدر صدمه نمی‌رسد، اما اگر چرخ امنیتی متوقف شود، صدمه بزرگ می‌رساند. ده پروژه خود را متوقف کند منسوبین امنیتی خود را معاش بدهد.»
بیشتر بودجه دولت افغانستان صرف معاشات نیروهای امنیتی می‌شود. کمک‌های جامعه جهانی از منابع اصلی تمویل‌کننده معاشات نیروهای امنیتی داخلی است. معاشات نیروهای امنیتی از طریق جامعه جهانی، توسط اداره‌ای موسوم به «لفتا» هماهنگ می‌شود.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2014/1/18 ] [ 10:7 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

 رییس‌جمهور کرزی تمامی دوسیه‌های مربوط به خبرنگاران را که از ده‌سال به این‌سو، در سارنوالی هستند عفو کرده است. این دوسیه‌ها شامل تمام شکایت‌هایی است که از رسانه‌های کشور صورت گرفته و بررسی آن‌ها در

سارنوالی‌ها جریان دارد. 

ایمل فیضی، سخنگوی رییس‌جمهور کرزی، در گفتگو با ۸صبح گفت: «در نشست عدلی و قضایی که (پنج‌شنبه ۱۹ جدی) بود در آن تمام بزرگان عدلی و قضایی حضور داشتند، لوی‌سارنوال بود و قاضی‌القضات صاحب و دیگران هم حضور داشتند، این موضوع را یادآوردی کردیم و فیصله شد که این دوسیه‌ها عفو شود.»
آقای فیضی گفت براساس این فیصله تمام دوسیه‌های رسانه‌ها و اهل رسانه که در لوی‌سارنوالی هنوز بررسی روی آن‌ها جریان دارد «جابه‌جا قرنطین می‌شوند» و دیگر مورد پیگرد قانونی قرار نمی‌گیرد.
سخنگوی رییس‌جمهور کرزی افزود دوسیه‌هایی که در محاکم در مورد آن‌ها فیصله شده، پس از درخواست وزارت عدلیه توسط یک فرمان عفو می‌شوند. فیضی گفت این کار نیز توسط وزارت عدلیه صورت می‌گیرد و نیازی به مراجعه اهل رسانه نیست. به‌گفته آقای فیضی در نتیجه فیصله روز پنج‌شنبه همه دوسیه‌هایی که مربوط به رسانه‌ها و اهل رسانه می‌باشد مورد عفو قرار گرفته است.
رییس‌جمهور کرزی اخیرا در نشستی با مسوولان رسانه‌ها در ارگ ریاست‌جمهوری به آن‌ها وعده داد که تمام دوسیه‌های خبرنگاران را عفو می‌کند. این وعده کرزی با استقبال اتحادیه‌های ژورنالیستی در کشور مواجه شد و خبرنگاران از آقای کرزی خواستند تا با صدور فرمانی رسما این موضوع را بیان کند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع:8 صبح

[ 2014/1/11 ] [ 11:35 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

دولت ۷۲ تن از ۸۸ بازداشتی‌ بازداشتگاه بگرام را که امریکا خطر جدی امنیتی خوانده بود رها می‌‌کند.
اداره امنیت ملی گفته است که تنها علیه شانزده تن از این ۸۸ نفر، مدارک معتبر جرمی وجود دارد.

چند روز پیش هیات رسیدگی به پرونده بازداشتی‌های بازداشتگاه بگرام دستور آزادی، ۶۵۰ تن را به دلیل نبود دلایل کافی برای ثبوت فعالیت‌های تروریستی علیه آنها، صادر کرد.

به دنبال آن، دولت امریکا از دولت افغانستان خواست که ۸۸ تن از زندانیان بگرام را که خطر جدی امنیتی محسوب می‌شوند، رها نکند.
در پی واکنش شدید امریکا، حامد کرزی به رییس هیات بررسی پرونده‌های بگرام گفت که برای تحقیقات بیشتر آزادی ۸۸ بازداشتی را به تعویق اندازد.
رحمت‌الله نبیل، سرپرست اداره امنیت ملی، روز پنج‌شنبه نوزدهم جدی، در دیدار با رییس‌جمهور گفته در پی تحقیقات چند روزه تنها توانسته‌اند مدارک معتبری علیه شانزده تن از این ۸۸ نفر که امریکا مخالف آزادی آنها است پیدا کنند.

روز چهارشنبه اداره امنیت ملی قندهار از دستگیری یک گروه مسلح پانزده نفری خبر داد که در «انجام حملات چریکی خرابکارانه و انفجاری در شهر قندهار دست داشتند.» اداره امنیت ملی قندهار نوار صوتی از افراد این گروه را در دسترس خبرنگاران گذاشت که نشان می‌دهد فرمانده گروه دستگیر شده زندانی قبلی بگرام بوده که اخیرا آزاد شده است.
حدود پنج ماه قبل امریکا مسوولیت این بازداشتگاه را به دولت فغانستان داد.
از آن پس مسوولیت نگهداری ۳ هزار و ۸۵ تن از زندانیان بگرام به دولت واگذار شد اما نگهداری ۶۰۰ زندانی افغان و پنجاه زندانی که از کشورهای دیگر هستند، هم‌چنان به عهده امریکا باقی ماند.
بازداشتگاه بگرام از بزرگ‌ترین بازداشتگاه‎های افغانستان به حساب می‌رود که در آن افرادی از اعضای گروه طالبان، القاعده و دیگر مخالفان مسلح خارجی و داخلی در بند به سر می‌برند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2014/1/11 ] [ 11:33 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
سیگار یا اداره بازرسی عمومی امریکا برای بازسازی افغانستان، در گزارش تازه خود اعلام‌ کرده است که نظام بانکی افغانستان هنوز شکننده و بی‌ثبات است.

در این گزارش آمده که برای حمایت از این بخش نیاز است بانک مرکزی افغانستان اقداماتی بیشتری را برای

قانونمندی فعالیت نهادهای بانکی به عمل آورد.

به نقل از بی‌بی‌سی، سیگار افزوده که قانون نظارت بر بانک‌ها به صورت سیستماتیک ضعیف است و این ضعف در زمینه‌های مدیریتی و مالی است و در این مورد، به ضعف در ظرفیت کارمندان، نظارت داخلی، حسابرسی، تحلیل اعتبارها و انطباق این فعالیت‌ها با قوانین اشاره کرده است.
این گزارش افزوده که محدودیت‌ها و عدم توانمندی بانک مرکزی بر تمام فعالیت‌های بانکی در کشور سایه افکنده و در چنین وضعیتی، بروز خطر یک بحران بانکی دیگر همانند بحران کابل بانک دور از انتظار نیست.
این گزارش افزوده است که بعد از فرمان حامد کرزی در سال ۲۰۱۱ که حضور مشاوران خارجی را در بانک مرکزی ممنوع کرد، نهادهای امریکایی نیز کمک‌های خود به بانک مرکزی افغانستان را متوقف کرده‌اند.
سیگار افزوده که با توجه محدودیت‌ها در موارد قانونی و نبود ظرفیت لازم است به بخش نظارت مالی بانک مرکزی افغانستان کمک شود تا به استانداردهای جهانی برسند.
دفتر همکاری‌های بین‌المللی امریکا و وزارت مالیه این کشوراعلام کرده‌اند که به شرطی با این بانک همکاری فنی خواهد شد که بانک مرکزی و دولت افغانستان شرایط آنان را بپذیرد.
براساس شرایط اعلام شده، باید دولت مطابق برنامه‌های صندوق بین‌المللی پول پیش رود.
هم‌چنین، سهام‌داران سابق کابل بانک نباید در بخش بانک‌داری به صورت مستقیم و غیرمستقیم دخالت داشته باشند و آقای کرزی فرمانی صادر کند و به مشاوران امریکایی اجازه فعالیت در بانک مرکزی افغانستان داده شود.
هم‌چنین، دولت از انتشار گزارش‌هایی حاکی از این‌که دولت امریکا در بحران کابل بانک نقش داشته خودداری کند و این روحیه بوجود بیاید که وزارت مالیه امریکا برای حمایت از بانک مرکزی افغانستان و بخش مالی کار می‌کند.
شرط دیگر، انعقاد یاداشت تفاهمی است که در آن نقش و مسوولیت ‌مشاوران وزارت مالیه مشخص شود.
براساس گزارش‌سیگار، دولت افغانستان تاکنون این شرایط را نپذیرفته و این وضعیت باعث شده است تا نهادهای بین‌المللی نیز حمایت‌های فنی اندکی در این مورد کنند.
این گزارش افزوده است که بعد از بحران کابل بانک، نهادهای بین‌المللی مانند بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول تنها ارایه دهندگان حمایت فنی از بانک مرکزی افغانستان و بخش نظارت مالی این بانک هستند.
در گزارش سیگار آمده است که بانک جهانی نیز یکی از برنامه‌های حمایتی خود با بانک مرکزی افغانستان را به دلیل اینکه نتیجه لازم را در پی نداشته به حالت تعلیق در آورده است.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2014/1/11 ] [ 11:31 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

- ظفرشاه رویی

براساس معلومات و شواهدی که روزنامه ۸صبح به‌دست آورده است، سپاه پاسداران ایران مهاجران افغان مقیم این کشور را برای جنگ علیه مخالفان بشار اسد به سوریه اعزام می‌کند.

این معلومات و شواهد که توسط یک منبع مهم و معتبر جمع‌آوری شده است، نشان می‌دهد که مهاجران افغان قبل از اعزام برای حمایت از رژیم بسار اسد به سوریه، در تهران تحت آموزش‌های نظامی قرار می‌گیرند. براساس این معلومات و شواهد، برای مهاجرانی که برای جنگ علیه مخالفان بشار اسد به سوریه می‌روند، کارت‌های اقامت به رنگ سرخ در ایران داده می‌شود. هم‌چنین به این مهاجران برگه‌های تردد بین‌الشهری به رنگ‌های آبی نیز داده می‌شود.
این معلومات و شواهد حاکی‌است که سپاه پاسداران ایران به تداوم همکاری‌های نظامی‌اش با بشار اسد رییس‌جمهور سوریه، طی دو ماه اخیر ۱۲۰ مهاجر افغان مقیم ایران را به سوریه اعزام کرده که بیشتر این مهاجران زیر ۲۵ سال سن داشته‌اند. براساس معلومات ارایه شده به روزنامه ۸صبح، از مجموع ۱۲۰ نفر اعزام شده به سوریه، بیست‌وهشت تن‌شان کشته شده که از این میان چهارده تن‌شان سر بریده شده‌اند. هم‌چنین هشت تن دیگر از مهاجران افغان مقیم ایران در جنگ علیه مخالفان بشار اسد زخمی شده‌اند.
مهاجرین افغانی که طی دو ماه اخیر توسط سپاه پاسداران ایران برای حمایت از رژیم بشار اسد به سوریه فرستاده و کشته شده‌اند، اجسادشان به ایران برگشتانده شده و در قبرستان بهشت رضا در مشهد دفن شده و زخمیان‌شان در شفاخانه سپاه پاسداران ایران تحت تداوی قرار گرفته‌اند.
براساس این معلومات، هفته‌ی سه الی چهار جسد مربوط به مهاجران افغان از سوریه به ایران منتقل شده و این اجساد به کسی نشان داده نمی‌شوند. پنج تن از مهاجران افغان که اخیرا توسط سپاه پاسداران ایران برای جنگ علیه مخالفان بشار اسد به سوریه اعزام شده بودند، به مشهد برگشته و از وضعیت مهاجرین افغان که برای حمایت از رژیم بشار اسد به سوریه فرستاده شده‌، ابراز نگرانی و تشویش کرده‌اند. اسم و ولد این پنج نفر در سندی که به روزنامه ۸صبح ارایه شده، درج است و این افراد از باشندگان اصلی ولایات غور، بلخ، بامیان و سرپل می‌باشند که فعلا در شهر مشهد ایران سکونت دارند.
هرچند هنوز اعزام مهاجران افغان به سوریه توسط سپاه پاسداران ایران از سوی منابع دولتی افغانستان تایید نشده اما وزارت امور خارجه و کمیسیون امور روابط بین‌الملل مجلس نمایندگان می‌گویند که گزارش‌هایی در مورد اعزام مهاجران افغان به سوریه را شنیده‌اند.
یک منبع وزارت امور خارجه افغانستان در باره اعزام مهاجران افغان به سوریه برای حمایت از رژیم بشار اسد رییس‌جمهور آن کشور، گفت که تاکنون دولت افغانستان شواهدی موثق مبنی بر اعزام مهاجرین افغان به سوریه به‌دست نیاورده است. این منبع که از افشای هویتش خودداری کرد، افزود: «گزارشاتی مبنی بر همین موضوع در مطبوعات ایرانی منتشر شده اما، ما این‌که توانسته باشیم صحت موضوع را تثبیت بکنیم کدام معلوماتی نزد ما وجود ندارد.»
این منبع وزارت امور خارجه تاکید کرد که دولت افغانستان از طریق سفارت‌خانه‌های خود در تهران، بغداد و اردن در تلاش است تا حقیقت را دریابد. به‌گفته‌ی او، تاهنوز شواهدی در مورد اعزام مهاجرین افغان در سوریه توسط دولت ایران، به‌دست نیامده است.
هم‌چنین داوود کلکانی، عضو کمیسیون امور بین‌المللی مجلس نمایندگان، نیز می‌گوید که تاکنون شواهدی از سوی کدام نهادی مبنی بر اعزام مهاجرین افغان در ایران برای حمایت از رژیم بشار اسد در این کمیسیون ارایه نشده است. آقای کلکانی افزود گزارش‌هایی در این زمینه شنیده‌ اما شواهدی به‌دست نیاورده‌‌اند، تا مساله اعزام مهاجرین افغان به سوریه توسط دولت ایران را تایید کند. وی گفت: «اطلاع رسمی که از سوی کدام مرجع رسمی و موثق باشد، در دسترس ما قرار نگرفته اما از رسانه‌های داخلی و بین‌المللی بعضی موضوعات را شنیده‌ایم. ولی تا حالا از وزارت امور خارجه افغانستان هم این موضوع را سوال نکرده‌ایم و آن‌ها (وزارت خارجه) هم کدام معلوماتی در این زمینه برای ما نداده اند.»
جنگ میان مخالفان و رژیم بشار اسد بیش از دو سال است که در سوریه ادامه دارد. دولت ایران از حامیان اصلی رژیم بشار اسد به‌شمار می‌رود. پیش از این نیز گزارش‌هایی در مورد اعزام مهاجرین افغان توسط دولت ایران به سوریه منتشر شده بود.

گروهی سیاسی هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2014/1/11 ] [ 11:29 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

alt

رییس جمهور، حامد کرزی روزجمعه، تیراندازی سربازان امریکایی را که به کشته شدن یک کودک افغان در ولایت هلمند انجامیده است، بشدت محکوم می کند.

رییس جمهوری کرزی با والی هلمند، نعیم بلوچ دیدار کرده و آقای بلوچ دربارۀ رویداد که روز چهارشنبۀ هفتۀ گذشته در هلمند رخ داد و در آن یک کودک چهارساله کشته شد، جزئیات ارائه کرده است.

سخنگوی رییس جمهور کرزی، ایمل فیضی گفته است که حکومت افغانستان به همین خاطر خواستار پایان یافتن کامل عملیات نظامی نیروهای خارجی در بخش های مسکونی شده است.

وی افزوده است که این درخواست حکومت افغانستان از سوی سربازان خارجی جدی گرفته نشده است و نتیجۀ آن تلفات غیر نظامیان بشمول زنان و کودکان است.

ازسوی هم، ناتو با ابراز تسلیت به خانوادۀ که پسر شان را به روز از دست داده اند، ابراز همدری می‎کند. ناتو وعده سپرده که این رویداد را به گونۀ جدی بررسی خواهد کرد.

این درحالی‌ست که اخیرأ تنش‌ها میان رییس جمهوری کرزی و امریکا بر سر امضای پیمان‌‍امنیتی، افزایش یافته‌اند.

امریکا خواستار امضای پیمان امنیتی میان کابل-واشنگتن سال گذشته بود، اما رییس جمهوری کرزی پیش شرط های را برای امضای این پیمان، گذشته است. امریکا می خواهد با امضای این پیمان، شماری از سربازانش را در افغانستان پس از ۲۰۱۴ نگهدارد تا نیروهای امنیتی افغان را آموزش دهند.

هم اکنون، حدود ۴۷ هزار سرباز امریکایی در افغانستان جا به جا اند و قرار است این نیروهای کشور را تا پایان ۲۰۱۴ میلادی، ترک کنند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

طلوع نیوز

[ 2014/1/11 ] [ 11:5 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]












Роберт Гейтс глава Пентагон

روبرت گیتس وزیر دفاع اسبق امریکا در کتاب خاطرات خود راجع به عملیات در افغانستان سبک رهبری رئیس جمهور اوباما را در جریان این کمپاین مورد انتقاد قرار داده است. در این باره در روز چهارشنبه رسانه های امریکایی خبر داده اند. گیتس رهبری وزارت دفاع امریکا را از سال 2006 تا 2011 بر دوش داشت. یادداشت های او تحت عنوان «وجیبه: خاطرات وزیر دفاع در باره جنگ» در کتابفروشی ها در تاریخ 14 جنوری عرضه خواهد شد و در روز سه شنبه رسانه های امریکایی بخش های ان را به نشر رساندند.
به عقیده رهبر اسبق پنتاگون، کاستی عمده سرقوماندان اعلی بی باوری بر ستراتیژی خود و در نتیجه این برخورد بیگانه نسبت به جنگ بود. گیتس می نویسد که او در اوایل سال 2010 به این نتیجه رسید. طوریکه این سیاستمدار 70 ساله در کتاب خود می نویسد، اوباما بر ستراتیژی خود در افغانستان قبل از ان باور نداشت و تقریباً بر شکست ان معتقد بود. گیتس در مقاله که در روز سه شنبه در روزنامه Wall Street Journal منتشر گردیده، می نویسد: « مشکل بنیادی با افغانستان در این بود که ترجیحات سیاسی و فلسفی اوباما در بیانات خود او در محضر عام در حمایت از جنگ، سفارش های عملاً متفقانه مشاورین او در وزارت خارجه و پنتاگون و همچنان حوادث واقعی در محلات باهم در تضاد قرار داشتند». مولف در عین حال راجع به سیاست اوباما در جریان عملیات در افغانستان بصورت کل با نیکی یاد کرده و گفته که تمام فیصله های کلیدی رئیس جمهور در مورد مساله در ماهیت امر درست بودند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه
منیع : صدای روسیه

[ 2014/1/9 ] [ 0:3 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

- ظفرشاه رویی

مقام‌های وزارت معارف می‌گویند که امسال تعداد فارغان مکاتب به سه‌صد هزار نفر رسیده است. به‌گفته‌ی این مقام‌ها، از این میان نزدیک به یک‌صدوبیست هزار نفر در موسسات تحصیلی عالی و نیمه‌عالی جذب خواهند شد.Untitled-2
آصف ننگ، معین تعلیمات تخینکی و مسلکی وزارت معارف، روز شنبه، هفتم جدی که در مراسم دومین دور فراغت انستیتوت تکنالوژی افغان صحبت می‌کرد، گفت که تعداد فارغان مراکز آموزشی وزارت معارف هر ساله روبه افزایش بوده است. او افزود: «فراغتی که امسال از مکاتب ما داریم، به سه‌صد هزار رسید. فراغت تعلیمات تخنیکی و مسلکی امسال در حدود شانزده هزار است. به همین‌ ترتیب فراغت‌های مراکز تربیه معلم ما که تحصیلات نیمه عالی است، به بیست‌وهفت هزار رسیده است. هم‌چنین از بحش تعلیمات اسلامی که از صنف چهاردهم فارغ می‌شوند، به پنج هزار نفر رسیده است.»
آصف ننگ می‌گوید که وزارت معارف در نظر دارد برای سال تعلیمی جدید، نزدیک به شصت هزار تن از فارغان صنف دوازدهم را در موسسات تحصیلی نیمه‌عالی جذب کنند. به‌گفته‌ی او، شصت‌ هزار تن دیگر توسط وزارت تحصیلات عالی به دانشگاه‌های دولتی جذب خواهند شد.
با این‌حال، معین تخنیکی و مسلکی وزارت معارف می‌گوید که سالانه تعداد فارغان موسسات تعلیمی و تحصیلی افزایش یافته اما فرصت‌های کاری برای جذب این فارغان در مارکیت کار، کم‌تر مساعد شده است. به‌گفته‌ی او، برنامه‌‌ای مدون و طرح‌ریزی شده برای جذب فارغان مراکز آموزشی در مارکیت کار وجود ندارد و این مساله باعث شده تا بیشتر فارغان خلاف رشته‌های تحصیلی خود کار کنند. آصف ننگ هم‌چنین افزود که وزارت معارف به‌دلیل این‌که نیازمندی‌های مارکیت کار مشخص نیست، نمی‌تواند که مطابق نیاز مارکیت نیروی کاری تربیه کند. وی گفت: «مارکیت کار غیرمتخصص است؛ یعنی در بخش‌هایی که انجنیر به کار است، کسان دیگری استخدام شده‌اند. یک طبیب یا یک انجنیر، مترجم شده است. هر کس نظر به ضرورت و توانمندی‌شان با نوسان رشته‌ای در مارکیت جذب شده است. تمام مارکیت کار افغانستان همین‌طور است. مشکل دیگر محدود بودن مارکیت کار است. یعنی در شهرها فرصت‌های شغلی بیشتر است ولی در اطراف نیست.» آقای ننگ هم‌چنین افزود: «عرق‌ریزی وجود دارد، نیروی کار وجود دارد، توانمندی وجود دارد، متخصص وجود دارد، فراغت‌ صورت می‌گیرد اما به‌دلیل نبود برنامه‌ در مارکیت کار و عدم توسعه مارکیت کار، تربیه کردن قوای کار برای جامعه یک بار اضافه خواهد بود.»
معین تخینکی و مسلکی وزارت معارف افزود، هرچند نیروی مورد نیاز مارکیت کار در افغانستان مشخص نشده، اما این وزارت برای این‌که بتواند به نیازمندی‌های مارکیت کار پاسخ دهد، رشته‌های مختلفی را در مراکز آموزشی تخنیکی و مسلکی تدریس می‌کند. به‌گفته‌ی‌ آصف ننگ، پیش از این‌ سیزده رشته در مراکز آموزشی تخنیکی و مسلکی تدریس می‌شد، اما امروز تعداد رشته‌ها افزایش یافته و به هشتادوهشت رشته که پاسخگوی نیاز مارکیت کار باشد، در این مراکز تدریس می‌شود.
با این‌حال، آصف ننگ از سکتور خصوصی خواست تا فرصت‌های کاری را برای دانشجویانی که از مراکز آموزشی حرفه‌ای فارغ شده‌اند، مساعد سازد. آقای ننگ می‌گوید که براساس قانون اساسی، دولت مسوولیت دارد تا زمینه‌های اشغال و کار برای سکتورهای خصوصی را مساعد سازد، اما این سکتورها مسوولیت دارند تا در قبال خدمات دولت، شغل ایجاد کنند. او گفت: «حکومت‌ها سه وظیفه دارند: پالیسی‌سازی، برنامه‌‌سازی و نظارت. دیگر نقش حکومت‌ها تسهیل‌کننده است که دولت افغانستان هم براساس قانون اساسی، حق مداخله در تشبثات را ندارد بلکه برای سکتور زمینه را مساعد بسازد. اما سکتور خصوصی کمتر توسعه یافته است. مثلا ده‌ها هزار فرصت شغلی در بامیان، لوگر و دیگر ولایات داریم ولی تعریف استراتژیک از این منابع نداریم تا سکتور در آن نقش بزرگی ایفا کنند.»
فراغت از انستیتوت تکنالوژی افغان
وزارت معارف در حالی از نبود زمینه‌های کار برای فارغان مراکز آموزشی تخصصی و حرفه‌ای سخن می‌گوید که روز گذشته ۳۴۰ تن را از انستیتوت تکنالوژی افغان فارغ داد. این دانشجویان که شامل ۱۴۰ دختر هستند، از رشته‌های برق، کمپیوتر، ساینس، موتر، ماشین و ساختمانی فارغ شده‌اند.
انستیتوت تکنالوژی افغان که تهداب آن شصت سال پیش به کمک ایالات متحده امریکا در کابل گذاشته شد، تاکنون نزدیک به بیست هزار نفر فارغ داده است. بخش شبانه این انستیتوت نیز آغاز به فعالیت کرده است. مسوولان وزارت معارف می‌گویند که هدف از فعال ساختن بخش شبانه این انستیتوت، مساعد ساختن زمینه تحصیل‌ برای کارمندان دولتی است.

گروهی گزارشگران هفته نامه ی ندای غزنه

منبع: 8 صبح

[ 2013/12/29 ] [ 6:3 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
- مریم جعفری

افغانستان به‌طور فزاینده‌ای از مشکلات ناشی از دهه‌ها جنگ رنج می‌برد. اقشار مختلف جامعه در نتیجه پیامدهای مخرب آن در سطوح مختلف آسیب دیده‌اند. در این بین کودکان شاید بیش از هر قشر دیگری از صدمات ناشی از جنگ آسیب دیده باشند. در بسیاری از خانواده‌ها بار تامین مخارج زندگی بر دوش این کودکان افتاده است.
پدیده‌ی کار کودک در افغانستان و بسیاری از کشورهای در حال توسعه‌ی جهان علی‌الخصوص در دو قاره‌ی آسیا، افریقا، امری شایع و درخور توجه است. سازمان ملل و وزارت صحت افغانستان در گزارشی در سال ۹۲ اعلام کردند که حدود ۵۰ درصد جمعیت ۳۰ میلیونی افغانستان را کودکان زیر ۱۵ سال تشکیل می‌دهد. علاوه بر آن وزارت کار، امور اجتماعی، شهدا و معلولین اظهار می‌دارد که حدود ۶٫۵ میلیون کودک از این تعداد در معرض خطرات گوناگون، کارهای شاقه، کار در معادن، عدم امکان تحصیل، فقر، صدمات ناشی از جنگ، ازدواج اطفال، سوءاستفاده‌های جنسی، ربوده شدن، سوءاستفاده در جنگ، مواد مخدر و… قرار دارند. از این میان به تعداد ۲٫۵ میلیون کودک به هیچ عنوان هیچ کمکی از سوی نهادهای فعال در زمینه دریافت نمی‌کنند. بسیاری از کودکان به انجام کارهای کاذب نظیر گدایی، دزدی، بارکشی، گل‌فروشی، پاک کردن شیشه‌های موترها در سرک‌ها، کار در داش‌های خشت‌پزی، کار در مزارع و نگهداری از دام واداشته می‌شوند. مجموعه این عوامل مانع تحصیل کودکان شده و آن‌ها را از رفتن به مکتب باز می‌دارد. در درازمدت این امر صدمات اجتماعی و اقتصادی فراوانی به‌دنبال خواهد داشت. در بسیاری از نقاط جهان و من‌جمله افغانستان، بسیاری از افرادی که از این روند سود می‌جویند با سوءاستفاده از حقوق این اطفال و استثمار آن‌ها به پیمانه‌ای وسیع، سرمایه‌های گزافی را انباشته می‌سازند که این امر خود بر معضل اختلاف طبقاتی در بخش‌های مختلف جامعه دامن می‌زند.
پدیده‌ی کار کودک، مانع رشد توانمندی‌ها، استعدادها و مهارت‌های طیف وسیعی از این قشر می‌گردد. این گروه از اطفال، به‌دلیل درگیری با کار قدرت رقابت تحصیلی و آموزشی خود با دیگر هم‌سالان‌شان را از دست می‌دهند و زندگی دشواری را برای خود رقم می‌زنند. علاوه بر اختلالات روحی و روانی در رشد کودک، با کاهش رشد میزان آموزش، مهارت و توانمندی‌های لازم در میان این کودکان به‌صورت قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌یابد. هم‌چنان این امر سبب بروز انواع پیامدهای منفی اجتماعی نظیر خسارات مالی و حتا جانی، بزه‌کاری کودکان، شیوع خشونت‌های خانوادگی و اجتماعی و حتا مهاجرت‌های غیرقانونی و ناخواسته با تحمل مصایب آن به‌دلیل استفاده از نیروی این کودکان می‌گردد.
افغانستان یکی از امضاکنندگان کنوانسیون بین‌المللی حقوق طفل می‌باشد که در کنار قانون اساسی، کشور را موظف به رعایت حقوق کودکان و بهبود وضعیت آنان می‌کند. با این حال با وجود مشکلات موجود در افغانستان و کاستی‌های شایان، کودکان کم‌ترین میزان توجه از سوی بخش‌های مختلف را دریافت نموده‌اند که این معضل آن‌ها را در معرض خطرات جدی‌تر قرار داده و از آن‌جا که این گروه آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به سایر گروه‌های سنی دارند به کارهای نادرستی واداشته می‌شوند. فقر، ضعف نهادهای دولتی در اجرای قوانین، بحران‌های اقتصادی، میزان بالای بی‌کاری، فقدان و یا کمبود اتحادیه‌ها و نهادهای حمایت از حقوق اطفال، بستر نامناسب نگهداری از کودکان در بسیاری از خانواده‌ها، تراکم جمعیت خانواده‌ها، همه و همه از عوامل تاثیرگذار بر میزان کار کودک در افغانستان می‌باشد.
پدیده‌ی کار کودک در افغانستان پدیده‌ی نوینی نیست اما شکل آن در دهه‌های گذشته تغییر نموده و در بسیاری از موارد کودکان مورد سوءاستفاده‌های جنسی قرار گرفته و یا در جنگ مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند. غالب این کودکان از خانواده‌های فقیری می‌آیند که خانواده بضاعت تامین مایحتاج خود و این کودکان را ندارد و از این‌رو کودکان به این‌سو سوق داده می‌شوند.
افزون بر آن، این کودکان ساعت‌های طولانی در روز مجبور به کار می‌باشند و با توجه به نیاز شدید مالی آن‌ها و عدم هر نوع پشتوانه‌ای مجبور به تحمل این دشواری‌ها می‌باشند. عدم توجه به معضل و سعی در بهبود وضعیت این کودکان در درازمدت کشور را با چالش‌های جدی مواجه خواهد ساخت. توجه، سرمایه‌گذاری و طرح پالیسی‌های نو در این بخش، بهبود وضعیت کودکان، فراهم نمودن امکان آموزش و تحصیل برای آن‌ها و توجه به وضعیت آن‌ها نیازی جدی و اجتناب‌ناپذیر برای شکل‌دهی آینده‌ای سالم‌تر، روشن‌تر و بهتر در افق پیش رو در افغانستان می‌باشد.

گروهی گزارشگرانِ هفته نامه ی ندای غزنه

منبع: 8 صبح

[ 2013/12/29 ] [ 6:1 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]


 امتحان کانکور ولایت لوگر به دلیل تقلب گسترده لغو شده است. مقام های وزارت تحصیلات عالی روز گذشته گفتند که امتحان در این ولایت با تخطی های زیادی همراه بوده و قرار است که در آخرین هفته ماه جدی امتحان کانکور در این ولایت دوباره گرفته شود.

روز گذشته خبری نشر شد که هیات کانکور تمام ورق ها و ورق جوابات امتحان کانکور در ولایت لوگر را به آب انداخته اند. نیاز محمد امیری والی ولایت لوگر این کار هیات کانکور را جفا به حق مردم لوگر و شاگران معارف عنوان کرده است.
مقام های ولایت لوگر گفته اند پس از ختم امتحان کانکور و حرکت هیات کانکور به کابل، به آن ها احوال داده شده که تمامی اوراق امتحان در منطقه پل سفید بینی حصار از مربوطات ولایت کابل، به جوی انداخته شده اند. رییس معارف لوگر گفته است پس از شنیدن این خبر به محل رفته و توانسته است که برخی از اسناد و اوراق کانکور لوگر را از این منطقه پیدا کند.
اما مقام ها در وزارت تحصیلات عالی می گویند که امتحان کانکور در ولایت لوگر با تقلب گسترده همراه بود. عظیم نوربخش سخنگوی وزارت تحصیلات عالی به ۸صبح گفت در صورتی که امتحان کانکور در یک حوزه با تقلب همراه باشد، هیات اعزامی کانکور صلاحیت دارد تا در مورد اوراق بدست آمده از امتحان تصمیم بگیرد.
آقای نوربخش گفت در صورتی که این اوراق به وزارت تحصیلات عالی آورده می شدند، شفافیت کانکور را صدمه می زدند بنا براین هیات چنین تصمیمی را در مورد اوراق کانکور ولایت لوگر گرفته است.
مقام های وزارت تحصیلات عالی روز گذشته در یک کنفرانس مطبوعاتی مشکلات امتحان کانکور در ولایت لوگر را تشریح کردند. مسوولان هیات کانکور لوگر گفته اند که کلید امتحان در دست شماری از شاگردان قرار گرفته بود، بی نظمی در امتحان دیده می شد و شماری از زورمندان، نمایندگان پارلمان و متنفذان محل از این وضع حمایت می کردند. این هیات گفته است که پولیس نیز جلو مداخله زورمندان در صحن امتحان را نگرفته است.

گروهی خبر هفته نامه ندای غزنه

منبع: 8 صبح

[ 2013/12/29 ] [ 5:57 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
 انجمن اجتماعی دادخواهان بیش از هزار عکس قربانیان از سه دهه جنگ در افغانستان را در جاده سیلو به نمایش گذاشت. در کنار این عکس‌ها، شعارهایی در مورد محاکمه عاملان سه دهه جنایت نیز نوشته شده بود.

مسوولان این نمایشگاه گفتند که هدف از نصب این عکس‌ها در محضر دید عمومی این است که باید عاملان جنایات سه دهه اخیر به محاکمه کشانده شوند و کسانی که در کشتن افغان‌ها دست دارند، در قدر نباشند.
در این نمایشگاه بیشترین عکس‌ها از قربانیان سال‌های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ به نمایش گذاشته شده بودند. قربانیانی که توسط حزب خلق به اشکال گوناگون در پلیگون پلچرخی اعدام شده‌اند.
برخی از عکس‌های دوران جنگ مجاهدین در کابل نیز به نمایش گذاشته شده بود. این عکس‌ها ویرانی، کشتار و دربدری ساکنان کابل را نشان می‌داد. هم‌چنین در این نمایشگاه عکس‌هایی از ظلم طالبان نیز وجود داشت. برخی از عکس‌ها اعدام‌های صحرایی و هم‌چنین رگبار جنگجویان طالبان را نشان می‌دادند.
این نمایشگاه برای یک روز برگزار شده است و قرار است که صدها باشنده کابل از آن دیدار کنند.

[ 2013/12/29 ] [ 5:50 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
کمیته صلیب سرخ بین‌المللی، سال ۲۰۱۳ میلادی را که کم‌تر از یک هفته به پایان آن باقی مانده، برای مردم افغانستان و نهادهای امدادی، خونین‌ترین سال توصیف کرده است.

رفیع‌الله ستانکزی، سخنگوی صلیب سرخ در افغانستان، به رادیو آزادی گفته که نا امنی‌های امسال امور ادارات امدادرسانی را به تاخیر انداخت.
وی گفته است: «مشکلات امنیتی زیاد بودند. یکی آن حمله بر دفتر ما در ولایت ننگرهار بود که در نتیجه آن یک همکار ما شهید و یک همکار خارجی ما زخمی شد. در این سال برخی از ادارت دیگر کمک‌رسانی نیز کارمندان‌شان را از دست دادند.

این حوادث در دیگر نقاط افغانستان فعالیت‌های موسسه‌ی ما و سایر ادارات کمکی را به کندی مواجه ساختند.»
مردان مسلح در هشتم ماه جوزای امسال بر دفتر صلیب سرخ در شهر جلال‌آباد مرکز ولایت ننگرهار حمله کردند که در نتیجه آن یک محافظ افغان این موسسه کشته شده و یک خارجی و دو کارمند دیگر افغان آن، زخمی شدند.
مسوولیت آن حمله را کسی بدوش نگرفته است.
اداره صلیب سرخ بین‌المللی مدت کوتاهی پس از این حمله ۱۷ مرکز خود را در افغانستان مسدود کرد.
کمیته صلیب سرخ بین‌المللی پیشبینی می‌کند که افغانستان در سال ۲۰۱۴ میلادی به دلایل نا امنی به کمک‌های بشری موسسات امدادی نیاز بیشتر خواهد داشت.
رفیع‌الله ستانکزی از ادارات و موسسات امدادی در افغانستان خواست تا در امور کمک رسانی، سهم فعال بگیرند.
او می‌گوید: «اگر به وضعیت در افغانستان نگاهی بیندازیم، جنگ و ناامنی در این کشور افزایش یافته‌اند. نیاز به کمک‌های بشری افزایش خواهد یافت و ما از دیگر ادارات امدادرسانی نیز می‌خواهیم که کمک‌های‌شان را بیشتر سازند. زیرا مردم به آن نیاز مبرم دارند. ما همه انشاالله به خدمات خود برای کمک به مردم در سال آینده ادامه می‌دهیم. سایر ادارات هم به افزایش کمک‌های شان در سال آینده متعهدند.»
کمیته صلیب سرخ بین‌المللی که حدود ۱۵۰ سال پیش تاسیس گردید، از سه ده به این‌سو در افغانستان فعالیت دارد و در حال حاضر با ۱۸۰۰ کارمند داخلی و خارجی در در کشور مشغول فعالیت است.
اداره صلیب سرخ بین‌المللی به آنانی که به دلایل جنگ و آفات طبیعی متضرر شده و از محلات‌شان بی‌جا می‌شوند، کمک بشری و صحی فراهم می‌کند. این اداره هم‌چنین به اسیران جنگی مواد خوراکی و غیر خوراکی کمک می‌نماید.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع :‌8 صبح

[ 2013/12/29 ] [ 5:49 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
دیدار آقای کرزی با رسانه‌های داخلی چیزی بیشتر از تلاش حکومت برای پاسخ دادن به نارضایتی‌ها و انتقادات رسانه‌ها به‌خاطر تعلل در امضای موافقت‌نامه امنیتی با ایالات متحده نمی‌باشد. رییس‌جمهور در دیدار با رسانه‌ها چیزی نوی به گفتن نداشت، فقط همان نظریات سابق خود را تکرار کرد. از این لحاظ این نشست کدام نشانه تغییری در تصمیم رییس‌جمهور به نمایش نگذاشت.

آقای کرزی بار دیگر تکرار کرد که به راه افتادن روند صلح با طالبان و عدم دخالت امریکایی‌ها در پروسه انتخابات شروطی است که در صورت رعایت از سوی ایالات متحده، موافقت‌نامه را امضا خواهد کرد. رییس‌جمهور تصریح داشت که عجله‌ای برای امضا ندارد.
تقریبا از این نشست می‌توان دریافت که رییس‌جمهور می‌خواهد به بهانه قرارداد امنیتی، پروژه شکست‌خورده صلح با طالبان را به موفقیت برساند. تردیدی نیست که حکومت تلاش‌های همه‌جانبه‌ای را برای برقراری صلح با گروه تروریستی طالبان به خرچ داده است. با وجود این، گروه طالبان در عوض گفتگو با حکومت راه تعامل را با امریکایی‌ها باز کردند. به‌ویژه با افتضاح دفتر قطر حکومت افغانستان به رغم انتقادات از روند صلح، در نهایت با سرخوردگی پذیرفت که راه صلح نه از دروازه رهبر یک‌چشم گمنامی به نام ملاعمر که از نزد جنرالان و استخبارات‌چیان پاکستانی می‌گذرد. آن‌ها هستند که مرد شماره دوی این گروه را به‌خاطر تماس با حکومت افغانستان به زندان می‌اندازند، وقتی هم که رهایش می‌کنند، به‌شدت زیر نظر است. آرمان و هوس شورای عالی صلح هم دیدار با همین مرد است و وقتی هم با هزار اصرار به دیدارش می‌روند، گنگ و کر و خواب‌آلوده است.
روند صلح از این‌رو به یک درامه شرم‌آور برای حکومت و شورای عالی صلح تبدیل شد که طالبان به هیچ صورت لحظه‌ای را هم به‌خاطر مشروعیت‌زدایی از حکومت، تثبیت حقانیت خود، مانور سیاسی و نفع بردن از موقعیت‌های مهیا از دست نمی‌دهند. تقریبا دفتر قطر را می‌توان آخرین میخ بر تابوت امیدهای واهی سیاستمداران خام ارگ دانست. زیرا، به رغم این‌که حکومت افغانستان به رغم مخالفت‌های قبلی خود، در نهایت گشایش دفتر قطر را به‌عنوان نمایندگی سیاسی طالبان پذیرفت، اما این گروه نقشه دیگر در سر داشت.
مشکل طالبان این است که هم در بیرون و هم در داخل به‌عنوان یک گروه تروریستی متحد القاعده شناخته می‌شوند. با این‌که به‌صورت موثر حاکمیت حکومت در کابل را به چالش کشیده‌اند، اما با این حال قادر نشده‌اند که خود را به‌عنوان یک اپوزیسیون مشروع، ولو مخالف مسلح حکومت مرکزی، مطرح کنند. دفتر قطر این فرصت را به این گروه داد، اما آنان چون به هیچ صورت قصد صلح با حکومت و نیروهای امریکایی در افغانستان را ندارند، در عوض ترجیح دادند که دست به پخش پروپاگندای خود زده و به لحاظ سیاسی به هر دو جناح ضربه سیاسی وارد کنند. در عین حال این نیز واضح است که بهترین سناریو برای گروه تروریستی طالبان همان بود که با استفاده از اشتباهات فراوان حکومت و گشایش دفتر قطر برای خود مشروعیت دولت در تبعید را به‌دست بیاورند و موجودیت‌شان را بالای افغان‌ها و غربی‌‌ها بقبولانند.
این شکست تنها به‌معنای عدم موفقیت کابل در آغاز مذاکره با طالبان نبود، بلکه آقای کرزی در حالی ریاست‌جمهوری را به پایان می‌رساند که جنگ خونین و ویرانگری که از یک دهه پیش دوباره سر بر کشیده، هم‌چنان ادامه دارد. اگر آقای کرزی بتواند همین معضل را به‌صورت موفقیت‌آمیز حل کند، شاید افکار عامه بسیاری از اشتباهات و فرصت‌سوزی‌های حکومتش را ببخشاید.
آقای کرزی تنها با همیاری اسلام‌آباد است که گروه طالبان را وادار به معامله و مصالحه کرده می‌تواند. از دستگیری ملا برادر معلوم شد که دستگاه نظامی و استخباراتی پاکستان تا چه حدی مقدرات این گروه تروریستی را در دست دارد. کرزی تلاش کرد که از طریق بهبود رابطه با حکومت ملکی و ارتش، آنان را تشویق به حمایت معنادار از روند صلح کند. اما این کار به‌دلیل این‌که پاکستان خواهان کنترول افغانستان از طریق پیروز ساختن طالبان در کابل است، ممکن نشده است. پاکستانی‌ها باور دارند که با خروج نیروهای ناتو حکومت کابل به‌زودی خواهد فروپاشید. آن‌ها فعلا دلیلی برای مذاکره طالبان با حکومت افغانستان ندیده و منتظر رویدادها و فعل و انفعالات در دولت و نیروهای مسلح افغان پس از سال ۲۰۱۴ میلادی خواهند بود.
طبیعی است که انتظار عمومی از حکومت این بوده است که با اصلاحات و ایجاد تغییرات بنیادین در نهادهای ملکی، امنیتی و قضایی به مقابله با طالبان برخیزد. طالبان در کنار این‌که یک پروژه امنیتی پاکستان است اما قوت خود را از ضعف‌ها و بی‌کفایتی حکومت گرفته است. به‌عنوان مثال، مردم به‌خاطر فساد و بوروکراسی در محاکم دولتی برای حل قضایا در جنوب و شرق به طالبان محلی رجوع می‌کند. اما آقای کرزی که توان سیاسی و تدبیر به راه انداختن اصلاحات بنیادین در دستگاه دولت را ندارد، در عوض می‌کوشد که برای معضل طالبان راه‌حل پاکستانی و امریکایی بجوید.
اکنون نقشه آقای کرزی این است که به‌خاطر موافقت‌نامه امنیتی، امریکا را مجبور نماید که بالای پاکستان به‌خاطر ختم مداخله و صلح با طالبان فشار بیاورد. آقای کرزی در دیدار خود با رسانه‌ها تصریح داشت که امریکا قدرت لازم را جهت اعمال فشار بالای اسلام‌آباد دارد. یعنی، او می‌کوشد که پاکستان زیر فشار واشنگتن طالبان را وادار به گفتگو با کابل کند.
طبیعی است که امریکا باید با استفاده از تمام ابزارها، از جمله قطع کمک‌های نظامی به پاکستان، بالای این کشور فشار بیاورد. نتیجه این فشار تیره‌تر شدن روابط اسلام‌آباد و واشنگتن خواهد بود. به‌نظر نمی‌آید که امریکا تمایلی به تیره شدن روابط خود با اسلام‌آباد داشته باشد. هم‌چنان وقتی واشنگتن یک حکومت وابسته به کمک‌های نظامی و اقتصادی خود در کابل را متقاعد به امضای قرارداد امنیتی کرده نمی‌تواند، این کار به مراتب در ارتباط به حکومت و ارتش پاکستان دشوار است.
البته، آقای کرزی ابزارهای لازم را برای فشار انداختن بالای امریکا را ندارد. انتخابات نزدیک است و آقای کرزی پس از انتخابات در ارگ نخواهد بود. واشنگتن نیز اعلام داشته که موافقت‌نامه امنیتی را با رییس‌جمهور بعدی به امضا خواهد رساند. این به‌معنای آن است که برای امضای قرارداد با کرزی بیش از این حاضر به دادن امتیاز به کابل نیست.
در نهایت، سود کرزی از عدم امضای قرارداد امنیتی این است که در آینده در برابر عواقب منفی و مثبت امضای قرارداد خود را مسوول نخواهد دانست. او در خطیرترین مرحله تاریخی کشور بیشتر از هر چیزی به فکر نام و نشان خود است تا مبادا در قطار سردار ایوب‌خان و شاه‌شجاع و ببرک کارمل قرار نگیرد. این ترس‌های شخصی فعلا بزرگ‌ترین کابوس برای خان والای قندهاری در ارگ بی‌نام و نشان کابل است.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع :‌8 صبح

[ 2013/12/24 ] [ 12:6 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
 اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان، در واکنش به هشدار لوی‌سارنوالی به رسانه‌ها، گفته است که نباید زیرنام حفاظت از منافع ملی برخورد سلیقه‌ای با رسانه‌ها صورت گیرد.

لوی سارنوالی اخیرا طی اعلامیه‌ای به رسانه‌ها هشدار داده در صورتی‌که پس از این علیه منافع ملی نشرات داشته باشند، با برخورد جدی و قانونی روبه‌رو خواهند شد.
لوی سارنوالی به رسانه‌هایی که علیه منافع ملی نشرات دارند توصیه کرده که نباید از فضای باز آزادی بیان، علیه منافع ملی عمل کنند. در این اعلامیه آمده است: «چنانچه دیده می‌شود یک تعداد رسانه‌های تصویری، صوتی و چاپی با سوءاستفاده از آزادی بیان، از قانون و چهار چوب‌های اخلاقی سرپیچی می‌کنند، مسایل شخصی و گروهی را ترجیح می‌دهند، علیه منافع ملی عمل می‌کنند و قانون رسانه‌های همگانی و قانون اساسی را زیر پا می‌نمایند. پس از این با مرتکبین این اعمال، برخورد قانون صورت خواهد گرفت.»
اما، اتحادیه ملی ژورنالیستان در واکنش به اعلامیه لوی سارنوالی، تطبیق قانون را یک امر لازمی دانسته ولی از امکان برخوردهای سلیقه‌ای با رسانه‌ها و خبرنگاران زیر نام تطبیق قانون ابراز نگرانی کرده است.

این اتحادیه در اعلامیه‌ای می‌گوید: «اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان به این باور است که نبود یک پالیسی روشن رسانه‌ای در کشور که طرح آن از وظایف وزارت اطلاعات و فرهنگ بوده است، سبب ایجاد ابهاماتی در رابطه به حدود استفاده از آزادی بیان در کشور شده است.»
اتحادیه ملی ژورنالیستان، مشکلات موجود در برخی از رسانه‌ها را ناشی از ناکامی وزارت اطلاعات و فرهنگ به‌دلیل نداشتن سیاستی برای فعالیت‌های رسانه‌ای توصیف کرده از نهادهای عدلی و قضایی کشور خواسته تا در جریان تطبیق قوانین، از هرگونه قانون‌شکنی و برخوردهای سلیقه‌یی پرهیز کنند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع: 8 صبح

[ 2013/12/24 ] [ 12:5 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

اورزولا فون دیرلاین، وزیر دفاع جدید آلمان که روز یک‌شنبه برای دیدار دو روزه به صورت غیرمترقبه وارد افغانستان شد، گفته است که آلمان می‌خواهد دست‌آوردها در افغانستان حفظ شود.
خانم اورزولا فون دیرلاین، صبح یک‌شنبه به مرکز فرماندهی عملیات‌های مشترک در شهر مزارشریف رسید.
وزیر دفاع آلمان در جمع سربازان آلمانی در مزارشریف گفت که او مشتاق است «تا آلمان آنچه را که در افغانستان آغاز کرده، تکمیل کند.» او هم‌چنین افزود: «دست‌آوردهای زیادی در اینجا (افغانستان) حاصل شده‌اند، و ما می‌خواهیم آنها را حفظ کنیم.»

یک هفته پیش، توماس دیمیزیر، وزیر دفاع پیشن آلمان نیز به افغانستان آمده بود.
مزارشریف آخرین کمپ نیروهای آلمانی در افغانستان است که در آن بیش از ۳۸۰۰ سرباز آلمانی حضور دارند.
در همین‌حال، وزیر دفاع آلمان از حامد کرزی خواسته تا زودتر موافقت‌نامه امنیتی با ایالات متحده امریکا را امضا کند. وزیر دفاع آلمان گفته است: «این برای ما مهم است که یک چارچوب مطمین قانونی داشته باشیم و به همین سبب امیدواریم موافقت‌نامه امنیتی دوجانبه بین افغانستان و امریکا به زودی از سوی رییس‌جمهور کرزی امضا شود.»
آلمان در نظر دارد حدود ۸۰۰ سربازش را برای مشوره دهی و آموزش نیروهای امنیتی داخلی بعد از سال ۲۰۱۴ در افغانستان نگهدارد. بگذارد.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع: 8 صبح

[ 2013/12/24 ] [ 12:3 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
یک نظرسنجی تازه که توسط موسسه دموکراسی انترنشنل اجرا شده، نشان می‌دهد که بسیاری مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری و شوراهای ولایتی بهار سال آینده شرکت می‌کنند. در این نظرسنجی علاقه‌مندی مردم به شرکت در انتخابات به زون‌ها تقسیم شده و براساس آن ساکنان شمال افغانستان بیشترین تمایل را برای شرکت در انتخابات نشان داده‌اند؛ ۹۲ درصد در شمال گفته‌اند که در انتخابات شرکت می‌کنند.

در غرب افغانستان ۸۷ درصد گفته‌اند که در انتخابات شرکت می‌کنند و ۸۱ درصد ساکنان ولایات مرکزی گفته‌اند که در روز رای‌دهی به پای صندوق‌های رای حاضر خواهند شد و رای خواهند داد. ۸۰ درصد حوزه شرق و ۷۹ درصد مصاحبه‌شوندگان در جنوب افغانستان گفته‌اند که در انتخابات شرکت می‌کنند.
مسوولان موسسه دموکراسی انترنشنل گفتند که هدف اصلی آن‌ها از راه‌اندازی این نظرسنجی، افزایش اطلاعات و آگاهی مردم در مورد انتخابات می‌باشد. مسوولان این موسسه تاکید کردند که این نظرسنجی به‌صورت علمی انجام شده و از بی‌طرفی کامل برخوردار است، اما شماری از نمایندگان نامزدان و نمایندگان احزاب سیاسی در محفل نشر این نظرسنجی گفتند که ارقام و درصدی‌های نظرپرسی نشان‌دهنده واقعیت نیست و کوشش شده که یک یا چند نامزد در آن برجسته شود.
حمایت از نامزدان
براساس این نظرپرسی، ۵۲ درصد پرسش‌شوندگان گفته‌اند که از داکتر عبدالله عبدالله حمایت می‌کنند و ۳۹ درصد گفته‌اند که آقای عبدالله مورد حمایت‌شان نیست. ۴۸ درصد پاسخ‌دهندگان به این نظرپرسی گفته‌اند که از اشرف‌غنی احمدزی حمایت می‌کنند و ۳۹ درصد دیگر گفته‌اند که از او حمایت نمی‌کنند.
۴۰ درصد گفته‌اند که از قیوم کرزی حمایت می‌کنند ولی ۴۱ درصد گفته‌اند که آقای کرزی نامزد مورد حمایت‌شان نیست. از این میان ۲۷ درصد اشتراک‌کنندگان این نظرپرسی گفته‌اند که از عبدرب الرسول سیاف حمایت می‌کنند در حالی‌که ۵۴ درصد گفته‌اند که آقای سیاف نامزد مورد حمایت‌شان نمی‌باشد. ۲۵ درصد گفته‌اند که از گل‌آغا شیرزی حمایت می‌کنند اما ۵۳ درصد گفته‌اند که آقای شیرزی نامزد مورد حمایت‌شان نیست. زلمی رسول نیز درصدی حمایت مشابهی با گل‌آغا شیرزی دارد یعنی ۲۵ درصد حمایت کرده‌اند و ۵۳ درصد دیگر گفته‌اند که از آقای رسول حمایت نمی‌کنند.
هم‌چنین ۱۷ درصد پرسش‌شوندگان گفته‌اند که از عبدالرحیم وردک حمایت می‌کنند در حالی‌که ۵۶ درصد دیگر گفته‌اند که وی نامزد مورد حمایت‌شان نیست. ۱۶ درصد از داوود سلطان‌زوی حمایت کرده‌اند، اما ۵۶ درصد گفته‌اند که از آقای سلطان‌زوی حمایت نمی‌کنند.
به این ترتیب ۱۵ درصد گفته‌اند که قطب‌الدین هلال نامزد مورد حمایت‌شان است در حالی‌که ۵۸ درصد دیگر گفته‌اند که از آقای هلال حمایت نمی‌کنند. ۱۵ درصد از محمدنادر نعیم حمایت کرده‌اند اما ۵۸ درصد گفته‌اند که از او حمایت نمی‌کنند. ۱۱ درصد گفته‌اند که از هدایت امین ارسلا حمایت می‌کنند در حالی‌که ۵۹ درصد دیگر گفته‌اند که وی نامزد مورد حمایت‌شان نیست.
در این نظرپرسی به اشتراک زنان در انتخابات نیز پرداخته شده است. ۹۲ درصد زنان گفته‌اند که حق دارند در انتخابات شرکت کنند و همین درصدی گفته‌اند که باید برای شرکت در انتخابات کارت رای‌دهی به‌دست آورند.
براساس این نظرسنجی، ۷۰ درصد زنان گفته‌اند که به‌دلیل ناامنی نمی‌توانند که در انتخابات شرکت کنند، ۵۱ درصد زنان گفته‌اند که از انتخابات آگاهی ندارند به این دلیل در این پروسه شرکت نمی‌کنند. هم‌چنین ۳۵ درصد زنان گفته‌اند که به‌دلیل ممانعت اعضای خانواده نمی‌توانند در انتخابات شرکت کنند.
براساس این نظرسنجی ۲۸ درصد زنان گفته‌اند که مراکز رای‌دهی از محل زندگی آن‌ها فاصله زیاد دارد و به این دلیل نمی‌توانند در انتخابات شرکت کنند. ۱۳ درصد زنان گفته‌اند به‌دلیل محدودیت‌های اجتماعی نمی‌توانند در انتخابات شرکت کنند.
در همین حال، در یک نظرسنجی دیگر که از طریق تلویزیون طلوع‌نیوز نشر شده، نشان‌دهنده این است که آقایان داکتر عبدالله عبدالله، اشرف‌غنی احمدزی، قیوم کرزی، عبدرب الرسول سیاف، زلمی رسول به ترتیب مورد حمایت مردم قرار گرفته‌اند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع:‌8 صبح

[ 2013/12/24 ] [ 12:1 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
واحد تحقیق و ارزیابی افغانستان با انجام تحقیقاتی در مورد حق مالکیت آب و مشکلات تقسیم آن میان قریه‌ها، می‌گوید زورمندان محلی و برخی از رهبران سیاسی برای افزایش نفوذ خود از معضل تقسیم آب میان قریه‌ها سوءاستفاده می‌کنند.

این نهاد که در مورد حق استفاده از آب حوزه دریایی شمال کشور در ولایت سرپل و مشکلات تقسیم آب این حوزه دریایی میان استفاده‌کنندگان آن تحقیقاتی انجام داده است، می‌افزاید که گسترش ناامنی‌ها و بی‌توجهی دولت در زمینه حل مشکلات تقسیم آب، باعث شده تا زورمندان و برخی از رهبران سیاسی، از حل این مشکلات برای نفوذ خود استفاده کنند.
میراحمد جوینده، از مسوولان واحد تحقیق و ارزیابی افغانستان، روز چهارشنبه، ۲۷ قوس، با ارایه گزارش این نهاد تحقیقی در مورد مشکلات تقسیم آب در حوزه دریایی شمال کشور در ولایت سرپل، گفت تاکنون تحقیقات خاصی در مورد معضل آب در کشور صورت نگرفته و بیشتر معضلات مربوط به تقسیم آب، توسط میرآب‌ها، زورمندان محلی و برخی از رهبران سیاسی حل‌وفصل می‌شود. آقای جوینده افزود: «دخیل ساختن اشخاص جهت حل قضایای مربوط به آب بسیار پیچیده و مغلق است. اشخاص با نهادهایی‌که در حل قضایای مربوط جهت میانجی‌گری دعوت می‌شوند، باید درک ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و هم‌چنین شناخت معضله و تجربه‌ی در حل همچو قضایا داشته باشند.» وی هم‌چنین تاکید کرد: «افراد تصمیم‌گیرنده در حل قضایای مربوط به آب، مجبورند فراتر از مسایل تخنیکی و مدیریتی آب بیندیشند و باید پیامدهای سیاسی و اجتماعی تصامیم خود را جدا در نظر داشته باشند. چون، در همچو معضلات است که یک عده کسانی‌که طرفدار حل معضله نبوده و می‌خواهند که معضل آب را گسترش داده و از آن منفعت‌های سیاسی ببرند.»
میراحمد جوینده، افزود که برخی از زورمندان محلی و رهبران سیاسی با استفاده از مشکلات مربوط به آب، تلاش می‌کنند تا نفوذ خود را گسترش بدهند. به‌گفته‌ی او، این افراد، کسانی‌ را که مسوولیت تنظیم آب را به عهده دارند، به چالش می‌کشند و مشکلاتی را برای‌شان خلق می‌کنند.
هرچند در سال ۲۰۰۹ قانونی به‌منظور تنظیم آب در کشور تصویب شد، اما مسوولان واحد تحقیق و ارزیابی افغانستان می‌گویند که این قانون کاپی شده از قوانین کشورهای خارجی است و با توجه به بافت‌ها و پیچیدگی‌های اجتماعی، نمی‌تواند برای افغانستان مفید واقع شود. این اداره تحقیقاتی می‌افزاید که خلای قانونی در مورد تنظیم آب در افغانستان وجود دارد و این خلاها نیازمند توجه بیشتر است. واحد تحقیق و ارزیابی افغانستان در گزارش خود می‌گوید: «شواهد به‌دست آمده از مطالعه موارد مختلف، این حقیقت را برجسته می‌سازد که در حل معضلات مربوط به آب، چه در سطح اختلافات فردی و چه در سطح اختلافات بین ولایات روند ثابتی برای بسیج افراد دخیل در این‌گونه معضلات وجود ندارد. بیشترین موارد معضلات در سطوح پایینی سیستم کانال توسط میرآب حل‌وفصل می‌گردد. در صورتی‌که میرآب قادر به پیشگیری از بروز معضل نباشد، مسوولیت به نهادهای موجود در روستاها سپرده می‌شود. در مجموع قضیه به بیرون از ساحه اجتماعی روستا کشانیده نمی‌شود، زیرا، روی حیثیت و اعتبار رهبران و اهالی روستا تاثیر منفی می‌گذارد. در این سطح، اثری از نقش مدیریت ادارات رسمی آبرسانی و یا مدیریت زراعت، آبرسانی و مالداری به مشاهده نمی‌رسد.»
در همین‌حال، مجیب‌احمد عزیزی از تهیه‌کنندگان گزارش واحد تحقیق و ارزیابی افغانستان، می‌گوید که معضلات مربوط به آب، می‌تواند خیلی جدی باشد. به‌گفته‌ی او، بیشتر مردم افغانستان مشغول به زراعت هستند و از همین‌رو، معضل تقسیم آب می‌تواند پیامدهای خیلی جدی به‌دنبال داشته باشد. آقای عزیزی گفت: «در ولایات کسانی هستند که منحیث قوماندان و یا اشخاص بانفوذ قریه عرض اندام کرده‌اند. همچو اشخاص، همان طوری‌که در بروز اختلافات رول دارند، در حل اختلاف نیز همین افراد بیشتر رول دارند.»
افغانستان منبع خوبی آب‌های شیرین است، اما به‌دلیل بی‌توجهی دولت در استفاده درست از این منابع و وجود اختلافات میان قریه‌ها بر سر این منابع، باعث شده تا بیشتر آب‌های افغانستان هدر رود. براساس آمارهای ارایه شده، سالانه نزدیک به شصت بیلیون مترمعکب آب شیرین افغانستان به بیرون از کشور می‌رود. از این آب‌ها کشورهای هسمایه استفاده می‌کنند و دولت نیز تاحال برای جلوگیری از هدر رفتن آب به کشورهای همسایه، اقدامی نکرده است.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع: 8 صبح

[ 2013/12/24 ] [ 11:59 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

بعد از سقوط رژیم طالبان در افغانستان، به منظور بهتر رسید گی کردن  برای مردم محلی  در مرکز و ولایات از طرف نیرو های  خارجی  تعدادی به کار گماشته شدند.  نیاز میرفت تا این نیروها ، تعدادی از افراد را به منظور رسانیدن پیام های خویش به حیث ترجمان در چوکات نیروهای نظامی و مللکی خویش بگمارند ؛ چنین اقدام  نیزاز طرف آنها صورت پذیرفت.

با گذشت چندین سال در جریان عملیات های نظامی تعدادی از این افراد جان های شرین خویش را از دست دادند و یا در اثر اثابت فیر راکت، ماین های کنار جاده یی معلول، معیوب ویا به شهادت میرسیدند؛ چنین حوادث باعث دل سردی تعدادی ازاین اشخاص شدند، اما یک عده از این افراد به منظور کمک و همکاری؛ برای رسیدن اهداف صلح آمیز در کشورما (افغانستان) کوشش کردند، تا با نیرو های ایتلاف و قوت های ناتو باقی بمانند و برای مردم خویش از طریق رسانیدن پیام (ترجمانی کردن)، خدمت کنند.

 با کمال تأسف که در این اواخر آهنگ رسیدن سال 2014 و خارج شدن این نیرو ها از افغانستان ، تعدادی زیادی مردم کشور را به چالش کشانیده است؛ به خصوص اشخاص و افرادی را که با دفاتر خارجی کار می کنند، به شمول ترجمان های که با نیرو و قوت های خارج همکار بودند؛ تا حال نیز با ایشان ایفای وظیفه می کنند و اکثر اوقات دچار چالش های بزرگ می شوند، حتی این که از طرف افراد و اشخاص مسلح و مورد لت و کوب ویا تهدید به مرگ؛  قرار گرفته اند.

 گذشته از اینکه آنها از طرف افراد و اشخاص مسلح  غیرمسؤل مورد تهدید قرار می گیرند ، از طرف نیرو های مسلح طالبان نیز سرزنش و حتی ، اگر دستگیر شوند سرشان را نیز از تن جدا می کند، که این موضوع برای خانواده های آنها قابل تحمل نبوده و می خواهند جان فرزندان خویش را از چنین حوادث نجات دهند، تعدادی از این افراد اندک نبوده، بل به هزاران نفر می رسند؛ از جمله یک تن را ما طور مثال به معرفی می گیریم ، شکیب صفدری است، دانشگاه را همزمان با کار در یکی از ارگان های خارجی ها به پیش می برد.   خانواده اش را  که متشکل از دو خواهر ویک برادر و مادر است اعاشه میکرد.

پدر شکیب صفدری نیز قربانی طالبان بوده که از سالها پیش خبری از او نیست و مسولیت اقتصادی خانواده اش را شکیب صفدری به عهده دارد. شکیب صفدری زبان انگلیسی را در پاکستان فرا میگیرد. در بازگشت به افغانستان  سال 2010 به این طرف مشغول درس و کار بوده است. در منطقه ای پل چرخی مشغول کار در شرکتی بوده که مسولیت خرید این شرکت ساختمانی را به عهده میگیرد. شرکت ساختمانی که در اطراف ان تعداد زیادی از شرکت و کمپ های امریکایی ها قرار دارد یک نکته ای بسیار جالب برای عده ای از خرابکاران به حساب میاید.

شکیب صفدری به همین علت مورد تعقیب تعدادی افراد ناشناس قرار میگیرد. در مدت کمتر از 6 ماه شکیب صفدری بار بار از سوی افراد ناشناس تعقیب می شده که خود نیز از آن بی خبر بوده ،  بار ها به تیلفون شکیب صفدری افراد ناشناس زنگ میزده و از او تقاضا میکرده،تا با هم ببینیم. این افراد به زبان دری با لهجه ای پشتو صحبت میکردند، اما صفدری حاضر نمی شود به این امر پاسخ مثبت دهد و هر بار هم که تیلفون اش از سوی افراد ناشناس زنگ میخورده بدون جواب قطع میکرده.

وی متوجه می شود ،  مسله جدی باید باشد،  تا روزی که سر راه شکیب صفدری را در هنگام رفتن به سوی خانه از محل کار افراد ناشناس با موتر سد می کنند و وی  مجبور می شود موترش را نگهدارد. افراد ناشناس با چهره هایی که وحشتناک  وارد موتر شکیب صفدری می شوند وافراد مسلح از شکیب تقاضا می کنند که با انها همکاری نماید. شکیب می ترسد و قول همکاری میدهد تا از خطر خود و خانواده خود را نجات دهد.

چون شکیب در تدارکات کار می کرده و انها می خواستند که شکیب  در هنگام خرید جنس انها را در جریان بگذارند، تا ان موادی را در زیر بار های مواد ساختمانی  جاسازی کنند. این امر می توانست جان عده ای زیادی از خارجی ها را، در ان محل  بگیرد.

شکیب  بعد از رهایی از دست افراد ناشناس به مادرش زنگ میزند و از او می خواهد بدون وقفه به زودترین فرصت با تغییر لباس خود را به محل امن با بقیه اعضای خانواده برساند از سوی شکیب نگران نباشد.و در همان جا منتظر خبر بعدی بماند.

شکیب صفدری به گزارش گر هفته نامه ی ندای غزنه در آخرین روز های چنین یا آوردشد(آنها مرا تهدید به مرگ کردند، گذشته ازآن در این اواخر توسط  افراد مسلح طالبان نیز شدیداً مورد تهدید قراردارم. که حتی به خانه ام رفته نمی توانم. از خانه  بیرون شده نمی توانم)

سوال: چرا به پولیس مراجعه نمی کنید؟

جواب: به پولیس مراجعه کردم و انها میگفتند که اگر رئیس پولیس هم مورد تهدید طالبان قرار بگیرد راهی برایش نیست. جز اینکه همکاری کند و یا کشته شود. پولیس هیچگونه محافظتی برای من ندارد.

گفتنیست که این شخص تماماً زمان خود را به منظور باز سازی کشور (افغانستان) آوردن صلح و ثبات برای کشور و مردم خویش در طی مدتی طولانی با دفاتر خارجی  صرف کرده و حال مورد تهدید  قرار دارد.

شکیب احمد صفدری راهی جز مخفی شدن نمی یابد.

 

گزارشگر هفته نامه ی ندای غزنه

مسیح الله " حیدری"

29-11-2013

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
[ 2013/12/15 ] [ 13:31 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
- منيره يوسف‌زاده

مرگ نلسون ماندلا، رهبر شناخته شده جنبش مبارزه علیه آپارتاید در افریقای جنوبی، در بسیاری از کشورهای جهان بازتاب گسترده داشت و صدها میلیون انسان را متاثر و اندوهگین ساخت. ماندلا از آن‌جایی که بیشترین سال‌های عمرش را برای مبارزه با تبعیض نژادی، یکی از مصیبت‌بارترین پدیده‌های زندگی بشر، وقف کرد و با تحمل سال‌های طولانی در زندان پرچم عدالت‌خواهی را بردوش کشید، محبوب دل‌های جهان شد و از همین‌رو نامش در دل و ذهن تمام عدالت‌خواهان جهان نشست. مرگ ماندلا در مطبوعات و در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی در افغانستان نیز بازتاب گسترده‌ای داشت و بسیاری از نخبگان فکری جامعه در مورد او نوشتند و مرگ او را ضایعه جبران‌ناپذیر در روند مبارزه علیه تبعیض نژادی خواندند.
در افغانستان از میان تمام کسانی‌که در مورد ماندلا و برای ماندلا نوشتند، متنی از آقای وحید عمر، سخنگوی پیشین رییس‌جمهور افغانستان در سایت فارسی بی‌بی‌سی به نشر سپرده شد. آقای عمر در این متن پس از بررسی و تحلیل کارکردها و رویکردهای سیاسی آقای ماندلا و اثرات آن بر سرنوشت افریقای جنوبی از حسرت فقدان ماندلا در افغانستان سخن می‌گوید و فقدان چنین شخصیتی را پس از سقوط نظام طالبان از ساز و برگ‌های اصلی ادامه بحران و تمدید مصیبت‌های مردم افغانستان می‌داند.
آقای عمر می‌گوید که در افریقای جنوبی در وضعیت پس از جنگ، عدالت، کثرت‌گرایی و هم‌دیگرپذیری در متن توجه مردم قرار گرفت و پس از سقوط آپارتاید کسی به سراغ انتقام‌جویی نرفت و مدیران جدید سیاسی، کشور را از فرو رفتن در باتلاق جنگ داخلی نجات دادند. آقای عمر علاوه می‌کند که در افغانستان پس از سقوط طالبان مدیران ارشد سیاسی ثبات سیاسی و اجتماعی را بر عدالت و رسیدگی به قربانیان، ترجیح دادند و تامین ثبات سیاسی را با ایجاد حکومت وسیع البنیاد مهم‌تر از تامین عدالت دانستند. به پنداشت وی، وضعیت موجود افغانستان ناشی از همین سهل‌انگاری معماران سیاسی کشور می‌باشد که فرصت را برای انتقام‌جویی‌ها و خصومت‌های بی‌مورد فراهم کردند که فرایند این وضعیت هم آرزوی رسیدن به ثبات سیاسی و هم آرزوی تامین عدالت را به بن‌بست مواجه کرده و به نومیدی گره زده است. وی می‌خواهد بگوید که اگر از دل رخدادهای افغانستان ماندلایی قامت بر‌می‌افراشت و تامین عدالت اجتماعی را سرفصل رفتار سیاسی‌اش قرار می‌داد، افغانستان در خط استمرار فاجعه قرار نمی‌گرفت و همه شکاف‌های اجتماعی و زخم‌های سیاسی در این کشور ترمیم‌پذیر و مرهم‌پذیر می‌گردید. با توجه به چشم‌انداز آقای عمر نسبت به تعاملات سیاسی و اجتماعی در افغانستان به‌نظر می‌رسد که فهم وی از فرهنگ، تاریخ، سنت‌های حاکم بر مناسبات مردم و تعلاملات سیاسی اجتماعی در این کشور بسیار انتزاعی می‌باشد.
اولا که وضعیت موجود یک جامعه و ظرفیت فکری و اندیشه شهروندان و نخبگان سیاسی آن فرایند تعاملات تاریخ و تعاملات سازه‌های فرهنگ مسلط بر مناسبات اجتماعی آن جامعه می‌باشد. از این چشم‌انداز افغانستان با بافتار و ساختار فرهنگی و اجتماعی که دارد به هیچ عنوان با کشور افریقای جنوبی قابل مقایسه نمی‌باشد. از همین‌رو شرایط اجتماعی و فرهنگی افغانستان هیچ‌گاهی به این زودی منجر به ظهور کسی چون ماندلا نخواهد گردید و چنین آرزویی بیشتر به تصویرپردازی‌ها و استعاره‌سازی‌های شاعرانه می‌ماند تا این‌که به یک فهم دقیق از مناسبات تاریخی و فرهنگی در این کشور که بستر تولید نخبگان سیاسی و فرهنگی آن دانسته می‌شوند. ماندلا در زمان و مکانی از تخیل به واقعیت پیوست و از دل تاریخ و فرهنگی بیرون آمد، که ظرفیت تولید ماندلا را برخود هموار کرده بود و نژادپرستی با تمام رنگ و رونقی که برای دستگاه حاکم فراهم می‌کرد، در روان فردی و وجدان جمعی به‌عنوان یگ گناه بخشش‌ناپذیر به اعتراف گرفته شده و به‌رسمیت شناخته شده بود.
وقتی‌که ماندلا از زندان رها گردید و به سمت انتخاب رفت، تاریخ انقضای آپارتاید در وجدان جمعی مردم افریقای جنوبی به پایان رسیده بود و زمینه‌های روانی برای پذیرش ماندلا فراهم گردیده بود. اما در افغانستان هنوز وجدان کثیری از آدم‌ها از حصاره‌های علایق قومی بیرون نیامده و برای اعتراف به یگ گناه تاریخی به وجدان جمعی تبدیل نگردیده است. تا زمانی‌که قهرمان یک قوم قاتل قوم دیگر شناخته شود و ظرفیت تعامل میان اقوام پدید نیاید، در وجدان‌های قومی هیچ‌گاهی اعتراف به گناه تاریخی ریشه بر نمی‌بندد.
بسیار جالب است وقتی‌که در مور یک شخصیت مهم و تاریخی جهان مانند گاندی یا ماندلا بحث می‌شود، کثیری از نخبگان فکری و سیاسی ما آرزو می‌کنند که ای کاش در افغانستان چنین کسی قامت بر می‌افراشت و دیواره‌های مصیبت این مردم را فرو می‌ریخت. اما هیچ‌کسی تا حالا نگفته است و آرزوه هم نکرده است که ای‌کاش فرهنگ و سنت‌های حاکم بر مناسبات اجتماعی این کشور چنان دست‌خوش تحول می‌گردید که وجدان‌های قومی به وجدان جمعی تبدیل می‌گردید تا اعتراف جمعی به گناه تاریخی، شرایط ظهور کسی چون ماندلا را در این کشور فراهم می‌کرد. از همین‌رو به‌نظر می‌رسد که خیلی ساده‌انگارانه خواهد بود که قبل از فرو ریختن دیوارهای مستحکم مناسبات قومی در انتظار ظهور معجزه‌آوری چون ماندلا خیال‌آفرینی کنیم.
خیلی بهتر خواهد بود که قبل از ظهور ماندلای افغانی دیواره‌های وجدان‌های قومی را فرو بریزیم تا فرایند آن منجر به ظهور ماندلای افغانی گردد.

منبع : 8 صبح

[ 2013/12/8 ] [ 15:41 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
براساس یک ارزیابی که توسط کمیته مصوونیت خبرنگاران افغانستان در هشت زون کشور انجام شده، نشان می‌دهد که تعداد زیادی از خبرنگاران در کشور بدون آن‌که خودشان آگاه باشند از ناراحتی‌های روانی رنج می‌برند.

این کمیته در هشت زون کشور، ۱۵۶ خبرنگار را مورد ارزیابی قرار داده است. براساس این ارزیابی، بیش از شصت و نه درصد از خبرنگارانی که مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند، از بی‌خوابی که به گفته‌ی کمیته مصوونیت خبرنگاران از عوامل مهم ناراحتی‌های روحی می‌باشد، رنج می‌برند. هم‌چنین نزدیک به هفتاد و پنج درصد دیگر احساس دلتنگی کرده و بیش از هفتاد و هفت درصد هم احساس افسردگی دارند. کمیته مصوونیت خبرنگاران می‌گوید که دلتنگی و افسردگی، دو عارضه و علایم مهم ناراحتی‌های روانی به شمار می‌روند.

هم‌چنین بیش از چهل و چهار درصد از پرسش‌شوندگان در خواب خود کابوس می‌بینند.
همین‌طور هفتاد و یک درصد هم واقعات خشونت‌بار را در خواب می‌بینند. براساس این تحقیق، هشتاد و هفت درصد از خبرنگاران در برابر حوادث خشونت‌بار حساسیت نشان داده و هشتاد و سه درصد در پوشش خبری حوادث خشونت‌بار بی‌علاقه‌گی نشان داده و هفتاد و شش درصد هم برای پوشش حوادث خشونت‌بار مقاومت نشان داده‌اند.
تحقیق کمیته مصوونیت خبرنگاران حاکیست که بیش از شصت درصد خبرنگاران زود ناراحت می‌شوند، پنجاه و نه درصد در مقابل دیگران از خود کم حوصلگی نشان داده و بیش از چهل و هفت درصد نسبت به کار و سی و چهار درصد هم نسبت به زندگی خود کم علاقه هستند.
با این‌حال، کمیته مصوونیت خبرنگاران می‌گوید که بیش از هشتاد و سه درصد خبرنگاران به ناراحتی‌های روانی با شدت متفاوت مبتلا هستند. به گفته‌ی کمیته مصوونیت خبرنگاران، دلیل افزایش واقعات ناراحتی‌های روانی در نزد خبرنگاران، سر و کار داشتن مداوم آنان با حوادث خشونت‌بار است. این کمیته می‌گوید:‌ «به اساس این ارزیابی، وقوع و شدت این مشکلات نزد خبرنگارانی‌که مستقیما با پوشش خبری حوادث خشونت‌بار سر و کار دارند نسبت به دیگر خبرنگاران بیشتر بوده و ایشان بیشتر کم علاقه در مقابل کار خود بوده و بیشتر علاقمند به ترک مسلک خود می‌باشند.»
کمیته مصوونیت خبرنگاران، مساله صحت روانی خبرنگاران را در پهلوی دیگر مشکلات فرا راه خبرنگاران، یک معضله جدی تلقی کرده از نهادهای ذیعلاقه به شمول وزارت اطلاعات و فرهنگ خواهان راه‌اندازی برنامه‌های حمایتی صحت روانی برای خبرنگاران شده است. به گفته‌ی این کمیته، عدم توجه جدی به این موضوع نه تنها مانع رشد کیفی حرفه خبرنگاری در افغانستان گردیده بلکه باعث افزایش اشتباهات حرفه‌ای خبرنگاران و به میان آمدن مشکلات اجتماعی برای خبرنگاران می‌گردد.

[ 2013/12/8 ] [ 15:40 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

 طرح بودجه سال مالی ۱۳۹۳، پس از ارایه‌ی مشوره مجلس سنا، به روز شنبه به مجلس نمایندگان کشور معرفی شد.
حضرت عمرزاخیلوال، وزیرمالیه هنگام معرفی طرح بودجه به مجلس نمایندگان گفت که بودجه یاد‌ شده با توجه به امکان‌های مالی و درآمدهای پیش‌بینی شده تهیه شده، و ۲۸ درصد نسبت به سال ۱۳۹۲ در آن افزایش به عمل آمده است.
بر بنیاد طرح ارایه شده به مجلس نمایندگان، سقف بودجه ۱۳۹۳ بالغ برچهار صد و چهل و چهار میلیارد افغانی تخمین شده که بخش عمده‌ی آن از کمک‌های جهانی تمویل می‌گردد.
وزیرمالیه کشور گفت که از کل بالغ بر ۴۴۴ میلیارد افغانی، ۱۶۸ میلیارد افغانی آن در بخش انکشافی و ۲۷۵ میلیارد آن به بودجه عادی درنظر گرفته شده است.
بر بنیاد آمار ارایه‌شده از پروژه‌های مطرح شده در بودجه ۱۳۹۳، بیشتر پروژه‌های توسعه‌ای‌ انتقال یافته از سال‌های گذشته می‌باشند.
به همین گونه در بودجه سال ۱۳۹۳، ۴۴ درصد از کل بودجه مالی به بخش‌های امنیتی، ۱۴ درصد به بخش زیربنا، ۱۲ درصد به بخش معارف، ۸ درصد به بخش زراعت و ۴ درصد به بخش صحت اختصاص داده شده است.
اما نمانیدگان مجلس، بودجه سال آینده را غیرمتوازن دانسته و نسبت به آن واکنش نشان دادند.
عبدالرووف ابراهیمی، رییس مجلس نمایندگان گفت که در بودجه ۱۳۹۳ توازن در تقسیم بودجه مدنظر گرفته نشده و به ولایت‌های کم‌تر‌توسعه‌یافته توجه نشده است.
معصومه خاوری، نماینده سمنگان در مجلس نمایندگان هم‌چنین گفت که به ولایت آن‌ها با توجه به نیازمندی‌های مردم پروژه‌ی موثر پیش‌بینی نشده است.
به گفته‌ی نمایندگان مجلس، بیشتر پروژه‌ها در بودجه سال آینده انتقالی بوده و کم‌تر پروژه‌ای جدید در آن به چشم می‌خورد.
با این‌‌حال، برخی دیگر از اعضای مجلس نمایندگان تدوین بودجه را برخلاف قانون اساسی خوانده تاکید کردند که مجلس نمایندگان به زودی در مورد رد آن تصمیم بگیرد.

[ 2013/12/8 ] [ 15:38 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
- جان آلن و مایکل هنلون، برگردان- سلیم آزاد، منبع- نیویارک‌تایمز

رییس‌جمهور کرزی را چی شده است؟ تنها ابر قدرت جهان، با رهبری پنجاه کشور دنیا، پس از یک دهه جنگ، با ۶۰۰ میلیارد دالر هزینه و دو هزار کشته هنوز می‌خواهد در مملکتش بماند اما او به‌عنوان رییس‌جمهور افغانستان در برابر ابر قدرت متحد خود سنگ می‌اندازد و موانع ایجاد می‌کند.
آخرین تحقیر هم عدم امضای توافق‌نامه امنیتی بود که زمینه‌های قانونی و حقوقی حضور نیروهای خارجی را در افغانستان مهیا ساخته و اکنون پس از خودداری کرزی، رییس‌جمهور بعدی باید این کار را انجام بدهد. در حالی‌که ما فکر می‌کردیم موافقت‌نامه برای امضا آماده شده، آقای کرزی شرایط و خواسته‌های جدیدی را مطرح ساخته است. او مثلا باور دارد که ایالات متحده را مجبور به آزاد ساختن تمام محبوسین افغان از زندان‌های گوانتانامو کرده می‌تواند.
بدیهی است که بخشی از دیدگاه‌های آقای کرزی ناشی از دلخوری و دل‌آزریی است که از برخی مقامات امریکایی، به‌ویژه در سال‌های اخیر دیده است. برخی از مقامات امریکایی در برخورد با رییس‌جمهور افغانستان دچار اشتباه شده، در انظار عامه به طرز دلخراشی به او مسایلی چون فساد در حکومت افغانستان را یادآوری کرده‌اند. اما یقینا در این مساله زودرنجی و ناسپاسی رییس‌جمهور کرزی نقش وسیعی را بازی می‌کند.
بر علاوه، آقای کرزی، شاید هم دقیقا باور دارد که مذاکرات برسر توافق‌نامه دوجانبه امنیتی آخرین ابزار نفوذ و فشارش بالای واشنگتن است. اما او در این مورد اشتباه می‌کند که گویا افغانستان در مرکز ژیوپولتیک دنیا باقی می‌ماند؛ انگار این کشور همانند گذشته در مرکز «بازی بزرگ» رقابت‌های بریتانیا و روسیه تزاری، و یا در کشاکش امریکا و شوروی سابق در اوج جنگ سرد قرار دارد. اما در این مورد آقای کرزی درست حدس می‌زند که امریکا در باره آینده افغانستان نگران بوده و حتا پس از ختم ماموریت جنگی ناتو هم‌چنان می‌خواهد که حضور خود را در این‌جا حفظ کند. هم‌چنان آقای کرزی این را نیز راست می‌گوید که امریکا با هشیاری تمام مراقب گروه‌های افراطی در مناطق قبایلی در شمال‌غربی پاکستان می‌باشد.
با وجود این مقامات امریکایی باید آرامش خود را حفظ کنند. این اشتباه است که در این کشاکش سیاسی تقدیر امریکا در جنوب‌شرق آسیا را با سخنان این مرد که روز تا روز از مردم عامه و افکار سیاسی منزوی شده است، تعیین کنیم. حتا با مرگ اسامه بن‌لادن هم مخاطرات وسیعی وجود دارد: اگر افغانستان به‌دست طالبان پس از خروج نیروهای خارجی بیفتد، گروه‌های افراطی از القاعده تا لشکر طیبه پاکستان به سادگی ریشه‌های خود را دوباره در افغانستان می‌دوانند.
لویه‌جرگه اخیر آن‌چه را که قبلا می‌دانستیم، به نمایش گذاشت: مردم افغانستان با ما هستند. پس از شکست اتحاد شوروی در ۱۹۸۹ میلادی، جنگ داخلی اتفاق افتاد، دولت سقوط کرد و در نهایت طالبان پیروز شدند. مردم افغانستان این فلم را یکبار دیده‌اند؛ نمی‌خواهند که دوباره تکرار شود. جرگه از کرزی خواست که موافقت‌نامه را امضا کند، اما او حاشا کرده است.
نامزدان عمده انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۴ میلادی نیز از امریکا می‌خواهند که در افغانستان بماند. یک نظرسنجی توسط بزرگ‌ترین گروه رسانه‌ای افغانستان، موبی گروپ، نشان می‌دهد که داکتر عبدالله و اشرف‌غنی نامزدان پیشتاز ریاست‌جمهوری‌اند. هر دو طرفدار غرب، هوشیار و با ظرفیت‌اند. هم‌چنان زلمی رسول که چشم پیروزی به انتخابات دوخته است. سایر نامزدان هم به همین‌سان از حضور امریکا و جامعه جهانی در افغانستان پشتیبانی می‌کنند.
از این‌رو، ایالات متحده باید صبوری خود را حفظ کند. می‌شود به آقای کرزی گفت که اگر او می‌خواهد دموکراسی افغانستان را از طریق امضای سند توسط جانشینش تثبیت کند، مشکلی نیست، قبولش می‌کنیم؛ در عین حال، اگر موافقت‌نامه به امضا می‌رسید، ما می‌توانستیم با وزرا و سایر رهبران سیاسی روی برنامه ماندن کار کنیم.
البته، ایالات متحده باید روی برنامه اضطراری خود کار کند؛ باید در هر رویدادی پلان بی‌داشته باشد. با وجود پیش‌بینی سایر سناریوها، امریکا می‌شود با کرزی روی شرایط جدید تازه مباحثه کند. مشوره ما برای رهبران امریکا حفظ حوصله‌مندی و انعطاف‌پذیری در گفتگوهای امنیتی است.
لطفا دخترانی را به یاد بیاوریم که برخلاف خواست طالبان، به مکتب می‌روند؛ زنانی که هر روز به‌عنوان یک عامل مهم در آینده کشور مطرح می‌گردند. لطفا به یاد داشته باشیم که اقلیت‌های قومی و مذهبی اکنون در افغانستان جدید جایگاه و صدایی برای خود دارند.
در نهایت، لطفا نباید فراموش کرد که در طول یک دهه جنگ پیشرفت‌ها به قیمت گزاف و به جان برابر به‌دست آمده است. ما نباید به خشم و رنجش آقای کرزی اجازه بدهیم که تمام این دست‌آوردها را ضرب صفر کند. ایالات متحده می‌تواند این وضعیت را پشت سر بگذارد. این کار را با توجه به منافع استراتژیک پایدار امریکا در این بخشی از جهان، و هم‌چنان با توجه به دادن قربانی‌های فراوان در افغانستان، انجام دهیم.
در نهایت آن‌چه که اهمیت دارد مردم افغانستان و امریکا است و نه حامد کرزی.
در باره نویسندگان: جنرال جان آلن فرمانده سابق ناتو در افغانستان و اکنون پژوهشگر انستیتوت بروکینگز در امریکا است. آقای مایکل هنلون مسوول تحقیقات این مرکز می‌باشد.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع: 8 صبح

[ 2013/11/30 ] [ 13:20 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
سید حامد اقتدار و ریحانه یوسف تمنا دو زوج افغانی که از سوریه فرار کرده‌اند، می‌گویند که در دو طرف جنگ سوریه افغان‌ها حضور گسترده دارند و می‌جنگند.

آقای اقتدار به خبرگزاری بخدی گفته است: «هزاران افغان در دو طرف جنگ سوریه حضور دارند و از زمان شروع جنگ در این کشور، ده‌ها تن آنان کشته و یا هم زخمی شده‌اند.»
خبرنگار فراری افغان از سوریه می‌گوید که عده‌ای از افغان‌ها در بدل پول از ایران و شمار دیگری از افغانستان از سوی برخی از احزاب برای جنگ به سوریه اعزام شده‌اند.
به گفته اقتدار، برخی این افغان‌ها در بدل پول می‌جنگند و دسته دیگر آنان به شکل ایدیولوژیک در جبهات جنگ سوریه حضور دارند.
سید حامد اقتدار از یک و نیم سال بدین‌سو و خانمش ریحانه یوسف تمنا نزدیک به شش سال در دمشق زندگی می‌کردند و علاوه بر شبکه‌های خبری کانادایی با خبرگزاری بخدی در سوریه نیز همکاری داشته‌اند.
حامد اقتدار می‌گوید که شماری از افغان‌ها از ایران در بدل پول هنگفتی وارد سوریه شده و سلاح برداشته‌اند و برخی دیگری از آنها از افغانستان توسط شماری از احزاب جهادی به جبهات جنگ سوریه اعزام شده‌اند.
اقتدار و خانمش می‌گویند آنها پس از این‌که جنگ در دمشق شدت گرفت منطقه سیده زینب محل زندگی‌شان را ترک کرده و به سمت حلب فرار کردند.
به گفته این دو زوج جوان، نبود آب آشامیدنی و غذا، زندگی را برای باشندگان دمشق سخت و دشوار کرده بود.
سید حامد می‌گوید که ساعت‌ها برای دریافت آب آشامیدنی در صف طویل منتظر می‌ماندند و مخالفان راه‌های مواصلاتی به دمشق را بسته بودند.
به گفته خانم یوسف تمنا، ماموران وفادار به بشار اسد به این سبب که در میان جنگجویان مخالف حکومت بیشتر شهروندان افغانستان هستند، آنها را در نزدیک شهر حلب بازداشت کردند و برای چهل و پنج روز در بازداشت حکومت بشار اسد قرار داشتند.
سید حامد اقتدار می‌گوید که شماری از جنگجویان چچن و کشورهای عربی که در جبهات جنگ سوریه حضور داشتند، پاسپورت‌های افغانستان داشتند.
اقتدار می‌گوید که او چند عرب را با پاسپورت‌های افغانستان دیده است.
به گفته او پاسپورت سفید افغانستان در سوریه خرید و فروش می‌شود و این پاسپورت‌ها به شکل آسان در بازار سیاه پیدا می‌شد.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع:‌8 صبح

[ 2013/11/30 ] [ 13:13 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
روز جمعه، ٨ قوس، دفتر ریاست‌جمهوری با انتشار خبرنامه‌ای از کشته‌شدن غیرنظامیان در حمله هوایی نیروهای امریکایی در ولایت هلمند خبر داده و این حمله را به شدت محکوم کرده است.

در این خبرنامه آمده است این حمله نشان می‌دهد که نیروهای امریکایی به زندگی و مصوونیت خانه‌های مردم افغانستان و تصمیم لویه‌جرگه مشورتی هیچ‌گونه احترامی قایل نیستند.
اشاره دفتر ریاست‌جمهوری به تصویب مفاد پیمان امنیتی بین افغانستان و امریکا در لویه‌جرگه مشورتی اخیر است که طبق بخشی از آن، نیروهای امریکایی به خودداری از حمله به غیرنظامیان ملزم شده‌اند.
اوایل هفته گذشته نمایندگان لویه‌جرگه مشورتی که در کابل دایر شده بود، موافقت‌نامه امنیتی با امریکا را تایید و خواستار امضای آن شدند، ولی حامد کرزی گفت تا زمانی که امریکا در زمینه تامین صلح و برگزاری انتخابات شفاف در کشور وعده‌ی همکاری ندهد، او موافقت‌نامه امنیتی را امضا نخواهد کرد.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع: 8 صبح

[ 2013/11/30 ] [ 13:11 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
قرار است نوازشریف نخست وزیر پاکستان، امروز به کابل سفر کند. این نخستین سفر نخست‌وزیر پاکستان پس از رسیدن او به مقام نخست وزیری به کابل است. حکومت افغانستان گفته است که مقام‌های عالی رتبه دو کشور برسر پروسه مصالحه و روابط دو کشور گفتگو می‌کنند.

حکومت افغانستان امیدوار است که پاکستان در روند مصالحه بیشتر همکاری کند. پاکستان چندی پیش ملا برادر فرد شماره‌دوم طالبان را به درخواست حکومت افغانستان آزاد کرد، افغانستان به این باور است که ملا برادر متمایل به گفتگو با حکومت افغانستان است و می‌تواند نقش بسیار مهمی در موفقیت پروسه صلح بازی کند.
اما تحلیگران می‌گویند افغانستان در وضعیت بسیار حساسی قرار دارد و نباید بار دیگر این کشور فریب سیاست‌مداران پاکستانی را بخورد.
به باور تحلیلگران هرگونه تعامل با پاکستان باید بر اساس همکاری عملی آن کشور صورت گیرد.
اما آگاهان به این باورند که پاکستان از اهدافی که در افغانستان دارد گذشتنی نیست و این کشور همزمان با تایید امضای موافقت‌نامه امنیتی بین افغانستان و امریکا از سوی لویه‌جرگه مشورتی، تلاش دارد تا مانع نزدیکی افغانستان و هند شود.
میر احمد جوینده تحلیلگر مسایل سیاسی می‌گوید پاکستان اخیرا تلاش‌هایی را به راه انداخته تا خودرا حامی صلح درافغانستان نشان دهد. جوینده گفت: «فکر می‌کنیم بیشتر این تلاش‌ها تاکتیکی است. با تایید امضای موافقت‌نامه امنیتی با امریکا پاکستان می خواهد وانمود کند و رییس جمهور کرزی را متقاعد کند که پاکستان طرفدار صلح است در صورتی که پیمان امنیتی امضا نشود.»
به باور آقای جوینده، پاکستان از نزدیکی افغانستان و هند نیز نگران است. او می‌گوید که نگرانی پاکستان از آن جا ناشی می شود که افغانستان قرار است خواستار سلاح‌های سنگین از هند شود و این موضوع برای مقام‌های حکومت پاکستان نگران‌کننده است. جوینده می‌گوید از یک سو افغانستان با امریکا موافقت‌نامه امنیتی امضا می‌کند و از سوی دیگر روابط افغانستان با هند نزدیک‌تر می‌شود و این‌ها مسایلی است که پاکستان را به تلاش‌های بیشتری برای توازن روابط منطقه‌ای وا می‌دارد.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع: 8 صبح

[ 2013/11/30 ] [ 13:8 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

 با سلام به دکتر ع.ح. سردار. من متاهل و صاحب فرزند میباشم و از سالها پیش شاید از دوران بلوغ مشکل همجنسگرایی دارم که نتوانسته ام حتی با مذهبی شدنم حلش کنم و فقط از وقتی ازدواج کرده ام سعی کردم وفادار بمونم و کنترلش بکنم ولی اخیرا به یک پسر وابستگی شدیدی پیدا کردم و عاشق هم شدیم و روابطمان تا حدی کنترل شده است خانواده هایمان هم خبر دارند … ولی گرایش همجنسگرایی ام بعضا روابطمان را تحت الشعاع قرار میدهد و خیلی در عذاب هستم البته اون را هم مذهبی کرده ام ولی … خلاصه تصمیم گرفتم از راهنمایی شما استفاده کنم و در ضمن فکر میکنم مشکل اوایل از کوچکی آلتم (که هنوز هم آزارم میدهد با اینکه میدانم تاثیری در رابطه ی جنسی ندارد)و رفتارهای جنسی دوران بلوغ ناشی شد و من به جنس موافق علاقه مند شدم خواهشمندم در صورت امکان کمکم کنید . بسیار متشکرم . دکتر ع.ح. سردار: سلام دوست عزیز . موردی که شما درگیر آن هستید نیاز به مشاوره مستمر با یک دکتر سکسولوژیست دارد تا او شکل خاص دیگر رابطه مقاربتی و عارضه های روحی شما را مطالعه نماید. دو مطلب از دو منبع تهیه نمودم لطفا آنها را مطالعه نموده و نظر خودتان را بنویسید . البته من این موضوع را به نظر خواهی عمومی میگذارم تا نظر دیگر کاربران و متخصصین را در این ارتباط بدانیم . اما قبل از آن سه اصطلاح را به شکل نقل و قول شرح میدهم تا کاربران روحیه سه طیف از مردم را بدانند : همجنسگرا کیست ؟ از یک دوست همجنس گرا پرسیدم یک فرد همجنس گرا را چگونه تعریف میکنید ؟ او گفت : شما فکرش را بکنید که سیاره ای وجود داشته باشد که همه ساکنین آن از یک جنس باشند یعنی همه بشکل زن و یا مرد . کار کنند ، بخورند ، بنوشند ، برقصند ، آواز بخوانند ، پیکار کنند ، عاشق شوند و غیره . فرض کنیم ساکنین کره همجنس گرا همگی بشکل زن باشند و اگر یک از ساکنین کره زمین ، یکی از ساکنین کره همجنس گرا را به کره زمین ببرد و اگر یکی از مردان زمینی عاشق او شود ، آیا میدانید برای ساکن کره همجنس گرا در ارتباط با این عشق چه حالتی دست خواهد داد ؟ او احساس خواهد کرد که یک گوریل عاشق او شده است . این احساس یک همجنس گرا به جنس مخالف است . آیا شما مایلید با یک گوریل ازدواج کنید ؟ ترانس سکشوال کیست ؟ گاهی بعضی از دوستان ، افراد ترانس سکشوال را با افراد همجنس گرا تمایز نمی دهند . افراد ترانس سکشوال کسانی هستند که روح خود را اسیر بدنی میدانند که به جنس مخالف تعلق دارد و میخواهند تغییرجنسیت دهند تا به بدن واقعی خود برسند و با جنس مخالف زندگی کنند . در همین ارتباط از یک دوست ترانس سکشوال پرسیدم یک ترانس سکشوال را چگونه تعریف میکنید ؟ او گفت : فکرش را بکنید مردی شبی با همسرش به بستر خواب برود . صبح وقتی او از خواب برمیخزد بالایش یک مردی سبیل کلفت را میبیند که میخواهد او را ببوسد ! مرد مشتش را گره کرده و یک تو دهنی به آقا سبیلو میزند و بلند میشود اما وقتی بلند میشود ، ناباورانه میبیند که پستانهای زنانه دارد او به آئینه خیره میشود و میبیند او تبدیل به یک زن شده است . این شخص ترانس سکشوال است که حال روحش اسیر بدن جنس مخالف است . آیا فکر میکنید مرد دیروزی که جسمش به زن تبدیل شده تمایل به زندگی زناشویی با یک مرد را خواهد داشت ؟ همجنس باز کیست ؟ همجنس بازان افرادی هستند که در صورت فقدان جنس مخالف و یا تنوع طلبی با هم جنس خود مقاربت میکنند و در حالت عادی میتوانند با جنس مخالف مقاربت نمایند . همجنس گرایی و همجنس بازی (منبع : شرح – خلاصه شده ) همجنس گرایی یا تعلق عاطفی و جنسی به جنس موافق ؛ امروزه دیگر لغت نامانوس و نا آشنایی به نظر نمی رسد. امروز در اقصی نقاط جهان ؛ هم جنس گرایان به عنوان بخشی از شهروندان جامعه زندگی می کنند و بسیاری جوامع حقوق آنان را به رسمیت شناخته اند. اما در این زمینه با دو لغت و دو تعریف کاملا مجزا روبرو هستیم که گاهی به غلط مترادف هم تلقی می شوند. در تعریف نخست ؛ همجنس گرایی ؛ با داشتن بار معنایی گرایش ؛ به یک گرایش و کشش فطری اشاره دارد که می بایست لزوما در نهاد فرد قرار داشته باشد. اما همجنس بازی ؛ با همراه داشتن بار معنایی لغت بازی ؛ به یک تفنن جنسی و یک متد ارضا نیازهای عاطفی و جنسی اشاره می کند. فطری یا انتخابی جدل از آنجا آغاز می شود که همجنس گرایی در برابر این سوال قرار می گیرد. فطری یا انتخابی ؟ اگر تمایل فطری ؛ عاطفی و جنسی به جنس مخالف را حالت ایده آل و معمول فرض کنیم و بپذیریم که کشش و جاذبه به جنس مخالف درست همانند داشتن دو دست و دو پا و یک بینی نشانه سلامت جنسی و ژنتیکی انسان محسوب می شود ؛ می توانیم همجنس گرایی را یک حالت فطری و ژنتیکی خاص بنامیم. البته لازم به ذکر است که کماکان در این تعریف همجنس گرایی به عنوان یک حالت خاص محترم و همجنس گرا به عنوان یک انسان صاحب حق و حقوق کامل شهروندی محسوب می شود. همجنس گرایی به عنوان یک انتخاب اما اگر تمایل جنسی و عاطفی به جنس موافق را یک نوع از انواع ارتباطات قابل انتخاب انسانی در نظر بگیریم ؛ با این تعریف که هر انسانی که بخواهد می تواند آن را به عنوان یک تنوع و یک راه ارضا غرایض خود انتخاب کند ؛ در این صورت همجنس گرایی را یک متد قابل انتخاب دانسته ایم. در این حالت باید بپذیریم که تمایل به جنس موافق نیز همانند تمایل به جنس مخالف در نهاد فطری اکثریت انسان ها وجود دارد و تنها این روش های تربیتی بوده که یکی را بارور کرده و دیگری را خفته نگه داشته است. بر همین اساس هر لحظه ممکن است تحت شرایط اجتماعی و فرهنگی و تربیتی ؛ این حس فروخفته بالفعل گردد و در تمایلات انسان نمود پیدا کند. همجنس گرایی نمی تواند انتخابی باشد روش های تربیتی و تاثیر تربیت در زندگی انسان از گذشته تا به امروز درگیر محدودیت هایی ست که بر همین اساس نمی توان پذیرفت همجنس گرایی هم دقیقا همانند تمایل به جنس مخالف در نهاد همه انسان ها و به همان شدت وجود داشته باشد. انحصاری بودن روش های تولید مثل به ارتباط زن و مرد ؛ باعث شده است که ایده آل ترین تعریف خانواده در انحصار تمایل به جنس مخالف قرار گیرد و چون روش تولید مثل ؛ یک بحث تربیتی نیست ؛ می توان نتیجه گرفت که همجنس گرایی که حالت خاص از تمایلات جنسی و عاطفی ست نه یک حالت عمومی. همجنس گرایی بیماری نیست بیماری حالت خاصی از شرایط ژنتیکی و روانی ست که به دلیل مشکلاتی که برای فرد مبتلا فراهم می کند نیازمند درمان است و اصولا -حتی با شانسی بسیار اندک- با درمان قابل معالجه است. اما همجنس گرایی با اینکه یک حالت خاص ژنتیکی و روانی ست اما نیازمند درمان نیست و اصولا با درمان قابل معالجه نیز نمی باشد. پس از تعریف بیماری خارج است. همجنس بازی چیست ؟ همجنس بازی ؛ انحراف جنسی ناشی از شرایط اجتماعی ؛ فرهنگی و تربیتی ست که در فردی که فطرتا همجنس گرا نیست ظهور می کند. مثلا در شرایط فشار و سختگیری پیرامون مسائل جزئی جنسیتی ؛ افرادی به ناچار و به علت دسترسی بهتر به هم جنسان خود ؛ برای ارضا غرایض جنسی به همجنس بازی روی می آورند. در این حالت اگر این شرایط ادامه پیدا کند ؛ فرد به این شرایط عادت کرده و فطرت اصولی جنسی اش که همانا تمایل به جنس مخالف است به مرور تضعیف می شود و به غلط تصور می شود که این فرد همجنس گراست. همین طور در شرایط بی بند و باری جنسی ؛ همجنس بازی بسیار مشاهده شده است. فرد در این شرایط به دلیل غوطه ور شدن در مسائل جنسی ؛ دچار یک تنوع طلبی بیمار گونه می شود و به انحرافات جنسی دچار می شود. انحرافات مازوخیستی ؛ آزار طلبی و همجنس بازی شایع ترین نمونه های انحرافات در شرایط بی بند و باری جنسی هستند. دیگر عامل جدی بروز انحراف همجنس بازی ؛ عدم آگاهی کافی از روش ها و اصول ارتباط جنسی کامل و سالم با جنس مخالف است. معمولا زنانی که در ارتباط جنسی خود با مردان دچار یک نوع مردسالاری عمیق جنسی و به نوعی بهره کشی و آزار شده اند و حقوقشان در آمیزش جنسی به هیچ گرفته شده است ؛ پس از مدتی دچار سرد مزاجی و زدگی و ترس از روابط جنسی می شوند. در این مواقع احتمال خطر همجنس بازی به وجود می آید. چون در این گونه موارد فرد به یک نفر از جنس خود بیشتر و بهتر می تواند اعتماد کند و نزدیک شود. آموزش آری … تبلیغ نه اما نباید فراموش کرد که چه در جوامع ما و چه در جوامع مدرن ؛ همجنس گرایی و جامعه همجنس گرایان ؛ خطر ایجاد و گسترش انحراف جنسی همجنس بازی را به همراه خود دارند. باید توجه داشت ؛ همزمان با آموزش ؛ همواره همجنس گرایان را از ایجاد یک جو تبلیغاتی بر حذر داشت. مثلا نباید سازمان حمایت از همجنس گرایان ؛ درست مثل یک کلوپ اسب سواری عضو بگیرد. حتما باید نظارت پزشکی و روانی کامل و قوی وجود داشته باشد تا ساز و کارهای مربوط به امور همجنس گرایان از خطر ایجاد و بسط و گسترش انحرافات جنسی مصون بماند. همجنس گرایی ( منبع : ویکیپدیا – خلاصه شده ) همجنس‌گرایی یکی از گرایش‌های جنسی است که ویژگی آن تمایل زیبایی‌شناختی، عشق رومانتیک و تمایل جنسی فردی است که تنها متوجه جنس همگون با خود او است. همجنس‌گرایی همراه با دو گرایش دیگر جنسی، یعنی دگرجنس‌گرایی و دوجنس‌گرایی، جزو سه گرایش اصلی جنسی است. به فردی که به جنس دیگر گرایش داشته باشد دگرجنس‌گرا و به افرادی که هم به جنس دیگر و هم به افراد همجنس با خود تمایل دارند، دوجنس‌گرا می‌گویند. مشخص کردن این که چند درصد از یک جمعیت همجنس‌گرا است به دلایل مختلفی برای پژوهشگران دشوار است. امروزه براساس بیشتر مطالعات در جوامع مختلف بین ۲٪ تا ۱۳٪ افراد جامعه همجنس‌گرا هستند.بسیاری از همجنس‌گرایان زندگی سالم و تنظیم شده و شادی دارند. همچنین اغلب همجنسگرایان در روابط عاطفی پایدار هستند. بر اساس مطالعات روان‌شناختی حس عاطفی در همجنس‌گرایان با حس عاطفی موجود در دگرجنس‌گرایان برابر است و تفاوتی ندارد. روابط و رفتارهای همجنس‌گرایانه همان‌گونه که مورد ستایش واقع شده‌‌اند در طول تاریخ بسته به موقعیت٬ فرهنگ و زمان وقوع٬ محکوم نیز شده است. از اواخر سده ۱۸ میلادی جنبش‌هایی به منظور شناساندن و گرفتن حقوق قانونی برابر همچون حق ازدواج، اتحاد مدنی، سرپرستی فرزندخوانده، استخدام، خدمت در ارتش و دسترسی برابر به خدمات درمانی برای همجنس‌گرایان به‌وجود آمده‌ است. تئوری هورمونی پیش از تولد زیست‌شناسی عصبی مغز در ایجاد حالت مردانگی تاحد زیادی کشف شده‌ است. استرادیول و تستوسترون که به وسیلهٔ آنزیم ۵-α ردوکتاز تبدیل به دی هیدروتستوسترون می‌شوند، عمل ایجاد حالت مردانگی را با اتصال به گیرنده‌های آندروژن (هورمون‌های جنسی مردانه که باعث ایجاد صفات ثانویه مانند ریش و کلفتی صدا می‌شوند) بر عهده دارند. تغییرات جسمی و روانی زمانی ظاهر می‌شوند که تعداد این گیرنده‌های آندروژن بسیار کم مانند نشانگان بی حسی آندروژنی و یا بسیار زیاد باشد (مانند زنان مبتلا به پُریاختگی مادرزادی غدهٔ فوق کلیه) به‌نظر می‌رسد همجنس‌گرایی چه در مردان و چه زنان نتیجهٔ چنین دگرگونی‌هایی است. تفاوت‌های فیزیولوژیکی همجنس‌گرایان تحقیقات بسیاری که در این زمینه انجام شده‌اند، مانند تحقیقات پیشگامانهٔ عصب‌شناس سیمون لوی، نشان می‌دهند که تفاوت‌های قابل توجهی در فیزیولوژی مردان همجنس‌گرا و مردان دگرجنس‌گرا وجود دارد. این تفاوت‌ها ابتدا خود را در مغز، گوش میانی، و حس بویایی آشکار می‌سازند. لوی در آزمایشی دریافت که مغز ۱۰٪ از مردان همجنس‌گرای مورد آزمایش تفاوت فیزیولوژیکی آشکاری با همان بخش‌ها در مردان دگرجنس‌گرا دارد. گاهی نتایج این تحقیقات را به این معنا می‌گیرند که همجنس‌گرایی در افراد پدیده‌ای مادرزادی است. با این حال خود «لوی» می‌گوید: «تحقیقات من ثابت کنندهٔ یک دلیل ژنتیکی برای همجنس‌گرایی نیستند. من هیچ قسمتی از مغز را به عنوان یک مرکز همجنس‌گرا کننده معرفی نکرده‌ام. INAH-۳ بیشتر مانند حلقه‌ای از زنجیرهٔ هسته‌های شکل دهندهٔ رفتارهای جنسی مردان و زنان عمل می‌کند تا یک هستهٔ همجنس‌گرا کننده … و از آنجا که من مغز افراد بالغ را مورد مطالعه قرار داده‌ام هیچ دلیلی وجود ندارد که نتیجه بگیریم این تفاوت‌ها مادرزادی بوده‌اند و بعد از تولد به وجود نیامده‌اند.» تحقیقات لوی مورد انتقادهایی قرار گرفت که یکی از دلایلش انتخاب مردان همجنس‌گرایی بود که به علت بیماری ایدز جان خود را از دست داده بودند، در حالی که دگرجنس‌گراهای مورد مطالعه به این بیماری مبتلا نبودند. مقایسه‌ای که بین اندازهٔ INAH-۳ در افراد مبتلا به ایدز دگرجنس‌گرا و همجنس‌گرا انجام شد (با وجود کوچک بودن جامعهٔ آماری) نشان داد که اندازهٔ این بخش از مغز در هر دو آنها مشابه‌ است. البته باید توجه داشت که هیچ مدرکی مبنی بر تأثیر ابتلا به ایدز بر اندازهٔ INAH-۳ یافته نشده‌ است. تحقیقات در زنان هنوز به هیچ نتیجه مشابهی منتهی نشده است. بعضی از تحقیقات اخیر حاکی از ارتباط تعداد برادرهای بزرگ‌تر با همجنس‌گرایی فرد می‌باشد. بلانکارد و کلاسن در سال ۱۹۹۷ اعلام کردند هر برادر بزرگ‌تر احتمال همجنس‌گرایی فرد را تا ۳۳٪ بالا می‌برد. این یافته طبق گفتهٔ بلانکارد «یکی از معتبرترین یافته‌های اپیدمیولوژیکی است که تا به حال در رابطه با گرایشهای جنسی کشف شده‌ است.» بر طبق این یافته، گفته می‌شود که هر جنین مذکر در مادر واکنشی ایمنی ایجاد می‌کند و این واکنش با جنین بعدی تشدید می‌شود. این جنین‌ها آنتی ژن H-Y که نفش آنها در تغییرات جنسی مهره‌ها تقریباً ثابت شده‌ را تولید می‌کنند. و این همان آنتی ژنی است که آنتی بادی مادری H-Y به آن واکنش داده و نیز یادآوری (از نظر ایمنی شناختی) می‌نماید. سپس آنتی بادی‌های H-Y تولید شده توسط مادر به جنین حمله می‌کنند و کارایی آنتی ژنهای نامبرده را در ایجاد حالات مردانه در مغز جنین پایین می‌آورند. از این موضوع با نام «اثر ترتیب تولد برادر» یاد می‌شود. پزوهش‌های جدید اثبات کرده‌اند مغز مردان همجنس‌گرا به مغز زنان دگرجنس‌گرا و مغز زنان همجنس‌گرا به مغز مردان دگرجنس‌گرا شبیه‌ است. ژنتیک از منظر ژنتیکی تئوری‌های کمی به منظور توضیح یک ژن مستقیم برای همجنس‌گرایی وجود دارد هرچند یک وجود «ژن گی» یک باور عمومی در جامعه‌ است. دیدگاه فراگیر در میان دگرباشان جنسی آن است که آن‌ها از همان ابتدای تولد همجنس‌گرا به وجود آمده‌اند. براساس پاره از پژوهش‌ها ثابت شد که ترتیب چینش ژنوم مادر می‌تواند بر گرایش جنسی فرزند تاثیرگذار باشد. کشف این موضوع که در نشریه Human Genetics به چاپ رسید به اندیشه وجود ژنی مستقل برای همجنس‌گرایی یعنی «ژن گی» را دامن زد. پژوهشگران در این تحقیق کروموزم غیرفعال X را در ۹۷ مادر دارای فرزند همجنس‌گرا و ۱۰۳ مادر دارای فرزند دگرجنس‌گرا مورد آزمایش قرار دادند. با این وجود برخی از پژوهشگران بر این عقیده هستند که ژنی تحت عنوان «ژن گی» وجود ندارد بلکه رفتار همجنسگرایانه معلول عملکرد چندین ژن است. در سال ۲۰۱۰ گروهی از محققان کره‌ای موفق شدند که با حذف ژنی که با رفتارهای تولید مثلی مرتبط بود گرایش جنسی موش‌های ماده را تغییر دهند. موش‌های ماده مورد آزمایش از آن پس به موش‌های جنس موافق خود علاقه نشان می‌دادند و موش‌های نر را پس می‌زدند و از بوئیدن ادرار موش‌های نر خودداری می‌کردند؛ این در حالی بود که موش‌هایی که این ژن را حفظ کرده بودند به موش‌های نر واکنش نشان می‌دادند. مسئول این پروژه در این باره گفت: «نبود این ژن باعث می‌شود مغز موش‌ها همانند مغز موش‌های نر عمل کند.» تفاوت‌های زیست‌شناختی همجنس‌گرایان با دگرجنس‌گرایان گزارشات بیان می‌کنند مردان همجنس‌گرا آلت تناسلی بزرگتر و قطورتری نسبت به مردان دگرجنس‌گرا دارند. نیمکره‌های مغز در مردان همجنس‌گرا و زنان دگرجنس‌گرا نسبت به هم موزون است در حالی که نیمکره راست زنان همجنس‌گرا و مردان دگرجنس‌گرا نسبت به نیمکره چپ بزرگتر است.بوی حاصل از زیر بغل در مردان همجنس‌گرا و مردان دگرجنس‌گرا متفاوت است. مردان و زنان همجنس‌گرا نسبت به دگرجنس‌گرایان بیشتر چپ دست هستند. اصلاح رفتار تاکنون هیچ سند علمی و معتبری بدست نیامده که حاکی از «درمان» موفق یک همجنس‌گرا و تبدیل او به یک دگرجنس‌گرا باشد و حتی برخی افراد در اثر چنین «درمان»هایی دچار صدمات خطرناک و جدی شده‌اند. با این حال طرفداران درمان همجنس‌گرایی به افرادی اشاره می‌کنند که به زعم آنها «موفق» شده‌اند. به هر جهت تنهٔ اصلی جامعهٔ پزشکی و روانشناسی این ادعاها را مردود می‌داند و تلاش برای تغییر گرایش جنسی را بی‌اثر و بالقوه خطرناک تلقی می‌کند. طبیعت در برابر تربیت این که بین عوامل روان‌شناختی و عوامل زیست شناختی کدام بر همجنس‌گرایی مؤثرتر است مسأله ایست که همواره عامل بحثهای بسیار شده‌ است. از این عوامل می‌توان به عوامل ژنی و یا هورمونهای مؤثر بر جنین نام برد. از نظر تاریخی فروید و روانشناسان دیگری در شاخهٔ روانکاوی معتقد بودند که تجربیات دوران کودکی در شکل‌گیری گرایش‌های جنسی مؤثرند. به عنوان مثال فروید معتقد بود که نوجوانان همگی همجنس گرا هستند و پس از گذراندن مراحلی دارای حالات دگرجنس‌گرایی می‌شوند و آنها که همجنس‌گرا می‌مانند به علت مواجهه با یک مانع یا حادثهٔ بازدارنده، تکامل جنسی خود را به اتمام نرسانده‌اند. او همچنین معتقد بود که بعضی افراد که این دورهٔ تکامل جنسی را بدون هیچ مشکلی طی کرده‌اند نیز همچنان در درون خود به صورت پنهان و به درجات متفاوت دارای تمایلات همجنس خواهانه هستند. کشفیات مدرن علمی و پزشکی تأکید بر زیست شناختی بودن عوامل همجنس‌گرایی و رفتارهای همجنس‌گرایانه در کودکی دارند و این عوامل شامل عوامل ژنتیکی و یا کسب شده در رحم مادر می‌باشند. ناگفته نماند که همین پیش زمینه‌های زیست شناختی همجنس گرایانه‌است که در کودکی شرایط ایجاد عوامل روان‌شناختی را مهیا می‌کند. کاربران گرامی ! این پست جنبه نظرخواهی دارد . خوشحال میشوم که نظر خودتان را مطرح نمائید . (این مطلب قبلا در وب قبلیم نظرخواهی شده بود) با تشکر : دکتر ع. ح. سردار منبع : دکتر ع. ح. سردار
[ 2013/11/30 ] [ 11:58 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
اعضای لویه‌جرگه مشورتی، پس از چهار روز بحث روی پیش‌نویس موافقت‌نامه امنیتی میان افغانستان و ایالات متحده امریکا، با پیشنهاد آوردن تغییرات در برخی از مواد پیش‌نویس این موافقت‌نامه، آن را تایید کردند و از رییس‌جمهور کشور خواستند تا هرچه زودتر این موافقت‌نامه را امضا کند.

این جرگه که با اشتراک دوهزاروپنج‌صد نفر روز پنج‌شنبه، سی‌ام عقرب، آغاز به کار کرد قبل از ظهر روز یک‌شنبه، سوم قوس، پس از ارایه گزارش کمیته‌ها و صدور قطع‌نامه‌ای به کارش پایان داد و پیش‌نویس موافقت‌نامه امنیتی را تایید کرد.
اعضای لویه‌جرگه مشورتی که به پنجاه کمیته کاری تقسیم شده بودند، با ارایه پیشنهاداتی خواستار آوردن تغییرات و اصلاحات در برخی از مواد پیش‌نویس موافقت‌نامه امنیتی شدند. الزامی دانستن برخی از توافقات در مواد پیش‌نویس، ایجاد یک پایگاه نظامی در ولایت بامیان، تجهیز و آموزش نیروهای امنیتی داخلی با معیارهای ناتو در زودترین فرصت، تحویل‌دهی نه تن از شهروندان کشور از زندان گوانتانامو به دولت افغانستان، عدم کنترول زندانی توسط امریکایی‌ها در افغانستان، برگزاری محاکم قضایی سربازان امریکایی در یکی از پایگاه‌های امریکا در داخل کشور، کمک ایالات متحده به تامین صلح و ثبات در افغانستان، هماهنگی نیروهای امریکایی با دولت افغانستان در عملیات‌های خاص و گرفتن مالیات از درک دادن پایگاه‌ها از جمله پیشنهادات مهم اعضای لویه‌جرگه مشورتی برای اصلاح و آوردن تغییراتی در پیش‌نویس موافقت‌نامه امنیتی بودند.
این جرگه که به‌دلیل عدم توافق مقا‌م‌های دولت افغانستان و ایالات متحده امریکا در مورد صلاحیت قضایی سربازان امریکایی برگزار شده بود، در اعلامیه خود تاکید کرده سربازان امریکایی که پس از ۲۰۱۴ در افغانستان مرتکب جرمی می‌شوند، باید در دادگاه امریکایی در یکی از پایگاه‌های آن کشور در داخل افغانستان محاکمه شوند. در ماده نهم این قطع‌نامه سی‌ویک‌ماده‌ای آمده است: «در خصوص محاکمه آن‌عده از پرسونل نظامی امریکا که در افغانستان مرتکب جرم می‌گردند، میکانیزمی در نظر گرفته شود تا حضور ناظران افغان در جریان تحقیق و محاکمه آن‌ها را حتمی ساخته و نیز ایالات متحده امریکا پروسه حضور ناظران را تسهیل و تمویل نماید.» هم‌چنین در ماده دهم آمده است: «به‌خاطر رعایت هرچه بیشتر اصل بی‌طرفی کوشش صورت گیرد تا محاکمه آن‌عده از پرسونل نیروهای نظامی امریکا که در افغانستان مرتکب جرم می‌گردند، حتی‌الامکان در محاکم امریکایی در داخل خاک افغانستان صورت گیرد. ولی، ایالات متحده امریکا نمی‌تواند تحت هیچ شرایطی در خاک افغانستان زندان داشته و یا زندانی را مدیریت و رهبری کند.»
توقف عملیات‌ها سر از امروز
پس از ختم ارایه گزارش کمیته‌ها و صدور قطع‌نامه اعضای لویه‌جرگه، حامد کرزی رییس‌جمهور کشور به سخنرانی پرداخت. آقای کرزی در سخنرانی خود گفت که با فیصله اعضای لویه‌جرگه، مردم افغانستان به ایالات متحده امریکا اظهار دوستی کرده، اما باید از«همین لحظه» اجرای عملیات‌های نظامی به خانه‌های مردم متوقف شود. رییس‌جمهور افزود که شرط اول برای امضای این موافقت‌نامه تامین صلح و ثبات در کشور است. به‌گفته‌ی او، در صورتی‌که صلح و ثبات در کشور تامین نشود، امضای این موافقت‌نامه می‌تواند به ضرر افغانستان تمام شود. آقای کرزی گفت: «خوشحال هستم که شما بزرگان عزیز مساله صلح و امنیت را در قراردادتان در نظر گرفته‌اید. اما، صلح و امنیت چه وقت؟ امنیت، امروز بعد از فیصله شما یا ده یا پانزده سال بعد؟ امنیت امروز. به این معنا که سر از امروز که جرگه افغانستان به امریکا اظهار دوستی کرد، سپردن پایگاه به امریکا، کار مفت و آسان و از لحاظ عاطفی و عقلی نبوده که به یک کشور خارجی پایگاه بدهیم. بسیار سر ما سخت تمام می‌شود، خدا و راستی اگر غیرت ما قبول کند.» وی هم‌چنین تاکید کرد: «پس زمانی‌که ما این‌ها (امریکایی‌ها) را به خاک خود پایگاه می‌دهیم، امنیت شرط اول ماست و سر از امروز است. به این معنا که امریکا سر از امروز و سر از همین لحظه دیگر به خانه‌های ما عملیات کرده نمی‌تواند.»
رییس‌جمهور کرزی گفت که کلید اصلی صلح در افغانستان به‌دست ایالات متحده و پاکستان است. آقای کرزی افزود که برای اثبات ادعایش در این مورد، دلایل و اسناد زیادی دارد اما نمی‌تواند این اسناد را ارایه کند. او گفت در صورتی‌که این اسناد و دلایل را ارایه کند، ممکن است امریکا آزرده شود. حامد کرزی به مساله باز شدن دفتر طالبان در قطر اشاره کرد و گفت که قبل از افتتاح این دفتر، از جانب امریکا تضمین‌خطی در یافت کرد که دفتر قطر نمی‌تواند تحت عنوان امارت اسلامی و یا دولتی در تبعید فعالیت کند.
حامد کرزی هم‌چنین گفت که تا دو هفته قبل از برگزاری لویه‌جرگه مشورتی، میزان تلفات نظامیان و غیرنظامیان در افغانستان خیلی بالا بود، اما زمانی که به ایالات متحده اطمینان داده شد که لویه‌جرگه برگزار می‌شود و موافقت‌نامه امنیتی را مورد بحث قرار می‌دهد، میزان خشونت‌ها در کشور کاهش چشم‌گیری پیدا کرد.
آقای کرزی افزود که امریکا‌یی‌ها پس از این در قرارگاه‌های خود حضور داشته باشند و کاری به این نداشته باشند که افغانستان با طالب و تروریست چه می‌کند. او گفت:‌ »اگر یک بار دیگر به خانه‌ی ما برای عملیات برود، قرارداد نیست، قرار در پایگاه خود بنشینند. اگر طالب است و اگر تروریست است، ما می‌فهمیم و آنان می‌فهمند، امریکا به ما کاری نداشته باشد.» رییس‌جمهور افغانستان هم‌چنین تاکید کرد که امریکایی‌ها «سر از امروز» نمی‌توانند به تلاشی خانه‌ها و بازداشت شهروندان کشور ادامه بدهند.
انتخابات
هم‌چنین حامد کرزی موضوع امضای موافقت‌نامه امنیتی میان افغانستان و ایالات متحده امریکا را به انتخابات ریاست‌جمهوری آینده کشور ربط داد و گفت که این انتخابات باید در مطابقت با قانون اساسی، و شفاف، برگزار شود. آقای کرزی می‌گوید که پیش از برگزاری لویه‌جرگه مشورتی، با مقام‌های امریکایی در کابل دیدار داشته و سفیر آن کشور در کابل در مورد این‌که چرا امریکا تلاش دارد تا این موافقت‌نامه زودتر امضا شود، گفته است که انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان ممکن است به دور دوم کشیده شود. آقای کرزی به نقل از سفیر امریکا در کابل افزود، در این صورت ممکن است زمان امضای این موافقت‌نامه با تاخیر بیشتر همراه شود. اما، رییس‌جمهور کرزی گفت اگر انتخابات به دور دوم نیز کشیده شود، باید مطابق قانون به اسرع وقت برگزار شود. او می‌گوید:‌ «ما از جامعه جهانی تعهد می‌خواهیم قسمی‌که قانون اساسی افغانستان گفته با برگزار شدن مرحله اول انتخابات… اگر نتیجه نگرفتیم… رییس‌جمهور تعیین نشد… طوری‌که قانون گفته در خلال دو هفته باید انتخابات دیگر برگزار شود. چرا چهار ماه- پنج ماه؟ از همین‌حالا ترتیبات بگیرند. پس ما انتخابات خود را به موقع می‌خواهیم برگزار شود و انتخابات مرحله دوم هم به موقع برگزار گردد تا راه معامله‌گری بند شود.»
رییس‌جمهور کرزی هم‌چنین گفت که حالا مردم افغانستان به جانب امریکا اظهار دوستی کرده، باید آن کشور در تطبیق این موافقت‌نامه صادق باشد. وی تاکید کرد که چانه‌زنی‌های سیاسی در این باره ادامه خواهد یافت.

امضای موافقت‌نامه

یکی از پیشنهادهای اعضای لویه‌جرگه مشورتی، امضای موافقت‌نامه امنیتی طی یک ماه بود. این جرگه در ماده سوم قطع‌نامه خود گفته است: «اعضای لویه‌جرگه مشورتی، با ارج‌گزاری به احساس وطندوستی جلالتمآب حامد کرزی رییس‌جمهور اسلامی افغانستان، به ایشان پیشنهاد می‌نمایند تا قرارداد همکاری‌های امنیتی را الی ختم سال ۲۰۱۳ با جانب ایالات متحده امریکا امضا و به‌خاطر طی مراحل بعدی به شورای ملی بفرستد.»
اعضای لویه‌جرگه در حالی روی امضای موافقت‌نامه امنیتی تا ختم سال جاری میلادی تاکید دارند که حامد کرزی گفته است که این موافقت‌نامه را پس از انتخابات ریاست‌جمهوری آینده به امضا می‌رساند.
در همین‌حال، صبغت‌الله مجددی، رییس لویه‌جرگه مشورتی از رییس‌جمهور کرزی خواست تا این موافقت‌نامه را به زودترین فرصت امضا کند. آقای مجددی گفت که تاخیر در امضای این موافقت‌نامه، می‌تواند به ضرر افغانستان تمام شود. رییس لویه‌جرگه مشورتی افزود، در صورتی‌که آقای کرزی از امضای این موافقت‌نامه خودداری کند، او افغانستان را ترک خواهد کرد. او گفت که آقای کرزی در محضر عام دستش را می‌بوسد و اکثر پیشنهادها و مشوره‌هایش را می‌پذیرد اما به آن عمل نمی‌‌کند. صبغت‌الله مجددی گفت: «او (کرزی)… احترام مرا دارد و دست من را در محضر عام بوسه می‌کند از این… ممنون هستم، ولی به سخنان من زیاد گوش نداده است. من گله دارم که می‌شنود قانع می‌شود و عمل نمی‌کند.» وی هم‌چنین اضافه کرد:‌ «ما خواهش می‌کنیم که این قرارداد باید امضا شود و اگر رییس صاحب امضا نمی‌کند، من به شما وعده می‌دهم که من یک آدم گناهکار و خدمتگار این ملت، از همه‌چیز استعفا می‌کنم و هجرت می‌کنم و از این وطن می‌‌برآیم به یک وطن دیگر می‌روم و می‌گویم که از سیاست غلط حکومت خود هجرت کرده‌ام.»
هنوز مشخص نیست که این موافقت‌نامه چه زمانی به امضا می‌رسد اما برخی از تحلیلگران به این باورند که پافشاری رییس‌جمهور کرزی برای به تاخیر انداختن زمان امضای این موافقت‌نامه تا پس از انتخابات ریاست‌جمهوری، تلاش آقای کرزی برای جلب حمایت امریکا از نامزد مورد نظرش است.

[ 2013/11/25 ] [ 5:29 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
حکومت بریتانیا در نظر دارد تا به شش‌صد افغان که جان‌های‌شان را در ترجمانی با نیروهای بریتانیایی در خطر انداخته‌اند، بعد از رسیدن به بریتانیا محل بودوباش در خانه‌های ادارات محلی دولتی مهیا کند.

حکومت بریتانیا از مقام‌های محلی در سرتاسر این کشور درخواست نموده تا محل بودوباش برای ترجمان‌ها و خانواده‌های‌شان پیدا کنند.
به گزارش رادیو آزادی، به مترجمانی که به‌طور منظم در خط اول با نیروهای بریتانیایی ایفای وظیفه کرده‌اند، برای آنها و وابستگان درجه یک‌شان ویزه پنج‌ساله بریتانیا و سفر رایگان داده می‌شود.
رهبر شورای شهری مارکو سرستی گفته است: «فکر می‌کنم این چیزی است که باید شهر انجام بدهد. این افراد یکجا با نیروهای ما در خط اول در بین گلوله‌ها جنگیدند و اگر ما به آنها کمک نکنیم آنها و فامیل‌های‌شان ممکن که کشته شوند.»

ویزه بریتانیا برای نیمی از ۱۲۰۰ ترجمانی داده می‌شود که در حال حاضر از سوی نیروهای مسلح و وزارت خارجه بریتانیا استخدام شده‌اند.
کسانی واجد شرایط دریافت ویزه هستند که حد اقل دوازده ماه در بیرون از محوطه امنیتی در ولایت هلمند جایی که نیروهای بریتانیایی با طالبان می‌جنگند کار کرده باشند.
آنانی‌که برای مهاجرت به بریتانیا واجد شرایط نسیتند، انتخاب گرفتن دستمزد ۱۸ ماهه و یا مصارف پنج‌ساله برای آموزش در بخش «آی‌تی» و یا هر مسلک مورد نظر خود را دارند.
ترجمان‌هایی که اکنون با نیروهای بریتانیایی کار نمی‌کنند از این بسته بهره‌مند نخواهند شد اما در صورت احساس خطر می‌توانند که تهدیدات را تحت پالیسی ارعاب بریتانیا درج کنند.
این بسته بعد از آن‌که طالبان برای کشتن ترجمان‌ها پس از خروج نیروهای خارجی از افغانستان، هشدار دادند در نظر گرفته شد.
بررسی اخیر مترجمان نشان می‌دهد که ۹۴ درصد از آنها از هنگام آغاز کار با نیروهای بریتانیایی تهدید شده‌اند.
کم‌تر از سه درصد از مترجمان گفته‌اند که بعد خروج نیروهای بریتانیایی از افغانستان احساس امنیت خواهند کرد.
از ۲۰۰۱ تاکنون بیست ترجمان افغان جان‌های‌شان را از دست داده‌اند که از جمله پنج تن آنها توسط شورشیان نخست ربوده و بعدا به قتل رسیده‌اند.
امریکا، کانادا، استرالیا و نیوزیلند حق پناهندگی را به ترجمان‌های افغان اعطا کرده‌اند.
اگر همه ۶۰۰ ترجمان افغان تصمیم رفتن به بریتانیا را بگیرند هزینه آن به مالیات‌دهندگان بریتانیا در حدود ۳۰ میلیون پوند خواهد بود.
این طرح توسط دیوید کامرون و مقامات در وزارت امور خارجه و وزارت دفاع بریتانیا، پس از جلسات شورای امنیت ملی این کشور تایید شده است.

[ 2013/11/25 ] [ 5:27 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
مقام‌های امنیتی در ولایت غربی فراه می‌گویند که اعتصاب غذای زندانیان این ولایت روز شنبه پایان یافته است.

به گزارش خبرگزاری بخدی، آنان می‌گویند که بیش از ۲۰۰ زندانی در محبس مرکزی ولایت فراه، به دلیل آنچه آنان عدم تطبیق در فرمان‌های عفو ریاست‌جمهوری عنوان کردند دست به اعتصاب غذایی زده بودند.
محمد رزاق یعقوبی، قوماندان امنیه ولایت فراه می‌گوید، این زندانیان پس از  روز اعتصاب غذا، روز شنبه پس از گفتگو با یک هیات از وزارت داخله به اعتصاب‌شان پایان دادند.
گفته شده که هیات وزارت امور داخله موفق شد تا زندانیان اعتصاب‌کننده را قانع کند و به اعتصاب غذایی‌شان پایان دهند.
قوماندان امنیه فراه نیز می‌گوید که هم‌زمان با هیات وزارت داخله، مدیر زندان ولایت فراه از سوی وزارت از وظیفه سبکدوش شده است.
با این حال قوماندان امنیه فراه تاکید کرد که وضعیت صحی اعتصاب‌کنندگان رضایت‌بخش است و در حال حاضر آنان هیچ مشکلی ندارند.
گفته می‌شود که در محبس مرکزی ولایت فراه در حال حاضر بیش از ۷۰۰ نفر زندانی هستند که نزدیک به دو صد تن آنان دست به اعتصاب زده بودند.
مقام‌های فراه می‌گویند که اعتصاب‌کنندگان بیشتر به جرم‌های دزدی، قتل و قاچاق مواد مخدر به زندان افتاده‌اند.

[ 2013/11/25 ] [ 5:23 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

این یک موضوع تکان‌دهنده است که ۸۷ درصد زنان افغان خشونت را در زندگی‌شان تجربه می‌کنند.

روز جهانی محو خشونت علیه زنان که در سرتاسر جهان تجلیل می‌شود، فرصتی است تا پیشرفت‌هایی را که برای زنان و توسط زنان صورت گرفته، بازتاب دهیم و در خصوص این‌که دولت‌ها در این راستا چه کارهایی انجام دهند کار کنیم.
خرسندم که زنان در حال حاضر نقش مهمی در زندگی روزمره به‌حیث معلمان، داکتران، قابله‌ها و کارمندان ملکی در افغانستان ایفا می‌کنند. امید زیادی برای نسل‌های آینده افغانستان وجود دارد. به تعداد دو میلیون دختر در حال حاضر در افغانستان به مکتب می‌روند که در زمان طالبان هیچ دختری اجازه نداشت به مکتب برود. اگرچه وضعیت زنان در طی ۱۰ سال اخیر در افغانستان بهبود یافته است، ولی این پیشرفت شکننده است. ما نباید دست‌آوردها و فرصت‌ها را در ماه‌ها و سال‌های بعد از انتقال امنیتی و سیاسی در سال ۲۰۱۴ از دست دهیم.
ما این را درک می‌کنیم که محو خشونت علیه زنان در افغانستان و در سراسر جهان یک چالش درازمدت است. ما هم‌چنان این را می‌دانیم که برای تمام افغان‌ها بهتر خواهد بود که زنان نقش مهمی را در جامعه افغانی ایفا کنند. این کافی نیست که قانون اساسی افغانستان می‌گوید که تمام مردم افغانستان اعم از مرد و زن از حقوق مساوی برخوردار است. دولت افغانستان باید در حال حاضر به تعهدات خود در قبال زنان و حقوق‌شان عمل کند و تطبیق قوانین حفاظت زنان در مقابل خشونت را تضمین کند.
طی دیدار قبلی‌ام در دسامبر سال گذشته، با یک تعداد زنان ممتاز ملاقات کردم که در تمام عرصه‌های زندگی خوب درخشیده‌اند و برای حقوق و امنیت زنان و دختران مبارزه می‌کنند. با در نظرداشت چالش‌هایی که زنان و دختران با آن مواجه‌اند، من حمایت از زنان و دختران را یکی از اولویت‌های استراتژیک اداره توسعه بین‌المللی بریتانیا در افغانستان می‌دانم. ما از موسسات، به‌طور خاص از آن سازمان‌های افغانی حمایت می‌کنیم که در جهت بهبود زندگی زنان و دختران در افغانستان کار می‌کنند تا تمام افغان‌ها یک آینده بهتر داشته باشند.
من به تلاش‌های دلیرانه و بی‌شایبه زنان و مردان افغان ارج می‌گذارم، کسانی‌که به‌صورت خستگی‌ناپذیر در جهت دفاع از حقوق و آزادی‌های اساسی دیگران و ساختن یک حکومت موفق و کامیاب در افغانستان کار می‌کنند.
در حالی‌که افغانستان به برگزاری انتخابات نزدیک می‌شود و در حالی‌که این کشور مسوولیت امنیتش را به‌دوش می‌گیرد، فرصت خوبی برای زنان است تا نقش بیشتر را در شکل دادن اجتماع‌شان ایفا کنند؛ این به معنی یک افغانستان دارای صلح و مرفه برای دختران و فرزندانش در آینده می‌باشد.


[ 2013/11/25 ] [ 5:10 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
مبارزه با خشونت در افغانستان بحثی است که بیش از یک دهه گذشته همواره در نشست‌های ملی و بین‌المللی مطرح شده است. اما با همه تعهدات مالی جامعه جهانی و تطبیق برنامه‌ها، هنوزهم این پدیده به عنوان بزرگ‌ترین مشکل اجتماعی، بسیاری از زنان افغان را رنج می‌دهد.

کمیسیون حقوق بشر افغانستان می‌گوید، در شش ماه نخست سال ۱۳۹۲ بیش از چهار هزار و یک‌صد قضیه خشونت در برابر زنان در این کمیسیون به ثبت رسیده است. قدریه یزدان‌پرست، کمیشنر بخش زنان این کمیسیون به رادیو آزادی گفته، افزایش خشونت در برابر زنان به یک مساله نگران‌کننده در این کشور مبدل شده است.
وی گفته است: «تعداد آمار و ارقام که در نزد کمیسیون به ثبت رسیده در شش ماه اول سال گذشته سه هزار و سه صد و سی و یک واقعه بود در حالی که این رقم در شش ماه نخست امسال چهار هزار و یک صد و پنجاه و چهار واقعه بوده است که این یک رقم بلند افزایش خشونت علیه زن افغان می‌باشد.»
اما خانم یزدان‌پرست در ارتباط به نوعیت این خشونت‌ها جزییات بیشتر ارایه نکرد. از افزایش خشونت در برابر زنان در حالی سخن گفته می‌شود، که امروز دوشنبه مصادف است با روز بین‌المللی محو خشونت علیه زنان.

در تازه‌ترین مورد شکیلا، نوعروس ۱۷ساله باشنده ولایت بلخ و نور بی‌بی، باشنده ولایت لوگر مورد شدیدترین نوع خشونت از سوی شوهران‌شان قرار گرفته‌اند. در جریان یک ماه گذشته این دو خانم به دلیل جراحات شدید جهت تداوی به کابل منتقل شده‌اند.
این خشونت‌ها و ارقامی که از سوی کمیسیون حقوق بشر ارایه شده، دست‌آوردهای یک دهه گذشته حکومت و جامعه جهانی در بخش تامین حقوق زنان را تا حدی با چالش مواجه ساخته‌اند. در این حال دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید که نشانه‌های از میان‌رفتن دست‌آوردهای یازده‌ساله زنان افغان از قبل به نظر می‌رسید.
هیدربار، مسوول بخش تحقیقات این سازمان گفته است: «من نگران هستم که این پیشرفت‌ها در سال‌های آینده از دست نرود و من فکر می‌کنم نشانه آن از قبل به مشاهده می‌رسد. به‌خاطری که من مطمین نیستم که حکومت افغانستان زمانی‌که تحت فشار جامعه بین‌المللی قرار نداشته باشد از زنان حمایت کند. هم‌چنان نگران هستیم که اگر جامعه جهانی حمایت مالی‌اش به افغانستان را قطع کند این کشور برخی خدمات ابتدایی مثل مکتب برای دختران، کلینیک برای زنان و خانه‌های امن که زنان به‌خاطر فرار از خشونت به آن پناه می‌برند، از دست می‌دهد.»
حکومت افغانستان به‌خصوص خود شخص رییس‌جمهور کرزی گفته است که زنان در یازده سال گذشته به پیشرفت‌های قابل توجهی دست یافته‌اند و اطمینان داده که این دست‌آورده‌ها هیچ‌گاهی پامال نخواهد شد.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2013/11/25 ] [ 5:9 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

هرچند حامد کرزی، رییس‌جمهور کشور، گفته است که موافقت‌نامه امنیتی میان افغانستان و ایالات متحده امریکا پس از بحث در لویه‌جرگه مشورتی و تایید مجلس نمایندگان، بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری به امضا خواهد رسید، اما اعضای لویه‌جرگه مشورتی می‌گویند که آنان خواهان امضای فوری این موافقت‌نامه هستند.

حامد کرزی در نخستین روز آعاز کار لویه‌جرگه مشورتی گفت که او خواهان امضای موافقت‌نامه امنیتی پس از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری است؛ اما، مقام‌های امریکایی در باره این موضوع واکنش نشان داده گفته‌اند که این موافقت‌نامه حداقل تا یک ماه دیگر باید به امضا برسد.

جان کری، وزیر خارجه ایالات متحده امریکا، شام روز جمعه در این باره با حامد کرزی گفتگوی تلیفونی داشته و گفته است که این موافقت‌نامه حداقل تا یک ماه دیگر باید به امضا برسد. براساس اعلامیه‌‌ای که از سوی دفتر ریاست‌جمهوری منشتر شده، اما حامد کرزی بر اظهارات قبلی خود تاکید کرده و گفته است که امضای این موافقت‌نامه باید منجر به تامین ثبات، همکاری صادقانه ایالات متحده امریکا در تلاش‌های صلح شود و به برگزاری انتخابات شفاف در افغانستان کمک کند.

رییس‌جمهور کرزی در این گفتگوی تلیفونی خود به حملات اخیر نیروهای امریکایی در ولایت ننگرهار اشاره کرده و گفته است که در این عملیات دو تن از غیرنظامیان کشته شده‌اند.

اما اعضای لویه‌جرگه مشورتی تاکید دارند که امضای موافقت‌نامه امنیتی میان افغانستان و ایالات متحده امریکا به زمانی پس از انتخابات ریاست‌جمهوری موکول نشود و باید هرچه سریع‌تر به امضا برسد.

معین مرستیال، از اعضای ارشد حزب حق و عدالت و رییس یکی از کمیته‌های پنجاه‌گانه لویه‌جرگه مشورتی، در گفتگویی با روزنامه ۸صبح گفت که شرکت‌کنندگان این جرگه خواهان آن هستند تا موافقت‌نامه امنیتی میان افغانستان و ایالات متحده امریکا هرچه سریع‌تر به امضا برسد. آقای  مرستیال گفت: «فضا در جرگه طوری است که ایجاب این را نمی‌کند که امضای موافقت‌نامه امنیتی بعد از انتخابات و یا برای سال آینده موکول شود. در جرگه اکثر اعضا به این عقیده هستند که به زودترین فرصت، بعد از این که جرگه تایید می‌کند، رییس‌جمهور افغانستان باید این موفقت‌نامه را امضا بکند و به پارلمان غرض تصدیق بفرستد.»

هم‌چنین شاه‌گل رضایی، نماینده ولایت غزنی در مجلس نمایندگان و از اشتراک‌کنندگان لویه‌جرگه مشورتی، می‌گوید در کمیته‌ای که او عضو است، اکثر اعضا معتقدند که امضای موافقت‌نامه امنیتی به سال آینده و پس از انتخابات ریاست‌جمهوری موکول نشود. خانم رضایی گفت: «در کمیته ۴۹ بحثی که مطرح شد این بود که امضای موافقت‌نامه امنیتی تا پس از انتخابات نباید به تعویق انداخته شود. چون این، موضوع مهم است و در عین حال، اکثر اعضای این کمیته خواهان این شدند که پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری، رییس‌جمهور این موافقت‌نامه را امضا کند.»

در همین‌حال، صبغت‌الله مجددی‌، رییس لویه‌جرگه مشورتی نیز تاخیر در امضای موافقت‌نامه امنیتی میان افغانستان و ایالات متحده امریکا را به ضرر دوجانب خوانده است.
آقای مجددی روز شنبه به خبرنگاران گفت: «کرزی‌صاحب هیچ حقی ندارد که همچو حرفی (تاخیر در امضای موافقت‌نامه) را مطرح کند. من می‌گویم که سهو و اشتباه می‌کند، به‌خاطری‌که تمام خواهشاتی که کرزی صاحب داشت و آنچه را که ما می‌خواستیم، آنها تطبیق و قبول کردند. با آنهم آنها را معطل می‌سازد، این کار به ضرر و زیان افغانستان است.»

هم‌چنین مقام‌های امریکایی هشدار داده‌اند در صورتی‌که موافقت‌نامه امنیتی تا پیش از پایان سال جاری میلادی به امضا نرسد، کمک‌های ایالات متحده امریکا به افغانستان، به خطر می‌افتد.

جیکارنی، سخنگوی کاخ سفید در این باره به خبرنگاران گفته است: «نکته‌ی اصلی این است که ما قرارداد امنیتی دوجانبه را میان حکومت‌های هر دو کشور به زودترین فرصت ممکن و حتما تا پایان امسال باید به سر برسانیم. ناکامی در امضای قرارداد امنیتی دو جانبه تا آن زمان، برای ایالات متحده امریکا و متحدینش برنامه‌ریزی حضورشان فراتر از سال ۲۰۱۴ در افغانستان را ناممکن خواهد ساخت.»

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2013/11/25 ] [ 5:3 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
انجمن بین‌المللی آموزش بزرگ‌سالان آلمان به همکاری خود با انجمن ملی افغانستان برای آموزش بزرگ‌سالان بعد از سال ۲۰۱۴ نیز ادامه می‌دهد. تنها در سال گذشته ۱۵۰ هزار افغان در پروژه‌های این نهادها درس خوانده‌اند.

به گزارش صدای آلمان، خروج نیروهای آلمانی بالای کمک‌های آلمان با انجمن ملی افغانستان برای آموزش بزرگ‌سالان تاثیر نخواهد داشت.
این دو موسسه آموزشی از سال ۲۰۰۲ در افغانستان در بخش‌های مختلف همکاری می‌کنند.

فراهم‌آوری زمینه‌های ادامه آموزش برای بزرگ‌سالان، دوره‌های سوادآموزی، کورس‌های حرفه‌ای و حمایت از شبکه زنان افغانستان و مهاجران عودت‌کننده از جمله مهم‌ترین کارهایی بوده‌ که تاکنون انجام داده‌اند.
انجمن بین‌المللی آموزش بزرگ‌سالان آلمان «دی‌وی‌وی» که بخشی از مکتب عالی و آموزش بزرگ‌سالان «فولکس هوخ شوله» است، در حال حاضر در افغانستان ۲۰ مرکز آموزشی دارد که اکثر آنان در ولایت‌های شمالی کشور می‌باشند.
ولفگنگ شور، مسوول هماهنگی انجمن بین‌المللی مکاتب عالی بزرگ‌سالان آلمان در افغانستان می‌گوید که در حال حاضر ۱۶۰ هزار تن شامل برنامه‌های آموزشی مختلف می‌باشند و سال گذشته ۱۵۰ هزار تن که ۳۰ درصدشان زنان بودند، در این مراکز آموزش دیدند.
آقای شور می‌افزاید که آنان در نظر دارند تا برنامه‌های‌شان را در این کشور افزایش دهند، اما اضافه می‌کند: «آموزش همیشه به حمایت اقتصادی نیاز دارد، در حال حاضر سخت است که انکشاف را ببینیم، چرا که نیروهای ناتو در حال خارج‌شدن هستند و هنوز بیشتر پول بودجه ملی و کمک‌های بین‌المللی بالای مسایل امنیتی مصرف می‌شود. درست است که در کنفرانس توکیو از سوی کشورهای مختلف، وعده کمک‌های درازمدت برای افغانستان داده شد. اما این که چه اندازه از این کمک‌ها بالای برنامه‌های آموزشی به مصرف خواهد رسید، سوال مهمی برای پیشرفت، ترقی و توسعه افغانستان است.»
با این همه او تاکید می‌کند که خروج نیروهای آلمانی بالای برنامه‌های مشترک این سازمان و انجمن ملی افغانستان برای آموزش بزرگ‌سالان تاثیر نخواهد داشت؛ بلکه به گفته او تمرکز بیشتری بالای آموزش نسل جوان این کشور خواهد شد.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع: 8 صبح

[ 2013/11/25 ] [ 4:31 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
روسی، پاکستانی او چینایی دیپلوماتانو په اسلام اباد کی تر ۲۰۱۴کال وروسته له افغانستان څخه د بهرنیو ځواکونو د وتلو او د دغه هیواد د راتلونکی په اړه بحثونه کړی دی.

د دویچه‌وله په وینا، د دغو درو سرو هیوادونو دیپلوماتانو د پنجشنبې په ورځ (۲۰۱۳ کال د نوومبر۲۱) په اسلام آباد کی د درې اړخیزی غونډی په ترڅ کی په افغانستان کی د روانو حالاتو په اړه خبری کړی دی او ویلی یې دی چی په افغانستان کی سوله په سیمه کی د ثبات ټینګولو په لاره کی ډېره اغېزمنه تمامیږی.

د پاکستان د بهرنیو چارو وزارت ویلی دی چی د غونډی کډونوالو«د ۲۰۱۴ کال په رارسېدو سره په افغانستان کی وضعیت ډېر جدی بللی او پریکړه یې کړې ده چی په دغه هیواد کی د ثبات ټینګولو له پاره خپلو درو اړخیزو همکاریو ته دوام ورکړی.»

د درو سرو هیوادونو دیپلوماتانو په افغانستان کی د سولی د ملی پروسې پر ګړندۍ کولو او په دغه لار کی د هلو ځلو د زیاتوالی غوښتنه کړې ده.

هغوی پر نړیوالی ټولنی باندی ږغ کړی دی چی د افغانستان په اقتصادی پراختیا کی پراخه ونډه واخلی.

د روسیې او چین استازو په یوه بیانیه کی د افغانستان او پاکستان تر منځ د خبرو اترو د پراختیا په اړه ویلی دی چی د دواړو هیوادونو ترمنځ دغه شان اړیکی په سیمه کی د ثبات ټینګلو له پاره ډېری ګټمنی تمامیږی.

درو سرو هیوادونو موافقه کړې ده چی د شانګای د همکاریو سازمان دی د افغانستان په اړه خپل رول نور هم روښانه او پیاوړی کړی.

په دغه درې اړخیزه غونډه کی د روسیې استازیتوب د افغانستان له پاره د جمهور رییس ولادیمیر پوتین ځانګړی استازی ضمیر کابلوف کوله. د دوی بله غونډه به د ۲۰۱۴ کال په نیمایی کی په مسکو کی وی.

د دغو درو سرو هیوادونو دیپلوماتان په داسی حال کی د افغانستان او پاکستان ترمنځ د خبرو او په افغانستان کی د ملی پخلاینی د ټینګېدو خبره کړې ده چی د افغانستان د سولی د عالی شورا یو لوړ پوړی استازی د دغی شورا د رییس په مشرۍ په پاکستان کی د طالبانو له مشرانو سره خبری کړی دی.

د دغی شورا یوه غړی چی د نوم د نه ښوولو په شرط یې له اسوشېتد پرس خبری آژانس سره خبری کړی دی ویلی دی چی دوی د طالبانو د مشر ملا محمد عمر د پخوانی نزدې قوماندان ملا بردار سره لیدلی دی. دغه کس د نورو جزییاتو له ورکولو څخه ډډه کړې ده.

خو یو شمېر کارپوهان بیا په دې نظر دی چی طالبان اوس پر ملا برادر باندی هغومره اعتبار نه لری لکه مخکی چی یې لاره، ځکه چی هغه ډېر وخت د پاکستان په یوه زندان کی بندی وو.

[ 2013/11/25 ] [ 4:28 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

Seven children from the same family have been killed in Paktika and two more in Zabul, in a spate of roadside bombings in Afghanistan

Seven children from the same family have been killed in Paktika and two more in Zabul, in a spate of roadside bombings in Afghanistan
Relatives move an injured victim of a landmine blast that killed seven children from the same family in Paktika, Afghanistan Photo: AHMADULLAH AHMADI /EPA

Seven schoolchildren from the same family have been killed and an additional three wounded by a roadside bomb in eastern Afghanistan's Paktika province.

"This afternoon as a result of the mine explosion in Khairkot, seven children from one family lost their lives," said Mokhlis Afghan, provincial spokesman, to AFP.

At the time of the incident, the children were playing on the side of the main road, in the Khairot district, close to their home.

He said they were aged between seven and 12 and were in elementary school. The injured children were taken to hospital.

No one has yet claimed responsability for the bomb.

[ 2013/11/19 ] [ 2:12 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
تا به کی ای زن افغان گریه داری
تا به کی ا ز فاصله ها شکوه داری
تا به کی از بی همدردیها گله داری
تا به کی از ظلم ظالم ناله داری
تا به کی ای زن افغان تا به کی?

زمانه ترا سراسر در جزا میبید
توانائ ات را بی بها میبیند
شخصیتت را زیر پا میبیند
حتی فرزندت به تو بی اعتنا میبیند

سرودة از A.P

[ 2013/11/19 ] [ 1:30 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

جرگه ها در افغانستان به طور سنتی، نشست هایی مردانه بودند

قرار است چهارصد زن در کنار ۲۱۰۰ مرد در لویه جرگه مشورتی که به منظور رایزنی در مورد موافقتنامه امنیتی میان افغانستان و آمریکا برگزار می‌شود، شرکت کنند.

هرچند در تمامی لویه جرگه هایی که پس از سقوط طالبان در افغانستان برگزار شده، زنان حضور داشته اند و حتی در لویه جرگه اضطراری در سال ۲۰۰۲ که حامد کرزی را برای دو سال بعنوان رئیس دولت انتقالی منصوب کرد، خانم سیما سمر رئیس کمیسیون حقوق بشر افغانستان، معاون صبغت الله مجددی در لویه جرگه بود.

اما عمر حضور زنان در لویه جرگه‌ها، در مقایسه به عمر و سابقه این نهاد سنتی در افغانستان، بسیار اندک است. لویه جرگه در تاریخ افغانستان مهم ترین نهاد تصمیم گیری بوده و جدی ترین و حیاتی ترین تصمیم های سیاسی در تاریخ این کشور، در لویه جرگه گرفته شده است. اما این نهاد در گذشته کاملا مردانه بود و زنان حضوری در آن نداشتند.

نخستین حضور

برای اولین بار در سنبله/شهریور ۱۳۰۷ در لویه جرگه ای که در پغمان ولایت کابل، در زمان سلطنت امان الله خان برگزار شد، همسر او ملکه ثریا به عنوان نخستین زن افغان بدون حجاب کامل در اجلاس جرگه حضور یافت.

در این جرگه ۱۱۰۰ نفر شرکت داشتند و تشکیل مجلس شورای ملی با ۱۵۰ عضو، اجباری شدن خدمت سربازی و کشف حجاب، از تصمیم هایی بود که در این لویه‌جرگه گرفته شد.

اما پس از سقوط سلطنت امان الله خان، زنان باردیگر از حضور در لویه جرگه محروم شدند و حتی از حضور سمبولیک و ملکه ها و بانوان اول افغانستان در لویه جرگه جلو گیری شد و این روند تا زمان حاکمیت حزب چپگرای دموکترایک خلق ادامه یافت.

زنان در جرگه‌های دوران حزب دموکراتیک خلق

در دروان حکومت سیزده ساله حزب دموکراتیک خلق افغانستان، (۱۳۵۷ تا ۱۳۷۲ خورشیدی) سه لویه جرگه برگزار شد.

لویه جرگه ای که در سال ۱۳۶۴ در زمان ریاست جمهوری ببرک کارمل برگزار شد و موضوع اصلی بحث در آن را مسأله مصالحه با مجاهدین و سیاست‌های خارجی و داخلی دولت افغانستان تشکیل می داد.

لویه جرگه‌ای که در سال ۱۳۶۶ برگزار شد که در نتیجه آن ششمین قانون اساسی افغانستان تصویب شد و اعضای آن دکتر نجیب الله را برای شش سال به عنوان رییس جمهوری انتخاب کردند.

لویه جرگه ای دیگری که در سال ۱۳۶۸ راه اندازی شد و موضوع آن طرح سیاست آشتی ملی، مصالحه با مجاهدین و حل سیاسی مساله افغانستان بود.

ثریا پرلیکا یکی از فعالان مدنی می‌گوید که در تمامی جرگه هایی که در زمان حزب دموکراتیک خلق برگزار شد، زنان حضور فعال و گسترده داشتند.

او به بی‌بی‌سی گفت که در این جرگه‌ها حتی شماری از زنان از ولایات دوردست با لباس‌های محلی شرکت کرده بودند.

حضور زنان در جرگه های پس از طالبان

پس از سقوط حکومت طالبان، در سال ۱۳۸۱، لویه جرگه اضطراری در کابل راه اندازی شد.

این لویه جرگه بر اساس تصمیم اجلاس بن در سپتامبر ۲۰۰۱، تحت نظارت سازمان ملل راه اندازی شد و اعضای این جرگه حامد کرزی را برای ۱۸ ماه به عنوان رئیس دولت موقت برگزیدند.

اعضای لویه جرگه مشورتی

  • اعضای شورای ملی ۳۵۱ تن
  • اعضای شوراهای ولایتی ۱۵۵ تن
  • والیان ۳۴ تن
  • علمای دین ۲۵۰ تن
  • زنان سرشناس کشور ۶۵ تن
  • متنفذان قومی ۵۳۳ تن، یک تن از هر واحد اداری
  • کوچی ها ۸۰ تن
  • جامعه مدنی ۱۴۰ تن
  • معلولین و معیوبین ۴۰ تن
  • مهاجران پاکستان ۱۲۰ تن
  • مهاجران ایران ۶۰ تن
  • مهاجران سایر کشورها ۳۰ تن
  • تاجران و صنعتکاران ۶۴ تن
  • حقوق دانان و خبرگان ۸۰ تن
  • اعضای تدویر جرگه ۳۱ تن
  • نامزدان تایید شده ریاست جمهوری
  • نمایندگان اعضای لویه جرگه های قبلی ۴۸۸ تن

"لویه جرگه اضطراری" برای نخستین بار شاهد سهم ۱۱ درصدی زنان بود و همچنین نخستین بار مردم در انتخاب اعضای آن سهم گرفتند.

پس از این جرگه تا کنون، چهار جرگه دیگر از سوی دولت افغانستان برگزار شده که در همه آنها زنان حضور داشته اند.

سهم زنان در لویه جرگه مشورتی افغانستان

کمیسیون برگزاری لویه جرگه مشورتی، در کنار حضور زنان در شانزده دسته نمایندگان اشتراک کننده جرگه، یک دسته خاص برای زنان تعریف شده است.

قرار است ۶۵ زن به طور مشخص به نمایندگی از زنان در این جرگه اشتراک کنند.

عبدالخالق حسینی پشه ای سخنگوی کمیسیون برگزاری لویه جرگه مشورتی می‌گوید که این زنان قرار است به همکاری نهادهای فعال در عرصه حقوق زن و وزارت های تحصیلات عالی/آموزشهای عالی، معارف/آموزش و پرورش و زنان معرفی شوند.

به گفته او، افزون بر این گروه از زنان، زنها در دسته های دیگر نمایندگان نیز سهم دارند و در کل در لویه جرگه مشورتی چهارصد زن شرکت خواهند کرد.

به گفته او، از آنجا که شمار اشتراک کنندگان لویه جرگه مشورتی نسبت به پنج جرگه قبلی در دوازده سال گذشته، بیشتر است، شمار زنان نیز در این جرگه افزایش یافته است.

راهی باز برای حضور زنان در جرگه ها

شهلا فرید، استاد حقوق در دانشگاه کابل می‌گوید زمانی که جرگه‌ها از شکل سنتی خود بیرون آمدند، حضور زنان در جرگه ها حتمی شد.

اشاره استاد شهلا به تصویب قانون اساسی افغانستان و درج موضوع لویه جرگه در آن است.

خانم فرید می‌گوید که در جرگه‌هایی که پس سقوط طالبان برگزار شده، همیشه سعی شده به زنان سهم داده شود.

هرچند به باور او، با توجه به سنت های موجود در افغانستان و نبود توانایی لازم در بین زنان، این امکان وجود ندارد که زنان برابر با مردان در این جرگه ها حضور داشته باشند.

خانم فرید تاکید می کند که سهم کیفی و نقش موثر زنان در این جرگه‌ها مربوط خودشان است تا از حضور آنها استفاده ابزاری و سمبولیک نشود.

او از تجربه جرگه گذشته چنین می‌گوید: "در بعضی کمیته ها، زنان در یک گوشه خاموش بودند، منتظر بودند که چه ساعتی بروند غذا خوردن، و اینکه حق الزحمه ای به آنها داده می شود یا نه؟ اما تعداد محدودی از زنان هم سهم فعالانه داشتند و برای پست های ریاست، معاونت و منشی/دبیر، در کمیته های کاری نامزد شدند."

در لویه جرگه مشورتی حدود چهارصد زن اشتراک می کنند

او افزود که موانع حضور زنها در جرگه ها، روز به روز از بین رفته و این جرگه فرصت خوبی برای کسب تجربه برای شرکت در جرگه‌های قانونی است.

نقش سمبولیک و حضوری کمی

فوزیه کوفی رئیس کمیسیون امور زنان مجلس نمایندگان می‌گوید که آنها همیشه تاکید داشته اند که در هر روندی سیاسی از جمله در لویه جرگه ها، زنان حد اقل باید ۲۵ درصد سهم داشته باشند.

استناد خانم کوفی به حضور ۲۵ درصدی زنان در مجلس نمایندگان است که در قانون اساسی درج شده است.

او می‌گوید: "زنان آنطوری که از لحاظ کمیتی حضور داشته اند، از لحاظ کیفی جدی گرفته نمی شدند، به طور مثال والیان به این فکر بودند که دلیلی وجود ندارد که خانم ها در جرگه اشتراک کنند... در جرگه هم همین آدم ها و همین مفکوره است، مخصوصا کسانی از ولایات می آیند که دیدشان عقب گرایانه است پس نقش زنها سمبولیک است."

او برای خارج شدن نقش زنان از حالت سمبولیک به برگزاری لویه جرگه ها مطابق قانون اساسی تاکید دارد.

قانون اساسی افغانستان در ماده صد و دهم، لویه جرگه را "عالی ترین مظهر اراده مردم افغانستان" نامیده که برگزاری آن از صلاحیت‌های رئیس جمهوری است.

نمایندگان شورای ملی، روسای شوراهای ولایتی و شوراهای ولسوالی از اعضای صاحب حق رای، در لویه جرگه ای هستند که در قانون اساسی تعریف شده و تصمیم هایش الزام آور است.

اما تصمیم های جرگه های مشورتی، الزام آور نیست.

تاکنون هیچ جرگه ای به اساس قانون اساسی برگزار نشده است. چون تا کنون دولت افغانستان نتوانسته انتخابات شوراهای ولسوالی را برگزار کند.

[ 2013/11/19 ] [ 0:33 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

تنها دو روز پیش از برگزاری لویه جرگه مشورتی، حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، یک شرط عمده توافقنامه امنیتی با آمریکا را رد کرده است.

منابع افغان و آمریکایی به خبرگزاری رویترز و روزنامه نیویورک تایمز گفته‌اند که آقای کرزی این پیشنهاد را که نیروهای آمریکایی حق داشته باشند در صورت نیاز به خانه‌های افغان‌ها داخل شده و آنرا باز رسی کنند، رد کرده است.   

اینکه آیا نیروهای خارجی پس از پایان ماموریت رزمی ناتو در افغانستان، می‌توانند منازل افغان‌ها را جست‌وجو کنند، برای مدتها موضوع مورد اختلاف میان مذاکره کنندگان آمریکایی و افغان بوده است.

اما یک منبع افغان به رویترز گفته که در مذاکرات آخر هفته گذشته، مساله بازرسی خانه‌های افغان‌ها به عنوان بزرگترین مانع در برابر امضای موافقتنامه امنیتی بروز کرد؛ زیرا به گفته این منبع حامدکرزی با شدت با دادن چنین حقی به آمریکایی ها مخالفت کرده است.

مقامات آمریکایی گفته‌اند که اگر این توافقنامه امضا نشود، آمریکا نیروهایش را به صورت کامل از افغانستان بیرون می‌کند و در آن صورت نیروهای امنیتی افغان مجبور خواهند شد به تنهایی با شورشیان به رهبری طالبان مقابله کنند.

دو سال پیش پس از شکست مذاکرات مشابه با دولت عراق، آمریکا تمام نیروهای خود را از این کشور بیرون کرد.

آمریکا مایل است تا موافقتنامه امنیتی با افغانستان را پیش از انتخابات ریاست جمهوری این کشور امضا کند، زیرا نظامیان آمریکایی می‌خواهند تا برنامه‌ریزی برای پایان ماموریت رزمی این کشور در افغانستان را هرچه زودتر آغاز کنند.

یک منبع افغان که نخواسته نامش فاش شود، گفته "آمریکایی‌ها می‌خواهند تا به نحوی همراه با نیروهای افغان یا بدون آنها حق ورود به خانه‌های افغان‌ها را داشته باشند اما رئیس جمهوری هیچ یک از این گزینه‌ها را قبول ندارد."

نیویورک تایمز نیز گزارش داده که مذاکرات میان افغانستان و آمریکا بر سر موافقتنامه امنیتی به 'بن‌بست' رسیده است.

هر چند این روزنامه به نقل از یک مقام آمریکایی در واشنگتن نوشته: "ما این را بن‌بست نمی‌نامیم."

او تاکید کرده که مذاکرات تا آخرین دقایق ادامه خواهد داشت و "نه تنها حامدکرزی بلکه بخشی بزرگ رهبری سیاسی افغانستان می‌خواهند با آمریکا توافقی حاصل شود."

قرار است برای تصمیم‌گیری در مورد موافقتنامه امنیتی، لویه‌جرگه مشورتی روز پنجشنبه ۳۰ عقرب/آبان در کابل برگزار شود.

پیش از این گفته می‌شد که مصونیت قضایی نیروهای آمریکایی در افغانستان، جنجالی‌ترین مساله‌ای است که لویه‌جرگه در مورد آن تصمیم خواهد گرفت.

منبع: بی بی سی

[ 2013/11/19 ] [ 0:28 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
احمد فرهاد مجیدی ـ عضو مجلس نماینده‌گان/ 25 عقرب 1392

در زمانی که دولت‌‎مردان کشور از نزدیکی‌های دو کشور همسایه سخن می‌گویند، بدون شک چنین عنوانی می‌تواند حساسیت‌برانگیز و حتا توطیه‌گرانه به نظر رسد. این عنوان را من به گونة تصادفی و یا برای جلب توجه مخاطبان انتخاب نکردم؛ بل نیت دیگری دارم که در ادامة نوشته می‌خواهم آن را روشن سازم.
این عنوان زمانی به ذهنم خطور کرد که سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران را در نزدیک به چهار دهة اخیر مرور می‌کردم. این کشور از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی، شعار مرگ بر امریکا و دشمنی با این کشور را به عنوان شعار اصلی نظام انتخاب کرد و تا امروز آن را ادامه می‌دهد.mandegar با وجود آن‌که پس از پیـروزی حسن روحانی به عنوان رییس‌جمهوری این کشور، نشانه‌هایی از یک نوع تمایل محتاطانه برای گفت‌وگو با امریکا در میان تیم تازه به چشم می‌خورد و یک بار هم میان حسن روحانی و باراک اوباما رییس‌جمهوری امریکا صحبت تلیفونی کوتاهی انجام شد؛ ولی شعار مرگ بر امریکا هم‌چنان در جمهوری اسلامی ایران بر سر زبان‌هاست. بخشی از مردم ایران که حتا با نظام مخالفت‌هایی دارند، ولی در هنگام بحث بر سر مسالة هسته‌یی، از سیاست‌های رسمی این کشور به‌نحوی حمایت می‌کنند. این‌ها همه نشانه‌های بارزِ یک ملت آگاه می‌تواند باشد که در مورد منافع ملی خود ـ حالا چه با آن‌ها موافق باشیم و چه مخالف ـ مواضع مشترک نشان می‌دهند. به این معنا که خطوطی به عنوان خطوط قرمز منافع ملی برای شهروندان جمهوری اسلامی تعریف شده است که نمی‌خواهند نسبت به آن‌ها بی‌تفاوت باشند، هرچند که ممکن است با سیاست‌های کلی نظام موافق نباشند. همین مسأله این ذهنیت را در من به‌وجود آورد و حتا به دغدغة ذهنی‌ام تبدیل شد که منافع ما به عنوان یک ملت چه تعریفی دارد؟ خطوط قرمز ما کجاست؟ و نسبت به شرایط کشور خود چه نقطه‌نظرهای مشترکی داریم؟
بحث را برای این‌که از حالت تجریدی و انتزاعی بیرون کنم، به یکی از مسایل مهم و اصلی ربط می‌دهم و از این منظر می‌خواهم به پرسـشی که در عنوان این نوشته به کار برده‌ام، بپـردازم.
همواره دغدغة مردم افغانستان از ناحیة تروریسم و جنگی بوده که پاکستان در کشور ما به‌راه انداخته است؛ جنگی که هر روز از مردم افغانستان به صورت جبارانه‌ قربانی می‌گیرد. سال‌هاست که مردم و دولت افغانستان از پایگاه‌های تروریستی در آن سوی مرز سخن می‌گویند. رییس‌جمهوری کشور هرچند که سیاست‌های متناقضی را همواره از خود در قبال پاکستان و پایگاه‌های تروریستی تبارز داده؛ ولی در مجموع بر یک نکته تأکید کرده است که آن‌چه ما می‌کشیم، ریشه در آن سوی مرز یعنی در خاک پاکستان دارد.
خاک پاکستان در طول چهار دهة اخیر به محل تنـدروان مذهبی و گروه‌های دهشت‌افکن تبدیل شده است. این گروه‌ها تنها پاکستانی و یا افغان نیستند. ناراضیان مذهبی از کشورهای عربی گرفته تا جمهوری‌های سابق شوروی و حتا افرادی از کشورهای غربی در پاکستان خانه کرده ‌و در گروه‌های مختلف به عنوان سربازانِ یک ارتشِ بدون کشور و با آرمان‌های ناکجاآباد تنظیم شده‌اند. از این افراد در جنگ علیه ناتو و دولت افغانستان به اندازة کافی استفاده می‌شود. وقتی دولت‌مردان کشور می‌گویند که پایگاه‌های تمویل و تجهیزِ گروه‌های جنگ‌جو و خشونت‌طلب در آن سوی مرزهاست، سخنی بی‌مورد و نابه‌جا نگفته‌اند. همة شواهد و اسناد نشان از آن دارند که پاکستان یک جنگ نیابتی در افغانستان را آغاز کرده و ادامه می‌دهد. این جنگ حداقل در دوازده سال گذشته برای مردم افغانستان و جامعة جهانی به‌شدت پُرهزینه بوده است. در این جنگ، همه‌روزه مردم افغانستان و نیروهای داخلی وخارجی، آماج حملات بنیـادگرایان قرار می‌گیرند و کشته می‌شوند.
متأسفانه واکنش نسبت به این وضعیت چه از سوی دستگاه دیپلماسی کشور و چه از سوی جامعة جهانی، واکنشی دقیق و محاسبه‌شده نبوده است. امریکا هر از گاهی به‌وسیلة جنگنده‌های بی‌سرنشین اهدافی را در آن سوی مرز نشانه می‌گیرد، ولی این‌گونه برخوردها تا به حال نتوانسته در مهار تروریسم و کاهش جنگ و ناامنی در افغانستان و حتا در پاکستان چندان موثر باشد.
در آغاز مبارزة جهانی با تروریسم، کشورهای غربی و به‌ویژه امریکا از دامنة وسیعِ این مبارزه در هر کشور و منطقة جهان خبر می‌دادند؛ ولی به مرور زمان این کشورها به دلایل نامشخص تغییراتی در سیاست‌های خود در مبارزه با تروریسم وارد کردند و تنها در افغانستان محدود شدند. محدود شدن در افغانستان این زمینه را مساعد کرد تا گروه‌های تروریستی در خاک پاکستان نفس تازه کنند و با سربازگیری از میان جوانان و افراد ساده‌دلی که عمدتاً غم نان دارند، این جنگ را با نیروهای خارجی و افغان ادامه دهند.
طرح صلح دولت افغانستان از آن‌جایی که از آغاز نقطة عزیمت خود را بر ضعف گذاشته بود، نتوانست در کاهش ناامنی‌ها و یا پیوستن گروه‌های شورشی و مخالف به روند صلح موفقیت چندانی به‌دست آورد. جنگ در افغانستان ادامه دارد و هر روز هم قربانی می‌گیرد؛ در حالی که مقام‌های کشور به بهانه‌های مختلف با مقام‌های پاکستانی حرف‌های همیشه‌گی را تکرار می‌کنند و بدون آن‌که تعهدی در کار باشـد، به یک‌دیگر مهمانی می‌دهند و یا در کشورهای غربی به بهانة توافق در مبارزة مشترک با تروریسم، مجلس می‌گیرند و سخنرانی می‌کنند‌.
از دیپلماسی افغانستان هم در این رابطه نباید غفلت کرد که دیپلماسی ضعف و کرنش‌گری است. خوب به یاد دارم که در دورة پانزدهم و شانزدهم شورای ملی، از حکومت افغانستان خواسته شد تا خطوط اساسی سیاست کشور را در مطابقت با مادة ۶۴ قانون اساسی، ترتیب و جهتِ تصویب به شورای ملی ارایه کند تا حداقل فهمیده شود که سیاست‌های دور و نزدیک رابطه با جهان و همسایه‌ها در این برنامه چه‌گونه باید باشد. ولی حکومت به‌جای ترتیب خطوط اساسی سیاست کشور، به فرستادن گزارشی از کارکردهای خود اکتفا کرد که به هیچ سوالی در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی و مناسبات خارجی، اشارة دقیقی نداشت. این گزارش به‌روشنی نشان می‌داد که حکومت افغانستان حتا نمی‌داند که بدون راهکار ملی نمی‌توان به اهداف و برنامه‌های استراتژیک دست پیدا کرد. به همین دلیل دولت افغانستان در مسایل کلان ملی همواره مقطعی عمل کرده است.
ضعف در مبارزه با دهشت‌افکنان عملاً نشان از آن دارد که حکومت تعریف درست و مشخصی از دوست و دشمن ندارد. به همین دلیل است که می‌بینیم جنگ در کشور هم‌چنان تداوم دارد و منابع مشخصِ آن‌ هم‌چنان پابرجا اند. این‌گونه سیاست نرمش و مهمانی دادن، راه به جایی نمی‌برد. در برابر خشونت طالبان و حامیان‌شان، نیاز به سیاستِ قاطع و کابردی است. به همین دلیل باید به سیاستِ عدم دوســتی با پاکستان پناه جست و از سکوی چنین سیاستی، بر این کشور فشار وارد کرد تا به گونة صادقانه جنگ با تروریسم را آغاز کند. ورنه، با سیاست‌های فعلی دولت افغانستان، همان آش است و همان کاسه!

منبع : ماندگار

[ 2013/11/19 ] [ 0:10 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

سفیر افغانستان در هند از پاکستان خواست تا با استفاده از نفوذش بر رهبری طالبان، درگیری‌های افغانستان را پایان داده و صلح را دوباره در این کشور برقرار کند.
به نوشته روزنامه تایمز آو ایندیا، شیدا محمد ابدالی، سفیر افغانستان در دهلی عنوان کرد: این یک حقیقت است که سران طالبان در پاکستان زندگی می‌کنند. ملا عمر، رهبر طالبان افغانستان قطعاً در پاکستان است و شاید در کویته زندگی کند. پاکستان باید مکان اختفای آنها را به ما نشان دهد.mandegar
ابدالی با تاکید بر روابط نزدیک و تاریخی افغانستان و هند، عنوان کرد که نقطه مشترک کشورش با پاکستان، صلح است.
وی گفت: درک این موضوع مهم است که صلح در افغانستان، به معنی صلح در پاکستان است.
ابدالی همچنین افزود: پس از گفت‌وگو‌های سه جانبه که در لندن انجام شد، ما به دنبال برگزاری مذاکرات بین شورای عالی صلح و سران طالبان هستیم که پاکستان آنها را ترغیب به این امر می‌کند.
وی در عین حال تاکید کرد که مذاکرات صلح باید به رهبری افغانستان انجام شود.

[ 2013/11/18 ] [ 23:49 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

گروه‌های پالیسی افغانستان و برخی از کشورهای منطقه، در نتیجه نشست‌ها و تبادل نظریات خود در مورد صلح و آینده افغانستان، پس از خروج نیروهای بین‌المللی از کشور در سال ۲۰۱۴، اعلامیه مشترکی صادر کرده و در بخشی از اعلامیه‌شان خواستار بی‌طرفی دوامدار افغانستان در منازعات منطقه‌ای و بین‌المللی پس از سال ۲۰۱۴ شده‌اند.
پس از این‌که نگرانی‌ها در مورد احتمال بحرانی شدن اوضاع افغانستان پس از خروج‌ نیروهای‌ بین‌المللی در افغانستان و منطقه در سال ۲۰۱۲ هم‌زمان با آغاز خروج نیروهای بین‌المللی از کشور بالا گرفت، بنیاد آلمانی «فریدریش ایبرت» تصمیم گرفت تا راه‌حلی برای بیرون رفت از این نگرانی‌ها و بحران‌های احتمالی دریابد. این نهاد آلمانی برای رسیدن به این هدف، گروه‌های پالیسی افغانستان، پاکستان، آسیای مرکزی، تاجیکستان و هند را تشکیل داد. اعضای این گروه‌ها را که افراد متخصص و کارشناس این کشورها تشکیل می‌دهند، به‌منظور بیرون رفتن از بحران‌های احتمالی پس از ۲۰۱۴، اعلامیه مشترکی صادر کرده‌اند.
محمدیونس قانونی، عضو مجلس نمایندگان، حنیف اتمر، وزیر پیشین داخله، داکتر سیما سمر، رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر، عبدالرحیم کریمی، وزیر پیشین عدلیه، محمود صیقل، معین اسبق وزارت امور خارجه، سید اسحاق گیلانی، عضو کمیسیون روابط خارجی مجلس نمایندگان، عمر صمد، سفیر پیشین افغانستان در کانادا و فرانسه، عبدالحمید مبارز، رییس اتحادیه ملی ژورنالیستان، هارون امین، سفیر پیشین افغانستان در جاپان، داکتر سردار رحیمی، کارشناس مسایل سیاسی، سنجر سهیل، صاحب امتیاز روزنامه ۸صبح و فهیم دشتی، رییس اجرایی اتحادیه ملی ژورنالیستان از جمله اعضای گروه پالیسی افغانستان هستند.
با این‌حال، این گروه‌ها که نمایندگانی از کشورهای ایران، روسیه، چین و کشورهای آسیای مرکزی نیز در میان آن حضور دارند، در نتیجه نشست‌ها و تبادل نظریات خود طی و نیم یک سال اخیر، روز یک‌شنبه، ۲۶ عقرب، در کابل اعلامیه مشترک چهل‌وشش‌ماده‌ای در مورد چگونگی همکاری‌های منطقه‌ای و بیرون رفتن افغانستان از بحران‌های احتمالی پس از خروج نیروهای بین‌المللی، صادر کرده و در آن به بی‌طرفی افغانستان تا یک دهه آینده تاکید کردند. سه نقل این اعلامیه به وزارت امور خارجه افغانستان، هیات معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان، یوناما و مجلس نمایندگان نیز ارایه شده است.
اعضای این گروه‌ها می‌گویند که هدف اصلی از صدور این اعلامیه‌ و نشست‌های‌شان، تبدیل کردن افغانستان به یک کشور سودمند برای تمام کشورهای منطقه است. این گروه‌ها در اعلامیه خود روی زدودن تنش‌ها میان کشورهای منطقه و جهان، گسترش همکاری‌های اقتصادی در منطقه، اعتمادسازی در کشورهای دخیل در قضایای افغانستان و هم‌چنین اطمینان حاصل کردن همسایه‌های افغانستان از این‌که حضور درازمدت نیروهای نظامی ایالات متحده و ناتو در افغانستان به ضرر آن کشورها نیست و هم‌چنین حفظ بی‌طرفی افغانستان در قضایای منطقه‌ای و بین‌المللی در دهه تحول، از جمله موضوعات مهم این اعلامیه است. در بخشی از این اعلامیه آمده است: «در دهه تحول، در هر سه سطح ملی، منطقوی و بین‌المللی باید بی‌طرفی افغانستان رهبری شده از جانب افغان‌ها طرح و پی‌گیری گردد.» هم‌چنین بر تاثیر کاهش تنش‌ها میان کشورهای منطقه بالای اوضاع افغانستان تاکید شده و در اعلامیه این گروه‌ها آمده است: «از ایالات متحده امریکا و متحدین آن از جمله ناتو خواسته می‌شود تا اقداماتی برای اعتمادسازی در منطقه روی‌دست بگیرند و به کشورهای منطقه اطمینان دهند که حضور درازمدت‌شان در افغانستان فقط به‌خاطر کمک به مردم افغانستان است و آنان کدام انگیزه‌ دیگر ندارند. تاکید می‌شود که حل وضعیت غیردوستانه میان امریکا و ایران باعث بهبود در روابط ایران با افغانستان خواهد شد.»
اعضای گروه پالیسی افغانستان می‌گویند که طرح‌های آنان ده‌ساله است. هارون امین تسهیل‌کننده گروه پالیسی افغانستان گفت که این برنامه با تمرکز به نگرانی‌های بعد از ۲۰۱۴ راه‌اندازی شده است. آقای امین افزود که قبلا تصور می‌شد که نیروهای بین‌المللی افغانستان را ترک می‌کنند و این مساله نگرانی‌های زیادی را در کشور و در سطح منطقه خلق کرده بود.
خالد عزیز، گرداننده گروه پالیسی پاکستان می‌گوید که کشورهای نزدیک به افغانستان در مسیر متجاوزین بین‌المللی قرار دارند و به همین دلیل نیاز است تا این کشورها متحد شده و اختلافات خود را کنار بگذارند. او به حل اختلافات میان افغانستان و پاکستان بر سر خط دیورند و هم‌چنین مساله کشمیر میان هند و پاکستان تاکید کرد و گفت حل این اختلافات می‌تواند به نزدیکی این کشورها کمک کند.
هم‌چنین جنرال آشوک میتا گرداننده گروه پالیسی هند نیز از برنامه‌هایی که بتواند در تامین صلح افغانستان کمک کند اعلام حمایت کرد و گفت که این کشور خود را در نگرانی‌های افغانستان شریک می‌داند.
او گفت که اقدامات باید سریع، روشن و قابل مشاهده باشند. در این زمینه برخورد با گروه‌های تروریستی و قطع حمایت از آنان باید به‌صورت آشکار صورت گیرد تا بتوان از این طریق بی‌اعتمادی و سوءتفاهم‌ها را کنار گذاشت و به یک آینده صلح‌آمیز دست یافت.
در همین‌حال، نیکلاس هیسوم، معاون فرستاده خاص سرمنشی سازمان ملل متحد در افغانستان، با گرفتن یک نقل از اعلامیه مشترک گروه‌های پالیسی افغانستان و برخی از کشورهای منطقه، از اهداف این اعلامیه اعلام حمایت کرد و گفت افغانستان و کشورهای منطقه نیاز به همکاری‌های صادقانه متقابل دارند. آقای هیسوم افزود هر کشوری که روی ثبات و امنیت افغانستان سرمایه‌گذاری کند، به منفعت خود این کشورهاست.

[ 2013/11/18 ] [ 23:41 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
در این اواخر ما شاهد تغییر ذهنیت عامه و دید دولت‌مردان کشورهای حامی روند دموکراتیک در افغانستان، به‌ویژه ایالات متحده امر یکا و متحدانش بوده‌ایم که نشان‌دهنده دگرگونی تدریجی در مورد اهمیت جایگاه افغانستان در سیاست خارجی این کشورها می‌باشد. این امر باعث متاثر شدن ثبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی افغانستان می‌گردد.

خیلی‌ها در امریکا بر این باورند که ماموریت افغانستان یک تلاش شکست خورده بوده و این مسله دیگر از مرغوبیت چندانی برخوردار نیست. عوامل داخلی و بیرونی زیادی در شکل‌گیری این ذهنیت نسبت به افغانستان نقش داشته‌اند. مردم امریکا خواهان برگشت فوری سربازان خویش هستند. کانگرس امریکا از میزان کمک‌های آن کشور به افغانستان خواهد کاست. مقامات امریکایی از ابراز نظرهای متناقض مقامات افغانی خسته‌اند و رسانه‌های غربی از افغانستان فقط اخبار ناخوشایند دارند. اخبار فساد اداری در ادارات دولتی افغانستان، حمایت مردم امریکا از افغانستان را ضربه جدی زده است. از سویی هم، تحولات خاور میانه و اهمیت استراتژیک آن باعث کم‌رنگ شدن توجه جامعه بین‌المللی به افغانستان گردیده است. در چنین وضعیتی، احتمال دلسردی جهانیان به حمایت از روند دموکراتیک در افغانستان هر روز افزایش می‌یابد و کاهش حمایت همه‌جانبه بین‌المللی، می‌تواند عواقب ناگواری برای آینده ثبات در افغانستان و منطقه داشته باشد.
بدبینی‌های روزافزون در مورد افغانستان بر مبنای تصویری ناقص از این کشور شکل گرفته است. جهان بیرون در مورد چالش‌ها در افغانستان فراوان می‌داند و در مورد دست‌آوردها اندک. افغانستان امروز کشوری تحول یافته است که شرایط امروز آن با وضعیت دوازده سال قبل قابل مقایسه نیست. دوازده سال قبل، افغانستان «پایگاه تروریزم» بود، سال‌های متمادی جنگ‌های داخلی شیرازه نظام سیاسی‌اش را از هم پاشانده بود، بیش از پنج میلیون افغان مجبور به فرار شده در کشورهای منطقه و جهان مهاجر بودند. در نتیجه سال‌های جنگ، نهادهای قوی در این کشور از میان رفته و بافت‌های اجتماعی‌اش از هم گسسته بود. مردم فاقد اساسی‌ترین حقوق انسانی‌شان بودند. زنان محروم از حق دسترسی به آموزش و حق کار بودند. امروز افغانستان راه درازی را پیموده و دست‌آوردهای قابل توجه‌ای دارد. گرچه ناامنی مانع استفاده گسترده از فرصت‌ها می‌شود، سیر تکامل سیاسی- اجتماعی افغانستان پیشرونده و در مجموع مثبت است.
برای حفظ این روند، ما نیازمند ادامه روابط سالم و سازنده با جامعه جهانی هستیم. افغانستان از لحاظ جغرافیایی در یک منطقه‌ای قرار دارد که ثبات آن آسیب‌‌پذیر است و احتمال برگشت دوباره به دامن افراطیت و تروریزم و جنگ داخلی، در صورت عدم تقویت نهادهای کنونی حکومت‌داری و مدنی و عدم ادامه ثبات سیاسی، متاسفانه هنوز می‌تواند یک خطر واقعی برای این کشور باشد.
برگزاری موفقانه انتخابات آینده (۱۳۹۳) یک گام عمده برای تقویت روند دموکراتیک و تضمین ثبات درازمدت و جلوگیری از بحران‌های احتمالی آینده خواهد بود. گرچه این نگرانی هم وجود دارد که بعد از انتخابات نیز با چالش‌های بسیاری روبه‌رو می‌شویم که نظام و حرکت‌های دموکراتیک افغانستان نمی‌توانند به تنهایی از عهده آن بر آیند.
ادامه حمایت سازنده، مسوولانه و پاسخ‌ده جامعه جهانی در افغانستان می‌تواند عاملی برای ادامه ثباتی باشد که در سایه آن ما به اصلاح و تقویت ارزش‌ها و حفظ دست‌آوردهای کنونی خود بپردازیم.
برای ادامه حمایت جامعه جهانی، به ایجاد و تداوم حرکت یک گروه مستقل و متعهد متشکل از روشن‌فکران، متنفذین، نسل نو افغانستان و دوستان بین‌المللی افغانستان نیاز جدی داریم. سال‌هاست که به‌دلیل ضعف نهادهای دیپلوماتیک ما، ناظران خارجی و یا نمایندگان دولت‌های منطقه با در نظر داشت منافع خود، تصویر خاصی (و عمدتا منفی) را از وضعیت افغانستان به جهان ارایه کرده‌اند. این تصویر منفی تحول افغانستان را نادیده گرفته و به دست‌آوردها کم بها می‌دهد. در نتیجه، متحدان افغانستان، به حضورشان در این کشور فقط به‌عنوان طولانی‌ترین جنگ بی‌نتیجه نگاه می‌کنند. صدایی که بتواند که در کنار دولت از افغانستان نمایندگی کند، در بیرون از افغانستان به‌صورت متداوم و موثر وجود نداشته است. به این دلیل، ما افغان‌ها، به‌خصوص اقشار متعهد، تحصیلکرده و سازنده در افغانستان، در شکل‌دهی گفتمان مسلط در مورد افغانستان در بیرون از این کشور، نقش فعال و موثر کم‌تر داشته‌ایم.
ایتلاف حمایت از افغان‌ها Alliance in Support of Afghan People (ASAP) به هدف حفظ دست‌آوردهای دوازده سال گذشته، به‌منظور تضمین حمایت پیگیر جامعه بین‌المللی از افغانستان و در جهت تقویت نظام مبتنی بر ارزش‌های دموکراسی ایجاد شده است که حمایت و تقویت از کثرت‌گرایی سیاسی، حفظ دست‌آوردهای سیاسی و اجتماعی، نهادینه ساختن دموکراسی و حقوق اساسی شهروندان را در اولویت کاری خود گنجانیده است.
این ایتلاف متشکل از نهادهای جامعه مدنی، سکتور خصوصی، رسانه‌ها، انجمن‌های رسانه‌ای، اتحادیه‌های صنفی، انجمن‌های ورزشی، شاعران، نویسندگان و هنرمندان، نهادهای تحقیقاتی و حرکت‌های روشن‌فکری است. همه این نهادها و افراد به‌منظور توسعه و تداوم روابط سالم و سازنده جامعه جهانی با افغانستان کنار هم آمده‌اند.
این ایتلاف خواستار پررنگ‌تر شدن نقش افغان‌ها در پروسه‌های سیاسی بین‌المللی و سیاست‌گذاری‌های بین‌المللی در مورد افغانستان بوده و راهکارهای مناسب و موثری را در این راستا طرح و پیگیری می‌کند.
در ایتلاف حمایت از افغان‌ها، شخصیت‌های روشنفکر و متعهد به منافع مردم افغانستان گرد هم آمده تا با ایجاد ارتباط متمرکز و اشتراک در نشست‌ها و جلسات، به پایتخت‌های کشورهای اروپایی و ایالات متحده امریکا سفر نموده و تصویر مناسب از مردم و کشور ارایه نموده و پیام نیاز به تداوم حمایت جامعه جهانی را به مردم و سیاست‌گذاران غربی برسانند. هم‌چنان این هیات‌های افغانی پیام موثر مردم افغانستان را که به روابط پایدار و دوستانه میان افغانستان و جامعه بین‌المللی متعهد هستند، با جهانیان در میان خواهد گذاشت.
پیام اصلی ایتلاف حمایت از افغان‌ها حاوی این نکته است که مردم افغانستان به حمایت مداوم بین‌المللی جهت حفظ دست‌آوردهای دوازده سال گذشته و تقویت امنیت و ثبات در افغانستان و منطقه نیاز مبرم داشته تا بار دیگر مردم این کشور قربانی جنگ داخلی، تروریزم بین‌المللی و افراط‌گرایی نشوند.
برای معلومات بیشتر در مورد ایتلاف حمایت از افغان‌ها به صفحه انترنتی www.afghanalliance.org
و صفحه فیسبوک www.facebook.com/allianceinsupportofafghanpeople مراجعه کنید.
با احترام
ایتلاف حمایت از افغان‌ها

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع: 8 صبح

[ 2013/11/12 ] [ 11:16 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

وزارت خارجه افغانستان اعلام کرده است که از پروسه صلح پاکستان حمایت می‌کند. اعلام این موضع از سوی وزارت امور خارجه کشور در واقع اعلام موضع رسمی دولت افغانستان در این خصوص تلقی می‌شود. اما سوالی که برای بسیاری از کارشناسان مطرح می‌شود این است که پروسه صلح پاکستان اگر به‌صورت صحیح مدیریت نشود، ممکن است باعث بسیج نیروهای تندرو پاکستانی بر ضد امنیت افغانستان شود. از این رو خوب است که از سوی دولت افغانستان، در قبال حمایت از پروسه صلح پاکستان تضمین‌هایی نیز از اسلام‌آباد گرفته شود، تا این پروسه به بسیج نیروهای تندرو پاکستانی بر ضد افغانستان منتهی نشود.

براساس گزارش‌هایی که در رسانه‌های جمعی به نشر رسیده است، سخنگوی وزارت امور خارجه در تبیین موضع این وزارت در خصوص پروسه صلح پاکستان گفته است که اگر حکومت پاکستان بتواند یک پروسه صلح عملی را با طالبان پاکستانی آغاز کند و نتیجه مثبتی داشته باشد، دولت افغانستان از این ابتکار حمایت می‌کند. با این‌که با کشته‌شدن حکیم‌الله محسود و جانشین شدن ملا فضل‌الله، در راس رهبری طالبان پاکستانی، امکان انجام مذاکره و مصالحه بین طالبان پاکستانی و دولت آن کشور را بعید می‌دانند، اعلام حمایت دولت افغانستان از این پروسه تا حدودی قابل تامل می‌باشد.
بعید بودن امکان مذاکره بین طالبان پاکستانی و اسلام‌آباد از این جهت تا حدودی فعلا منتفی به‌نظر می‌رسد که ملا فضل‌الله رهبر جدید طالبان پاکستانی، از مخالفت شدید با مذاکره با اسلام‌آباد سخن گفته و آن را رد کرده است. از سوی دیگر برخی از مقامات سیاسی پاکستانی نیز تصریح کرده‌اند که کشته‌شدن حکیم‌الله محسود، ممکن است روند مذاکره و مصالحه بین طالبان پاکستانی و دولت این کشور را با چالش مواجه کند.
اما چیزی‌که مهم است این خواهد بود که مذاکره و مصالحه بین دولت پاکستان و طالبان آن کشور چه نتایجی برای افغانستان به همراه خواهد داشت. سخنگوی وزارت خارجه افغانستان ابراز امیدواری کرده است که دولت پاکستان در گفتگوهای صلح با طالبان پاکستانی، بتواند به نتیجه مثبت برسد. از اظهار نظر سخنگوی وزارت امور خارجه چنین استنباط می‌شود که دولت افغانستان نسبت به این مذاکرات خوشبینی دارد.
اما تجربه‌ای که در سال‌های اخیر به‌دست آمده است، نشان می‌دهد که نگرش طالبان پاکستانی و بسیاری از شخصیت‌های آن کشور نسبت به قضایای افغانستان و پاکستان متفاوت است. در بسا موارد دیده شده است که بسیاری از شخصیت‌های اجتماعی و سیاسی تاثیرگذار بر طالبان پاکستانی، در عین زمانی‌که طالبان آن کشور را به سازش با اسلام‌آباد تشویق کرده‌اند، از ادامه جنگ در افغانستان حمایت کرده و حتا در بسا موارد طالبان پاکستانی را به حمایت از طالبان افغانستان، تشویق کرده‌اند.
از جانب دیگر در بسا موارد دیده شده است که طالبان پاکستانی نیز بر همین موضع تصریح کرده است که مصالحه این گروه با دولت پاکستان، باعث قطع حمایت و ارتباط این گروه با طالبان افغانستان نخواهد شد. سال‌های گذشته نیز از سوی طالبان پاکستان گفته شده بود که خاتمه جنگ در پاکستان، به‌معنای پایان جنگ در افغانستان نخواهد بود. رهبران طالبان پاکستانی بدون توجه به موضع‌گیری‌هایی که در قبال جامعه خود داشته‌اند، بر حمایت از جنگ در افغانستان همواره تصریح کرده‌اند.
از این‌رو می‌توان گفت که صلح در پاکستان با این‌که از نظر اخلاقی باید مورد حمایت قرار گیرد، اما از نظر سیاسی با این نگرانی توام خواهد بود که این کار منجر به تشدید حملات طالبان افغانستان در قلمرو حاکمیت دولت افغانستان شود. برخی از کارشناسان به این باوراند که با خاتمه یافتن جنگ بین طالبان پاکستان و دولت این کشور، طالبان پاکستانی به‌سوی افغانستان سوق داده می‌شود.
وارد شدن عملی افراد دارای تابعیت پاکستانی در جنگ افغانستان به نفع طالبان یک امر بی‌سابقه نیست. در گذشته نیز بار بار دیده شده است که برخی از کسانی‌که تابعیت پاکستانی داشته‌اند، در عملیات‌های انتحاری، انفجاری و کارگذاری ماین‌های کنار جاده در افغانستان دست داشته‌اند. هم‌زمان با آن بار بار دیده شده است که افراد و اشخاصی که به ظن ارتکاب عملیات‌ها و تحرکات خلاف امنیت در افغانستان بازداشت شده‌اند، به‌صراحت اعلام کرده‌اند که آموزش‌های لازم برای اجرای عملیات‌های ضد امنیتی را در خاک پاکستان فرا گرفته‌اند.
بنابراین باید گفت که صلح در پاکستان باید به‌گونه‌ای صورت گیرد که بر وضعیت امنیتی افغانستان و تحرکی که از سوی طالبان افغانستان، به اجرا گذاشته می‌شود، تاثیر مستقیم و غیرمستقیم نگذارد.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع: 8 صبح

[ 2013/11/12 ] [ 11:14 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
- دکتر بارکزی

در ماه حمل سال ۱۳۹۳، رای‌دهندگان در افغانستان مردم در مهم‌ترین انتخابات از زمان سقوط طالبان در سال ۱۳۸۰، به پای صندوق‌های رای خواهند رفت. با در نظر داشت این‌که قرار است نیروهای بین‌المللی در ختم سال میلادی ۲۰۱۴ کشور را ترک کنند، انتقال سیاسی آرام بالاثر یک انتخابات قابل قبول، اساسی برای ثبات در این کشور پنداشته می‌شود. این گزارش یک استراتژی یا روش ضد تقلب را پیشنهاد می‌کند تا میزان مشارکت را بلند برده و موجب یک روند انتخاباتی قابل اعتماد گردد. نویسنده این گزارش، مشاور ارشد پالیسی اداره مبارزه با ارتشا و فساد اداری افغانستان و رییس دیده‌بان دموکراسی افغانستان می‌باشد. او قبلا از سال ۱۳۸۳ الی سال ۱۳۹۱در مقامات بلندرتبه کمیسیون مستقل انتخابات ایفای وظیفه کرده است.
فشرده
• به تاریخ ۱۶ حمل سال ۱۳۹۳، مردم افغانستان به پای صندوق‌های رای خواهند رفت تا در انتخاباتی رای دهند که پس از سقوط طالبان در سال ۱۳۸۰، مهم‌ترین انتخابات پنداشته می‌شود.
• نبود امنیت ازسال ۱۳۸۴ بدین‌سو مشکل اساسی برای روند انتخابات بوده است.
• در حالی‌که امنیت مشکل اساسی برای انتخابات سال ۱۳۹۳ خواهد بود، درس‌های آموخته از انتخابات گذشته پیشنهاد می‌کند که نیاز مبرمی وجود دارد تا یک روش موثر ضد تقلب را ایجاد کرد.
•کمیسیون مستقل انتخابات باید روی تدابیر کاهش خطرات وضعیت خراب امنیتی و روش موثر ضد تقلب تمرکز کند. این تدابیر باید وسیعا با تمام جوانب ذیدخل مورد بحث قرار گرفته و کمیسیون مستقل انتخابات باید تعهدش را جهت اجرای آن به اطلاع همگان برساند.
مشکلات امنیتی
ناامنی از سال ۱۳۸۴ بدین‌سو مشکل اساسی برای انتخابات افغانستان بوده است. در انتخابات سال‌های ۱۳۸۸و ۱۳۸۹، وضعیت بدامنیتی علت اساسی عدم اشتراک میلیون‌ها رای‌دهنده احتمالی در انتخابات بوده است. خلاصه، وضعیت بد امنیتی زمینه را برای تقلب گسترده مساعد ساخت.
از آن زمان تاکنون، وضعیت امنیتی بدتر شده است. به‌نظر می‌رسد که حملات قوای نظامی امریکا توانایی طالبان را در جنوب و شرق کشور درهم شکسته است اما این دست‌آوردها شکننده و تداوم‌ناپذیر است. برعلاوه، خروج عساکر بین‌المللی خلای قدرت را در اطراف کشور ایجاد خواهد کرد که احتمال دارد جای آن‌ها را طالبان و سایر عناصر ضد دولت گرفته و این دقیقا زمانی رخ خواهد داد که آمادگی‌ها برای انتخابات آغاز می‌شود.
شمار قوای امنیتی افغانستان در حال حاضر به ۳۵۲۰۰۰ سرباز و افسر می‌رسد. با این وجود، نیروهای امنیتی افغانستان از نظر تجهیزات، نیروی هوایی، حمایت لوژستیکی و نیروی بشری آموزش یافته جهت مقابله با حملات پیچیده شورشیان، فاقد توانایی‌های لازم می‌باشند. بیشتر این قابلیت‌ها از سوی آیساف فراهم شده است.
حفظ امنیت با حمایت کاهش‌یافته آیساف مشکل بزرگی برای انتخابات ریاست‌جمهوری و شوراهای ولایتی آینده خواهد بود. در جریان پروسه انتخابات، ترتیبات امنیتی باید اتخاذ گردد.
در مرحله قبل از انتخابات، نهادهای امنیتی باید فهرست مراکز رای‌دهی را که از سوی کمیسیون مستقل انتخابات تهیه شده است، بررسی کنند و روشن بسازند که در کدام مراکز نیروهای امنیتی قادر به تامین امنیت می‌باشند. تجارب انتخابات گذشته نشان می‌دهد که ارزیابی فهرست مراکز رای‌دهی یک پروسه مشکل می‌باشد.
به‌خصوص مقامات امنیتی افغانستان اکثرا سعی می‌کنند تا تصویر خوشبینانه را از وضعیت امنیتی در کشور ارایه کنند و بنابراین شمار زیادی از مراکز رای‌دهی را حتا زمانی‌که این مراکز در خطرناک‌ترین محلات کشور قرار داشته باشند، به‌صورت غیرواقع‌بینانه امن اعلام می‌کنند. کمیسیون مستقل انتخابات خودش باید روش ارزیابی امنیتی مستقلی را دارا باشد. در صورتی‌که تفاوت میان یافته‌های کمیسیون و یافته‌های نیروهای امنیتی ملی افغانستان موجود باشد، کمیسیون مستقل انتخابات در نهایت باید نهادی باشد تا در رابطه به گشایش یا عدم گشایش مراکز رای‌دهی در مناطق مشخص تصمیم اتخاذ کند.
آزمایش واقعی وضعیت امنیتی، پروسه ثبت‌نام رای‌دهندگان خواهد بود که به اساس معلومات کمیسیون مستقل انتخابات از تاریخ اول ثور الی ۳۰ اسد سال روان ادامه می‌یابد. مراکز ثبت‌نام رای‌دهندگان در تمام مراکز ولسوالی‌ها و ولایات ایجاد خواهد شد.
در مرحله قبل از انتخابات، موضوع عمده برای کمیسیون مستقل انتخابات عبارت از حمایت لوژستیکی نیروهای امنیتی ملی افغانستان و آیساف خواهد بود. برای نخستین‌بار پس از سال ۱۳۸۰ خورشیدی، انتخابات در فصل بهار دایر خواهد شد، بدین معنی که اکثر آمادگی‌های لوژستیکی باید در فصل زمستان گرفته شود. این موضوع مشکلات لوژستیکی را بار می‌آرود زیرا زمانی‌که مواد انتخاباتی باید انتقال یابند، اکثر ولایات پوشیده از برف خواهند بود.
هماهنگی موثر امنیتی میان کمیسیون مستقل انتخابات و نیروهای امنیتی ملی افغانستان مهم بوده و نیز آگاه ساختن مردم از آمادگی‌های امنیتی تاثیر روانی داشته و بالنوبه میزان مشارکت مردم را در روند انتخابات افزایش خواهد داد. ترتیبات خاص امنیتی باید برای نامزدان زن که در شرایط کنونی کشور خیلی آسیب‌پذیر می‌باشند، اتخاذ گردد.
روش ضدتقلب
در حالی‌که امنیت مشکل اساسی برای انتخابات سال ۱۳۹۳ خواهد بود، درس‌های آموخته شده از انتخابات گذشته پیشنهاد می‌کند که نیاز مبرمی وجود دارد تا یک روش موثر ضد تقلب ایجاد گردد. این روش نه تنها باید از سوی کمیسیون مستقل انتخابات عملی شود بلکه توسط نامزدان، کارمندان دولت، مشاهدان، ناظران، رسانه‌ها و جامعه مدنی تطبیق گردد. این روش باید بر جلوگیری، کشف و کاهش تقلب استوار باشد. در انتخابات گذشته، تقلبات گسترده کشف گردید و میلیون‌ها رای باطل شد اما چون از آن‌ها جلوگیری صورت نگرفت، به نتایج انتخابات اثرات بد وارد کرد.
اقدامات ممکنه ضد تقلب برای کمیسیون مستقل انتخابات
کمیسیون مستقل انتخابات که منحیث یک نهاد قانونی مسوولیت برگزاری و نظارت از انتخابات را در کشور دارا می‌باشد، باید تدابیر ذیل را در نظر گیرد:
۱٫ ارزیابی مستقلانه از امنیت مراکز رای‌دهی
کمیسیون مستقل انتخابات باید موعدی را برای نیروهای امنیتی ملی افغانستان تعیین کند تا این نیروها ارزیابی امنیتی‌شان را برای کمیسیون مستقل انتخابات ارایه کنند. این موعد باید طوری تعیین گردد تا زمان کافی جهت انتقال اوراق رای‌دهی و سایر مواد حساس از کابل به ولایات وجود داشته باشد. عدم وضاحت در رابطه به امنیت مراکز رای‌دهی می‌تواند منجر به عدم کنترول بالای اوراق رای‌دهی گردد. هم‌چنان کمیسیون مستقل انتخابات باید ارزیابی امنیتی از مراکر رای‌دهی را به‌وسیله دفاتر ولایتی‌اش انجام دهد. هردو ارزیابی امنیتی باید قبل از اتخاذ تصمیم نهایی از سوی کمیسیون مبنی بر این‌که کدام مراکر رای‌دهی از امنیت کافی برخوردارند تا مواد انتخاباتی را دریافت کنند، مورد مقایسه قرار گیرند.
۲٫ کنترول جدی در رابطه به پیگیری مواد حساس
چنان‌که در سال ۱۳۸۹ انجام شد، تمام مواد حساس باید دارای بارکود بوده و در سرتاسر این پروسه از کابل تا ولایات و از ولایات به ولسوالی‌ها و مراکز رای‌دهی و دوباره به مراکز شمارش آرا، پیگیری شوند.
۳٫ استخدام شفاف و بررسی کارمندان انتخاباتی
کارمندان موقت کمیسیون مستقل انتخابات به‌خصوص ناظمان ساحوی نقش مهمی را در روند انتخابات بازی می‌کنند. استخدام ناظمان ساحوی باید وقت شروع شده و در این روند نهادهای مشاهد و جامعه مدنی دخیل باشند. قبل از توظیف ناظمان ساحوی به محلات رای‌دهی، فهرست ناظمان ساحوی احتمالی باید وسیعا به اطلاع همگان رسانیده شده و وقت کافی داده شود تا مردم شکایات‌شان را در رابطه به اجراات گذشته یا وابستگی فعلی آن‌ها با نامزدان و احزاب سیاسی، ارایه کنند و این شکایات مورد رسیدگی قرار گیرد.
۴٫ بررسی تقلبات در انتخابات گذشته و تفیش داخلی
کمیسیون مستقل انتخابات باید تقلباتی را که در سال ۱۳۸۸و ۱۳۸۹ صورت گرفت، بررسی کند و تدابیر پیشگیرانه اضافی را در ساحاتی که تقلبات گسترده صورت گرفته است، اتخاذ کند. مفتشان داخلی کمیسیون مستقل انتخابات باید به آن ولسوالی‌ها و مراکز رای‌دهی اعزام گردند تا بعدا اقدامات مشخصی را برای این مناطق پیشنهاد نمایند. تیم مفتشان داخلی کمیسیون مستقل انتخابات باید آموزش یافته باشند.
۵٫ توزیع مسوولانه اوراق رای‌دهی
توزیع بیش از حد اوراق رای‌دهی (به عبارت دیگر ارسال اوراق رای‌دهی بیش از اندازه برای هریک از محلات رای‌دهی) منبع مهم تقلب در گذشته پنداشته شده است. اوراق رای‌دهی استفاده ناشده اکثرا به‌صورت کاذب نشانی شده بود. لازم است تا کمیسیون مستقل انتخابات تصامیم عقلانی در رابطه به این‌که چه تعداد از اوراق رای‌دهی برای هریک از محلات رای‌دهی ارسال گردد، اتخاذ کند. در قسمت توزیع اوراق رای‌دهی به ولایات، ولسوالی‌ها و مراکز رای‌دهی، باید میزان مشارکت مردم در انتخابات گذشته، معلومات ثبت‌نام رای‌دهندگان، ارقام نفوس و نیز وضعیت امنیتی به‌صورت دقیق مد نظر گرفته شود.
۶٫ شمارش آرا در مراکز ولایات
در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۳، شمارش آرا در مراکز ساحوی (در سراسر کشور هشت مرکز ساحوی وجود داشت) صورت گرفت. در سال ۱۳۸۴، شمارش آرا در مراکز ولایات راه‌اندازی شد. در سال ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹، شمارش آرا در مراکز رای‌دهی انجام شد. توقع می‌رفت که مشاهدان و ناظران بتوانند منحیث یک مانع در برابر تقلب عمل کنند. در این انتخابات، مشاهدان، ناظران نامزدان و رسانه‌ها توانستند صرف ۳۰ الی ۳۵ درصد مراکز رای‌دهی را تحت پوشش قرار دهند. شمارش آرا در مراکز رای‌دهی یکی از عوامل اساسی پرکاری صندوق‌های رای‌دهی و تقلبات گسترده ثابت شد.
جهت کاهش چنین تقلبات، شمارش آرا باید در مراکز ولایات و در حضور مشاهدان و ناظران، کمیسیون شکایات انتخاباتی و رسانه‌ها صورت گرفته و نتایج ابتدایی باید در سطح ولایت اعلام گردد. این عمل برای کمیسیون مستقل انتخابات فرصت خواهد داد تا این روند را تحت کنترول داشته و برای مشاهدان، ناظران و کمیسیون شکایات انتخاباتی زمینه آن را مساعد سازد تا تلاش‌های‌شان را متمرکز ساخته و از این روند به‌شکل موثرتر نظارت کنند. این عمل کار کمیسیون شکایات انتخاباتی را مبنی بر اتخاذ تصمیم فوری در رابطه به صندوق‌های رای‌دهی مشکوک، سهل خواهد ساخت. تجارب پیشنهاد می‌کند که خطر تقلباتی که در جریان انتقال آرا صورت می‌گیرد، کم‌تر از خطر تقلباتی است که در جریان شمارش آرا در محلات رای‌دهی رخ می‌دهد.

۷٫ آگاهی عامه علیه تقلب
لازم است تا در رابطه به اقدامات ضد تقلب همکاری رای‌دهندگان با کمیسیون مستقل انتخابات را جلب کرد. لازم است تا کمیسیون مستقل انتخابات رای‌دهندگان و نامزدان را مطلع بسازد که تقلب تخلف بزرگ محسوب شده و کمیسیون مستقل انتخابات را در تدابیر علیه تقلب همکاری کنند. در انتخابات سال ۱۳۸۸و ۱۳۸۹، کمیسیون شکایات انتخاباتی و کمیسیون مستقل انتخابات بیش از یک میلیون رای را به علت تقلبات باطل اعلام کردند. این موضوع حتا برندگان مشروع انتخابات را صدمه زد و به حیثیت روند انتخابات و نهادهای انتخاباتی لطمه وارد کرد.
تدابیر احتمالی برای حکومت
در پهلوی کمیسیون مستقل انتخابات، حکومت افغانستان باید نقشش را علیه تقلب ایفا کند. حکومت باید استقلالیت و بی‌طرفی کمیسیون مستقل انتخابات را احترام کند و کارمندان دولت باید از دخالت به نفع یا علیه هر نامزدی پرهیز کنند. در انتخابات گذشته، فرمان ریاست‌جمهوری مبنی بر عدم دخالت کارمندان دولت در انتخابات صادر شد اما فاقد روش موثری بود تا در صورت وقوع تخلف، متخلف را مجازات نماید و در قسمت جلوگیری از دخالت مقامات محلی تاثیر اندکی داشت.
کمیسیون مستقل انتخابات باید چارچوب و رهنمود جامعی را برای کارمندان دولتی به‌خصوص پرسونل امنیتی ایجاد کند تا در روند انتخابات همکاری نموده اما در این پروسه دخالت نکنند. این چارچوب باید مشخص سازد که کدام کارهای کارمندان دولتی نقض بی‌طرفی محسوب می‌شود. برای کمیسیون مستقل انتخابات باید صلاحیت داده شود تا شواهد و مدارک مبنی بر دخالت کارمندان دولتی را جمع‌آوری کرده و برای رییس‌جمهور پیشنهاد کند که این کارمندان را از وظایف‌شان برکنار سازد یا از سوی نهادهای قانونی مورد پیگرد و تعقیب عدلی قرار گیرند.
مشاهدان، ناظران نامزدان و احزاب سیاسی، جامعه مدنی و رسانه‌ها
انتخابات آزاد، عادلانه و شفاف مستلزم مشاهده و شمولیت موثر و فعال احزاب سیاسی، نهادهای جامعه مدنی و رسانه‌ها می‌باشد. شمار کثیری از مشاهدان، ناظران نامزدان و احزاب سیاسی و رسانه‌ها در انتخابات سال ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ اعتبارنامه دریافت کردند اما چنان‌که گفته شد، تعداد زیادی از مراکز رای‌دهی را تحت پوشش قرار ندادند.
برای انتخابات سال ۱۳۹۳ باید توجه خاصی به توانایی و نیازمندی‌های لوژستیکی نهاد‌های مشاهد مبذول گردد.
نتیجه‌گیری
افغانستان در مرحله مهمی از آمادگی‌ها برای انتخابات تاریخی ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۳ قرار دارد. با در نظرداشت این‌که یک روند جامع ثبت‌نام رای‌دهندگان به اساس مراکز رای‌دهی ممکن نبود، کمیسیون مستقل انتخابات باید روی تدابیر کاهش خطرات امنیتی و روش موثر ضد تقلب تمرکز کند. این تدابیر باید وسیعا با تمام جوانب ذیدخل مورد بحث قرار گرفته و کمیسیون مستقل انتخابات باید تعهدش را جهت اجرای آن به اطلاع همگان برساند.
موفقیت روش ضد تقلب به استقلالیت و بی‌طرفی کمیسیون مستقل انتخابات، اراده سیاسی در حکومت افغانستان، نظارت موثر انتخاباتی و شمولیت احزاب سیاسی و جامعه مدنی در این روند بستگی دارد. لازم است که تلاش‌ها از همین اکنون شروع گردد تا اطمینان حاصل شود که این عناصر آن‌طوری که در جریان آمادگی‌های انتخاباتی لازم‌اند، موجود می‌باشند.
یادداشت‌ها:
۱٫ در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ بیش از ۱٫۲ میلیون رای و در انتخابات ولسی‌جرگه سال ۱۳۸۹، ۱٫۳ میلیون رای به علت تقلب باطل گردید.
۲٫ جدول زمانی انتخابات سال ۱۳۹۳ کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان، ۱۰ عقرب سال ۱۳۹۱٫
۳٫ داکتر ستفن دارنولف، پروژه ضد تقلب آفس.
۴٫ در سال ۱۳۸۹، رییس‌جمهور فرمانی را مبنی بر عدم دخالت در روند انتخابات صادر کرد اما هیچ اقدامی جهت پیگرد مقاماتی که این فرمان را نقض نکردند، اتخاذ نشد. طور مثال وزیر آب و انرژی، اسماعیل خان بالای کارمندان ثبت و شمارش در کمیسیون مستقل انتخابات امر نمود تا کاندیدان مشخصی را کمک کنند هرچند آوازش ثبت شده بود اما هیچ اقدامی صورت نگرفت.
۵٫ در انتخابات سال ۱۳۸۸، جمعا ۲۸۰۰۰۰ مشاهد، ناظر، نمایندگان جامعه مدنی و رسانه‌ها اعتبارنامه دریافت کردند و این رقم در انتخابات سال ۱۳۸۹ به ۳۷۹۰۰۰ تن رسید.

گروهی سیاسی هفته نامه ی ندای غزنه

منبع: 8 صبح

[ 2013/11/12 ] [ 11:12 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
- سيد روح‌الله رضواني
در طول یک سال گذشته گزارش‌های تحقیقی زیادی در زمینه فساد در افغانستان از سوی روزنامه ۸صبح و «مشارکت رسانه‌های آزاد» منتشر شد؛ گزارش فساد وزارت معدن، غاصبان زمین، گزارش گمرک جنوب‌غرب کشور و در نهایت گزارش فسادهای گسترده وزرات مهاجرین. این گزارش‌ها زمینه را برای استیضاح وزیران مسوول و یا تحقیق و تفحص از مدیران و عاملان فساد فراهم کرد،‌ به این امید که تصمیم‌گیرندگان بتوانند دست فاسدان و غاصبان را از بیت‌المال قطع کنند. رسانه‌ها توانستند در حد توان نقش تصمیم‌سازی خود را ایفا کنند اما نمایندگان پارلمان و بازرسان نهادهای مسوول به‌عنوان تصمیم‌گیرندگان نهایی نه تنها به وظیفه و تعهد خود عمل نکردند بلکه به‌نظر می‌رسد از آن‌چه رسانه‌ها انجام دادند، سوءاستفاده کردند.

فساد گسترده موجود در وزارت‌خانه‌ها و سازمان‌های مختلف دولتی امروز به‌عنوان یکی از نیازهای اولیه این وزارت‌خانه‌ها در آمده است. به‌نظر می‌رسد این روزها در ناخودآگاه تمامی آنانی که در آشکار شعار مرگ بر فساد سر می‌دهند، این شعار طنین انداز است که: زنده باد فساد. این نوشتار سعی دارد با پرداختن به موضوع منافع منتج از فساد در بین سیاستمداران و مسوولان کشور، این شعار و آرزوی درونی سیاست ورزان را تفسیر کند: شعار زنده باد فساد.
فساد امروزه در افغانستان به ابزاری سیاسی تبدیل شده است که می‌تواند به نحوی موثر، رقیب سیاسی را کنترول کند. سیاستمداران به فساد رقیب‌شان برای تسویه حساب‌های سیاسی نیاز دارند. فساد عاملی تبلیغاتی است برای از میدان به در کردن رقیب. فساد دیگران چیزی است که می‌تواند به ما کمک کند تا ثابت کنیم از دیگران بهتریم، و یا حداقل به اندازه آن‌ها بد نیستیم. مهم‌تر از همه این‌که فساد زمینه پولدار شدن را راحت‌تر می‌کند. در این شرایط چرا نباید گفت‌ زنده باد فساد؟
مبارزه با فساد عملا امروزه یک ابزار و روش تبلیغاتی و شعاری انتخاباتی است. برای بسیاری از مردم فرودست فساد بخشی از راه امرار معاش است و زمانی‌که حقوق و معاش کارمندان دولتی با مخارج‌شان هم‌خوانی ندارد، آن‌ها به خود حق می‌دهند برای منصفانه کردن کار و درآمد خود از روش‌های غیرقانونی و غیراخلاقی مانند رشوه،‌ اخاذی و باج‌گیری استفاده کنند. آن‌ها در واقع این طور خود را توجیه می‌کنند که دارند بخشی از حقوق‌شان را که نمی‌توانند از دولت بگیرند، ‌از مراجعان به ادارات دولتی که در واقع به دولت بدهکارند می‌گیرند. در این سطح از جامعه، کارمندان یقه‌سفید که معمولا انتظار فساد از آن‌ها نمی‌رود و فسادشان علنی نیست، دست به فساد می‌زنند. آنان از جمله کسانی‌اند که در جامعه به فساد نیاز دارند و می‌گویند: ‌زنده باد فساد.
موضوع زمانی بغرنج و شرم‌آور می‌شود که فساد دیگران، به نیاز کسانی تبدیل می‌شود که خود بانی مبارزه با فسادند.
در واقع این بانیان مبارزه با فساد خود به فساد دیگران نیازمندند. در این حالت ناظران،‌ بازرسان و مجازات‌کنندگان فاسدان، همواره برای باج‌گیری منتظر خواهند ماند تا فاسدان به کار خود بپردازند و خوراک آن‌ها را تامین کنند. ضرب‌المثل معروف «هرچه بگندد نمکش می‌زنند/ وای به روزی که بگندد نمک» مصداق بارز همین حالت است. بازرسان اداره مبارزه با فساد، نمایندگان پارلمان، سارنوالی و نهادهای عدلی و قضایی مسوولان اصلی رسیدگی به این‌گونه جرایم‌اند. این سوال جدی است که آن‌ها چه می‌کنند؟ این‌که اصرار و تلاش آن‌ها بیشتر بر کشف جرم استوار است تا پیشگیری از جرم، می‌تواند تلویحا این نکته را نشان دهد که آن‌ها خود به جرم دیگران نیاز دارند. آن‌چه عملا رخ می‌دهد این است که رسانه‌ها بر حسب مسوولیت خود فاسدان را شناسایی و افشا می‌کنند و به نوعی دست‌شان را در دست نمایندگان پارلمان می‌گذارند. اما نمایندگان پارلمان دست فاسدان را در بدل منافع خود رها می‌کنند.
ابقای وزیر مهاجرین با هیچ چیزی قابل توجیه نیست مگر منافع رای‌دهندگان به این وزیر. دفاعیه وزیر مهاجرین آن‌قدر ضعیف، ‌بی‌ربط و ملتمسانه بود که رای دادن به آن ضعفی شدیدتر را نشان می‌داد. رای به نفع وزیرانی که افکار عمومی فاسد بودن‌شان را محرز می‌داند، عملا هزینه افشاگری مفسدان و دشمنان ثبات و عدالت اجتماعی را بالا می‌برد. هزینه فساد در آینده را پایین آورده و باعث می‌شود دفاع کردن از خود در برابر اتهام‌ها به مراتب آسان‌تر از قبل باشد.
شدت و قدرت فساد در جامعه آن‌قدر بالا رفته است که دفاع فرد فاسد از خود، بسیار سهل‌تر از تنبیه و مجازات فرد فاسد باشد. این یعنی فاسدانه زندگی کردن بسیار مقرون به صرفه‌تر از عادلانه و منصفانه زندگی کردن است. و نتیجه این است که حامیان وزیران فاسد، در رقم زدن آن نقش اصلی را داشته‌اند. در این شرایط باز بسیاری خواهند گفت: ‌زنده باد فساد.
این‌که چرا جامعه به این سطح از فساد می‌رسد، باید ریشه‌اش را در حکومت جستجو کرد. مهم‌ترین عامل گسترش فساد دولت بزرگ است. امروز دولت از خانه‌های مردم شروع می‌شود. دولت است که به مردمش می‌گوید چه ببینند، چه بخوانند و چطور رفتار کنند. عملا حوزه‌های خصوصی و عمومی امروز درهم‌تنیده. دولت تا روابط خارجی و سیاست‌های عمومی گسترش می‌یابد. زمانی‌که اکثر مردم معاش و شرایط کاری‌شان به نحوی به عوامل دولتی وابسته باشد، فساد دولتی به فسادهای خانوادگی و فردی کشیده می‌شود. بخشی از مردم برای گریز از بروکراسی به سمت فساد می‌روند. یعنی هزینه می‌کنند تا از بند دولت بزرگ و قانون‌های آن رها شوند.
همان‌طور که دولت‌مردان فاسد برای رهایی از فشار افکار عمومی و قضاوت مردم اقدام به باج‌دهی به نمایندگان مردم، بازرسان و بانیان عدالت در جامعه می‌کنند. وقتی مردم در سطوح یقه‌سفیدها و یقه‌آبی‌ها می‌گویند زنده باد فساد، در واقع به نمایندگی از دولت و حکومت‌شان این شعار را فریاد می‌زنند.
به‌نظر می‌رسد پارلمان نیاز به نظارت جدی‌تری دارد. نهادهای مدنی و اجتماعی باید به ترویج مفهوم فساد به‌عنوان یک ضدارزش بپردازند. فساد باید به یک ضدارزش بدل شود. این کار تنها با ایجاد فرهنگ مناسب مقدور است. آگاه کردن مردم از حقوق شهروندی‌شان کمک می‌کند تا فساد بیشتر کنترول و به ضد ارزش تبدیل شود. مردم باید بدانند وقتی با فساد روبه‌رو شدند کجا باید بروند و چطور آن را پیگیری کنند. در گذشته در جامعه ما ارزش‌های موثر و فعالی وجود داشت که ضد فساد عمل می‌کرد. موضوعاتی مانند حلال و حرام بودن دارایی، عزت و حیای مالی،‌ شرافت کار و قبحیت دزدی از ارزش‌های ضد فساد در جامعه بود. این ارزش‌ها در طول زمان از بین رفته‌اند و بنابراین نقش ضدفساد آن‌ها هم، ‌دیگر در جامعه کم‌رنگ شده است. باید به سمتی برویم تا این ارزش‌ها بازهم کارایی خود را پیدا کنند.
دولت و حکومت نیز باید به سمت کوچک شدن پیش برود. دولت‌های بزرگ آن‌قدر در زمینه‌های مختلف زندگی مردم رسوخ می‌کنند که ویژگی‌های خود را به مردم منتقل می‌کنند. دولت و نهادهای حکومتی فاسد، از وزارت‌خانه‌ها گرفته تا پارلمان فاسد مردم خود را هم‌رنگ خود می‌کند و بر شعاری که منافع مقطعی هر دو را تامین کند، توافق می‌کنند. دولتی که مسوده و قانون برای کوچک کردن خود تهیه کند و امکان برخوردهای انضباطی با فساد را فراهم، می‌تواند خود را در مبارزه با فساد موفق بداند. در غیر این صورت همواره این شعار در ناخودآگاه مردم، دولت‌مردان و نمایندگان این کشور طنین‌انداز خواهد بود که: زنده باد فساد!

[ 2013/11/10 ] [ 12:50 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
وزارت دفاع امریکا در گزارشی گفته است که حملات شورشیان در افغانستان کاهش یافته؛ اما با وجود این، تلفات نیروهای امنیتی داخلی بالاست و شورشیان در برخی مناطق روستایی که به طور سنتی آنجا قدرت دارند، توان خود را تقویت کرده‌اند.

به نقل از دویچه‌وله، وزارت دفاع امریکا در گزارشی به کانگرس این کشور گفته که حملات شورشیان در افغانستان بین ماه‌های اپریل تا سپتامبر (بهار و تابستان) به طور کل شش درصد و حمله با بمب دست‌ساز ۲۲ درصد کاهش داشته است.
به گفته وزارت دفاع امریکا، ۸۰ درصد حملات شورشیان در مناطقی رخ داده که کمتر از ۲۵ درصد جمعیت افغانستان در آنجا زندگی می‌کنند. براساس این گزارش، ده منطقه که بیشترین خشونت را تجربه کرده در ولایت‌های هلمند و قندهار موقعیت دارند که تقریبا ۳ درصد کل نفوس افغانستان را تشکیل می‌دهند. ۳۰ درصد کل حملات در این مناطق رخ دادند.
پنتاگون گفته است که گروه طالبان در رسیدن به اهداف مشخص خود در ماه‌های اخیر شکست خورده است و «توان این گروه برای انجام حملات در مراکز پرنفوس مهم، زیر فشار قرار دارد.»

این ارزیابی یک بن‌بست نظامی را در جنگ بین نیروهای امنیتی داخلی و شورشیان طالبان نشان می‌دهد.
گزارش پنتاگون برای اولین‌بار دوره زمانی را بررسی کرده است که در آن نیروهای اردو و پولیس افغانستان مسوولیت امنیت سراسر کشور را بردوش داشته و «نیروهای بین‌المللی کمک به امنیت افغانستان» فقط نقش مشورتی و لوژستیکی داشتند.
پنتاگون گفته است که نیروهای امنیتی افغانستان در حال حاضر «۹۵ درصد عملیات‌های معمولی و ۹۸ درصد عملیات‌های ویژه را انجام می‌دهند.» بر اساس این گزارش، تنها عملیات یک جانبه توسط نیروهای ایتلاف تحت رهبری ناتو، مراقبت از سربازان خود، امنیت و پاک‌سازی راه‌ها و انتقال نیروها می‌باشد.
قرار است نیروهای آیساف در پایان سال ۲۰۱۴ به ماموریت نظامی خود در افغانستان پایان دهند و به تدریج از کشور خارج شوند. به گفته پنتاگون، در حال حاضر ۴۸۵۰۰ سرباز امریکایی و ۲۷۰۰۰ سرباز از دیگر کشورهای ایتلاف بین‌المللی در افغانستان حضور دارند. این در حالی است که شمار نیروهای امنیتی داخلی به شمول پولیس و اردو به ۳۴۵ هزار تن می‌رسد.
در همین‌حال، شمار تلفات نیروهای افغانستان در شش ماه اول سال روان خورشیدی در مقایسه با زمان مشابه در سال گذشته، ۷۹ درصد افزایش داشته است. هم‌زمان، شمار تلفات نیروهای آیساف ۵۹ درصد کاهش داشته است.
در گزارش پنتاگون هم‌چنان گفته شده است که جدا از این پرسش که آیا نیروهای افغانستان توانایی عملیات بدون پشتیبانی هوایی ناتو را پس از سال ۲۰۱۴ دارند یا خیر، این کشور با مشکلات اقتصادی و سیاسی روبه‌رو است که «عدم اطمینان را درباره دورنمای ثبات در این کشور افزایش می‌دهد.»

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2013/11/10 ] [ 12:34 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
د برتانیا شاهی سمندری ځواکونو یو پوځی د یوه افغان ټپی شوی اورپکی په وژلو تورن شوی، چې څارنوالۍ تورن سرتېری ته د “سزا” غوښتنه کړې ده.

په دې قضیه کې دوه نور برتانوی پوځیان سپین خېژول شوی.
سرتېری یوازې د سمندری ځواک د الف ډلې پوځی ښوول شوی، چې په ۲۰۱۱ کال په هلمند ولایت کې د ګزمې پرمهال د یوه نامعلوم ټپی شوی اورپکی په وژلو تورن شوی دی.
جنرال جولیان ټامپسن چې د فولکلېنډ جګړې پرمهال یې د ۳ کنډک مشری کوله، ټایمز ورځپاڼې ته ویلی ویلی، شاید د عمری بند پرځای تورن پوځی ته پنځه کاله بند سزا ښه وګڼله شی.
داسې رپوټونه هم وو، چې ګنی تورن شاید په عمری بند محکوم شی.
د تورن بله محکمه د راتلونکی دسمبر پر شپږمه کېږی.
ټامپسن ویلی “ټول پوهېږی چې په هلمند ولایت کې د شاهی سمندری ځواکونو له خوا دا یو غلط کار شوی دی”.
خو نوموړی زیاتوی چې “زه د هغه سړی په اړه خپه یم، چې دا کار یې کړی دی، دا یو ډې کم عقلانه کار دی”.
نوموړی رسنیو ته ویلی “کله چې دوښمن پر سړی راتاو شی، دا یو زښت زیات خطرناک حالت دی”.
دا لومړی ځل دی، چې د برتانیا پوځ یو غړی د افغانستان جګړه کې د وژنې په تور محاکمه کېږی.
پر دغه سرتېری د تېرې جمعې په ورځ له تور لګېدو وروسته، د شاهی سمندری ځواکونو یوه قومندان بېل ډنهام وویل “رښتیا هم دا وژنه زړه بوږنوونکې او ناوړه ناقانونه کړنه وه”.
دغه پېښه وروسته تر هغه محکمې او څارنوالۍ ته ورسېده، چې د برتانیا شاهی سمندری ځواکونو د ب کنډک یوه سرتېری دغه پېښه د پوځی خولۍ پر سر کامرې په مټ ثبت کړې وه او فلم یې راویوست.
دغه فلم د ۲۰۱۱ سپتمبر پر ۱۵ اخیستل شوی و، چې د دوو اونیو محکمې پرمهال محکمه کې هم وښوول شو.
فلم کې د سمندری الف ځواک سرتېری یو افغان ټپی شوی بندی اورپکی د تومانچې په نهو ډزو ولی او وایی چې: “دلته بشری حقونه نشته.. اوس پر موږ هېڅ نه شې کولی…ما د ژنیوا کنوانسیون مات کړ… “.
د محاکمې پرمهال څارنوالی ډیویډ پیری محکمې ته وویل چې دغه وژنه “دا په جګړه کې د دوښمن مخامخ وژنه نه ده… بلکې سړی ته پرې سزا ورکول کېدی شی”.
درې واړه تورن سمندری پوځیان د برتانیا شاهی پوځی پولیسو له خوا د ۲۰۱۲ اکتوبر کې وروسته تر هغه نیول شوی، چې د وژنې وېډیو یې د برتایا د یوه ملکی پولیسو له خوا د یوه پوځی په لپ ټاپ کې وموندل شوه.

[ 2013/11/10 ] [ 12:29 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
<< مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این بلاگ به تاسی از فیصله جمع کارمندان هفته نامه ندای غزنه تاسیس گردیده است و محتوای این بلاک حاوی موضوعاتی سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و اسلامی می باشد.
همچنان در باره هنجار ها و ناهنجار های که در طی چندین سال ، کشور عزیزمان به آن گرفتار است تحت بحث قرار میدهد و برای ذهنیت دادن جوانان و بانوان کشور نیز یک منبع بهتری است تا آنها را از مسایل گونا گون با خبر نماید و در باره تحولات دنیا آگاهی میدهد.
قابل یادهانی است اینکه ؛تماماَ دوستانیکه علاقمندی به فرهنگ ویب بلاک خوانی و فرهنگ اطلاعات عمومی و غنی درباره ای ولایت غزنی باستان دارند می توانند که مطالب خویش را توسط پست الکترونی به ما ارسال بدارند، زیرا هفته نامه ندای غزنه همیشه از تماماً دوستداران و علاقمندان خویش نیز متقاضی است تا در بخش موضوعات ساسیی ، اجتماعی ، اقتصادی ، ورزشی ، ادبی و فرهنگی اداره هفته نامه را یاری رسانیده ، اشخاص و علاقمندانی که درخارج ازکشور زنده گی دارند توسط مطالب ارسالی شما عزیزان بتوانند درباره ولایت باستانی و مهد تمدن اسلامی اطلاعاتی مناسب بدست بیاورند.
همچنان با ارسال مطالب زیبا خویش شما می توانید به غنامندی بیشتری به فرهنگ ویب بلاک خوانی تعدادی کثیر از جوانان را تشویق کرده و آنها را وادار به معرفی ولایت تاریخ و باستانی غزنی باستان کوشا سازید.
با عرض حرمت ممـــــــــــــــتاز حــــیدری صاحب امتیاز و مدیر مسئوول هفته نامه ندای غزنه
امکانات وب

استخاره آنلاین با قرآن کریم


كد ماوس

تماس با ما href="http://www.1abzar.com">اسلایدر



آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر