هفته نامه ي ندای غزنهN.D.G Weekly News
عصر رسانه ها و جنگ آن در افغانستان ن  
لینک دوستان
۸صبح کابل:‌ مقام‌ها در وزارت معارف می‌گویند در پنج ماه اخیر حدود ۱۰۰ تن از کارمندان وزارت معارف کشته شده‌اند. این وزارت می‌گوید کشتن کارمندان وزارت معارف در سال جاری بیشتر شده است.

این تعداد از کارمندان و مدیران وزارت معارف به شکل قتل‌های هدفمند و یا در انفجار بمب‌ها جان‌شان را از دست داده‌اند. وزارت معارف می‌گوید در صورتی‌که کشتار مدیران معارف ادامه یابد تاثیر ناگواری بر روند آموزش و پرورش به‌جا می‌گذارد.
براساس اظهارات مقام‌ها در وزارت معارف کشتن کارمندان وزارت معارف شیوه‌ی تازه‌ای برای ضربه‌زدن به مکاتب و آموزش و پرورش است.
امان‌الله ایمان، سخنگوی وزارت معارف روز گذشته در گفتگو با ۸صبح گفت حلقات استخباراتی به شکل هدفمند می‌خواهند معارف افغانستان را ضربه بزنند و جلو کاروان پیشرفت و ترقی کشور را بگیرند.
آقای ایمان گفت: «این کشتارهای مجهول که کسی مسوولیت آن را به دوش نمی‌گیرد، برای مسوولین معارف نگران‌کننده است.» او گفت که این اعمال توطیه‌های استخباراتی هستند که به اشکال شب‌نامه، مسمومیت، تهدید و ارعاب انجام می‌شوند. به گفته آقای ایمان هدف اصلی این‌گونه اعمال جلوگیری از ادامه تعلیم کودکان افغانستان است.
آقای ایمان گفت در کوتاه‌مدت نیروهای امنیتی باید راه‌هایی را برای جلوگیری از کشتار کارمندان وزارت معارف جستجو کنند. او گفت که در درازمدت بهترین راه برای جلوگیری از کشتار هدفمند کارمندان وزارت معارف حمایت مردم از مکاتب، معلمان و مدیران می‌باشد.
ایمان گفت:‌ «منحیث وظیفه مسوولیت ارگان‌های امنیتی ما است که در این مورد کشف داشته باشند و عمل قاطع داشته باشند و پاسخ قاطع داشته باشند. من مطمین هستم که آنها می‌توانند جلو این اعمال را بگیرند.»
سخنگوی وزارت معارف گفت از نیروهای امنیتی و نهادهای عدلی و قضایی خواسته شده تا این موارد را به صورت جدی تعقیب کنند.

[ 2013/8/11 ] [ 11:5 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

رییس‌جمهور کرزی با جنرال هاستن رییس فرماندهی مرکزی ایالات متحده امریکا دیدار کرد. در این دیدار که شب گذشته در ارگ انجام شد، هر‌دو جانب در رابطه به پیشرفت‌ها و موفقیت‌های نیروهای امنیتی کشور، قرارداد امنیتی و مسایل منطقوی بحث و تبادل‌نظر کردند. جنرال هاستن از پیشرفت‌ها و موفقیت‌های اردوی ملی افغانستان اظهار خرسندی کرده گفت که اردوی ملی افغانستان حالا توانایی آنرا پیدا کرده است که پلان‌گذاری عملیات و تطبیق آنرا به طور مستقلانه به پیش ببرد. وی از توانایی های اردوی ملی افغانستان در رهبری و انجام عملیات‌ها در نقاط مختلف کشور از جمله عملیات اخیر نیروهای امنیتی کشور در ولسوالی ازره ولایت لوگر، یاد‌آوری نموده از آن تمجید کرد. هم‌چنین رییس فرماندهی مرکزی ایالات متحده امریکا از کمک و همکاری کشورش در زمینه تجهیز نیروهای زمینی و هوایی افغانستان اطمینان داد. در این دیدار رییس‌جمهور کشور همکاری‌های ایالات متحده امریکا را در عرصه‌های مختلف از جمله تجهیز و آموزش نیروهای امنیتی افغانستان مهم دانسته و بر گسترش آن تاکید نمود.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2013/7/29 ] [ 5:5 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

نظامیان بریتانیا سه سال پس از ترک ولسوالی «سنگین» ولایت هلمند، برای جنگ با ستیزه‎جویان طالبان به این ولسوالی بازگشته‎اند.
به گزارش بی‌بی‌سی، وزارت دفاع بریتانیا تایید کرده که به درخواست ارتش افغانستان، حدود ۸۰ سرباز بریتانیایی در عملیات هشت‌روزه علیه طالبان شرکت کرده‌اند.
این وزارت اعلام کرده که نقش سربازان بریتانیایی در نبرد «سنگین» فراهم کردن چتر کمکی در عملیاتی به رهبری نیروهای ارتش افغانستان است.
وزارت دفاع بریتانیا گفته که در این عملیات شماری از نفرات گروه طالبان کشته و برخی دیگر دستگیر شده‎اند، اما به نیروهای بریتانیایی آسیبی نرسیده است.
روزنامه سندی تایمز گزارش داده است که فیلیپ هاموند وزیر دفاع بریتانیا شخصا به نیروهای کشورش اجازه داده که به منطقه سنگین بازگردند.
گفته شده که بین سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ میلادی ۱۰۶ سرباز بریتانیایی در این منطقه در جریان جنگ کشته شدند.
سندی تایمز نوشته به دلیل این‌که تهدیدها علیه نیروهای بریتانیایی در منطقه سنگین بالا بود، به درخواست وزارت دفاع بریتانیا پخش خبر شرکت نظامیان این کشور تا پایان جنگ به تاخیر انداخته شد.
نظامیان بریتانیا بخشی از نیروهای عملیاتی ارتش افغانستان در منطقه سنگین بودند. این عملیات به هدف بیرون راندن شورشیان طالبان از این منطقه به راه انداخته شد.
هلمند مرکز فعالیت‎های گروه طالبان دانسته می‎شود و نظامیان بریتانیایی در محلات خارج از محدوده عملیاتی خود کمتر و به اندازه محدودی اقدام به اجرای عملیات می‎کنند.

مناطق مرکزی این ولایت محدوده عملیاتی این نیروها است.
یک سخنگوی ارتش بریتانیا گفته است: «عملیات‌های خارج از منطقه عملیاتی بخشی از ماموریت درازمدت بریتانیا در افغانستان کاملا مرتبط با نقش فعلی آموزشی و حمایتی از نیروهای امنیتی افغانستان اجرا شده است.»
او افزود: «بین ۲۰۰۶ و ۲۰۱۰ نیروهای بریتانیایی نقش عمده‌ای در تامین امنیت مردم سنگین داشته‌اند، فعالیت‎های شورشیان را در منطقه‌ای که مرکز فعالیت‌های طالبان شمرده می‌شود، مختل و از گسترش خشونت به مناطق دیگر جلوگیری کرده‌اند. این نیروها حاکمیت دولت افغانستان را در آن‌جا حفظ کرده و امکان فعالیت‎های اقتصادی را فراهم کرده‌اند.»
هلمند ناآرام‌ترین ولایت جنوبی افغانستان است. هزاران سرباز بریتانیایی و امریکایی در کنار نیروهای امنیتی افغانستان مستقر شده‌اند.
بازگشت ارتش بریتانیا در جنگ با طالبان در سنگین، پرسش‎های بیشتری را در باره توانایی ارتش افغانستان در راستای تامین امنیت مطرح می‌کند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2013/7/29 ] [ 5:3 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
۸صبح، کابل: مسوولان تلویزیون محلی «تنویر» در بغلان می‌گویند که صبح روزیکشنبه، دو تن از خبرنگاران این تلویزیون از سوی افراد مسلح، شدیدا لت و کوب شده‌اند.

شیر محمد جهش، مدیر مسوول تلویزیون تنویر می‌گوید: «یک گزارشگر و یک فیلم‌بردار ما زمانی که از محفل معرفی شهردار جدید شهر پلخمری بیرون شدند، از سوی افراد وابسته به شهردار پیشین، مورد لت و کوب قرار گرفتند.»
به گفته آقای جهش، در روزهای گذشته، سید مقصود سادات، شهردار قبلی پلخمری، تظاهراتی را علیه شهردار جدید این شهر به‌راه انداخته و تلاش داشت تا مانع تقرری شهردار جدید شود.
با این حال، روز یکشنبه شهردار جدید پلخمری، در یک مراسم دولتی، رسما معرفی شد. در این مراسم از خبرنگاران برای پوشش خبری دعوت شده بود و خبرنگاران تلویزیون تنویر در بازگشت از این محفل، لت و کوب شدند.
آقای جهش در حالی که می‌گوید از جریان لت و کوب خبرنگارانش تصویر دارد، اضافه می‌کند: «از جمله افرادی که خبرنگاران ما را لت و کوب کرده‌اند، سه نفر از جمله دو محافظ و راننده شهردار قبلی را ما شناسایی کرده‌ایم.»
اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان در تماس با مسوولان ولایت بغلان‌، تلاش کرده است تا عوامل لت و کوب خبرنگاران تلویزیون تنویر، شناسایی و به پنجه قانون سپرده شوند.
اسدالله شیرزاد، فرمانده پولیس بغلان در پاسخ به خواست اتحادیه ملی ژورنالیستان گفته است: «به آمر امنیت خود که معاون اول من هم است، وظیفه می‌دهم تا با تمام نیرو به حل این مشکل بپردازد.»
مسوولان تلویزیون تنویر نیز می‌گویند که پولیس بغلان وعده همکاری در شناسایی و بازداشت عاملان این قضیه را داده است.
اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان از نهادهای امنیتی کشور خواسته است تا جلو افزایش بی‌سابقه خشونت‌ها علیه خبرنگاران را بگیرند.
محمد فهیم دشتی، رییس اجرایی این اتحادیه می‌گوید: «ما با مسوولان وزارت داخله در تماس هستیم تا به این مشکلات در زود‌ترین فرصت ممکن پایان داده شود.»
خشونت‌ها علیه خبرنگاران در هفته‌های اخیر افزایش یافته است. روز شنبه یک خبرنگار خبرگزاری بخدی از سوی والی پروان در کابل، مورد لت و کوب قرار گرفت.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

[ 2013/7/29 ] [ 4:59 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

نی یا حمایت‌کننده رسانه‌های آزاد افغانستان از حکومت خواست تا عاملان لت‌وکوب نصرت‌الله اقبال خبرنگار خبرگزاری بخدی را مورد پیگرد قانونی قرار دهد. مسوولان این نهاد می‌گویند که دولت مسوولیت دارد تا از حقوق خبرنگاران حراست کند و نگذارد که آن‌ها به‌دلیل نوشته‌های‌شان مورد ضرب و شتم قرار گیرند.
نصرت‌الله اقبال به‌دلیل نقد کردن کتابی که توسط بصیر سالنگی والی پروان نوشته شده، روز جمعه از سوی والی پروان لت‌وکوب شد. آقای اقبال نظراتش در مورد این کتاب را در صفحه اجتماعی فیسبوک نوشته بود.
این نهاد مدافع خبرنگاران می‌گوید در صورتی‌که نوشتن در شبکه‌های اجتماعی با لت‌وکوب، خشونت و انواع توهین و تحقیر روبه‌رو شود، کاربران این شبکه‌ها به خودسانسوری روی خواهند آورد.
صدیق‌الله توحیدی از مسوولان نی روز گذشته در یک کنفرانس خبری در کابل گفت: «رسانه‌های اجتماعی فضای باز مجازی است که هر کس حق دارد در موارد مختلف ابراز نظر کند. نباید مانع رای و نظر کاربران شد و یا هم نوشتن یک نظر مخالف، چنان طرف را عصبانی بسازد که منجر به شکنجه جسمی شود.»
توحیدی از مقام‌های مسوول در حکومت خواست تا این قضیه را به‌صورت جدی پیگیری کنند. او گفت: «کسانی‌که به خشونت اعتقاد دارند، باید بدانند که جلوگیری از ابراز نظر شهروندان مبدل به خطرات جدی اجتماعی می‌شود نه این‌که خطرات را کاهش می‌دهد.»
او گفت که نوشته‌های تمام افراد جامعه قابل نقد است و همه باید نقدپذیر باشند و نظر مخالف را بشنوند. او گفت کسانی‌که در برابر نقد به خشونت متوصل می‌شوند، هنوز به دموکراسی عادت نکرده‌اند و یا فهم و نظرشان از دموکراسی کامل نیست.
در همین حال نصرت‌الله اقبال در این کنفرانس گفت نقدی که او در باره کتاب والی پروان نوشته بود، به اندازه‌ای جدی نبود که این مقام دولتی را به چنین واکنشی وادار کند.
آقای اقبال گفت که به دعوت حاجی نوید نوری، یکی از آشنایانش شام روز جمعه به رستورانت استانبول رفت، اما در آن‌جا دید که بصیر سالنگی و یکی از مشاورانش نیز حضور دارند.
این خبرنگار گفت: «والی پروان به من گفت که کمی باادب باش؛ کمی تربیت یاد بگیر. من وقتی خواستم جواب بدهم این آدم با بوتل آب به رویم حواله کرد و بعد دو سه نفر با دریشی‌های رسمی وارد شدند و مرا محکم گرفتند و جناب والی با مشت به رویم کوبید.»
به‌گفته آقای اقبال پس از آن‌که سالنگی او را مورد لت‌وکوب قرار داد از رستورانت بیرون شد، ولی حاجی نوید از نزدیکان والی همراه با چند تن دیگر دوباره به لت‌وکوب او ادامه دادند.
اقبال گفت: «حاجی نوید نوری بر روی شکمم نشسته بود و افراد دیگر از دست و پایم محکم گرفتند. حاجی نوید بوتل شراب را آورد و الاشه مرا محکم گرفتند و به زور به سر و رویم انداختند؛ تمام لباس‌هایم تر شده بود. پس از هر ۱۵ تا ۲۰ دقیقه یک بار دهنم را پر می‌کردند و دوباره رها می‌کردند.»
این خبرنگار گفت بعد حاجی نوید و همراهانش او را به شهر نو انتقال دادند و خودشان فرار کردند. اقبال می‌گوید در شهر نو توانست به خبرنگاران تماس بگیرد و با چند رسانه مصاحبه کند، اما پولیس اجازه ادامه مصاحبه را نداد.
اقبال گفت که پولیس بعدا او را به حوزه دهم برد و با استفاده از زور در یک ورق که گویا اظهارات او بود، شصتش را گرفت در حالی‌که به این خبرنگار اجازه داده نشد تا محتوای این اعتراف‌ها را بخواند. او گفت پس از چند بار رفت‌وآمد بین حوزه پولیس و طب عدلی، بالاخره وی را به خانه‌ای در نزدیکی حوزه دهم بردند و صاحب خانه از آقای اقبال تقاضا کرد تا معذرت والی را بپذیرد.
نصرت‌الله اقبال گفت: «جناب والی علاوه بر این‌که از من عذرخواهی کردند، رویم را بوسیدند و به زور دستش را به نزد دهنم آور تا ببوسم و گفت ما از یک ولایت هستیم و قوم استیم و تو نباید قهر شوی.»
اما بصیر سالنگی والی پروان در صفحه فیسبوک خود لت‌وکوب آقای اقبال را رد کرده و گفته است که او هیچ‌گاهی به‌عنوان یک مقام دولتی دست به چنین کاری نمی‌زند.
آقای سالنگی گفته است که همیشه مدافع خبرنگاران بوده و حمایتش از خبرنگاران را پس از این نیز ادامه خواهد داد.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2013/7/29 ] [ 4:58 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
در حالی‌که مقام‌های امریکایی گفته‌اند سرنوشت پیمان امنیتی میان افغانستان و ایالات متحده تا ماه اکتوبر آینده باید مشخص شود، اما وزارت خارجه کشور می‌گوید که تعیین ضرب‌الاجل در امضای این پیمان برای دولت افغانستان مهم نیست.

جنرال مارتین دمپسی، رییس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده، هفته گذشته پس از دیدار با رییس‌جمهور کرزی در کابل گفته بود که قبل از پایان ماموریت فعلی ناتو در افغانستان، باید پیمان امنیتی میان افغانستان و امریکا تا ماه اکتوبر به امضا برسد.
آقای دمپسی افزود که یک سال قبل از پایان ماموریت ناتو در افغانستان، سرنوشت پیمان امنیتی باید مشخص شود تا به‌گفته‌ی او، نیروهای بین‌المللی به رهبری امریکا بتوانند چارچوبی بهتری برای ماموریت آینده خود در افغانستان ترسیم کنند.
اما، وزارت امور خارجه می‌گوید که دولت افغانستان در امضای پیمان امنیتی عجله‌ای ندارد و تعیین ضرب‌الاجل زمانی برای امضای این پیمان توسط ایالات متحده امریکا، اهمیتی ندارد.

سخنگوی وزارت امور خارجه می‌گوید در صورتی‌که پیمان امنیتی میان افغانستان و ایالات متحده امریکا به امضا برسد، پیش از جنوری ۲۰۱۵ مورد اجرا قرار نخواهد گرفت. به‌گفته‌ی او، همکاری‌های جامعه جهانی با دولت افغانستان تا پیش از جنوری ۲۰۱۵، مطابق به توافق‌های قبلی صورت خواهد گرفت.

جانان موسی‌زی، سخنگوی وزارت امور خارجه، روز یک‌شنبه، ۶ اسد، در کنفرانس خبری هفتگی خود، با بی‌اهمیت خواندن ضرب‌الاجل تعیین شده از سوی ایالات متحده امریکا، گفت که دولت در تلاش است تا محتوای این سند مطابق خواست‌های دولت افغانستان ترتیب شود. آقای موسی‌زی گفت: «برای دولت افغانستان ضرب‌الاجل زمانی امضای موافقت‌نامه امنیتی با ایالات متحده امریکا مهم نیست. چیزی‌که مهم است، محتوا و کیفیت سند است. هم‌چنین ضمانت‌هایی که در این سند باید باشد، برای دولت افغانستان اهمیت بالاتری دارد.»
مذاکرات برسر امضای پیمان امنیتی که در مرحله چهارم خود رسیده بود، پس از باز شدن دفتر طالبان در قطر، توسط دولت افغانستان به حالت تعلیق درآمد. مذاکرات بر سر تهیه پیش‌نویس این پیمان در حالت تعلیق قرار دارد و دفتر ریاست‌جمهوری افغانستان آغاز این مذاکرات را مشروط کرده است. پس از تعلیق مذاکرات بر سر امضای پیمان امنیتی، دفتر ریاست‌جمهوری اعلام کرد که این مذاکرات زمانی آغاز خواهد شد که طالبان مستقیما با شورای عالی صلح وارد گفتگو شوند.
با این‌حال، وزارت امور خارجه امضای پیمان امنیتی با ایالات متحده را برای مردم افغانستان با اهمیت و تاریخی توصیف کرده می‌گوید هر زمانی‌که رییس‌جمهور کرزی خواسته باشد مذاکرات بر سر امضای این پیمان از سرگرفته خواهد شد.
سخنگوی وزارت امور خارجه می‌گوید در صورتی‌که پیمان امنیتی میان افغانستان و ایالات متحده امریکا به امضا برسد، پیش از جنوری ۲۰۱۵ مورد اجرا قرار نخواهد گرفت. به‌گفته‌ی او، همکاری‌های جامعه جهانی با دولت افغانستان تا پیش از جنوری ۲۰۱۵، مطابق به توافق‌های قبلی صورت خواهد گرفت.
پیمان امنیتی میان افغانستان و ایالات متحده، چارچوب حضور نیروهای امنیتی ایالات متحده و همکاری‌های نظامی آن کشور در افغانستان را پس از سال ۲۰۱۴ را مشخص می‌سازد. دولت افغانستان بارها اعلام کرده که علاقه‌مند امضای این پیمان است، اما تاکنون اعلام نکرده که چه زمانی روند مذاکرات بر سر امضای این پیمان از سر گرفته می‌شود.
آگاهان و جریان‌های سیاسی امضای این پیمان را برای آینده افغانستان بااهمیت خوانده و از دولت خواسته‌اند تا با مطرح کردن خواست‌های شخصی از امریکا، امضای این پیمان را با تاخیر همراه نسازد.

سفر کرزی به پاکستان

در همین‌حال، وزارت امور خارجه از سفر قریب‌الوقوع حامد کرزی رییس‌جمهور کشور به پاکستان خبر داده می‌گوید که دولت افغانستان انتظار دارد با این سفر صفحه جدیدی از همکاری‌های «صادقانه» میان این دو کشور گشوده شود. هنوز تاریخ این سفر مشخص نشده اما سخنگوی وزارت امور خارجه می‌گوید که مقام‌های دو کشور در کابل و اسلام‌آباد روی آجندای سفر رییس‌جمهور کرزی به پاکستان کار می‌کنند. جانان موسی‌زی می‌‌گوید: «حکومت افغانستان با مقامات پاکستان روی یک آجندای عملی کار می‌کند تا آجندای مشخص برای سفر جلالتماب رییس‌جمهور کرزی به اسلام‌آباد ترتیب شود؛ تا این سفر یک سفر تشریفاتی نه، بلکه یک سفر مفید، موثر و عملی باشد.»
سخنگوی وزارت خارجه افزود که در سفر هفته گذشته سرتاج عزیز مشاور نخست‌وزیر پاکستان در کابل، روی موضوعات مورد بحث در سفر رییس‌جمهور کرزی به اسلام‌آباد، صحبت شده و این موضوعات شامل مبارزه مشترک با تروریزم، حمایت از تلاش‌های صلح و تطبیق کامل موافقت‌نامه ترانزیتی میان دو کشور می‌شود.
نوازشریف، نخست‌وزیر پاکستان، پس از به‌دست گرفتن قدرت در آن کشور، سومین بار است که از رییس‌جمهور کرزی به اسلام‌آباد دعوت کرده است. اما رییس‌جمهور افغانستان برای این سفر شروطی تعیین کرده و از جمله گفته است که سفر وی به پاکستان، باید دست‌آورد همراه باشد.

گروهی خبر هفته نامه ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2013/7/29 ] [ 4:55 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

نخست‌وزیر استرالیا در سفری غیرمنتظره به افغانستان و دیدار با نیروهای استرالیایی مستقر در کشور به آن‌ها اعلام کرد که زمان بازگشت‌شان به خانه فرا رسیده است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، کوین راد، نخست‌وزیر جدید استرالیا که توانست در مقابل جولیا گیلارد در انتخابات سال جاری میلادی به پیروزی برسد، روز شنبه در یک سفر غیرمنتظره به به افغانستان آمد و با نیروهای استرالیایی مستقر در ولایت ارزگان دیدار و گفت‌وگو کرد.
کوین راد در جمع سربازان در پایگاه ترین کوت گفت: من از جانب مردم استرالیا به اینجا آمدم تا از زنان و مردان نیروی دفاعی استرالیا به خاطر آنچه که به خوبی انجام داده‌اید، تشکر کنم. من از شما قدردانی می‌کنم و می‌گویم که زمان برگشت به خانه فرا رسیده است.
استرالیا در حال آماده‌سازی برای خروج نیروهایش از افغانستان است.
نخست‌وزیر استرالیا افزود: زمانی که پرچم استرالیا ظرف چند ماه آینده در افغانستان پایین کشیده شود، شما بخشی از تاریخ خواهید شد.
دولت کانبرا حدود ۱۵۵۰ نیرو در افغانستان دارد اما این تعداد در پایان سال جاری میلادی از افغانستان خارج می‌شوند و پایگاه ترین کوت در ولایت ارزگان به دست مقام‌های افغان سپرده می‌شود.
همچنین گفته شده که حدود ۳۰۰ تن از پرسنل نظامی استرالیا قرار است به عنوان مشاور تعلیم‌دهنده در قندهار و کابل باقی بمانند.
در جریان جنگ افغانستان ۴۰ تن از سربازان استرالیایی کشته شدند که آخرین آنها کشته شدن یک سرباز استرالیایی در جون سال جاری میلادی بود.

[ 2013/7/29 ] [ 4:54 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

وزارت خارجه اعلام کرد که قرار است رییس جمهور کرزی در آیندة نزدیک به اسلام آباد سفر کند. آقای کرزی پس از آن دعوت مقامات پاکستان را پذیرفت که سرتاج عزیز مشاور امنیت ملی این کشور به کابل سفر کرد.
نوازشریف، نخست وزیر جدید پاکستان، پس از احراز قدرت از رییس‌جمهور افغانستان خواست تا به این کشور سفر کند؛ اما آقای کرزی دعوت نخست وزیر پاکستان را نپذیرفت. حکومت افغانستان بارها گفته است که همسایة جنوبی آن وعده‌های خود را مبنی بر همکاری برای تأمین صلح در افغانستان عملی نکرده است.
با این حال، پس از سفر سرتاج عزیز، مشاور امنیت ملی و سیاست خارجی پاکستان به کابل، به نظر می‌رسد حامد کرزی در تصمیم خود تجدید نظر کرده است.
جانان موسی‌زی، سخنگوی وزارت خارجه روز یکشنبه در یک کنفرانس خبری در کابل گفت: «رییس‌جمهور افغانستان آماده است تا با حکومت جدید پاکستان یک فصل جدید همکاری‌ها و روابط را باز کند. افغانستان در ده سال گذشته صادقانه تلاش کرده و بی‌نهایت تلاش کرده تا روابط با پاکستان بهبود یابد».
این مقام وزارت خارجه افغانستان گفت که حکومت‌های دو کشور برسر برنامۀ مشخصی برای این سفر کار می‌کنند.
موسی‌زی گفت که افغانستان خواستار مبارزه جدی با تروریسم است: «ما خواهان احترام متقابل، صداقت و منافع مشترک دو کشور،
خاصتاً در مورد مبارزه عملی با تروریسم و افراطیت در منطقه و همچنین همکاری‌های گسترده اقتصادی و طیف وسیع همکاری‌های دیگر به شمول موضوع مهاجران افغان در پاکستان [هستیم]».
حکومت افغانستان در دوران حاکمیت «حزب مردم» پاکستان بارها به این کشور هیأت فرستاد و خواستار همکاری اسلام آباد برای تامین صلح شد. هر دو کشور حتا کمیسیون مشترک صلح تشکیل دادند اما این تلاش ها عملا منجر به همکاری صادقانه برای تامین صلح در افغانستان نگردید.
در تازه‌ترین مورد، سرتاج عزیز مشاور ارشد نخست وزیر پاکستان در امور امنیتی و روابط خارجی به کابل سفر کرد و پیام دوستی نواز شریف را به حکومت افغانستان فرستاد. با این حال، سرتاج عزیز گفت که پاکستان نمی‌تواند موفقیت پروسه صلح را ضمانت کند، زیرا به گفته او پاکستان بر طالبان کنترل ندارد.
ادامۀ تعلیق امضای موافقتنامه امنیتی
در حالی که مقام‌های نظامی ایالات متحده امریکا بر ضرورت امضای موافقتنامه همکاری امنیتی بین افغانستان و امریکا تاکید کرده اند، حکومت افغانستان مذاکرات بر سر این موافقتنامه را به حالت تعلیق در آورده است.
آقای موسی‌زی گفت: «برای دولت افغانستان ضرب‌الاجل زمانی زمانی مهم نیست. چیزی که مهم است محتوای سند، کیفیت سند و ضمانت‌هایی که در این سند باید باشد برای دولت افغانستان، اهمیت بالاتر دارد. فراموش نکنیم که این سند از اول جنوری سال ۲۰۱۵ قابل اجرا خواهد بود».
حکومت افغانستان می‌گوید روابط افغانستان و امریکا تا سال ۲۰۱۵ براساس قراردادهای قبلی ادامه خواهد داشت. حکومت افغانستان تأکید کرده است که موافقتنامه امنیتی با امریکا باید منجر به صلح و ثبات شود و افغانستان از تعرض کشورهای همسایه مصون بماند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : ماندگار

[ 2013/7/29 ] [ 4:48 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]


حکومت افغانستان یک‎بار دیگر تأکید کرده که در صورتی آمادۀ امضای پیمان امنیتی با امریکا خواهد شد که این کشور شروط آن‎ها را بپذیرد.
این درحالی است که رییس ستاد مشترک ارتش امریکا به تازه‌گی ابراز امیدواری کرد که توافقنامۀ امنیتی دوجانبۀ تا ماه اکتبر به امضا برسد. در همین حال، یک مقام ارشد پیشین امریکا در افغانستان می‌گوید که با توجه به تنش‌های موجود میان کابل و واشنگتن امضای این توافقنامه بعید به نظر می‌رسد.
زلمی خلیل زاد سفیر پیشین ایالات متحده در کابل گفته است که واشنگتن تا ماه اکتبر به کابل وقت داده است که در مورد امضای توافقنامۀ امنیتی دوجانبه به یک نتیجۀ نهایی برسد در غیر آن صورت با تصمیم یک جانبۀ واشنگتن رو به رو خواهد شد.
آقای خلیل زاد مقاله‌یی را در روزنامه واشنگتن پُست در این باره نوشته و اظهار نظرکرده است که جانب افغانستان و امریکا، هر دو خواهان انجام مذاکرات دوجانبه روی توافقنامۀ امنیتی می‌باشند، اما با توجه به تنش‌های موجود میان کابل و واشنگتن امضای این توافقنامه بعید به نظر می‌رسد.
آقای خلیل زاد، این احتمال را دور نداسته است که افغانستان و امریکا روی حضور نظامی ایالات متحده در آن کشور به کدام توافقی نرسند.
اما عادله راز، معاون سخنگوی رییس‌جمهور کرزی به صدای امریکا گفت که دولت و مردم افغانستان به طور مشروط، خواهان امضای توافقنامۀ دوجانبۀ امنیتی با ایالات متحده می‌باشند.
خانم راز گفت: «دولت افغانستان به طور آشکار گفته است که مردم و دولت افغانستان طرفدار امضای توافقنامۀ دوجانبۀ امنیتی است، اما مشروط بر اینکه این قرارداد باعث تأمین صلح و ثبات، تمامیت ارضی، حاکمیت و اتحاد در افغانستان و هم تقویت نیرو های امنیتی کشور شود.»
او افزود هر زمانی که دولت امریکا این شرط‌ها را قبول کند و آمادۀ امضای این توافقنامه باشد، دولت افغانستان آماده به امضای توافقنامه می‌باشد.
مارتین دمسی، رییس ستاد ارتش ایالات متحده هفتۀ گذشته خواهان امضای توافقنامه امنیتی دوجانبه با افغانستان تا ماه اکتبر شد.
این مقام ارشد نظامی ایالات متحده گفت که او طرفدار « گزینۀ صفر» یا خروج کامل قوا از افغانستان نیست، اما اگر این توافقنامه به امضا نرسد به این معنی خواهد بود که هیچ عسکر امریکایی پس از سال ۲۰۱۴ در افغانستان باقی نخواهد ماند.
شروط افغانستان
عادله راز واضح نساخت که آیا ماه اکتبر آخرین میعاد برای امضای توافقنامۀ دوجانبۀ امنیتی برای افغانستان است یا خیر. او گفت که شرط‌های پیشکش شده از جانب دولت افغانستان باید پذیرفته شود.
خانم راز گفت: «یگانه ضرب‌الاجلی که از جانب دولت افغانستان وجود دارد، قبولی شرط‌های پیشکش شده از جانب افغانستان می‌باشد.»
بعضی آگاهان امور سیاسی مثل آقای خلیلزاد به این باور اند که مسایل متعددی میان کابل و واشنگتن وجود دارد که نوعی بی‌اعتمادی را میان سطوح رهبری این دو کشور ایجاد کرده است.
با این حال، عدم رویارویی با پناهگاه شورشیان در پاکستان، عدم تمایل واشنگتن به پاسخگویی حملات فرامرزی پاکستان بالای خاک افغانستان از جمله عواملی پنداشته می‌شود که باعث ایجاد بی اعتمادی میان دو متحد شده است.
در حلقات سیاسی امریکا این دیدگاه مطرح است که در صورتی که دولت کنونی افغانستان روی امضای توافقنامۀ دوجانبۀ امنیتی با امریکا به توافق نرسد، واشنگتن می‌تواند با حکومت منتخب جدید که بعد از انتخابات بهار سال آینده روی کار خواهد آمد، مذاکره کرده و این توافقنامه را به امضا برساند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : ماندگار

[ 2013/7/29 ] [ 4:47 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

کمیتۀ گزینش برای تعیین ۹ کمیشنر کمیسیون مستقل انتخابات، فهرست ۲۷ نفری را به رییس‌جمهور کرزی ارایه کرده است.
فضل‌هادی مسلمیار عضو کمیتۀ گزینش و رییس مجلس سنا روز گذشته نام‌های ۲۷ نفری را که گزینش کرده اند، به رسانه‎ها اعلان کرد.
او گفت که آن‌ها در گزینش این افراد اصل مشارکت ملی، دانش، شایسته‌گی و تجربۀ کاری و دیگر مواردی را که در قانون به آن اشاره شده، در نظر گرفته اند.
اما برخی استادان دانشگاه و اعضای مجلس نماینده‏‎گان می‎گویند که کمیتۀ گزینش بر وفق مراد رییس‎جمهور کرزی عمل کرده است.
آن‎‏ها می‌گویند که برخی از کسانی که در این فهرست توسط کمیتۀ گزینش به ریاست‌جمهوری معرفی شده‌اند، سواد، لیاقت و محبوبیت در میان مردم ندارند، اما چون از طرف‌داران حکومت هستند، گزینش شده‌اند.
شهلا فرید استاد دانشکدۀ حقوق دانشگاه کابل و یکی از کسانی که خودش را به کمیتۀ گزینش معرفی کرده بود، به روزنامۀ ماندگار گفت: «کمیتۀ گزینش از میان نزدیک به سه صد نفری که درخواست داده بودند، صد تن آن‌ها را گزینش کردند و در ترکیب کسانی که درخواست داده بودند، چهارتن از آنان از دانشکدۀ حقوق بودند که متأسفانه به اساس گفتۀ کمیتۀ گزینش و به‌ خاطر «مشارکت ملی» این چهار تن که در ملیت تاجیک بودند، داخل شده نتوانستند.»
استاد شهلا فرید می‌گوید که در کمیتۀ گزینش مسایل قومی و ملیتی زیادتر وجود داشته و کسانی که انتظار می‌رفت باید به رییس‏جمهور معرفی شوند، از این ترکیب بیرون ساخته شده‌اند.
او افزود: « من خانمی را می‌شناسم که در این جمله آمده که کاملاً بی‌سواد است، اما چون از لحاظ ملیتی مربوط به ملیت خاص است، او باید بماند و سهم داشته باشد.
او گفت: در پهلوی این که ترکیب ملی در این گزینش رعایت نگردیده است، ترکیب جنسیتی نیز مد نظر گرفته نشده است.»
استاد فرید گفت: در فهرستی که کمیتۀ گزینش به رییس‎جمهور کرزی فرستاده، اصول تخصص، شایسته‌سالاری، سواد، شفافیت و صداقت در نظر گرفته نشده است.
او تصریح کرد: «کسانی که در این فهرست شامل هستند، از پیش تنظیم شده بودند و کسانی که درخواست داده بودند، به آن‌ها توجه نشده است، این موضوع سبب خواهد شد تا کسانی که در این ترکیب حضور دارند مصدر خدمت شده نتوانند.»
در این حال، داکتر نقیب‌الله فایق عضو مجلس نماینده‌گان نیز بدین باور است، کسانی که در ترکیب این لیست شامل هستند، بسیار به عجله انتخاب شده‌اند و چهره‌هایی در این فهرست شامل هستند که بسیاری از آن‌ها با حکومت نزدیک هستند و بر اساس روابطی که داشته اند، انتخاب گردیده اند.
فایق با بیان این‌که در این فهرست کسانی هستند که چهره‌های آن‌ها و پیشینۀ شان برای مردم معلوم نیست و این موضوع تشویش را به میان می‌آورد که آن‌ها خدمت کرده می‌توانند و یا خیر؟
افزود: «در میان کسانی که درخواست داده بودند، تعداد زیادی از کسانی بودند که کارنامه‌های آن‌ها برای مردم معلوم بود و از یک اعتماد در میان مردم برخوردار بودند، اما در این فهرست متأسفانه از آن‌ها نام‌برده نشده است و معلوم می‌شود پنج نفری که در کمیتۀ گزینش حضور داشتند، بین خود سهمیه گرفته اند تا کسانی را که آن‌ها می‌خواهند و از ملیت و مناطق خودشان است در این فهرست معرفی کنند.»
این عضو مجلس بدین نظر است که دولت در قسمت انتخاب و حضور یک تن از اعضای جامعۀ مدنی در ترکیب این کمیته دخالت داشت و نگذاشت تا نماینده‌یی از جامعۀ مدنی در کمیتۀ گزینش حضور داشته و این پنج تنی که بودند، همه از یک قماش بودند و زد و بندهایی هم در میان خود داشتند.
آقای فایق بودن کمیتۀ گزینش را یکی از مواردی میداند که منجر به کم ساختن مداخلات دولت در امور انتخاب می‌گردد، اما می‌گوید که در این هم حکومت از چال خود استفاده کرد و کسانی را در این کمیته گماشت که همه هم فکر و هم‌سو با آن‌ها بودند؛ ترکیبی را که نماینده‌گان مردم در مجلس در نظر گرفته بودند، رعایت نشده است.
همچنان، محمود صیقل عضو ایتلاف ملی با انتقاد از ترکیب کمیتۀ گزینش در صفحۀ فیسبوکش نگاشته است: از جملۀ ۶ عضو این کمیته (کمیتۀ گزینش) ۵ تن آنان از مقام‌های ارشد دولت فعلی هستند که اکثراً به خواست و امضای آقای کرزی انتخاب شده‌اند. ششمین عضو که قرار است یک فعال مدنی باشد، هنوز در کمیتۀ راه نیافته است. »
او نوشته است: «پس خود حدس بزنید که این کمیته در فهرست ۲۷ نفری خود کی‌ها را باید برگزیده باشد! باوجود انتخاب کمیشنرهای نو برای کمیسیون مستقل انتخابات، من هنوز هم بالای استقلالیت آن جداً شک خواهم داشت.»
اما فضل‌هادی مسلمیار می‎گوید که فهرست ۲۷ نفری را بر بنیاد قانون اساسی گزینش کرده و به رییس‌جمهور پیشکش کرده‌اند.
به گفتۀ او، بر بنیاد مادۀ هفتم قانون صلاحیت‌ها و اختیارات کمیسیون مستقل انتخابات، شخصی عضو این کمیسیون انتخاب شده می‌تواند که دارای شرایط ذیل باشد:
تنها تابعیت افغانستان را داشته و حد اقل تا درجۀ لیسانس تحصیل کرده باشد. از شهرت خوب برخورد دار بوده باشد. فرد دارای درجۀ لیسانس ۵ سال تجربۀ کاری و بالاتر از آن دارای سه سال تجربه کاری باشد، سن ۳۰ سال را تکمیل کرده باشد و در جرایم ضد بشری دخیل نباشد و در زمان وظیفه و تصدی به کدام حزب سیاسی ارتباط نداشته باشد. آقای مسلمیار گفت که کمیتۀ گزینش با در نظر داشت مواد قانون این لیست را ترتیب داده است.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : ماندگار

[ 2013/7/29 ] [ 4:45 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

جیمز کانینگهام، سفیر امریکا در افغانستان اظهارات اخیر کریم خرم، رییس دفتر حامد کرزی را «مزخرف» و «بی اساس» خواند.
براساس اعلامیه‌ای از سوی سفارت امریکا در کابل منتشر شده، آقای کانینگهام گفته است: «اتهامات مبنی بر این‌که ایالات متحده امریکا در تلاش تجزیه افغانستان است و می‌خواهد قسمتی از آن را به گروه طالبان دهد، مزخرف و کاملا بی‌اساس است.»
چند روز پیش کریم خرم، رییس دفتر رییس جمهور کرزی در مصاحبه با تلویزیون خصوصی یک، گفته بود که گشایش دفتر طالبان در قطر یک توطیه برای تجزیه افغانستان بود. آقای خرم همچنین گفته که امریکا، پاکستان و قطر در این طرح دخیل بودند.
سفیر امریکا در افغانستان ضمن رد اظهارات آقای خرم، گفته است که «امریکا از یک افغانستان واحد، دموکراتیک و با ثبات حمایت می‌کند. همین اصل، اساس سیاست‌های امریکا در ارتباط به افغانستان چه در حال و چه در آینده است.»
در این اعلامیه همچنین آمده است: «تصمیم‌گیری در مورد آینده افغانستان، مسوولیت افغان‌هاست، در انتخابات پیش‌رو، جدا از این‌که برای چه کسی رای می‌دهند، یک نتیجه جامع که برای همه افغان‌ها قابل قبول باشد، برای آینده افغانستان ضروریست.»
آقای کانینگهام همچنین در مورد موافقتنامه امنیتی میان امریکا و افغانستان گفته است: «موافقتنامه‌ای را که ما در حال مذاکره هستیم، مانند موافقتنامه‌های دیگری است که ما با دیگر کشورهای دوست در جهان داریم. این موافقتنامه، زمینه‌ساز همکاری‌های امنیتی ما بعد از ۲۰۱۴ است. و ما آماده‌ایم که این گفتگوها را به اسرع وقت از سر گیریم.»
آقای خرم در مورد امضای موافقتنامه امنیتی دوجانبه با امریکا گفته بود که دولت افغانستان باید این اطمینان را داشته باشد که در صورت حمله از سوی پاکستان، امریکا از افغانستان دفاع خواهد کرد.
ماه گذشته بعد از گشایش دفتر طالبان در قطر، روابط میان افغانستان و امریکا سرد شد و دولت افغانستان مذاکرات دوجانبه با امریکا را بر سر موافقتنامه امنیتی به حالت تعلیق در آورد.
چند روز بعد، در جریان سفر دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا به افغانستان، آقای کرزی گفت که شماری از کشورهای غربی در تلاشند که با سپردن «یکی دو جای» به طالبان در افغانستان نظام ملوک الطوایفی ایجاد کنند.
چهار روز پیش کریم خرم، در مصاحبه با تلویزیون یک، امریکا را در این طرح دخیل دانست.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع :‌ 8 صبح

[ 2013/7/20 ] [ 13:17 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
هشت کارگر داخلی در ولایت لوگر توسط طالبان تیرباران شدند.

پولیس لوگر گفته است که تعدادی از کارگران داخلی، صبح زود برای کار روزانه از خانه‌های خود به طرف یک پایگاه نیروهای امریکایی می‌رفتند که شورشیان موتر حامل آنها را متوقف کردند و هشت کارمند غیرنظامی داخلی را کشتند.
رییس خان عبدالرحیم‌زی از فرماندهی پولیس لوگر به بی‌بی‌سی گفته است که شورشیان مسلح، ابتدا این افراد را به یک دشت منتقل کرده و سپس آنها را «به شکل بی‌رحمانه‌‎ای» تیرباران کردند.
این رویداد حوالی ساعت پنج صبح روز پنجشنبه در منطقه کلنگار در نزدیکی ولسوالی پل‌علم مرکز ولایت لوگر اتفاق افتاد.
آقای عبدالرحیم‌زی گفت که نیروهای امنیتی برای تامین امنیت، از ساعت شش صبح دست به کار می‌شوند اما کارمندان عادی ساعت پنج صبح از خانه‌های خود بیرون شده بودند که به دست شورشیان افتادند.
این افراد در یک پایگاه نیروهای امریکایی در ولایت لوگر مشغول کار بوده‌اند.
تاکنون مسوولیت کشتن کارگران افغان را فرد و یا گروهی به عهده نگرفته اما پولیس ولایت لوگر، شورشیان را مسوول این رویداد دانسته است.
در گذشته مسوولیت چنین اتفاقات را گروه طالبان به دوش گرفته‌اند.
لوگر از ولایت‌های نا‌امن در شصت کیلومتری کابل است و گروه طالبان در برخی از مناطق این ولایت نفوذ دارد.
یک ماه پیش افراد ناشناس در ولایت لوگر دو مقام ارشد پروژه باغداری و مالداری وزارت زراعت را ربودند و آنها را به قتل رساندند. حامد کرزی این رویداد را محکوم کرد و آن را کار افرادی دانست که به «اشاره بیگانگان» کار می‌کنند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزن

منبع :‌8 صبح

[ 2013/7/20 ] [ 13:15 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
دولت امریکا اعلام کرده است که برای تقویت نقش زنان در آینده سیاسی و اقتصادی افغانستان، ۲۰۰ میلیون دالر پول کمک می‌کند.

اداره توسعه بین‌المللی امریکا گفته برنامه پنج ساله‌ای را راه‌اندازی می‌کند که در پرتو آن نقش زنان در آینده افغانستان تضمین خواهد شد.
راجیو شاه، مسوول اداره توسعه بین‌المللی امریکا گفته است که این برنامه پنج ساله که «ارتقا» نام دارد، بزرگ‌ترین برنامه جنسیتی امریکا در افغانستان است که مورد حمایت کشورهای اروپایی قرار گرفته است.
آقای شاه گفته که امریکا برای حمایت از زنان در آینده سیاسی و اقتصادی افغانستان ۲۰۰ میلیون دالر اختصاص داده اما بریتانیا، استرالیا و اتحادیه اروپا برای بلند بردن این کمک به ۴۱۶ میلیون دالر، علاقمندی نشان داده‌اند.
در یک اعلامیه خبری این اداره از زبان آقای شاه آمده است که آموزش، ارتقا ظرفیت و پرورش نسل نو زنان افغان در یک دهه آینده، اهداف اساسی این برنامه است که تعهدات امریکا را برای حمایت درازمدت از زنان افغان نشان می‌دهد.
در اعلامیه آمده که آقای شاه در جریان صحبت‌های خود در مراسمی در انستیتوت صلح امریکا، گفته است که در برنامه «ارتقا» زنان بین ۱۸ تا ۳۰ سال افغان از طریق تقویت نهادهای مدافع حقوق زن، افزایش نقش زنان در سطح رهبری در چارچوب دولت افغانستان و بلند بردن مهارت‌های حرفه‌ای زنان، حمایت خواهند شد.
تلاش برای کاهش نگرانی زنان از تهدیدهای احتمالی نسبت به آینده و وضعیت افغانستان پس از خروج نظامیان خارجی، از دیگر اهداف کمک اقتصادی امریکا برای زنان افغان خوانده شده است.
آقای شاه گفته است: «در یازده سال گذشته زنان افغان، پیشرفت‌های چشمگیری داشته‌اند اما با توجه به تهدیدهای آینده، برنامه ارتقا بیانگر تعهدات ما برای تضمین اینکه زنان و دختران افغان در آینده سیاسی و اقتصادی کشورشان نقش گسترده‌ای ایفا خواهند کرد، است.»
ایجاد یک انستیتویت جنسیت و آموزش مهارت‌های حرفه‌ای و فراهم‌آوری بورسیه‌های بین‌المللی برای زنان نیز جز کمک ۲۰۰ میلیون دالری امریکا است.
از سویی خبرگزاری رویترز گزارش کرده است که کمک برای زنان به وسیله ایجاد ۳۵۰۰ تجارت کوچک به هدف خودکفایی زنان افغان نیز در پرتو این برنامه اجرا خواهد شد.


گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2013/7/20 ] [ 9:1 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
۸صبح، کابل: کمیته‌ی گزینش کمیسیون‌های مستقل انتخابات و شکایات انتخاباتی پس از توشیح قانون یاد شده از سوی رییس جمهور، روز پنجشنبه آغاز به کار کرد.

این کمیته که مطابق ماده هشتم، قانون تشکیل، وظایف، صلاحیت‌های کمیسیون مستقل انتخابات و شکایات انتخاباتی تشکیل شده قراراست روز شنبه با انتخاب رییس خویش لیستی از نامزدها را برای عضویت در کمیسیون مستقل انتخابات بررسی کند.
فضل هادی مسلمیار رییس مجلس سنا و از اعضای کمیته گزینش در گفتگو با رسانه‌ها گفت که به دلیل عدم حضور رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر و نماینده‌ی جامعه مدنی، جلسه‌ی مقدماتی در شورای ملی نتیجه‌ای نداشته است.
گفته شده که رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر خارج از کشور بوده و نماینده‌ی جامعه مدنی تا‌کنون مشخص نشده است.
بر بنیاد قانون تشکیل، وظایف و صلاحیت‌های کمیسیون مستقل انتخابات و شکایات انتخاباتی کمیته‌ی گزینش متشکل از رییس مجلس نمایندگان، رییس مجلس سنا، رییس کمیسیون نظارت بر تطبیق قانون اساسی، رییس دادگاه عالی، رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر و یک عضو جامعه مدنی می‌باشد.
این کمیته وظیفه دارد تا ۲۷ تن از نامزدان عضویت در کمیسیون مستقل انتخابات را مطابق شرایط مطرح شده در این قانون به رییس جمهور پیشنهاد کند و رییس جمهور از میان آن‌ها ۹ تن را به عنوان کمیشنرهای کمیسیون مستقل انتخابات تعیین خواهند کرد.
به همین گونه، کمیشنرها در نخستین جلسه‌‌ی خویش از میان خود یکتن را به عنوان رییس، یک تن را معاون و یک تن را منشی تعیین می‌کنند.
کمیشنرهای کمیسیون مستقل انتخابات هم‌چنین صلاحیت دارند تا رییس دارالانشای کمیسیون مستقل انتخابات را تعیین و جهت منظوری به رییس جمهور معرفی کنند.
بر بنیاد قانون تشکیل، وظایف و صلاحیت‌های کمیسیون مستقل انتخابات و شکایات انتخاباتی، کمیته‌ی گزینش وظیفه دارد تا نامزدهای عضویت در کمیسیون شکایات انتخاباتی را نیز شناسایی و برای کسب عضویت به رییس جمهور معرفی کند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

[ 2013/7/20 ] [ 9:0 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
داکتر رنگین دادفر سپنتا، مشاور امنیت ملی جمهوری اسلامی افغانستان، که جهت اشتراک در مراسم تشییع جنازه برادرش ولی‌جان طاهری به هرات آمده بود، گفت که حکم قتل فرزندان این کشور در آن‌سوی مرز ها و به دستور استخبارات بیگانه صادر می‌شود. ولی‌جان طاهری برادر داکتر سپنتا روز چهارشنبه در داخل بازار ولسوالی کرخ به ضرب گلوله‌ی یک موترسایکل‌سوار کشته شد. ساعتی بعد از این حادثه، طالبان مسوولیت قتل برادر مشاور امنیت ملی جمهوری اسلامی افغانستان را بر عهده گرفتند. داکتر سپنتا در سخنانش که بر مزار برادرش ایراد می‌کرد گفت خوشحال است که خانواده او یک‌بار دیگر به کاروان خانواده‌هایی پیوست که افتخار شهادت در راه وطن و ارزش‌های این کشور را کسب کرده‌اند. او گفت: «حالا ما با گردن بلند در مقابل خدا و تاریخ این سرزمین می‌توانیم بگوییم که در دفاع از این خاک و بیرقِ سه‌رنگ آن سهمی داشته‌ایم.»

به‌گفته داکتر سپنتا، دشمن تا زمانی‌که امید به پیروزی دارد به میز مذاکره نخواهد نشست. او گفت سیاست و دیدگاه سیاسی او و رییس‌جمهور با هم یکی است، ولی در شیوه بیان، وی رادیکال‌تر از رییس‌جمهور کرزی است. از سوی دیگر داکتر سپنتا در اعمال نفوذ و مداخله ایران در امور افغانستان گفت با این‌که احتمال دارد حلقه‌هایی در ایران به کمک به طالبان علاقه داشته باشند و هم‌چنان گزارشاتی در مورد کمک ایران برای ساخت پایگاه‌های طالبان در این کشور وجود دارد، اما گزارش مستندی وجود ندارد که نشان دهد ایران انتحاری و قاتل به افغانستان صادر می‌کند.

داکتر سپنتا گفت: همین دیروز بیشتر از ۲۰ سرباز اردو و پولیس ملی در دفاع از استقلال و خاک این وطن در مقابل تجاوز استخبارات آن‌طرف خط دیورند جان‌های خود را فدا کردند.
وی خطاب به تروریستان گفت: صدای مرگ ما بلندتر و رساتر از صداهای شومی است که شما از زیرزمینی‌های نم‌ناک و ننگین کویته و کراچی بلند می‌کنید. سپنتا گفت پیام او به استخبارات بیگانه و عوامل آن‌ها این است که این سرزمین با تاریخ پنج‌هزارساله در مقابل هیچ تجاوزگری به زانو در نیامده است. آقای سپنتا گفت دشمن بیگانه در پی آن است که بزرگان این ملت را از پا در آورد و اگر نتوانست اعضای خانواده‌های این ملت را، سربازان و پولیس و کارمندان امنیت ملی این کشور را به قتل برساند تا افغان‌ها زبون و بیچاره شوند.
داکتر سپنتا خطاب به مخالفان گفت: «یا ما شما را از بین خواهیم برد و یا مجبورتان خواهیم ساخت تا صلح را قبول کنید. در ما هیچ‌گونه انتقام و کینه‌ای وجود ندارد ولی عشق به وطن و استقلال کشور ما را مجبور می‌سازد که با شما برزمیم و ما پیروز خواهیم شد، چون از خانه خود دفاع می‌کنیم.» داکتر سپنتا مخالفان را مزدورانی کرایی عنوان کرد که هرکس آنان را کرایه می‌کند و آدم می‌کشد. اشاره داکتر سپنتا به حضور گروهی از طالبان در جنگ‌های داخلی سوریه بود که به تازگی در رسانه‌های بین‌المللی منتشر شده است. سپس مشاور امنیت ملی کشور در نشست خبری گفت که او مخالف مذاکره با طالبان نیست، ولی از نظر او میکانیزم این مذاکرات باید مشخص باشد. به عقیده داکتر سپنتا مذاکرات زمانی به نتیجه خواهد رسید که افغانستان یک دولت قوی و اردو و پولیس ملی قوی داشته باشد.
به‌گفته داکتر سپنتا، دشمن تا زمانی‌که امید به پیروزی دارد به میز مذاکره نخواهد نشست. او گفت سیاست و دیدگاه سیاسی او و رییس‌جمهور با هم یکی است، ولی در شیوه بیان، وی رادیکال‌تر از رییس‌جمهور کرزی است. از سوی دیگر داکتر سپنتا در اعمال نفوذ و مداخله ایران در امور افغانستان گفت با این‌که احتمال دارد حلقه‌هایی در ایران به کمک به طالبان علاقه داشته باشند و هم‌چنان گزارشاتی در مورد کمک ایران برای ساخت پایگاه‌های طالبان در این کشور وجود دارد، اما گزارش مستندی وجود ندارد که نشان دهد ایران انتحاری و قاتل به افغانستان صادر می‌کند. سیاست افغانستان نیز در قبال ایران به‌عنوان یک کشور همسایه دوستانه است.
داکتر سپنتا نیز گفت دولت افغانستان هم‌چنان حاضر به گفتگو و مذاکره است، ولی آن‌چه به‌عنوان سوال مطرح می‌شود این است که این مذاکره با کی صورت بگیرد. او گفت: «ما حاضریم برای طالبان مصوونیت بدهیم تا به کابل آمده و با ما گفتگو کنند و دوباره به لانه‌های‌شان در پاکستان برگردند.» داکتر سپنتا گفت دفتر قطر نتوانست و نمی‌توانست کاری برای افغانستان کند و خوشبختانه دولت و اپوزیسیون نهاد‌های مدنی و حتا تمام رسانه‌ها در مقابل دفتر قطر قرار گرفتند.
واکنش تند داکتر سپنتا در مقابل حملات تروریستی طالبان در حالی صورت می‌گیرد که رییس‌جمهور کرزی هرازگاهی با برادر خواندن طالبان، آنان را دعوت به مصالحه و آشتی می‌کند و از آنان می‌خواهد تا در پروسه حکومت‌داری سهیم شوند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع :‌8 صبح


[ 2013/7/20 ] [ 8:58 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]


برای دخترکان هموطنم



ای دخترِ مهاجرِ کوچک! بیا، بخند
این خنده در گلویِ زمان گیر میکند
این خنده بیشتر از بُغض هایِ تلخ
روحِ جوانِ شعرِ مرا پیر میکند.

داغی درونِ سینه ‍ی من شعله ور شده
دامن گرفته آتشِ این خنده هایِ سرد
میسوزَدَم نگاهِ پُر از پُرسش تو، باز
یک سوزشِ عمیق، وَ پَسمانده هایِ درد.

پیراهنی که بویِ سفر میدهد هنوز
دارد نشان که مُرغِ مسافر تو بوده ای
هجرت میانِ جان و دلت آشیانه شد
حسِ غریبِ مرغِ مهاجر تو بوده ای.*

هر کس برایِ خودش پرچمی به دست
بر شانه میکشی تنِ این مرز و بوم را
این جنگِ ناتمام چه بیرحم میزند
رویِ جَبینِ نازکِ تو، داغِ شوم را.

سنگر کنارِ کودکی ات خاک میخورَد
تنپوش بر عروسکِ تو، انتحار بود
همبازی ات که دست ندارد، دعا کند
سوغاتِ جنگهایِ پُر از انفجار بود.

در غُربتِ نگاهِ تو، یک حسِ آشنا
من هم مسافرم، غریبم، مهاجرم
یک عُمر بی وطن و مرز بوده ام
از هرچه مرز هست، من آزرده خاطرم.**

جغرافیایِ من از مرز خالی است
میهن برایِ من امروز، چشمِ توست
ای دخترِ مهاجرِ افغان! بیا، بخند
این خنده ها همه طغیانِ خشمِ توست.

افغان زمین دگر از شرق کوچ کرد
حالا، پُر از سیاست و خشخاش میشود
شبها، کنارِ غُربتِ این خنده هایِ تلخ
دست و دل و زبانِ من «ای کاش!» میشود.

هلن فرمان
ژانویه ۲۰۱۳

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*) زندگی حسِ غریبی ست که یک مرغِ مهاجر دارد. [سهراب سپهری]
**) لیلا مهاجر است که حرفی نمیزند/ آزرده خاطر است که حرفی نمیزند. [علی مدد رضوانی]




ای دخترِ مهاجرِ کوچک! بیا، بخند
این خنده در گلویِ زمان گیر میکند
این خنده بیشتر از بُغض هایِ تلخ
روحِ جوانِ شعرِ مرا پیر میکند.

داغی درونِ سینه ‍ی من شعله ور شده
دامن گرفته آتشِ این خنده هایِ سرد
میسوزَدَم نگاهِ پُر از پُرسش تو، باز
یک سوزشِ عمیق، وَ پَسمانده هایِ درد.

پیراهنی که بویِ سفر میدهد هنوز
دارد نشان که مُرغِ مسافر تو بوده ای
هجرت میانِ جان و دلت آشیانه شد
حسِ غریبِ مرغِ مهاجر تو بوده ای.*

هر کس برایِ خودش پرچمی به دست
بر شانه میکشی تنِ این مرز و بوم را
این جنگِ ناتمام چه بیرحم میزند
رویِ جَبینِ نازکِ تو، داغِ شوم را.

سنگر کنارِ کودکی ات خاک میخورَد
تنپوش بر عروسکِ تو، انتحار بود
همبازی ات که دست ندارد، دعا کند
سوغاتِ جنگهایِ پُر از انفجار بود.

در غُربتِ نگاهِ تو، یک حسِ آشنا
من هم مسافرم، غریبم، مهاجرم
یک عُمر بی وطن و مرز بوده ام
از هرچه مرز هست، من آزرده خاطرم.**

جغرافیایِ من از مرز خالی است
میهن برایِ من امروز، چشمِ توست
ای دخترِ مهاجرِ افغان! بیا، بخند
این خنده ها همه طغیانِ خشمِ توست.

افغان زمین دگر از شرق کوچ کرد
حالا، پُر از سیاست و خشخاش میشود
شبها، کنارِ غُربتِ این خنده هایِ تلخ
دست و دل و زبانِ من «ای کاش!» میشود.

هلن فرمان
ژانویه ۲۰۱۳

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*) زندگی حسِ غریبی ست که یک مرغِ مهاجر دارد. [سهراب سپهری]
**) لیلا مهاجر است که حرفی نمیزند/ آزرده خاطر است که حرفی نمیزند. [علی مدد رضوانی]

[ 2013/7/20 ] [ 3:8 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
نماینده ویژه ایالات متحده امریکا برای افغانستان و پاکستان، در گفتگوی اخیرش با صدای امریکا، گفته است که وضعیت به‌گونه‌ای است که نه طالبان از میان می‌روند و نه کابل سقوط می‌کند. بنابراین راه‌حل این است که کابل با طالبان مذاکره کند. این حرف آقای جمیز دابنز، تایید ضمنی این تلقی است که امریکا و متحدانش در جنگ با طالبان، پیروز نشده‌اند و دیگر نمی‌توانند آنان را شکست دهند. این‌که چرا مقام‌های امریکایی و ناتو به‌صراحت به چنین چیزی اذعان نمی‌کنند، دلیل روشنی دارد. ایالات متحده امریکا، کشوری است که قدرتمندترین ارتش دنیا را در اختیار دارد.

ارتش قدرتمند امریکا یکی از ابزارهای مهم قدرت ملی این کشور است. به لحاظ تکنولوژیک و نیروی انسانی متخصص، ارتش امریکا درجه اول است. متحدان ایالات متحده امریکا هم که در سازمان پیمان اتلانتیک شمالی، ناتو، حضور دارند نیز ارتش‌های قدرتمند دارند. ناتو یکی از سازمان‌های نیرومند جنگی در سطح جهان شناخته می‌شود. اما از حرف‌های آقای جمیز دابنز چنین استنباط می‌شود که این سازمان نیرومند جنگی و ارتش قدرتمند ایالات متحده امریکا نیز دیگر نمی‌توانند طالبان را شکست دهند و وضعیت کنونی یک بن‌بست نظامی است. بسیاری‌ها نمی‌توانند باور کنند که ارتش امریکا و سازمان ناتو در افغانستان، در وضعیتی باشند که نتوانند طالبان را شکست دهند، اما حقیقت همین است: ناتو و ایالات متحده امریکا نتوانسته‌اند طالبان را شکست دهند.

عده‌ای می‌گویند که گرفتاری امریکا در عراق پیش از روی کارآمدن بارک اوباما، سبب شد که امریکا نتواند پاکستان را قناعت دهد که از بازی دوگانه‌اش دست بردارد.

آقای دابنز به‌صراحت به بن‌بست نظامی اذعان می‌کند. در مورد علت شکل‌گیری بن‌بست کنونی و درهم شکسته نشدن ماشین جنگی طالبان، دلایل گوناگونی ارایه می‌شود. عده‌ای می‌گویند ناتو و امریکا، جنگ غیرمتعارف و چریکی طالبان را پیش‌بینی نکرده بودند و فکر می‌کردند که با سقوط طالبان و قتل جنگجویان آنان، دیگر جنگی در نمی‌گیرد. عده‌ای دیگر می‌گویند که گرفتاری امریکا در عراق و آماده نبودن ناتو برای به دوش‌گیری یک ماموریت جنگی خارج از مرزهای اروپا، علت اصلی است. اما نگارنده با کسانی موافق است که می‌گویند علت عمده بن‌بست کنونی و از میان نرفتن ماشین جنگی طالبان این است که امریکا و ناتو، عقبه استراتژیک طالبان را که پاکستان است، زیر فشار جدی قرار ندادند.
واقعیت است که ایالات متحده امریکا و ناتو نتوانستند پاکستان را در جنگ با طالبان و القاعده با خود همسو بسازند. پاکستان علاوه بر این‌که با ناتو و امریکا همکاری کرد، مزاحم طالبان نیز نشد و به گروه طالبان اجازه داد تا از قلمرو و منابع آن کشور در جنگ با ناتو و امریکا، بهره ببرند. پاکستان به عمق استراتژک طالبان در جنگ با ناتو و امریکا تبدیل شد. پایگاه‌های آنان در حال حاضر از منطقه وزیرستان و چترال تاچمن در تمام مناطق قبایلی گسترده است.
هم‌چنین شهرهای پاکستان نیز در خدمت طالبان است. کراچی و کویته از رهبران طالبان میزبانی می‌کند و برخی از سران این گروه، حتا در اسلام‌آباد نیز زندگی می‌کنند. هم‌چنین سازمان‌های اطلاعاتی پاکستان و بخشی از ارتش این کشور، در جنگ با ناتو، متحد طالبان شدند. ناتو و امریکا نتوانستند به این بازی دوگانه‌ی پاکستان پایان دهند. پاکستان در این جنگ هم از ناتو و امریکا حمایت کرد و هم از طالبان. این‌که چرا ناتو و امریکا نتوانستند پاکستان را وادار کنند تا از بازی دوگانه دست بردارد و به‌صورت کامل در کنار آنان بایستد، سوالی است که هیچ کس پاسخ آن را نمی‌داند. این‌که پاکستان چگونه توانست، بازی دوگانه‌اش را- بدون این‌که زیر فشاری جدی قرار گیرد-مدیریت کند، سوالی است که هیچ کسی نمی‌تواند به آن پاسخ بدهد.
عده‌ای می‌گویند که گرفتاری امریکا در عراق پیش از روی کارآمدن بارک اوباما، سبب شد که امریکا نتواند پاکستان را قناعت دهد که از بازی دوگانه‌اش دست بردارد. اما با روی کارآمدن بارک اوباما و خروج کامل نیروهای امریکایی از عراق، پاکستان هم‌چنان به بازی دوگانه‌اش ادامه داد و قلمرواش عمق استراتژیک طالبان باقی ماند. با کشته‌شدن اسامه بن‌لادن، در نزدیکی اسلام‌آباد، عده‌ای تصور می‌کردند که پاکستان، از این به بعد زیر فشار قرار خواهد گرفت، تا از بازی دوگانه دست بردارد و به‌طور کامل در کنار امریکا و ناتو بایستد، اما چنین نشد.
طالبان با هیچ مزاحمتی در قلمرو پاکستان مواجه نشدند. تمامی برنامه‌های نظامی امریکا و ناتو برای جنگ با طالبان نیز، منحصر به قلمرو افغانستان ماند و کسی با منابع و پایگاه‌های آنان، در پاکستان، مبارزه نکرد. به تعبیر یکی از مقام‌های مهم دولت افغانستان، ناتو و امریکا، با معلول جنگیدند نه با علت. روشن است که بدون جنگ با علت و خشکاندن سرچشمه، هیچ جنگی به نتیجه نمی‌رسد. اما این‌که چرا ناتو و امریکا، تنها روی معلول تمرکز کردند و از مبارزه با علت امتناع کردند، سوالی است که ذهن همه را می‌آزارد، اما پاسخ روشنی برای آن وجود ندارد.
امریکا و ناتو به رغم هزینه‌های مالی و انسانی فراوان و صرف یازده‌سال وقت، نتوانستند ماشین جنگی طالبان را درهم بشکنند و علت آن‌هم این بود که به عمق استراتژیک طالبان که پاکستان بود، نپرداختند. به همین دلیل است که حالا بحث مذاکره مطرح شده است. این روش معمول در جهان است که وقتی جنگ به بن‌بست می‌رسد، همه به فکر مذاکره می‌افتند. سخنان جمیز دابنز نماینده ویژه امریکا برای افغانستان و پاکستان نیز ناظر بر همین امر است. وقتی او می‌گوید، نه کابل سقوط می‌کند و نه طالبان از میان می‌روند، خاطرنشان می‌کند که بن‌بست کنونی صرف با مذاکره قابل حل است.
اما بسیاری از نخبگان نظامی باور دارند که بن‌بست کنونی برای طالبان صرف یک بن‌بست تکتیکی است، نه یک بن‌بست استراتژیک. طالبان فکر می‌کنند که بن‌بست کنونی استراتژیک نیست و با بیرون شدن کامل نیروهای خارجی وضعیت به نفع آنان تغییر می‌کند. شاید به همین دلیل است که این گروه در حال حاضر به مذاکره جدی، روی خوش نشان نمی‌دهد و صرف می‌خواهد با استفاده از بحث مذاکره، به منابع پولی دسترسی پیدا کند و برای خودش مشروعیت جهانی کسب کند. امریکایی‌ها و فرماندهان ناتو فکر می‌کنند که با حمایت استراتژیک از نیروهای امنیتی افغانستان و حضور حداقلی نظامی‌شان، پس از سال ۲۰۱۴ می‌توانند بن‌بست کنونی را حفظ کنند.
بنابراین طالبان منتظر بیرون شدن کامل نیروهای خارجی هستند، تا پس از آن، حملات تروریستی خونینی راه‌اندازی کنند و به این ترتیب زور خود را نشان دهند. این نشان می‌دهد که طالبان تا یکی دو سال آینده نیز تمایلی به مذاکره جدی ندارند و می‌خواهند، در میدان نبرد زورآزمایی کنند. امریکا و ناتو باید به‌جای تمرکز روی مذاکره، به تقویت نیروهای امنیتی افغانستان بپردازند، نیازمندی‌های این نیروها را برآورده کنند و آنان را آماده سازند، تا بتوانند به‌خوبی از کشورشان در برابر طالبان دفاع کنند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع :‌8 صبح

[ 2013/7/15 ] [ 9:17 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

دوشنبه ۲۴ سرطان ۱۳۹۲

در سال میلادی گذشته شمار سربازان بریتانیایی که خودکشی کرده‌اند از تعداد نیروهای کشته‌شده بریتانیا هنگام نبرد در افغانستان بیشتر بوده است.

برنامه تحقیقاتی «پانوراما»ی بی‌بی‌سی دریافته است که در سال ۲۰۱۲ میلادی، ۲۱ سرباز در حال خدمت و ۲۹ سرباز جبهه‌رفته، یعنی در مجموع ۵۰ سرباز خودکشی کرده‌اند.
این در حالی است که آمار کشته‌شدگان نیروهای بریتانیایی در افغانستان در همین مدت، ۴۴ نفر بوده است.
بستگان برخی از این سربازان می‌گویند این افراد، حمایت کافی نشده‌اند. وزارت دفاع بریتانیا هم می‌گوید هر‌یک از این خودکشی‌ها، یک «تراژدی» بوده است.
برنامه پانوراما در قالب یک درخواست مبتنی بر «آزادی اطلاعات» از وزارت دفاع بریتانیا درباره شمار سربازانی که در سال گذشته میلادی خودکشی کرده‌اند، جویا شد و این وزارتخانه عدد ۲۱ نفر را اعلام کرد.

طبق این آمار رسمی، تایید شده است که ۷ سرباز بریتانیایی در سال گذشته خودکشی کرده‌اند و پرونده مرگ ۱۴ نفر دیگر از سربازان که ظن خودکشی درباره آنان می‌رود، همچنان در دست بررسی است.
برعکس امریکا، دولت بریتانیا آمار خودکشی بین سربازان سابق را ثبت نمی‌کند.
با این حال بی‌بی‌سی به طور مستقل مطمین شده است که دست‌کم ۲۹ سرباز سابق بریتانیایی در سال گذشته خود را کشته‌اند.
این آمار بر اساس تماس و نامه‌نگاری با واحدهای طب قانونی در سرتاسر بریتانیا و جمع‌آوری نام همه سربازان و جبهه‌رفته‌هایی که در سال گذشته خودکشی کرده‌اند و همین‌طور تحلیل گزارش‌های مطبوعات درباره تحقیقات قانونی تهیه شده است.
درباره اغلب این خودکشی‌ها احتمال وجود «اختلال تنش پس از سانحه» جای بررسی دارد ولی هیچ تصور دقیقی درباره میزان تاثیر این اختلال در خودکشی‌های اخیر سربازان بریتانیایی وجود ندارد.
وزارت دفاع بریتانیا اعلام کرده است که ۳ درصد از سربازان در حال خدمت این کشور، دچار «اختلال تنش پس از سانحه» می‌شوند.
طبق اطلاعاتی که برنامه پانوراما بی‌بی‌سی بر اساس «آزادی اطلاعات» از وزارت دفاع بریتانیا به دست آورده، شمار سربازان این کشور در افغانستان که به «اختلال تنش پس از سانحه» دچار هستند، در سه سال گذشته بیش از دو برابر شده است.
داکتر کلودیا هربرت، روان‌شناس بالینی، می‌گوید این اختلال، «واکنش طبیعی» بدن انسان به وقایع تنش‌زا و دلشوره‌آفرین است.
با این حال داکتر هربرت می‌گوید «اختلال تنش پس از سانحه» نمی‌تواند به‌تنهایی به خودکشی منجر شود.
وزارت دفاع بریتانیا می‌گوید نمی‌تواند درباره تک‌تک موارد اظهارنظر کند ولی روی‌هم‌رفته ۷.۴ میلیون پوند برای رسیدگی به بهداشت روانی سربازان در افغانستان در نظر گرفته است.
به گفته این وزارتخانه، پس از حمله به افغانستان در سال ۲۰۰۱ تا کنون، حدود ۱۳۵ هزار سرباز بریتانیایی به این کشور اعزام شده‌اند.

منبع :‌8 صبح

[ 2013/7/15 ] [ 9:15 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
۸صبح، کندز: کمیته‌ی سویدن در ولایت کندز، برای لیسه‌ی پسرانه‌ی حضرت‌سلطان، ساختمان جدید می‌سازد.

جنت‌گل ناصری، مدیر مکتب پسرانه‌ی حضرت‌سلطان در این مورد می‌گوید که ساختمان تازه‌ی این مکتب دارای ۸ صنف درسی و ۵ اتاق اداری و ملحقات دیگر مانند تحویل‌خانه خواهد بود.
آقای ناصری می‌گوید که این مکتب در یک طبقه و به گونه‌ی بنیادی و پخته، ساخته خواهد شد.
محمد نسیم، یک تن از آموزگاران این مکتب ساختمان جدید این مکتب را در رفع مشکل‌ بی‌جایی ارزشمند خوانده می‌گوید که این مکتب ساختمان کهنه و کوچکی دارد که برای آموزش و پرورش این مکتب بسنده نیست.
امان‌الله، دیگر آموزگار این مکتب، می‌گوید که برخی از دانش‌آموزان، در آفتاب سوزان، فضای باز و زیر خیمه، درس می‌خوانند که با تکمیل کار ساختمان جدید این مشکل قطعا حل خواهد شد.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

[ 2013/7/15 ] [ 9:14 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

ایمل فیضی: پیمان امنیتی چشم‌بسته امضا نمی‌شود

در حالی که شورای همکاری احزاب و ایتلاف‌های سیاسی برگزاری هرنوع لویه‌جرگه را غیرقانونی می‌داند اما سخنگوی رییس‌جمهور کرزی گفته است که این جرگه تنها به هدف تصمیم‌گیری روی پیمان امنیتی برگزار می‌شود.
ایمل فیضی، سخنگوی رییس‌جمهور کرزی روز گذشته در گفتگو با آژانس خبری باختر گفت که برگزاری لویه‌جرگه تنها و تنها به‌خاطر تصمیم‌گیری در ارتباط به موافقت‌نامه امنیتی میان افغانستان و امریکا می‌باشد و در آن مردم افغانستان با اشتراک‌شان از سراسر کشور تصمیم نهایی را در رابطه به این موافقتنامه اتخاذ خواهند کرد.
آقای فیضی گفت شماری از احزاب می‌خواهند با برگزارنشدن این لویه‌جرگه، موافقت‌نامه امنیتی با امریکا به صورت چشم بسته امضا شود.

آقای فیضی گفت شماری از احزاب می‌خواهند با برگزارنشدن این لویه‌جرگه، موافقت‌نامه امنیتی با امریکا به صورت چشم بسته امضا شود.

اما شورای همکاری احزاب و ایتلاف‌های سیاسی از نشانه‌هایی حرف می‌زند که نشان‌دهنده راه‌اندازی لویه‌جرگه از سوی حکومت است. این شورا راه‌اندازی هرگونه لویه‌جرگه را غیر‌قانونی خوانده و اعلام می‌کند که فیصله‌های آن قابل قبول نمی‌باشد. شورای همکاری احزاب می‌گوید،‌ هدف اساسی راه‌اندازی لویه‌جرگه، ابطال انتخابات ریاست‌جمهوری و تداوم غیرقانونی دوره کاری تیم حاکم است.
در اعلامیه‌ای که دیروز، یک‌شنبه،‌ ۲۳سرطان، از سوی این شور صادر شد،‌ آمده است: «در این روزها در برخی از ولایات کشور تحرکاتی جریان دارد که دلالت بر دعوت یک لویه‌جرگه فرمایشی توسط حکومت می‌کند. ظاهرا هدف آن تصمیم‌گیری در مورد پیمان امنیتی با ایالات متحده امریکا بوده، اما قرار معلوم هدف اصلی حکومت از راه‌اندازی این لویه‌جرگه، تلاش برای ابطال انتخابات و تداوم غیرقانونی دوره کاری تیم حاکم می‌باشد.» اعلامیه و هیچ یک از اعضای شورای همکاری احزاب،‌ تحرکات و نشانه‌هایی که آنان را نگران ساخته است، مشخص نمی‌کنند.
احمدضیا مسعود، رییس جبهه ملی و عضو شورای همکاری احزاب، می‌گوید مسایل سیاسی افغانستان باید از سوی نهادهای سیاسی و مشروع حل‌وفصل شود نه از طریق جرگه‌ها: «هر حرکتی که از طریق نهادهای سیاسی صورت نگیرد، مشکلات زیاد را به‌وجود می‌آورد و فاقد مشروعیت می‌باشد.»
در قانون اساسی افغانستان، لویه‌جرگه بزرگ‌ترین مظهر اراده مردم افغانستان تعریف شده است و هر زمانی‌که رییس‌جمهور بخواهد این جرگه را دعوت کرده می‌تواند، اما غیرقانونی خواندن لویه‌جرگه در حال حاضر به‌دلیل عدم موجودیت شوراهای ولسوالی‌ها می‌باشد. بیشترین اعضای لویه‌جرگه را نمایندگان انتخابی شوراهای ولسوالی‌ها تشکیل می‌دهند.
هم‌چنین در یکی از ماده‌های اعلامیه شورای همکاری احزاب آمده است: «از آن‌جایی که حکومت در ده‌سال گذشه از برگزاری انتخابات شوراهای ولسوالی‌ها سرباز زده که بیش از نیم اعضای لویه‌جرگه تکمیل نشده است. بنابرآن لویه‌جرگه مطابق به احکام قانون اساسی دایر شده نمی‌تواند و هیچ‌جرگه و یا گردهمایی دیگر هم نمی‌تواند جایگاه قانونی آن را تعویض کند.» در این اعلامیه هم‌چنین آمده است، در صورت مبادرت حکومت به تدویر جرگه، شورای همکاری احزاب با احترام به قانون اساسی و نهاد لویه‌جرگه که عالی‌ترین مظهر اراده مردم افغانستان می‌باشد در همچو جرگه‌های انتصابی اشتراک نکرده و تصامیم آن را نمی‌پذیرد، علاوتا حق اتخاذ اقدامات و عکس‌العمل‌های قانونی و مدنی را به خود محفوظ می‌دارد.

پیمان امنیتی

امضای پیمان امنیتی میان افغانستان و امریکا،‌ از موضوعات دیگری بود که شورای همکاری احزاب روی آن بحث کرده و در این مورد ابراز نظر کرد. شورای همکاری احزاب می‌گوید، از امضای موافقت‌نامه‌های دوجانبه امنیتی با شرکای بین‌المللی حمایت می‌کند. در اعلامیه این شورا آمده است: «شورای همکاری احزاب از اصل امضای موافقت‌نامه‌های دوجانبه امنیتی با شرکای بین‌المللی با در نظرداشت منافع ملی به‌منظور تحکیم استقلال، حاکمیت ملی،‌ ثبات و امنیت کشور حمایت می‌کند،‌ اما تصدیق نهایی موافقت‌نامه‌ها، معاهدات و میثاق‌های بین‌المللی را مطابق به قانون اساسی از صلاحیت‌های شورای ملی می‌داند، نه جرگه‌های انتصابی.»
پیمان امنیتی میان افغانستان و امریکا که در معاهده استراتژیک روی آن توافق شده است، از دو سال به این‌سو زیر بحث و گفتگوی دو کشور قرار دارد. چهارمین مرحله گفتگو‌ها روی چگونگی امضای پیمان امنیتی پس از آن از سوی حکومت افغان به حالت تعلیق در آمد که ایالات متحده امریکا با گشایش دفتر برای طالبان در قطر موافقت کرده و اعلام آمادگی برای گفتگو با طالبان کرد. به‌دنبال آن، رسانه‌های غربی گزارش‌هایی را مبنی بر خروج نیروهای امریکایی پس از سال ۲۰۱۴ به نشر رساندند که نشان می‌داد امریکایی‌ها روی گزینه صفر تمرکز کرده‌اند.
اما،‌ امرالله صالح، رهبر روند سبز و عضو شورای همکاری احزاب مطرح ساختن گزینه صفر از سوی حکومت امریکا را برای ملت افغانستان دارای پیام بد می‌داند و می‌گوید که این پیام باعث تقویه روحیه دشمن می‌شود: «مطرح ساختن گزینه صفر پیام بسیار بدی است به ملت افغانستان و باعث تقویه مورال دشمن مشترک ما می‌شود.» آقای صالح امریکا را به بهانه‌جویی متهم می‌کند و می‌گوید امریکا نباید به‌خاطر عملکرد یک شخص، گزینه صفر را انتخاب کند.
صالح گفت :«امریکا بهانه‌جویی می‌کند، آقای کرزی یک شخص است و افغانستان ‌یک کشور است. اگر آن‌ها (امریکایی‌ها) دنبال بهانه‌جویی نیستند، نباید به‌خاطر عملکرد یک شخصی که بیش از ۹ ماه از قدرتش نمانده، گزینه صفر را مطرح بسازند.»
مقام‌های نظامی امریکا نیز به کارگیری گزینه صفر را خطرناک خوانده و این کار را ایجاد فرصت برای شورشیان طالب می‌دانند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع‌:8 صبح

[ 2013/7/15 ] [ 9:13 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
حلیمه حسینی

گفته می‌شود که ۷۵ درصد طالبان، دلیلِ رفتارها و عمل‌کردهای‌شان را ظلم و بی‌عدالتی می‌دانند و آن را یگانه دلیلِ شورش‌گریِ خویش می‌خوانند. اما تا چه حد این استدلال می‌تواند منطقی و قابل قبول باشد؟ آیا بی‌عدالتی و ظلمی که بدون شک در نظام وجود دارد و همه آن را به نوعی پذیرفته‌اند، می‌تواند جوازِ عمل‌کردها و خشونت‌های طالبان باشد؟ آیا قتل و کشتارِ مردم بی‌گناه به بهانه‌های مختلف، می‌تواند با دلایلی از این دست توجیح گردد؟ وقتی گفته می‌شود ما هنوز نتوانسته‌ایم به‌درستی دلِ طالبان را به‌دست آوریم و از فرصت‌هایی که برای این کار وجود داشته، استفادۀ بهینه کنیـم، آیا این خود تشویق طالبان به دنبال کردنِ اهداف خشونت‌آمیزشان نخواهد بود؟ و این‌که استراتژیِ جنگ‌های گرم و سردی که با مردم افغانستان به‌راه انداخته‌‌اند، اگر از سوی مسوولین شورای عالی صلح رد نه که توجیحاتی از این دست پیدا کند، خود نوعی دامن زدن به ناامنی‌ها و تداومِ شورش‌گری نخواهد بود؟

بدون شک مصالحه با طالبان و رسیدن به صلحی پایدار، هدف اصلیِ همۀ ملت و آرمان همۀ ما است؛ اما این‌که این صلح به چه قیمتی باید به دست آید، از همان نخستین روزهای مطرح شدنِ تیوری صلح با طالبان و مذاکره با آن‌ها به عنوان تنها راه حل افغانستان، دغدغۀ اصلی مردم بوده است.
روزهای گذشته، روزهای خون‌بار و دردآوری برای مردمِ ما بوده است؛ عملیات‌های مختلفی که برای زهر چشم گرفتن از همه به‌راه افتاد و طالبانی که همواره خواسته‌اند در محراق توجه باشند و بدون هیچ پیشرفتی در مذاکرات و یا تغییری در پیش‌شرط‌های‌شان، هم‌چنان ناامنی و بی‌ثباتی را دامن بزنند. به وضوح شاهد هستیم که دولت و جامعۀ جهانی با یک فرمول غلط، هنوز هم در پی به‌دست آوردنِ اعتماد نداشته و به‌وجود نیامدۀ طالبان به پروسۀ صلح هسـتند.
در یک چنین فضایی، پرسش اساسی این است که آیا شورای عالی صلح توانسته صلاحیت و اعتباری را که سه سال قبل به دست آورد و اهدافی که برایش تعریف شده بود را حفظ کند؟ آیا سه سال تلاش و به مصرف رساندنِ میلیون‌ها دالر برای صلح‌آوری در افغانستان، توانسته موفق باشد، یا این‌که گشایش دفتر سیاسی برای طالبان به سرکرده‌گی امریکا در قطر، خود گواه به حاشیه رانده شدنِ شورای عالی صلح از مسایل اساسی و کلانِ جنگ‌وصلح در افغانستان شده است؟
درست در یک چنین فضایی، شورای عالی صلح اگر بخواهد نقشی تأثیرگذار در روند صلح‌آوری در کشور بازی کند، چاره‌یی ندارد جز این‌که اول به یک تصفیه‌حسابِ درونی بپردازد و نگاهی دقیق بیاندازد که اعضای موجود در این شورا تا چه حد وفادار به اهداف و آرمان‌های شورای صلح است. با توجه به تحلیل‌ها و گمانه‌هایی که هر روز دربارۀ نفوذ گرایش طالبانی در شورای عالی صلح شنیده می‌شود، هر حرکتِ خام و هر اظهار نظر غیرمسوولانه و عجولانۀ این شورا، می‌تواند ته‌مانده‌های اعتماد مردم به این شورا را نیز از میان بردارد.
اگر ظلم و بی‌عدالتی در نظام را دلیل شورش‌گری بدانیم، این شورش‌گری و این نفرت و انزجار از بی‌عدالتی که ریشۀ حرکت‌های انقلابی و شورش‌گرایانۀ طالبان به شمار می‌رود، باید متوجه چه کسانی باشد؟ آیا این انتقام باید از مردم بی‌گناهی گرفته شود که هر روز به بهانه‌یی قربانی می‌شوند؟
شورای عالی صلح بدون شک نمی‌تواند موفق شود مگر این‌که در جهت اعتمادسازی در قدم اول میانِ مردم دست به اقداماتِ عملی بزند. شورایی که ادعای مصالحه و مذاکره با طالبان را دارد، نباید به تریبونی صرف برای طالبان بدل شود و نتواند انعکاس خوبی از صدای مردم باشد. شورای عالی صلح همان‌قدر که نگران منافعِ طالبان و تطبیقِ خواست‌ها و دیدگاه‌های آن‌ها است، باید متوجه باشد که مردم نیز نسبت به طالبان و عمل‌کردِ آن‌ها چه نظری دارند و ارادۀ آن‌ها برای صلح با طالبان در چه چهارچوبی قابلیت اجرا و تحقق می‌تواند داشته باشد. در غیر این صورت، با عمل‌کردهایی از این دست و بر طبل حمایت و توجیه‌گریِ کارکردهای طالبانی کوبیدن، حاصلی جز تشتت و بی‌اعتمادی در فضایی نخواهد داشت که باید برای ثبات و صلح‌آوری در آن تلاش کرد، نه دامن زدن به بی‌اعتمادی.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع :‌ ماندگار

[ 2013/7/15 ] [ 9:8 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
هرچند سخنان مشاور شورای امنیت ملی کشور در مجلس نماینده‌گان سبب حیرت شد، ولی این سخنان برای رسانه‌ها و جامعۀ مدنی چندان تازه‌گی نداشت. حداقل از آغاز برنامه‌یی به نام صلح که آقای کرزی از چندسال به این‌سو به‌راه انداخته، همواره نسبت به آن شک و تردیدهای عمیقی وجود داشته و در جای خود هم، هشدارهای لازم در این خصوص داده شده است.

مگر رسانه‌های کشور، کم در مورد بی‌اعتباریِ برنامۀ صلح و خوش‌بینی‌های واهی و بدون پشتوانۀ ارگ گفتند و نوشتند. زمانی که آقای کرزی اعلام کرد که می‌خواهد به هر قیمتِ ممکن با طالبان مذاکره کند، همان زمان گفت‌وگو از موضع ضعف و سستی، نشانۀ عدم موفقیت خوانده شد و تأکید صورت گرفت که دولت با چنان سیاستی، افغانستان را به سال‌های جهنمیِ وحشت و تاریکی برمی‌گرداند.
هرچند حاکمیتِ دوازده‌سالۀ آقای کرزی هم چیز متفاوتی نسب به حاکمیت‌های گذشته نبوده؛ اما حداقل در این حاکمیت اگر اکثریت مردمِ افغانستان نانی برای خوردن نیافتند، ولی خُرده‌صدایی برای گفتن و خُرده‌هوایی برای تنفس کردن پیدا کردند که همین هم برای کشور ویرانه‌یی چون افغانستان، دستاورد مهمی می‌تواند باشد.
حاکمیت آقای کرزی برای مردم افغانستان، نه پیام‌آورِ نان بود و نه ارمغان‌آور صلح. حاکمیتی بود و هست شبه‌ملوک‌الطوایفی اما در جامۀ دموکراسی. از ارزش‌های حقوق بشری، قانون‌مداری و شایسته‌سالاری در آن زیاد سخن گفته می‌شود؛ ولی در عمل نه از حقوق بشر خبری است، نه از قانون و نه هم از سپردن کار به اهلِ آن.
آقای کرزی در دوازده سال گذشته، به گونۀ ارباب‌منشانه فکر کرده که بزرگِ قبیله است و با همۀ ویژه‌گی‌های یک ارباب، بر قبیلۀ افغانستان به زعمِ خود سلطه رانده است. صلح آقای کرزی با مخالفان هم، صلحی از پایگاهِ یک رییس قبیله بوده است. او همواره تلاش کرده که با برگزاری جرگه و رفاقت‌بازی (چیزی که مشاور شورای امنیت نیز به آن اشاره کرد) مخالفان را راضی کند که دوباره وارد قبیله شوند و اگر خواستند، بتوانند در امر و نهی و چرخاندنِ چرخِ قبیله با او همکاری کنند. این‌گونه برخورد با مسایل کشوری که به گفتۀ بسیاری از کارشناسان در مرحلۀ گذار از سنت به مدرنیته قرار دارد، می‌تواند به نتایج بسیار خطرناک و فاجعه‌بار منجر شود؛ نتایجی که نشانه‌های روشنِ آن را می‌توان در معادلات سیاسی ارگ و شکاف‌هایی که میان حلقۀ محوری در مورد مسایل افغانستان به وجود آمده، شاهد بود.
این تفاوتِ دیدگاه‌ها ناشی از نوع نگاه به مسایل می‌تواند باشد؛ تفاوتی که نشان می‌دهد هنوز در مسایل بنیادی، ارگ ریاست‌جمهوری در میان خود به اجماع دست پیدا نکرده است. اگر از یک‌سو مشاور شورای امنیت به‌وضاحت اعتراف می‌کند که «روندی به نام صلح شکل نگرفته»، ولی اطرافیان آقای کرزی و مقام‌های دیگر دولتی و شورای صلح، چنین دیدگاهی را به رسمیت نمی‌شناسند و باور دارند که تلاش‌های آن‌ها در جهت تأمین صلح و مذاکره با مخالفان مسلح، تلاش‌هایی ثمربخش بوده است.
این خوش‌بینی‌ها در حالی ابراز می‌شوند که به‌تازه‌گی ارگ ریاست‌جمهوری اعلام کرده که برخی از طالبان در تماس با دولت گفته‌اند که افراد موجود در دفتر قطر، نماینده‌گان همۀ اعضای این گروه نیستند. این موضوع نیز می‌تواند بر پیچیده‌گی مسأله بیافزاید، هرچند که اعلام چنین خبری از سوی ریاست‌جمهوری افغانستان، می‌تواند نوعی واکنشِ منفعلانه در برابر دفتر قطر به شمار رود؛ دفتری که حالا به یُمن تلاش‌های طالب‌گرایانۀ آقای کرزی، به عنوان آدرس این گروه شناخته می‌شود و طالبان ـ چه با آن‌ها در این دفتر گفت‌وگویی صورت گیرد و چه نگیرد ـ از آن به نفع اهداف سیاسیِ خود استفاده می‌برند.
گروه طالبان حتا مدعی شده که دفتر قطر، مالکیتِ آن به شمار می‌رود و این گروه حق دارد بر پایۀ قوانین بین‌المللی، در داخل دفترِ خود هرچه می‌خواهد انجام دهد؛ پرچم برافرازد و لوحۀ امارت اسلامی را نصب کند. این نیز نتیجۀ ندانم‌کاری‌های ارگ ریاست‌جمهوری و شورای صلح در رابطه با مهم‌ترین و اساسی‌ترین خواست جامعه، یعنی رسیدن به امنیت و ثبات پایدار است.
از جانب دیگر، بروز اختلافات اساسی در مورد مسایل کلان کشوری در درون حلقۀ محوری ارگ، بیانگر آنارشی موجود در دستگاه رو به زوالِ حاکمیت است. وقتی دولت‌مردان، زبان یک‌دیگر را نمی‌فهمند و یا از مسایل، تعبیر و تفسیرهای مختلفی ارایه می‌کنند، این می‌تواند به معنای پراکنده‌گی و گسسته‌گی در مناسبات میان قدرت باشد. وقتی چنین وضعیتی حاکم می‌شود، باید زنگ‌های خطر را به صدا درآورد. این وضعیت، نشانۀ روشنِ بحران معناشناختی در مناسبات سیاسی و اجتماعی است.
«بحران معناشناختی، بحران در انتقال معناست. بحران که بروز می‌کند؛ منظورها در پردۀ ابهام می‌روند، مفهوم‌ها معنای روشنی ندارند و چند پهلویند و می‌توان آن‌ها را این‌گونه و یا آن‌گونه تعبیر کرد. بحران معناشناختی، بی‌معنا شدنِ گفته‌هاست. نمی‌توان پی برد که پشت پردۀ سخن، چه پنهان است. معلوم نیست چه کسی راست می‌گوید و چه کسی دورغ.» این وضعیت به دلیل آن‌که هرگونه تبیین و تفسیر را می‌تواند در محاق شک بگذارد، برای جامعه خطرناک است. همین حالا دیده می‌شود که شهروندان کشور با اظهارات اخیر دولت‌مردان در مجلس نماینده‌گان، نسبت به آینده شکاک‌تر و نگران‌تر شـده‌اند. آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که در یک روند فریب‌کاریِ مستمر به‌سر می‌برند؛ فریب‌کاری‌یی که عمدتاً مشخصۀ نظام‌های توتالیر و استبدادی است. همه‌چیز در هاله‌یی از ابهام نگه داشته می‌شود. امروز یک حرف بر زبان می‌آید و فردا حرفی دیگر که حرفِ روز گذشته را نقض می‌کند.
اگر به سخنان آقای کرزی به‌درستی نگاه شود، این بحران معناشناختی را می‌توان به‌روشنی شاهد بود. او چیزهایی را امروز می‌گوید، ولی فردا به آن‌ها باور ندارد. پاکستان یک روز دوست است، ولی روز دیگر پایگاه تروریسم و القاعده. یک روز در کنار پاکستان می‌ایستد و از آن در برابر مداخلاتِ بیگانه‌گان دفاع می‌کند و روز دیگر از نیروهای ناتو می‌خواهد که چرا به پاکستان حمله نمی‌کنند. این وضعیت در سیاست، وضعیتی بحرانی است؛ وضعیتی که علاوه بر ایجاد بحران معناشناختی، به بحران راه‌حل‌ها و دست یافتن به نتایج نیز منتهی می‌شود. یکی از درون نظام می‌گوید که شورای صلح هیچ دستاوردی نداشته، و دیگری از دستاوردهای بزرگِ این شورا سخن می‌گوید.
وقتی وضعیت در درون نظام چنین است، آن‌گاه چه‌گونه می‌توان از شهروندان و مردم عادی انتظار داشت که سراسیمه و نگران نباشند؟!

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع :‌ماندگار

[ 2013/7/15 ] [ 9:5 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

نهادی به‌نام شفافیت بین‌الملل اعلام کرده است که شهروندان افغانستان قوه قضاییه را فاسدترین نهاد حکومتی میدانند. این می‌تواند یکی از چالش‌برانگیزترین خبرها در مسیر اعتماد و اعتمادسازی در افغانستان باشد. قوه قضاییه یک کشور باید قابل اعتمادترین بخش یک کشور باشد. این قوه در حقیقت مظهر اجرای عدالت و وضعیت برخورداری جامعه از عدالت می‌باشد. وقتی قوه قضاییه یک کشور با چالش بی‌اعتمادی روبه‌رو باشد، شیرازه‌های اعتماد در کشور صدمه‌پذیر می‌شود. قوه قضاییه مظهر عدالت است، وقتی تنازع در مورد حق به‌میان می‌آید، مردم به قوه قضاییه مراجعه می‌کنند. وقتی ادعا شود که در اجراات قضایی این قوه نیز رشوه می‌تواند تعیین‌کننده باشد، جایگاه عدالت در جامعه با سوال جدی روبه‌رو می‌شود.

هفته گذشته سازمان شفافیت بین‌الملل گزارش داد که شهروندان افغانستان که به نظرسنجی این سازمان پاسخ داده‌اند، گفته‌اند که در میان نهادهای حکومتی افغانستان در یک سال گذشته، قوه قضاییه و پولیس بیشترین رشوه را به‌دست آورده‌اند.
این‌که این ادعا چقدر صحت دارد یا خیر، بحث جداگانه‌ای است، اما همین که چنین اشاره‌ای در نظرسنجی و یا از طریق پرسش‌نامه صورت می‌گیرد، به خودی خود به اندازه کافی می‌تواند تکان‌دهنده باشد. این یک واقعیت غیرقابل انکار است که هم پولیس و هم قوه قضاییه از نهادهایی‌اند که باید برای مردم قابل اعتماد باشند. پولیس امانت‌دار و حافظ جان و مال جامعه است و قوه قضاییه نیز نهادی است که عدالت را تمثیل می‌کند.
قوه قضاییه صلاحیت فیصله روی اختلافات را دارد. این نهاد می‌تواند به مرگ و زندگی شهروندان حکم کند. وقتی در گزارش‌ها ادعا می‌شود که در چنین نهادی رشوه گرفته می‌شود، سرنوشت فیصله‌های این نهاد بحث‌برانگیز می‌شود. نهادی که قرار است روی مرگ و زندگی مردم حکم کند، نباید آلوده به فساد باشد و فیصله‌هایش روی تعامل پولی و زد و بندهای غیرحقوقی انجام شود.
در گزارش سازمان شفافیت بین‌المللی آمده است که ۶۵ درصد پاسخ‌دهندگان به نظرسنجی این سازمان گفته‌اند که در ۱۲ ماه گذشته یک بار به قوه قضاییه رشوه داده‌اند. اگر این خبر صحت داشته باشد. باید در راستای مقابله با این وضعیت و تغییر آن کار صورت گیرد و اگر این خبر صحت نداشته باشد باید از سوی مسوولان قوه قضاییه در برابر آن واکنش نشان داده شود تا عوارضی که با شنیدن این خبر بر اذهان عامه وارد می‌شود، جبران گردد.
در قانون اساسی کشور تصریح گردیده است که قوه قضاییه تنها نهادی است که صلاحیت فیصله روی مسایل قضایی و حقوقی در سطح کشور را دارد. در این قانون هم‌چنین تصریح و تاکید شده است که هیچ موضوع حقوقی و جزایی و دعوا نباید خارج از حوزه و قلمرو این قوه مورد رسیدگی قرار گیرد. حتا اخیرا از سوی دولت کوشش‌هایی صورت گرفت که رسیدگی به اختلافات انتخاباتی نیز از سوی این دستگاه مورد رسیدگی قرار گیرد.
وقتی در قانون تصریح می‌شود که نباید هیچ مورد دعوای حقوقی و یا جزایی در خارج از حیطه رسیدگی محکمه و قوه قضاییه صورت گیرد، مبین آن است که قوه قضاییه تنها نهادی است که می‌تواند از عدالت در کشور پاسداری بکند. پاسداری از عدالت در حالی قابل تصور است که در خود نهاد قضایی عارضه‌ای به‌نام رشوه و فساد وجود نداشته باشد و دامین قوه قضاییه و محاکم به این عارضه آلایش نداشته باشد. گزارش سازمان شفافیت بین‌الملل در این زمینه این قوه را با چالش مواجه می‌کند.
این نشان می‌دهد که در جامعه سیاسی افغانستان قوه قضاییه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار می‌باشد. برخورداری از چنین جایگاه ویژه‌ای ایجاب می‌کند که از نظر اعتماد نیز این نهاد همین جایگاه را دارا باشد. برخورداری از اعتماد برای این نهاد زمانی امکان پذیر است که در خصوص کارکرد این نهاد گزارش‌هایی در خصوص رشوه‌گیری و رشوه‌ستانی به نشر نرسد.
با این‌که فساد اداری یکی از مشکلات عمده‌ای است که افغانستان با آن دست به گریبان می‌باشد. اما این مشکل نباید به اندازه‌ای قوی باشد که بتواند بر قوه قضاییه کشور نیز تاثیر بگذارد. چون قوه قضاییه هم از نظر آموزه‌های انسانی از اهمیت خاص برخوردار است و هم از نظر آموزه‌های دینی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد. از این‌رو می‌توان گفت که آلوده شدن قوه قضاییه به رشوه در تناقض کامل با تصویری است که در آموزه‌های انسانی و آموزه‌های دینی از این نهاد ارایه شده است.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2013/7/15 ] [ 9:0 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
چند روز پیش داکتر سپنتا، مشاور امنیت ملی رییس‌جمهور کرزی، گفت یکی از موانع فراراه امضای قرارداد مشترک دفاعی با امریکا، تعریف‌های متفاوت کابل و غرب از دشمن است. به‌گفته مشاور امنیت ملی رییس‌جمهور کرزی، برای غرب القاعده تهدید اصلی است، در حالی‌که برای «ما» پایگاه‌ها وآموزشگاه‌های طالبان در خاک پاکستان تهدید جدی است. به‌گفته آقای سپنتا، تا زمانی‌که تعریفی مشترک از تهدید و دشمن وجود نداشته باشد، تفاهم روی هر نوع استراتژی مشترک دفاعی، بیهوده خواهد بود.

به‌نظر می‌رسد که مدت‌ها است میان کابل و واشنگتن، در خصوص این‌که تهدید چیست و چگونه می‌شود با آن مقابله کرد، تفاوت نظر جدی وجود دارد. در حالی‌که هر دو طرف به یک راه‌حل سیاسی تاکید دارند، اما نگاه دو طرف به تهدیدها و راه‌های مقابله با آن، تفاوت دارد.
همان‌طور که مشاور امنیت ملی آقای کرزی گفته است، برای امریکا، القاعده تهدید اصلی است. امریکایی‌ها می‌خواهند، القاعده را در این گوشه‌ای از جهان زمین‌گیر کنند، تا نتواند به قلمرو امریکا، حمله کند. این چیزی است که مقام‌های امریکایی به‌صراحت روی آن تاکید کرده‌اند.

همه می‌دانند که طالبان شبکه‌های حمایتی نیرومندی در پاکستان دارند. عده‌ای تصور می‌کند که تنها آی‌اس‌آی است که از طالبان حمایت می‌کنند، اما این تلقی درست نیست.

اما برای افغانستان تهدید اصلی طالبان است. جنگ طالبان در این ده‌سال، فرصت‌های رشد اقتصادی و توسعه افغانستان را بر باد داد. حملات طالبان، امنیت روانی مردم افغانستان را در شهرهای بزرگ صدمه زده است. در روستاهایی که طالبان حضور و نفوذ دارند، نه مکتبی فعال است و نه کسی اجازه دارد برای توسعه آن منطقه کار کند. طالبان حتا از روستاییان در برخی از مناطق سپر انسانی درست کرده‌اند و آنان را به کشتن می‌دهند.
همه می‌دانند که طالبان شبکه‌های حمایتی نیرومندی در پاکستان دارند. عده‌ای تصور می‌کند که تنها آی‌اس‌آی است که از طالبان حمایت می‌کنند، اما این تلقی درست نیست. در کنار آی‌اس‌آی، شبکه‌های مهم دیگری هم هستند که از طالبان حمایت می‌کنند. شبکه مدارس دینی پاکستان و حلقات بنیادگرای آن کشور نیز، به‌شدت از طالبان پشتیبانی می‌کنند. بخش‌های اکمالاتی و تدارکاتی ارتش پاکستان نیز در خدمت طالبان است. رهبران طالبان در شهرهایی چون کویته، کراچی و اسلام‌آباد، خانه و اقامتگاه دارند. نه تنها این‌که کسی در پاکستان مزاحم طالبان نمی‌شود، بلکه همه منابع و امکانات پاکستان، در اختیار طالبان است. به بیان دیگر، پشت جبهه استراتژیک طالبان، قلمرو پاکستان است و همه منابع آن، به‌جز قوای هوایی و سلاح اتومی، در اختیار طالبان قرار دارد.
شبکه‌های حمایتی طالبان در پاکستان، القاعده و هسته‌های مربوط به این شبکه تروریستی را نیز حمایت می‌کنند. خالد شیخ محمد در اواخر سال ۲۰۰۱، از خانه‌ای بازداشت شد که ملکیت حزب جماعت اسلامی پاکستان بود، هم‌چنین این خانه، در نزدیکی پایگاه ارتش در لاهور واقع بود. اسامه بن‌لادن نیز در چندقدمی اکادمی کاکول در شهرک ایبت‌آباد، به قتل رسید.
بارک اوباما، رییس‌جمهور امریکا، پس از رویداد قتل بن‌لادن با اشاره به ویلای او در نزدیکی اسلام‌آباد گفت، اسامه بن‌لادن نمی‌توانست، بدون پشتیبانی یک شبکه حمایتی نیرومند، در چنین مکانی رحل اقامت افگند و سال‌ها از چشم همه مخفی باشد.
واقعیت این است که شبکه‌های حمایتی طالبان، از رهبران و سلول‌های سازمان القاعده نیز حمایت می‌کنند. به‌عنوان مثال گروه‌های افراطی مسلح پاکستانی، چون لشکر طیبه و لشکر جنگوی که با القاعده روابط تنگاتنگ دارند، طالبان را نیز حمایت می‌کنند. هم‌چنین طالبان پاکستانی، همان‌طور که از سران القاعده میزبانی می‌کنند، مهمان‌دار طالبان افغانی نیز هستند. روستاهای زیر کنترول طالبان پاکستانی، محل استقرار طالبان افغانی و القاعده است. طالبان و القاعده از طریق شبکه‌های حمایوی‌شان در پاکستان، با هم‌دیگر ارتباط برقرار می‌کنند و تجارب‌شان را مبادله می‌کنند.
با وجود این واقعیت، امروزه در غرب، این تلقی به‌وجود آمده است که می‌توان، رهبران طالبان افغانی را از القاعده و شبکه‌های حمایتی‌شان در پاکستان جد اکرد و روی میز مذاکره آورد. برخی از سیاست‌مداران غربی شاید به یقین رسیده باشند، که چنین چیزی ممکن است. به همین دلیل سخت در تلاش‌اند تا به وساطت پاکستانی‌ها، با رهبران طالبان تماس برقرار کنند و با آنان مذاکره کنند. برخی از کشورهای غربی حتا این تلاش‌ها را بدون هماهنگی با کابل انجام می‌دهند. این واقعیت با راه افتادن جریان قطر و رویداد‌های پیرامون آن، به‌خوبی هویدا شد و واکنش کابل را برانگیخت.
شماری از دولت‌مردان و سیاست‌مداران غربی فکر می‌کنند که پاکستان، آنان را در کشاندن رهبران طالبان به پای میز مذاکره همکاری می‌کند. پاکستان قبلا به رییس‌جمهور کرزی نیز وعده داده بود که شماری از رهبران طالبان را روی میز مذاکره با نمایندگان او می‌نشانند، اما چنین نکرد، ولی با کشورهای غربی در این راستا همکاری کرد و نمایندگان طالبان را با نمایندگان امریکا، آلمان و ناروی روی میز مذاکره آورد. این امر طرفداران مذاکره با طالبان را در غرب بیشتر امیدوار ساخت. علاوه بر آن، این تلاش‌ها و مذاکرات، سبب شد که کابل دچار سوءظن شود و فکر کند که ممکن است برخی از کشورها روند جاری سیاسی افغانستان را قربانی سازش با طالبان کنند. به همین دلیل هم مذاکره روی موافقت‌نامه دوجانبه امنیتی به تعویق افتاد و هم بی‌اعتمادی میان کابل و متحدان غربی آن به‌وجود آمد. قبلا رییس‌جمهور کرزی فکر می‌کرد که غرب و پاکستان در مجموع تلاش خواهند کرد تا سران طالبان نه با کشورهای غربی بل با نمایندگان حکومت افغانستان مذاکره کنند.
این تفاوت دیدگاه و بی‌اعتمادی‌ها سبب شده است که مذاکره روی امضای موافقت‌نامه امنیتی متوقف شود و سران دولت افغانستان از تعریف متفاوت کابل و غرب از دشمن سخن بگویند. اما به‌نظر می‌رسد که به یک نکته توجه نشده است و آن این‌که طالبان و القاعده، شبکه‌های حمایتی مشترک در پاکستان دارند. تا زمانی‌که این شبکه‌های حمایتی وجود داشته باشند، نه القاعده زمین‌گیر می‌شود و نه همه رهبری طالبان، به مذاکره و صلح حاضر می‌شوند. شاید برخی از سران طالبان به مذاکره حاضر شوند، اما بخشی از بدنه آنان، هم‌چنان به حمایت شبکه‌های حمایتی‌شان، به جنگ ادامه خواهند داد.
بنابراین شبکه‌های حمایتی طالبان باید به‌عنوان تهدید مشترک شناسایی شوند. کشورهای غربی باید به پاکستان فشار بیاورند تا این شبکه‌ها را متلاشی کند. در صورتی‌که این شبکه‌ها متلاشی شوند، هم القاعده زمین‌گیر می‌شود و هم سران طالبان به مذاکره جدی و به هدف ختم جنگ حاضر می‌شوند. تا زمانی‌که شبکه‌های حمایتی طالبان که در عین حال القاعده را نیز حمایت می‌کنند، در پاکستان فعال باشد، نه راه‌حل سیاسی جنگ افغانستان ممکن است و نه زمین‌گیرشدن القاعده. این نکته‌ای است که همه باید آن را مدنظر داشته باشند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2013/7/15 ] [ 8:58 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
حامد کرزی رییس جمهور کشور از خدشه‌دار شدن اعتماد میان افغانستان و ایالات متحده خبر داده اما دو سناتور ارشد امریکایی می‌گویند که آنان برای اعتمادسازی میان این دو کشور تلاش می‌کنند.

جان مک‌کین و لیندسی گراهام، دو تن از اعضای ارشد مجلس سنای ایالات متحده امریکا، در دیدار با رییس جمهور افغانستان در کابل، به حامد کرزی اطمینان داده‌اند که در زمینه اعتماد سازی میان افغانستان و ایالات متحده امریکا تلاش می‌کنند.

آقای کرزی در دیدار خود با این دو مقام‌ امریکایی در مورد امضای موافقت‌نامه امنیتی با ایالات متحده نیز گفتگو کرده و تاکید ورزیده است که امضای این موافقت‌نامه باید باعث تقویت افغانستان شود و آینده این کشور را تضمین کند.

آقای کرزی در دیدار خود با این دو مقام‌ امریکایی در مورد امضای موافقت‌نامه امنیتی با ایالات متحده نیز گفتگو کرده و تاکید ورزیده است که امضای این موافقت‌نامه باید باعث تقویت افغانستان شود و آینده این کشور را تضمین کند.

براساس اعلامیه‌ای که از سوی دفتر ریاست جمهوری منتشر شده، آقایان مک‌کین و گراهام شام روز چهارشنبه، ۱۲ سرطان، در کابل با حامد کرزی دیدار و گفتگو کردند.
به نقل از این اعلامیه، آقای کرزی گفته که اعتماد مردم افغانستان نسبت به ایالات متحده طی هفت ماه اخیر پس از سفرش به واشنگتن، نشست‌های سه جانبه در لندن و بروکسل و همچنین در مورد نقش و عملکرد ایالات متحده امریکا در افغانستان و افتتاح دفتری برای طالبان در قطر، خدشه‌دار شده است.
اما جان مک‌کین و لیندسی گراهام در این دیدار به آقای کرزی اطمینان داده‌اند که برای اعتماد سازی میان دو کشور تلاش خواهند کرد و همچنین پیامش‌ را به رییس‌جمهور ایالات متحده می‌رسانند.
آقای کرزی در دیدار خود با این دو مقام‌ امریکایی در مورد امضای موافقت‌نامه امنیتی با ایالات متحده نیز گفتگو کرده و تاکید نموده‌اند که امضای این موافقت‌نامه باید باعث تقویت افغانستان شود و آینده این کشور تضمن گردد. در اعلامیه دفتر ریاست جمهوری آمده است: «رییس جمهور کشور گفت که مردم افغانستان خواهان امضای موافقتنامه امنیتی با ایالات متحده امریکا می‌باشند، مشروط بر این‌که این موافقتنامه باعث تقویت افغانستان گردیده و امضای آن آینده یک افغانستان متحد، با امن و دارای یک نظام مرکزی قوی را تضمین نماید.»
آقای کرزی گفته که مذاکرات روی موافقتنامه امنیتی میان دو کشور می‌تواند همزمان با شروع مذاکرات میان شورای عالی صلح و طالبان، دوباره آغاز شود.
افتتاح دفتر قطر با پرچم طالبان سبب شد تا حکومت افغانستان دور چهارم مذاکرات بر سر پیمان امنیتی را به حالت تعلیق در آورد. حکومت افغانستان مدعی است که بارک اوباما در چهارده جون گذشته تضمین نامه‌ای در مورد چگونگی کار دفتر قطر به حکومت افغانستان ارایه کرده بود، اما برخلاف این تضمین نامه عمل شده است.
رییس جمهور کرزی در این راستا رهبران جهادی و احزاب سیاسی را نیز باخود همسو ساخته و بیشتر جریان‌ها از موقف رییس جمهور در مورد دفتر قطر اعلام حمایت کردند.
هرچند نماینده خاص امریکا با سفرش به افغانستان اعلام کرد که ایالات متحده نیز از بلند شدن پرچم طالبان شوکه شده اما گفت که در هرنوع گفتگو، طالبان باید قانون اساسی را پذیرفته و از خشونت دست بردارند.
پس از سفر نماینده خاص، دو سناتور ارشد امریکایی به کابل آمده تا در راستای اعتماد سازی گام‌هایی بردارند. ایالات متحده امریکا از متحدان استراتژیک حکومت افغانستان به شمار می‌رود و در طی یازده سال گذشته هزینه‌های سنگینی مالی و جانی را در راستای مبارزه با تروریزم متقبل شده است.

گروه خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع :‌8 صبح

[ 2013/7/6 ] [ 10:8 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
مقام‌های محلی در ولسوالی جاغوری و مالستان ولایت غزنی می‌گویند که جنگجویان طالب شانزده باشنده این ولسوالی‌ها را از مسیر راه غزنی – جاغوری، ربوده‌اند.

ظفر شریف، ولسوال جاغوری با تایید این رویداد به خبرگزاری بخدی گفته است: «طالبان، دو روز پیش، شانزده باشنده ولسوالی‌های جاغوری و مالستان ولایت غزنی را از مربوطات ولسوالی گیلان این ولایت ربوده‌اند.»
آقای شریف می‌گوید که طالبان شش فرد ربوده شده را آزاد کردند اما از سرنوشت ده تن دیگر آنان اطلاعی در دست نیست.
او تاکید کرد که بزرگان قومی برای رهایی افراد ربوده شده، تلاش می‌کنند.
راه‌های غزنی به ولسوالی‌های این ولایت به دلیل حضور طالبان همواره شاهد ناامنی بوده است.
پیشتر، چند انجنیر یک شرکت ساختمانی از مسیر ولسوالی قره‌باغ‌–‌غزنی، توسط طالبان اختطاف شده بودند.
درهمین حال، اسدالله انصافی، آمر امنیت قوماندانی امنیه ولایت غزنی از اختطاف شانزده غیرنظامی در مسیر غزنی- جاغوری اظهار بی‌خبری کرده است.
آقای انصافی اما به خبرگزاری بخدی گفت که روز چهارشنبه، طالبان راه‌های ارتباطی جاغوری و مالستان ولایت غزنی را مسدود کرده بودند.
شماری از باشندگان ولسوالی‌های جاغوری، مالستان و قره‌باغ نیز به خبرگزاری بخدی گفتند که راه‌های این ولسوالی‌ها از سوی طالبان مسدود شده است.
ولسوالی‌های جاغوری و مالستان در غرب ولایت غزنی از مناطق امن این ولایت به شمار می‌رود.
اما افراد وابسته به طالبان بارها باشندگان این ولسوالی‌ها را از مناطق دشت قره باغ و مرز هتقول انگوری، به منظور اخذ پول ربوده‌اند.
درهمین حال، باشندگان ولسوالی‌های جاغوری، قره‌باغ و مالستان به شدت از والی و قوماندان امنیه این ولایت شکایت کرده‌اند.
آنان می‌گویند، مقام‌های محلی غزنی مردم این ولسوالی‌ها را فراموش کرده‌اند.
آنان از دولت مرکزی تقاضا کرده‌اند که برای تامین امنیت راه‌های مواصلاتی این ولسوالی‌ها توجه کند.

گروه خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2013/7/6 ] [ 10:6 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
مسوولان امنیتی در شهر ترینکوت مرکز ولایت ارزگان گفته‌اند که ۱۲ سرباز پولیس در اثر حمله انتحاری کشته‌ شده‌اند.

این حمله ظهر روز گذشته صورت گرفت.
از سوی دیگر مقام‌های امنیتی می‌گویند یک فرمانده پولیس مرزی و یک غیرنظامی افغان در اثر یک حمله انتحاری در جنوب کشور کشته شده‌اند.police
جاوید فیصل، سخنگوی والی قندهار به بی‌بی‌سی گفته که حمله حوالی ساعت ۹:۳۰ صبح در نزدیکی یک پوسته تلاشی در شهرک مرزی اسپین‌بولدک روی داد.
هشت نفر دیگر در این حمله زخمی شده‌اند.
سخنگوی والی قندهار می‌گوید که دو نفر از زخمی‌ها ماموران پولیس و شش نفر دیگر غیرنظامیان هستند.
آقای فیصل گفت که فرد مهاجم از شهر مرزی چمن در پاکستان وارد اسپین‌بولدک می‌شد که بمب‌های خود را منفجر کرد.
طالبان مسوولیت این حمله را پذیرفته و قاری یوسف احمدی که خود را سخنگوی طالبان معرفی می‌کند، گفته که همه قربانیان نیروهای پولیس مرزی بوده‌اند.
همچنین روز پنجشنبه یک افسر زن پولیس در ولایت هلمند به ضرب گلوله افراد مهاجم کشته شده است.
عمر زواک سخنگوی والی ولایت هلمند گفته که اسلام بی‌بی زمانی مورد تیراندازی قرار گرفت که خانه خود را در شهر لشکرگاه، مرکز هلمند، به قصد محل کار ترک می‌کرد.

[ 2013/7/6 ] [ 10:4 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
مطابق اسناد ویکی‌لیکس، عمر زاخیلوال به امریکایی‌ها گفته بود که «کرزی یک شخص بی‌نهایت ضعیف است که به واقعیت‌ها گوش نمی‌داد و در عوض، هرکسی که میآمد و حتا قصه‌ها و طرح‌های بسیار عجیب و غریب را برایش می‌گفت، به سادگی فریفته می‌شد.» با افشای اسناد ویکی‌لیکس، شخصیت کرزی رسانه‌ای و عمومی شد و رییس‌جمهور احساساتی و دمدمی مزاج معرفی شد. او آدم زود‌رنج و عصبانی است؛ واکنش‌ها و موضع‌گیری‌هاش با پرخاش و عصبانیت همراه است. در عین زمان، از او عکس‌های زیادی در رسانه‌ها و جاده‌های کابل است که او را شاد و خندان نشان می‌دهد. او حتا یکبار لقب «خوش‌تیپ‌ترین رییس‌جمهور جهان» را کمایی کرد. به راستی هم، او در کنار عصبانیت و تندمزاجی، یک رییس‌جمهور شاد و خندان نیز می باشد. ولی این‌بار، باز شدن دفتر سیاسی طالبان در قطر رییس جمهور را عصبانی کرد. در عین زمان، او به مصلحت‌گرایی و اغماض نیز معروف است. حتا زمانی که بعضی از همکارانش می‌خواهد به کوه بالا شود. او بارها نسبت به همکارانش از اغماض و مصلحت کار گرفته است؛ همان‌گونه که بارها با همکارانش پرخاش کرده است. البته خشم و شادمانی رییس‌جمهور غیرقابل پیش‌بینی است. او ناگهان شادمان و خندان است و ناگهان عصبانی و پرخاشگر. این روانشناسی قطبی، سبب شده است که او در موضع‌گیری‌های سیاسی‌اش نیز، آدم غیرمترقبه‌ای باشد.

ضعف و عدم ابتکار در سیاست‌های کرزی سبب شد که حتا طالبان در قطر دفتر سیاسی باز کردند و رییس‌جمهور شاد و خندان ما، باز هم عصبانی شد و با پرخاش واکنش نشان داد.

رییس‌جمهور ما، آنگاه که شاد و خندان بود، طالبان را «برادران ناراضی» خطاب ‌کرد و بارها تکرار کرد که حاضر است به ملا محمد عمر آخوند زنگ بزند و اگر جایش را بداند، خود می‌رود و با این برادر شدیدا ناراضی و آدم‌کش، صحبت می‌کند. حوصله رییس‌جمهور تا حدی بود که بدن‌های تکه تکه شده جوانان و کودکان را با چشم‌هایش می‌دید، اما بازهم تروریستان طالب را، «برادر» خطاب می‌کرد و هرگز حاضر نمی‌شد که مستقیما طالبان را تروریست بگوید. البته حالا هم طالبان را تروریست نمی‌گوید‌. در عین زمان، رییس‌جمهور ما به تیوری توطیه باور دارد. مطابق اسناد ویکی‌لیکس نگران پاکستان نیز بوده است، او استدلال کرده است که امریکا به دنبال «تجزیه پاکستان و تضعیف افغانستان است تا به اهداف خود در مبارزه علیه تروریزم دست بیابد.» اما امروز دیده می‌شود این پاکستان است که به دنبال تجزیه افغانستان می‌باشد.
این شماتت و نرم‌خویی رییس‌جمهوری در برابر طالبان، انتقادات فراوانی را در داخل به همراه داشت و مردم نسبت به او شاکی شدند و در سطح جامعه اصطلاح «برادران ناراضی» به یک فکاهی و تمسخر تبدیل شد. البته مردم حق داشتند. این چطور برادران ناراضی هستند که کشور را به خاک و خون می‌کشانند و اما کسی خم به ابرو نمی‌آورد؟ البته قبل از هر کسی دیگر، این حامد کرزی است که باید به نمایندگی از مردم و به عنوان فرد مسوول «خم به ابرو» می‌آورد و با برادران ناراضی‌اش برخورد جدی می‌کرد و افکار عمومی را پریشان و شاکی نمی‌ساخت. ساده‌ترین راه برای او، ایجاد یک فضای «ضد امریکایی» در کشور است که در عمل منفعتی را در پی ‌ندارد؛ در حالی که در سیاست باید ابتکار باشد و نه پناه بردن به تیوری توطیه. البته شاید سخن زاخیلوال درست باشد. این همه مشکل به خاطری است که کرزی «شخصی بی‌نهایت ضعیف» است و «به واقعیت‌ها گوش نمی‌دهد.» او حتا یک‌بار با یک دکاندار ناشناخته، به نام «نماینده طالبان» در ارگ ملاقات کرد.
به هرصورت، ضعف و عدم ابتکار در سیاست‌های کرزی سبب شد که حتا طالبان در قطر دفتر سیاسی باز کردند و رییس‌جمهور شاد و خندان ما، باز هم عصبانی شد و با پرخاش واکنش نشان داد. اما این‌بار، مردم پرخاش رییس‌جمهور را ستودند و از او حمایت کردند و شاید برای اولین بار او را در قامت یک رهبر جدی و عاقل دیدند. رییس‌جمهوری هم تغییر کرد و به جای اصطلاح «برادران ناراضی» از اصطلاح «دشمنان اسلام و مردم افغانستان» برای تروریستان طالب استفاده می‌کند. این خوب است، اما کافی نیست. مساله این است که در شرایط حاضر افغان‌ها (به شمول حکومت و اپوزیسیون سیاسی حکومت) موضع متحدانه در برابر دفتر سیاسی طالبان در قطر و نیز در برابر بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مثل پاکستان و امریکا و انگلستان، اتخاذ کردند و تمامی بازیگران خارجی به صورت بی‌سابقه‌ای به واکنش متحدانه افغان‌ها، برخوردند. به عبارت دیگر، احساسات منفی در برابر طالبان تا آن‌جایی بود که هیچ کشور خارجی تصور نمی‌کرد تا این درجه حوزه ضد طالبانی در افغانستان قوی و شدید باشد؛ و این موفقیت بزرگی برای افغانستان در این بازی بود. حالا سوال اساسی این است که رییس‌جمهور از این فضای جدید چگونه استفاده به سود منافع ملی می‌کند؟
شرایط جدیدی که در برابر دفتر سیاسی طالبان در قطر شکل گرفت، نه تنها یک واکنش در برابر یک دفتر نیست؛ بلکه واکنشی است در برابر طالبانیسم و حامیان طالبان که می‌خواهند یک حکومت طالبانی در افغانستان حاکم باشد و یا افغانستان یک بار دیگر در کام جنگ‌های داخلی فرو رود. بنابراین، انتظار منطقی این است که رییس‌جمهور کرزی در شرایط فعلی، موضع‌گیری‌های قاطع داشته باشد. افکار عمومی را شکل بدهد و پیام افغانستان را به صورت واضح و روشن به کشورهای منطقه برساند. یک رییس‌جمهور بدون ابتکار و ضعیف، سرنوشت یک ملت را به بن بست می‌کشاند و کرزی بر ضعف‌های خود باید چیره شود. این‌گونه طالبان و حامیان آن را زیر فشار بگذارد. این فشارها از چند طریق قابل اعمال است:
• تغییر در ادبیات رییس‌جمهوری از طریق بیانیه‌ها و روابط رسانه‌ای. به این معنا که رییس جمهور نباید طالبان را بعد از این «برادران ناراضی» نام بگذارد. در شرایط کنونی باید ابتکار جدی در عرصه دیپلوماسی رسانه‌ای وجود داشته باشد تا طالبان به عنوان یک گروه تروریستی محکوم شوند و از نظر سیاسی بمیرند و در یک حاشیه بی‌اهمیت قرار بگیرند. این هدف، از طریق بیاینه‌های رسمی، گفتگوهای رسانه‌ای، کنفرانس‌ها و سیمینارها قابل دسترسی است. ولی با وجود یک فرصت مناسب برای افغانستان، رییس‌جمهور هنوز ضعیف عمل کرده و ابتکار سیاسی از خود به خرج نداده است.
• ایجاد قاطعیت در دیپلوماسی افغانستان در مورد مبارزه با تروریزم و برجسته کردن خواست ملی افغانستان در خصوص حمایت کشورهای منطقه از طالبان. به این معنا که رییس‌جمهوری باید در شرایط کنونی دیپلوماسی افغانستان را در مورد طالبان، تقویت کرده به کشورهای منطقه و فرامنطقه با جدیت بگوید که افغانستان یک حکومت طالبانی نمی‌خواهد و در پشت درهای بسته در بیرون از مرزهای افغانستان کسی حق تصمیم‌گیری در مورد آینده افغانستان را ندارد.
• ایجاد یک همگرایی داخلی به منظور حمایت از سیاست‌های دولت و تقویت حوزه ضد طالبانی در داخل کشور. به این معنا که حکومت در شرایطی که پیش آمده است، باید برنامه‌های اجتماعی-سیاسی- فرهنگی مشخصی را طرح‌ریزی کرده و حوزه ضدطالبانی در داخل کشور را تقویت کند و گسترش بدهد. از این طریق، موضع حکومت در برابر کشورهای منطقه و فرامنطقه تقویت شده و رییس‌جمهوری به مثابه یک رهبر ضعیف و بی‌ابتکار در محافل بین‌المللی شناخته نخواهد شد.
بنابر آنچه ذکر شد، به نظر می‌رسد که رییس‌جمهور کرزی استفاده کافی از فضای جدید نتوانسته است؛ این به معنای غفلت سیاسی است. در شرایطی که افغانستان قرار دارد، رییس‌جمهور حق ندارد غفلت کند. ما تاوان سنگینی برای غفلت رهبران خود پرداخته‌ایم، اما نباید سرنوشت افغانستان قربانی یک غفلت سیاسی شود. باز شدن دفتر سیاسی قطر هم بر اساس یک غفلت سیاسی بود. اگر غفلت سیاسی نمی‌بود، دلیل وجود ندشت که دفتر سیاسی طالبان باز شود و همه غافل‌گیر شده گیج و مبهوت بمانند. بنابراین توقع می‌رود که رییس جمهور از شرایط جدیدی که پیش‌آمده، استفاده نهایی را به نفع منافع ملی افغانستان بکند و تلاش شود تا تروریستان طالب، در یک حاشیه بی‌اهمیت سقوط کرده که به معنای مرگ سیاسی شان باشد. مرگ سیاسی طالبان، به معنای مرگ نظامی آن‌ها نیز خواهد بود. سیاست انتحار و کشتار، هیچ توجیهی ندارد و محکوم به زوال و شکست است. اما این رییس‌جمهور کرزی است که این بار باید با ابتکار و درایت بازی کند. او نه خوش‌تیپ است و نه خیلی شادان و خندان، برای او عقلانیت و ابتکار زیبنده‌تر است.

گروهی هفته نامه ی ندای غزنه

منبع :‌8 صبح

[ 2013/6/29 ] [ 10:42 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

حتا اگر بعد از اعتراضات فراوان داخلی و خارجی، چیزی به‌نام «دفتر سیاسی امارت طالبان» وجود خارجی نداشته باشد، در عمل دفتری که برخلاف خواست کابل در قطر باز شده، به صورت غیر‌رسمی نمایند‌گی سیاسی طالبان است. وقتی نمایند‌گان امارت طالبی می‌تواند به تهران سفر کنند، در قطر در کنار معاون وزیر خارجه آن علیه حکومت افغانستان بیانیه صادر می‌کنند، به قانون اساسی و حاکمیت ملی افغانستان حمله می‌برند، پس دفتر دوحه کارکرد عملی سیاسی دارد، هرچند که هیچ جناحی حاضر به اذعان رسمی آن نباشد.

طبیعی است که رسوایی لوحه و پرچم امارت تروریستی طالبان یک اتفاق ساده نبود. نه ایالات متحده و نه دولت قطر می‌توانند بی‌مبالاتی و نادیده گرفتن اصول و حقوق اولیه دولت جمهوری اسلامی افغانستان را توجیه کنند. هرچند که دو کشور مذکور در یک اقدام سریع عمل فوق را اصلاح کردند ولی برداشت منفی از رفتار سوال‌برانگیز دو کشور در اذهان عامه شکل گرفته است.

حکومت افغانستان به سیاست روشن و دارای خطوط قرمز در سیاست مصالحه با طالبان نیاز دارد تا با پافشاری و فراهم‌آوری پشتوانه‌ی سیاسی و نظامی برای آن، به طرز موثری روی مطالبات خود تاکید کرده بتواند.

این بی‌مبالاتی به خودی خود نشان می‌دهد که در مذاکره و تماس با طالبان رعایت خطوط قرمز و اصول اساسی تقریبا ارزش چندانی ندارد. همه طرف‌ها، از جمله ایالات متحده، برای رسیدن سریع به توافقات با این گروه تروریستی، هر راه و نظری را آزمایش می‌کند. طبیعی است که حتا اگر طالبان از لقب دروغین خود نیز در کنفرانس رسمی استفاده کردند، دولت قطر واکنش و حساسیت چندانی از خود نشان ندهد و دولت امریکا هم به‌خاطر خجالت ناشی از این رسوایی، به تصحیح ماجرا دست بزند. اما در اصل قضیه تفاوتی پیش نمی‌آید: کشور‌های دخیل در قضیه از تمام کارت‌های خود برای رسیدن به توافق با طالبان استفاده می‌کنند.
چنان که سخنگوی حکومت افغانستان در مقاله‌ای در سایت بی‌بی‌سی افشا کرد، امریکایی‌ها برای هیات افغانی در واشنگتن گفته‌اند که این کشور پس از سال ۲۰۱۴ میلادی دیگر جنگی با طالبان ندارد. به گفته داوود مرادیان، تحلیلگر امور افغانستان، «به همین دلیل سریع‌ترین راه حل از همه بیشتر وسوسه‌کننده است. اما همان‌طور که سرگذشت غم انگیز عراق ثابت ساخت، عجله بیش از حد در خارج کردن نیروها، می‌تواند هزینه‌های وحشتناک انسانی، اقتصادی و سیاسی به دنبال داشته باشد.»
در عین حال، چنین نیست که حکومت افغانستان در این راستا اشتباهاتی مرتکب نشده باشد. باید حکومت ما بداند که چنین حوادثی نتیجه سیاست‌ها و رفتارهای اشتباه‌اش است. وقتی در چند سال گذشته فرهنگ توجیه و سفیدنمایی طالبان در حکومت افغانستان رایج بوده است، آن‌گاه که برداشت عموم، چه در داخل و در خارج، چنان است که گویا در برابر صلح با طالبان، آماده دادن هر امتیازی است، طبیعی است که رسوایی دفتر قطر اتفاق بی‌افتند. وقتی حکومت به زبان روشن در مورد خطوط قرمز خود حرفی نمی‌زند و روی اصولش پافشاری نمی‌کند، مطالبات مبهمش از سوی دیگران نادیده گرفته می‌شود.

سکوت در برابر تهران، غوغا علیه واشنگتن

حکومت افغانستان به سیاست روشن و دارای خطوط قرمز در سیاست مصالحه با طالبان نیاز دارد تا با پافشاری و فراهم‌آوری پشتوانه‌ی سیاسی و نظامی برای آن، به طرز موثری روی مطالبات خود تاکید کرده بتواند. در حقیقت، با پالیسی و دیپلوماسی روشن و محکم حکومت افغانستان، در میز مذاکرات با ایالات متحده و طالبان، و در بیرون از مذاکره با کشور‌های ذیدخل چانه‌زنی و تعامل کرده می‌تواند، و از سوی دیگر در داخل سردرگمی جناح‌های سیاسی و مردم نیز مرفع می‌گردد. اما به صورت واضح، حکومت از چنین قدرت و امتیازی در چند سال گذشته برخوردار نبوده است.
در کنار این که در چند سال گذشته برای توجیه طالبان ادبیات نامناسبی از سوی رییس دولت و برخی وزرای حکومت به کار رفته است، آقای کرزی به طور غیر قابل درکی در برابر کشورهای ذیدخل در قضیه طالبان، مواضع متفاوتی اتخاذ کرده است. در حالی که کابل از رفتار دولت اوباما در ارتباط به طالبان و دفتر قطر خشمگین است، اما، در برابر تهران احتیاط و سازش آشکار را اتخاذ کرده است. این در حالی است که ایرانیان به طور آشکاری در صدد دور زدن حکومت افغانستان و تامین روابط عادی با گروه طالبان‌اند. جالب این‌جاست که کشور ایران پس از ماجرای دفتر قطر جانب افغانستان را گرفت و با فرصت‌طلبی از امریکایی‌ها و قطری‌ها انتقاد کرد. اما رژیم ایران نمی‌خواهد به روی خود بیاورد که چگونه نمایند‌گان این گروه را برای مذاکرات به خاک خود دعوت کرد و حالا با تکبر و بی‌مسوولیتی همیشگی خویش هیچ توضیح رسمی نیز از بابت این کارش به جانب افغانستان ارایه نمی‌دارد. بدیهی است که تهران از آن رو در قضیه مذکور سکوت پیشه کرده تا با ارایه هر نوع توضیحی، موجب بر افروختن کابل نگردد.
اما چرا کابل به رغم حساسیت موضوع، در این ماجرا خود را به غفلت زد و در برابر اقدام تهران هیچ واکنشی از خود نشان نداد؟ طبیعی است که دولت ایران با دعوت نمایند‌گان طالبان ضمن این که به این گروه رسمیت بخشید، به کابل نیز نشان داد که به ثبات و دوام حکومت مرکزی اعتمادی نداشته و از همین حالا بهتر است که با دشمن قدرتمند خود کانال‌های مراوده و اعتماد‌سازی را باز کند.
کابل با سکوت در برابر تهران زمینه تضعیف دیپلوماتیک خود را در برابر کشور‌های دخیل در قضیه طالبان فراهم ساخت. احتمال این می‌رود که بی‌توجهی قطری‌ها و امریکایی‌ها به مساله لوحه و پرچم دفتر طالبان در دوحه، ناشی از این عقیده رایج باشد که حکومت حامد کرزی برای جلب طالبان حاضر به پذیرش هر حرکتی است. در گذشته به رغم قتل عام وحشیانه مردم عادی به دست طالبان، حکومت افغانستان به اکراه حاضر به انتقاد از این گروه تروریستی شده است و بارها رهبران شورای تروریستی پیشاور و کویته را برادران خود لقب داده است. طبیعی است که وقتی کابل در برابر اقدام تهران مبنی بر دعوت رسمی از طالبان اعتراضی نکرد، برداشت قطری‌ها و امریکایی‌ها این بوده باشد که ارگ بایستی با شکل و شمایل دفتر دوحه مشکل چندانی نداشته باشد.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع :‌8 صبح

[ 2013/6/29 ] [ 10:40 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
صبح پنج‌شنبه ششم سرطان، داکتر داوود‌شاه صبا والی هرات در یک برنامه رسمی که تعدادی از روسای دوایر دولتی‌، نماینده‌های نهاد‌های مدنی و خبرنگاران حضور داشتند، استعفای خود را اعلام کرد‌. او قبل از آن شمه‌ای از کارکرد‌های خود را در هرات به طور فهرست‌وار مطرح ساخت و به دنبال آن دلایل استعفای خود را هم طرح کرده و گفت که سر از امروز (پنج‌شنبه۶ سرطان) دیگر رسما از سمتش استعفا کرده است‌. چند دقیقه بعد فضای فیسبوک پر از بحث و جدل‌ها در مورد استعفای داکتر صبا و دلایل آن شد‌.

یک تعداد او را برای هرات غنیمت می‌شمردند و از رفتنش متاسف بودند و تعدادی دیگر خوشحال از این که می‌رود‌. کسی هم نوشته بود رفتن والی روشنفکری چون داکتر صبا مایه تاسف همه است و دیگری خود را از رفتن روشنفکری چون صبا مغموم و دلشکسته نشان می‌داد‌. آنچه در تمام متن‌های فیسبوک به تواتر آمده بود، روشنفکر بودن داکتر صبا بود‌. گویا او مزیت دیگری جز روشنفکر بودن نداشته و قبل از او و بعد از او دیگر هیچ والی روشنفکری به هرات نخواهد آمد‌. اما رفتن چنین والی روشنفکری واقعا برای هرات تاثر‌آور است؟
داکتر صبا سه سال قبل به هرات آمد‌. او دوستان فراوانی در هرات در میان خیل جوانان چیزفهم و به گفته عموم کسانی که سر‌شان به تن‌شان می‌ارزد‌، داشت‌. به محض آمدن داکتر صبا در هیات یک والی بیشتر این جوانان که دنبال موقعیتی برای جمع شدن و انجام کاری برای هرات بودند‌، به دور داکتر صبا جمع شدند‌. او نیز در اول با کمال دقت و ظرافت به چینش جوانان برای پیشبرد کار در هرات پرداخت. عقیده داکتر صبا این بود که جوانان به دلیل پویایی بیشتر می‌توانند قوی‌تر کار‌ها را جلو ببرند‌. حلقه نزدیک به خودش هم مملو از جوانان بود‌. رییس دفتر جوان‌، سکرتر جوان‌، سخنگوی جوان و تعدادی مشاور جوان و آگاه‌. داکتر صبا تلاش کرد تا کمیسیون‌های مشورتی مختلفی داشته باشد که بتواند با استفاده از پتانسیل این کمیسیون‌ها در کارش دقیق‌تر به پیش برود‌. رابطه او با گروه‌ها و افراد پرنفوذ در هرات نیز حسنه بود‌. شاید داکتر صبا تنها والی‌ای بود که حمایت جناح‌های پرنفوذ در هرات که یکدیگر را بر نمی‌تابیدند‌، با خود داشت‌. او از مشوره‌های مولوی خداداد صالح رییس شورای علمای هرات و یکی از پرنفوذ‌ترین افراد در هرات و هم‌چنان اسماعیل خان وزیر انرژی و آب افغانستان که با نفوذ‌ترین فرد در هرات است هم‌زمان مستفید می‌شد‌. هرچند روابط مولوی خداداد و اسماعیل خان حسنه نبود‌. داکتر صبا به تاثیرگذاری این افراد در جریان‌های سیاسی و اجتماعی هرات به خوبی واقف بود و تلاش می‌کرد این نفوذ را مد نظر داشته باشد‌. ولی این جریان تعادل‌محور زمان زیادی بر قرار نماند‌. داکتر صبا شاید نمی‌توانست تا آخر زمان حکومتش هم‌چنان این توازن را نگهدارد‌. به هم ریختن توازن قدرت در هرات همانا و آغاز مشکلات مختلف همانا‌، والی هرات از یکی دوسال به این سو تلاش کرد تا از خود چهره متفاوت‌تر و مستقل‌تری را به نمایش بگذارد‌. او حالا برنامه چشم‌انداز بیست ساله هرات را روی‌دست داشت‌. نماینده‌های کشور‌های خارجی به کرات به دیدار وی می‌‌آمدند و در عرصه‌های مختلف برای او وعده کمک می‌دادند‌. بخش زیادی از این کمک‌ها هم واقعا به عرصه عمل در آمد‌. داکتر صبا توانست پروژه‌های بزرگی چون اعمار ترمینال هوایی بین‌المللی هرات و اسفالت جاده‌های ولسوالی‌های هرات را عملی کند‌. ولی بزرگ‌ترین دست‌آورد وی همانا برنامه چشم‌انداز بیست‌ساله هرات بود‌. داکتر صبا که خود تحصیلاتش را در رشته زمین‌شناسی به پایان برده علاقه وافر داشت تا معادن هرات به استخراج برسند، زیرا تولید شغل می‌کردند‌. آقای صبا به همین خاطر بار‌ها سرمایه‌گذاران خارجی را به هرات دعوت کرد تا ظرفیت‌‌های سرمایه‌گذاری در هرات را به رخ آنان بکشد‌. با این‌حال والی هرات در عرصه مدیریت داخلی نتوانست مانند فعالیت‌های سازندگی‌اش موفق باشد‌. او با تعداد زیادی از مدیرانش در افتاد و همزمان با آن آهسته آهسته سیاستی را در پیش گرفت که این تردید را در میان مردم به وجود آورد که او نیز قبل از این که یک روشنفکر باشد مقداری «نشنلیست» است‌. در کنار آن داکتر صبا با هواداران و وفاداران اسماعیل خان هم درافتاد‌. او تلاش کرد تعدادی از مدیران خود را که نزدیک به اسماعیل‌خان بودند از کار برکنار کند‌. حتا تعدادی از فرماندهان پولیس را که از نزدیکان اسماعیل خان بودند، به بهانه‌های مختلف از کار برکنار کرد‌. ولی تند‌ترین و سوال‌برانگیزترین عملکردش‌، موضع‌گیری او در مقابل شورای ولایتی هرات بود‌. دور شدن رییس قبلی شورای ولایتی (‌ظاهر فیض‌زاده‌) از اسماعیل‌خان روابط او را با داکتر صبا که قبل از این صمیمی بود محکم‌تر کرد‌. داکتر صبا در انتخابات شورای ولایتی هرات غیرمستقیم به اندازه کافی اعمال نفوذ کرد‌. تلاش او این بود که سید وحید قتالی فرد نزدیک به اسماعیل‌خان نتواند در انتخابات دوره‌ای شورای ولایتی به پیروزی برسد‌. اعمال نفوذ داکتر صبا در امور شورای ولایتی اعضای آن را که حالا به طور اکثریت حامی آقای قتالی شده بودند، مجبور ساخت تا برای نجات از این اعمال نفوذ به کابل بروند‌. برگزاری انتخابات شورای ولایتی هرات در کابل بهانه‌ای خوبی به دست گروه فیض‌زاده و والی هرات داد تا این انتخابات را نوعی کودتا شمرده و آن را قبول نکنند‌. داکتر صبا بار‌ها به صراحت گفت که این نتیجه را هیچ‌گاهی قبول نخواهد کرد‌. آقای صبا همیشه سید وحید قتالی را غاصب شورا یاد می‌کرد‌. با این حال والی هرات با شهردار این شهر نیز مشکل داشت‌. طوری که داکتر صبا در متن استعفانامه‌اش هم مطرح کرده، او به دلیل معامله‌بازی‌های اداره ارگان‌های محلی استعفا کرد‌. معامله‌بازی‌هایی که والی دو سه مورد آنرا انتخابات شورای ولایتی هرات در کابل‌‌، تصویب پروژه‌های بازسازی جاده‌های داخلی شهر هرات و تعیینات ولسوال‌ها به طور غیر اصولی عنوان کرده است‌. والی هرات از مافیا و معامله‌های پشت پرده به عنوان بزرگ‌ترین موانع رسیدن هرات به ثبات و رشد یاد کرده و به همین دلیل خود را ناتوان از ایجاد تغییر در هرات دانسته است‌. ولی خیلی‌ها به این باور‌اند که این مسایل تنها یک روی سکه است و بهتر می‌توان گفت روی ظاهری سکه است‌. احساس می‌شود که داکتر صبا به این ظرافت اندر شده است که برای انتخابات ریاست‌جمهوری زمانه معامله‌گری‌ها فرا رسیده و امکان دارد او قربانی یکی از این معامله‌گری‌ها شود و به همین خاطر قبل از این که او را برای دیگری قربانی کنند، خود از مهلکه بیرون رود‌. حرکت روبه جلو و خزنده نا‌امنی در هرات که حالا تا داخل شهر نیز گسترش یافته است، یکی از مهم‌ترین فکت‌های ناتوانی وی در عرصه مدیریت امنیت هرات انگاشته می‌شود‌. داکتر خوب می‌داند که در انتخابات چالش‌های امنیتی بیشتر از این خواهد شد و مردم گریبان او را برای پاسخ‌دهی خواهند گرفت، پس چی بهتر که به جای تحمل فشار افکار عامه میدان را برای دیگری خالی کرد تا کاسه کوزه‌ها هم بر سر او بشکند‌. به هر صورت به عقیده دوستی که در فیسبوک نوشته بود، مرد کار در زمان مشکل جوهرش را نشان می‌دهد ورنه وقتی همه‌چیز مهیا باشد، آشپزی خیلی آسان است‌.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2013/6/29 ] [ 10:36 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

گفتگوی ویژه با ظاهر طنین، سفیر و نماینده دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد

۸صبح: سپاس از شما آقای طنین که برای این گفتگو حاضر شدید. سوال اول را می‌خواهم اینگونه مطرح کنم که در روزهای اخیر خبرهایی در مورد بروز تنش لفظی میان شما و سفیر پاکستان در سازمان‌ ملل متحد در برخی از رسانه‌ها مطرح شد؛ زمینه‌ی این تنش چی بود و اصل ماجرا چیست؟
ظاهر طنین: پیش از همه اجازه دهید تا در نمایندگی دایمی افغانستان در نیویارک به شما خوش آمدید گویم. پرچم افغانستان در این‌جا بر افراشته است. در سال ۲۰۰۹ میلادی، پس از شصت و پنج سال عضویت افغانستان در سازمان‌‌ملل متحد، ما این ساختمان را درمیان آسمان خراش‌های نیویارک در آمریکا خریداری کردیم که ملکیت افغانستان شمرده می‌شود و شما می‌دانید که این سمبول مهم، حضور فعال کشور ما در صحنه بین‌المللی و در حقیقت بخشی از مشروعیت بین‌المللی ماست.

این حقیقت باید در نظر گرفته شود تا زمانی‌که پایگاه‌های تروریستی در خاک پاکستان وجود دارد و عناصر معینی در پاکستان تلاش دارند تا از تروریسم به عنوان ابزار سیاست خارجی استفاده کنند، صلح در افغانستان و منطقه تامین شده نمی‌تواند.

و اما در مورد تنش لفظی میان من و نماینده دایمی پاکستان باید گفت که گزارش‌ها در این زمینه وضاحت چندانی نداشته است. در واقع، در اجلاس نوبتی شورای امنیت سازمان ملل متحد، پیرامون اوضاع افغانستان که به تاریخ بیستم جون سال ۲۰۱۳ برگزار شده بود، مسایل مختلفی توسط آقای کوبیش فرستاده ویژه منشی عمومی برای افغانستان، اینجانب، اعضای شورای امنیت و سایر سخنرانان مورد بحث قرار گرفت، ازجمله: آغاز مرحله نهایی انتقال مسوولیت‌های امنیتی، حملات تروریستی اخیر، تناقض در رابطه با گشایش دفتر قطر، روند آشتی ملی و صلح، انتخابات، هماهنگی کمک‌های بین‌المللی، مساله حقوق ‌بشر و حقوق ‌زنان. من در سخنرانی خود، دیدگاه‌های حکومت افغانستان در رابطه با گشایش دفتر سیاسی طالبان در قطر و مساله مذاکرات با طالبان را در کنار مسایل عمده دیگر، تصریح کردم. در این سخنرانی در شورای امنیت تاکید شد که هدف از روند انتقال یا گذار ،اعاده صلح و ثبات در افغانستان است و به همین دلیل مهم است تا تمام افغان‌ها از طریق دیالوگ ملی به یک راه حل قابل قبول برای همه، دست یابند.
من تاکید کردم که چگونه و با وجود توافق‌های روشن قبلی با همه جوانب و به‌خصوص ایالات متحده امریکا در رابطه با گشایش دفتر سیاسی گروه طالبان به هدف آغاز مذاکرات مستقیم، نمایندگان طالبان تلاش کردند تا از موضع یک «دولت» و بدون هیچ‌گونه تعهدی به پایان دادن به خشونت و جنگ، دست به یک مانور خرابکارانه سیاسی بزنند. این عملکرد طالبان نه تنهابه معنی نادیده انگاشتن همه خط‌های قرمز مذاکرات صلح را ندارد بلکه نقض اصول قبول شده برای آغاز گفتگو‌های صلح بود. طوری‌که می‌دانید، حکومت و مردم افغانستان به این بازی واکنش نشان داده و شروط قطعی آغاز مذاکرات میان شورای عالی صلح و نمایندگان طالبان را بار دیگر مشخص ساختند و من این موضع را برای جهانیان از طریق تریبون شورای امنیت به روشنی بیان کردم. من درسخنرانی‌ام گفتم که افغانستان چیزی به عنوان«امارت اسلامی طالبان» را به رسمیت نمی‌شناسد و بلند کردن بیرق طالبان در دوحه تنها گذشته‌های تاریک و خونینی را به یاد می‌آورد که مردم افغانستان هنوز برای رهایی از عواقب آن مبارزه می‌کنند. جامعه بین‌المللی به خوبی آگاه است که گفتگو‌های صلح در صورتی‌که طالبان صادقانه به آن بپیوندند در زمانی به نتیجه مثبت رسیده می‌تواند که مورد حمایت همه مردم افغانستان بوده، اسقلال، تمامیت ارضی، حاکمیت و وحدت ملی و دست‌آورد‌ها و حقوق دموکراتیک مردم را در خطر نیافگند.
در رابطه با پاکستان، من در جلسه شورای امنیت ضرورت همکاری پاکستان با افغانستان جهت پایان دادن به خشونت و نیل به صلح و امنیت پایدار در افغانستان و منطقه را مطرح کرده وبرسه نکته تاکید کردم
اول، حکومت و مردم افغانستان با استقبال از انتخابات و تشکیل حکومت جدید در پاکستان امیدوارند تا یک چارچوب نوین و واقعی همکاری با پاکستان برای رسیدن به صلح و تحکیم امنیت پدید آید.
دوم، این حقیقت باید در نظر گرفته شود که تا زمانی‌که پایگاه‌های تروریستی در خاک پاکستان وجود دارد و عناصر معین در پاکستان تلاش دارند تا از تروریسم به عنوان ابزار سیاست خارجی استفاده کنند، صلح در افغانستان و منطقه تامین شده نمی‌تواند.
سوم، ادامه حملات مرزی به خاک افغانستان توسط پاکستان نه تنها به مناسبات دوستانه و دورنمای همکاری‌های هر دو کشور صدمه می‌زند، بلکه نقض حاکمیت ملی افغانستان تلقی می‌گردد. در مقابل سفیر و نماینده دایمی پاکستان که بعد از من به عنوان عضو شورای امنیت صحبت می‌کرد -پاکستان در حال حاضر عضو غیر دایمی شورای امنیت است- اظهارات مرا در مورد موجودیت پایگاه‌های تروریستی درخاک پاکستان و استفاده تروریسم به عنوان ابراز در سیاست خارجی رد کرد و برآنچه «تعهد پاکستان در مبارزه علیه تروریزم» خواند، تاکید کرد. به‌هر حال، ما با اظهار نظر‌های رسمی سیاست پاکستان در رابطه با افغانستان و مبازره علیه تروریسم آشنا هستیم. البته قطع نظر از صراحت لهجه ما و واکنش جانب پاکستان در بحث شورای امنیت، پاکستان و جامعه بین‌المللی می‌دانند که آنها باخواست‌های مکرر حکومت افغانستان در رابطه با برچیدن پایگاه‌ها در خاک پاکستان روبه‌رو بوده‌اند. به‌همین دلیل من شاید سخن تازه‌ا‌ی نگفته باشم. رهبری افغانستان بار‌ها از موجودیت پایگاه‌های گروه‌های افراطی و تروریست در خاک پاکستان انتقاد کرده و خواستار همکاری صادقانه پاکستان در جهت تامین صلح در افغانستان شده است. نگرانی‌ها و پرسش‌های زیادی در افکار عامه افغانستان مطرح بوده و رسانه‌های کشور نیز در باره آن به تفصیل بحث کرده‌اند؛ به شمول حضور رهبری طالبان در پاکستان و یا سفر نمایندگان طالبان برای گفتگو‌های سری و علنی از جمله اکنون در دوحه از پاکستان. باید تاکید کرد که علی‌الرغم این نگرانی‌ها، حکومت و مردم افغانستان با برداشت روشن از نقشی که پاکستان می‌تواند برای تحکیم صلح و ثبات در افغانستان بازی کند، می‌خواهد تا حکومت جدید پاکستان در راه همکاری صادقانه با افغانستان گام بردارد.

 

8صبح: شما دو مورد را مطرح کردید؛ یکی بحث حملات راکتی پاکستان به افغانستان و دوم بحث سفر طالبانی که امروز از نشانی این گروه در قطر استند، مشخصا می‌خواهم بفهمم کسانی که از آدرس طالبان از پاکستان به قطر سفر کرده‌اند، در تحریم‌ها یا فهرست سیاه سازمان ملل متحد قرار دارند یا نه و شما نام این افراد را در اختیار دارید؟
ظاهر طنین: چگونگی نمایندگی افراد طالبان در دفتر قطر نیز بخشی از توافق با ایالات متحده امریکا بوده است. به عبارت دیگر آن افراد طالبان در این دفتر که مطابق این توافق بیش بینی شده است تا با شورای عالی صلح مذاکره بکنند، باید اجازه پیشبرد این مذاکرات را داشته باشند. احتمالا غیر از آنهایی که در این چارچوب در دفتر قطر فعالیت می‌کنند، عده دیگری از افراد طالبان نیز با این دفتر در تماس هستند. مهم این است که در صورت توافق در باره آغاز مذاکرات، شورای عالی صلح با هیات طالبان در قطر، داخل مذاکره خواهد شد. در مورد اشخاصی که از آنها به عنوان اعضای دفتر طالبان در قطر نام برده شده باید گفت تا جایی که من می‌دانم اسمای عده‌‌ای از آنها هنوز شامل فهرست کمیته ۱۹۸۸ (۱۲۶۷سابق) یا کمیته تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه طالبان، است.

 

8صبح: گفته می‌شود شماری از کسانی که در دفتر قطر به نمایندگی از طالبان حضور دارند، در فهرست تحریم‌های سازمان‌ملل متحد قرار دارند. قاری دین‌محمد حنیف، حاجی محمد زاهد احمدزی، شیرمحمد عباس استانکزی، شهاب‌الدین دلاور، مولوی جان محمد مدنی، ملا عباس آخند، سید محمد حقانی، مسلم حقانی، عزیزالرحمان عبدالاحد و عبدالسلام حنفی کسانی‌اند که در لیست سیاه سازمان‌ملل متحد قرار دارند. هم‌چنان سهیل شاهین که اکنون سخنگوی طالبان در دفتر قطر است، قبلا در فهرست سیاه قرار داشت. شما در مورد این‌ها چی می‌گویید، این‌ها چگونه اجازه‌ی سفر یافتند؟
ظاهر طنین: در رابطه با این پرسش اجازه دهید این نکته را خاطر نشان سازم که در صورت آغاز مذاکرات بر مبنای طرز‌العمل کمیته تحریم‌های شورای امنیت، این امکان وجود دارد تا به نمایندگان و افراد طالبان که در فهرست تحریم‌های شورای امنیت سازمان‌ملل متحد قرار دارند، اجازه سفر به منظور اشتراک در مذاکرات صلح داده شود. اما چنین اجازه‌‌ای توسط کمتیه تعزیرات شورای امنیت بنابر تقاضای رسمی از جانب حکومت افغانستان و کشور‌های عضو سازمان ملل متحد، آنهم برای مدت معین داده می‌شود. در پاسخ به پرسش تان در مورد آن افراد طالبان در دفتر قطر که در فهرست تحریم‌ها قرار دارند، طوری‌که گفتم عده‌‌ای از آنها شامل فهرست تحریم‌ها‌یند.

 

8صبح: کسی از گوانتانامو هم برای مذاکرات به قطر سفر کرده است؟ شما با دولت امریکا در این زمینه تماس دارید و رابطه‌ها چگونه‌اند؟
ظاهر طنین: من در این مورد چیزی نشنیده‌ام، اما می‌خواهم تاکید کنم، در صورت آغاز مذاکرات بین شورای عالی صلح و طالبان، این مذاکرات از نظر حکومت افغانستان باید آغاز دیالوگ بین‌الافغانی میان شورای عالی صلح و نماینگان مخالفان مسلح باشد. همه جوانب این اصل را پذیرفته‌اند که روند گفتکو‌ها وصلح باید تحت رهبری افغانستان پیشبرده شود. نقش کشور‌های خارجی به شمول ایالات متحده امریکا کمک به ایجاد اعتماد و فراهم کردن سهولت برای پیشرفت این مذاکرات است.

 

8صبح: شما در شورای امنیت سازمان ملل متحد شکایتی را علیه راکت‌پراکنی‌های پاکستان درج کرده‌اید؟
ظاهر طنین: طوری‌که پیشتر گفتم، ما نگرانی خود را در این زمینه در بحث اخیر شورای امنیت مطرح کردیم. قبلا نیز جلالتماب وزیر امور خارجه افغانستان نگرانی حکومت افغانستان را در یک جلسه دوره‌ای شورای امنیت در مورد افغانستان ابراز کرده بود، ولی حکومت افغانستان با در نظر داشت این واقعیت که این مسایل می‌تواند در چارچوب روابط دو جانبه و میکانیزم‌های موجود برای حل اختلافات و گسترش همکاری‌ها بین دو کشور بررسی شود، تا کنون لازم ندیده است تا مساله به شورای امنیت کشانده شود. دیدگاه ما در مناسبات با پاکستان برمبنای اصول همکاری، حسن همجواری، احترام متقابل و گسترش مناسبات دوستانه متکی بوده است. مساله مربوط به برخورد‌های مرزی، اخیرا در جریان دیدار جناب شیر محمد کریمی لوی‌درستیز افغانستان با همتای پاکستانی وی در اسلام آباد در جهت دریافت یک راه حل مورد بحث قرار گرفت. ما امیدوار هستیم که این تلاش‌ها یک نتیجه مثبت بدهد.

 

8صبح: مدتی پیش وزارت خارجه‌ی ‌ افغانستان اعلام کرد که اگر حملات راکتی پاکستان به افغانستان متوقف نشود، افغانستان به شورای امنیت شکایت می‌کند. تا هنوز می‌بینیم که حملات ادامه دارد و اما شکایتی نشده است. فکر می‌کنید که بحث خط دیورند بر این نوع شکایت اثر گذاشته است یا در واقع مانع شکایت افغانستان از پاکستان به شورای امنیت سازمان ملل متحد شده است؟
ظاهر طنین: هر کشور در صورت تجاوز به خاکش و یا نقض حاکمیت ملی و تمامیت ارضی آن حق دارد به شورای امنیت سازمان ملل متحد که مسوول صلح و حفظ امنیت بین‌المللی است، مراجعه کند. این یک اصل پذیرفته شده در چارچوب روابط بین‌المللی است و در مطابقت به منشور سازمان‌ملل می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. اما حکومت افغانستان سعی دارد تا مساله حملات فعلی مرزی را بر مبنای حسن همجواری و با اعتقاد بر ضرورت همکاری بین دو کشور در گام اول از طریق مذاکرات دو‌جانبه با پاکستان و به شیوه دوستانه حل و فصل کند. موضوع خط دیورند مانند گذشته، در این رابطه مطرح نیست.

 

8صبح: نیروهای خارجی به اساس قطعنامه‌ی شورای امنیت سازمان ملل متحد در افغانستان حضور دارند. فکر می‌کنید که برای تداوم این حضور پس از سال۲۰۱۴، حال اگر این حضور زیر نام حضور حمایتی یا آموزشی باشد، نیاز به قطعنامه دیگر دارد یا این که کشورها می‌توانند در چارچوب همین قطعنامه به حضور حمایتی یا آموزشی‌شان از دولت و نیروهای امنیتی افغانستان ادامه بدهند؟
ظاهرطنین: قطعنامه ۱۳۶۸ مورخ ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد که درست پس از حمله ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ علیه ایالات متحده امریکا به تصویب رسید، بر اساس حق دفاع فردی و جمعی که در ماده ۵۱ فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد انعکاس یافته، اساس حضور نیروهای نظامی بین‌المللی به رهبری ایالات متحده را به‌وجود آورد. بعدا در سال ۲۰۰۲ حضور نظامی جامعه بین‌المللی عمده‌تا در چارچوب «نیروی‌های بین‌المللی کمک به امنیت» آیساف براساس قطعنامه ۱۳۸۶ مورخ ۲۰ دسامبر سال ۲۰۰۱ شکل گرفت. ماموریت نیروی‌های بین‌المللی در افغانستان که در زیر چتر فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد قرار دارد، همه‌ساله توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد تمدید شده است. اکنون با توجه به تغییرات اوضاع بیشتر از یک دهه و تکمیل مرحله نهایی دوره انتقال یا گذار، دلیلی برای حضور نیرو‌های نظامی بین‌المللی به شکل کنونی و ادامه و حفظ ماموریت جمعی توسط شورای امنیت باقی نمی‌ماند. حکومت افغانستان برای گرفتن مسوولیت کامل امنیتی آماده است و اخیرا شماری از موافقت‌نامه‌های استراتژیک را با تعدادی از کشور‌ها امضا کرده است. همکاری‌های امنیتی در افغانستان براساس این روابط استراتژیک دو‌جانبه شکل می‌گیرد. خروج نیروهای خارجی در سال ۲۰۱۴ و انتقال مسوولیت به نیرو‌های امنیتی افغانستان طبعا نحوه و چگونکی کمک‌های بین‌المللی به افغانستان را دگرگون می‌سازد. حکومت افغانستان اخیرا با ایالات متحده امریکا و ناتو در مورد دور‌نمای همکاری‌ها در آینده مذاکره می‌کند. اخیرا در جلسه وزرای دفاع در بروکسل که وزیر دفاع ملی افغانستان نیز در آن شرکت داشت، چارچوب کمک‌های ناتو به آموزش و حمایت از نیروهای مسلح افغانستان بعد از سال ۲۰۱۴ که از آن به عنوان «عملیات حمایت قاطع» نام برده شده، مشخص گردید. این مرحله کمک‌ها یک ماموریت جدید امنیتی بین‌المللی نباید تلقی شود. در حالی‌که ادامه هرگونه کمک نظامی بین‌المللی در آینده منوط بر ‌درخواست رسمی حکومت افغانستان است، این نکته قابل یاد‌آوری ‌است که ما با ختم دوره انتقال شاهد پایان ماموریت کنونی نظامی بین‌المللی مبتنی بر تصمیم جمعی شورای امنیت سازمان ملل متحد خواهیم بود.

 

8صبح: به‌عنوان سوال آخر، سال ۲۰۱۴ در واقع سالی است که به باور برخی‌ها در افغانستان، احتمالا حمایت جامعه جهانی از افغانستان کاهش خواهد یافت. در سطح ملل متحد، در ماموریت‌ها و کمک‌های بشری این سازمان برای افغانستان تغییراتی رونما خواهد شد؟
ظاهر طنین: با ختم دوره انتقال و خروج نیروهای بین‌المللی از افغانستان طبعا حضور جامعه بین‌المللی به شکل کنونی ادامه نخواهد یافت، چگونگی و مقیاس حضور نیروهای نظامی و غیر‌نظامی بین‌المللی در افغانستان باید در پرتو نیاز‌های دوره انتقال و دهه تحول و تعهدات متقابل بین افغانستان و جامعه بین‌المللی در نظر گرفته شود. مساله اصلی البته نه مقیاس حضور بلکه تعهد جامعه بین‌المللی به ادامه کمک‌ها به تحکیم دست‌آورد‌های افغانستان جهت نیل به صلح، ثبات، پیشرفت و دموکراسی خواهد بود. در این‌جا ما با نهاد‌ها و مقامات سازمان ملل متحد در مورد نقش ملل‌متحد در دوره بعد از انتقال ما بحث می‌کنیم. حکومت افغانستان هم‌چنان در سطوح مختلف به روابط دو جانبه و چند‌جانبه خود با جامعه بین‌المللی مشغول بازنگری بوده است. در حقیقت از طریق این تلاش‌ها دورنمای روابط افغانستان و جامعه بین‌المللی در درون یک وضعیت نوین تعریف می‌شود.

گروهی خبر هفته نامه ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2013/6/29 ] [ 10:25 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
حامد کرزی رییس‌جمهور کشور گفته است که شیوه گشایش دفتر مذاکرات طالبان در قطر برای گفتگوهای صلح دسیسه‌ای بود که حکومت افغانستان آن را خنثا کرد.

به نقل از بی‌بی‌سی، آقای کرزی در یک بیانیه رادیویی گفته است که حکومت افغانستان و امریکا برای انجام گفتگوهای صلح میان اعضای شورای عالی صلح و نمایندگان طالبان از طریق دفتری در قطر موافقت کرده بودند اما «زمانی که دفتر طالبان در قطر باز شد، موضوع طور دیگری بود.»
آقای کرزی تاکید کرد که شیوه گشایش دفتر گفتگوهای طالبان در قطر با موافقت‌های قبلی امریکا و افغانستان همخوانی نداشت و به همین دلیل «حکومت افغانستان در برابر آن ایستاد و با همکاری قوی مردم این دسیسه را خنثا کرد.»
گروه طالبان حدود دو هفته پیش، روز سه‌شنبه ۲۸ جوزا در دفتر مذاکرات صلح حاضر شدند و برای گفتگوهای صلح ابراز آمادگی کردند.
اما پس از آن‌که نمایندگان طالبان، عنوان و پرچم امارت اسلامی را بر فراز ساختمان این دفتر نصب کردند، دولت افغانستان واکنش تندی نشان داد و گفتگوها برای امضای موافقت‌نامه امنیتی با امریکا را به حالت تعلیق در آورد.

هرچند بعدا پرچم و عنوان امارت اسلامی از این محل برداشته شد، اما تاکنون حکومت هیاتی را برای شرکت در گفتگوهای صلح با طالبان به قطر نفرستاده است. دفتر طالبان سه شنبه ۲۸ جوزا در دوحه گشایش یافت و چگونگی این رویداد با واکنش تند حکومت همراه بود.

[ 2013/6/29 ] [ 10:16 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
ده‌ها تن از جوانان وابسته به «روند سبز» روز پنج‌شنبه، ۶سرطان، در واکنش به بازشدن دفتر سیاسی برای طالبان، مظاهره کردند و شعار«طالبان نباید تکرار شوند» سر دادند. جوانان این روند سبز به رهبری امرالله صالح رییس پیشین امنیت ملی افغانستان گفتند، ایجاد دفتر برای طالبان در قطر آغاز تجزیه افغانستان است.

مظاهر‌ه‌کنندگان که از مکروریان اول تا چهار‌راه پشتونستان حرکت کردند، قطع‌نامه‌ی را در مقابل دروازه ریاست‌جمهوری خواندند. در این قطع نامه آمده است: «ایجاد دفتر طالبان در قطر نشانه‌ای از تجزیه افغانستان می‌باشد.» مظاهره‌کنندگان از حکومت خواستند تا سیاست تضرع را کنار بگذارد.
سید‌امین، یکی از هواداران روند سبز و اشتراک‌کننده در مظاهره می‌گوید، با ایجاد دفتر برای طالبان در قطر دولت حاضر حاکمیت خود را از دست می‌دهد. او گفت: «افغانستان باید دولت واحد داشته باشد، به هیچ قیمتی حاضر نیستیم که در یک زمان از دو دولت اطاعت کنیم.» به گفته امین، باز شدن دفتر طالبان آغازی برای تجزیه افغانستان است.

سید‌امین، یکی از هواداران روند سبز و اشتراک‌کننده در مظاهره می‌گوید، با ایجاد دفتر برای طالبان در قطر دولت حاضر حاکمیت خود را از دست می‌دهد. او گفت: «افغانستان باید دولت واحد داشته باشد، به هیچ قیمتی حاضر نیستیم که در یک زمان از دو دولت اطاعت کنیم.» به گفته امین، باز شدن دفتر طالبان آغازی برای تجزیه افغانستان است.

در همین حال، شاه ناصر یکی از مظاهر‌کنندگان از حکومت افغانستان خواست تا هر چه زود‌تر موقف خود را در مورد این بازی جدید اعلام کند. او می‌گوید که برای آن‌ها حکومت طالبانی دیگر قابل قبول نیست: «ما هرگز نمی‌خواهیم که بار دیگر طالبان به افغانستان بیایند و حکومت کنند. از حکومت می‌خواهیم در این مورد موقف دقیق بگیرد.»
پیش از این هم امرالله صالح رهبر روند سبز در نشست شورای همکاری احزاب گفته بود کسانی که در قطر به نمایندگی از طالبان رفته‌اند، با ملامحمد عمر رهبر این گروه هیچ تماسی ندارند. او گفته بود که این نمایندگان طالبان از طریق پاکستان به قطر رفته‌اند.
امرالله صالح رییس پیشین امنیت ملی و رهبر روند سبز گفت: «دو تن از کسانی که از آن‌ها به عنوان نمایندگان طالبان در قطر نامبرده شده است، در دوازده‌سال اخیر با ملامحمد عمر هیچ تماسی نداشته‌اند.» او می‌گوید، تمام زمینه‌سازی‌های رفتن طالبان به قطر، از سوی پاکستان صورت گرفته است.
دفتر طالبان در قطر در ۲۸ جوزای سال جاری زیر نام دفتر سیاسی « امارت اسلامی افغانستان» افتتاح شد که انتقاد‌های شدید حکومت افغانستان را باخود داشت. حکومت افغانستان در نخستین واکنش، گفتگوهای دور چهارم موافقت‌نامه امنیتی میان افغانستان و ایالات متحده امریکا را به حالت تعلیق در‌آورد.
حکومت افغانستان خواستار تغییر نام دفتر طالبان در قطر و افغانی بودن این روند شد و اعلام کرد، تا زمانی که طالبان شرایط حکومت افغانستان را قبول نکنند، نمایندگان شورای عالی صلح را به قطر نخواهد فرستاد. رییس جمهور کرزی پس از ایجاد دفتر طالبان در قطر، در دیداری با جیمز دابنز، نماینده خاص ایالات متحده امریکا برای افغانستان و پاکستان تاکید کرد که افغانستان خواهان پروسه صلحی می‌باشد که به تمام معنی تحت رهبری و مالکیت افغان‌ها باشد و وسیله اهداف خارجی‌ها قرار نگیرد.
اما، ایالات متحده امریکا اعلام کرد که در نخست با طالبان گفتگو می‌کند و پس از آن با حکومت افغانستان. تا حال حکومت ایالات متحده با طالبان داخل گفتگو نشده است. در پهلوی این، به طالبان هشدار داده است که اگر با حکومت افغانستان حاضر به مذاکره نشوند، این دفتر را دوباره خواهد بست. امریکا در حالی از مسدود کردن دفتر طالبان حرف می‌زند که طالبان طرف مذاکره خود را حکومت ایالات متحده امریکا گفته‌اند، نه حکومت افغانستان.
جیمز دابنز، نماینده خاص ایالات متحده امریکا برای افغانستان و پاکستان، در تازه‌ترین اظهارتش در هندوستان گفته است که فشار‌ها را بالای طالبان کم نخواهند کرد و جنگ را با آن‌ها ادامه خواهند داد. آقای دابنز گفته است: «ما با گروهی که با آن‌ها در حال جنگ هستیم مذاکره می‌کنیم، نه پس از جنگ.» آقای دابنز می‌گوید که فشار‌ها بر این گروه ادامه خواهد داشت.
ایجاد دفتر طالبان در قطر در ده سال گذشته، پرچالش‌ترین موضوعی بوده است که روابط میان افغانستان و ایالات متحده امریکا را تیره ساخته است. تا حدی که افغانستان چهارمین دور گفتگوهای موافقت‌نامه امنیتی را به حالت تعلیق در آورد.
این در‌حالی است که روند سبز، دیروز جمعه در ولایت پروان نیز تظاهراتی راه‌اندازی کرد و در آن شعار «طالبان تکرار نشوند» سر داد.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع‌:8 صبح

[ 2013/6/29 ] [ 10:13 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

داکتر محی‌الدین مهدی / عضو مجلس نماینده‌گان
قانون اساسی در واقع قرارداری است میان اقوام ساکن در افغانستان که بر مبنای مفاد آن بتوانند دولتی تشکیل دهند و در سایۀ آن از امنیت و رفاه بهره‌مند گردند.
به میانجی‌گری جامعۀ جهانی در سال ۲۰۰۱م، سران طرف‌های درگیر در افغانستان، موافقت‌نامۀ بن را به امضا رسانیدند، که به تأسی از آن لویه‌جرگۀ قانون اساسی، قانون موجود را تصویب نمود، و پس از آن مرعی‌الاجرا گردید. به نظر می‌رسد که قانون موجود پس از یک دهه کارآزمایی، ضعف‌ها و کمبودهای خود را به نمایش گذاشت؛ اینک مهم‌ترین هدفِ آن‌که وحدت و همسویی گروه‌های درگیر ـ اقوام ساکن در کشور ـ بود، نه تنها جنبۀ عملی پیدا نکرده، بلکه تنش‌های بالقوه کماکان باقی‌ست و رویارویی‌ها به‌طور آشکار رو به فزونی نهاده است.
قانون اساسی موجود نتوانسته حدود منافع اقوام را روشن سازد؛ بسیاری از خواست‌هایی که از جانب برخی آدرس‌های قومی مطرح می‌شود، از سوی آدرس‌های قومی دیگر، غیرمشروع و اضافه‌ستانی به حساب می‌آید. حساسیت‌ها یا همدیگرنپذیریِ موجود میان اقوام که عمدتاً محصول دوازده سال کار حلقه‌های مستقر در ارگ است، میزان بلندی از تقابل‌های قومی را نشان می‌دهد. اگر از تقابل‌ها و مناقشات بسیار جدی و تکان‌دهنده در رسانه ها ـ خصوصاً در سایت‌های انترنتی ـ بگذریم، ذکر مثال‌هایی چند از این رویارویی‌ها که در سطح ملی جریان دارد، ما را به عمق تضادها رهنمون می‌گردد.
ـ با تدفین عظام رمیم شاعر بزرگ معاصر کشور استاد خلیل‌الله خلیلی در محوطۀ دانشگاه کابل، دسته‌یی از دانشجویان به مخالفت برخاستند، ظاهراً آنان عموماً به گروپ قومی پشتون تعلق داشتند.
ـ با تغییر نام دانشگاه تعلیم و تربیه به دانشگاه استاد ربانی، دسته‌هایی از محصلین پشتون‌تبار و بعضاً هزاره به مخالفت پرداختند. این حرکت از درون ارگ و از جانب کسانی در کمیسیون تحصیلات عالی ولسی جرگه، حمایه و رهبری می‌شد.
ـ با حضور ده نمایندۀ کوچی در ولسی جرگه، اکثریت نماینده‌گان غیر پشتون مخالفت نمودند؛ آنان این نماینده‌گی را غیر واقعی و عملی برای حفظ برتری کمیِ نماینده‌گان قوم پشتون در ولسی جرگه می‌دانستند (هرچند ـ علی‌رغم مخالفت ـ اصل امتیاز برجای خود باقی ماند)؛ در حالی که اکثریت نماینده‌گان پشتون، آن را نه امتیاز بلکه حسب‌الحال کوچی‌ها عنوان می‌کردند.
ـ با ورود واژه‌های دانشگاه، دانشکده، دانشمند، دانشیار و غیره در ادبیات تحصیلات عالی افغانستان، عمدتاً نماینده‌گان پشتون مخالفت می‌کنند. به همین دلیل است که قانون تحصیلات عالی تا حال مجال تصویب نیافته است.
ـ درج نام اقوام در شناس‌نامه‌های الکترونیک را عموماً غیر پشتون‌ها می‌خواهند؛ زیرا آنان فکر می‌کنند که «افغان» خواندن‌شان به معنای محو هویت‌شان می‌باشد. به قول «یونس فکور»، افغان نام دیگر پشتون است. پس چه بهتر است به‌جای ذکر نام اقوام، «زبان مادری» درج شناس‌نامه گردد. این اقدام علاوه بر کاربرد عملی آن، از واگرایی‌های مدهش جلوگیری نموده، زمینۀ همگرایی‌ها را فراهم می‌سازد.
ـ بحث «خط دیورند» یکی از ملاک‌های کلیدی و مهم برای ارزیابی دیدگاه‌های قومی در افغانستان است. در این مورد دیدگاه‌های اکثریت ـ طی تأثیر زمان ـ تحول کرده است. تا پیش از کودتای کمونیستی و پیامدهای آن (از جمله مهاجرت تعداد کثیری به پاکستان)، کم نبودند کسانی که فکر توسعۀ ارضی افغانستان تا اتک را مرجح می‌دانستند. ولی پس از آن، این دیدگاه ـ به‌تدریج ـ دگرگون شد و اینک به نظر می‌رسد کمتر غیر پشتونی حاضر باشد که «استرداد اراضی آن سوی خط دیورند» را داعیۀ خویش بداند. چه اینان می‌دانند که این ادعا مصرف داخلی دارد. و دستۀ قوم‌گرای حاکم می‌خواهد نصاب حضور پشتون‌ها را در سطح کشور به اکثریت قاطع برساند تا برنامۀ محو هویت دیگران، بدون مقاومت انجام گیرد. از همین‌روست که این «ادعا» حتا در زمان‌های گذشته نیز به سطح «داعیۀ ملی» ارتقا نیافته است. چون رییس‌جمهور افغانستان در این مورد موضعِ بسیار روشن داشته است، باید گفت که غیر پشتون‌ها، مسلماً با او نیستند. رییس‌جمهور کرزی با این موضع خویش، یکی از شعارهای انتخاباتی سال ۲۰۱۳ را معین نموده است. نامزدان احراز مقام ریاست‌جمهوری مکلف‌اند موضع خویش را در این رابطه روشن سازند. زیرا کسی نمی‌تواند از کنار این مسأله بگذرد. بی‌تردید نگاه مارشال فهیم معاون اول ریاست جمهوری و کریم خلیلی معاون دوم آن مقام، مبنی بر تأکید مذاکره با پاکستان، دیدگاه بسیاری از غیر پشتون‌ها و حتا برخی از پشتون‌ها را برمی‌تابد.
ـ ملاک دیگر برای ارزیابی تقابل‌ها در سطح ملی، موضوع صلح با طالبان است. بسیاری از غیر پشتون‌ها و برخی از سران پشتون‌های عضو مقاومت، با برادر خواندن طالب از جانب رییس‌جمهور موافق نیستند(البته موضع رییس‌جمهور کرزی، بازتاب دیدگاه بسیاری از پشتون‌هاست). بسیاری از سران مقاومت به این باور اند که در دولت موجود، سهم طالبان به عنوان یک تفکر قومی، بسیار برجسته است. رییس‌جمهور، برخی از رؤسای ارکان دولت و بسیاری از وزرا و رؤسای مهم، جزو دستۀ فکری طالبان‌اند که بنا به معاهدۀ بن، شامل دولت جدید شدند. لااقل در مورد مذاکره با طالبان، موضع هر دو معاون رییس‌جمهور بسیار روشن بوده است. همان عده فکر می‌کنند موضع اختصاصی رییس‌جمهور و تیم هم‌تبارش، خاستگاه قومی دارد؛ رییس‌جمهور تمایل خود را در این امر که رهبر طالبان باشد، پنهان نکرده است. از دید بسیاری از رهبران مقاومت، طالبان بیشتر گروه نشنلیست هستند تا فرقۀ دینی. نظریه‌پردازان و عالمان آنان، دین را بر مبنای دیدگاه عشیره‌یی تفسیر می‌کنند.
ـ شاید برای وانمودن مواضع متباعد اقوام، بحث انتخابات مهم‌تر از همه باشد. مطابق حکم قانون، حدود ده ماه به انتخابات ریاست‌جمهوری باقی مانده است؛ اما به نظر می‌رسد که رییس‌جمهور هیچ نوع آماده‌گی برای پذیرش این رویداد ندارد. یکی از نزدیکان رییس‌جمهور به جمعی از اعضای ولسی جرگه (که نویسنده نیز در میان آنان بود) گفت: من هیچ نشانه‌یی که مبنی بر تمایل رییس‌جمهور به کنار رفتن از قدرت باشد، مشاهده نمی‌کنم.
در حال حاضر، دو رشته‌فعالیت به ملاحظه می‌رسد که سرِ هر دو در انگشتان رییس‌جمهور است.
رشتۀ اول که اینک مسما به «اجماع ملی» شده، بدواً توسط خلیل‌زاد طراحی گردیده است. از آن‌جایی که موصوف به دلیل تابعیت امریکایی و اعتقاد سیکولاریستی، مجال تبارز در میان مردم دین‌دار افغانستان را ندارد، کسان دیگری ـ از جمله استاد سیاف ـ آن را به پیش می‌برد. خلاصۀ این طرح آن است که پیش از رفتن به انتخابات، روی فرد مطلوبی که رییس‌جمهور می‌شود، باید به توافق برسیم. زیرا در غیر آن، نتیجۀ انتخابات را برخی‌ها نمی‌پذیرند و مآلاً کشور به سوی جنگ داخلی می‌رود. شاملین اجماع ملی، نخبه‌گان و سرشناسانِ افغانستان عنوان شده است(هرچند تعریف دقیق و فهرستِ مشخصی از آنان منتشر نگردیده است).
رشتۀ دوم، زمینه‌سازی برای ادامۀ کار حامد کرزی است. وی در سال پیش از این، از ناممکن بودن هم‌زمان پذیرایی مسوولیت‌های جنگی و امنیتی از جانب دولت افغانستان و برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری توسط آن نهاد، سخن گفته بود. همین‌طور، او هرگاه و ناگاهی، از برگزاری لویه‌جرگۀ مبهمی سخن می‌گوید که ظاهراً به بحث امضای قرارداد امنیتی با ایالات متحده مرتبط می‌نماید. اما همه‌گان می‌دانند که در حال حاضر، ایالات متحده چنین تقاضایی را در میان نگذاشته است. به نظر می‌رسد که آن کشور، امضای این قرارداد… ادامه صفحه ۷
بازنگری در قانون اساسی…
را، تا «عصر بعد از کرزی» به تعویق انداخته است. بنابرین، به احتمال قریب به یقین، رییس‌جمهور در این لویه جرگه، مسالۀ ادامۀ کار خود را مطرح خواهد کرد. گردهمایی سران اقوام در ارغنداب، ولایت کندهار و فعالیت دسته‌یی از جوانانِ آن ولایت و تقاضای آنان مبنی بر تغییر فقره‌یی از مادۀ ۶۲ قانون اساسی ـ که ورود کرزی در انتخابات دور سوم را قدغن می‌کند ـ مستقیماً به این آجندا تعلق می‌گیرد.
هر دو طرح اخیر (اجماع ملی و لویه‌جرگه برای ادامۀ کار کرزی) که به‌آسانی قابل جمع‌اند، یک هدفِ مشخص را دنبال می‌کنند که در این جمله خلاصه می‌شود: نباید به انتخاباتی تن داد که نتیجۀ آن قطعاً به نفع تیم حاکم نیست. رییس جمهور و هم‌فکرانش به‌خوبی می‌دانند که رای افغانستان در ولایات شمال کشور، مناطق مرکزی، ولایات غربی، در پایتخت و در ولایات هم‌جوار پایتخت، متمرکز است. در این مناطق، هم امنیت نسبی وجود دارد که مردم به پای صندوق‌های رای بروند، و هم اینان شرکت در انتخابات را بهترین گزینه برای آوردن تغییر در نظام و در کشور می‌دانند. در حالی که در بسیاری از ولایات شرق و جنوب کشور، امنیت لازم برای برگزاری انتخابات وجود ندارد، طالبان مانع برگزاری انتخابات و رفتن مردم به پای صندوق‌های رای می‌شوند. این‌جاست که در می‌یابیم نگرانی رییس‌جمهور و هم‌فکرانش کاملاً به‌جاست. آنان از کابوسی می‌ترسند که شبیه به نتایج انتخابات ولسی جرگۀ سال ۱۳۸۹ در ولایت غزنی است.
اما تأکید جامعۀ جهانی و مخالفین سیاسی کرزی بر برگزاری انتخابات، و بی‌بدیل دانستن این پروسه، مهم‌ترین عرصۀ رویارویی میان طرفین است. طی ماه‌های آینده، رییس جمهور می‌کوشد رشتۀ دوم را بیشتر تاب بدهد تا حامیان بیشتری برای تدویر لویه جرگه و تغییر دل‌به‌خواه قانون اساسی پیدا کند. این تلاش به استقطاب قومی موجود، ابعاد وسیع‌تری خواهد داد. بلند شدن صدا از ارغنداب، مبنی بر حمایت از ادامۀ کار رییس جمهور کرزی، به این معناست که دسته‌یی ـ پیش از پیش ـ اصل انتخابات شفاف، و مآلاً نتیجۀ آن را نمی‌پذیرند.
در این صورت، به‌راستی رفتن به انتخاباتی که نتیجۀ آن را بخشی از مردم افغانستان نپذیرند، چه معنایی خواهد داشت؟… شکاف عمیق میان رهبران اقوام و احزاب سیاسی، در این‌جا به‌خوبی بازتاب می‌یابد.
پرسش مذکور، پروسۀ بن و نتایج آن ـ از همان آغاز تا ۱۶ حمل ۱۳۹۳ (یعنی روز انتخابات) ـ را به چالش می‌کشد. برخی‌ها به این عقیده‌اند که نظام موجود ـ نظامی که از معاهدۀ بن سر برآورده ـ نمی‌تواند پس از کرزی ادامۀ حیات داشته باشد؛ نظر به کمی‌ها و کاستی‌هایی که در ساختار این نظام به مشاهده رسیده ـ که همه‌گی از نواقص، تناقضات و ابهامات قانون اساسی منشأ می‌گیرد ـ ایجاب می‌کند دگرگونی‌هایی بنیادین در آن رونما گردد. فلسفۀ سیاسی این نظام که در بن ریخته شد، سیادت و برتری کمیِ یک قوم نسبت به سایرین دانسته شده که رییس یا نمایندۀ آن قوم، رییس مملکت خوانده می‌شود. هرچند این نظریه در موافقت‌نامۀ بن و قانون اساسی انعکاس نیافته؛ ولی به قول روهرواباکر، دوبینز و دیگران، ستار سیرت برندۀ انتخابات جناح روم به دلیل پشتون نبودن، جا را به حامد کرزیِ پشتون خالی کرد. همین‌طور دقت در مراحل اجرایی آن موافقت‌نامه ـ مخصوصاً لازم‌الاجرا دانستنِ قانون اساسی عصر شاهی برای دورۀ موقت و انتقال، تدویر دو لویه جرگه ـ تا ترکیب «مقام ریاست جمهوری»، همه و همه گویای همین مدعا است. پشتون بودن متحتم رییس جمهور افغانستان، در برنامۀ حزب افغان ملت به روشنی مندرج است.
به نظر می‌رسد که این نظریه، نارسایی خود را به اثبات رسانیده است. دوازده سال، فرصت کافی برای این نظریه بود. با این حال، صدای مخالفت با این نوع نظام، حتا از حلقوم نظریه‌پردازانِ آن نیز به گوش می‌رسد. بنابرین، در صورتی که هر دو رشته فعالیت‌های رییس جمهور به جایی نرسد، علی‌رغم خواستِ او و هم‌فکرانش، انتخابات شفاف برگزار گردد، هر کسی (بدون توجه به خاستگاه و تعلقات قومی و زبانی‌اش) که جانشین او شود، خود را ملزم به آوردن تغییر می‌بیند؛ حالا اگر به فرض آن کس از جناح مخالف (با خاستگاه و تعلقات قومی خلاف کرزی) باشد، دگرگونی در نظام امر حتمی است.
با این مقدمات، آوردن تغییر در قانون اساسی، هم ضروری‌ست و هم الزامی. ضروری‌ست چون نواقص، تناقضات و ابهامات در آن بسیار زیاد است. و همین‌طور آوردن تغییر در قانون اساسی، امر الزامی‌ست به دلیل ناکارا بودن اصل نظامِ طراحی‌شده در آن، یعنی نظام ریاستی.
تا آن‌جایی که می‌دانیم، تیم حاکم لااقل دلایل الزامیِ آوردن تغییر در قانون اساسی را نمی‌پذیرند؛ هم رییس‌جمهور کرزی و هم بسیاری از اعضای بلندپایۀ تیمش (از جمله اشرف‌غنی احمدزی) بارها گفته‌اند که: «افغانستان لابراتوار تجربۀ نظام‌ها نیست». علاوتاً، کرزی در جلسۀ فوق‌العادۀ شورا ـ که در تابستان سال پار دایر گردید ـ با آوردن تمثیل زنندۀ خطاب به کسانی که نظام پارلمانی و توزیع قدرت در هر دو محور افقی و عمودی را می‌خواهند، گفت: «این آرزو را پدرت نیز به گور برده بود».
تیم رییس‌جمهور، تغییر را در جهت واگذاری اختیاراتِ بیشتر به رییس‌جمهور می‌خواهند تا نظام موجود بیش از این توتالیتر و قوم‌محور باشد.
با این حال، هر دو دسته از همکاران رییس جمهور (طرف‌داران اجماع ملی و طرفداران تدویر لویه جرگه)، اصل بن‌بست در نظام را درک کرده‌اند. دستۀ اول می‌خواهد قانون اساسی را دور بزند و یا از کنار آن بگذرد. طوری که انتخابات محضاً صوری و شکلی باشد؛ نتایج آن پیش از پیش روشن باشد؛ اما دستۀ دوم ظاهراً حرکت قانون‌مندتری را تدارک دیده‌اند؛ آنان می‌خواهند همان مادۀ قانون تغییر کند که مانع ورود کرزی به کارزار دور سوم می‌شود. ولی به نظر می‌رسد که این دسته به ناکامی نظریۀ مشارکت ملی معترف نیستند. آنان فکر می‌کنند که اگر لااقل پنج سال دیگر در اختیارشان قرار گیرد، موفق به قلع‌وقمعِ هر صدای مخالفی خواهند شد.
به نظر من ـ همان‌طوری که پیشتر گفتم ـ ادامۀ کار نظامِ موجود ناممکن است. قانون اساسی هر دو دسته تغییرات (هم الزامی، هم ضروری) را اقتضا می‌نماید. هم باید به رفع تناقضات و روشن‌سازی ابهامات و ترمیم نواقصات پرداخت، و هم می‌باید از اساس در فکر دگرگونی نظام بود.
تا ته و بالا نگردد این نظام
دانش و تهذیب و دین سودای خام
تا جایی که به ملاحظه می‌رسد، بسیاری از احزاب و ائتلاف‌های سیاسی مخالف دولت، و همین‌طور بسیاری از منتقدین، شخصیت‌های ملی و فعالان مستقل سیاسی، تغییرات و تزییدهای آتی را (فقط در خصوص ساختار نظام) امر الزامی می‌دانند:
۱٫ رییس‌جمهور کشور از طریق آرای شورای ملی و شوراهای ولایتی انتخاب گردد. این فرصت به‌طور نوبتی در اختیار نخبه‌گان و خبره‌گان اقوام ساکن در کشور قرار داده شود، تا شخصیت‌های متنفذ ازبک، تاجیک، پشتون، هزاره و دیگران هر یک به نوبت بتوانند سمت رهبری کشور را عهده‌دار گردند.
چه‌گونه‌گی توزیع آرای شورای ملی و شوراهای ولایتی توسط قانون روشن می‌گردد.
تعداد ولایات و محل مرکزیت هر یک از آنان قابل بازبینی است.
۲٫ صدر اعظم از میان نماینده‌گان منتخب مردم در ولسی جرگه و یا نامزد حزب اکثریت، توسط رای مستقیم اعضای ولسی جرگه برگزیده می‌شود.
تقسیم صلاحیت‌ها و حدود وظایف رییس‌جمهور و صدر اعظم، توسط قانون روشن می‌گردد.

گروهی سیاسی هفته نامه ی ندای غزنه

منبع :‌ ماندگار

[ 2013/6/22 ] [ 9:29 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
در کم‌تر از یک ماه، کمیسیون مستقل انتخابات بیش از ۵۸هزار کارت رای‌دهی برای افراد واجد شرایط توزیع کرده که از این میان، ۱۱هزار آن برای زنان توزیع شده است. کمیسیون مستقل انتخابات می‌گوید که حضور کم‌رنگ زنان در روند ثبت‌نام نگرانی‌آور است.

ریدا عظیمی، کمیشنر بخش زنان کمیسیون مستقل انتخابات، به روز چهارشنبه، ۲۹جوزا، در نشست مشترک مشورتی «جندر و انتخابات» با حضور نمایندگان جامعه مدنی، گفت که آمار ثبت‌نام برای انتخابات نشان می‌دهد که زنان در روند ثبت‌نام علاقه‌مندی ندارند: «از میان پنجاه‌وهشت‌هزار و چهارصدوچهل‌و‌پنج‌نفری که کارت رای‌دهی گرفته‌اند، تنها حدود یازده هزار زن کارت رای‌دهی گرفته‌اند که واقعا بسیار کم است.» خانم عظیمی این رقم را نگران‌کننده می‌خواند.
به‌گفته خانم عظیمی، دلیل این‌که چرا زنان در این روند کم اشتراک کرده‌اند، معلوم نیست و باید برای پیدا کردن این دلیل جستجو صورت بگیرد. او گفت: «من فکر می‌کنم که این رقم هنوز هم نگران‌کننده است و سطح اشتراک زنان بسیار کم است، حداقل برای من قابل قبول نیست و در این تقصیر کمیسیون نیست؛ ما باید پیدا کنیم که چرا خانم‌ها به این سطح کم اشتراک کرده‌اند.»
دور نخست روند ثبت‌نام در پنجم ماه جوزای سال جاری آغاز شد. قرار است دور دوم این روند در پنجم ماه اسد آغاز شود.
روند ثبت‌نام برای انتخابات از آغاز در شماری از مناطق ناامن با مشکلات امنیتی روبه‌رو بوده است، اما نهادهای امنیتی اطمینان داده‌اند که برای بهتر به سر رسیدن این روند، تلاش می‌کنند.‌
در همین حال رییس دارالانشای کمیسیون مستقل انتخابات می‌گوید که تلاش‌های این کمیسیون برای مساوی ساختن جندر در روند ثبت‌نام جریان دارد.
ضیاالحق امرخیل، رییس دارالانشای کمیسیون مستقل انتخابات می‌گوید در آغاز روند ثبت‌نام حضور زنان بسیار کم‌رنگ بود که به تلاش این کمیسیون تا حدی زیاد شده است: «اشتراک زنان در ابتدا در پنجم جوزا هنگامی که ما این پروسه را آغاز کردیم، کم‌رنگ بود و کمیسیون مستقل انتخابات سعی و تلاش کرد تا حضور زنان افزایش یابد و این تلاش و کوشش ادامه خواهد داشت تا زنان واجد شرایط بتوانند ثبت‌نام کنند و کارت‌های رای‌دهی اخذ کنند.»

دلیل عدم اشتراک زنان

در این نشست که شماری از نهادهای مدنی هم اشتراک داشتند، نبود امنیت و سنتی بودن جامعه از دلایل اصلی عدم اشتراک زنان در روند ثبت‌نام و انتخابات گفته شد.
نعیم ایوب‌زاده، رییس بنیاد انتخابات شفاف افغانستان، علت اصلی عدم اشتراک زنان در این روند را نبود امنیت خوانده گفت: «نبود امنیت، عنعنات و رسوم حاکم در کشور، کم‌کاری احزاب سیاسی در بسیج‌سازی مردم، عدم آگاهی عامه، باعث شده است تا زنان در روند ثبت‌نام حضور گسترده نداشته باشند.»
در همین حال مسوولان این کمیسیون می‌گویند که برای تشویق زنان به گرفتن کارت رای‌دهی تلاش می‌کنند.
هم‌چنین نهادهای مدنی در نشستی که پنج‌شنبه‌، ۳۰جوزا، در کابل راه‌اندازی شده بود، خواستار راه‌اندازی انتخابات شفاف با حضور گسترده زنان شدند و از شورای ملی کشور خواستند تا قوانین مربوط به انتخابات را هرچه زودتر به تصویب برسانند.
انتخابات ریاست‌جمهوری که قرار است در ۱۶حمل سال آینده راه‌اندازی شود، با تهدید جدی امنیتی روبه‌رو است. کمیسیون مستقل انتخابات می‌گوید، ۷هزار مرکز رای‌دهی را به نهادهای امنیتی معرفی کرده و نهادهای امنیتی تنها یک ماه دیگر وقت دارند تا در مورد این مراکز رای‌دهی برای کمیسیون معلومات ارایه کنند.
پیش از این نهادهای امنیتی چهار ولسوالی را در ولایت‌های غزنی، زابل و هلمند با تهدید جدی امنیتی روبه‌رو خوانده و گفته بودند که در آن ولسوالی‌ها مراکز رای‌دهی باز نخواهند شد.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : 8 صبح

[ 2013/6/22 ] [ 9:26 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
در گزارش اخیر سرمفتش ایالات متحده امریکا در امور بازسازی افغانستان واضح شده است که چگونه قراردادی‌های محلی در افغانستان به خاطر ادعای عدم پرداخت پول در بدل کارهای سرمایه‌گذاری شده توسط امریکا، سرمایه‌گذاران خارجی را به اختطاف و قتل تهدید می‌کنند. یک تن تهدید کرده است که به خاطر این مساله خودش را در برابر سفارت امریکا در کابل آتش خواهد زد.

رادیو آزادی براساس یک گزارش واشنگتن پست نوشته است، مقام‌های امریکایی می‌گویند، قراردادی‌های امریکایی و افغان ده‌ها میلیون دالر از کارگران و شرکت‌های افغانی قرضدار هستند و حالا قرضداری آن‌ها سبب شده تا خارجی‌هایی که در افغانستان زندگی و کار می‌کنند با تهدیدهای جدی امنیتی مواجه شوند.
جان اف سپکوسر مفتش ایالات متحده امریکا در امور بازسازی افغانستان در نامه‌ای که با گزارش ضمیمه شده و برای تعدادی زیادی از مقامات ارشد ارسال شده است، می‌نویسد: «درافغانستان در زمینه منازعات عدم پرداخت پول به قرارداد‌‌های افغان توسط قراردای‌های اصلی، دشواری خیلی جدی وجود دارد.»

از سال ۲۰۰۱ با سرازیر شدن ده‌ها ملیارد دالر پول مالیه دهندگان امریکایی به افغانستان، قراردادهای حکومت امریکا برای هزاران شرکت امریکایی و خارجی خیلی سودمند بوده است. اما حدود ۹۰ درصد آنها، به قراردادی‌هایی وابسته است که در افغانستان مستقر‌اند.
روزنامه واشنگتن پست نوشته است: «در سالیان اخیر سرمفتش ایالات متحده امریکا در امور بازسازی افغانستان و سایر ادارات، سیل شکایات عدم پرداخت پول توسط قراردادی‌ها را که ۴۰ در صد آنها در امریکا مستقر‌اند، دریافت کرده‌اند.
از سال ۲۰۰۹ الی اکنون ۱۸۳ شکایت به اداره سرمفتش ایالات متحده امریکا در امور بازسازی افغانستان (سیگار) رسیده است که بر اساس آن ۵۲ تحقیق در مورد عدم پرداخت ۶۹ ملیون دالر امریکایی صورت می‌گیرد.
در گزارش سیگار گفته شده است در حالی‌که احتمال دارد یک قراردادی فرعی همیشه با خطر عدم دریافت پول مواجه باشد، اما قراردادی فرعی افغان نسبت عدم موجودیت محافظت کافی حقوقی و محدودیت‌های وضع شده توسط حکومت امریکا، می‌توانند در مخاطره جدی‌تری قرار داشته باشند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع: 8 صبح

[ 2013/6/22 ] [ 9:22 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
وزارت امور خارجه افغانستان در پاسخ به موضع اخیر پاکستان در مورد گشایش دفتر مذاکرات طالبان در قطر، از اسلام‌آباد خواسته است که سران طالبان را از زندان رها کند.

در خبرنامه وزارت خارجه افغانستان، آمده است که آزادی افراد مهم طالبان از زندان‌‎های پاکستان زمینه مذاکرات بین شورای عالی صلح و سران گروه طالبان را هموارتر می‌سازد.
به نقل از بی‌بی‌سی وزارت خارجه افغانستان گفته است که پاکستان در پشتیبانی از روند صلح افغانستان، نقشی کلیدی دارد و در شرایط فعلی نیاز است که علاوه به حمایت لفظی، گام‌های عملی هم در این زمینه بردارد.
در خبرنامه وزارت خارجه همچنین آمده که آزادی فوری «سران طالبان افغانی که از چند سال به این‌سو در زندان‌های پاکستان شب را روز می‌کنند» کار مفیدی است که پاکستان می‌تواند برای تسریع روند صلح افغانستان انجام بدهد.
وزارت خارجه افغانستان گفته است که در دوازده سال گذشته «تمام رهبران گروه طالبان در خاک پاکستان بودند و حالا هم در آنجا زندگی می‌کنند و از آنجا با فرستادن جنگجویان به افغانستان، جنگ را رهبری می‌کنند.»
حکومت افغانستان انتظار دارد که آزادی زندانیان مهم طالبان از زندان‌های پاکستان زمینه‌ساز گفتگوی آنها با هیات شورای عالی صلح «ترجیحا» در دوحه و یا در کابل شود.

«تمام رهبران گروه طالبان در خاک پاکستان بودند و حالا هم در آنجا زندگی می‌کنند و از آنجا (پاکستان) با فرستادن جنگجویان به افغانستان، جنگ را رهبری می‌کنند.»
این تقاضا از سوی حکومت افغانستان در واکنش به موضع اسلام‌آباد در مورد گشایش دفتر طالبان در قطر مطرح شده است.
پس از گشایش دفتر طالبان در قطر و حضور نمایندگان گروه طالبان در این دفتر، وزارت خارجه پاکستان با پخش خبرنامه‌ای گفت که از ایجاد این دفتر «به امید برقراری صلح در افغانستان و منطقه» پشتیبانی می‌کند.
حکومت پاکستان همچنین از آغاز گفتگوهای رو در رو میان نمایندگان طالبان و امریکا در روزهای آینده استقبال کرده و گفته است که انتظار دارند این گام، به توقف فوری جنگ بیانجامد.
پیش از این مقام‌های دیپلماتیک پاکستان در دیدار خود با مقام‌های افغان گفته بودند که پاکستان از گفتگوهای صلح به رهبری افغان‌ها حمایت خواهد کرد.
آزادی زندانیان
موضوع رهایی سران طالبان از زندان‌های پاکستان حدود ۷ ماه پیش در سفر ماه عقرب ۱۳۹۱ هیات رهبری شورای عالی صلح به اسلام‌آباد مطرح شد.
حکومت پاکستان در آن زمان حدود ۹ زندانی طالب را از بند رها کرد. براساس گزارش‌ها، انورالحق مجاهد، پسر مولوی محمدیونس خالص رهبر پیشین حزب اسلامی خالص و ملا نورالدین ترابی وزیر پیشین عدلیه طالبان به همراه هفت عضو کلیدی گروه طالبان رها شدند.
صلاح‌الدین ربانی رییس شورای عالی صلح در پایان سفر سه روزه خود به پاکستان گفت که آزادی این افراد برای روند صلح مهم است و طالبان را به حضور بر سر میز مذاکره تشویق می‌کند.
اما آگاهان سیاسی گفته‌اند افغانستان تلاش کرده است که پاکستان ملا عبدالغنی، مشهور به ملا برادر، ملا جهانگیروال و شماری از افراد تاثیرگذار طالبان را رها کند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع: 8 صبح

[ 2013/6/22 ] [ 9:21 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
گشایش دفتر طالبان در قطر نگرانی‌هایی را در پیوند با روند صلح افغانستان در افکار عمومی برانگیخته است. با در نظرداشت خطرات ناشی از مشروعیت‌بخشی سیاسی به طالبان، حرکت افغانستان ۱۴۰۰ موارد زیر را مورد تاکید قرار می‌دهد:

۱٫ ما از نهادهای امنیتی افغانستان به‌خاطر گرفتن مسوولیت رهبری امنیتی در افغانستان تقدیر نموده و به اهمیت تقویت نظام دموکراتیک به‌عنوان یگانه راه رسیدن به صلح و ثبات پایدار در افغانستان و منطقه تاکید می‌کنیم.
۲٫ قانون اساسی افغانستان زمینه قانونی را به تمام نیروهایی که خواستار سهم‌گیری در روندهای دموکراتیک از طریق مبارزات سیاسی باشند، فراهم نموده است. طالبان می‌توانند با دست کشیدن از خشونت، قطع روابط با القاعده و پذیرفتن قانون اساسی افغانستان از این امتیاز استفاده کنند.
۳٫ پذیرش اهمیت دست کشیدن طالبان از دهشت‌افگنی نباید به‌عنوان آمادگی مردم افغانستان، به‌ویژه نسل نو، برای برگشت به گذشته و از دست دادن دست‌آوردهایی تلقی شود که در یک دهه گذشته مردم افغانستان با پرداختن بهای سنگین به آن دست یافته‌اند. این دست‌آورد‌ها شامل تمامیت ارضی و حاکمیت ملی افغانستان، قانون اساسی دموکراتیک، تلاش در راه برابری جنسیتی، آزادی بیان و انگیزه و استقامت نیروهای امنیتی افغانستان می‌شود.
۴٫ یگانه دلیلی که می‌تواند ایجاد دفتر سیاسی برای طالبان در قطر را توجیه کند، حساب‌گیری از رهبری طالبان به‌خاطر جنایات و اعمال تروریستی که بر مردم افغانستان تحمیل می‌کنند و فرصت زندگی صلح‌آمیز را از آنان می‌گیرند، می‌باشد. نمایش تازه گشایش دفتر طالبان تحت نام «امارت اسلامی افغانستان» نه تنها این‌که اعتماد مردم افغانستان را به پروسه قطر جلب نمی‌کند بلکه مردم را به یاد وحشت و قصاوتی می‌اندازد که طالبان در دوران حاکمیت خود و در جربان بیش از یک دهه گذشته بر مردم افغانستان روا داشته‌اند.
۵٫ ایالات متحده امریکا و کشور قطر باید بدانند که طالبان از هیچ قوم، زبان، موقعیت جغرافیایی و یا بخش خاصی از مردم افغانستان نمایندگی نمی‌کنند. یگانه راه پایان بخشیدن به نقش مخرب این گروه در افغانستان و خطری که متوجه امنیت جهانی می‌سازند، فشار بر حامیان‌شان است تا از حمایت این گروه هراس‌افگن دست کشیده و پناهگاه‌های امن‌شان را بسته کنند.
۶٫ پیام ما به دولت افغانستان به‌ویژه شورای عالی صلح این است که در ایفای نقش‌شان در «پروسه صلحی» که زیر سوال رفتن دموکراسی نوپا و حقوق شهروندی مردم افغانستان در آن متصور است، آگاهانه و با احتیاط اقدام نمایند.
ما باور داریم، هر معامله سیاسی داخلی و خارجی که به بهای آرمان‌های دموکراتیک قشر اکثریت (نسل نو افغانستان) شکل بگیرد، به صلح و ثبات در افغانستان منجر نخواهد شد.
در فرجام، پیام حرکت افغانستان ۱۴۰۰ از نشانی آرمان‌های دموکراتیک نسل نو افغانستان، به تمام احزاب و شخصیت‌های سیاسی، نهادهای جامعه مدنی، رسانه‌ها و سایر نیروهای تاثیرگذار این است که خطیر بودن وضعیت فعلی را درک نموده و در قسمت دفاع از دست‌آوردهای یک دهه گذشته که به بهای کلان به‌دست آمده‌اند، با مسوولیت و استقامت عمل کنند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع:‌8 صبح

[ 2013/6/22 ] [ 9:19 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
در ده‌سال گذشته بدترین خاطره برای نگارنده این سطور، بالا شدن مجدد پرچم طالبان در قطر بود که به ناخودآگاه بازگشت این گروه وحشی و تروریست را در ذهن مردم ما تداعی کرد. واکنش منطقی و به‌جای حکومت افغانستان نسبت به این رفتارهای تحریک‌کننده و غیردیپلوماتیک کشور قطر، موجب جدیت ایالات متحده در قسمت پای‌بندی به تعهدات قبلی‌اش شد. خوشبختانه، پرچم منفور این گروه پایین آمد و لوحه امارت اسلامی از دیوار کنده شد. اما اشتباهات پروسه مصالحه با طالبان سرجایش است و هیچ کسی در فکر تجدید نظر هم نیست.

بدیهی است که دولت قطر با مشروعیت دادن به یک گروه دهشت‌افگن، توهین بزرگ به مردم و حاکمیت افغانستان روا داشته است. از جانب دیگر، بی‌توجهی واشنگتن نسبت به تشریفات و سایر پروتوکول‌های مربوط به گشایش دفتر طالبان در دوحه به‌شدت شگفتی‌زا است. آن زمان‌که دو مقام ناشناخته امریکایی در کاخ سفید به روزنامه‌نگاران در قسمت گشایش دفتر معلومات می‌دادند، بهتر آن بود که کشورهای امریکا و قطر در مورد گشایش مناسب و غیرتحریک‌آمیز دفتر توجه جدی مبذول می‌داشتند. قطع نوار، بالا رفتن بیرق گروه، اعطای لقب امارت اسلامی طالبان به یک دفتر ساده تامین صلح و مذاکرات، به‌جز یک حرکت توطیه‌آمیز برداشت دیگری نمی‌توان از آن کرد.

قدر مسلم این است که رهایی رهبران طالب هیچ کمکی به گفتگوهای صلح میان این گروه و حکومت افغانستان نمی‌کند. حکومت افغانستان در یک زمان کوتاه تعداد زیادی از زندانیان طالب را از زندان بگرام آزاد کرد. تاثیر این حسن نیت آقای کرزی و پاسخ گروه طالبان چی بود؟ مزدور خواندن رژیم کابل از سوی نمایندگان ملاعمر در قطر، افتضاح دیپلوماتیک و تحقیر سیاسی حکومت حامد کرزی و مانور وقیحانه نمایندگان طالب و آی‌اس‌آی در دوحه.

جای تاسف است که این بی‌توجهی سبب شد که گروه دهشت‌افگن طالبان در کنار معاون وزیر خارجه قطر، علیه حکومت افغانستان که در ایجاد این دفتر سهم به‌سزایی داشته و رییس‌جمهور ما چندین بار به این کشور سفر کرده، بیانیه شدیداللحنی صادر کند، به حاکمیت و به نظام منتخب کشور ما توهین روا بدارند. بدون شک، هیچ کشوری از جمله قطر، این نمایش توهین‌آمیز و مضحک سیاسی را تحمل نکرده و به‌صورت طبیعی مراتب احتجاج خود را ابراز می‌دارد.

مشروعیت برای طالبان

طبعا، گشایش آن‌چنانی دفتر طالبان بازنده‌ای جز حکومت و مردم افغانستان نداشت. ما پس از ده‌سال مبارزه با تروریزم و دادن هزاران قربانی، بار دیگر شاهد تقویت سیاسی و امتیاز دادن به اصلی‌ترین گروه دهشت‌افگن توسط متحدان افغانستان هستیم. مبرهن است که برای طالبان و پاکستان پذیرایی شگفت‌آور دولت قطر از نمایندگان این گروه شادی‌آور بود. آن‌ها پس از تلاش‌های فراوان خواهان دیدن چنین موقعیتی بودند که به‌خاطر تعجیل امریکا برای خروج و استیصال و ناکامی‌های حکومت افغانستان در امر مبارزه با طالبان در یک پروسه پر از مخاطره و اشتباه مصالحه، فراهم گردید.
تقریبا تحلیلگران بر این نظر توافق دارند که رضایت طالبان به گشایش دفتر قطر و تمایل به گفتگو با امریکایی‌ها تداوم پالیسی اشغال مجدد افغانستان و سرنگونی نظام سیاسی ما به شیوه و حیله دیگر است. زمانی‌که اوباما جدول خروج نیروهای نظامی خود را در سال ۲۰۰۹ میلادی مشخص کرد، تلاش دسته‌جمعی طالبان و پاکستان برای ترسیم نقشه مصالحه و تعامل با ایالات متحده و برخی از کشورهای اروپایی آغاز شد. چون، طالبان با پیوستن به گفتگو با غرب بهانه لازم را برای خروج نیروها مساعد می‌کردند. به این ترتیب، پس از خروج نیروهای غربی است که طالبان با دست بازتر درگیری‌های خود را با حکومت مرکزی و متحدان سیاسی آن را از سر گرفته و کشتار مردم بی‌گناه را تشدید می‌بخشند.
از بیانیه‌های اخیر طالبان، از جمله بیانیه قطر و حملات به مردم بی‌گناه با شیوه‌های تروریستی نشان می‌دهد که اعتماد غرب به تعهد طالبان و پاکستان به یک صلح دوامدار در افغانستان چقدر خام و بیهوده است. به همین ترتیب، روی دست گرفتن پروسه مصالحه با این گروه بدون در نظرداشت الزامات واقعی صلح و گفتگو از سوی دولت افغانستان چیزی جز سرشکستگی‌های متداوم حکومت حامد کرزی را به‌دنبال نداشته است.

اشتباه در پی اشتباه

در این راستا آخرین اقدام اشتباه حکومت و وزارت خارجه، درخواست مجدد رهایی رهبران گروه طالبان از سوی پاکستان می‌باشد. به گزارش بی‌بی‌سی، وزارت امور خارجه افغانستان در پاسخ به موضع اخیر پاکستان در مورد گشایش دفتر مذاکرات طالبان در قطر، از اسلام‌آباد خواسته است که سران طالبان را از زندان رها کند. در خبرنامه وزارت خارجه افغانستان، آمده است که آزادی افراد مهم طالبان از زندان‎های پاکستان زمینه مذاکرات بین شورای عالی صلح و سران گروه طالبان را هموارتر می‌سازد.
وزارت خارجه کشور گفته است که پاکستان در پشتیبانی از روند صلح افغانستان، نقشی کلیدی دارد و در شرایط فعلی نیاز است که علاوه به حمایت لفظی، گام‌های عملی هم در این زمینه بردارد. در خبرنامه وزارت خارجه هم‌چنین آمده که آزادی فوری «سران طالبان افغانی که از چند سال به این‌سو در زندان های پاکستان شب به روز می‌کنند» کار مفیدی است که پاکستان  میتواند برای تسریع روند صلح افغانستان انجام بدهد.
پس از بیانیه توهین‌آمیز و ستیزه‌جویانه نمایندگان طالبان در قطر علیه حکومت افغانستان، ادامه روش‌های گذشته سیاسی در برابر آنان نشان‌دهنده عدم تحلیل جدی حکومت افغانستان از پالیسی‌های ناکامش در قبال طالبان است. در حالی‌که طالبان به تبعیت از استراتژی پاکستان حکومت افغانستان را به‌عنوان یکی از طرف‌های گفتگو به‌رسمیت نمی‌شناسد و در عوض می‌کوشد که همانند یک دولت مستقل تبعیدی عمل کند، تاکید حکومت مبنی بر رهایی رهبران این گروه از زندان‌های پاکستان نه تنها موضوعیتی ندارد بلکه سوال‌های زیادی در برابر جدیت و محتوای رفتار حکومت افغانستان نیز قرار می‌دهد.
قدر مسلم این است که رهایی رهبران طالب هیچ کمکی به گفتگوهای صلح میان این گروه و حکومت افغانستان نمی‌کند. حکومت افغانستان در یک زمان کوتاه تعداد زیادی از زندانیان طالب را از زندان بگرام آزاد کرد. تاثیر این حسن نیت آقای کرزی و پاسخ گروه طالبان چی بود؟ مزدور خواندن رژیم کابل از سوی نمایندگان ملاعمر در قطر، افتضاح دیپلوماتیک و تحقیر سیاسی حکومت حامد کرزی و مانور وقیحانه نمایندگان طالب و آی‌اس‌آی در دوحه.
از سوی دیگر، آن‌چه که جدیت و کارساز بودن پالیسی‌های مصالحه حکومت را زیر سوال می‌برد به خوبی در بیانیه‌ی وزارت امور خارجه‌ی افغانستان منعکس شده است. در روزهای اخیر آقای کرزی بار دیگر به‌صراحت پاکستان را به حمایت از تروریسم متهم کرد و تنش‌های مرزی به‌شکل بی‌سابقه‌ای میان دو کشور افزایش یافته است. هم‌چنان گزارش‌های رسانه‌های پاکستانی حاکی از آن است که دولت‌مردان پاکستانی به‌صورت قطع از رییس‌جمهور کرزی ناامید شده و او را- به حق و یا ناحق- مانعی بر سر صلح توصیف می‌دارند. به گزارش روزنامه‌ی پاکستانی پاک تربیون به نقل از مقامات این کشور، سفر نوازشریف به کابل به یک وقت دیگر موکول گردید. خوب، در چنین حالتی بیانیه‌ای وزارت خارجه مبنی بر رهایی زندانیان طالب توسط اسلام‌آباد بیشتر به یک شوخی دیپلوماتیک می ماند تا یک حرکت سیاسی معقول.
در نهایت باید گفت که دولت افغانستان به اندازه خود در افتضاح دیپلوماتیک دفتر قطر سهم دارد. در حال حاضر کابل باید در پالیسی‌های خود در قبال طالبان تجدید نظر بنیادین کند. بیانیه وزارت خارجه ما نشان می‌دهد که ما متوجه وخامت اوضاع و امتیاز دادن به امارت دهشت‌افگنان نمی‌باشیم. رهایی رهبران طالب بدون گرفتن امتیاز از این گروه خامی سیاسی و بیهودگی و استیصال سیاسی حکومت افغانستان را به نمایش گذاشته و نتیجه‌ای جز سرافکندگی ما ندارد.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع:‌8 صبح

[ 2013/6/22 ] [ 9:18 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

یکشنبه ۱۹ جوزا ۱۳۹۲

اگر مناظره‌های سه‌گانه نامزدان انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران را ملاک انتخاب بهترین نامزد بدانیم، توقع این خواهد بود که تمام صندوق‌های رای با آرای سپید پر شوند. زیرا رویکرد نامزدان انتخابات ایران در این سه مناظره نشان داد که کم‌ترین دغدغه‌ای در مورد وضعیت نابه‌سامان ایران در نزد این نامزدان وجود ندارد و تقریبا همه نامزدان تنها دغدغه‌ای که دارند این است که چگونه آرای بیشتری را برای خود جذب کنند.

نخستین مناظره که بحث اقتصادی را در میان نامزدان مطرح می‌کرد، بیشتر از این‌که یک مناظره باشد یک مسابقه سرگرم‌کننده بود. شاید تلویزیون ایران می‌خواست برای شهروندان ایرانی نشان دهد که نامزدان از هوش و حواس فوق‌العاده برخوردار بوده و ریاضی‌شان هم بد نیست. ولی دو مناظره بعدی که پس از انتقادات گسترده نسبت به نحوه برگزاری مناظره‌ها تغییر کرد نیز، حرفی برای گفتن نداشت. در مناظره دوم که حوزه فرهنگ را احتوا می‌کرد، بیشتر از این‌که سیاست دقیق نامزدان در قبال بسترسازی فرهنگی در ایران مشخص شود؛ یک سلسله بحث‌های کلی دهن‌پرکن و شعار‌های همیشگی از زبان نامزدان بیرون شد. شاید به‌دلیل این‌که در حوزه فرهنگ حساسیت‌های فراوانی وجود دارد و جناب رهبر نظام روی این حوزه تمرکز بیشتر دارد، نامزدان نتوانستند که چیزی تازه یا تحول‌ساز ارایه بدهند. به همین خاطر در مناظره فرهنگی یا بحث‌ها بیشتر به حاشیه می‌رفت یا هم کلی‌گویی صورت می‌گرفت. شاید حساس‌ترین مناظره برای هر هشت نامزد انتخابات بحث سیاست، خصوصا سیاست خارجی ایران بود که امروزه تقریبا می‌رود که تبدیل به یک کشور منزوی شود.

گاه هم دو نامزد به جان هم می‌افتادند و تا جایی‌که مناظره اجازه می‌داد، هم‌دیگر را افشا می‌کردند.

نامزدان در این مناظره می‌توانستند با بیان دقیق سیاست‌های‌شان در حوزه داخلی و خارجی دقیقا شناخت کاملی از خود برای رای‌دهندگان ارایه دهند، ولی این بار نیز فرصت از دست نامزدان رفت. بدترین مشکل در مناظره سوم این بود که همه نامزدان قبل از این‌که بخواهند به سیاست داخلی و خارجی حکومت خود بپردازند، به این فکر بودند که چگونه از فشار انتقاد‌ها بر فعالیت‌های گذشته‌شان خود را نجات دهند.
آن‌چه از فحوای مناظره بر می‌آمد، تقریبا همه نامزدان در گذشته سیاسی خود خبط‌ها و اشتباهاتی را مرتکب شده بودند و به همین خاطر همه سیستم دفاعی‌شان تا آخر برنامه فعال بود و همین مساله به آنان فرصت ارایه برنامه‌های‌شان را نمی‌داد. بخش مهمی از زمان مناظره عقب‌گرد‌هایی بود که نامزدان در حین مطرح کردن برنامه‌های خود با سوال‌هایی در مورد گذشته کاری خود روبه‌رو می‌شدند و مجبورا به عقب برگشته و سعی در توجیه آن فعالیت‌ها داشتند. مانند برخورد‌های روحانی، ولایتی و جلیلی در مساله مذاکرات هسته‌ای.
این بخش صحبت‌ها بیشتر از هر بحث دیگر مناقشه‌ساز بود، هر کدام از این سه می‌خواستند حضور خود را به‌عنوان مسوول مذاکرات هسته‌ای تاثیرگذار‌تر از بقیه نشان دهند و طبیعتا طرف‌ها هم سعی می‌کردند او را خراب کنند. در عرصه سیاست منطقه‌ای، چیزی به دردبخور کشور‌های منطقه از جمله افغانستان از صحبت‌های نامزدان مشخص نشد. گرچه در کل نامزدان نتوانستند سیاست خارجی خود را تبیین کنند و بیشتر با استفاده از واژه‌های دهن‌پرکن نظیر عزت و اقتدار ایرانی، مدیریت کلیدی، مقاومت کاری و غیره یا هم ترکیب‌های عجیبی نظیر مذاکره براساس اسلام ناب، از حرف زدن در مورد مسایل مهم طرفه رفتند.
در حالی‌که ایران زیر تحریم‌های خوردکننده جهان از نفس افتاده و مذاکرات هسته‌ای این کشور هم بی‌هیچ نتیجه تمام شده و حتا کشور‌هایی چون اسراییل و امریکا گزینه حمله نظامی به ایران را روی میز‌های‌شان دارند، مدیریت این بحران شاید از اولویت‌های هر نامزد می‌بود و شاید نیاز بود که یک مناظره فقط به این مساله اختصاص داده می‌شد؛ ولی نامزدان حتا در همین مناظره سیاسی هم نتوانستند یا هم نخواستند تا در این مورد حرفی بزنند. اگر حرفی هم زده شد، یا شرط عدم عقب‌نشینی ایران از مواضع اصلی‌اش مطرح می‌شد یا هم عدم بحث روی مساله توقف غنی‌سازی یورانیم به‌عنوان یک شرط اساسی مذاکره توسط نامزدان عنوان می‌گردید. یا هم به‌گفته آقای جلیلی، باید سیاست خارجی را براساس «اسلام ناب» پیش برد.
گاه هم دو نامزد به جان هم می‌افتادند و تا جایی‌که مناظره اجازه می‌داد، هم‌دیگر را افشا می‌کردند. مانند جدل لفظی روحانی و قالیباف که در مورد حوادث درگیری‌های دانشجویی سال‌های ۷۸ تا ۸۲ بود و حسن روحانی و آقای قالیباف در آن نقش اساسی داشتند. به این ترتیب شاید برای مخاطب ایرانی این مناظره همچون مناظره‌های قبلی چیزی تاثیرگذار برای انتخاب یک «نامزد اصلح» نداشته باشد و یا هم شاید نامزدان به خوبی درک کرده باشند که آنان بیشتر از اجراکننده دستورات رهبر نخواهند بود و این آیت‌الله خامنه‌ای است که تصمیم خواهد گرفت که مذاکره کنند یا نکنند، عقب‌نشینی کنند یا نکنند، وزرای خود را انتخاب کنند یا نکنند و ده‌ها مساله دیگر.
آن‌چه از این سه مناظره بیرون آمد، این بود که این‌بار ایران با رییس‌جمهوری روبه‌رو خواهد بود که کم‌ترین توان را در رهبری دولت خواهد داشت یا شاید بهتر گفته شود این بار ایران با رییس‌جمهوری روبه‌رو خواهد شد که کم‌ترین صلاحیتی برای رهبری دولت در دست داشته باشد و شاید شبیه عروسک خیمه‌شب‌بازی باشد که تارهایش در جای دیگر و توسط کسی دیگر، او را به حرکت در می‌آورد.

[ 2013/6/9 ] [ 9:17 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

یکشنبه ۱۹ جوزا ۱۳۹۲

به‌‌نظر می‌رسد ایالات متحده امریکا و پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) پس از سال ۲۰۱۴ نیز در منطقه و افغانستان پایدار بمانند. این برآیند را می‌توان بر پایه تحلیلِ زیر، مسجل دانست:

• ژیوپلتیک افغانستان، کماکان اهمیت بین‌المللی خویش را حفظ کرده است. عاملِ اصلی گستردگی اقتدار چین و روسیه بر خاورمیانه، می‌تواند زمینه‌ای برای پذیرش این تحلیل تلقی گردد. روسیه موشک‌های دوربُرد هدفمند خویش‌ را به سوریه به فروش رسانید و چین، تصمیم اتحادیه اروپا را مبنی بر حمایت از مخالفان سوریه، به شورای امنیت کشانید. این امر، می‌تواند رویکرد جدیدی را مبنی بر تحولات شگرف در منطقه به بار آورد. از سوی دیگر، جنوب آسیا به ‌رهبری هندوستان، جایگاه بحث‌برانگیزی را در آینده نزدیکِ مناسبات بین‌المللی حاصل خواهد کرد. بحران سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در پاکستان، گذرگاه استراتژیک غرب را در منطقه باریک‌تر از همیشه می‌گرداند. حمایت از نظام سیاسی پاکستان، با حفظ نبردهای سنگین علیه هراس‌افگنی در مرزهای این کشور، کاری پارادوکسال و دشوار برای غرب در چند سال آینده خواهد بود. برای اجرایی شدن این برنامه، ژیوپلتیک افغانستان ارجحیت استراتژیک خود را حفظ خواهد کرد.

ذهنیت عامه در غرب، تاثیرات مهمی را در روند پالیسی‌های این دولت‌ها پیرامون افغانستان دارند.

• ماموریت نبرد با هراس‌افگنی بین‌المللی، به حساس‌ترین مرحله خویش پا گذاشته است. تحولات خاورمیانه و زمینه‌سازی برای نیروهای اسلام‌گرا در قدرت سیاسی این جغرافیای پیچیده، سبب خواهد گردید که غرب، گزینه دیگری به جز ادامه نبرد با بنیادگرایی نداشته باشد. در این زمینه، می‌توان از «اخوان‌المسلمین» و «حزب‌الله» نام بُرد که سایه حاکمیت فکری خویش‌ را فعالانه بر فضای سیاسی دولت‌های بهار عربی گسترانیده‌اند. امریکا به ‌خوبی می‌داند که گسترد‌گی بنیادگرایی، به‌گونه بی‌پیشینه در خاورمیانه، هژمونی استراتژیک، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی امریکا را در جهان تهدید و به ورشکستگی نزدیک خواهد کرد. نفت که شاهرگ این هژمونی را می‌سازد، در محور این استراتژی قرار گرفته است. حضور پرقدرت اسلام‌گرایان ضد امریکایی در بنغازی، خوش‌بینی امریکایی‌ها را نسبت به آینده لیبیا که کشور مهم نفت‌ساز است، مخدوش گردانیده است. مقاومت نیروهای اسلام‌گرا در میان شورای مقاومت سوریه که امریکا از آن حمایت می‌کند، این نهاد را به بحران کشانیده است. بی‌ثباتی در یمن، تونس و سودان نقش مشارکتی امریکا در این منطقه جهان را تضعیف کرده است.
• درس‌های ابرقدرت‌های پیشین در منطقه، هیچ‌گاهی از محور آموزه‌های استراتژی غرب در باره افغانستان بیرون نخواهد گردید. امریکا که بر بنیاد دکتورین برژینسکی «Zbigniew Kazimierz Brzezinski» مبحث انتقام از اتحاد شوروی را در دوران جنگ سرد از افغانستان مطرح می‌کرد، امروز از زبان وزیر خارجه پیشین و یکی از سیاست‌گذاران مطرح خویش- بانو هیلاری کلینتون- بیان می‌کند که نباید اشتباه شوروی‌ها را تکرار کنند. اگر چنین کاری صورت گیرد، دو مولفه بالایی را صدمه خواهد زد. جنگ ویتنام، استراتژی جان کنیدی و دکتورین «Domino Theory» که به باور تحلیلگران و پژوهشگران بین‌المللی از نبود استمرار رنج می‌برد، امریکا را به شکست فاحشی روبه‌رو کرد. استراتژیست‌های امریکایی نمی‌توانند بدون استمرار در برنامه‌های خویش به آینده این کارزار مهم، یعنی ماموریت خطیر غرب پس از جنگ سرد، بپردازند.
• ذهنیت عامه در غرب، تاثیرات مهمی را در روند پالیسی‌های این دولت‌ها پیرامون افغانستان دارند. غرب، در راس ایالات متحده، در جنگ علیه هراس‌افگنی بین‌المللی که افغانستان محور اصلی آن‌ را می‌سازد، نزدیک به چهارصد میلیارد دالر را به مصرف رسانیده است. این جنگ به بزرگ‌ترین هزینه ملی و ماموریت بین‌المللی ایالات متحده مبدل گردیده است. شکست این جنگ، نقش پالیسی‌های غرب، در راس امریکا، را در جهان به پایین‌ترین جایگاه قرار خواهد داد. این شکست، لغزندگی همان هژمونی مشهور خواهد بود که در بالا از آن سخن گفته شد. از سوی دیگر، همکاران و شریکان بین‌المللی امریکا، در موقعیت مشابهی با امریکا در ذهنیت عامه مردمان خویش قرار گرفته‌اند. در آخرین گزارش از مخارج جنگی بریتانیا آمده است که این کشور، تنها در چهارونیم ماه سال روان (۲۰۱۳) نزدیک به ۳۷ میلیارد پوند را در جنگ افغانستان به‌مصرف رسانیده است. این رقم، ذهنیت عامه بریتانیا را به‌‌صورت تکان‌دهنده‌ای متعجب گردانیده است. این رقم، نشانگر آن است که هر خانواده‌ی مالیه‌پرداز در بریتانیا، نزدیک به ۲۰ هزار پوند در جنگ علیه هراس‌افگنی سهم گرفته‌اند. شکست این جنگ، به پایگاه و جایگاه دولت‌های غربی در میان مردمان‌شان، صدمه شدیدی خواهد زد.

منبع: 8 صبح

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

[ 2013/6/9 ] [ 9:16 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

یکشنبه ۱۹ جوزا ۱۳۹۲

مجلس نمایندگان گفته است که اتهام‌های نسبت داده شده از سوی وزیر مالیه بر شش نماینده مجلس صحت ندارد. براساس گزارش‌هایی که اخیرا در رسانه‌ها به نشر رسیده است، از سوی کمیسیون ویژه بررسی اتهام‌های وزیر مالیه بر شش نماینده مجلس، اتهام‌های وزیر مالیه بر این وکیلان بی‌بنیاد خوانده شده و ادعا شده است که با وجود تاکید و تصریح و درخواست این کمیسیون برای به‌دست آوردن اسناد و مدارک در باره اتهامات وارد شده بر این نمایندگان، وزیر مالیه در این باره هیچ مدرکی ارایه نکرده است.

این اظهارات از سوی مجلس نمایندگان بعد از آن صورت گرفت که از سوی لوی‌سارنوالی افغانستان، از ممنوع‌الخروج اعلام شدن این شش عضو مجلس نمایندگان سخن گفته شد. اما کمیسیون ویژه تشکیل شده از سوی این مجلس گفته است که با توجه به مستدل نبودن اتهامات ارایه شده، هیچ نهادی حق ممنوع‌الخروج کردن و یا به تعلیق در آوردن وظیفه این نمایندگان را ندارد.

آقای زاخیلوال با متهم کردن شش عضو مجلس نمایندگان به‌دست داشتن در کارهای غیرقانونی، هم از استیضاح خود توسط نمایندگان جلوگیری کرد و هم در مجلس و در رسانه‌های جمعی و اذهان عامه به نفع خود موج مثبت ایجاد کرد.

وزیر مالیه شماری از اعضای مجلس را متهم به‌دست داشتن در کارهای غیرقانونی چون قاچاق و باج‌خواهی کرده بود. براساس همین اظهارات لوی‌سارنوالی کشور تحریک شده و برای این تعداد از نمایندگان جلب فرستاده است. اظهارات وزیر مالیه و به‌دنبال آن تحرک لوی‌سارنوالی، این انتظار را در میان مردم ایجاد کرده بود که برای یک بار هم که شده است به یک اتهام ارایه شده در خصوص برخی از اعضای دولت رسیدگی صورت گیرد. اما اینک از سوی مجلس نمایندگان گفته شده است که اتهامات وارد شده از سوی وزیر مالیه و به تبع آن درخواست لوی‌سارنوالی مبنی بر احضار شش عضو این مجلس به دادستانی، غیرقانونی و برخاسته از یک دسیسه سیاسی بوده است.
با توجه به اظهاراتی که در گذشته از سوی وزیر مالیه صورت گرفته بود و اظهاراتی که اخیرا از سوی کمیسیون ویژه مجلس نمایندگان صورت گرفته است، این سوال پیش می‌آید که در این کشور چی می‌گذرد. اگر ادعاهای مطرح شده از کمیسیون ویژه مبنی بر این‌که هیچ سندی برای ثابت کردن موارد آن‌چه از سوی وزیر مالیه به برخی از نمایندگان نسبت داده شده است، به‌دست نیامده است، باید پرسید که چرا وزیر مالیه چنین کاری را صورت داده است. آیا این کارها بازی با احساسات مردم به حساب نمی‌آید.
حال این وزیر مالیه است که باید مورد توجه رسانه‌ها و افکار عامه قرار بگیرد و به این سوال پاسخ ارایه کند که بر چه مبنایی بر برخی از نمایندگان اتهام وارد کرده است. اگر گفته‌های وزیر مالیه قریب به صحت باشد، باید برای آن مدارک و اسنادی وجود داشته باشد. اما اگر وزیر مالیه براساس اهداف سیاسی و برای این‌که از استیضاح نمایندگان ایمن بماند، این کار را انجام داده باشد، باید از سوی افکار عامه مورد بازخواست قرار گیرد. البته از نظر حقوقی این بازخواست مسوولیت نهادهای عدلی و قضایی کشور می‌باشد، اما از آن‌جایی که عملکرد این نهادها نیز در برابر مقامات با پیچیدگی‌هایی همراه است، حداقل باید افکار عمومی و رسانه‌ها باید این مساله را مورد ارزیابی و توجه جدی قرار دهند.
آقای زاخیلوال با متهم کردن شش عضو مجلس نمایندگان به‌دست داشتن در کارهای غیرقانونی، هم از استیضاح خود توسط نمایندگان جلوگیری کرد و هم در مجلس و در رسانه‌های جمعی و اذهان عامه به نفع خود موج مثبت ایجاد کرد. اما این موج‌آفرینی و دست‌آورد برای آقای زاخیلوال با هزینه روانی همراه بود. زیرا با این کار شماری از نمایندگان در مدار نکوهش افکار عامه قرار گرفت.
برخورد افکار عامه و رسانه‌ها و تحلیلگران با این موضوع می‌تواند از اهمیت زیادی برخوردار باشد. اگر افکار عامه به این موضوع پرسشگرانه برخورد کند، وزیر مالیه نیز ناگزیر خواهد شد که در خصوص آن‌چه گفته است، مدرک ارایه کند و یا اعتراف کند که به‌صورت غیرواقعی اتهاماتی را بر این نمایندگان وارد کرده است. از آن‌جایی که هم وزیر مالیه و هم اعضای مجلس نمایندگان دارای شخصیت حقوقی بوده و بسیاری از عملکردهای‌شان اثرات روانی و حیثیتی مستقیم بر جامعه دارد، باید در خصوص کارکرد‌های مرتبط با مسوولیت‌شان به مردم پاسخگویی داشته باشند.
این‌که مقامات کشور در دادوگرفت‌های‌شان با احساسات مردم بازی کنند، نباید از سوی افکار عامه، رسانه‌ها، تحلیلگران و فعالان جامعه مدنی ساده پنداشته شود. صلاحیتی که به مقام‌های رسمی کشور واگذار شده است، در برابر مسوولیتی است که باید از سوی آنان بدان توجه شود. این صلاحیت و مسوولیت باید به‌گونه‌ای عیار شود که سازمان‌دهی سیاسی و اجتماعی بر مبنای نفع مردم، استوار باشد. افکار عامه یکی از اهرم‌هایی است که می‌تواند در تنظیم این سازمان‌دهی نقش داشته باشد. اگر از سوی افکار عامه و میکانیزم‌هایی که برای سازمان‌دهی افکار عامه وجود دارد، به این مسایل توجه نشود، بازی با احساسات مردم هم‌چنان ادامه خواهد یافت.

منبع: 8 صبح

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه.


[ 2013/6/9 ] [ 9:15 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
چالش های بزرگ فرا راه ی ترجمانان ناتو
بعد از سقوط رژیم طالبان در افغانستان، به منظور بهتر رسیده گی برای مردم محلی و سایر اشخاصی که  در
ولایات و مرکز (کابل) از طرف نیروه های نظامی خارجی (ناتو و نیروه های نظامی خاص امریکایی) نیاز شد تا این نیروه ها ، تعدادی از افراد را به خاطر رسانیدن پیام های آنها به حیث ترجمان در چوکات نیروه های نظامی و مللکی خویش بگمارند و چنین اقدام  نیزاز طرف آنها صورت پذیرفت.
 ولی با گذشت چندین سال در جریان عملیات های نظامی تعدادی از این ترجمان ها جان های شرین خویش را از دست دادند و یا در اثر اثابت فیر راکت و  ماین های کنار جاده معلول و یا معیوب شدند، که چنین حوادث باعث دل سردی تعدادی از این اشخاص شد، اما یک عده از این افراد به منظور کمک و همکاری؛ برای رسیدن اهداف صلح آمیز در کشورما افغانستان کوشش کردند ، تا با نیروه های ایتلاف و قوت های ناتو باقی بمانند و برای مردم خویش از طریق ترجمانی کردن ، خدمت کنند.
 با کمال تأسف که در این اواخر آهنگ رسیدن سال 2014 و خارج شدن این نیروه ها از افغانستان ، تعدادی زیادی مردم کشور را به چالش کشانیده است به خصوص ترجمان های که با نیروه و قوت های خارج همکار بودند و تا حال نیز با ایشان ایفای وظیفه می کنند و اکثر اوقات دچار چالش های بزرگ می شوند، حتی
این که از طرف افراد و اشخاص مسلحه تهدید و مورد لت و کوب قرار گرفته اند.
 گذشته از اینکه آنها از طرف افراد و اشخاص مسلحه ی غیرمسؤل مورد تهدید قرار می گیرند ، بل از طرف نیروه های مسلحه طالبان نیز سرزنش و حتی ، اگر دستگیر شوند سرشان را نیز از تن جدا کرده اند. که این موضوع برای خانواده های ترجمان ها قابل تحمل نبوده و می خواهند جان فرزندان خویش را ، از چنین حوادث نجات دهند، که تعدادی از این ترجمان ها اندک نبوده بل به هزاران نفر می رسد، از جمله یک تن را ما طور مثال برای شما به معرفی می گیریم ، که وی با آغازین سالی که نیروه های نظامی ناتو که در 2001 الی حال به ایشان همکار بوده و با گزرانیده بزرگترین چالش ها و تهدید ها حتی لت وکوب از طرف اشخاص ناشناس و طالبان ، چندین بار زخمی شده و نزدیک جانش را از دست بدهد، این شخص خود را بنام عبدالصبور الفت معرفی کرد، وی در رابطه با ختم وظیفه اش چنین گفت:( من از سال 2001 الی 2011 با این نیروه ها ، به حیث ترجمان ایفای وظیفه کرده ام و طی این مدت ، از طرف اشخاص ناشناس و مسلحه چندین بار لت وکوب شده ام ، که حتی جرعت آن تا هنوز در وجود هویداست،  و حتی مرا تهدید به مرگ کردند، گذشته ازآن در این اواخر توسط  افراد طالبان نیز شدیداً مورد تهدید استم و آنها توسط مکاتیب رسمی خویش مرا تهدید به مرگ کرده اند، نمی دانم این موضوعات را چگونه و برای کی بیان کنم ، برایم دیگر راهی نمایان نیست، جز این که یا از وطن فرارکنم و یا به کدام کشور پناهنده شوم.)
گفنیست که این شخص تماماً زمان خود را به منظور آوردن صلح و ثبات برای کشور و مردم خویش در طی مدتی طولانی با نیروه های ناتو و سایر نیروه های نظامی صرف کرده و حال مورد تهدید جدید قرار دارد.


تصویر عبدالصبور الفت ترجمان ناتو بعد از ضرب شتم افراد ناشناس
گزارشگر هفته نامه ی ندای غزنه
مسیح الله " حیدری"
[ 2013/6/9 ] [ 8:53 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

شنبه ۱۸ جوزا ۱۳۹۲

 

یکی از مقامات امنیتی در جنوب کشور از قرار گرفتن جنگ‌افزارهای ایرانی به‌دست مخالفان مسلح دولت افغانستان سخن زده است. از مفهوم این سخنان چنین بر می‌آید که گویا ایران نیز، در کنار پاکستان، از مخالفان دولت افغانستان حمایت می‌کند. اگر این خبرها صحت داشته باشد، این مفهوم را می‌رساند که همسایگان افغانستان در جنوب و غرب کشور متحد شده‌اند تا با حمایت از مخالفان مسلح دولت افغانستان در ناامن‌سازی کشور سهم بگیرند. سهم‌گیری همسایگان افغانستان در ناامن‌سازی کشور، چیزی است که باید مورد توجه قرار گیرد و خوب است که توجه جامعه بین‌المللی نیز به این موضوع جلب شود تا زمینه برای یک واکنش بین‌المللی ایجاد شود.

از آن‌جایی که مردم افغانستان با ناامنی ناشی از برنامه‌ریزی‌های تروریزم بین‌المللی به سرکردگی سازمان القاعده روبه‌رو می‌باشند، طبیعی است که هر کمکی از سوی همسایگان افغانستان به پروسه ناامن‌سازی افغانستان صورت می‌گیرد، کمک مستقیم به تروریزم بین‌المللی نیز محسوب می‌شود. از سوی دیگر آن‌چه به‌عنوان یک حقیقت کتمان‌ناپذیر تاکنون مورد قبول واقع شده، این است که امنیت و ناامنی افغانستان می‌تواند تاثیر بسیار روشن بر امنیت و ناامنی جهان داشته باشد. زیرا وقتی گروه‌های تروریستی موفق شوند که امنیت افغانستان را مختل کنند، تلاش می‌کنند که گستره‌ی تحرکات خویش را وسعت داده و به کل جهان برسانند. از این‌رو دولت افغانستان باید توجه جامعه جهانی را به این امر جلب کند تا سازمان ملل و تیوریسن‌هایی که در خصوص امنیت بین‌المللی برنامه‌ریزی می‌کنند، امنیت افغانستان و دست‌اندازی همسایگان افغانستان در ناامن‌سازی افغانستان را نیز مهم بشمارند.

پر واضح است که اگر دست‌اندازی‌های همسایه غربی ایران در خصوص حمایت از طالبان چه در عرصه سیاسی و دیپلوماتیک و چه در عرصه تسلیح و تجهیز کوتاه نگردد، وضعیت امنیتی افغانستان تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.

پر واضح است که اگر دست‌اندازی‌های همسایه غربی ایران در خصوص حمایت از طالبان چه در عرصه سیاسی و دیپلوماتیک و چه در عرصه تسلیح و تجهیز کوتاه نگردد، وضعیت امنیتی افغانستان تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. با توجه به مسوولیتی که جامعه جهانی در قبال افغانستان و امنیت این کشور دارد، باید در برابر تحرکات منطقه‌ای که در خصوص نا‌امن‌سازی افغانستان صورت می‌گیرد، واکنش نشان دهد. تلاش ایران برای برقراری رابطه سیاسی با طالبان و یا حمایت این کشور از این گروه از نظر تسلیحاتی چیزی است که باید از دید جامعه جهانی دور نماند و به این تحرکات از سوی جامعه جهانی واکنش نشان داده شود. باید جامعه جهانی این واقعیت را درک کند که همان اندازه که دستیابی ایران به سلاح اتومی می‌تواند نگرانی‌آور باشد، دست‌یازیدن این کشور به حمایت از طالبان نیز تشویش‌برانگیز است.
پیش از این دیده می‌شد که از سوی پاکستان به‌صورت مشهود و غیرمشهود از طالبان مسلح که در مخالفت مسلحانه با دولت افغانستان قرار دارند، حمایت صورت می‌گرفت. در بسیاری از موارد کسانی‌که در حین اجرا و یا تدارک تحرکات امنیت‌شکنانه از سوی نیروهای امنیتی کشور دستگیر شده‌اند، اعتراف کرده‌اند که از سوی نیروهای مربوط به آی‌اس‌آی آموزش دیده‌اند و تهییج شده‌اند تا به افغانستان آمده و عملیات‌های انتحاری و انفجاری انجام دهند. اما اخیرا دیده می‌شود که همسایه غربی ما نیز به این موضوع علاقه‌مند شده است که به طالبان کمک شود. اگر این کار با واکنش روبه‌رو نشود، ممکن است که تبعات جدی منفی بر وضعیت امنیتی کشور داشته باشد.
در چند روز گذشته در رسانه‌های بین‌المللی و داخلی خبر داده شد که شماری از کسانی‌که در دفتر طالبان در قطر فعالیت دارند، به تهران دعوت شده و با مقامات جمهوری اسلامی ایران دیدار کرده‌اند. حتا این خبر از سوی رسانه‌های جمعی ایران نیز تایید شد. وقتی این خبر از سوی رسانه‌های ایرانی تایید شد و حتا در برخی از رسانه‌های ایرانی به نقل از منابع مربوط به طالبان بیانیه و خواست طالبان منعکس گردید، نشان می‌دهد که دولت ایران برقراری رابطه با طالبان را به‌عنوان یک استراتژی نگاه می‌کند و ممکن است این ارتباط در آینده بیشتر از پیش شود.
به‌نظر می‌رسد دلیل اصلی این‌که دولت ایران علاقه‌مند است تا با طالبان رابطه داشته باشد، این است که طالبان بر ضد نیروهای امریکایی در افغانستان جنگ می‌کنند. ایران نیز با توجه به این‌که طالبان با امریکا دشمنی دارد، به این گروه به چشم دوست نگاه می‌کند و می‌خواهد با برقراری رابطه بهتر با این گروه، در تضعیف امریکا در افغانستان کمک شود. این در حالی است که کمک به طالبان از سوی ایران به تضعیف امریکا کمک نمی‌شود، بلکه این کار سبب می‌شود که اوضاع امنیتی در افغانستان پیچیده‌تر شود. طبیعی است که از ناامن‌شدن کشور این مردم افغانستان خواهند بود که رنج می‌برند.

[ 2013/6/8 ] [ 9:18 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
پس از آن‌که شهر کابل در حساس‌ترین ساحه نظامی، شاهد حمله انتحاری و جنگ تروریست‌ها با نیروهای امنیتی بود، وزارت داخله افغانستان می‌گوید، پناهگاه‌های تروریست‌ها در خارج از خاک افغانستان قرار دارد و جامعه جهانی باید در مبارزه با تروریزم به‌گونه‌ای که متعهد است، به پیش برود.

چهار حمله‌کننده انتحاری که مجهز با سلاح‌های سنگین بودند، روز جمعه، ۳جوزا، وارد ساختمان‌های هم‌جوار دفتر سازمان جهانی مهاجرت شدند و حدودا ۹ ساعت با نیروهای افغان جنگیدند. در حمله انتحاری و درگیری‌هایی که میان ترویست‌ها و پولیس ملی صورت گرفت، ۲پولیس و یک غیرنظامی کشته شدند و ۱۷تن دیگر زخم برداشتند.
صدیق صدیقی، سخنگوی وزارت داخله، دیروز ۴جوزا، گفت که طالبان و تروریست‌ها منابع بیشتر و فضای امن در آن‌سوی سرحد در اختیار دارند و جامعه جهانی باید در از بین بردن تروریزم به تعهداتش عمل کند: «از بین بردن تروریزم در منطقه تنها مسوولیت افغان‌ها نیست، مبارزه با تروریزم به‌گونه شاید و باید که جامعه جهانی تعهد کرده است، باید به پیش برود.»

صدیق صدیقی، گفت که طالبان و تروریست‌ها منابع بیشتر و فضای امن در آن‌سوی سرحد در اختیار دارند و جامعه جهانی باید در از بین بردن تروریزم به تعهداتش عمل کند.

پایین بودن تلفات پولیس و غیرنظامیان، از بین بردن انتحارکننده‌ها قبل از انفجار دادن مواد همراه و عملکرد پولیس از جمله کار‌هایی است که از سوی سخنگوی وزارت داخله افغانستان موفقیت نیروهای پولیس خوانده می‌شود، اما شمار زیادی از باشندگان شهر کابل سوال دارند که تروریست‌ها چگونه توانستند سلاح‌های سنگینی مثل آرپی‌جی، بم‌افگن‌ها و… را وارد یک ساحه حساس نظامی کنند.
رحیم‌الله، یک تن از موبایل‌فروشان شهر کابل می‌گوید با وجود تلاش‌هایی که روزانه پولیس انجام می‌دهد چگونه طالبان می‌توانند سلاح‌های سنگین وارد شهر کنند: «پولیس همه‌روزه در جاده‌ها، مشغول تلاشی کردن موتر‌ها است، اما این‌که طالبان چگونه می‌توانند راکت‌ها را داخل شهر و آن هم در نزدیکی وزارت داخله کنند، برای ما حیران‌کننده است.»
آقای صدیقی هم تایید می‌کند که شماری از شهروندان افغان با تروریست‌ها همکاری می‌کنند و برای آن‌ها سرپناه می‌دهند. او می‌گوید در هر صورت، نیروی‌های پولیس تروریست‌ها را سرکوب می‌کنند.
صدیقی گفت: «شاید این‌ها هم در داخل شهر‌های ما و ولایت‌ها کسانی را داشته باشند که به آن‌ها پناه می‌دهند. آن افراد باید شناسایی شوند.» آقای صدیقی می‌گوید، اگر افرادی که با تروریست‌ها و طالبان همکاری دارند، شناسایی می‌شدند، حادثه روز جمعه اتفاق نمی‌افتاد: «اگر ما این افراد را پیدا کرده می‌توانستیم، حمله روز جمعه واقع نمی‌شد.»
درگیری روز جمعه در کابل میان نیروهای پولیس و تروریست‌ها زمانی آغاز شد که یک انتحارکننده خود را در مقابل دروازه دفتر سازمان جهانی مهاجرت منفجر ساخت و مهاجمان دیگر خود را در ساختمان‌های اطراف این سازمان جابه‌جا کردند. درگیری حدود ۸ساعت ادامه داشت که در آن سه تن به‌شمول یک پولیس کشته و ۱۷تن دیگر زخمی شدند.

تمجید کرزی از نیروهای امنیتی

در همین‌حال حامد کرزی رییس جمهور کشور، از شجاعت نیروهای امنیتی در دفع حملات تروریستی کابل تمجید کرده است.
براساس اعلامیه‌ای که از سوی دفتر ریاست جمهوری منتشر شده، آقای کرزی با محکوم کردن این حمله، گفته است: «تروریستان و عناصر بیگانه‌ای که در عقب آنان قرار دارند باید بدانند که با انجام چنین اعمال ضد اسلامی و غیر انسانی نمی‌توانند مردم افغانستان را از عزم و اراده شان در راستای حفاظت از استقلال کشور، آبادی و پیشرفت و رسیدن به سعادت باز دارند.»
آقای کرزی گفته که شجاعت، فداکاری و سرعت عمل نیروهای امنیتی در مهار این حادثه، از تلفات بیشتر غیرنظامیان جلوگیری کرده است.
رییس جمهور گفته است: «مردم افغانستان از تمامیت و استقلال خاک خویش حفاظت می‌کنند و زندگی آرام و صلح آمیز می‌خواهند. اگر این حق افغان‌ها با اهداف بیگانه‌ها سازگار نیست و آنها می‌خواهند بواسطه تروریزم و وحشت، افغان‌ها را خسته و تابع خویش گردانند، اشتباه می‌کنند. زیرا، تاریخ افغان‌ها این را ثابت کرده است که آنان دوستان خوبی شده می‌توانند اما به ظلم و تعدی تسلیم نمی‌شوند.»
هم‌چنین سفارت امریکا نیز این حمله را محکوم کرده و گفته است که این حمله یک بار دیگر نبرد مداوم شورشی‌ها را علیه آینده بهتر برای افغانستان نشان می‌دهد.
سفارت امریکا با انتشار اعلامیه‌ای از واکنش سریع و موثر نیروهای امنیتی داخلی تقدیر کرده گفته است این موضوع نشان می‌دهد که دولت افغانستان برای به عهده گرفتن مسوولیت‌های کامل امنیتی از توانمندی لازم برای حفاظت از مردم برخوردار است.
دفتر هیات نمایندگی سازمان ملل در افغانستان نیز حمله به دفتر نمایندگی سازمان بین‌المللی مهاجرت را محکوم کرده و افزوده که فقط وضعیت یکی از زخمی شدگان وخیم است.
سازمان ملل با ابراز همدردی با خانواده قربانیان حادثه گفته که واکنش نیروهای امنیتی و سازمان ملل در این حادثه قابل قدردانی است.

منبع: 8 صبح

گروهی هفته نامه ندای غزنه

[ 2013/5/26 ] [ 14:47 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
۸صبح، کابل: در پنجمین روز اعتصاب غذایی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه کابل آن‌ها می‌گویند تاکنون پاسخی از مقام‌های حکومتی و یا وزارت تحصیلات عالی نگرفته‌اند. ۸۱ تن از دانشجویان در حال حاضر اعتصاب غذایی کرده‌اند و حدود ۴۰۰ تن دیگر همه روزه در تحصن شرکت می‌کنند.

این دانشجویان می‌گویند ۱۳ تن از اعتصاب کننده‌ها در حال حاضر در شفانه بستری هستند و حال بیش از ۴۰ تن دیگر خوب نیست.
این تعداد از دانشجویان می‌‌گویند در اعتراض به تبعیض، استبداد و فضای غیر علمی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه کابل دست به اعتصاب و تحصن زده‌اند. آن‌ها خواستار برکناری رییس دانشکده علوم اجتماعی و یک تن دیگر از استادان این دانشکده هستند.  
عظیم نوربخش سخنگوی وزارت عالی در پاسخ به این‌که به خواست این تعداد از دانشجویان رسیدگی شده است یا خیر گفت: «من در این مورد چیزی گفته نمی‌توانم و نظر خاصی ندارم.»
اسحاق علی سعادت یک تن از این دانشجویان هنگام دیدار کارمندان روزنامه ۸صبح از اعتصاب کنندگان گفت: «به تمام ملت افغانستان معلوم است که صدای ما صدای آزادی و عدالت خواهانه است.»
سنجر سهیل، صاحب امتیاز روزنامه ۸صبح گفت حرکتی را که دانشجویان آغاز کرده می‌تواند، سر آغاز یک حرکت بزرگ شود. آقای سهیل گفت چنین حرکت هایی سبب می‌شود تا فرهنگ اعتراض‌های مدنی تقویت شوند و خواست‌ها به‌جای استفاده از سلاح، خشونت و زورگویی، از راه‌های مسالمت آمیز مطرح شوند. آقای سهیل افزود: «ما می‌توانیم با این حرکت‌های مدنی حکومت را در بن بست اخلاقی قرار دهیم و از حکومت بخواهیم تا به خواست‌های ما پاسخ بگوید.»
روز گذشته شماری از فعالان مدنی نیز با حضور در محل اعتصاب حمایت‌شان را از این اعتراض مدنی اعلام کردند.


منبع: 8 صبح

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

[ 2013/5/26 ] [ 14:46 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

۸صبح، کابل: حدود صد تن از جوانان رضاکار روز گذشته ده هزار پوقانه را به باشندگان شهر کابل توزیع کردند. هدف از برگزاری این برنامه انتقال پیام صلح و زندگی به مردم افغانستان خوانده شده است.
صلح‌خواهی، امید به آینده و برداشت متفاوت از زندگی از شعارهای اصلی این برنامه بود. باشندگان کابل به خصوص کودکان با گرفتن این پوقانه‌ها ابراز خرسندی کردند. کودکان گفتند که خواستار صلح و امنیت در کشور هستند.
مسوولان این برنامه می‌گویند توزیع پوقانه به منظور برداشت متفاوت از جهان، دو نیم سال پیش آغاز شده و در کشورهای مختلف هند و جاپان نیز راه‌اندازی شده است.
جوانانی که این بالون‌ها را برای مردم توزیع می‌کردند لباس‌های گلابی به تن داشتند. آن‌ها پوقانه‌ها را در پل باغ عمومی، سر زیر‌زمینی و جوی‌شیر در مرکز شهر کابل توزیع کردند.
حدود صد تن از جوانان که بیشتر هنرمندان و فعالان نهادهای مدنی هستند، در این برنامه شرکت داشتند.
توزیع پوقانه برای تقویت روحیه صلح‌خواهی و انسان‌دوستی در حالی در شهر کابل آغاز شد که در اثر حمله روز جمعه طالبان بر دفتر «آی او ام»، سه تن کشته و ۱۷ تن دیگر زخمی شدند.
مسوولان برنامه توزیع پوقانه گفتند که می‌خواهند مردم به دور از مسایل سیاسی، قومی، مذهبی و زبانی به انسانیت، پیشرفت و آینده فکر کنند.
در اعلامیه‌ای که از سوی مسوولان این برنامه فرستاده شده آمده است که انتقال پیام صلح در میان موجی از خشونت، ویرانی و مصیبت می‌تواند استقبال از این پیام را تقویت کند.

منبع: 8 صبح

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

[ 2013/5/26 ] [ 14:44 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

آقای سیاوش با سپاس از این‌که آمادۀ گفت‌وگوی ویژه با روزنامۀ ماندگار شدید. نخست از شما در بارۀ وضعیت جاری در کشور می‎پرسم. وضعیت را در حال حاضر چگونه می‎بینید؟
من فکر می‌کنم که وضعیت کنونی کشور در نتیجۀ رهبری ناسالم دولت یعنی هر سه قوه، در یک بن‌بست اعلام ناشده قرار گرفته است؛ حالا با توجه به این وضعیت، حکومت هم نمی‌تواند کاری کند و جامعۀ جهانی هم کاملاً در افغانستان درمانده شده است.
نیروهای نانو آرام‌آرام بار سفر را می‌بندند، آن‌ها در فکر رفتن از کشور هستند. از سوی دیگر، با گذشت هر روز فشار طالبان هم بر دولت بیشتر می‌شود، آن‌ها از یک طرف آمادۀ صلح و حتا شرکت در انتخابات می‌شوند؛ اما از جانب دیگر، جان شهروندان بی‌گناه ما را می‌گیرند و انتحار می‌کنند. ما در وضعیت دشوار قرار گرفتیم، این بن‌بست خاموش و پیش از توفان است.
دو رویداد مهم پیش‌روی مردم قرار دارد؛ انتخابات ریاست‌جمهوری و خروج نیروهای خارجی. پس از خروج نیروهای خارجی وضعیت چه‌گونه خواهد شد؟
باور من این است پس از ۲۰۱۴ رنگ‌و بوی جنگ در افغانستان تغییر خواهد کرد و این جنگ از مشروعیت نیروهای بین‌المللی به جنگ امریکایی تقلیل خواهد یافت. تنها نیروهایی‌که در کشور باقی خواهند ماند، نیروهای امریکایی خواهند بود؛ آن‌ها هم در برخی از پایگاه‌ها می‌مانند و کشورهای دیگر عضو ناتو از افغانستان خارج می‌شوند.
حالا نگرانی این است در شرایطی که ما حمایت بیش از چهل کشور را داشتیم و سازمان ملل هم از افغانستان حمایت می‌کرد، نتوانستیم از حضور گستردۀ نیروهای بین‌المللی به نفع خود استفادۀ درست کنیم؛ اگر امریکایی‌ها به تنهایی در افغانستان بمانند، کشورهای همسایه و رقیب واشنگتن، حضور آن‌ها را با اتحاد جماهیر شوروی مقایسه خواهند نمود.
آیا ما شاهد یک انتخابات دموکراتیک در سال ۲۰۱۴ خواهیم بود. آیا ما می‌توانیم یک زعیم و رهبر درست برای نجات کشور برگزینیم. در کل آینده را چطور می‎بینید؟
اگر مردم بتوانند رهبر و زعیم ملی خود را در انتخابات پیش‌رو برگزینند، نیازمندی ما روز تا روز به جامعۀ جهانی کم‌تر خواهد شد. اگر پس از ۲۰۱۴ نظام قبیله‌یی و خانواده‌گی دوام کند و کرزی بازهم پافشاری‌ ماندن در قدرت را کند، یا یکی از اعضای خانواده‌اش را به قدرت برساند و جهان هم به نحوی چراغ سبز نشان بدهد، آینده را به شدت هم به دنیا و هم برای مردم وحشتناک می‌بینم. ولی امیدوارم دنیا درک کرده‌ باشد که فصل نظام حاکم در افغانستان به پایان رسیده است و هم خود مسوولان نظام حاکم، باید زمینه را برای مردم مساعد بسازند که خود مردم قدرت را به دست بگیرند.
جناب سیاوش بیش از یک دهه است که دولت در یک مسیر مشخص گام بر نداشته است، یعنی در یک سر درگمی به سر می‌برد؛ این سر درگمی ناشی از چیست؟
در این ده سال در رأس نظام آقای کرزی قرار داشت و او علاقه‌مند رهبری یک نظام شخصی بود. اگر بحث صلح با طالبان پیش می‌آید او تلاش می‌کند که این بازی‌های سیاسی طوری به نتیجه برسد که در آن کرزی قهرمان باشد. اگر بحث مجادله با نیروهای خارجی به میان می‌آید، بازهم می‌بینیم که رییس‌جمهور خودش را پیش می‌کشد. آسیب کلانی که در ده سال گذشته دولت ما را به ناکامی مواجه کرد، این است که حامد کرزی به یک اجماع ملی باور ندارد. او به یک ساختاری باور ندارد که در آن تمام اقوام، گروها، احزاب و سازمان‌های سیاسی خود را بیابند.
در تمام قالب‌ها یک چیز به فکر آقای کرزی می‌آید و آن خودش است؛ اگر بحث صلح هم به میان می‌آید، باید قهرمانش کرزی باشد و اگر پارلمان از پا در بیاید و ناکار آمد شود، باید قهرمانش او باشد. اگر فساد است باید وی به مردم نشان دهد که این فساد را دیگران به میان آورده‌اند.
حامدکرزی در فکر قهرمان‌سازی خودش است و این قهرمان‌سازی‌ها، فرصت‌های بزرگ را از ما گرفت.
جناب سیاوش! شما گفتید که حامدکرزی می‌خواهد از خود یک قهرمان بسازد، آیا شما فکر نمی‌کنید چهرۀ نقابین رییس‌جمهور نزد مردم افشا شده است؟
چند استراتژی را حامد کرزی پیش گرفته است که از آن طریق می‌خواهد خود را تبرئه کند:
نخست: نیروهای بین‌المللی را در افغانستان حامد کرزی آورده است؛ نیروهای بین‎المللی هم آقای کرزی را آورده اند. حالا جالب است که او در واپسین روزهای عمر حکومتش می‌خواهد خود را به مردم یک چهرۀ ضد غربی نشان بدهد. او در گفت‌وگوهایش چهرۀ ضد غربی می‌گیرد و می‌گوید: اگر امریکا فلان کار را کرد، اشغال‌گر است و… چون او می‌داند که این مسأله در بعضی از مناطق کشور مصرف داخلی دارد، به ویژه مناطق جنوبی. وی با این ترفند می‌خواهد به مردم نشان دهد که من باور دارم نیروهای امریکایی اشغالگر است، ولی چیزی از دستم بر نمی‌آید.
آقای کرزی با این کارش می‌خواهد توجه و رضایت مردم مناطق جنوبی را به خود جلب کند.
مسأله دیگر، حساسیت مردم افغانستان در برابر پاکستان است. باتوجه به این، در شرایط حساس و دشوار، آقای کرزی مسألۀ دیورند را مطرح می‌کند که من خط دیورند را به رسمیت نمی‌شناسم و نیز هشدار می‌دهد که پاکستان باید خود را اصلاح کند. حتا این کار آقای کرزی باعث شد، شماری از منتقدان نظام هم آماده شوند که گذشتۀ سیاه و ننگین او را پشت سر بگذارند و در کنارش بیاستند. اما وقتی حکومت جدید در پاکستان به صحنه می‌آید، آقای کرزی پیش از اعلان نتایج رسمی انتخابات این کشور، به نواز شریف تبریکی می‌دهد.
عمران خان چندی پیش گفت: آقای کرزی دیورند را به رسمیت نمی‌شناسد؟! او نان و برق را از امریکایی‌ها گدایی می‌کند، حالا می‌خواهد یک بخشی از پاکستان را از خود بسازد که هم نان دارد، هم آب و هم برق. عمران خان افزود: اگر گدا را بالا از خود بنشانید، دعوای خدایی می‌کند. حالا ما کرزی را فرصت داده‌ایم و او دعوا دارد که خاک ما را بگیرد.
در کل، رییس‌جمهور تلاش دارد خودش را برائت تاریخی دهد. ولی ابزارهایی را که او برگزیده، ابزاری نیست که بتواند آقای کرزی را از وضعیت فعلی نجات دهد.
آقای کرزی در برابر تمام نا‌هنجاری‌های موجود مسوول درجه اول است، او باید پاسخ‌گو باشد.
اشاره به پاکستان داشتید، این کشور همواره به گونۀ آشکار از شبکۀ القاعده و طالبان حمایت کرده است. ولی دولت افغانستان سال‌ها در برابر عملکرد آن‌ها سکوت اختیار کرده بود. در کل پاکستانی‌ها با این سیاستی که در پیش گرفته‌اند، از افغانستان چه می‌خواهند؟
پاکستان چیزی را که از افغانستان می‌خواست، در سه دهۀ پسین به دست آورده است. دولت افغانستان باید با استفاده از این فرصت تاریخی و حضور جامعۀ جهانی برخی از مسایل مورد منازعه را با پاکستان یک‌طرفه می‌کرد. ما می‌گوییم که خط دیورند را به رسمیت نمی‌شناسیم، در حالی‌که برای رفتن به پشاور به پاسپورت نیاز داریم، وقتی با پاسپورت وارد پشاور می‌شویم، این نشان می‌دهد که ما خط دیورند را به رسمیت شناخته‌ایم.
منطق این است که ما در این معضل تاریخی پای جامعۀ جهانی را بکشیم؛ اگر پاکستان آماده نیست این خاک را دوباره به مردم افغانستان دهد، ما باید در جست‌وجوی یک بدیل باشیم. در این صورت بهترین گزینه همان طرح سردار محمد داوود خان است که گفته بود در عوض این خاک، یک مسیر ترانزیتی به بحر برای افغانستان داده شود.
تقاضای ما باید از جامعه جهانی این باشد که افغانستان یک کشور محاط به خشکه است، این کشور به یک راه بحری نیاز دارد؛ پاکستان باید در برابر خط دیورند یک راه بحری به افغانستان باز کند که تقاضای مردم افغانستان با موجودیت و پا درمیانی جامعۀ جهانی تحقق‌پذیر است. اگر لجاجت کنیم چیزی به دست نمی‌آوریم، در سیاست با برخورد لجوجانه همه چیز از دست می‌رود.
رهبران سیاسی و شخصیت‌های ملی در شرایط کنونی، با توجه به بن‎بستی که شما به آن اشاره کردید، چه نقشی را می‌توانند ایفا کنند؟
مسوولیت کلان تاریخی آن‌ها این است که از فردگرایی و تک‌روی خود را منسجم‌تر بسازند در محور یک خط فکری و یک اجماع ملی جمع شوند، تا افغانستان را از وضعیت فعلی نجات داده شود. این، یک مسوولیت دینی، ملی و تاریخی است. در ده سال گذشته یکی از ضعف‌های کلان این بود که ما تک‌روی کردیم، در نتیجۀ این تک‌روی‌ها ره به جای نبردیم. حالا زمان فرا رسیده است که همه دور یک محور برای تأمین منافع ملی جمع شوند و رسالت تاریخی‌شان را ادا کنند.
آیا برگزاری انتخابات می‌تواند ما را از بحران کنونی نجات دهد؟
انتخاباتی که بتواند قناعت مردم را فراهم کند، به دو چیز ضرور دارد:
یک: تفاهم جامعۀ جهانی. جامعه جهانی باید تصمیم بگیرد که نظام فعلی به ماشینی می‌ماند که با تبدیل پرزه‌هایش نمی‌توان آن را سالم نگه‌داشت؛ این ماشین باید به کلی غوض شود، تا ما یک روش جدید نظام‌داری در افغانستان را روی دست بگیریم. جامعۀ جهانی باید پول لازم در اختیار ما قرار بدهد و امنیت انتخابات را تأمین کند.
دوم: در درون معادلات سیاسی، اگر جناح‌های سیاسی باز هم به آقای کرزی چراغ سبز نشان دهند و چون گذشته‌ها، یک معامله به وجود بیاید و کرزی هم‌چنان در قدرت باقی بماند، این خطرناک است. نباید دیگر قدرت‌های بیرونی و شخصیت‌های ملی، با آقای کرزی معامله کنند و بازهم آن‌ها ضمانت دوام قدرت او را کنند؛ باید همه تلاش کنند تا انتخابات برگزار شود.
ما دو تجربۀ تلخ انتخاباتی داریم که حتا چالش‎های آن به بیرون از کشور نیز درز کرد. در کل ما شاهد انتخاباتی دموکراتیک و شفاف نبودیم. آیا این بار یک انتخابات به دور از تقلب و شفاف در افغانستان برگزار خواهد شد؟
من از مهندسی‎شدن انتخابات سخت نگران هستم، به دلیلی این‌که ادارات محلی در اختیار تیم حاکم است، اگر تیم حاکم کسی را به عنوان نامزد پیش می‌کشد، از تمام قدرت برای گرفتن رأی استفاده خواهد کرد. به گونۀ مثال: فرماندهان و والی‌های ۳۴ ولایت در اختیار تیم حاکم است.
با توجه به این، نگرانی‌ها در حال اوج گرفتن است؛ تیم حاکم به یک انتخابات مهندسی‌شده تن می‌دهد.
ابقای کرزی در رهبری نظام چه نتایجی در پی خواهد داشت؟
اگر حامد کرزی در قدرت باقی بماند، دیگر هیچ امید و روزنۀ برای مردم افغانستان باقی نمی‌ماند؛ اگر کرزی در قدرت باقی ماند، افغانستان باقی نمی‌ماند، کوتاه این‌که باقی ماندن کرزی در قدرت پس از سال ۲۰۱۴ به معنای این است که دیگر افغانستانی وجود ندارد.
در موجودیت کرزی پس از سال ۲۰۱۴، دموکراسی، آزادی و حقوق بشر نخواهیم داشت و افغانستان بر خواهدگشت به یک امارت طالبانی که ملا عمر رهبرش بود که هر چه دلش می‌خواست انجام می‌داد. اگر کرزی یک فیصد برای دموکراسی، حقوق بشر و حقوق مردم باور داشته باشد، نباید در قدرت باقی بماند، ولی اگر او برای ماندن در قدرت پافشاری کند، تمام دست‌آوردهای نیمبندی ‌که وجود دارد، آن‌هم می‌میرد و افغانستان در لبۀ پرتگاه و سقوط قرار خواهد گرفت.
به باور شما به عنوان جوان‌ترین نماینده مجلس، نسل جوان و دانشگاهی در انتخابات پیش‌رو چه نقش را می‌تواند داشته باشد؛ در کل در شرایط دشوار کنونی رسالت نسل جوان چه است؟
جوانان بزرگ‌ترین نقش و رسالت را می‌توانند در انتخابات پیش‌رو داشته باشند. در صورتی‌که برای این نسل فرصت و آگاهی لازم داده شود؛ با توجه به این‌که نسل نو ما، درس‌هایی از تونس، مصر و کشورهای خاورمیانه گرفته‌اند، می‌توانند نظام‌های اسبتدادی را براندازند و دیکتاتورها را از قدرت به زیر بکشند.
انتخابات پیش‌رو و سرنوشت مردم، باید با رأی و حضور گستردۀ نسل دانشگاهی و جوانان رقم بخورد؛ باید رهبران سیاسی از این نیرو و قدرت دست نخورده استفاده کنند و نقش بیشتر برای آنان داده شود، تا نسل جوان در مورد سرنوشت خود و مردم خویش تصمیم بگیرند.
در این اواخر وضعیت امنیتی به گونۀ سازمان‌یافته وخیم شده است. به ویژه وضعیت شمال به شدت نگران‌کننده است. شما چه فکر می‌کنید پشت سر این ناامنی‌ها کیست و چرا وضعیت روز به روز خراب می‌شود؟
بدون شک دست‌هایی در کار است. نظام حاکم در این ناامنی‌ها دست دارد. از دولت توقع می‌رفت که باید تمام مناطق کشور را امن بسازد، ولی برخلاف در درون این نظام توطیه‌هایی در جریان است. حتا مناطق امن ما را ناامن می‌سازند، این کاملاً دقیق است. بحران‌زایی از درون سازمان‌دهی می‌شود، امروز در مناطق امنی مثل بدخشان، مخالفان مسلح حضور گسترده دارند و این، پرسش بر انگیز است.
دولت می‌خواهد مناطقی را که ساحۀ نفوذ اپوزیسیون سیاسی است، به نحوی ناامن جلوه دهد. آن‎ها رعب و وحشت را عمداً راه‎اندازی می‎کنند، تا مردم نتوانند به پای صندوق‎های رأی بروند. دولت شاید مناطق دیگری را تا رسیدن انتخابات بدامن بسازد. رهبری دولت در مناطقی که رأی ندارد، از همین اکنون اوضاع را متشنج ساخته تا زمینۀ حضور مردم به پای صندوق های رأی فراهم نشود.
بلی تلاش کلی این است که انتخابات سبوتاژ شود. در قانون اساسی آمده است: باید انتخابات سراسری برگزار شود. تیم حاکم شاید به بهانۀ ناامنی‌ها انتخابات را بر گزار نکند؛ اما اگر جامعۀ جهانی بر دولت فشار وارد کند، انتخابات برگزار می‌شود، در این صورت گزینۀ بعدی ناامن‌سازی حوزه‌های رأی‌دهی است. یعنی در گام اول سبوتاژ انتخابات و در گام بعدی ناامن‌سازی برخی مناطق، جزء برنامۀ دولت خواهد بود.
شماری از رهبران سیاسی به ویژه آقای احمد ولی مسعود، طرح اجندای ملی را از چند سال بدین‌سو برای خروج از بن‎بست کنونی مطرح کرده است. به باور شما با توجه به چالش‌های موجود، این طرح چه‌قدر می‌تواند مؤثر و عملی برای رهایی از بحران موجود باشد؟
تا جایی‌که من رسالۀ آجندای ملی را مطالعه کردم، طرح آقای احمد ولی مسعود یک طرح جامع و کلی برای رهایی از بحران و چالش‌های موجود در کشور است. اما باید این طرح با تمام مهره‌ها و چهره‌های ملی و مطرح کشور شریک ساخته شود. در ضمن این طرح باید در یک همایش بزرگ به همه‌پرسی گذاشته شود و تمام نخبه‌ها و کسانی که حرفی برای گفتن دارند، دیدگاها و آسیب شناسی‌ شان را در آن شریک سازند تا این طرح فربه‌تر شده و به غنامندی بیشری برسد. باور من این است که این طرحِ بسیار خوبی در شرایط فعلی افغانستان است؛ اما شرط اساسی این است که این طرح به یک اجماع کلان‌تر برسد و دیدگاه‌ها و نقد و نظر نخبه‌گان سیاسی در آن در نظر گرفته شود. در کل طرح آجندای ملی رویکرد مناسب برای عبور از بحران کنونی افغانستان است.
به نظر شما راه عبور از بحران کنونی چیست؟
راه عبور از بحران فعلی بسته‌گی به چند گزینه دارد:
یک: برگزاری یک انتخابات شفاف و عادلانه و به دور از تقلب.
دوم: تعویض چهره‌های تکراری و تغییر نظام حاکم یگانه راه عبور از بحران کنونی کشور است. ما با در نظرداشت این دو گزینه می‌تواینم از چالش‌های خطرناک موجود عبور کنیم و تنها چیزی‌که مردم افغانستان را به صلح و امنیت می‌رساند گزینش یک زعیم ملی، آن‌هم از طریق انتخابات عادلانه است. ما در این دو صورت در یک وضعیت مطلوب قرار می‌گریم.
یکی از دلایلی که نظام حاکم نتوانست ریشه‌هایش را در میان مردم عمیق‌تر بسازد و از حمایت و پشتوانۀ مردمی برخوردار باشد این بود که این نظام نه ملی بود و نه مشروع. باید انتخابات بعدی این دو خلا را پر کند و مشروعیت و مقبولیت داشته باشد.
عامل اصلی بحران کنونی کیست؟ چه کسی در هرج مرج کنونی مقصر اول است؟
عامل اصلی بحران کنونی کسانی هستند که بیش از یک دهه در رأس نظام بوده‌اند. بحران را آنانی به وجود آورده‌اند که در ده سال در فکر تأمین منافع فردی، قومی و گروهی خویش بوده‌اند. در رأس این گروها و حلقه‌های بحران‌‎زا آقای کرزی قرار دارد.
به عنوان پرسش آخر، چه‌گونه می‌تواینم به صلح پایدار برسیم؟
صلح در برابر گروهای مسلح زمانی امکان‌پذیر است که نخست با یک اقتدار وارد گفت‌وگو شویم. من فکر می‌کنم که صلح پایدار در افغانستان با کنارآمدن با طالب و حزب اسلامی نمی‌آید. اگر ما این دو جریان را هم شریک قدرت بسازیم، بازهم صلح به میان نمی‌آید.
اگر دولت می‌خواهد صلح پایدار در کشور به میان بیاید، طرف روشن است و آن پاکستان است. باید گفت‌‎وگوهای مستقیم و رو در رو با پاکستان با حضور و نظارت جامعۀ جهانی آغاز شود. همان طوری‌که سازمان ملل میزبان گفت‌وگوها، میان فلسطین و اسراییل بود، همین گونه بحران در افغانستان وجود دارد. باید کشورهای منطقه گفت‌وگو میان افغانستان و پاکستان را میزبانی و نظارت کنند؛ تنها در این صورت صلح پایدار در کشور به میان خواهد آمد.

منبع: ماندگار

گروهی هفته نامه ی ندای غزنه

[ 2013/5/26 ] [ 8:54 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

رییس‌‌جمهوری رومانیا از باقی ماندن سربازان این کشور در افغانستان پس از سال ۲۰۱۴ میلادی به منظور فعالیت در زمینه آموزش نیروهای افغان خبر داد.
به گزارش خبرگزاری شینهوا، ترایان باسسکو، رییس‌جمهوری رومانیا در یک بیانیۀ مطبوعاتی مشترک با اندرس فوگ راسموسن، دبیرکل ناتو در بخارست، پایتخت رومانیا گفت، رومانیا از تابستان سال جاری میلادی کاهش نیروهایش را از افغانستان همانطور که برنامه‌ریزی شده، آغاز می‌کند اما تعدادی از سربازان این کشور برای همکاری در روند آموزش نیروهای امنیتی افغانستان پس از سال ۲۰۱۴ میلادی در این کشور باقی می‌مانند.
دبیرکل ناتو با اشاره به پایان ماموریت نظامی نیروهای این ائتلاف در سال ۲۰۱۴ میلادی و آغاز فصل جدید فعالیت آنها در افغانستان گفت: تعهدات شما بیش از پیش ارزشمند است.
وی همچنین در مورد برنامه‌ریزی ماموریت جدید آموزش نیروهای امنیتی افغان، رایزنی و مشاوره دادن و حمایت از نیروهای این کشور پس از سال ۲۰۱۴ میلادی سخن گفت و افزود: این یک ماموریت نظامی نخواهد بود و گسترۀ آن کمتر است. من در زمینه حمایت دایم و پیوسته روی رومانیا حساب می‌کنم.
دبیرکل ناتو گفت که رومانیا نقش بسیار قدرتمندی در داخل این ائتلاف دارد.

[ 2013/5/26 ] [ 8:50 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]

گفتمان ویزه از روزنامه ی ماندگار؛

نشر از ویب بلاگ هفته نامه ندای غزنه

استاد اشراق! تشکر می‎کنم از شما که حاضر به گفت‎وگوی ویژه با روزنامۀ ماندگار شدید. نخست از انتخابات می‎پرسم. کمتر از یک سال به برگزاری انتخابات ریاست‎‏جمهوری باقی مانده است. وضعیت سیاسی و جو حاکم را با توجه به فرارسیدن زمان برگزاری انتخابات چگونه ارزیابی می‎‏کنید؟
بحث انتخابات در افغانستان اهمیت ویژه‎یی پیدا کرده است. به این دلیل که همزمان با برگزاری انتخابات انتقال سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی نیز صورت می‏‎گیرد و زمینه فراهم می‎شود که افغان‎ها بیشتر به مدیریت جامعۀ خودشان نقش ایتفا کنند.
اما در این میان دو سه موضوع مهم جلب توجه می‎کند: یکی این که کسانی بر سر اقتدار هستند در مسیر برگزاری انتخابات بایستی گام‎های صادقانه‌یی بردارند. از امکانات دولتی برای هدف‌های خاص خودشان سوء استفاده نکنند. از طرف دیگر، کمیسیون مستقل انتخابات باید یک کمیسیون مستقل و بی‎طرف باشد. از جانبی هم، باید قوانین انتخابات نیز مطابق مصالح و منافع ملی افغانستان باشد؛ در برابر چنین قوانینی نباید چالش ایجاد شود.
مسألۀ مهم دیگر این‌که انتخابات باید یک وسیلۀ گذار از وضعیت نابسمان و ناهنجار کنونی به وضعیت هنجار و مطلوب باشد و زمینۀ به قدرت رسیدن یک رهبری جدید را فراهم کند، تا این که افغانستان وارد یک مرحلۀ جدید حیات ملی خود شود.
اگر حلقه‎هایی که تلاش دارند در قدرت باقی بمانند، این‎ها انتخابات را از مسیرش منحرف کنند، این به یک چالش تبدیل خواهد شد؛ این حلقه‌ها اگر متوجه وضعیت جاری افغانستان باشند و مصالح و منافع ملی را ارجحیت دهند، شکی وجود ندارد که سلامت انتخابات تضمین خواهد شد و انتخابات آینده به یک فرصت خوبی تبدیل خواهد شد و افغانستان از بحرانی که فعلاً با آن روبرو است، به خوبی عبور خواهد کرد.
این مربوط به سیاست‎مداران، مردم افغانستان، جامعۀ جهانی و نهادهایی است که بر روند انتخابات تأثیر دارند. اگر انتخابات بر اساس مصالح مردم و معیارهایی که لازم به پیش برود، یک فرصت خوب خواهد بود. اگر در مسیر برگزاری انتخابات سنگ‎اندازی صورت گیرد، به یک بحرانی تبدیل خواهد شد که من فکر مسوولیتش متوجه کسانی خواهد بود که در مسیر سلامت سیاسی افغانستان چالش ایجاد کردند.
چه قرینه‎هایی وجود دارد که نشان می‌دهد انتخابات با چالش یا مشکل مواجه شود؟ به عبارتی آیا انتخابات برگزار خواهد شد؟
برخی حلقه‎هایی که می‎خواهند کماکان بر سر اقتدار بمانند و مسیر پر از فساد کنونی را دنبال بکنند، سعی می‎کنند با استفاده از برخی ابزارهای سنتی که با با وجود آمدن قانون اساسی جدید و تحولاتی که به وجود آمد، دیگر کارآمد نیستند، به آن متمسک می شوند. یا می‎خواهند اوضاع را به گونه‌یی نشان دهند که گویا انتخابات برگزار نمی‏شود. قرینه‎هایی وجود دارند که برخی حلقات تلاش می‎‏کنند توجیهی برای برگزار نکردن انتخابات پیدا کنند. در کنار این، تلاش‌هایی برای مهندسی انتخابات نیز در گوشه و کنار دیده می‎شود که از زیر نظر تحلیلگران سیاسی و اجتماعی بیرون نیست.
هم استفاده از ابزارهای سنتی و هم تلاش برای مهندسی انتخابات هر دو سلامت انتخابات را با مشکل روبرو می‎کند. اما کسانی که به دنبال چنین طرح‎‏هایی هستند باید بدانند که مردم افغانستان دیگر آن مردمی نیستند که بتوان با سرنوشت‌شان بازی کرد. حالا مردم از بیدار و شعور بالاتر سیاسی برخوردار شده‌اند. اگر مردم حکومت فاسد کنونی را تحمل کرده‌اند، به دلیل پخته‎گی سیاسی آن‎ها می‎باشد؛ مردم سعی کرده‌اند نظامی را که با تلاش خود آن‌ها و نیروهای تأثیرگذار به وجود آمده، از هم نپاشد و نظام به سوی نابسامانی نرود. به همین دلیل مردم افغانستان خیلی سعی کرده‌اند که خویشتن‌دار باشند و به گونۀ متساهلانه برخورد کنند. اما اگر به سرنوشت‌شان این‌‎گونه بی‌رحمانه بازی ‎شود، من فکر می‎کنم که آن‌ها واکنش‌های جدیی نشان خواهند داد.
با توجه به نگرانی‌هایی‌که شما مطرح کردید و همچنان با در نظرداشت خروج نیروهای خارجی از کشور همزمان با برگزاری انتخابات، راهی‌که بتوان از طریق آن یک انتخابات شفاف، دموکراتیک و عادلانه را برگزار کرد، کدام‌هاست؟
فکر می‌کنم کسانی که در همین ده سال زمام قدرت و سکان اقتدار را به دست داشتند، این‎ها باید بدانند که به این شیوۀ غلط و با این استفاده غیر شریفانه از منابع و امکانات ملی نه برای خودشان کاری کرده می‎توانند و نه یک میراث مناسبی را برجای می‎گذارند.
بهتر است که این‎ها یک تغییرات را در نگاه شان به وجود بیاورند و متناسب به این تغییرات خودشان را با مصالح مردم افغانستان هماهنگ سازند.
ببخشید استاد، ما در حال حاضر شاهد دو جریان هستیم، یکی کسانی است که رهبری نظام را به دست دارند و دیگر هم اپوزیسیون‌های سیاسی است که به قول خودشان از حمایت مردمی هم برخوردار هستند؛ اپوزیسیون سیاسی هماهنگ با دولت چه نقشی را می‎تواند در انتقال مثبت سیاسی بازی کند؟
در انتخابات همۀ طرف‎ها می‎توانند تأثیر گذار باشند و شکی وجود ندارد که دوجهت تأثیرات بیشتری را دارد. یکی دولت افغانستان و دیگر هم گروه‌های اپوزیسیونی که با برنامه‎های مشخص در برابر رویکردهای دولت و به ویژه حکومت افغانستان قرار گرفته اند. بحث این است که انتخابات دیگر مربوط به این شخص و آن شخص نیست. مربوط به دولت و مردم افغانستان و تشکیل‌هایی‌ست که در مسیر تعریف شده گام بر می‎دارند. این ایجاب می‎کند که حکومت در قالب نظام جمهوری اسلامی افغانستان با رویکردهای صادقانه گام بردارد. حکومت هم باید کمیسیون ملی و مستقل را به وجود بیاورد، هم ذهنیت استفادۀ سوء از امکانات دولتی و مهندسی انتخابات را به دور کند. بگذارند که مردم افغانستان کی را انتخابات می‎کنند. از طرف دیگر تشکل‌های سیاسی هم که در قالب اپوزیسیون دور هم جمع‎ شده‎اند، این‎‏ها هم می‎توانند در این روند ممد و موثر واقع شود. به این معنا که سرلوحه‌های منظم داشته باشند، طرح داشته باشند، هماهنگی داشته باشند که نمونه‎های آن در قالب شورای همکاری احزاب و بعضی جریان‏‎های سیاسی مثل ایتلاف ملی و جبهۀ ملی در این زمینه‌ها فعالیت می‏‎کنند. علاوه بر آن نقش جامعۀ مدنی و جریان‌هایی‌که هدف آن‎ها گذار مسالمت‎آمیز سیاسی- اجتماعی است، خیلی موثر است. خود مردم افغانستان نیز می‎توانند نقش خوب داشته باشند، می‎توانند مشارکت کنند و زمینۀ رقابت را فراهم سازند؛ نظارت کنند که دست‎های پیدا و پنهانی مسیر انتخابات را منحرف نسازد.
از طرف دیگر، سازمان‌های معتبر جهانی و کشورهایی‌که با افغانستان دوست هستند، این‎ها همه می‎توانند بر جریان سالم انتخابات در افغانستان به گونه‎یی تأثیر داشته باشند.
شما استاد علوم اجتماعی هستید، فضای عمومی کمتر ناظر تحولات و جریان‌های فعلی است؛ همچنان گفته می‎شود طرحی برای عبور از بن‌بست موجود نه از طرف دولت و نه هم از طرف اپوزیسیون ارایه نشده است، نقش نخبه‎گان را با درنظرداشت وضعیتی که اشاره کردم، چگونه می‎بینید؟
بر بنیاد قانون اساسی نهادها و مجموعه‎های برای نظارت از عملکردهای حکومت موظف هستند، اما این مجموعه‌ها یا نخواستند و یاهم نتوانستند خودشان را با معیارهای قانونی برابر بسازند. شکی وجود ندارد که در این طرف نیروهایی که موضع انتقادی دارند هم با فشارهای متنوعی روبرو هستند. گروه‌هایی که در بیرون از نظام به عنوان اپوزیسیون و نهادهای منتقد قرار دارند، می‎توانند در تحولات و جریان‎های سیاسی نقش بازی کنند.
در بحث فضای عمومی، باید یک مفاهمه و گفتمان میان شهروندان به وجود بیاید. تا آن‎ها بتواننند کاستی‌های نظام را نقد کنند و در بهبود وضعیت آن‏ها سهم داشته باشند. اما نخبگان هم می‌توانند زمینۀ وفاق و گفت‏وگو را میان شهروندان جامعه به وجود بیاورند؛ آن‎ها باید در حوزۀ عمومی مطالباتی داشته باشند و نقش را بازی کنند. من فکر می‎کنم که هماهنگی میان نخبه‌گان در عرصه‎های مختلف ضرورت هم هست و تأثیرات خاص خود را هم می‎تواند برجای بگذارد.
برخی چهره‎ها طرح‌هایی را برای نجات کشور ارایه کرده‌اند؛ شماری از چهره‌ها از اجماع ملی سخن گفته‎اند و همچنان آقای احمد ولی مسعود طرح اجندای ملی را مطرح کرده است، چه‎قدر این طرح‎ها می‎توانند برای عبور از شرایط کنونی و پس از سال ۲۰۱۴ موثر واقع گردند، مشخصاً طرح اجندای ملی چگونه طرحی است؟
طرح وفاق ملی و اجماع ملی طرح‌هایی است که برای ابقای قدرت نظام حاکم و رییس‌جمهور کرزی ریخته شده است. کسانی که بحث اجماع ملی و وفاق ملی را مطرح می‎کنند کسانی هستند که خون واحدی در وجود آن‌ها و سردم‌داران نظام جاری است. یعنی آن‎ها کدام حرف نو، طرح جدید و سخن متفاوت ندارند. این‎ صداها بر محور قدرت فعلی، تلاش دارند یک نوع آرایش جدید را به وجود بیاورند و تلاشی است برای گرفتن قدرت و رفتن به سوی انتخابات و حفظ قدرت. این‎ها تلاش دارند قدرت از حوزۀ کنونی خارج نشود. اما طرح اجندای ملی که از سوی احمد ولی مسعود و به همکاری شماری از شخصیت‎‏ها مطرح شده، یک مقدار متفاوت است. در این طرح روی وفاق و اجماع ملی بحث شده است. در رساله‌یی‌که آقای مسعود تدوین کرده، به برخی از مسایل مهم تماس گرفته شده است؛ مسایلی که در تاریخ افغانستان به عنوان تابو تلقی می‎شدند؛ یعنی یک نگاه واقع‎گرایانه به قضیۀ قدرت در این طرح دیده می‌شود. در این طرح به راه‎های گذار از توسعه‌نیافته‏‎گی به توسعه‎یافته‌گی سیاسی اجتماعی پرداخته شده است. یعنی این‌که قدرت تا اکنون به اشکال مختلف انحصاری بوده و در یک مرکزیت می‎چرخیده است. روی مسألۀ دولت‎سازی و ملت‎سازی با توجه به واقعیت‌های جامعۀ افغانستان و معیارهایی که در عصر ما شکل می‌گیرند، در اجندای ملی پرداخته شده است. این‎‏ بحث‌ها سطحی و زودگذر نیست و از افق کلانتری برخوردار است. این طرح که به عنوان یک گفتمان ملی با رویکرد سیاسی- فلسفی مطرح شده، اگر رویش بهتر کار صورت گیرد می‏تواند فضای خوبی را در وضعیت فعلی افغانستان به وجود آورد.
جامعه واجد عملی‌شدن چنین طرحی است؟
مردم افغانستان منتظر هستند که سیاست‎مداران‌شان با چه طرح، تفکر و باوری وارد صحنه می‎شوند. مثلاً با تحولاتی که در منطقه و جهان رونما شده سیاست‎مداران آن‌ها چه مقدار متحول شده‌اند و سخنان جدی را در حوزۀ قدرت و سیاست مطرح کرده می‎توانند. بنابراین طرح اجندای ملی نه به عنوان یک ضرورت و نیاز که به عنوان یک انتظار مطرح شده است.
اخرین سوال این است که در گرماگرم بحث انتخابات، جنجال مرزی میان افغانستان و پاکستان بالا شده است، کرزی هم از به رسمیت نشناختن خط دیورند سخن گفته است؛ بعد سیاسی این مسأله را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
(قسمتی از صحبت آقای اشراق در این بخش درست ضبط نشده است) … بحث دیورند بحثی است که مورد اتقاق کل مردم افغانستان نیست؛ همۀ نخبه‎گان، متفکران دانشمندان افغانستان نیز بر نکتۀ واحدی در این خصوص متمسک نمی‎شوند. اگر آقای کرزی در این زمینه صادق می‎بود باید تیم‌های متخصصی در این زمینه به وجود می‎آمد و همچنان جنبه‎های حقوقی، تاریخی، سیاسی و استراتژیک مسأله سنجیده می‎شد و این بحث باید در دو طرف سرحد هم به همه‌پرسی گذاشته می‌شد؛ اگر قرار بود این بحث یک طرفه می‎شد باید از طریق شورای امنیت و دادگاه‌های بین‎المللی بررسی می‎شد. متأسفانه دیورند به حربۀ تبلیغاتی تبدیل شده است. همانطوری که حکومت‌های گذشته نیز از این موضوع استفادۀ تبلیغاتی کرده‌اند و به عنوان یک معضل ملی به صورت پایدار توجه به حل این مشکل صورت نگرفته است.

[ 2013/5/26 ] [ 8:48 ] [ مـــــمتاز "حیــــــــــدری"و هیأت تحریر ]
<< مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این بلاگ به تاسی از فیصله جمع کارمندان هفته نامه ندای غزنه تاسیس گردیده است و محتوای این بلاک حاوی موضوعاتی سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و اسلامی می باشد.
همچنان در باره هنجار ها و ناهنجار های که در طی چندین سال ، کشور عزیزمان به آن گرفتار است تحت بحث قرار میدهد و برای ذهنیت دادن جوانان و بانوان کشور نیز یک منبع بهتری است تا آنها را از مسایل گونا گون با خبر نماید و در باره تحولات دنیا آگاهی میدهد.
قابل یادهانی است اینکه ؛تماماَ دوستانیکه علاقمندی به فرهنگ ویب بلاک خوانی و فرهنگ اطلاعات عمومی و غنی درباره ای ولایت غزنی باستان دارند می توانند که مطالب خویش را توسط پست الکترونی به ما ارسال بدارند، زیرا هفته نامه ندای غزنه همیشه از تماماً دوستداران و علاقمندان خویش نیز متقاضی است تا در بخش موضوعات ساسیی ، اجتماعی ، اقتصادی ، ورزشی ، ادبی و فرهنگی اداره هفته نامه را یاری رسانیده ، اشخاص و علاقمندانی که درخارج ازکشور زنده گی دارند توسط مطالب ارسالی شما عزیزان بتوانند درباره ولایت باستانی و مهد تمدن اسلامی اطلاعاتی مناسب بدست بیاورند.
همچنان با ارسال مطالب زیبا خویش شما می توانید به غنامندی بیشتری به فرهنگ ویب بلاک خوانی تعدادی کثیر از جوانان را تشویق کرده و آنها را وادار به معرفی ولایت تاریخ و باستانی غزنی باستان کوشا سازید.
با عرض حرمت ممـــــــــــــــتاز حــــیدری صاحب امتیاز و مدیر مسئوول هفته نامه ندای غزنه
امکانات وب

استخاره آنلاین با قرآن کریم


كد ماوس

تماس با ما href="http://www.1abzar.com">اسلایدر



آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر